- 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.
بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات
بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات
Category
📺
TVTranscript
00:00من داشتم پرونده های مربوط به شرکت رو می آوردم
00:03گفتم اجله دارین شاید بخواین یه نگاه
00:05آیشی
00:06وقتی داشتم از خیابون رد می شدم
00:08حواسم پرد شد نگودشته
00:10ماشین رد می شده و منم ندیدمش
00:12یه های زد رو ترمز و یه کچولو خورد به هم
00:14وقتی افتادم روزمین خیلی ترسیده بودم
00:17یعنی کلن گفتم اشتباه از منه
00:20برانندم گفتم
00:21ولی اون زن بیچاره انگار خیلی ترسیده بود
00:24منم کلی از خواهی کردم
00:26و گفتم همه ی اینا تخصیر منه
00:28ولی خدا رو شکلان بهترم
00:30چه جلی داشتی رویا من صبح می تونستم نگاه بندسم
00:33زود باش بلند شو ببرمت پیش دکتر
00:36اینجوری نمی شه
00:36نه نه آقا آزان من واقعا حالم خوبه
00:39یعنی درست سرم به زمین خورده
00:41ولی نیازی نیست
00:42نمی خوام این وقتی شب مزهمه شما بشم
00:44تا همین جاشم خیلی شرمنده تو
00:46رویا این چه حرفی آخه
00:47میگی سرم خورده زمین دیگه اگه چی زیر بشه
00:49چی دکتر باید ببیندت زود باشه
00:51رویا بریم
00:52رویا پاشو زود باشه
00:55بریم
00:58اوزان به هم خبر بده باشه
01:00باشه من بهت خبر میدم
01:13من به شما گفته بودم که حالم خوبه
01:15این وقت شب بیخودی شمارم خسته کردم
01:17این چه حرفیه رویا
01:18اون لحظه که بیهوش شدیم
01:20ما خیلی ترسیدیم
01:21ولی خوب خوب شد اومدیم نه
01:22حد اقل خیالمون راحت شد
01:24آه الان به ذهنم رسید
01:26کل روز توی شرکت کار کردم
01:28یادم رفته چیزی بخورم
01:29به نظرم واسه همین بیهوش شده بودم
01:31یا فشارم افتاده
01:32یعنی چه یادم رفت قضو بخورم رویا
01:34این چه حرفیه دیگه
01:37بیا این اطراف یه رسطوران هست
01:39برات قضا میخوره
01:40نه نه نه آقا اوزان
01:41من میرم خونه یه چیزایی آماده میکنم
01:43خودم میخوره
01:44رویا
01:45کشش نده
01:46تا دوباره بیهوش نشدی بیا
01:47بجام
01:54اخط تلیفم هم شش خاله بابا
01:56همین شش خاله
01:58احمق من هم بایستم جواب نمیدم
02:00اون همه پلا سرشو وردی
02:02ولی مامان جون دارم میگم بیگنام
02:04صد بار زنگ جدم دیگه کافیه دیگه
02:06بابا خسته شدم به خودا دیوونش شدم
02:08ات دستانه
02:09نه باید بیخیال شی
02:11هرکس
02:12صد بار نه هزار بار زنگ بزن
02:15ولی تلشو به دست بیاری کن
02:16مامان جون جواب نمیده میگم
02:18تلفان میکنم جواب نمیده
02:19نمیتونم نمیشه دیگه
02:21ای با من بیرم اتاقه ماست
02:23اونجا دیگه اتاقه تو نیست
02:25اتاقه پروه ماست
02:26ای بابا
02:26اتاقه سی ساله ای منو اتاقه پروف کردین
02:29واقعا که متصل
02:29داری چیکان میکنی؟
02:31چشات میوه است که میوه؟
02:33این میوه ماست
02:35اینا میوه های ماست
02:36تو اگه میخوایی میوه بخوری
02:38باید بری بای سنت بخوری کن
02:40مامان جون اینه بده دیگه
02:41داری چیکان میکنی؟
02:42بابا تلویزیو که دیگه میتونم ببینم
02:44تو چرا نمیفهمی ها؟
02:46مثل آدم دارم توصیمیدم
02:48هر چیزی که اینجا از مال ماست
02:50مال ما
02:50مال تو نیست
02:51اگه میخوایی تلویزیون تماشا کنی
02:53باید بری پیش زنه تماشا کنی
02:54اینه آفریم مامان جون
02:56واقعا چقدر منو دوست داری
02:57تبریک میگم
02:58فکر کردم که
02:59برای خوشانهی من تلاش میکنیم
03:01ولی اصلا اینطور نی
03:02تن هدفتون اینه که منو اینجا بیرون کنی
03:05تبریک میگم
03:05باقعا تبریکیم
03:06راسته شاده
03:07همینطوریه
03:09مجرد اینه که
03:11من به خاطر هماغت
03:13تو نمیتونم عرصه دست گلمو از دست بدم
03:15یعنی ای ورمامانی
03:17تو این روزا که دقیقا به اتحاد نیاز داریم
03:19باید متحجیم به خاطر این رفتالت بلات متحصفم
03:22درزه من
03:23برای الیفم متحصفم باقعا
03:25ما چرا باید متحج بشیم
03:28البته هره
03:29شادت کریم
03:30مجرد توقیفت انوال که رو شما از سر نمیذاره
03:32طبیعیه
03:33طبیعیه
03:34اون کله یطوره از جا میکنم
03:36انوال کی
03:37ماما ان اومدن شرکت انوال توقیف کنن
03:40ولی تنها هدف شما اینه
03:41با هم مثل برزند ناتنی رفتار کنی
03:43افری
03:45انوال شرکت
03:47بله
03:52گوزن قطبیه
03:53کوچیلو گفته های مامان جون
03:55منم میخوام وقتی بزرگ شدم
03:56مثل بابام شاخه بزرگی داشته باشم
03:59مادر گفت البته عزیزم
04:01وقتی بزرگ شدی شاختر میاری
04:06عزیزم
04:19بله مامان جون
04:21اشرا
04:22مامان اومدن شرکت انوال توقیف کنن
04:25خیلی باشه
04:26این ایکای دهن لغت چرا اینو به شما گفته
04:30ای بابا من نمیخواستم بهت بگم که نراحت بشی
04:33چیه چرا بازار کش میکنه
04:35ای با من این به موضوع توقیف انوال
04:37عادت نداری منگار ابر این باره
04:39ای کشتر رو برمیداشم میبردن
04:41میشنوی
04:42مامان جون لطفا نراحت نشو
04:44من و اوزان داریم حلش میکنیم
04:46همه چیه حل میکنیم
04:47اوزان چطوره
04:48دیگه اونم ترگیر شده
04:50ولی نراحت نشو
04:51سعی میکنیم حلش کنیم
04:55اوزان یه کار کچیک داشته
04:57شلان خونه نیست
04:58بعدن حرف میزنین باشه
04:59باش باش
05:01مامانیت هم نراحت نکن
05:02خودتو میبینم
05:03میبینمت
05:04منو ببین نراحت نشو
05:07میبینمت
05:19وای
05:20رویا
05:21تو خوردی تموم کردی
05:23تازه میگفتی گرسته نیستی
05:27واقعا من خیلی گرست نیبودم
05:28الان متوجه شدم
05:29اکا شما میخوردین
05:31من اشتها ندارم
05:32رویا تو بخور
05:36آقا اوزان
05:37شما از پس این مشکل هم برمید
05:40من مطمئن نم
05:42این دفعه به این راحتی ها نیست رویا
05:44این دفعه نه
05:45امروز توی شرکت میگفتن
05:47که شما چه مشکلاتی پشت سر گذاشتین
05:49و از همه شونم به قدرت عبور کردین
05:53یعنی آقا اوزان
05:55همه از دهه دل به شما اعتماد دارن
05:57منم اعتماد دارم
05:58و هیچ شکی هم ندارم
06:00شما کسی هستین که این شرکتو از صفر ساختی
06:03لطفا فراموش نکنین که کی هستی
06:06وقتی ناامید شدین
06:08همیشه اینو به یاد بیر
06:09تو شرکت واقعا رجب این حرف میزدن؟
06:11دانه
06:11همه خیلی به شما اعتماد دارم
06:15چرا دروغ بگم
06:16شنیدن این چیز حالمو خوب کرد رویا
06:18این شرکت آرزوی من بود
06:20آدم به این سادگی بیخیل آرزوش نمیشه
06:23خب
06:25آرزوی تو چیه؟
06:27تو چی میخوای؟
06:30آرزوی من؟
06:33من فقط الان میخوایم که کارمو درست انجام بدم و اخراج نشم
06:38نگران نباش پیلن همچین قصدی ندارم
06:42تا وقتی تو تموم کنی من میرم حساب میکنم
06:46باشی
06:51مچکرم حساب ما رو لطف میکنیم
07:07موسا
07:09اوزا چطوره؟
07:10زیاد خوب نیست
07:11کارا خیلی کن پیش میره
07:13شرکت ها مدام زعی میزنن
07:15فعلا دارم عطل میکنه
07:16ولی باید سریتر همه چیو درست کنیم
07:18منجوری نمیشه
07:20میدونم موسا میدونم
07:22منم قبل از این که بیام با بانک هرف زدم
07:24خب
07:26خب طبیعتا وقتی تو این وضعیت هستیم به همون بام نمیدن دیگه
07:29منم با آقا محمد حرف زدم
07:31گفت یه سرمایه گذار خارجیه که دوست داره همکاری کنیم
07:34خب
07:34ولی تا آخر هفته میاد
07:35چه هفته ای موسا ما یه دقیقا وقت نداریم که از دست بدیم
07:37چه هفته ای؟
07:39نه
07:40داداش
07:40چطوره با آیا زرف بزنی؟
07:43نه
07:44وقتی بابا مرد اون موضوع تموم شد موسا
07:46دیگه نیازی نیست بازش کنیم
07:47باشه؟
07:48باش داداش فهمیدم
07:52تو به چی نگاه میکنی اسرا؟
07:54دارم سهم ما رو کنترول میکنم
07:56آزا نگاه کن داره سقوط میکنه
07:58ما باید هرچی سریتر یه کاری بکنیم
08:10باریش صبح خیر
08:12تو منتظر من بودی؟
08:13چی شده؟
08:15کسی کاری کرده؟
08:17تو خوبی؟
08:17باشه باشه هارون باش تحریف میکنم
08:19خودم اینجوری کردم که اوزان به هم رسیدگی کنه
08:22چی؟
08:23تو عقلتو از دست دادی؟
08:25دیوونه شدی؟
08:26یعنی چی؟
08:27یعنی چی خودم اینجوری کردم؟
08:28دیوونه شدم ولی خب موفقم شدم
08:30وقتی معمول تاقیف اموال به شرکت اومد
08:32اوزان اول با من درد و دل کرد
08:34دیشبم اولین قضا رو با هم خوردیم
08:36خیلی خوب بود
08:37نمیدونم چطوری بگم
08:38یعنی رفته رفته همینطوری داریم سمیمیتر میشه
08:41ببین تو واقعا داری با آتیش بازی میکنی
08:44یعنی داری با آتیش میرخصی
08:46من اینو نمیفهمم
08:47از چی اون خوشت میاد؟
08:49تو به اون نیازی نداری
08:50دختر خوشگلی هستی
08:51اگه یکمی به اطرافت نگاه کنی
08:55وقتی به اطراف هم نگاه میکنم
08:56فقط یه چیز به ذهنم میاد
08:58اونم اینه که از اینجا خلاص بشم
08:59اوزانم بیلیت خروجم از اینجاست
09:01رویا رویا
09:03هر روز کلی بهش دروغ میگی
09:05اوزان به فهم دانشگاه نمیری میخوای چی کار کنی
09:09نمیدونم نامه ی رفرانس و شرکت هایی که کار کردی
09:12از این حرف ها وقتی به فهم همشون جلی هستن چی کار میکنی
09:15مثلا از کجا میخواد به فهم باریش
09:17کسی ازم نمیپرسه
09:18درزم این وقت صبح حسابمو خورد کردی
09:20خودم همه چی رو حل میکنم
09:22تو دخالت نکن
09:22درزم تعریف کن ببینم چرا نراحتی ها
09:28نپرس
09:30چی شده
09:33من و بچه ها دیروز یک کاری کردیم
09:35صاحب اونجا آدم بدیه
09:37ازم پول میخواد ولی من پول ندارم
09:40یعنی
09:41باید یه راحلی پیدا کنم
09:43بایی باریش منم هیچی ندارم که بخوام بهت بدن
09:47وگرنه حتما کمکت میکرد
09:49نه نه رویا نه
09:50چیزی نیست که بشه با این پول کم حل کرد
09:53من دارم باها درد و دل میکنم فقط
09:56یعنی
09:57همینجوری حرف زدم
09:58من باید یه راحل بزرگتری پیدا کنم
10:01فهمیدم
10:02خیلی نراحت شدم
10:03نمیدونم چی بگم
10:04میشه بعدا حرف بزنیم
10:06آخه دیرم میشه
10:07تازه تو سرمو دارم یخ میزنم
10:08باشه
10:09باشه فیلا
10:18باشه خیلی ممنونم داشت
10:20خب کارخونه ها رو حل کردیم
10:22این باعث میشه کم خیالمون راحت بشه
10:24خیلی خوبه
10:25خیالمون راحت میشه
10:26مساوری دیگه تا که
10:33آخه ممتاز زنگ میزنه
10:38بفرماین آخه ممتاز
10:39سلامو دان
10:41مجدگانی بده
10:42برای سرمایه گذار پیده کردم
10:44چی؟
10:45واقعا؟
10:47این خبر فوقولده دیگه
10:49سریع خوشحال نشد
10:50یکم آدم عجیب غریبه یارب
10:53ولی
10:54اگه باش به توافق برسی
10:56میتونه مشکل مالی تو رو حل کنه
10:59میتونم باش به توافق برسم
11:00آقا ممتاز میتونم
11:01یعنی چقدر میتونه درمو سختی باشه
11:03فقط
11:03این سرمایه گذار میشنستم
11:05همکار ماست نه؟
11:07نه
11:07ربطی به کار ما نداره
11:09به زور اومده اینجا
11:10آدم سنتیه
11:12شرکت های خودشونم
11:13خانوادگی مدیریت میکرن
11:15در باره شما بهش گفتم
11:17گفتم با همسرت خیلی خوب همکاری میکنی
11:19خوشش آمد
11:21میخواد با جفتتون آشنا بشه
11:23حتما؟
11:24حتما آشنا بشه
11:26بله
11:26فقط من به خاطر این اتفاقات
11:29اخیر وقت ندارم که بخوام تلف کنم
11:31چطور ما سریتر قرار بذاریم
11:33میتونیم برای نهار قرار بذاریم
11:35خیلی عالی میشه ممنونم
11:38باشه
11:39نگران نباشین
11:40من به این زنی میزنم
11:42ردیفش میکنم
11:43در باره جزیات هم بهش پیام میدم
11:45برای ملاقات دیر نکنی
11:48چون آدم منظمیه
11:49خیلی سر وقت و آن تایم باشید
11:53باشه
11:53باشه آقام امتاز
11:54اصلا نگران نباشین
11:55ما دقیقا به موقع اونجا میریم
11:57راستی
11:59خیلی ممنونم
12:00این لطفه شما را هیچ وقت فراموش نمیکنم
12:02با امید دیار
12:05خدای شکرت
12:06موزان چی شد؟ چی گفت؟
12:08آماده شا
12:09داریم برای نهار میریم
12:14گل قرمز لکه داره
12:16هر روز گریه کنم چها داره
12:19امروز دل واپس همم آنم آن
12:22آه این دل هم تو را میخواد
12:24یار من
12:25و سلام
12:25چی شده؟
12:27یه برنامه باشه را هنگ برنامه روزی کرده بودن
12:29برا دلی انگار خیلی خوب دارن
12:30هیمه ببخشی دیگه
12:31آقای کو تو خیلی وقت پیش این برنامه ها اجرا کردی
12:35این کارا اینجوری نمیشه
12:36بلی گلم
12:37گله من خواهش میکنم اینجوری نکن
12:39من میتونم به قیانت کنم
12:40آخه غیر ممکنمه میتونم نمیشه
12:42ببین ببین آهنگ چی میخونه
12:43چی میگه؟
12:44ببین ببین آهنگ میگه
12:45امان امان
12:46بیا بغلم
12:47عزیزم
12:48تو گله منی
12:49این حرفا
12:50تو اگه از روی کناپ خوابیدن
12:52بدون یار درس ابرت میگرفتی
12:54از یار خودت جدا نمیشونی
12:56باید قبلا فکرشو میکردی
12:57بله گلم
12:57همچین چیزی نیست
12:58میگم بیگونام
12:59چرا درکم نمی کنی
13:00هموش درکم نمی کنی
13:01اونجا چه خبره؟
13:04شایر اومده
13:06داماد خاین
13:07اکای سابق
13:08زود بهش برا
13:09مامان جان خواهش میکنم
13:11یک
13:11تموم شد
13:12گلم گلم
13:13من تو این شرکت
13:14به خاطر تو کار میکنم
13:15والا به خاطر تو کار میکنم
13:16وگه باقیه چی کار دارم
13:18گول نخوری
13:19وگه کاش باقیه نابود بشن
13:21حتی حالا میتونم کنم بیرون بابا و اینوال شرکتم داره تاقیب بوشه
13:25آره اصلا دیگه باید بیرون بیارم
13:27چی گفتی؟
13:29شرکت؟
13:30حره چی؟
13:31تاقیب؟
13:32شرکت گفتم؟
13:33نمیدون سند؟
13:34ممن جوه لیم
13:35باید ممن من جواهر
13:36یه کارم دیم
13:37شرکت فرحش میکرم
13:38ممن باید
13:39ممن باید
13:41اصرا باید جوری به نظر بیام که با هم تفاهم داریم و خوشبختیم باشه
13:44اصرا اون آدم خیلی به بنیاد خانواده اهمیت میده لطفه
13:47باشه اوزان چقدر اقراق میکنی همیشه همین کارو میکنیم
13:50یکی دو ساعت جوری رفتان میکنیم انگار خوبیم خوشحال
13:52میخواستی چی بشه با تو پونزد دقیقه گذارندنم سخته
13:54در واقع با تو بودن سخته اوزان چرا با من بودن سخته
13:57صده ای منو بالا نبره
13:59الان انگار من چی کار میکنم مدام به تیکه میدازی
14:01و با تن و کنای حرفی زنیم
14:02خب چرا من مدام به تیکه میدازم
14:04ها طالبش فکر کردی چرا با کنای حرف میزنم چرا
14:07باشه باشه اوزان باشه تمومش کن
14:10من ساکت شدم فکر نکنه هیچی نمیگم
14:13بله مامان جا
14:14پسرم
14:16پسرم خاندان ما داره نابود میشه
14:19قراره توی سرزامین خودمون مستجر بشی
14:22بذارم
14:23یکم آرون باش
14:24چی؟ مامان چی میگی؟
14:26بسرم قراره فقیر بشیم
14:28بسرم قراره یتیم بشن
14:30بگو
14:31اکو همه چیو بهشون گفته
14:35مامان جان تو اول آرون باش
14:37همچین چیزی نیست
14:37ما تو راهیم که بریم با یه سرمایه گذار حرف بزنیم
14:40باشه همین
14:42تو نگرانه این چیزا نباش بش فکر نکن باشه
14:45اها باشه
14:46پس بچه هم تو امیلیت کامل هم
14:48مامان جان امیدوارم اینطوری باشه
14:50بری همونطور که بهت گفتم
14:52توی راه هم و کار دارم
14:53بعدا درباره شرفی زیدیم
14:54بایستو بایستو بایستو بسرم قد نکن قد نکن
14:56ببین هر ملای سرمون میاد به خاطر آرتاناز
14:59یه دون آرتان بگیری
15:01توقیف انبال به عنوان اشانتون کنارش میاد پسرم
15:05اه اه خالص امرو جون سلام
15:07من الان دارم هرپاتین رو میشنبم
15:10توستاکت شا
15:11حف نزن
15:12برازی در ناز
15:13حف نزن موزی
15:14باشه مامان جان فعلا قطر میکنم
15:17میبینم بهت
15:18باشه بسرم میبوستم
15:20بسته دیگه قط کن ماما
15:22قط کن دیگه
15:24حوزان نیومدی
15:26یک حلمم بگی
15:27تو همیشه همینجوری بودی و هستی
15:29اسرا چی بگم آخه
15:30تو مامانمو میشنسی دیگه
15:31اینم حفظ کردی
15:32بحونت همیشه همینه
15:33اسرا چی بگم آخه
15:35مامانم رو میشنسه دیگه مامانم اینجا دیگه
15:37به چی میخندی؟
15:39ایچی ایچی اصلا به چیزی نخندیدم
15:40به موضوع ارتانا و عاشنایتون خندیدم همین
15:44زشته واقعا
15:45واقعا زشته
15:46باشه باشه بگذاریم
15:47الان فقط حواسامو پرده کن که نریم توی مسیر اشتما
15:50باشه
15:50ببین مسیر رو گفتی اصلا به نقشه نباری میکنیم
15:53اصلا اون یارو خیلی دقیقه نباید اصلا دیر کنیم باشه
15:55باشه دیر نمی کنیم آخر چرا باید دیر بکنیم
15:59از اینجا باید بپیشی سمت راستود باشه
16:01نه نه اسرا سمت راست ترافیکه من از رایی که بلده
16:04بازان یعنی چی از مسیری که بلده میرم تو از مسیری که بلدی نره
16:07چون که عقابت خوبی نداره تموم شد رفتش
16:10اسرا سمت راست چند بار رفتم ترافیک شده
16:12من از مسیری که بلده هم میرم همین مسیر رو میرم دیگه
16:25سمت راست ترافیک میشه
16:27ملو بکنم اینطوره
16:28اصلا گشه ویدیو
16:28باشه
16:30باشه بابا باشه رفتم
17:02آفرین اسرا آفرین
17:04ببین ما رو تو چه مسیر فوقلاده ایو بردی
17:07آفرین اسرا به خودت افتخار
17:08حوزن مگه من ترافیک رو ایجاد کردم
17:10تو ما رو بارد این خیابون نکردم
17:12من نگفتم نقشه میگفت سمت راست
17:14به پیچ منم اینو بهت گفتم
17:15در زن تو حالت نرمال اینجا هستن ترافیک نمیشه
17:18مگه نمیبینی تصادف شده
17:19بله ترافیک تصادف شده
17:21هرچی که شده تو گفتی بار راست
17:23منم به حرف تو گشتم و رفتم
17:24ای بابا عجب شبای کردم مثل همیشه
17:27باشه یه چیزی بگم
17:29رستورانه همین اطرافه
17:31نمیتونی ما ماشین بهش برسیم
17:33جدی
17:35راست میگی یا
17:37یه فکری من هواپیما رو ردیف میکنم
17:39با پرواز میریم اسرا
17:40من یه صدرم چی به تو میگم دارم میگم
17:42میگم ما ماشین نمیتونیم برسیم
17:43چی کمه مادرت با ماشین در آمدی
17:45یا هواپیما باید بودوهیم
17:46چی
17:47دارم میگم باید بودوهیم
17:49منظورت چی
17:52بودو بودو بودو
17:54چه کاریه من یه مادیرم ببین
17:56یه مادیر رو به چه روزیه دارم
17:57بودو چی داری میگی
17:59شرکت داره وحش کس میشه
18:00تو هنوزا به فکر نیاست هستی
18:02حضر اگه شرکت از دست بره من نشونت میدم
18:04حق داری حق داری
18:05شبای از منه
18:06باید بگی که مریض شده و نمیاد
18:08تنهایی بارا همین
18:09بچه اینکه حق بذاری
18:11بودو بودو باشه
18:15بودو بودو بودو
18:16زود باشه
18:19باید
18:20دیر شد بجو
18:24سلام
18:26به ما برسیدیم
18:28نسرا اونجا بیا
18:30بجو بجو بجو بجو
18:34همونطور که گفتم خنده رو باش
18:36اصاب خورد کنه
18:36اگه تو اصابمو خورد نکنی منم نمی کنم
18:38درست این وقت رسیدیم خونه
18:39بگو دستامو باب سابو میشورم
18:41عزیزتیم
18:45آقا هلمی
18:47دیر کردن
18:49دو دقیقو چل ثانیه
18:55راستش
18:57بابا بیخی
18:58هل درم چوکی بکنم
19:00سلام هم شما
19:03بفرمایم بشینیم درستفا
19:07اسراجام بده کتتون من بگیرم
19:11بفرماییم خانومم ببرم
19:12خیلی ممنونم زندگی
19:15خواهش میکنم
19:20حلمی سایاراولو هم
19:22این خانوم زیبا هم هم سرمه
19:24خیلی هم دستشدم
19:26خوشبخت هم من هم اوزان کورفالی هستم
19:29این خانوم زیبا و فوقالدم هم سرم اصراح هستم
19:32بله من هم خیلی خوشبخت هم
19:34راستی به خاطر تخیل مزارت میخوای
19:36میدونین که ترافیک استانبول چقدر زیاده
19:39توی چند دقیقه کلی اتفاق افتد
19:43خوب
19:43من فورا وارد بس میشم
19:47ببینین من از زنان بگیم
19:49از کارهای شما سردر نمیارم
19:50من کشابر زد
19:51ولی من امتاز اینقدر شما تعریف که کنچکاف شده
19:55مزره ها رو وارد این برنامه کرده بودین دیگه
19:58قبلن هم تعریف کرده بودن
20:02اگه به ترافق برسید دوست دارم تو شرکت شما سرمایه گذاری کنن
20:09جدی؟
20:10خب ما هم خیلی دوست داریم که با شما همکاری کنیم
20:13اینطور نیست؟
20:13همینطوره آقایی خیلی دوست داریم
20:16شما چقدر زوج شیرینی هستین
20:19ولو روحیم شد شد
20:21فقط از چشماتون میشه فهمید چقدر عاشق همین
20:25همینطوره بله ما خیلی عاشق همین
20:27درسته خیلی عاشقیم
20:28ممنونم
20:29این خیلی مهمه خانواده مهمه
20:32همیشه تو زندگی میعرف رو میزنم
20:35چقدر خوب که شما هم مثل ما
20:37زن و شواری کنار هم دیگه
20:39این شرکت من خانوادگیه
20:40آدم به خانوادش اعتماد نکنه
20:43به کی بکنه
20:44اینطور نیست؟
20:45دقیقا همینطوره آقا هلمی
20:47من تو این دنیا بیشتر از هر کسی به اصرا اعتماد دارم
20:50مثلا ما نمیدونیم راز چیه هست
20:52من هیچی مخفی نمی کنه
20:54درست اصرا؟
20:59نمیدونه خشم چیه
21:01با خون سردی تمام تصمیماشو میگیره
21:03سبر میکنه کلی فکر میکنه
21:06کلی سآل میپرسه
21:07اینطور نیست زندگی؟
21:08دقیقا همینطوره
21:09دقیقا همینطوره
21:11آهی هلمی من از اینو خیلی خوشم اومده
21:20آقا موسا خسته نباشی؟
21:22خیلی من امنونم
21:26میگم اقاظان هنوز نیومده
21:28شما اطلاعی دارین؟
21:30اون با اصرا با هم رفتن دیدن یه سرمایی گذار
21:36واقعا؟
21:36چقدر خوب
21:37میگم اصرا خانم چرا رفت؟
21:40سرمایی گذار و آدم سنتی
21:42به خانماده همیت میده
21:43وقتی سیشنیده با هم کار میکنن
21:45خواسته با هم ماشنو باشه
21:46خواسته که به هر حال تحت تحصیل قرار بگیرید
21:49مطمئنم که حتما موفق میشن
21:51من مقاورشون دارم
21:56چیسته؟
21:56رابطه ای اونا احتمالا مربوط به گذشته میشه نه؟
22:00هره هره اونا عشق دوره کودکی هست
22:04جالبه
22:05رابطه های طولانی مدت تو گذار زمان شکست میخورن
22:14یعنی ساده نیست چون که من توی اطرافیان هم دیدم
22:17یعنی به نظرم تونستن این همه سختی و پشت سر بذارن
22:21دقیقا هم اینطوره
22:22من پایین یک خور کار دارم
22:25بعدم میبینم ایت
22:26میبینم ایت
22:27رویا
22:29تو دانشگاهو با نمره علف تموم کردی؟
22:33آره
22:34چرا یک کار دیگه نخواستی میتونستی با موقعیت بهتر شروع کنی؟
22:40چون که فکر کردم قرارو چیزایی زیادی از آقا اوزان یاد بگیرم
22:44بهمیدم
22:45من پایینم بعدم میبینم ایت
22:47میبینم ایت
22:48آه یعنی چگاه کردن؟
22:50چیزایی که شنیدن بدجوری من رو تحت تحصیل قرار داد نمیتونم دروغ بگم
22:54جمعون بودی شرکت خود تو باز کردی
22:56یا نردون موفقیت رفتی بالا
22:58کسی به این راحتی نمیتونه همچین کاری بکنه
23:01واقعا همینطوره آقا هلمی
23:03اصلا راحت نبود
23:05مخصوصا برای اسرا
23:08آقا هلمی ما وقتی جوان بودیم ازدواش کردیم
23:11توی اون خونه کچیک وقتی من داشتم برای این کار تلاش میکردم
23:14اسرا داشت شبان روز کار میکرد
23:18بابرتون نمیشه
23:19حتی بعضی وقتا توی دو یا سه جای متفاوت کار میکرد
23:24من وقتی مشغول کارم بودم نفهمیدم اسرا داره چقدر سختی میکشه
23:30خیلی چیزا را عدد دست دادم ولی مدت ها بد فهمیدم
23:34دیر فهمیدم که اسرا چیزایی فدا کرده
23:37مدت ها بد فهمیدم
23:41بازانم خیلی کاریه با اراده است
23:45کارمندشا مثل خانواده خودش میدونه
23:48به نظرم برای همین موفقه
23:50مشخصه این ترنال موفق نمیشد که
23:54غیری از شما خوش آمده
23:57اگه شما دست به دست هم بدی نپس هر کاری برمیان
24:07آزان
24:08چطوری عزیزم
24:09خیلی بقت حرف نزدیم سنگم که نمیزنیم
24:12خوبم ازرا
24:14تو چیی؟
24:15ما هم داشتیم با آقا هلمی و همسرم نهار میخوردیم
24:18نشریده بودم
24:20بیسریم
24:20نوشه جونتون
24:24کنو کی بودم؟
24:26یه دوست قدیمی
24:27آره دوستش بود دوستش
24:29آزان دوست زیاد داره
24:30هر جا بریم یه چند تا دوست پیدا میشه
24:32دوستشم تمومی ندارن
24:34یعنی هر جا بریم یه دوستی چیزی پیدا میشه و رو میشه
24:37من خیلی از رفیق داشتر
24:38آره درسته خیلی دوست داره
24:39آزان اونقدر رفیق بازه
24:41اونقدر رفیق داره که برید توی مخاطبای گوشیش
24:44اینقدر مخاطبه سیاده که نمیتونیند از آب برسید
24:47یعنی اینقدر زیادا دوستش که هرچی میخواییم بریم پایین بری بازه هم نمیتونین به برسید
24:52اینقدر زیاد رفیق داره
24:53بله
24:57با اجازتون من یه سر برم دستشوی
25:01این چه حرفی؟
25:02با اجازتون ببخشید
25:03ای بابا
25:11داری چی کار میکنی؟
25:12تو داری چی کار میکنی؟
25:13من کاری نمی کنم
25:14تو هر کاری که قرار بوده رو بکنی کردی؟
25:17یعنی چه هر جا میریم یه زن در میاد به تو میگه
25:19عزیزم عزیزم با ترتبازه رو قرار میکنه؟
25:21برای چی غیافه میگیری اسرا؟
25:21غیافه چی؟
25:22به خاطر تو کم بونده بود متوجه باشند چه خبری؟
25:24چی رو به خاطر من؟
25:25عجبا؟
25:25به خاطر من حالا خوب شد
25:27رفتم لندن هر قلطی قرار بود بکنی
25:29و کردی اوزان
25:29اینقدر اتفاقای زیادی میفته
25:32که اصلا نمیتونم بست چاله رو باز بکنم
25:34ایسیا بازه میخواد بست چاله رو باز کنی
25:36اون شب توی کشی هیچ اتفاقی نیفتده بود
25:38من رفتم داخل و گرفتم تخت خوابیدم همین
25:40باور کن من فقط رفتم اونجا خوابیدم همین
25:42یعنی چی همین که رفی داخل تخت خوابیدی؟
25:45آدم متوجه نمیشه خوابیده
25:46تا آخه چجور مردی هستی آخه نمیفهمم
25:49برو دعا کن که هنوزم دارم
25:51به این زن و شوهر علکی بودنمون اعدامه میدم
25:53وگر نمیگفتم به من چه؟
25:54هر قرطی بخواد بکنه بکنه
26:07بازینه کود چسبیده به ما
26:09الیف حفشو گوش نمیده
26:11آی من حرف زدم
26:14کاریم نکرده
26:15اگه میکرد من متوجه نمیشده
26:18هم بلاخره مادرشم
26:19خودت میدونی خیلی سادست
26:22الیف هم خیلی دوست داره
26:23خیلی دوست داره
26:25خیلی دوستش داره
26:26آره دوستش داره
26:27اکا هر کاری میکنه
26:29اما این کارا اصلا نمی کنه
26:31نه
26:31اگه الیف برد اکا گوش بده
26:35حقیقتا میفهمه
26:36ولی اصلا توی یه محیط قرار نمیگیرن
26:39باید هر کاری میتونیم بکنیم که اینا هم دیگه رو ببینن
26:43منکشه جون
26:44من خوب بلدم حلش کنم
26:46این فقط یه راه داره
26:47چی؟
26:48ریستوران
26:50ببینم مگه اینجا یه جایی برای آشقانیست
26:54مگه اینجا نمیان بشینن با هم حرف بزنن
26:58واقعا؟
26:58خیلی خوب میاریمشون اینجا
27:00تا با هم دیگه حرف نزدن
27:02نمیذاریم از اینجا برن بیرون تموم شد و رفت
27:05الیف نمیاد دخترم نمیاد
27:08ای بابا تو مثل این که منو دست کم گرفتی
27:11یا سبکا
27:12الیف زنگ میزنیم
27:14الو چه خبر عزیزم
27:16خوبم عزیزم از هر کار دارم میرم خونه
27:19تو چه خبر؟
27:20چی میگیم؟
27:20نه ها
27:21میگم خیلی وقت هم دیگر رو ندیدیم
27:23شب با هم بریم بیرون
27:24بریم یه جا بشینیم یه چیزی بخوریم
27:26یه کم هم درد و دل کنیم چطوره؟
27:28باشه زینو حال منم خوب میشه
27:31کجا قرار بذاریم؟
27:32تو شانز لیزه
27:33کجا باید باشه دختر ریستوران دیگه؟
27:36ها
27:36ولی نه یه وقتی دیدی اکو هم تو ریستوران بود
27:39ولش کن
27:40نه بابا فکر نکنم
27:42اکو شب کار داره
27:43امکان نداره بیاد این طرف ها
27:45کار داره؟
27:46چه کاری داره؟
27:48عجبا
27:49خیلی خوب من میام
27:51میبینمت زینو
27:52باشه قشنگم میبوسم
27:56یعنی چی کار داره؟
27:58ولی من خوب میدونم
27:59موفق باشی آقا اکو موفق باشی
28:04خب عملیات انجام شد
28:06این کار هر شد
28:07آی
28:09ایشالا
28:10خدای خودت مار از این مشکلات اکو خلاص که خستشون
28:14آمین
28:14بذاری کیک ها از فرد در بیارم میسوزه
28:18آی بابا
28:19باز چی شده؟
28:21زمورد
28:22زموردو چی کار کنی؟
28:26باشه
28:27باشه
28:27تو پوپست نگش
28:28رویعتم از دست نده
28:30اونم با من عزیزم
28:31منم یه کاری میکنم
28:32باریکالا خیلی خوب
28:34منم برم سراغ موسا
28:36میخواستم برات کیک برن
28:37نه دست درد نکنه
28:38یه جلسهی مهم داشتن
28:40برم ببینم چی شد
28:41ما چهت میکنم
28:42بسید
28:43داستان ما اینه آقای هلمی
28:44الانم به خاطر اطلس کناره هم دیگه ایم
28:47و هر کاری که از دستمون بیاد
28:49برای اینکه حال اطلس خوب باشه میکنی
28:52چالا چی شد؟
28:54توی امریکا با مرد و ایلا دارن زندگی میکنن
28:56گایی هم میره پیش رواند
28:58خدا ره کرده
28:59جون سالم به در بردید
29:01اقوازان
29:04بگذاریم
29:06سر شمارم درد بردیم
29:08جنامه هلمی
29:08واقعا از آشنایی با شما خوشحالم
29:12بریم اصرا
29:15کجا به سلامتی بابا؟
29:21سختی زیادی پشت سر کذاشتین
29:23هر جوری هم باشی کناره
29:25همین دیگه
29:26مهم همین نیست مگه
29:27همین مهمه
29:29دقیقا آره
29:30علاوه بر همین سختی ها
29:32نتونستی دست هم دور بمونید
29:34به نظرم
29:35به این عصبانیت های پایانی بدید
29:37که امزارو بزنید
29:47چی؟
29:48هر وقت شما بخواین
29:50هر وقت شما بخواین
29:51آقای هلمی
29:52پد نیان نیست
29:54علاقی کشش بدی
29:55ما هم با هم
29:56دست بدیم
29:57و کارهای اداری با با کردام
29:58هرگز پشیمون نمیشین
30:00ولی فقط
30:02یه خواهشی ازتون دارم
30:05بفرموی
30:07اولیش هم گفتم
30:08زیاد از کار شما سردر نمیارم
30:11برای همین دخالت نمی کنم
30:12ولی افه
30:13برادرزاده من
30:14تو امریکا و انگلستان
30:16درست خونده و کار کرده
30:18این کارم بلده
30:19میشه با عنوان نماینده من
30:21توی شرکت شما باشه
30:23و نظارتی کنه
30:26البته
30:27با کمال میل آقا هلمی
30:29خیلی خوشحال میشی
30:30این حرفا چیه
30:30بز مبارک باشه
30:35واقعا باورم نمیشه ازان
30:37موفق شدین
30:38موفق شدین
30:39یه لحظه فکردم همه چی تموم شده
30:41یه بار سنگین از روی دوشم برداشته شد
30:44ازرا
30:46ازان
30:46یه سعای
30:50تو حرفایی که در باره گذشته زدی
30:53جدی گفتی
30:53منظورم حرفایی بود که در باره گذشتمون گفتی
30:56یعنی
30:57احساسات واقعیت بود یا نقش بازی میکردی
31:01نقش نبود اسرا خانم
31:02همشون واقعی بودن همشون
31:05تو از روز اول میگی این شرکت شرکت منم هست
31:10واقعا هم همین طور اسرا
31:11این شرکت شرکت تو هم هست
31:14خیلی کار کردی
31:15اونم از روز اول
31:16واقعا خیلی زحمت کشیدی
31:20بگذاریم
31:22خوب شد حقیقت
31:23تو فهمیدن دیگه نیاز نیست برای شون نقش بازی کنیم
31:25این نقش بازی کردن ها وزی وقتا واقعا حسل آدمو سر میبره
31:34اسرا
31:37چی شده؟
31:40داشتم فکر میکردم بزی وقتا واقعا کسل کننده میشه
31:43باشه بریم بریم ماشین هم دور پارکی هرین
31:46باید تا اونجا پیاده بریم بجا
31:49بیا
31:53من اومدم
31:55خوش اومدی دخترم حلال زاده است
31:57درسته
31:58خیلی باشه مامانجون
31:59سلام
32:00آشداتون کنم
32:00دخترم
32:01سلام
32:01خوش اومدیم
32:02اینم سوتا پانون وکیل طلاقت
32:04وکیل طلاق
32:05بله
32:06چه طلاقی مامانجون
32:08میگیریم دخترم
32:09خیاله تخت باشه
32:10مطمئن باش میگیریم عزیزم
32:12همه دارو ندارشو میگیریم
32:14حتی رستوران و کافی نراحت نباشی
32:16گریه نکن
32:17دیگه چی مامان
32:19دیگه چی؟
32:20یکم ساده است
32:22خیلی آدم احساسیه
32:23مثل شیرپسرم نیست
32:25مثل زغوسم نیست
32:26و خیلی شخصیت قویی داره
32:29و با اراده است
32:30باور کنید
32:31الیف هشت سلگی پسطونه کشه
32:33کنار گذاشید
32:35مامان
32:35حالا خدا همینه اینجوری آفریده دیگه
32:38شما ستا پانون بودین دیگه
32:40مگه نه
32:40ببخشید خیلی زحمت کشیدین تا اینجا اومدین
32:44ولی من هنوز چنین تصمیمی نگرفتم
32:46واسه همین شما میتونین برین ممنون
32:48روزتون بخیر
32:49من تصمیم گرفتم تو چطه
32:51من چنین تصمیمی نگرفتم
32:52چه ربتی داره
32:53بشینید خرش میکنم
32:56زمارس خانوم
32:57پس بمونیم یا بریم ها کدومش
32:59بمونین ستاب خانوم جان
33:00ما کارار رو شروع میکنیم
33:02تلاب میدیرم
33:03هر طور سلام میدونید
33:15آقا اوزن
33:16آقا اوزن من درست چنیدم
33:18آره
33:19درست چنیدم
33:20آره
33:21درسته رویا
33:22وای باورم نمیشه
33:26ای وای ببخشید من وقتی هیجان زده میشم
33:29اصلا نمیدونم دارم چی کار میکنم
33:30باز خواهی میکنم ببخشید
33:32فهمیدم
33:33فهمیدم رویا باشه
33:35ولی آروم باشه
33:36من نمیدونم با هیجان تو چی کار کنیم
33:38ولی اینجوری درست نیست
33:39ببخشید بازم عذرت میخوام
33:41ولی من به شما گفته بودم که موفق میشید
33:44گفته بودم
33:44یه روز هم نگذشته موفق شدید
33:46دیدید بهتون گفتم
33:47آره
33:48آره
33:48گفته بودی رویا راسی
33:50دیشب خیلی به من روحیه دادی
33:52واقعا ممنونم
33:54بگذاریم
33:54هلا باید کار کنیم
33:55یه جلسه با وکیلا بذار برای فرد صبح
33:58یه زنگ بزن لیلا هم بیادرسی
34:00اینجوری از شرکت آقا هلمی زنگ میزنن اینجا
34:03با پینار همه هنگ بشید
34:05در مورد اینکه میخواییم با کی کار کنیم و قرار چی کار کنیم
34:07یه ارائه خوب آمده کنیم
34:09باشه چشم من همه یه اینا رو سریح حل میکنم آقا زن
34:19من دیگه کمو بردم زینو دارم تحت تصییر اوزان قرار میگیرم
34:23هرچقد هرجوری رفتار میکنم که انگار برام مهم نیست ولی
34:27در اصل اینطور نیست و نسبت به هم هیچ استین نداره
34:30انگار یه دیوار نامری بین ما هستن نمیتونیم از اون ردشیم
34:32هر کاری میکنم هم نمیتونیم بگذاریم
34:35خربونت برم
34:36من فداچم عزیز دلم
34:40خون میمیرم برات
34:41ولی گوش کن ببین چی میگم
34:44تو که اوزان رو میشناسی همینجوریه
34:46اما تو باید اون دیوار رو بشکنی همین که بهت گفتم
34:50منصرف شدن نداریم
34:52تلاش کنم نه؟
34:53معلومه دختر اوزان دوستت داره
34:55اون عشقش به خشمش قلبه میکره
34:58این خط این نشد
34:58حق داری من تا امروز همه چی رو تو دلم نگه داشتم
35:01چی شد هان هیچ شد
35:02میرم اوزان حرف میزن اما میگم اوزان
35:05ما یه خانواده هستیم
35:07میگم که ما دوباره کناره همدیگه هستیم
35:09ما الان یه بچه داریم
35:11بیا همدیگه رو بغل کنیم و بخوابیم
35:13میگم بیا هرچی رو که تا امروز تجربه نکردیم و با همدیگه تجربه کنیم
35:18آهان آفری
35:19بابا برو برو حرفاتو بزن
35:21هرچی نگفتی دیگه بسته
35:23برو همه چی رو بگو
35:24درزم دیگه لیلا و بقیه زنان برای مهم نیستن
35:27اونا کی باشن دیگه
35:28میگم که برای شب یه میز خوشگل آماده کنم
35:31بشینیم و حرف بزنیم و غذا بخوریم
35:33آهان نظره چیه
35:34ما به عنوان یک زن شوهر واقعی با اوزان از سر اون میز پا میشیم
35:39آفریم دختر همینه
35:41وقتی رفتی خونه سور و ساد
35:42به چیم بعد شروع کن حرف زدن
35:45شما زن شوهر واقعی نیستین آره
35:58سلام لیلا خانم
35:59حالتون چطوره؟ آقا اوزان شب میخواد با هاتون شام بخوره وقت دارید؟
36:04خیلی خوبه آلیه
36:06من ساعت و مکان و همین الان براتون ارسال میکنم
36:11وله البته میبینم اتون
36:19موسیقی
Comments