Skip to playerSkip to main content
  • 7 months ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00موسیقی
00:20اوزانی هیچ بقرار نیست بی خیالشین نه؟
00:23هل اوزان ها؟
00:24اسرا همین الان بیا پایین منتظرست
00:26چی؟
00:30چی؟
00:32تو اینجا چی کار میکنی؟
00:33من پایین مایین نمیاما؟
00:34باشه پس من میامونم
00:36نه به هیچ بچ
00:37نه نه اصاب کن من خودم الان میام پایین
00:49تو فکر کردی داری چی کار میکنی؟
00:51تو به چه حقی میای اینجا؟
00:53اصلا فکر کردی کسی ما رو اینجوری ببینه چی میگه؟
00:55ها فکر کردی؟
00:56هیچ کس برای مهم نیست اسرا
00:58اجازه نمیدم هیچ جا بری
00:59آنتالیا رو فرموش کرد
01:00تو باید تصمیم بگیری؟
01:01چون از سر لجبازی با من نمیتونی بری اینجوری
01:03فهمیدی یا نه؟
01:04تو مگه کی هستی آزان؟
01:05خودتا چی فرض کردی؟
01:06هم به چه جرعتی تو زندگیم دخالت میکنی؟
01:09من از سر لجبازی با تو نه با خواست خودم میخوام برم
01:12اسرا من نمیتونم از شاسه بدم با چه نار جایی بری
01:14هنوز داره میگی چه نار دیگه اینقدر نکن
01:16تو برو بزن و زندگی خودت برستو کار من دخالت نکن آزان
01:19همچین ازدواجی نیست
01:21چرا متوجه نمیشی اسرا چرا اینکار میکنی؟
01:23تو برد از اینکه تو ساحل با من حرف زدی تونستی بری با چالا حرف بزنی
01:26من کدوم حرف تا رو بابر بکنم
01:28من چجوری به تا اعتماد کنم
01:30چیزی بین ما نیست
01:31تموم شد دیگه قبول کن
01:35دیگه بلم کن آزان بلم کن
01:38ولد نمی کنم اسرا
01:41ولد نمی کنم
01:42ولد نمی کنم
02:03چی شده بابا چرا اینطوری نگاه میکنی؟
02:05خوشحار هم داریم بگی ولی
02:08رفتی تنها میمونه
02:10چرا اینطوری میگی بابا؟
02:13انگار راه دور میرم
02:14هر وقت بخوایی میام دیگه
02:15تازه همش میگفتی کار و مسئولیت
02:19دارم شرکت رو بزرگ میکنم دیگه چی میخوای؟
02:22بکنم به امیراتیا نیست که آقای دو شرکت گفتن
02:25اوزان اعضای هیت مدیره رو برای جلسه فوری خبر کرده
02:33هر کاری میتونه انجام بده بابا
02:36من خیلی وقت آماده حمله هاشم
02:38ببینی ازم
02:40از سر کل زدن با اون بچه دست بردن
02:42با خوهرت اززباش کرده بلاخره جز خانواده هست
02:46میشه در این مورد حرف نظرین بابا؟
02:48باشه بابا هیچی نمیگه
02:50بشین صفونت و سیر بخوا
02:56مامانه چیکار کرد؟ شنیدن بردش میمارستن؟
02:59چیکار کنه؟
03:01مامانه همیشگیه دیگه
03:03یه ها قیب میشه و با درامای جدید بر میگرده تو زندگیمون
03:05چنار چیکار کنه گنکاریاش رو جمع کنه برده همش هوتل
03:07آره چنار جان تو دقت کن
03:09مامانه هرچی تو بدی اون بیشتر میخوا
03:11مشکلی نیست من مادرم رو میشنستم
03:13چالا رو ناراحت میکنه
03:15فکرش رو به هم میریزه
03:17اگه دست من باشه نمیذارم همدیگر رو ببیند
03:19ولی این اباخر نمیشه چیزی به چالا گفت
03:21هم
03:23هم
03:25هم
03:27هم
03:29هم
03:31هم
03:33هم
03:35هم
03:41ثمه پنیل رو چشیدی از را ما بردم
03:43خیلی خوشمزده است
03:45وقتی صبح عجل استدام کردی؟
03:47تحجه بردم آزان خونه نیست
03:49مامان صبح مثل فراریو از خونه رفت
03:51برای این که با من تنها نمونه هر کاری میکنه
03:53تو از این نراحت نیستی
03:55ما با ادا بگی ما صرف شدم
03:57معلومه که ما صرف نشدم مامان
03:59اما تمام چیزایی خوب به طرف من میچرخ
04:03استرو داره از استانبول میره دیگه راحت شدم
04:06آه کجا؟
04:08آنتالیا
04:08با چنار میرن اونجا شرکت تحسیص کنم
04:11خیلی خوب میشه نه؟
04:12آه چنار از این حرف میزن
04:14خیلی خوبه
04:16البته که خوبه ما مان
04:17دیگه فقط پیش اوزان میمونم
04:19درداشت و درمان میکنم کمکش میکنم
04:21اونم قدر منو میدونه دیگه
04:23شاید اینطوره یه شانسم داشته باشی
04:25ولی به نظرم تو نقشتو رو برنامه های دیگران نچین دخترم
04:31چی کار کنم مامان؟
04:34شانس دیگهی هم دارم
04:35برای این که پیش اوزان باشم همه کار میکنم
04:38اما چشم اون فقط یه نفر رو میبینه
04:46وای وای وای اوزان رو ببین
04:49تا دم در اومده گفته نمیتونی داری
04:52اینو خشبت هم برای درست بودا
04:54واقعا که استواج نکرده
04:57کاز آدم وقتی میشنوه چه کار روی گرده
04:59تحت تحصیل قرار میگیره
04:59من تحت تحصیل قرار نمیگیرم زینو
05:01درزن تحت تحصیل چی قرار بگیرم
05:03مثلا این که کاری که با هم کرده رو پراموش کنم
05:06من از این لحظه به بد به اوزان نمیتونم اعتماد کنم
05:09به هیچ وجه
05:11آره خب ولی با توجه باش نمیخواد بی خیال تو بشه
05:14آره خب منم برای همین میخوام برم
05:17یه روز میاد دمه در
05:19یه روز میاد تو شرکت دستم و میگیره
05:21میخواد حرف بزنه
05:22من دیگه خیلی خسته شدم
05:24به خدا خسته شدم
05:26تلاش میکنم موسا
05:28هر کاری میکنم که اصرار رو از رفتن منصرف کنم
05:30باشه داداش هر کاری میخوای بکنم
05:32ولی به نظری دکم دیر نکردی
05:34دیر یا زود موسا
05:36یه راهی پیدا میکنم
05:37باید پیدا کنم
05:38میخوای چی کار کنی دادا چی کار میتونی بکنی
05:40اصلا مگی من رئی شرکت نیستم
05:43پروشه آنتالیا رو کنسل میکنم تموم میشه
05:46باشه داداش بلی از اعضایت مدیره
05:48یعنی اصلا میدونی که برنامه چیه
05:50نه بررسیدگی بشه
05:51تنها درد تو اینه که اونا شرکت گسترش پده
05:53انا خیلی محرفه
05:54من تا امروز خیلی چیه این حیعت مدیره به تصویب رسوندم
05:58بلاخره یه راهی پیدا میکنم
06:02ای خدا
06:09من خیلی ات کلون زدم
06:13همه جا بوی خوب میده
06:15شما محس میکنی
06:16نه
06:17فقط بوی سرخ کردن نمیاد
06:19نه باباس نمیگم
06:20یا چیزی بگو
06:21حتی بوی شکمپاره میاد مگه نه
06:24آره آره آره به نظرم
06:25روهم
06:26فکر میکنم گیرنده ی بویاییت خراب شده باشه
06:29میگم که دکتر ببینه بهتر نیست
06:32آره به نظرم ما هم تا اصیب ندیدیم
06:34بریم بابا جون
06:35بریم بریم بادو
06:35بادو بیه بریم زایی کردیم
06:37آره بریم ما
06:38تو تایی با هم کجا میریم
06:40تیم محل ما سابقه داره
06:42بعد به عنوان طرفتا بشیم برای شعار و اینا
06:45رئیس شعار شدن من جایده
06:47آره آره دست زدن و داد زدن
06:49بیا بابا جان از این ورنه
06:51از اون ورن بریم
06:52آره رست میگی بریم
06:53ترن این زندگیم شبی بیرم
06:55دو ستن
06:55سلام خاله منکشه جون
07:05سلام
07:05اکو نیست
07:06نیست
07:07کجاست
07:08نمیدونم
07:09تیم محل مسابقه داره رفته اونجا
07:11مسابقه
07:12باش خسته نباشی
07:16ممنون
07:18محل تیم نداره که مسابقه داشته باشه
07:22این پسره داره یه کارایی میکنه
07:24با منم نیومدسی
07:26باورم نمیشه چنار
07:31واقعا داریم بیریم آنطا لیا
07:33آره
07:34راستی اسرا یه جایی اجاره کردم که
07:38دیگه دلت نمیخواد برگردیستان
07:40آره
07:40ویلایی
07:41دغلو
07:42سخت داره
07:43باخچه داره
07:44درخت خاله اینا
07:44خب چرا تعریف کنم
07:47بیا نگاش کن
07:49ببین چقدر خوشکله
07:50نگاه
07:50این چیه چنار
07:53این که محشره
07:54من را چیاه تماسای خوبی گرفتیم
07:56کلی هوتل میخواد وقت بگیره
07:58بعد از جلسه نگاهی مندازیم
08:01چشم قوزم
08:03خب شیش ما میخواییم اونجا کار کنیم
08:05بریم تو هوتل بمونیم
08:06نمیشه که
08:07خب
08:08حالا ببینم
08:09بگذاریم
08:13خونه که حل شد
08:15فقط یه مشکل کچیک داریم
08:16اونم حل میکنم میام
08:17بعد جلسه میبینم ات
08:19میبینم ات خدا فیس
08:20ممنونم عزیزم
08:22میخواستم بگم وقتی آقا اوزان بیا توضیح میده که اومد
08:29سلام
08:30سلام
08:30سلام
08:31سلام به همکی خوش اومدید
08:38خوش اومدید
08:38بح سلام آقا چنار
08:40بلاخره اومدید
08:42حالتون چطورید؟
08:42خوبم شما چطورید
08:44خوب آقا اوزان
08:46برای چی این جلسه رو گذاشتید ها؟
08:48آقا چنار این ماز بی خبر از من و بدون مشابره با من تصمیماتی گرفته
08:54یه سری کارهای انجام داده
08:56این خوبه
08:57شرکت ما همیشه آمادگی پذیرش فکرهای جدید رو داره
09:00اما
09:01شرکت ملانیوم سافت هنوز آمادگی کافی برای اجرای برنامه در شهر بزرگی مثل انتالیارو نداره
09:07چنار تازه کار رو شروع کرده و درک میکنم یکم هایجان زده باشه
09:12به نظرم این تصمیمت هم به خاطر این بوده که یکم هنوز تازه کاری چنار
09:18بابت این نظرات عرضش من ممنونه
09:25حالا که آمادگی همچین چیزی رو نداریم پس نباید آمادگیش رو پیدا کنیم؟
09:29بلی یادتون باشه که مقصر این نا آمادگی شما هستیم
09:35ما خیلی وقته که بخشی از سودو داریم صرف آمادگی برای همچین چیزهایی میکنیم که تو ازش خبر نداری
09:40ولی خب چون تو با یه حوث این تصمیم رو گرفتی و هیچ تحقیقی نکردی و اینا رو نمیدونی
09:46طبیعی حرف بزنی
09:48که اینطور
09:49شما اشتباه میکنید تحقیقات من کامله
09:53توی پروندهی که جلوی شما هست میتونید گرافیک اجرای برنامه یه توره
09:58آنتالیا رو ببینید دوستان
10:00ببینید دوستان
10:15همه اینا فقط خیالیه
10:17و باقیت نداره
10:18هاوزان به نظر من این فکر شماست
10:25بهتر حید مدیرم در جریان باشه و رعی گیری کنید
10:29باشه رعی گیری کنید
10:32باشه
10:33پس رعی گیری میکنید
10:36کیا میخوان برنامه تور آنتالیا رو شروع کنید
10:38همی
11:02خب پس پروژه اجرای برنامه تور آنتالیا رو شروع میتونید
11:09خب پس پروژه اجرای برنامه تور آنتالیا رو شروع میتونید
11:22من به جای اوزان ازتون مذارت میخوام که وقت ارزاشمندتون رو گرفتیم
11:27هروندر رو برای همه شما عزیزان ایمیل کردم
11:32روزتون بخیر
11:33چالا
11:47تو مدیریت رو خوب بلدی
11:49و خوب راجع به مسئله شرکت می
11:52چرا با وجود تمام این ریسکا اجرای پروژه اونتالیا رو قبول کردیم
11:55به نظر من که تصمیم درستی اوزان
11:58چنار به همچین مسئولیتی نیاز داره اوزان
12:01تازه اونجا میتونیم با اصرا شروع خوبی داشته باشیم
12:05نمیخواستم مانعه همچین چیزی باشم
12:07میبینم ات
12:10آقای آلشین اینا خیلی بیتر از اولیان شدن
12:25بوش خیلی آلی و آرام بخشه
12:28تبریک میگم به تیمه
12:29خیلی ممنونم خانم
12:30خیلی ممنونم
12:32یعنی دیگه هرچی داشتیم و نداشتیم و رو کردیم
12:34خودمون رو باور کردیم و دعیدادیم
12:37حتی ما پسرم هم کار کردیم
12:38اونو هم به کار گرفتم
12:40اگه به سان تولیدتون رو بیشتر کنید
12:42ات کلونا رو از اتون خرید داریم
12:45خیلی خوبم
12:46تولید انبو
12:50غیر ممکنه
12:52ما هیچ وقت کلمه امکان نپذیر توزندگی استفاده نمی کنیم
12:55مثلا ما هیچ وقت یادم نیست
12:56دو جاملات کلمه امکان نپذیر به خیلی کار برده باشیم
12:59مگه پول بده بابا جان پروت پاکت رو نگاه کن یادقه
13:03بعد بگم امکان بابا
13:04ببینین من خودم تحجاب نکنید که دارم اینه میگم
13:06من خودم به اندازه ده تا کارخونه کار میکنم
13:09براتون هر چقدر بخواین تولید میکنم
13:11مگه نه بابا
13:12ایکو ایکو پسرم مامانیت
13:14بابا مامانی بیرش کن چرا راجب اینه اینجا عرف میزنی
13:17یا خیلی عرف نازم
13:17کاب پس این هم حضینه یه اولیه برگی تولیده هم
13:22حتماً حتماً بابا پولا رو ببین
13:25حتماً میتونیم تولید کنیم
13:26میتونیم میتونیم میتونیم
13:28مورا شوشه خیلی تبریک میگم
13:30خدا فیضتون تبریک میگم
13:31خیلی بمنونه
13:32خدا فیضتون ببونه شمی خوش شرف شد
13:41استرو
13:42بهت تبریک میگم
13:44جواب جلسه ی حیعت مدیر مصفتون
13:46آره حالاً چنار به هم گفت
13:48خیلی خوشحال شدم
13:49راستش خیلی خوب شد
13:50ممگاهی اوقات با اوزان میاییم پیشتون
13:52حتی دیشتب هم حرف زدیم که برای تحتیلات کجا بریم
13:55چالا
13:56میدونم که ازدواجت با اوزان واقعی نیست
14:00میدونم که همه این حرفات دروقه
14:03میدونم که دوستش ببین دارم
14:05میرم
14:06سحنه مال توه
14:08هر کاری که دوست داری انجام بده
14:10ولی یه بار دیگه نه یا اینجا راجب این چیزا حرف بزن
14:14چون بدون من اون موقع دیگه با هات خوب رفتار نمی کنم
14:17اصرا هم داره میره مگه نه میرک شه
14:37نراحتی؟
14:41خیلی؟
14:44قصه نخور خودم برایت بلیت میگیرم که هرچن وقت یه بار بری دیدنش
14:51پولش با من نترس
14:52دیدنه کنارش بودم فرق ده
14:54چی چی رو فرق داره؟
14:55چرا اینگر بزرگش میکنی
14:57اح قرار نیست که جایی دوری بره
14:59میره آنتالیا دیگه
15:01نگران نباش خودم همیشه برایت بلیت میگیرم
15:04پولشم میزنم تو جیبه که هیچوقت نگرانش نشی
15:07برو دیدنش حالشو ببر
15:09دو ساعت دانند راجع به چی حرف میزنم
15:11چی حرف میگی؟
15:11بگه
15:22هرجور که میخوایید برنامه ریزی کن
15:23میریم سینما بیتنه که اول رو میخوریم
15:25باشه امروز فرض کن
15:27منم مثل زمارو کورفالی هم
15:29هرچی بخواییم میتونیم خرج کنیم
15:30خب اصلا با خیال راحت
15:32خب؟
15:33ببین، اصلا امس کن که روز رویاییه
15:36من بابا نوهلم میخوام بهت هرچی بخوایی بده
15:39نمیخوام اکرم مرسی خود تنهایی برو
15:41چرا یایی وام اینطوری رفتار میکنی آقه دخته؟
15:44من قهر نکردم
15:45ولی فکر کنم بازم کار داری
15:47میگم بریم سینما میگی نمیتونم بیام
15:50میرم ریستوران مامانت میگه رفتی فوتبال بازی کنی
15:53اره
15:53این محل تیم نداره دوتامون اینو خوب میدونی
15:57اگه باز دلت نمیخواد با من بیای بیرون
15:59خب بگو من اصلا به دل نمیگیرم
16:02نمیخوام
16:03ببیارت همچین چیزی ممکنه
16:05بذار همه چیز رو من میخواسی بدن
16:07من و بابام داریم اتکولون میسازیم
16:09و کارمونم غیری خوب داره پیش میره
16:11میخوایم تارید منو بیشتر کنیم
16:13ولی مامانم هنوز خبر نداره
16:14چون تو گذشته اتفاق بدی برامون افتاده
16:18و اگه من و بابا باعث شدیم رستوران آتیش بگیره
16:20و همین خاطر مامانمون ارجازه همچین کاری رو نمیده
16:22یعنی مامانه من
16:23اتکولار
16:24واسه همین اینجوری بود؟
16:26آره برای همینی که این بود رو میدم
16:28چیز دیگه نیست
16:30یعنی هیچی نیست
16:31خب پس اجازه هست که با هم بریم سینما
16:33باشه بریم
16:34چرا نریم
16:35اصلا اینجا همو میبینیم
16:36ببینم اونجا چجور فیلمیه بریم اون وقت با هم ببینیم
16:39حتما میخوای فیلم اکشم ببینیم
16:41من فیلم هنری هم خیلی دوست دارم
16:44من از خدایینو تا خوشم نمیاد اصلا
16:48منم خوشم نمیاد
16:50میتونید تصوارشو بکنیم
16:52مثل قدیم رابطه کورفالی هرتم داشته باشیم
16:55بابا عمر من کتاه میشه
16:57کیفیت زنگی من میاد پایین به خدا نمیشه
17:00نورد کنند از بله باید مه قما باید
17:02این کار رو خرابش کنی
17:05ما باید یه سنگ جده پاشون بداسیم
17:07سرد در سرد
17:08ببین همه حرفات کاملا درستن
17:10ممنون
17:10حرفات همه درستن به تبریک میگم
17:13سرد در سرد داری درست میگی
17:15دروغ نمیشه منکشه
17:16دو دو تا چهار تا
17:17نه من همچیزینو نمیخوام نه
17:21نمیشه
17:22سلام دادش
17:32صبح خیر موسا
17:34با خودم گفتم چی کار میتونم برد بکنم
17:37گفتم راقل بیام
17:38یه جورایی کنارت باشم
17:40خوب کاری کردی
17:42ولی
17:44تو که فکر نکردی من دست بسته میشینم
17:46و رفتن استرا را تماشا میکنم
17:48یعنی چی؟
17:50داداش همینجوری سعی کری بمونه
17:52خب چیکار میخوای بکنی؟
17:54استرا هم دیگه به حرف کسی گوش نمیده
17:55میدونم حق با توه
17:57گوش نمیده
17:58خب پس چی داداشان چیکار میخوای بکنی؟
18:01چی تو زنته؟
18:03سبکان
18:03داداش هرچی میگم حرف خوید تو میسونی؟
18:10مادیگم
18:11من با با جا درست کدم بخوری؟
18:13چیکی وید میسرم تو را گشته شدی بخوری؟
18:15مامان جان
18:15مامان جان داره با بیزینس کلاس پرواز میکنه
18:18میخوای دبه ترشی هم بذار توش؟
18:20مامان جان نگره نباش اصلا گشته نمیمونم
18:23بابا جون
18:26اخ نکن دیگه
18:28میخوایم اخ نکنم دخترم
18:31برای تو خوشحالم
18:32ولی خب بابا بودن کار آسانی نیست
18:34چی کار کنم خب؟
18:37من خیلی دوستتون دارم به خدا
18:39خانوادی عزیزم این
18:40خدا رو شک خانوادی من این
18:42ببینین اینجا هر اتفاقی که افتاد به من بگینا
18:45میخوایم که از همه چی خبر داشتم شم
18:47حتی منوی غذا
18:48به طاحت خواهر جون من همه چی رو برای تو پیامک میکنم
18:56ماشین اومد پشه دیگه پشه
19:01سلام از را خانوم کمه دونتون رو میبرم
19:03بفرماییم بردارین اون روست
19:04داداشت بذاری من کمکتون کن
19:05دخترم بیا کیفیتو بجاتم بردار
19:15دختر خوشگورم
19:16خوشگورم
19:17رسیدی زنگ بزمه
19:19ما رو دل واپس نکن
19:21مگی میشه زنگ نزنم
19:22حتما میزنم
19:23خوشگی مراقب خودت باز
19:25بازده خیب
19:26باشه ماماشو با مراقب باشی
19:28مراقب همدیگه باشین
19:29سینو
19:30اینجا رو میسپارم به تو
19:32دختر باشه
19:32نگیرم نباشه
19:33گل رو بولت برم
19:34تو فقط موازه به خودت باش
19:36هینرم بده من
19:39بعد هم میخوایی تو هواپیشو بخوریشو
19:41داده
19:41رسیابجی
19:44اون کابشن جینتم گذاشتم
19:47تو کیف زردت شد
19:48بپوشد
19:48اوه داداش
19:49مراقب خود باشی
19:51باشه
19:52من دیگه رفتم
19:53اسرا
19:54آنجان
19:55اونجورا
19:56با یه خستر نرمیتو با خودت باشی
19:58زنگ بزن
19:59یا زنگ بزن
20:00باشه
20:00خیلی خواهی نم
20:02باشه
20:03خود آفیس
20:05مراقب خودت باش
20:07باشه
20:07ای ماما آب بریزی
20:09خیلی خب دیگه احساساتی نشین بسه دیگه
20:20ای بابا
20:21پک نمیکرم اینقدر سریع عوض بشی
20:31همین دیروز به زور به امان کاراموز بردم
20:34از شرکت ها رو بینداری میری آنتالیا شبه خودتو بزنی
20:37آفری ازم
20:38آفری بید افتقار میکنن
20:40ممنونم بابا
20:41کارام تو آنتالیا آکی شد بیشتر ازم میبینی
20:44ایشالا
20:45برو به سرمه
20:46زفر خوبی داشتو باشی
20:47خداحافظ بابا
20:48خداحافظ
20:49حسن کجاست
20:51ایشون مریض شدن آقا چنار
20:53از شرکت به جای اونان فرسته دن
20:55باش دیر نشده
20:57ولی بفرمایید
20:58چی شد؟
21:16چی شد؟
21:16استادین؟
21:18تو چرا وارده این خیابون شدی؟
21:20دادشه من
21:20این جده که فرودگاه نمیره
21:22پاستم میانبور بزنم
21:24نمیدونستم انقدر ترافیک میشه آخه
21:26آره مثلاً
21:27الان خیلی میانبور شد
21:28آلیه واقعا
21:29از اونجا دوره تو جده
21:31از پرواز جا میمونم
21:33چی شد؟
21:55موترشه آقا چنار
21:57بعضی وقتا اینجوری میشه
21:58یعنی چی که اینطوری میشه؟
22:03ای بابا
22:05الان از پرواز جا میمونم
22:06الو
22:11آه آلو چنار کجایی؟
22:13من اومدم تو داخلی؟
22:15اسرا من هنوز نزدیک اونجا هم نشده
22:18یعنی چی نمیفهمم؟
22:19مگه کجایی؟
22:20ماشین خراب شده
22:22تو جده مونده
22:22من الان چی کار کنم؟
22:25برم داخلی و منتظر باشم
22:26نه اسرا منتظر نمون
22:29برو داخل
22:30هرطور که شده خودم رو میرسونم باشه؟
22:33باشه من میرم
22:36تو هم مراقب باش
22:37ولی بیا عجله کن خب؟
22:39بای بای
22:39بفرمایید میتونیم بریم
22:43هایی ببا
22:48هی داداش
22:58تکسی میرم
22:59کوی تاکسی
23:19ای بابا
23:20خیلی دیرم شده
23:22همینجا بایست خوبه
23:52بودو بودو
24:05زود باش دیگه
24:12ای بابا چه نور کجا مندی بس
24:15خانم کمربندتونو ببندیم
24:23باشه
24:24یه چیزی میخوام بپرسم
24:26هواپیما کی برن میشه
24:27الان داریم آماده میشیم پرواز کنیم
24:29یعنی چی میشه من پیاده بشم
24:31میخوام با دوستم بایی هواپیما بیاریم
24:33نه خانم نمیتونین
24:34بقیه مسافرها خیلی معتل میشن اگه پیاده شید
24:38باشه پس منشکرم
24:40پرواز خوبی داشته باشید
24:42کجا مندی چنیار پس
24:47اوزان
25:07رست شندتری ها تو این فس خیلی قشنگه
25:09کلی خوش مگذرم
25:11موسیقی
25:41موسیقی
25:43موسیقی
25:45موسیقی
25:47موسیقی
25:53موسیقی
25:55موسیقی
Comments

Recommended