Skip to playerSkip to main content
  • 2 months ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00بفرمایین صورت حسابتون نوشه جونتون
00:02آیی مامان و بابا کجا موندن؟
00:07یعنی مرقش خاشتی کردن
00:08بابا من گه بچه دو ساله ای دقیقه
00:11مامان اززشته به خودتون به
00:13بابا
00:14مامان چی شده؟
00:16بابا شیر تو شیر شده بابا شیر تو شیر
00:18یعنی چی؟ متوجه نمیشم
00:20چی شده اسرا؟
00:21نمیدونم چی زینه شده شما بفرمایین
00:24بشکلی نیست
00:25ای بابا
00:30اوزان برای چی اومده؟
00:33آی خدا
00:33سر صبحی حتما اومده دیدن مادرش
00:37داره میاد اینجا؟
00:44اسرا
00:51اوزان
00:54تو اینجا چی کار داری؟ خیلی باشه؟
00:57علیکه سلام اسرا
00:58تصمیم گرفتم امروز اینجا کار کنم
01:00چی؟
01:01میخوای اینجا کار کنی؟
01:02امم
01:03مشکلی داری؟
01:04نه چه مشکلی؟
01:06هر جا که دوست داری کار کن
01:08باشه میدونی که قهفمو چطوری میخوایم
01:10فقط ما اینجا قهفی فیلتری نداریم
01:12فرقی نداره
01:14چای؟
01:14باشه پس چای میارم
01:16خوبه
01:16دادش جون
01:27پس بزن ما الان کجاییم؟
01:29ما الان تو کوچه ی خال شکری اینا هستیم
01:32تازه اومدیم
01:33احتمالا شب برمیگردیم
01:34نه ما ما...
01:35آره ما ما نم
01:35اینم عشق شکری پیدا کرده
01:37خونه هاشون سر استانباله
01:39حاله که اومدیم
01:40اما تا برگردیم شب شده دیگه
01:42آفرین علیف آفرین
01:44خال شکری هم فکر خوبی بوده
01:46گوش کانداد
01:47محل کل روز در اختیارت حالشو ببر
01:49من به قولم عمل کردم
01:51و فکر میکنم یه روز این خوبیه جبران میکنی
01:53البته مگه میشه جبران نکنم
01:55عشقی تو عشق
01:56آفرین بهت
01:57میبینم ات
01:59چای نشه جونت
02:07ممنون
02:07آخر هفته از شرکت تدارکات میان شرکت
02:11جلسته داریم
02:12برای یه پروژه دیگه
02:13چقدر خوب بیان انگار کار رو داره
02:15حسابی کن سرش پیدا میکنه
02:16فقط در نظر دارم
02:17قایه رو مسئول پروژه کنم
02:19چی؟
02:20قایه همون
02:21قایه که من میشناسم
02:23همون که تو شرکت خودمونه
02:24ماشتله یه چشم رنگیه
02:25حوزان چیرت نکو
02:28چه ربطی به قایه داره
02:29قایه میاد اونجا با اون رفت داره
02:31یه مرفش
02:31اصلا از عروسی هم سردر نمیان و
02:33وقت آدم هایی که میان اونجا
02:34از شرکت فران میکنن
02:35من به خاطر خودت دارم میگم
02:37فهمیدم
02:37ولی به تو چه ربطی داره
02:38اسرا
02:39تو که دیگه با اینا ارتباطی نداری
02:41معلومه که به من چه
02:43من اینجا تیه محلی خودم
02:44خیلی هم خوشحالم
02:45محلی قایه شنگم
02:46شرکتت خیلی کسل کننده بودش
02:48کسل کننده بود؟
02:49رسوران خیلی خوش میگذره
02:51خوش میگذرمه که خوش میگذره
02:53هوا رو نگاه بکن
02:54هوای آزاد
02:55آدم های آشنا
02:56همه همدیگر رو میشنسیم
02:58اصلا رقابتی وجود نداره
03:00همه شادن
03:01نیخندن
03:02به همدیگه صبح بخیر میگن
03:04تو این حرفاتو باور داری اسرا
03:06محلومه که باور دارم
03:08چرا نداشته باشم؟
03:10خوبه؟
03:12خوبه پس من امیرمون پشتم
03:15من اینجا
03:15خوبه
03:17خوبه؟
03:19خدایا مقازه عزیزم
03:29تو چقدر قشنگ قدر
03:30و همه چیم عالی هست
03:32مقازه عزیزم
03:33قره
03:34به قایه چه رفتی داره آخه
03:37قایه مگه از مراس معروسی سر در میاره
03:40آخه واقعا
03:40خیلی جالت نکشیدین کار رو سپردین به اون
03:49چه نار؟
03:59چرا نایی بدی نهار بخوری؟
04:01نه حسله دارم نه میل
04:03چی شده چه نار چیزی شده به من میتونی بگی؟
04:06ببین الان وقت مناسبی نیست اصلا
04:07رازه تو میدونم چنار
04:11ولی هنوز نفهمیدم که چرا از من مخفی کردی؟
04:17میتونی به من بگی من شنوانده خوبی هستم واقعا
04:20ببین مطمئنم شنوانده خوبی هستی
04:22ولی من ترجیح میدم نگم
04:24باشه؟
04:26نمیترسی که به کسی بگم
04:28ببین لطفاً به کسی نگو خوب
04:30چون داره شورش در میاد
04:33اینگر نمیشه ها
04:43من سعی میکنم ازش فرار بکنم
04:45این جلی را هم سبز میشه
04:47اینجوری نمیشه
04:49آقای آزان اومدین نشستین
04:52هیچی هم نمیخورین
04:53میشه دیگه برین
04:54چایم مهمون ما باشین
04:56نیچه جونتون باشه
04:57بفرمایین
04:58کی گفته چیزی سفارش نمیدم؟
05:00گارسان قیبه ایسی زد
05:01من چی کار کنم؟
05:02شما یه بشقاب
05:03غذای سرد برای بنده آماده کنین
05:06ممنون میشه
05:07آزان چی میخوای؟
05:09چی میخوام؟
05:10برک میخوام
05:11خوبه خیلی خوبه
05:12دلم برای غذای خاله تنگ شده
05:14حرفو حواظ نکن
05:15میگم برای چی اومدی اینجا
05:17خیلی شده؟
05:17اتفاقا تو برای چی اومدی اینجا
05:19اسرا
05:19تو اینو میخوای؟
05:21کار کردن توی رسرانه مامانت؟
05:23برای آینده اینه؟
05:24نه
05:25من برنامه دارم
05:27آها
05:28خب چیه؟
05:30بگو خیلی کنجکاف شدم
05:31از طرف یه شرکت تکنولوژی
05:34به هم پیشنها داده شده؟
05:36که اینجا؟
05:37خیلی خوشحال شدم
05:38تبریک میگم
05:38کدوم شرکیت اسمش چیه؟
05:40من حتما میشنسن
05:41استکنو
05:42استکنو
05:44اسرا هر دومون میدونیم
05:46همچین شرکتی وجود نداره
05:48من مجبور نیستم
05:49بهت ثابت بکنم
05:50میخوای بابرکن؟
05:50میخوای نکن؟
05:51منم میرم قضای سرد تو بیارم
05:53باشه یکم فکر کن
05:54شاید به اونه ای پدا کردی
05:56زنگر رو پشت سرهم دارن سقوط میکنن
06:01رسمان تو زمین خودم دارن بهش میبازم
06:03آه زنگ بزنم به داداشم
06:05بیاد اینجا
06:06آنم اصلا خوب نیست بابا
06:10از میانجیگری بین شما دوتا
06:12دیوانه شدم
06:12خسته شدم
06:13همش برای من ضربه روی دارین
06:14به خدا روان من رو به هم ریختین
06:16ای بابا دیوانم کردین دیگه
06:18نکنه
06:19تمومه
06:20این کار تمومه
06:22با زنی که بهم اعتماد نداره
06:23گل پرت میکن رو سرم کاری ندارم
06:25سب کنیده خست رو
06:27ببین کار ندارم
06:28حرف روی گنده میزنی
06:29نیازی نیست
06:30رو حرف روی گنده لازم نیست
06:31اخی بزنی گربونت دارم من
06:33حرف میزنم
06:34با دختر سرپیل حرف میزنم
06:36شکایت میکرم
06:37توی کشور وکیل دیگهی وجود نداره دیگه
06:40آه همه گیر دادم به دختر سرپیل
06:42مامانم میخواد با اون حرف بزنه
06:44من نمیفهمم
06:45ها
06:46پس اونم شکایت میکنه
06:48وکیل میگیره
06:49مت
06:50ها
06:51پس اونم شکایت میکنه
06:53وکیل میگیره
06:54متاسفم برای منکش
06:56متاسفم
06:57بابا
06:59یکم قبع خودت گفتی باباکیل حرف میزنی
07:01برای چی باز تقصیل انداختی گردم ها آنه
07:03ایکو چرا نگو
07:05من همینجوری گفتم
07:06ای بابا
07:08چیه اسرا چیه ترکیلی بله بگو
07:11الو ایکو
07:13کجایی فورم بیا ریستوران
07:15زود باش زود باش حشتر قرمز
07:17حشتر قرمز
07:17حشتر قرمز
07:18چه حشتر قرمزی بابا چه ریستورانی
07:20من سعی دارم نظرم خانوادم هم بپاشه
07:23آوی
07:23بابا چون نمیفهمی
07:25چه خانواده یکو بی خیال
07:27میگم فورم بیا اینجا من باید
07:28زودتر از این مغازه برم
07:30زود باش خیلی مهمه خیلی مهمه
07:32زود باش زود باش بیا
07:33باشه من اجازات دادم
07:34هر جا میخوای بری برو
07:35من بده اعتماد دارم باشه
07:37خیلی خب بای بای
07:38مگه من بخاطر اون دارم میگم
07:40الو ایکو
07:41ایکو زود باش بیا
07:43ایکو
07:43الو
07:44الو خیلی رو مخی
07:45چی شد؟
07:49نشو
07:52نتونستی فرار کنی؟
07:54چه فردنی؟
07:56چرا فرار کنم؟
07:59تو برای چی اومدی اینجا؟
08:00فالگوش پایی سدی؟
08:01نه
08:02دستمار کاغذی تموم شده
08:04جا شو میگی؟
08:07برو
08:10کنار خودم دستمار کاغذی میارم
08:12خودم میارم
08:13شما برو بشین سرچ
08:14قضا تو بخور
08:15یعنی
08:15الان قضا برات میارم
08:17برو بشین دیگه
08:18پس من میشینم
08:20جانم
08:33الو ازوان
08:34کجایی؟
08:35قراره از سر جاش دیگره؟
08:36نمیدونم کارم کی تموم میشه
08:39میخوای فرد شب همو ببینی؟
08:41نه نه نه منتظر میمونم
08:42خون رفتی اتمن به ام بگو
08:43باشه
08:44حالا که انقدر مشتاق باخته
08:46سبر میده
08:47میبینه
08:49باشه میبینم ات
08:50میبینم ات
09:11وای خود
09:12موهاشو نگاه کن
09:14چه قشنگ شده امروز
09:16وقت تمومه
09:24مغازارو داریم میبندیم
09:25دیگه جم کن
09:26یالا زود باش دیگه
09:27جم کن شبتون
09:28بخیر آقای آزان
09:29وصلتو بردار برو
09:30باشه داری
09:30خال من اکشه که
09:31هیچوقت این موقع تحتیل نمیکنه
09:32دیرتر تحتیل میکنه
09:33باشه
09:34ولی ما روش شما متفاوته
09:36من زودتر مغازارو میبندم
09:37زود باش
09:37سریع آزان
09:38زود باش
09:38باشه پس بذار کمکت کنم
09:41با هم ببنیم
09:42نمیخوام
09:43منظورم اینه که
09:45علاق نکن
09:46چیز
09:47خودتو خسته نکن
09:48من خودم تانتان جم میکنم
09:50میرم بگیم
09:50چه زحمتی است
09:51قبلنم چندین بار
09:52با هم مغازر بستیم
09:53بیا
09:53بستیم آره
09:55آره که بستیم
09:57بجام
09:58خدای منو با چی داری
10:04به امتحان میکشی
10:05خدای با چی
10:06بسیار خوب
10:09خوب
10:12اونا رو بده من
10:18نه من
10:19اینا رو تو
10:20تو بگه
10:21من من اونا رو
10:21بگیر اینا رو دیگه
10:23بایستا
10:29اوزو نکن
10:30میخوام اینا رو بردارم
10:31باشتا
10:52خوبه، آن سرشو بگیر، بلند کنیم
10:54بگیرش، آره، بلند کن
10:56بیان، بچه، بچه
10:59آنه می‌رخصیم یا مغازه چند می‌کنیم
11:16خودت که می‌دین اینجاش کجاست
11:20برو کنا
11:22بفرمایی
11:24آروم‌تر، آروم‌تر، آروم
11:26بگیر، نمی‌افتیم
11:28نمی‌افتیم
11:31خب، تمام
11:32خب، کلیدم لطفاً
11:36خیلی ممنونم، موزان شبت بخیر، بعدم می‌بینمت
11:39از من می‌ترسی؟
11:41می‌ترسم؟
11:42نه، نمی‌ترسم
11:45برشی بد ازت بترسم، مگه دلیلی داره؟
11:47یکم تردید داشتم، ولی حالا دیگه مطمئنم
11:49تو از این که نزدیک من بشی می‌ترسی؟
11:53نه، نه، همچه‌ی خبری نیست
11:56من تو رو می‌شنسمت، اسرا، تو هر موقع که لوبری می‌گی نه، نه، همچه‌ی خبری نیست
12:01نه، خیرم
12:02نه، خیرم
12:04می‌ترسی، اسرا، می‌ترسی، می‌دونی چرا؟
12:07می‌ترسی یه احساسی نسمت به من داشته باشی
12:09رویا بافی نکن، آزان، همچه‌ی خبر نیست
12:11منم به مبارزه می‌تلبمت
12:13این تو که منو به مبارزه تلبیدی
12:16روزی که استخدام شدی، من فهمیدم می‌خواید چی کار کنی، ولی استخدامت کردم تا بهت نشون بدم ازت نمی‌ترسم
12:26حالا نوبت توه
12:30فردا برنگردی سر کارت؟
12:32مطمئن می‌شم که به هم علاقه داری و برای همین داری سعی می‌کنی ازم دور بشی
12:42انتخاب با خودته
12:45یا همین‌طوری ازم فرار کن
12:48یا برگرد
12:52ثابت کن نمی‌ترسی
13:02مطمئن مطمئن موانه
13:18مطمئن چند یا همینو می‌ترسی
13:22کرت؟
13:25چنر
13:34یا درست حسابی بازی کن یا بیفیال بشید
13:37رنکه تو خیلی درست بازی میکنی
13:38قواندین همه بازی ها رو تو وز میکنی
13:41اما خودت عمل نمیکنی
13:42منظورت چیه چنر
13:45معلومه که تو یه دردی داری
13:47وازه و روشن حرف بزن
13:48منظورم این تریپه
13:50آدم حسابیی که تو از خودت نشون میدی
13:53بلی دروغ بوده
13:55مثلا چی دروغه چنر
13:57میدونم که اصرا زن سابقت بوده
14:02چی شد
14:06بازم میخوای انکارش کنی
14:07چنر
14:10ببین
14:12بسر من این احمقا اومد تعریف کردم
14:15واسه تعریف کردم که چقدر آشقشم
14:19چقدر دوستش دارم
14:20به صحب اقا اومدم ازت راه و روش خواستم
14:24چنر منم اصلا خوشم نمیومد به حرفات گوش بدهم
14:26ولی
14:26ولی چی
14:27ولی چی
14:28چی رو ولی
14:30خجالت نکشدی
14:31اصلا ناراحت نشدی
14:33نگفتی این پسر برادر منه
14:35من نمیتونم این کار رو باهاش بکنم
14:37ها
14:38مگه ما رفق نیستیم
14:39ببین چنر آروم باش
14:40داستان اینطوری که تو میگی نیست
14:41باشه
14:42آروم باش
14:43وقتی آروم شدی حرف میزنیم
14:50چنر
14:52اینجوری نکن
14:54باشه
14:54به خودت بیا
14:56تو دیگه چجور آدمی هستی
14:58بس دیگه
14:58الان اصابانی هستی
15:01وقتی آروم شدی حرف میزنیم
15:02الان نمیخوایی حرف بزنی
15:04دوستانی سی بگم
15:08ها
15:09مگه من کف دستم رو بو کرده بودم
15:12که تو بین اون همه دختر آشق اسرانی
15:14آره
15:14از گذار میدونستم
15:16اولین باری که بهت گفتم
15:18باید میگفتی که زن سابقمه
15:20من هنوز از دست اسران خیلی اصابانی بودم
15:23گفتم تا کسی نفهمیده از زندگی میره بیرون
15:26چنر
15:26فکر میکنی سعی نکردم مانه بشم
15:28هم بار سعی کردم
15:29ولی نشد
15:30به اینجا رسیدیم دیگه
15:32اگه از اول میگفتی همه چی متفاوت میشد
15:36موضوع رو تمومش میکردم
15:38ولی الان آشق اون شدم
15:40به خاطر دوستی هم که به من دروغ گفته بیشم
15:43نمیشه چنر
15:44ولم کن
15:45نمیشه نمیتونم اجازه بدم
15:46اجازه نمیدم
15:48کو تو که اونو فراموش کرده بودی
15:50دختره برای همین از تو فرار میکرده
15:53پس تو بودی که انقدر نراحتش کردی آره
15:56ولی نگران نباش
15:58من حالشو خوب میکنم
16:00برای به دست آوردن قلبش همه کار میکنم
16:03به هیچ بچ با من روبرونه شو
16:05چنر
16:06تو هیچی نمیدونی
16:08اسرا از حسای تو و این اتفاقا خبر نداره
16:11خبردار میشه
16:12اگه به اسرا نزدیک بشی
16:18منو مقابل خودت میبینی
16:21فهمیدی
16:24من همینطوری هم مقابلت هم
16:27مقابلت هم
16:29تو نه اون تصمیم میگیره
16:42این سوامین جایزه ای ماست
16:46به نظرم به عنوان شرکت جد نیستیم بابا
16:48بد نیست شبا
16:49جمعا با افتخار اون رو همه جد تعریف بگونم
16:52نمنونم
16:53چه نار
16:56بابا
16:57این کارموزی تموم شد خب
16:59میخوای سوییچ رو نده
17:00میخوای از خونه بیرونم کن
17:02میرم یه جای دیگه کار میکنم
17:03من این مسخر بازیو ادامه نمیدم
17:05باشه؟
17:05چی میخوایی؟
17:06میخوایی شرکت خودتو بذارین یاره؟
17:09نه بابا
17:09من دیگه اونجا نمیرم
17:11میرم تو شرکت میلن یوسافت
17:13نظرتو به این بگو
17:14دیگه کافیه
17:15چی شده؟ چنار؟
17:17کنار؟
17:19یه لحظه بابا با تو هم چنار؟
17:20بله چالا
17:21چه خبره؟
17:22مشخصی یه چیزی شده
17:24میدونی که میتونی همه چی رو بریف کنی؟
17:28ببین چالا
17:29چیزی باسه تعریف کردن نیست
17:33تو به خاطر اینا خودتو ناراحت نکن
17:36من فقط حقم رو میخوام
17:37همین
17:37تو اصلا نگران نشو
17:39باشه لن
17:40شه از دست تو چنار
17:44نوشه جونتون
17:57مرسی دخترا
17:58من مطمئنی میخوای چنار رو مدیر کنی بابا
18:02آره دیگه
18:04بلاخره به نظرم وقتش رسیده
18:06اگه تو اینطوره میگی همینطوره
18:09صبح خیر شنار
18:13صبح شما بخیر
18:16یه چیزی بخواد
18:23باید کلی کار داریم که باید انجام بدیم
18:26دیم و دیر بشی چنار
18:39آماده
18:41صبح خیر
18:53اصره خوش اومدیم
18:55خوش باشین صبح خیر
18:57آه خوش اومدیم
18:58آه سلا صبح خیر من برگشتم
19:01شنیدم که دلتون خیلی برای من تنگ شده بوده
19:04که علاقا خبر رو بردن
19:06باید کار خوش شده بوده
19:08بی اینجا ببینم کاره آره اومدم
19:10آه ممنونم
19:12آمدم
19:13اسمان نمیه لبتا رو توکی کنم
19:14هم باشه خوش اومدیم
19:16خیلی کار خوش شده اومدیم
19:18چنار که همش به من میگو برگرد برگرد
19:20حالا خودش کجاست؟
19:21باید بالا من امروز اصلا چنار رو ندیده
19:23منم امرو ندیدمه
19:24آه خب حتما یکم بعد میاد
19:26پس بریم ما سر کارم
19:28باید باید
19:30خیلی دلم براش تنید شده
19:32آره بالا
19:52اوزان
19:54صبح خیر
19:55صبح خیر
19:56عبرد چی شده؟
19:57ما نیست دیشب با چنار بسکتبول بازی میکردیم
20:00مطمئنه دیشب بسکتبول بازی کردیم؟
20:02بازیمون یکم خشن بود
20:05خوبی دیگه نه؟
20:07آره خوبم
20:08آه راستی اسرا برگرد سر کار خیلی خوش دار شدم
20:11امروز روز سپرایز منه
20:13دیگه چه سپرایزی هست؟
20:15نمیتونم بگم قول دادم
20:17به که قول دادی؟
20:18به چنار دیگه ولی نمیتونم بگم آزان
20:20من برمیگردم سر کارم تا جلسه باید یه سری کار رو انجام بدم
20:24میبینم ایت؟
20:25میبینم ایتش
20:31آوردم بیا کار کن
20:33ممنونم
20:43بله؟
20:45باشه میام
20:50برگشتی؟
21:01بله برگشتم
21:03خواستم نشونت بدم که نمیتونم
21:06هیچ جان فرار نمی کنم
21:10باشه
21:12هزان
21:13ابرون چی شده؟
21:15هیچی چیز مهمی نیست فقط خوردم به یکم
21:17یعنی چی چیز مهمی نیست؟ خونده خیلی درد میکنه چی شده؟
21:22چیست؟ را نگران منی؟
21:23نه
21:25یعنی آره نگران تا اولی نه اونجوری که فکر میکنی
21:28وقتی دیدم اینجوری شدی فقط پرسیدم که خب طبیعیه
21:34لازم انقدر محتاطان رفتار کنی؟
21:37در چه موردی؟
21:39مثلا وقتی نگران شدی میتونی بگی نگران شدی؟
21:41یا اگه چیزای دیگه هم هست میتونی بگی؟
21:43نکنه سرت جایی خورده واقعا حالت خوب نیستش
21:49مگه چیمه؟
21:50نمیتونم یه ها رفتارت عجیب شده
21:53یه جورا یه عجیبی نگاه میکنی
21:55نفهمیدم چی شد یه ها
22:00شایدم اغلم اومده سر جاش اسرا
22:05جرا تمام لحظه هامون داره به ترس از دست دادن میگذره
22:08تو هم خسته نشدی از این که جوری رفتار کنی انگار هیچ چی نشده
22:17این داره شبیه خواب هم میشه
22:20اما این آخرش چی میشه
22:22اسرا کجا؟
22:23اسرا کجا؟
22:38نوش جونتو
22:39اسرا کجا؟
22:45ایکو؟
22:46اه؟
22:47چه خبر؟
22:48سلامتی عزیزم تو چه خبر؟
22:49سلامت این خبرها که پیش توه اگه من نیاه اصلا نمیشه دیدت
22:53قهرین؟
22:54من که نمیتونم باید قهر باشم اگه میشه قهر کدومه؟
22:57اما خب مشکلاتی پیش اومده
22:58مامانم از خونه بیرون نمیادگیر داده که طلاق میخوام
23:00بیل میخوامه اورفت هم
23:02تا این حد؟
23:03تا این حد؟
23:04آره، در این حد
23:05بابا منم که شروع کرده برای خونساسازی زندگی رفته چلو
23:09و اسرا هم که دیگه خودت میدونی
23:10اله مشالله مشکل حب در رو دیو بار میریزه
23:13عیب نداره
23:14به نظرم مسئولیت پذیری خیلی بهت میه
23:16پس من دیگه برم
23:19بذار کمکت کنم
23:20نه نه نه تو مغازر رو ویل نکن
23:21دیگه دیدمت
23:22خب فعلا خدافز
23:23منم که دیدی چه خوبم
23:27چه خوب بلی حرفی زنه ها نه
23:29افتدار مسئولیت و از این
23:31خیلی بهت میاد نه
23:33درست به تو میاد
23:34قهوه ها آماده شدن
23:36دستت دردن کنه
23:38خوشی مادی دخته را
23:39مامای
23:39چیزه
23:42الان با ایکو حرف زدم
23:44موزه امون خال منکشه رو چی کار کنیم
23:47خال منکشه وکیل گرفته
23:48جدی میگی؟
23:49بله
23:50یعنی خیلی جدیه
23:52هی بابا منکشه
23:54اوف
23:54همه این خشبش رو سرازویش کرده سمت یالچین
23:57من دلم نمیخواست اینجوری شه
23:59ای بابا توی این غذیگن زدم
24:02از پسش بر نایمدم
24:04ما نه اینجوری دلم میخواست نشد
24:06آب جیم اگه تو نگفتی بیا بریم شوهرتو تقییب کنیم
24:08الان چی میگی پسا
24:09آره من گفتم تقییبش خونیم
24:11اما چه میدونستم
24:12گفتم یه چیز بی خودی عذاب دار میاد
24:14این بعدش هم با شوهر شاشتی میکنه
24:16ما هم یعنی من و منقشه
24:18به همون روال قدیم برمیگردیم
24:20چه میدونستم این یالچین
24:21واقعا یه کاسی زیرین این کاسش داره
24:24من از خجا باید میدونستم
24:25من اصلا از دوداش یه همچین توقعی نداشتم
24:29الان خیلی شکه شدم واقعا
24:31باشه ولی
24:31اما یالچین که هنوز چیزی نگفته
24:33مرد حرف نمیزنه
24:35قبولم نمیکنه
24:36اینو فراموش نکنی
24:37آه کدوم مردی رو دیدی قبول کنه
24:40کدوم مرد
24:41کدوم مرد میاد بگه آره من این کار رو کردم
24:43نمیفهمه
24:44اون که آره
24:46اما
24:47اگه این مرد محشوقه داره
24:49چرا نمیره پیشش
24:50چرا میره تو هنجامن میخواه
24:51آره اینم درست
24:53اینم درست میگه
24:54آفری
24:55بعد اگه عمرو یه حرف درست دادی
24:57آره واقعا از هنجامن نمیاد بیرون
25:00بیرون از محله نمیره
25:02اما ما اون دوتا رو با چشمای خودمون دیدیم
25:06تو کافه نشسته بودن
25:08به نظرم یه جای کار میلنگه
25:12آبجی کجا میری؟
25:17میرم این قضیه رو روشنگ کنم
25:19باید تاریکیار از بین ببرم
25:20تا همه واقعیت آشکار بشه
25:22میرم
25:23میرم واقعیت رو برملا کنم
25:25تا محلم اون دوباره
25:27مثل گذشته
25:28شاده رنگ و رنگ بشه
25:30ببین داره میگه روزه شاده گذشته
25:35میه کمکم کنی
25:36ببینیم باید چی درست کنیم
25:38رئیس
25:40اسرا برگشته سر کار
25:42آره برگشته
25:44اما این بار چنار پیداش نیست
25:46چنار نیست
25:48زنگ زدم اما جواب نمیده
25:51حتبالا بعد از ماجرای دیروز کارم گذاشته کنار
25:54مخلص کلام موسا
25:56این که مثل بچه آرفتار کرد
25:58بگذاریم من جلسه حیات مدیره رو پشت سر بذارم
26:03بلاخره یه توری با چنار تماس میگیرم
26:05و باش حرف میگیم
26:06خیلی دلم برای قهوه های شرکت تنگ شده بود
26:09دوستان قراره بیس و هفته هم
26:10لالهایل رو به نفع آسیب دیدگان آتکسوزی اجا کنن
26:13بریم همه گیر
26:14تو رو خدا بریم
26:16به نظرم کل شرکت جمع بشیم
26:17با هم بریم
26:18باره اینجوری جلب میشه
26:19خیلی ممند
26:21چنار اومده ببینید
26:24چرا خود پوشیده
26:29چنار
26:32بیا
26:33اسرا عجله دارم میام
26:36وا این چشه
26:37وا این چشه
26:39دوستان
26:43میخوام یه چیزی جلبه که یکم پیش فهمیدم به رو
26:47آن چی شده
26:48چنار
26:49یعنی آقای چنار
26:52آقای چنار
26:53بله آقای چنار
26:54پسر یکی از شرکای محسس شرکت
26:56یعنی آقای عارف و برادر دوله جاله خود
26:58چی؟
26:59چی؟
27:00عجیبه آقای عارف هنوز نیمده
27:08هیچوقت برای جلسات دیر نمیکرد
27:10راستش سپریزه منم در این مورد اوزان
27:13یعنی چی؟
27:16سلام به همگی
27:19خوش اومدید
27:23ببخشید یکم دیر کردم
27:26از امروز صبح سحام پدرم
27:30یعنی آرف به من باگذار شده
27:32یعنی بارده یه دوره جدید میشیم
27:35دیگه من رئیس جلسات حییت مدیره هستم
27:38اما علا رقم پدرم
27:39من تو زمینه ی مدیریت شرکت
27:41نقش فعال تری خواهم داشت
27:43همگی موفق باشید
27:45همهش دارم فکر میکنم با چنار بدرفتاری نکرده باشم
27:49گرچه دیگه شده آقا چنار
27:51میبینین من بشتر رئیسا حرف نمیزنم
27:54هستن اما بله
27:56آی منم چند باری بهش گفتم نخوا
27:58فکر نمیکنم بدبرداش گردی باشه
27:59خدا بدرم کنه دیگه رئیس
28:01اینو ببین رسمن گولم زد
28:04تازه توی قضا خوری بهش کفتم
28:05باش خواب اینو رو از روی میز جمب کنم
28:07واقعا که واقعا که چنار
28:10دوباره گول پسر رئیس رو خوردی
28:14سمینجون ساده یا
28:15به نظرت من اونقدر احمقم که گول این بازی کاراموزی رو بخورم
28:19میدونستم چنار کیه یعنی فهمیده بودم
28:21دیگه چی؟
28:23من کنج خوابم بدونم چنار برای چی دست از این بازی برداشت
28:26اصلا نمیدونم به خدا
28:29آقا اوزان
28:38میدونم که شما مخالفید که اپلیکیشنمون پولی بشه
28:41اما اینطوری هم
28:42همه درامده من
28:43صرف سرمایه گذاری برای تازه وارده میشه
28:46بله
28:48یعنی این مشکل چیه؟
28:51لطفا ادامه بدید
28:52گوشمون با شماست
28:53به عنوان صحامداران شرکت کنج کافی بدونیم
28:56با این وضعیت چقدر دیگه میتونیم ادامه بدیم
28:59تنها دقدقه ای ما الان گسترش دادن شرکته
29:03و هممون باید همین دقدقه من باشه
29:06آقا اوزان
29:08شاید اگه از سودمون یکم کنار بذاریم
29:12گیده کنیم که همه راضی بشن چطوری؟
29:14همچین راهی وجود نداره چالا
29:16تا گسترشی که میخوای منجام بشه همینجوری ادامه میدیم
29:19نظر من با آقا اوزان متفاوته
29:22مسممی برنامه رایگان باشه
29:26پس باید تبلیغاتو قبول کنیم
29:29اینجوری همتو همسحامدارامون راضی میشن
29:33همین
29:34نظر همه همینه؟
29:37آره
29:38فهمیدم
29:39ببینین
29:41ما از اولش به مشتریامون قول تای تفاوت ددیم
29:45اما اگه الان توی برنامه تبلیغ ببینن
29:48ناراضی میشند
29:49اداده مشتریامون به سرعت افت میکنه
29:51پس ما این کار را نمیکنیم
29:53یعنی
29:54این اتفاق نمیافته
29:56آقا اوزان
29:58این جلسه دقیقا واسه این تشکیل شده که
30:02یه نفر در باری همه چی تصمیم نگیره
30:05این اختیارا همین حیط مدیره به من نداده چناش
30:08حق با شماست ولی من به فکر شما
30:12به نرباره تبلیغات یکم بیشتر فکر کنیم
30:16تو جلسه بعدی رای گیری کنیم تا به نتیجه برسیم
30:35گردددددددددددد.
30:42بدون رای گیری کنیم
30:46جلسه دیگر کنیم
30:50پس من جلسه امیشتر
30:52تو جلسهsoft
30:53верمین وضبگیی کنیم
30:54کنیم یک س zipper
30:59PYM JBZ
Comments

Recommended