Skip to playerSkip to main content
  • 10 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00قدرت به من خیلی لطف کرده، سلام منو بهش برسون
00:02باش ازت ممنونم کایا، این لطفتو فراموش نمی کنم
00:05برای این پروند هر کاری از دستم بر بیاد انجام بیدم، نگران نباش
00:10دوبله شده در اسیدیو جن
00:16میشه بیام تو؟
00:17البته بیا
00:22حالت خوبه؟
00:24آره تقریبا، خوبه هم یعنی بد نیستم
00:27میشه با هم حرف بزنی؟
00:29حتما، بیا بشین
00:40کایا من به حرفت فکر کردم
00:44سعی کردم درکت کنم
00:46بعد سالها فهمیدی یه پسر داری و الانم
00:50برای به دست آوردنش داری تلاش میکنی
00:53باید اولویت زندگیتم پسرت باشه
00:55برای همین از دست ناراحت نیستم
00:59ممنونم درک میکنی لیلی
01:03اما من نمیخوام تو زندگی کسی نفر دوان باشم کایا
01:08حاضرم به خاطر تلاش کنم
01:10ولی بدون دوست ندارم
01:12که درتو بشکنم
01:13و در حقت گتاهی کنم
01:16هم نیدونم
01:19من یه تصمیمی گرفتم
01:23میخوام استفا بدم
01:26یعنی چی؟
01:27به نظرت خیلی اجولانه تصمیم نگرفتی؟
01:31نه نه
01:33مطمئن باش اینجوری برای من بهتره
01:35چون حضور من تو دفتر باید میشه هر دومون آشفته بشیم و این درست نیست
01:47آخه تو اگه از اینجا بری چجوری میخوایی؟
01:50هایا خواهش میکنم اصرار نکن
01:53مثل این که چارهی برام نذاشتی
01:58من دیگه باید برام
01:59لیدی
02:06اگه کمک لازم داشتی
02:09لطفان به من زنگ بزن
02:15حد تو هم همینطور
02:20خود و حافظ
02:38بیاتو
02:42هیت
02:44بیاتو
02:45خوش اومدی
02:46خیلی ممنون
02:48حالتون چطوره؟
02:51ببین خواهش میکنم دیگه اینقدر رسمی با من حرف نزن
02:54دیگه منو این در خانوم صدا نزن قبول داری؟
02:57باشه پس چی صداتون کنم؟
03:00حالا که منو بابا درخواست تو رو قبول کردیم و قراره ازدواش کنیم
03:05چطوره منو مامان صدا بزنی؟
03:08باشه
03:08اوکی
03:10فعلا منو این در صدا بزن خوبه؟
03:12خیلی خوب باشه
03:14اوکی
03:15اجزی میخوری براتو بیارم؟
03:16نه نه ممنون میل ندارم برای چی گفتید بیام اینجا
03:21برای چی گفتی بیام اینجا
03:25ایجان ببین
03:26ما دیشب یه قولی بهت دادیم
03:28منو پدره تا زمانی که زخمایی تو درمان بشه
03:31مطمئنن کنار تو میمونیم
03:33باشه منم از این بابت خوشحالم
03:38منم ازت یه خواهشی دارم
03:40به این زودی؟
03:41نه نه خواهش من در عوض خواسته های تو نیست
03:44برای خوبی خودته
03:45میخوام هر از گاهی بیایی شرکت و کارها رو یاد بگیری
03:48ندونم قبلا این درخواستم رو رد کردی
03:51اما لزومی نداره هر روز بیایی اینجا
03:54هفته ای دو روز هم بیایی کافیه
03:55خیلی خوب باشه میام
03:57جدی داری میگی؟
03:59خیلی خوشحالم کردی
04:01پس بیا بریم به نادر معرفیت کنم باشه
04:08بیا بیا
04:14نادر
04:15پسرم رو اووردم با هم آشنا بشید
04:18هید
04:27و این نامرد
04:35حاله چطوره؟
04:36ممنونم ممنونم
04:37خوبی؟
04:38خوبم خوبم
04:39تولید که نشد ها؟
04:40نه خوبم
04:40کم مونده بود زیرمون بگیره
04:42از شما ممنونم
04:43هیچ کس به قوانین احترام نمیذاره
04:44باید حواسمون رو جمع کنیم
04:47من قبلا شما رو دیدن؟
04:49واقعا
04:51من که یادم نمید
04:52همین اواخر بود
04:54داده توی گفتم از خونه شما که رفتیم بیرون
04:56یه مطوری کم مونده بود
04:57اریمون زیر بگیره
04:58این آقا کمکمون کرد
04:59من چرا از این موضوع خبر ندارم؟
05:03کورو چشمه
05:05الان یادم اومد
05:06چه تصادف جالبی؟
05:08حاله چطوره؟
05:09خوبم شما چطورید؟
05:10من اسمم ایده
05:12این درخوش به حالت
05:14پسرت فوقولاده است
05:16تازه برادر خیلی خوبی هم است
05:18ممنون
05:20اید قرار شده که هر چند وقت بیاد شرکت رو به من کمک کنه
05:24خواستم بهت معرفیش کنم
05:26اما گویه شما قبلن با هم آشنا شده بودیم
05:31خوشحالم که میخوایی به مادرت کمک کنی
05:33هر وقت بخوایی میتونی بیای اینجا
05:35ما تو شرکتمون به جوانای آقل و با ارادهی مثل تو احتیاش داریم
05:39من
05:41چرا نمیشینیم؟
05:42تو برو تو اتاق منم الان میامید جون باشه
05:45از آشنایتون خوشحال شد
05:49اید
05:51راستی شنیدم پدر و مادرتو راضی کردی با هم ازدباش کنم
05:54تبریک میگم
05:56خیلی ممنون
05:57الان میام
06:01این کارای تو چه معنیی داره نادر؟
06:04ها؟
06:05تو بچه های منو تحقیب میکردی آره؟
06:09قبل اینکه بیام سراغت باید راجع به تحقیب میکردم
06:12نمیدونم چرا اینقدر تحجب کردی
06:13تو خودتون موتورسیکلتو عجیر کرده بودی
06:16امکان نداره اونجا همچین اتفاقی افتاده باشه درسته؟
06:21ببین
06:23اگه یه تاره مو از سر بچه های من کم بشه
06:26همه یه قول و قرارمون به هم میخوره
06:29اینو گفته باشم
06:30من اگه بخوام به کسی اصیب بزنم میزنم
06:33تبلیغات نمی کنم
06:35من با یه پیشناد مهم اومدم سراغتو
06:37قبلشم باید تمام اطرافیانتو با چشمای خودم میدیدم
06:43تو به لطف من یکی از مدیرای هولدینگی به این ازمت شدی
06:48من تو این زندگی بیشتر از هر چیزی به بچه هم اهمیت میدم
06:53هر کاری هم میکنم به خاطر اوناست
06:56امیدوارم که حرفایی که زدیم حقیقت باشه
06:59چون میخوام بهت اعتماد کنم
07:01اگه قرار باشه با هم دیگه هم کاری کنیم
07:03مجبوری به هم اعتماد کنیم
07:04من به خاطر بچه هم دنیا رماتیش میزنم
07:07اینو فراموش نکن
07:08تو هم مثل هر مادر دیگه ی حرف داری نگرام باشی
07:11پیالت راحت
07:12من فقط داشتم راجبه تحقیق میکردم
07:15اوکی
07:16حرفتو بابر بکنم
07:21اگه خواستی ارین و یا یدو ببینی
07:23از این به بعد
07:25قبلش به خودم میگی
07:27فهمیدی؟
07:28باشی
07:37سلام
07:38سلام
07:39گیلدیز آرگون و زهره آرگون اومدن
07:45میگم از زیدنمون خوش هم شده
07:47خانوما خوش اومدی
07:48سلام صدف جون چطوری عزیزم
07:50ممنون نماشگاه مون پر از تابلهای قشنگ
07:52خودتون یه نگاهی بندسین تا من هم بیام
07:54باشه عزیز
07:55میبینم اتون
07:55زهره بیا بریم تابلها رو ببینیم
07:58بعدش تو منو به عنوان کاندید ریاست
07:59به عزیز انجامن معرفی کن
08:01رسته دیگه
08:02خفم کردی
08:03این هفته میریم انجامن
08:04یه خود دندو رو جگر بذار
08:05خب
08:05منو برداشتی آورده
08:07اینجا اصلا خوشم نمیاد
08:08سبر کن ببینم
08:08نفهمیدم پس تو از چجور جه هایی خوشت میاد
08:11جه هایی که آرومتر و ساکتتر
08:13و بدور از شعاف و از لحاظ هنری
08:15غنی تر باشن
08:17الان تو نمایشگاهی غنی تر از اینجا سراغ داری
08:20به هم بگو
08:21ویلمون کن
08:21همچین پروژایی فقط به نظام سرمایی داری خدمت میکنم
08:24من باید تو جمع متفکرین باشم
08:27باشه بابا متفکری نمیخوان با تو باشن
08:29خیلی خب بگذاریم
08:31بیا یکی دوتا تابلو تماشا کنیم
08:32بعدش به کارمون برسیم
08:34فکر کنم اینو فهمیدم
08:35انگار حسلش سر رفتیم
08:39وای وای وای یه لیس
08:40یه لیس
08:47منم
08:48باورم نمیشه انگار دارم خواب میبینم
08:51بگی
08:52وای یه لیس خود خودتی ببین
08:54وای باورم نمیشه خیلی شبیه من زهر
08:58اما آخه کیتابلوی منو کشیدیم
09:00نازه یه سفی بگیرم بسرم تو پیجم
09:03بنداز
09:11این یعنی چی؟
09:12اون نشون میده تابلو فرخت شده
09:14یعنی کی تابلوی منو خریده
09:17وای خیلی خوشگه
09:18بیا بریم بپرسیم
09:20زهره
09:22بنداز
09:27میدونی کی به ذهنم رسید
09:29بابات
09:31بابام
09:33الابا چون رابطمون خیلی شکرابه خواسته با این کار دل منو به دست بیاره
09:37الاهی
09:38بعد مدت ها برای اولین بار قلبم برای حالی تلرزید
09:41مطمئنی کاره بابامه
09:43آخه غیر اون کاری کی میتونه باشه
09:44ببین اصابانی نشیان نمیخوام نارهتت کنم
09:46اما این تابلو سبک بابام نیست
09:48بابام از این چیزا اصلا خوشش نمیده
09:50اوه زهره تو هم که هیچ فقت نمیدونی دورو بره چه خبره
09:53به من که میرسی ایکیوس هم میشی
09:54مگه با من دشمنی دهی؟
09:56نا
09:57ببیزاریم
09:58بذار از صدف خانم بپرسم
09:59آه
10:00صدف
10:01بیا اینجا
10:02ببین
10:03خیلی شبیه توه مگه نه
10:05اتفاقا منم همین نظر رو داشتم
10:07اما نقاشش گفت این اکس جوونی هایی مادر بزر رو گرشت
10:10دیدی گفتم
10:11نقاشش همینجاست اگه بخوایی میتونم باش داشت
10:13چیزه ما این هم دیدیم
10:15تابلارو کی خیفی؟
10:16بذار فاکتورش رو نگاه کنم
10:17زهره بودو
10:22نادر کلیچ
10:23جی
10:25دشمنمون خریدتش
10:27دستم تزیم نکنم اصفوم شده باشی من
10:29نادر کلیچ خریدتش
10:30نگا نکن نگا نکن نگا نکن
10:32نگا نکن نگا نکن
10:33خیلی چرا این تابلارو خریده؟
10:35میخواد چه بلایی سرم بیاری
10:37دخترم؟
10:41شاهیگا؟
10:43مثل این که از دست نادر عصبانی شدی
10:46آره یعنی یک کم
10:48اما مهم نیست حرف زدیم حلش کردیم
10:50تو به این چیزه اصلا فکر نکن
10:52راستی با کای حرف زدی؟
10:54آره نگرا نباش
10:56ما از تصمیممون هیچ وقت منصرف نمیشیم پسرم
11:00خیلی خوب باشه پس میبینم
11:01شب میبینم ات بابای
11:04هرین
11:04عشقه؟
11:06شنیدم واسه خودتون تصمیم میگیرین و به من نمیگین
11:09منظور چیه ارین جان؟
11:11میخوایی با امونکایی از زباش کنی
11:12گویا درخواست اید بوده
11:14ببین ما میخواستیم خودمون بهت بگیم
11:17اید بوده؟
11:18ارین وایسه وایسه
11:19بلم کن بلم کن
11:21یه بارم که شده منو آدم حساب کنین
11:24فقط یه بار شده برای من عرضش خواهشید
11:26عزیزم
11:26بیا بریم بشینیم تو کافه با هم دیگه اونجا حرف بزنیم
11:30نه من با شما دوتا حرفی ندارم
11:32آروم باش بذار باید توضیح بدم
11:33بعدش اگه نخواستی هستم با امون حرف نزارم
11:35باید بریم خونه ای من نزدیک هم هست باشه بیا عزیزم
11:38بیا عشقه بیا
11:39بیا
11:41تابلوی ما در بزرگ نقاشه برای چی میپرسی
11:45حالا حالی تابلو رو خریده
11:47نمیدونم نپرسیدم خبر ندارم که خریدتش بیه بریم زهرا
11:51سب کن ببینم
11:52این نمایش که برای انجامن ماستو اینجا چی کار میکنیم
11:57برام دوت نمی فرست داده بودن عزیزم
12:00زهرا
12:01نه کار من نیست اصلا خبر ندارم
12:03یلیز جان
12:03اگه قراره هر بار که منو ببینی اینقدر خودی تو گم کنی
12:07این کارمون سخت میشه عزیزم بهتر بدیدن من عادت کنی
12:11حتی یه روز بیه شرکتو با هم دیگه قهوه بخوری
12:14میام عزیزم تو را هم
12:16بعدم میری عزیزم ببینم
12:18شما دوتا چقدر شبیه پت اومد شدیم
12:21هنوزم از اون ویدیو های مسخره با هم زفت میکنیم
12:24مسخر خودتی اون پیجو کاری منه مسخرم خودتی
12:27منم دیگه پرشت سعی میکنم که شرکت حالی جان رو نجات بدم
12:30کی میخواد تو رو نجات بده
12:33بیا بریم بیبریم تو آبرمون نرفته
12:35زهراجون مشکلی که پیشنای اومده
12:37آی نه نه هر چیز ما ها شرخته با تو صورتشون رو کنار زده
12:40ماره مهم
12:41بای بای
12:42کش با بعد ورشکست میشد
12:44تو این که با این زنی که شرکشه
12:48ایول نادر
12:51همچین اتفاقی رو
12:52هیچ کسی ندیده
13:01وایی لیز من فقط یه چیزی رو نفهمیدم
13:03تو که همه چی رو زودی میفهمی حالا چی رو نفهمیدی
13:06به نظرت عجیب نیست نادر
13:07تابلویی که شبیه تو هست و رفته خریده
13:10زهراح واسد باشه
13:11به پدرت چیزی نگیه باشه
13:13آره میدونم نباید بگم
13:14اما خب چرا نباید بگم
13:16چون این یارو دشمن باباته
13:17حالی تم اینجوریش هم وقتی اسمشو میشنوه قاطی میکنه
13:20حالا اگه بفهمه تابلویی منو خریده حسابی اصابانی میشه
13:22خب منم همینو میگم طرف دشمن باباست
13:24ولی اومده تابلویی خرده که کپ زن بابا مه
13:27من مطمئنم یه فکر تو سرش داری
13:28خب حالا نمیخواد تو نظر بدی
13:30مخید واسه هیچی کار نمی کنه
13:31واسه اینم ازش کار نکش
13:32نه اگه لیز مطمئنم یه کاسای زرین
13:34این کاساست یه خبرهاییه
13:36مثلا چه خبری؟
13:37چه خبری؟
13:37دقیق نمیدونم چه خبره
13:39اما خب یه خبری میشه دیگه اینطوری حس میکنه
13:41زهرا ببین
13:42حرفی از دهنت نفره ها
13:43چون اگه بابا تراجع به این موضوع چیزی بشنوه
13:46دیگه نمیذاره از خونه بیان بیرون
13:47نمیتونیم کتاب بفروشیم
13:49نمیتونیم بریم نمایشگاه
13:50دیگه از هیچی خبری میست
13:52حتی اگه بمیرم چیزی بشنم کم
14:00خلاصه ایر این قضیه همین بود که بهت گفتم
14:02از دست مامان دلخور نباشی این خواسته ای من بود
14:05خواسته ای تو بود
14:08اگه همچین خواسته ای داشتی
14:09چرا زودتر به من نگفتی
14:11ما که همه چیه به هم میگیم
14:15آره حق داری باید بهت میگفتم
14:17مذرت میخوام
14:17اما باور کن حالا منقدر بد بود
14:20که نمیخواستم با هیچ کس حرف بزنم
14:23نه تو با من
14:26بعضی وقتا اینطوری میشه
14:27یادته تو هم همینطوری بودی
14:30ایریم جون
14:31ما عمدن این قضیه رو از تو پنهان نکردیم
14:34آخه مگه همچین چیزی رو میشه مخفی کرد
14:36ما همین امشب میخواستیم
14:37همه چیز رو بهت بگیم
14:40ایریم یه چیزی میخوام بپرسم
14:43تو این خبر رو از کی شنیدی؟
14:47چه فرق میکنم
14:50لابا تو خونتون رجب بهش حرف میزدن آره؟
14:53آره از اون رو شنیدم
15:04حالا که همه چیزی رو برای تعریف کردیم
15:06دیگه اخ نکنم
15:10یه سوالی ازت دارم
15:14چرا پرده این همه سال خودتو به آب و آتیش زدی
15:17که مادر و پدرتو به هم برسونی
15:18آخه چرا چه لزو میداره؟
15:23تو نمیتونی درکم کنی میدونم
15:27اما بذار برات توضیح بدم
15:29تو تا یه سینی کنار پدر مادرت پسوک شدی
15:32شاید رابطه شون بودی
15:34بعدش به تفاهم نرسیدن و از هم جدا شدن
15:36قبول کردی
15:37اما من
15:40تازه فهمیدم پدر و مادر واقعیم کیا
15:55ما حرفایی ایدو شنیدیم و کاملا هم درکش کردیم
15:59تو هم اگر یکم فکر کنی میتونی درکش کنی
16:01چون اونم
16:03اونم حق داره یه خانواده داشته باشه
16:06سرکن خودی تو بذاری جای اون
16:10تازه این طوری از این بابد میتونیم بیشتر هم دیگه رو ببینیم
16:15آخه چطوری
16:16بابان که اجازه نمیده
16:21ما فقط یکم زمان احتیاج داریم
16:23خب
16:23بابا تلان خیلی عصبانیه
16:26من مطمئنم بعد از این که عصبانیتش آروم شد
16:29اونم درک میکنه
16:30خب
16:30سرنوشت اینو برامون رقم زده
16:34متاسفانه من و بابا تلان تو شرکت رقیب همه
16:36در حدی که اون برای شکست دادن من شاهی کار رو استخدام کرده
16:40بنابراین
16:40هرکی هرچی گفت و هرچیزی که از دیگرون شنیدی
16:44خواهش میکنم
16:45اول از همه بیا از خود من بپرس لطفا
16:48من بهت توضیح بدم
16:50پسرم
16:51ما با هم دیگه رو زخممون مرهم میذاریم
16:54پس باید کنار هم باشیم
16:56حالا عشتی
17:00بخن ببینم
17:03بخن دیگه
17:06میقلقلقش بدیم
17:07نه خیلقلقش بدیم
17:19خندید
17:19حالیت
17:20خبر داری چی شده؟
17:22راجعه به چی حرف میذانی؟
17:24مگه نمیدونی؟
17:25این تراکایی دارم با هم ازدواج میکنم
17:27آها پس تو هم شنیدی؟
17:28معلومه که شنیدم حالیت همه شنیدن
17:30عریم حالش چطوره؟
17:32باش حرف سادم
17:34امروز با مادرش و اون پسر اید ملاقات کرده بود
17:38یعنی از این موضوع ناراحت نشده؟
17:39مانمود میکنه ناراحت نشده
17:41اما من میدونم اون ناراحته
17:43منم امروز تو نمایشگا شاهیکا رو دیدم
17:46بیلدیس
17:46خواهشن اینجا راجع به شاهیکا حرف نزد
17:49اگه میخوایی بزنی من برم پذیراییم
17:51نه نه باشه
17:52از جوابت خوشم اومد باشه چیزی نمیگم
17:54من دارم میرم بیرون اومدم بهت خبر بده
17:57الان داری به من خبر میدی؟
17:59از خودت یاد گرفتم لحظه ی آخر خبر بده
18:01یعنی دیز
18:02خیلی خوب اصابانی نشده
18:03لیلی ناراحته براش یه برنامه چی دین
18:05دخترام همراه میان
18:07خیلی خوب باشه
18:08برو اما خیلی دیر نکنیم
18:10باشه ازود بر میگردم
18:12ها حالیت جانو سپردم با ایسل
18:14باشه نگران نباشه
18:16من هم یه کم دیگه میرم بلا
18:17باشه عزیزم
18:19راستی حالیت
18:20چی میل دارین غربان؟
18:22حیف که سینی دستم نیست
18:24میگم لباسم چطور پسندیدی؟
18:27بید میاد
18:28ممنون عزیزم بخندلت شاچه
18:42انگاری یادت رفته
18:43من از مهمون ناخونده خوشم نمیاد
18:45نه یدم نرفته
18:47اما میدونم که منو رد نمی کنی
18:49باشه بشیم
18:51بگو ببینم چی میخوایم
18:55ما چکرم
19:01نادر
19:03میدونی من چقدر شیفته یه تو هم
19:06مگه نه؟
19:07تو ایکی از آقلترین آدم هاییستی
19:09که من تو تمام عمرم دیدم
19:11میدونم
19:15شنیدم به هنر علاقه من شدی درسته؟
19:20شوهره خدا بیا مرزه تشفیقم کرد
19:27ببینم
19:28توی لغتنامه نادر این جمله بیمنیه که خیلی حرف نزن
19:32وگرنه دخل تو میارم
19:34آفرین پس منو خوب میشنستی
19:37باشه
19:38پس منم خیلی وقت تو نمیگیرم
19:40حرفمو میزنم و میرم
19:45میشنمم
19:45مسیر انتقام تو تغییر دادی
19:47درست متوجه شدم؟
19:49چی داری میگی شاهیکا؟
19:51درم راجع به یلیز حرف میزنم نادر
19:53واقعا فکردی میتونی اون از چنگ حالی در بیاری؟
19:57انگار قدرت تخیلت
19:59این اواخر خیلی قبی شده
20:04باورم نمیشه
20:05نکنی تو واقعا از یلیز
20:07خوشت اومده
20:13کارا خدا شما مرده از چیه این دختری خوشتو میاد؟
20:18البته حق هم دارین
20:20مرده از زنه ی احمق خوششون میاد مگه نم؟
20:23هیچ کس دوست نداره که زنش باهوشتر از خودش باشه
20:27با توجه به حرفهایی که میزنی
20:29مثل این که از همکاری کردم با حالیت
20:31چندانم راضی نیستی
20:33از روزی که
20:34با اون دست به یکی کردی اینه گربه
20:36دروبر من میپلکی
20:38انگار فهمیدی قراره ببازی مگه نه
20:40برعکس نادر جان
20:42اومدم بگم من متوجه یه تمام کاره که می کنی هستم
20:46زمنان پیشنهادم هنوز سر جاشه
20:48نمیشه
20:49خودتان میدینی
20:51بی خودی خودتو خسته نکن
20:54راستی
20:54کچولو کچولو تحدیدهای جالبی میکنی
20:58خوشم بیاد
20:58خودم تربیتت کردم
21:03آره
21:04باید به خودت افتخار کنی
21:06منو به یه حیولا تبدیل کردی
21:12شاهیکا
21:13تو سنگ خوبی بودی
21:15من فقط تراشیدمت
21:17اما مثل هر پیکر تراشی
21:20خراب کردن مجسمی که ساختم
21:23دست خودمه
21:24اینو یادت نره
21:30بگذاریم ندر
21:31من اومدم برای آخرین بار
21:34حضورم رو بهت یاده بری کنم
21:35گفتم شاید نظرت عوض شه
21:37زمنان این درده رو ازدواج میکنی
21:40البته منفعت چندنی برای تو نخواهد داشت
21:45اگه نداشته باشه
21:47میره
21:49درست مثل تو
21:52باشه
21:54من دیگه باید برم
21:56نوشه جانت
22:09ندر
22:11در خونه من همیشه بروی تو بازه
22:15اینو فرموش نکن
22:25من دارم میرم
22:28کجا؟
22:30میرم با دوستم شام بخورم
22:31تو هم میخوایی بیارم؟
22:32نه من خونه هستم
22:33تو برو
22:36از چیزی ناراحتی؟
22:38ناراحت نیستم
22:40خوبم
22:43لیلی چی شد؟
22:51امروز استفادت
22:54تفسیر منه
22:55ربطی به تو نداره
22:58لابود قضیه ازدواجتونو شنیده دیم؟
23:01خودم بهش گفتم
23:01نمیتونستم ازش پنهان کنم
23:03اونام اون چه که به سراحش بود انجام داد
23:07الان احساس گناه کردم
23:09لزومی نداره احساس گناه کنی
23:12او رویت من توی
23:15من و اندرم امروز همه چی رو به ایرین گفتیم
23:18واکنشش چی بود؟
23:21یکم ناراحت شدم ما عادت میکنم
23:23این قضیه برای همه مشروع جدیده
23:27لیلان؟
23:30هر پایانی یه آغاز دوباره است
23:33یعنی من اینطوری فکر میکنم
23:35دیشب اینطوری به نظر نمیرسید
23:37امیدوارم بعدن پشیمون نشه
23:39دوست داشتن یه نفر
23:40دلیلی وره نگه داشتنش نیست
23:43من و اون نمیتونیم با هم باشیم
23:45بجوری دل همه شکستیم
23:47لابود سرنوشته شما این بوده
23:50رابطتون شروع نشده تمام شد
23:52کارش نمیشه کرد
23:54گویا من رفتم
23:56باشه میبینمت
23:58مطمئنی نمیخوای بیای؟
24:01خدافز
24:06دوبله شده در
24:08استیدیو جن
24:13شما که همتون ساده لباس پوشیدین
24:15انگار من یه خورده زیاده روی کنم
24:17نه اتفاقا خیلی هم خوشگه شدیم
24:18ای بابا اصلا بی خیال به جای این که تو کمادم به پوسته
24:20بذار بپوشمش چی میشه بعد مدت ها آمدیم
24:23حالش ببر
24:23آره بابا
24:24بعد مدت ها دوباره دوره هم جم شدیم
24:26خیلی خوبه مگه نه بچه
24:28مگه شما قبلنم دوره هم جم میشدیم
24:30آره جنم آره
24:31ببین این دوست دختر این بوده اونم دوست دختر اون بوده
24:35برای همین دوره هم جم شد
24:36ای بابا بی خیال گذشتا دیگه گذشته
24:38اسمت نشد
24:39از تو چه خبر چی کارا میکنی شنیدم از کارت استفا دادیم
24:43آره مجبور شدم استفا بدم
24:45اما به زودی یک کار جدید پیدا بکنم
24:58گل من نمیدارم چه حکمت یک کمی بدبختی رو با هم دیگه سر میزنه
25:01منم دارم طلاق میگیرم
25:02منم که بیکار شدم خودتون که میدونیم
25:04خب پس من چی بگم
25:05شوهرم داره با نامزده سابقش کار میکنه
25:07منم مجبورم این مزخرفاتو قبول کنم
25:10آدم دیوونه میشه
25:11خواهر منم داره تجرید فراش میکنم
25:14و دوباره میخواد با حالیت بجنگه
25:15منم تو خط موقعه
25:16منم که دختر حالیت آرگونم
25:20ای بابا
25:22نوبت توی
25:22درسته که من مشکلی ندارم
25:24اما با این همه آدم مشکل دار دوستم
25:26که این خودش بزرگتری مشکل دنیا هست
25:29درسته خدا به دادت پرسی
25:30منم کم به درد سر ندادم شرمندت هم به خدا
25:33اما من دوای درد همتونو پیدا میکنم بچه ها
25:37اولین کسی که به ذهنم رسید لیلیه
25:39لیلی جون
25:40من میتونم مشکل تو رو حل کنم
25:42چطوری؟
25:43برو بشه حالیت کار کن
25:44آخه مگه میشه؟
25:46آره بابا چرا نشه؟
25:48الان دارم کارمنده جدید میگیرم
25:50میرم با حالیت حرف میزنم
25:51میگم حالا که میخواین کارمنده استخدام کنین؟
25:53لیلی رم استخدام کن که در حقم خوبی کم نکرده
25:56حالیتم قبول میکنی
25:57راستش چی بگم؟
25:58یعنی میشه؟
25:59آره بابا میشه به نظر منطقی یلدی زرست میکنه
26:02میشه حزیزم چرا نشه؟
26:03مگه تو به این کار احتیاج نداری؟
26:05چرا دارم؟
26:06معلومه که به کار احتیاج دارم
26:07دنبالش هم میگردم
26:08خب پس دیگه چی میخوای؟
26:09این طریقه به منم کمک میکنی؟
26:11این که شاهیقات و شرکت چی کار میکنه؟
26:13چی میپوشه؟
26:14درو بر حالیت میپلکه یا نه؟
26:16همشو به خودم گذارش میدی؟
26:18فقط خوهر منم اونجا سینم در نظر داشته باشه
26:20باید تصمیح تو بگیرم
26:21نه جونم خوهر تو که با نادر کار میکنه
26:24لیلی قراره پیش حالیت کار کنه
26:26تو اینو رو قاطی نکن
26:27من دیگه خدا رو دل سر بکنیم
26:28باشه پس تو با آقا حالیت حرف بزنیم
26:29باشه خیالت راحت همه های میکنم
26:31یه سر بری پیشش
26:32باشه خیلی ممنونم
26:33حالا بذارید سفارش بدیم
26:35گرست نمشد
26:36بعدش مشکلات شمارم حل میکنم
26:37باشه کم خالی که نمیشه
26:39خلاصه که امروز
26:41کلی با ایریم درگیر بودیم
26:43ببینم اید در این مورد چیزی بهت نگفت
26:46چرا گفت خبر دارم
26:48میخوای منم با ایریم حرف بزنم
26:49فکر نمی کنم لزومی داشته باشه
26:52اید کاملا قانش کرد
26:53میدونیم شب چی فهمیدم
26:55اید دیگه جای اندر خانم اندر صدات میزنه
26:59آره
27:01تو رو خود رو ببین از چی خوشحال میشم
27:04از این که پسرم منو با اسم صدام میکنه
27:07خوشحال شدم
27:08برحال پیشرفت خوبیه نگران نباش
27:11همه چی رو برا میشه
27:13خب تو برای عقد چی کار کردی کاراتو کردی؟
27:16همه چی آماده است
27:18فردا عقد میکنی
27:20خدای من ببخشید
27:23واقعا زندگی عجیبیه
27:25وقتی جوان بودم آرزو داشتم
27:27یه روز با هات ازدواش کنم
27:29اما خب نشد
27:30حالا نگاه
27:32بگذاریم
27:37لیلی چی شد؟
27:40تموم کردی
27:45چقدر بد
27:46ناراحت شدم
27:48تو ناراحت شدی؟
27:50عزیزم به خاطر دختره ناراحت نشدم
27:52به خاطر تو ناراحت شدم
27:53واقعا؟
27:55که یا من خیلی آدم سنگدلی نیستم
27:59اما برای اینکه اینطور به نظر بیاد هر کاری میکنی
28:03چه کار کنم؟
28:04شخصیتم اینطوریه
28:05اگه به خاطر پسرمون منعتفتر باشی
28:08ممنون میشن
28:09چرا که نه؟
28:16من چا میگم چطوره؟
28:17هر هفته دوره هم جمع بشیم که
28:19هیچ کس تنهایی گریه نکنه دوره همی گریه کنه
28:22من معافقم
28:31سلام خسنش
28:32بفهم
28:34آو
28:37تو چون میدونست اینها اینجا من آوردی اینجا؟
28:39نه داداشو من از کجا خبر داشتم
28:41کاملا اتفاقیه
28:43ببین کی اینجاست
28:45نوشه جان خوش بگذاره
28:47هفه آقا آکین سلام
28:49چطوری آکین جو؟
28:51من خوبم زهره تو چطوری؟
28:52ما نمیدونستیم شما اینجای دار
28:54میخوام بگم بیاییم پیش ما
28:56بازه نکرده
28:57تو اگه بخوایم من اینجا نمیشینم لیله خونم
29:00اه؟
29:00ایول بخواه ارزاده خودم
29:02تو بارود با دوسته بشین اون طرف قضا تو بخور بادر
29:06میشه ما اینجایی بشینیم که از اینجا خیلی فسله داشته بشین؟
29:08بله اطمان بفرمایم
29:09ایشون تو فرار کردن نفر اولم
29:11نفر میده
29:11گفتیشون تو فرار کردن نفر اولم
29:14میخواست دلبری کنه
29:15من منصرف شدم میشه اینجا بشینیم دیگه؟
29:18شرا کنم بفرماییم
29:19بیا
29:20نوشه جان
29:23آبجه جان تو به ایمن خبر دادی؟
29:26ایمن؟ مکه من به شما خبر دادم؟
29:28نه بخواه اصلا اینطور نیست کسی به ما خبر نداده
29:30آکین جان الان همه کنچکاف هم بدونن که شما دوتا عمدن اومدین اینجا با نقشه قبلی
29:35یا از شانس لیله جون بوده یا بدشانسیش حالا نمیدونم کدوم
29:39دوستان عزیز ما کاملا اتفاقی اومدیم اینجا
29:43شنیدی لیله
29:44میگن مان از پونه بعدش میاد دمین لونس سبس میشه
29:47تو به چه حق تیکه باره من میکنی؟
29:49نه اما داشتیم با خودمون حرف میزدیم
29:51ای بابا اینم گیر داده به من بچه
29:56امیرجون تو خودتو ناراد نکن بزن به بیخیالی
29:59بسته دیگه غزتون رو بخوریده اینقدر با هم جر رو بسته
30:02بابا؟
30:02آقا حالیت؟
30:04روح مرد موسفید بجنس تو وجود من حلول کرده
30:07آروم باش آروم باش
30:08بچه ها نتیجه اخلاقی این ماجرا چیه؟
30:10هر کی آشق شد عقلشو از دست میده
30:12بایدم از دست بده وقتی طرف
30:14همه از جل چشم سبس شه شانسم که نداریم
30:18حالا مثلا اگه شانس داشتی چی میشد؟
30:20میشه بگی؟
30:20اگه شانس داشتیم پاسه قرار ازش طلاق بگیرم
30:22هر روز نمیدیده
30:23چرا خودش شانس ما رو باشن؟
30:25اگر من خیلی خوش شلم که تا رو هر روز میبینم
30:27باشه پس
30:28حالا که دیدی پاشو برو دیگه
30:30دارم با هم مصابقه
30:31تو که شامتو خوردی پاشو برو من همین الان اومده
30:33ما اول اومدیم اینجا
30:35ای بابا لیلا جون بیخیال شدی که غذا تو بخورین
30:38دو تو میز اصلا حق ندارم با هم حرف زنیم
30:40حرف نزنیم تمام
30:40چرا حرف نزنیم اگه ما با هم قهر این بیه؟
30:42اینکم با هم اختلاط کنیم چه خبره
30:44زهراجون اگه همینطوری پیش بره ما ما هم قهر ما
30:46لیلا جون بسته دیگه شامتو بخور عزیزم
30:49دیدی چه حرف خوبی زد مامان جونه
30:51سرت تو بشقا به خودت باشه با منم حرف نزن
30:53چی کدوم مامان؟
30:54زنم هم با جنبالی حرف نمیزن
30:56اها که تو با من حرف نمیزنی آره؟
30:58مامانش مامان جونش
31:00دخترتون دیشب در به در داشت
31:01دنبال من میگه شما در جریانی؟
31:03چیکار میکنی تو؟
31:04بذار زعیم بذارم بذاریم
31:05بگه دنبالتا بگردم
31:09جنر؟
31:10چه هم چی میکنین؟
31:11ای بابا؟
31:12شت هیلیز اینا دیگه رد دادن
31:14بهتر بگم صورت صحبو بگارم بریم
31:15باشه باشه دیگه وقت رفتنه
31:17تعدادمون زیاد شده
31:18انرژیا رفته بالا بیاریش
31:19چیکار میکنی؟
31:20باشتیم گلوله بردیم
31:21دست ما گلوله بردیم
31:22خب چه اشکالی داره؟
31:23من باید هرچی زودتر دخترامو ببرم خونه
31:25عزیزم ببخشید نشد حرف بزنیم
31:27بعدم با هم دیگه میریم
31:28نه اتفاقا خیلی هم خوش بازه
31:30زهره جون
31:31تو از همم پول دارتری میشه
31:32امشه با تو حساب کنی؟
31:33خیلی خب ببینی اینجا من حساب میکنم
31:36بدش من زهره جون بدش من
31:38هرچن که ترگل ورگل و خوشگل و جوونم
31:41اما من مادر خونده تو نمید
31:47خواهیش میکنم
31:48حالی تلان زهی میزنه
32:01آبجی جون بح بح بح بح
32:03چقدر خوشگل شدی عروس خانم
32:05میخوایی دل آقاداماتو ببری
32:06مبینم آرهیشم که زیاد نیست
32:07نه جونم خیلی خوشگل شدی
32:09ممنون عزیزم
32:10به خاطر پسرم خوشگل کردم
32:12پس اینو چرا نیمدن؟
32:13نمیدونم باید چند دقیقه دیگه برسن
32:17نمیدونم آبجی
32:18شایکایی که نمید اینجا
32:20نه بابا عجاب حرفی میزنی
32:21اون چرا باید بید مرسه مقدمه؟
32:23شای میدونم گفتم شاید بگه
32:24عروسی دداشت هم اومدم که تنها نبوشه
32:26اون الان ماتم گرفته که من و کایا داریم ازدواج میکنیم
32:29حالا سب کن
32:30بذار پام به اون خونه برسه
32:33دمار از روزگارش در میارن
32:34الان آتیش گرفته آتیش
32:36بذار بسوزه
32:38اومدن بودو
32:40بسه
32:40الان باز میکنه
32:45خوش اومدید
32:46سلام
32:46سلام دداشت خوش اومدید
32:49ممنون جانر
32:51خوش اومدید
32:52سلام بروی مافت اید
32:53این روزا خیلی هم دیگر میبینیم نه
32:55سلام
32:55خوش اومدید
32:57چیه به هم نمیاد نه؟
32:59نه اتفاقا خیلی هم بهت میاد
33:01تعجب کردم
33:03خواستم خاطره قشنگی برات بمونه
33:05خیلی ممنون
33:07آقدم الان میرسه
33:08آه آلیه بفرمین بشنی سر پاوای نسین
33:14جانر پذیرایی کن
33:15حاجر خانم چهار تا قهوه شور برامون میارین
33:18جانر
33:19رسم خوبه
33:21خیلی خوب حالا بگی بشین
33:24حالیت
33:25آه آه اینجا مکنیست
33:31بله
33:33سلامیلدیست منم نادر
33:35نادر
33:38شما برای چی به من زنگ زدین؟
33:40خواهش میکنم قطع نکن
33:41زنگ زدم یه چیزی بهت بگم
33:43چیه زودتر بگیم
33:44به نظرم از تابلویی که دیروز خریدم خوشت اومده
33:47اگه بخوای میتونم بهت حدیش بدم
33:50شما اینو از کجا میدونید؟
33:52گویا پرسیدی که خریدارش کی بوده
33:54حالا که اینقدر خوشت اومده
33:55میدمش به تو
33:56نه من فقط میخواستم بدونم کی تابلویی که اینقدر شبیه من رو خریده
34:01بسیار خوب
34:01بازم اگه نظرت همست شد
34:03کافیه فقط به این خبر بدی
34:05این تابلو مال خودته
34:07پیش من امانته
34:08هر وقت بخوایی میتونی بگیرش
34:10نه نه من هیچی از شما نمیخوام
34:12دیگم هیچ وقت به من زنی نزنین باشه
34:14بلدیز
34:17با کی عرف میزنی؟
34:18از طرف خدمات مشتریان زنی زده بود
34:21آه باشه
34:22چیزه؟
34:23وایسا
34:23لیلی امروز میاد دیدانت
34:25باشه
34:26بگو بیاد
34:27من رفتم
34:40آقا نادر
34:41برای چیره من زنی زدین؟
34:44زود باشین بگید
34:45نه خیر من فقط میخواستم بدونم این تابلویی که اینقدر شبیه من رو کی خریده
34:49نه نه
34:50من از شما هیچی نمیخوام لطفا با من تماس دنگیرین قطع میکنم
34:53گیلیز
34:54ها
34:54داشتی با گرف میزنی؟
34:56از خدمات مشتریان تماس گرفته بودم
34:58آه باشه
34:59چیزه
35:00لیلی امروز میاد شرکت تو رو ببینه
35:09قضیه رفته رفته در جالبتر میشه
35:14شما خانومه اندر چلبی
35:16آقای کایا اکینگی رو
35:18بدون هیچگونه دخالت و با اختیار و خاسته خودتون به عنوان همسرتون قبول میکنین؟
35:24بله
35:24قبول میکنم
35:26شما آقای کایا اکینگی خانوم اندر چلبی رو
35:30بدون هیچگونه دخالتی و با اختیار و خاسته خودتون به عنوان همسرتون قبول میکنید؟
35:37بله
35:37شما هم شهدت میدین؟
35:40اه بله
35:41بله
35:48موسیقی
35:50موسیقی
35:53موسیقی
35:54موسیقی
35:56موسیقی
36:01موسیقی
36:15منم شماره زن و شوهر اعلام می کنم
36:17مبارک بشه
36:19خیلی ممنون
36:20با چکرم دوتی کردید
36:22ممنون تبریک می گید
36:25خب جانر جان بیا دوتا اکس از همون بگیر ببینم
36:28تو هم بیا اینجا بایست
36:29بیا میخوام اینم بیفته
36:34سب کنی اینطوری بگیرم
36:43یه دمه دیگه
36:49همه شنو برام بفرست
36:50حالا بردممون چیه؟
36:52من که باید برم سر کاری
36:53تو هم اگه بخوایی میتونی امروز همروام بیا
36:55نه منم باید دارم دانشگاه
36:56باشه؟
36:57راستی اتاقت آمده از اندار
36:59هر وقت بخوایی میتونی بیا
37:00خیلی ممنونم که یه
37:01مثل اینکه قرار من اینجا تنها بمونم
37:04زود زود به من سر بزارم
37:05ببینیم چطور میشونم
37:06پس امشب اول این شما خونه با دیگی منو میخوریم
37:08آره پسرم همینطوره
37:10پس بریم به کارمون برسیم
37:12باشه بریم میبینم اتون
37:14خدافز
37:15خدافز که یه؟
37:17آبجی جانین اولین باریه که میبینم دو نفر به محصه این که عقد کردن میرن سر کار خدا میدونه دیگه
37:22چیا قراره
37:23انتظار داشتی چی کار کنم جانر میخواستی بریم ماه اصل بگیرینو
37:26آره خوب راست میگی پس منم میرم سر کار
37:28باشه برو
37:34بله یلدیس
37:35شنیدم باز عروض شدیه این در
37:37باز چی شده یلدیس چی میخوایی بگه برای چی به من زنگ زدیم
37:40این شب از جانر شنیدم زنگ زدم بهت تبریک بگم
37:43فقط اگه دقت کرده باشی تو هر وقت ازدواج میکنی دو نفر از هم دیگه جدا میشن
37:49این تیکه انداختنات تموم نمیشه یلدیس
37:51چرا ناراحت میشه عزیزم شنیدم خواستم بهت تبریک بگم
37:54فقط امیدوارم این طولانیترین ازدواج جدیش
37:56ممنونم اما این ازدواج فقط به خاطر یده و واقعی نیست همین
38:00میدونم عزیزم هیچ کس جدی جدی با تو ازدواج نمی کنه اندر
38:04فقط یه زمانی خالیت بود که افتاد تو دامت
38:07او میبینم که حسابی کیفت کوک یلدیس
38:10امو بهتره به جای سر کله زدم با من
38:12بری با اونی که کنار شاهرت کار میکنه سر کله بزنی هم
38:15آی خیره سرم زنگ زدم بهت تبریک بگم
38:17یه عالم حرف بارم کردی
38:19یه تره خیلی بشه
38:19یلدیس جون درم برات خیلی تنگ شده بیا شرکت ببینم
38:22منتظر تمام
38:23میدونم همتون دلتنگم شدید میام دونه دونه به همتون سر میزنم
38:27اصلا نگران نباشید
38:28آکی عزیزم با بای
38:29با بای
38:30بای بای
38:31با بای نه
38:36بله
38:37باشه به بو بیاد تو
38:41بفرمید
38:44سلام اقا حالیت
38:45خوش اومدیم
38:46خیلی ممنون
38:48بفرمید بشین
38:49حالتون چطوره
38:51خوبم تو چطوری
38:52ممنون که زمانتون رو در اختیار من گذاشتیم
38:54تایش میکنم
38:55میدونم شما رو در عمل انجام شده قرار دادم
38:58این چه حرفیه
38:59دیشب یلدیز پیشنا داد بیان با شما صحبت کنم
39:02باشه اشکالی نداره
39:05یلدیز راجع به وضیعتت یه توضیحاتی بمداد
39:08گویا استفاد دادی
39:09بله همینطوره
39:11لیلی من تو رو در حدی که یلدیز دعیف کرده میشنسم
39:14اما میدونم که خیلی به ما کمک کردی
39:17زمنان یلدیز خیلی بهت اعتباد داره
39:20حالا که دنبال کار میگردی
39:23میتونی به عنوان دستیار اینجا مشغول بشی
39:25جدی میگی؟
39:26بله
39:27باید افتخارمه
39:28خواهش میکنم
39:29راستی تو دانشجوی حقوق بودی درسته؟
39:33دانشجو بودم
39:34اما به خاطر یه سری مشکلات شخصی مجبور شدم انصرف بدم
39:38اما همونطور که میدونین من پیش آقاکایی کار آموز بودم
39:41خیلی مطالع میکنم به قوانین مسلطم
39:43تازه به دانشگاه هم درخواست دادم
39:45به زودی فارق و تحصیل میشه
39:46ببه
39:47پس بعد این که فارق و تحصیل شدیم
39:49میتونه پیش وکیلم آقایی متین شروع کار کنیم
39:51واقعا ازتون ممنونم لطف میکنم
39:53بایش میکنم
39:53حالا برو پیش یاسمین خانم
39:55تا کارهای استخدامتو انجام بده
39:58بازم ازتون ممنونم
40:00روزتون خوش
40:02روز بخیر
40:03با اجازه
40:14آآ
40:14مگه تو پیش برادرم کار نمی کردی؟
40:17آره لیلی هستم
40:18پس حاله که برادرم ازدواش کرده فرستدنت اینجا
40:22بله میشه گفت هم اینطوره
40:24قرار از این به بعد یکی از دستیاره یا غالیت باشم
40:27که اینطور
40:28پس یلیس فرستدتت اینجا
40:31باشه
40:32پس از این به بعد یه آلمه با هم دیگه کار داریم
40:36چون بعد آقا حالیت دومی مقام این شرکت منم
40:40من همین الان استخدام شدم
40:42به مرور همه چیوی یاد میگیرم نگران نباشه
40:44اصلا نگران نیستم
40:46خودم تمام چیزایی که لازمه را بهت یاد میدم
40:49دختر آخری به نظر میایی
40:51شایدم یه روز دستیاره خودم بشی خودره چی دوی؟
40:54آه من الان باید برم پیش منشی آقا حالیت با اجازتون
40:57باشه برو میبینم ایت
41:09بیاتو
41:13سلام
41:14مثل این که حرفامو یاد رفته
41:16گفته بودم بدون اجازه حق نداری وارده اتاق من بشی
41:20ماشید سر جش نبود تخصیر من چیه؟
41:26اطلاعاتی که خواسته بودن برام آوردیم؟
41:29بیگیر اون مسئل هستم اما یه فکر خیلی جالب به ذهنم رسیده
41:33چه فکری؟
41:34امکان داره نادر تو اتاقت شنود کار گذاشته باشه
41:36راستش این فکر به ذهن منم رسید
41:38اما تحقیق نکردم ببینم که دوروبرم دستگاه شنود هستینم
41:42راستش کاملا مطمئن نیستم اما دیشب همش داشتم به این موضوع فکر میکردم
41:47این کار از اون بعید نیست خودت میدونی که
41:50وگرنه به نظر چطور میتونه از تمام کارای بقیه خبر داشته باشه
41:55آره حق با توه
41:57پس سریع تحقیقاتو شروع کن
41:59اول از همه باید اینجا را بگردیم و اتاق کاری که تو خونه داریم
42:03اونجا هم خیلی مهمه
42:04باشه قاید حلش کن
42:06باشه تازه توی اون خونه فقط تو حرف نمیزنی
42:10امکان در حرفای بقیه هم شنود بشه
42:12خطرناکه
42:13شایکا فورا به این مسئله رسیدیم
42:16باشه حالیت
42:17من امروز این قضیه را حلش میکنم
42:24موفق خوشی
42:32آره
42:33میخوام بدونم اگه شرکتمون صحامی هم
42:36بود ارزش صحامی همون چقدر میشد
42:38با بقیه هولدینگ ها مقایسه کنید و نتیجه رو به هم بگید
42:41یه رقم حدودی هم کفایت میکنه
42:43خیلی ممنون
42:48هلو
42:49پس انقدری به کارت علاق مندی که تو روز حروسید اومدی سر کار
42:54این رمز موفقیت منه
42:55آفرین خوشم اومد
42:59ممنونم
43:01نادر باید راجب افزایش سرمایمون حرف بزنیم
43:04اندر
43:04قبلش میخوام راجب شاهیکا با هات حرف بزنم
43:08خب چی شده؟
43:10به نظرم شاهیکا میخواد هر دو طرف رو تو مشتش بگیره
43:13ترجب نکردم
43:15اون سعی میکنه به تو نزدیک بشه درسته؟
43:18اگه من خواستشو عملی کنم حالی تو میفروشه
43:21خب حالا چی میخواد؟
43:24پول و سهم
43:27باید رازیش کنی
43:29که بیاد سمت ما
43:31و اینطوری هم حالیت
43:34هم شاهیکا و هم زمانو نابود میکنیم
43:37تو فکر میکنی به من اعتماد میکنه؟
43:39این دیگه بستگی به توانایی خودت داره
43:43فقط این موضوع به این زودیا حل شدنی نیست
43:47زمانش دیگه دست خودته
43:52باشه
43:54باید براش نقشه توب بکشم
43:59پس فیلن
44:05فیلن
44:13آه بحبه زنده داشت خوش اومدی
44:18خیلی خوبه مگه نه
44:20ملاخره با هم دیگه فامیل شدیم
44:23اتفاقا منم منتظرت بودم
44:25که اینطور؟
44:26خب برای چی؟
44:27آخه برای اولین بار تو زندگیت زدی تو هدف
44:31میدونستم حتما میهی سراغم
44:34تا بتونی حسابی تی که بارم کنی
44:37زند داشت
44:39چی میل داری بگم براتون بیارم؟
44:41نه نه نه هیچی نمیخوام
44:42چیزی نمیخورم
44:44ممنونم
44:45بسیار خوب؟
44:47اما باید بشنی
44:49میخوام راجع به یه موضوع مهم باید صحبت کنم
44:51موضوع مهم؟
44:55راستش خیلی کنشکابم کردی
44:57نمیشنی؟
44:58نه؟
44:59خیلی کار دارم بگو
45:02بسیار خوب
45:04هست میرم سر اصل مثلا
45:06لطفا
45:36از این به بعد
45:37کی هستی که من برای تو کار کنم
45:39هم؟
46:09من همون آدمیم
46:10آب خونک نخوره
46:11مجبوری؟
46:12پیشنهاد منو قبول کنی
46:17من حالیت و نادر رو از میدون بر میدارم
46:20خودم رئیس این شرکت میشم
46:22تو هم باید کمکم کنی اندر
46:25قبول شریک
Comments

Recommended