Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00هایی حس آدم هایی به هم دست ده که جایزه ای شما برنده شدن
00:06اولین شام آشتی کنون نمونه
00:09ممنون
00:12نوشه جون
00:13ممنونم حالید جون
00:15ایلدیز
00:17از این به بعد هر کاری خاصی بکنی قلبش ازم بپرس
00:21مثلا مثل چی؟ چیو ازت بپرسم؟
00:24بعضی وقتا کارایی میکنی که در نهایت بزرگ کردین زرار و آسیب رو من ببینم
00:28الان اصلا نباید هزینه تراشفایی
00:31فهمیدم حالید جون
00:32این ماکارانی رو بدون اجازه تو سفارش ددم اما زرارش رو من میبینم نه تو
00:36شخی کردم باشه اجازه میگیرم
00:39دوبله شده در استدیو جم
00:42خوش اومدید
00:44ممنونم
00:47بفرمایید اونجا
00:50اینم اونجا
00:51بریم یه سلامی بهشون بکنیم
00:54بشه
00:56نوشه جون
00:57نوشه جونتون
01:00به خاطر آشتی کردن اتون اینجایی
01:02درسته؟
01:03اینجا من رو راحت نمیذارین
01:08باز مثل همیشه
01:10واقعا خیلی زیباییدیست
01:11شبتون بخیر
01:14سلام
01:15مزهم شامتون نمیشم
01:17چون حالا حالا هم دیگر رو میبینیم
01:22شبتون بخیر
01:24راستی بیا شرکت
01:25خوشحالم میکنیم
01:34یعنی چی بازم خیلی خوشیلی؟
01:36تو قبلا یارو رو کجا دیدی؟
01:38تو چیزه؟
01:39کافی شاب
01:39میزه باقلیم نشسته بود
01:41با هم حرف زدیم
01:42گیلدیز
01:42تو میری کافی شاب
01:43با مردای تنها میشین و حرف میزنیم؟
01:46نه نه اشتباه متوجه شدی
01:47من با لیلی قرار داشتم
01:49رستش قبل از این که برم کافی شاب
01:50خرید کرده بودم
01:52دوتا دستام کر بود
01:53نگو حواستم نبود
01:54همه یکیزه های خرید و بزشته بودم
01:56رو میزه اون
01:57ازش مذارت خواهیی کردم
01:58اینجوری شد که با هم حرف زدیم
02:00جون هم برات بگه که بعدش فهمیدم
02:02موقعی رفتن میزه ما رو هم حساب کرده بود
02:05مزخ رفت نگو
02:06چرا اجازه دادی؟
02:08به خودو من اصلا ندیدم
02:09گارسان اومد گفت
02:10اون لحظه منم خیلی از این کارش ناراحت شدم
02:13دیگه هم اصلا اون رو ندیدمش
02:14تو میدونین یارو کیه؟
02:16کیه؟ نه نمیدونم
02:17همونی که شرکت رو گرفته دستش
02:19و میخواد من رو زمین بزنه
02:20نادر کلیچ
02:24بافرم نمیشه حالید به خودو من نمیدونستم
02:30بعد خیجارت نمیکشه از تو تعریف میکنه
02:32آروم باش حالید همه دارن ما رو نگاه میکنم
02:35نگاه کنم
02:36با کارات اشتامو کور کردیم
02:38من که گوشنه
02:39گارسون
02:40سروع از حسابو بیارم
02:42بلند میشیم
02:43هنوز نخوردم که
02:45ای بابا
02:46سالمونه کباد
02:47منم همینطور
02:48متشکرم
02:53نگفته بودی که یلدیز رو میشنسی
02:55خب قرار نیست که همه چی رو بگم
02:59اما این نکته برای من خیلی مهمه
03:02من و یلدیز مدت زیادهی که هم دیگر رو میشنسی
03:05میدونم
03:07اونجور که فهمیدم
03:08همونطور که اومدی سراغ من
03:10سراغ اونم رفته بودی درسته؟
03:13اگه احیانا جواب منفی رو از من میشنیدی
03:17این پیشنهادو به یلدیز میدادی یاره؟
03:20معلومه که نه
03:23باشه
03:24خب
03:25پس چرا به یلدیز نزدیک شدی؟
03:28خواستی فقط حالی تو حسابانی کنی؟
03:31خواستم زن مورد علاقه ی حالی تو ببینم
03:35یعنی فقط همین
03:36دیگه چی میتونه باشه؟
03:39اوکی
03:40پاشو دیگه پاشو
03:41باشه حالی فقط یه لحظه
03:47یلدیز
03:48غیه اومدم بابا
04:03زنی خوشگلیه مگه نه؟
04:05اما برای من شخصیت طرف خیلی مهمتر از زیبایشه
04:10یلدیز هم خیلی با شخصیت هم
04:14نادر ببین
04:16اگه چشمتو گرفته
04:18بهتره که اینو به من بگی
04:21اندر
04:22برای چی رو این قضیه اینقدر حساس شدی؟
04:25نه
04:26به هیچ وجه حساس نشدم
04:28حالا که با هم دیگه وارده این کار شدیم
04:31باید همه چی رو بدونم از این جهت میگم
04:34اگه لازم بدونم بهت میگم
04:42نوشه جان
04:47نوشه جان
04:49چه جمله قشنگی خیلی خوشم اومد بذار یاد داشتش کنم
04:52تو کتاب دوم حتمای رو منویزم
04:54آی سلبیا
04:55من دارم رو کتاب دوم هم کار میکنم
04:59موضوع کتابم قراره فقط راجع به عشق باشه گوش کن
05:02ببین چه جمله ای قشنگیه
05:03گوش کن دوست واقعی کسیه که دستای تو رو بگیره
05:06اما قلب تو رو لمس بکنه
05:08میبینی چقدر قشنگه خیلی خوب شد
05:10آی واقعا خیلی قشنگه شما نوشتی؟
05:13ها من نوشتم
05:14آخه اینه من چطوری بنویسم
05:15اینه گابریل گارسیا
05:18ماکویز نوشته
05:19ها متوجه شدم اون هم مثل شما بلاگره
05:22نویسنده سایسل نویسنده
05:26مطالعه که نکنه نتیجهش این میشه دیگه
05:30مارکویز
05:32مارکویز
05:32چی بود آخرش
05:39امشب خونه نمیم
05:40پیش ایدم
05:41بابارو اداره کن
05:42آخه من بابارو چطوری اداره کنم
05:44یه حرفی میزنیم
05:45آتا قیافه بابارو میبینم از سرسیه و همه چیو بش میگم
05:48آخرش این دختر من رو به کشتن میده
05:50سکته میکنم میفتم به خودم
05:53به لطفت هر روز یه چیز جدید میشنم
05:56آیی گندش نکن
05:57چی داری میگی؟
05:58میگم یارو قسم خورده دارو ندارم ازم بگیره
06:02بعد تو میگی گندش میکنی؟
06:04باز چی شده؟
06:05بازم یه شبه رویایی با پدره
06:06بریم کجاش خوابیده؟
06:07نمیدونم تو اتقشه
06:08شاید خوابیده شایدم نخوابیده
06:11خیلی سرد خواهر ایشی از ایچ خبر نده
06:13من که وکیل بستیشون نیستم
06:15بیچاره شدیم
06:16نه ترسی چی نمیشه؟
06:17پدره تو نمیشنسی؟
06:18من هیچ کاری نکردم
06:19فقط یه بخونه پیدا کرده سرم داد بزنیم
06:21دارم میگم لیلا نیستش
06:22لیلا نیستش؟
06:23کجاست؟
06:23به این مسایی صده که نوشته
06:25من پیش ایدم
06:26امشب هم نمیام خونه بابا رو اداره کنیم
06:28من اصلا دخالت نمی کنم
06:29اگه با پسر اندره به من هیچ ربطی نداره
06:31تو مساییی که مربوط به اندر باشه
06:33رو کمکی من حساب نکنین
06:34چرا به همون ناراضه؟
06:36چر تو پرد نگو؟
06:37این به اندر ربطی نداره
06:38کاملا به لیلا مربوط میشه
06:39فکر کن
06:40اگه بابا به فهم پیش ایده
06:41چه حالی میشه
06:42علمشنگه به پا میکنه
06:43تصور کن
06:44بازم اصاب خورده
06:45برای همین باید یه دروغی سرهم کنیم
06:47ولی حتما خراب میکنم
06:48تو خیلی هرفه ای دروغ میگی
06:49میشه یه دونه بگی
06:50میدونی من قبلش اصلا بهش فکر نمی کنم
06:52همینجوری یه هایی از دهنم میاد بیرون
06:54برای همین بی نقصه
06:56استعداده
06:58چیه پیش پیش میکنین؟
06:59نا
07:00از وست که دعوای کردیم
07:02صدام رفته آروم حرف میزنم آره
07:05لیلا کجاست؟
07:06کی؟
07:07لیلا دخترم لیلا
07:08کجاست؟
07:09کجا میتونه باشه؟
07:11خابیده دیگه
07:11آره خاب
07:12دختر خابیده چون تو دوره افسرده یه زود میخوابه
07:16افسردگیش بخوره تو اون سرش
07:18میرم پیشش بعدش هم میخوابم
07:20نه خیلی
07:20تو باید با من بیایی
07:22چرا؟
07:22چون که من تب شیر گرفتم حالیت
07:24اینی که گفتی یعنی چی؟
07:25راستش موقعی نراحتی اینجوری میشم
07:28برای همینم تو بهتره بری پیش حالی جا بمونی
07:30لیله که بچه نیست
07:31عزیزم بچه رو بخوابون
07:32منم برم یه کچولو استراحت کنم باشه
07:35تو تا کهی باید به بچه شیر بدین؟
07:37دو سال
07:38منم از این برامورش شنیدم
07:40اما خب متغییره
07:41اصلا معلوم نمی کنه
07:42چون بعضی از مادرها ممکنه از استرس
07:44شیرشون بند بیاد
07:45بچهشون گشنه بمونه
07:46خب بریم دیگه
07:47خب استرس نگیر
07:48وای داشتم میموردم
07:52وای دستامو ببین
08:12لیله
08:17صبح خیر
08:20صبح خیر خانم خوش گلهم
08:25حالت چطوره؟
08:27خیلی خوبم
08:28حتی اید میتونم بگم
08:29مدت هست که اینقدر خوب نبودم
08:31راستی برادی سورپرایزی کچولو هم دارم
08:33چه سورپرایزی؟
08:43داری چی کار میکنی؟
08:45میدونی چیه خیلی وقت منتظر این لحظه بودم
08:47و بالاخره اتفاق افتاد
08:50چی کار میکنی این کارا چیه؟
08:52بعد از کاری که اون روز با من کردی فکر کردی
08:54من تو رو میبخشم و دوباره برمیگردم پیشتا چی فکر کردی؟
08:58لیلا
08:58من یه بار بهت بله دادم و خیلی زودم فهمیدم که اشتباهی بزرگی کردم
09:04زمنتون بسر اندارم که باشی
09:06یه دوره برای بابام کار کردی و پاداش بودی
09:08تو اصلا به درد من نمیخورید
09:11پس فکر منو از سرت بیار بیرون
09:14اینا را میگی که منو ناراحت کنی درسته؟
09:16حقیقت تلخه
09:17ببین
09:18خون زندگی تو ببین
09:20منو ببین
09:25پولای پشت سرتو خراب میکنم
09:26آره خراب میکنم
09:28من تو رو نمیخوام
09:44لیرا کجاست؟ نمیخواست توبونو بخوره؟
09:46نمیدونم من که ندیدمش دی شب هم خونه نبود
09:48ایریم جون قربونیت برم تو که همه تو اتاقی
09:50چرا جفت میسازی تو که همه تو اتاق خودتی بیسچاری داری اونجا گیتار میزنی
09:54این یکی بچه تو نتونستی درست تربیت کنی
09:56زهرام
09:57شما چرا اینجوری میکنین؟
09:58عزیزم
09:59لیلا یکم بیحسل است
10:01برای همینم مثل کسایی که زنبور نیششون زده دائمان میخوابه
10:04زهرام بگو بیاد
10:06بجام
10:07اه منم با زهرام برم
10:10نون بدون گلوتن خریدم برم اونا رو بردارم بیارم برای سلامتیمون خوبه
10:20لیلا هنوز نایمده
10:21نه هنوز نایمده
10:22شکار کنیم
10:23نمیدونم به خدا باید یه جایی برای موندن خودمون پیده کنیم
10:26چون بابا بره بالا و ببینه لیلا نیست میاد سراخت دوتایمون
10:29نه نه آروم باش
10:30هلان یه فکری براش میکنم
10:34عیسل
10:36عزیزم اون غوری رو بذار اونجا
10:38یه فکری دارم
10:40بگو با عیسل چیکار داری میخوایی چیکار کنی؟
10:42تو برو پیش پدرتونو به حرف بگیر زود باش
10:44برو برو برو بابا تو سرگرم کن
10:47بیا عزیزم چطوری؟
10:49چی شد نه ایمد؟
10:51خابیده یلدیز داره بیدارش میکنه
10:53نگفتیم بابا سزا میزنه؟
10:54گفتیم نشد چون این جنازه ولو شده
10:57بیدارشه یلدیز دستشو میگیره
10:59یعنی چی مثل جنازه افتاده؟
11:00بابا یلدیز پیششه چرا اینقدر روش حساسی سبونشو بخوره؟
11:02برم ببینم چشه؟
11:03نه نمیخواد شما بریم ما سبونمونو بشینیم بخوریم بابا
11:07بایی خدای
11:13بیدار نشد؟
11:14خوابه خوابه داد نزد
11:15یکی دو ساعت دیگه بیدارش میکنه
11:17الان بیدارشه
11:18پاشو دخترم پاشو
11:20لیلا
11:24آیسل
11:26آیسله؟
11:27بگو بینم تو اینجا چی کار میکنی؟
11:29یکی بیکی اینجا چی کار میکنم؟
11:31من از تو دارم میپرسم اینجا چی کار میکنی؟
11:33پاشو پاشو پاشو پاشو
11:36آه من خوابم برده
11:38آخه خیلی خسته بودم
11:40گرسه که میخوانم خیلی منو گیچ میکنن
11:42آقا حالیت واقعا نمیدوم چی کار کنم
11:44لیلا کجاست؟
11:46با تو همیلدیز
11:48بازم دارین چی رو مخفی میکنین؟
11:50آه آه اومدونه هاش اومد
11:52بابا اینجا چه خبره؟
11:54چرا همتون اینجا جمع شدیم؟
11:56هیچی دانشگاه بودم الان اومدم
11:58بگیر ببینم
11:58شما چرا دروغ میگفتین؟
12:00آه آه چرا باید دروغ بگین؟
12:02اومدم دیدم زیر لاحاف خوابیده
12:03گفتم لیلا لیلا بیدار شو
12:05به تو هم همینو گفتم نگو آیسل بوده
12:07رو تخت من خوابیده بودی؟
12:09میخواستم ردتبش کنم منو خوابم برده
12:13راستشو بگین چی رو مخفی میکنین؟
12:14حالا آیسل تفلکی رو تخت خوابش برده
12:16چی شده؟
12:17عزیزم اون کفشه رو بردار برو پایین تو آشپس خونه
12:19از این به بد خواستی برید دانشگاه
12:21باید به هممون خبر بدید
12:23همه تون خواب بودی؟
12:24نخواستم بیدارتون کنم
12:25یعنی حتی با درکو فهم بودی و من نمیدونستم
12:31خدا یا به ام سبب بده
12:34پنج دقیقه دیرتر اومده بودی
12:36هممونو کشته بود
12:37خیلی ازتون ممنونم جبرام میکنم
12:39بی این اصلا به منه
12:41بیا آیسن
12:42بیا
12:44خیلی تبریک میگم عزیزم به جمع دروقوها خوش اومدی
12:48با این کاری که کردی تو دلم جا باز کردی
12:50خوب گلش زدی آیسن
12:52خوب بودم
12:55عالی بودی عالی
12:56کفشتو بپوشت
12:57بهت افتخار میکنم به خاطر من از خود گذشتگی کردی
13:00عشقی به خدا
13:06گلدیز جون واقعا گل کشتی آفری
13:09نقشه از لیمون های سلب و دختر رو من فقط کارگرده میکردم
13:15راستش نمیدونم که اید عرضش این همه استرس رو داشتی یا نه
13:24ساب بخیر
13:29عشقم
13:32بزارم سابت بخیر
13:33ماما
13:34عزیزم
13:38بیا بیا عزیزم
13:41ماشین جدید خریدی
13:42آه چون یه مدته که ندیدمت نشد که خبره ی جدید رو بهت بدم
13:47من الان تو شرکت پدرت مدیرم
13:49تو شرکت؟
13:50آره؟
13:50با هم عاشدی کردین
13:52خب نمیشه گفت عاشدی کردی
13:54من پیش شریک جدید بابات کار میکنم
13:56یعنی میونتون هنوز خرابه
13:58آم تو اصلا به اینا فکر نکن
14:00با بلاخره با هم عاشدی میکنیم
14:02نگران نباش بیا
14:03برات یه کادو خریدم بیا
14:05چیه هست؟
14:06آه صندوق رو باز میکنیم
14:09حتما خوشحال میشی
14:16نگش کن
14:21این مال منه
14:22آره این مال توه خوشتومه
14:24خیلی خوشم اومد
14:25من همینو از بابام خواسته بودم
14:28اما گفته بود دیپلومتو بگیری میخواه
14:29اما من نمیتونستم سب کنم تا یه مناسبتی پیش بیا
14:32دلم بخواست با ساعت هدیه بخرم
14:34آخه خیلی دیر به دیر هم دیگر رو میبین
14:36خیلی ممنون همامان
14:37بوسم نمی کنی؟
14:38ها
14:40آهی
14:41عزیز دلم
14:42قربونت برم اینو الان ببر بذار تو اتاقت باشه
14:45یه وقت نبرش مدرسه
14:46نه نه اونجا نمیبرم
14:47ببین سرگرمه این نشه درستات بمونه ها باشه
14:50باشه باشه
14:51الان برو بذارش تو جبش
14:52برش دار
14:55یه ریمجور خوشحالم که خیلی خوشتو من
14:59میدونستم که اینو میخوای
15:01عزیز دلم
15:02ببین چی میگم
15:03چند روز دیگه تو اید برای ایشان بیایی پیش من باشه
15:06باشه حتما
15:07پس میبینم ات براقه به خودت باشه
15:09بازم ممنونم آمان
15:10بای بای عزیزم
15:12ای عزیز دلم
15:16خب میتونیم بریم
15:18خیلی ممنونم
15:21بریم
15:23بابا
15:25اون چیه
15:27چیزه
15:28مامانم برام گرفته
15:29مامانت برات کادو گرفته
15:30دم در دادش
15:32آه ببینم چی گرفته
15:38همون گیتاری نیست که ازم خواسته بودی
15:40آره همونه همونه
15:41همونه به خودم هیچی بهش نگفته بودم
15:42کاملا اتفاقی خرید
15:44باشه
15:45مطمئنم که چیزی بهش نگفته
15:47ازم دلخور که نشدی
15:48چرا با دلخور بشم
15:49با مامانه ترف میزنم
15:51بارو اونو بذار تو اتاقت
15:53بعدش بارو مدرسه
15:54باشه
15:55بابا
15:56ها
15:56به خاطر این مامانمو دعوان نکن
15:59چرا باید دعواش کنم
16:00یه خورده اجل کن دیرت میشه
16:05باشه
16:10ادیه های گرون ها
16:16اونا باید اینو بفهمن که تو با لیلا
16:18هیچ فاصلهی طوقاتی نداری
16:20تو با لیلا کاملا همسطی
16:22هگه لیلا دختر حالیته
16:23تو هم پسر من
16:30نگرانت بودم
16:33همین اران نومدم خوبم
16:37اما ظاهرن نراحتی
16:39احتمارم دیشت بهت خوش نگذاشته
16:42نه
16:42عالی بود
16:43اما
16:44اما امروز بد شروع شد
16:47خب تعریف کن
16:50چی شد؟
16:51با لیلا بودم
16:56کارا اونجوری که میخواستی پیش نرفت
16:59نرفت
17:00تو هر کاری تونستی کردی وقتی نمیشی یعنی نمیشه
17:03درست میگی
17:06فهمیدم اونم مثل باباش کینهی و احل تلافی کردنه
17:09منظورت چیه اید؟
17:12کاری که قبلم باش کرده بودم و با خودم کرد
17:15تلافی کرد
17:17همون میدونید چی منو خیلی ناراحت کرد؟
17:21با وجود اینکه آشقم این کار کرد
17:24ایده عزیزم
17:25آدم هایی که آشقه همدیگن
17:27بیشتر از بقیه دره همدیگر رو میشکنن
17:29شما دوتا جوانید و پردون با جوش هستین
17:33شاید امروز بحثتون بشه
17:35اما فردا دوباره پیش هم باشین
17:37این دوا شیرینی زندگیه
17:39نه
17:41نمیشه
17:44از این به بعد همه چی یا جره دیگه میشه
17:47اید نگرانم نکن چی کار میخوای بکنی؟
17:49نگران نشو کاری نمیخوام بکنم
17:51امروز به خودم اومدم یه تلنگاری خوردم
17:53از این به بعد روه همه عوض میکنم
17:58یه با هم بریم دفتر
18:00بعدش کارت شنسایی تو میگیریم
18:02من خودم میرم میگیرم
18:03یکم استرحت کنم
18:04بعد شاید یه سر اومدم پیشت باشه
18:06اما فکرم اینجا میمونه
18:10حالم خوبه
18:11نگرانم نباش
18:12نمیتونم اینجوری تنهاب بذارم
18:13من میخوام تو رو خوشحال ببینم
18:15و برای این حاضرم هر کاری بکنم
18:18میدونم
18:18اگه کاری داشتی لوتون به امزنگ بذار
18:21باشه میبینم ایت
18:22فیلن
18:30این در تو هدفت از این کارا چیه
18:32به اتاقم خوش اومدی
18:34فیلم بازی نکن
18:35میخوایی با این کادوهای گرون
18:38پسرم رو بکشی سمت خوده
18:39هدف من این نبود
18:41دوست داشتان پسرم رو خوشحالش کنم
18:43لازم نکرده
18:45چی شده حالی؟
18:47چون دیگه خرجی ما ازت نمیگیرم بهت برخورده آره
18:50احتمالا
18:51دیدن این که دستم تو جیب خودم میره
18:54برات خیلی سخته
18:57مزخرف نگو
18:58با خریدی کادو
19:00زربه هایی که به اریم زدی رو
19:01میتونی جوبران کنی؟
19:03نه
19:03اما
19:04میخوام دوباره دلش رو به دست بیارم
19:07فقط همین
19:08با روشوه؟
19:10با روشوه میخوای دل اریمو به دست بیاری؟
19:13از خودت یاد گرفتم
19:15وقتی از همدیگه جدا شدیم
19:17با کادو اونو پیش خودت نگه داشته
19:19یادت نمیاد؟
19:20اندر
19:21مزخرف نگو
19:22اون محبت میخواد نه کادو
19:25اگر اجازه میدادی میخواستم بهش محبتم بکنم
19:29اما تو همش
19:30همشونو از من جدا کردی
19:32نه فقط یه بار هزار بار
19:34که منو مجبور کردی؟
19:37اگر حرفا تموم شد میشه بری لطفا؟
19:40خیلی کار دارم
19:41به خاطر تو دارم تلاش میکنم میدونی که
19:46اندر من که میدونم تو این دونیا به فکر ایشکی نیستی
19:48فقط فکر خودتی
19:51دوبله شده در اسدیو جم
20:03نادر
20:04سلام دوست قدیمی
20:06میبینم که بازم عصبی
20:07دوروبر زنم نپلک
20:10نمیفهمم
20:11دارم میگم دوروبر زنم نبینمت
20:14وگرنه حسابتو میرسم
20:15مگه نمیخواستیم جدا بشین؟
20:20نگام کن نادر
20:21این رسم مردونگی نیست
20:23مزاهم زنم نشو
20:25نمیخوام باهاش حرف بزنی
20:28وگرنه حسابتو میرسم
20:29یعنی انقدر زن تو دوست داری؟
20:31اگه واقعا انقدر زن تو دوست داشتی؟
20:34چرا با یکی دیگه نام زد کردی؟
20:37حتی شنیدم تو دوران بارداریش
20:39تو اتاق خدمتکار رو حبزش کردی؟
20:41یعنی چی؟
20:42چون من باهاش آشنا شدم
20:44حالا برات عزیز شده؟
20:45تمومش کن نادر
20:46حد تو بدون
20:47تو هم میدونی که حقیقت همینیه که گفتم
20:50مشکلت از دست دادن این لیزه؟
20:53یا مشکلت آشنا شدن اون با منه؟
20:55دلیل اصابانیت چیه؟
20:56حق نداری زنم رو تعقیب کنی و نزدیک بشی
20:59نه تو و نه کسی دیگه ای
21:00باشه
21:01اگه انقدر نارحف شدی باش حرف نمیزنم
21:04میتونم تموم گنداتو رو کنم
21:07بازم برگردی به همون حلوفتونی؟
21:09نشد یه تهمت دیگه میزنی
21:11میدونم برای تو مصاب خوردنه
21:13دقیقا همینطوره
21:15برای من هیچ کاری نداره
21:17برای همین
21:18سمت خانواده هم نرو
21:31درست انگوشت گذاشتم رو نقط زرفش
21:41لیلا
21:46بودو بیا بیا
21:48بیا تو و برام تعریف کن
21:50چی بگم؟
21:53چیو بگی؟
21:55لطفا خودتو به اون راه نزن
21:57من و زهره تو این دو روز به خطر تو میدونی چه دروقا به پدرت گفتیم
22:01بگو چیکارا کردی؟
22:03با اید بودم
22:05اونو میدونم عزیزم
22:06حالا میخوایین چی کار کنین؟
22:08آشدی میکنین؟
22:09جدا میشین؟
22:10برنامه تون چیه؟
22:11اونو بگو
22:11جدا شدیم
22:13این دفعه دیگه تمامه آره
22:14چه بهتر ولش کن بره دنبال زندگیش؟
22:17میخوایی چی کارش کنی؟
22:18به دردت نمیخوری؟
22:19بیلدیس
22:19تو که میگفتی شما عاشقین
22:21اشق برنده میشه همیشه
22:22پشیمون شدم
22:23با این دردوباره میونمون بد شده
22:25پسر اونو میخوایی چی کار کنین؟
22:27من برادی پسر خوب پیدا میکنم
22:28یعنی داری به نفع خودت حرف میزنی؟
22:30کجاش به نفع منه لیلا؟
22:32حرفی میزنی؟
22:32فکر و ذکرم شما این
22:34از صبح تو شب درگیر مسائل شما
22:36میخوایم همتون تو خونهاتون خوش خورم زندگی کنین
22:39و همچین مسائلی نداشته باشین
22:41امیدوارم یلدیس
22:42لیلا
22:43تو خیلی منفی بین شدی
22:44همش لبا لرچت و عویزونه
22:46یکم بخند عزیزم
22:47خب من دیگه برم
22:48میدونی که بابتم جدیدن همش ناراحت و پکره
22:51منو که میبینه یکم انرژی میگیره
22:54تو هم پاشو بشین تو اون یکم تاب بخور کیف میده
22:57یکم بخند لیلا
22:58دپرسه من کردی بابا
23:00میبینم
23:01بای بای عزیزم
23:03به این فکر کن که پول داری
23:06قهوه آورده
23:07آه گفتم چرا نیومدی
23:15خیلی ومنونم
23:16نوشه جون حالت بهتره؟
23:18اران خیلی بهترم
23:23من میگم که شب با هم بریم بیرون روحیت عوض میشه
23:28فکر خوبیه
23:29جای خاصی مد نظرته
23:32نمیدونم
23:33بریم سانویچ ماهی بخوریم
23:35آره فکر خوبیه
23:38بعدشم با هم بریم سینما
23:39اما باید یکم زودتر بریم
23:41باشه سعی میکنم کارامو زود تموم کنم
23:44باشه
23:44خوبه
23:46راستی کارت شنسایی اید امروز سادر بشه دیگه پسر رسمیه
23:50اید اکین چیه؟
23:51واقعا خبر خیلی خوبیه خوشحال شده
23:56ممنون خیلی چسبید
23:58نوشه جونت
24:17بید؟ پسرم؟
24:18سلام اندر خانم
24:19حالت خوبه؟
24:20خوبم خوبم
24:21باید شما رو ببینم
24:23چی شده؟ نکنه اتفاقی افتاده
24:26نه فقط میخوام یکم با هم حرف پسر
24:28آه اوکی میتونی بیایی شرکت؟
24:30نه بیرون راحت ترم
24:32آدرس میفرستم بیاییم باشه؟
24:35باشه برام بفرست
24:51که یا من برم کارا رو تموم کنم
24:54باشه بعدم میبینم ات
25:00اید؟
25:01کارت شناسه تو گرفتی؟
25:03آره
25:03چه خوب؟
25:05ببینم به فامیری جدیدت آدت میکنی؟
25:07آدت میکنم آدت میکنم
25:09ببین چی میگم؟
25:11میخوام حرف بزنیم
25:12رو در رو
25:13اتفاقی افتاده؟
25:15نه
25:15به خطر حبیت جدیدم
25:17یه چیزی بخوریم
25:19یکم صحبت کنم
25:20باشه
25:21پس با لیلی دوتایی میاییم
25:23تنها بیایی ممنون میشم
25:24باشه تنها میام
25:26خوبه پس آدرس برایت میفرستم
25:27یه ساعت دیگه میبینم ات
25:28خیلی خوب اونجا میبینم ات
25:35حالا ببینم شما چقدر منو دوست داریم
25:49آه یلدیس
25:50ببینه چشممون به جمال کیاف داده
25:53من اینجا کار میکنم
25:55بیا پیشم
25:56عزیزم موازه باشت باره
25:58از اینجا نندازنت بیرون
26:01تو هم خیلی خوب میدونی که
26:03محال اینجوری بشه
26:04خدا رو چه دیدی؟
26:06شاید یه روزی حالیت هم
26:07مجبور شد با اجازای من بیاد اینجا
26:10میدونستم خیال پردست هستی
26:11اما ندیگه تا این هم
26:13چند وقت دیگه که پله های ترقی رو تهی کردم
26:16از حسادت منفجر میشی
26:18آی اندر با آدم فروشی
26:20و دستیس چینی میخوای به موفقیت برسی
26:22دستیس چینی چیه؟
26:24از دست تو یلدیز
26:26اون یکی از هنرایی شوهرته
26:29تو این مورد کسی نمیتونه
26:30رو دست اون بلنشه
26:31منظورت از این حرفا چیه؟
26:34حالیت بهت نگفته که چرا
26:36بانادر میونشون بده؟
26:38میدونم از هم خوششون نمیاد و با هم دیگه مشکل دارن
26:40فقط در همین هم
26:41پس یعنی هیچی بهت نگفته
26:48خیلی هم بیگناه نیست
26:51تو به خاطر پول هرچی بهت میگن و باور میکنی
26:55مثل خودت درسته؟
26:58خدا فزیلیز
27:09یا سمی
27:10عزیزم حالی تو اتاقشه؟
27:12برای یه جلسه رفتن بیرون از شرکت
27:14میخوایین بفرمایید بشینید
27:15بگم یه قهوه براتون بیاره
27:17باشه پس من تو اتاق منتظر میمونم تا برگرده
27:26لیلی
27:27یه رحزه بیا
27:28نه باشه
27:36اشکالی نداره
27:38بعدا با هم بریم بیرون
27:39ایت زنگ زد باید برم پیشش
27:40آره برو براش اتفاق بعدی که نیفتده
27:43نه هیچ اتفاقی نیفتده
27:44اما باید برم ببینمش
27:45از میخوایین با هم باشی ناره باشه
27:47کارم تموشد زنگ میزنم
27:48هم باشه
27:49آقا یون خداحافظ
27:50خداحافظ که یا
27:52خداحافظ که یا
28:01های بیا
28:02داره همیهاش شروع شد
28:03بیچاره شدیم
28:04مگه چی شده؟
28:05آبجیم پیمک فرستاد
28:06با اید قرار داره
28:07اینه احتمالا میونشون خوب شده
28:09به من نمیگه
28:37آبجیم با اید قرار داره؟
28:51مثلا نگفت با این در قرار دارم؟
28:54نه فکر نمی کنم
28:55شد یادشون رفته به همون
28:57یعنی که از عمد به همون نگفتن
28:59لیلی به نظرت کاری همچین کاری میکنه
29:02تو که میشنسیش؟
29:03آره به خدا آره
29:04اگه کنجکاوی یه پیمک بخواهرم
29:05بفرستم ازش بپرسم فکر درگید نشید
29:07نه نمیخواد چیزی ازش بپرسی
29:09زمنان این قضیه اصلا به من مربوط نمیشه
29:12هرچی باشه اونا یه بچه دارن
29:13به خاطر پسرشون مجبورم
29:15با همدیگه در ارتباط باشن
29:18آه بگذاریم
29:32تاداش
29:33یه چیزی بهت بگم
29:34از این به بعد حسرت به دل میمونیم
29:37روی آرامشو ببینیم
29:39حابزیمون نگاه تو رو خدا
29:41اینه اختاپوس از هشت جهت حمله میکنه
29:44واقعا همه فن حریفه
29:48آهی خدا
29:51آهی حالیت برای چی نهی اومده
30:08آهی خسته شدم
30:09یه زنگ بزن ببین کجا مونده
30:11بچه رو تو خونه به خدمتکار سپردم
30:12همین الان بهشون زنگ میزنم
30:14باشه فقط اجل کن
30:16منم این برای سر و گوشی آب بدم
30:19خسته نباشی
30:49ایلدیس
30:56دوباره آشنا میشیم من نادرم
30:58شما از جون ما چی میخوایین آقا نادر؟
31:01اوه چقدر سری رفتی سر اصل مدلم
31:04من کلن آدم روکیم
31:05اینم فهمیدم که آشنا شدنمون اتفاقی نبوده
31:08این به نظرت واقعا مهمه؟
31:11معلومه که مهمه چون میخوام بدونم که شما واقعا اون روز منو تقیب کردین و بعدی یه خانواده منو میخوایی؟
31:17من هیچ وقت به تو آسیب نمیزنم اینو بدونی کافیه چیزی میخوری بگم بیارن؟
31:22چرا براتون اینقدر مهمم؟
31:28چون تو مثل بقیه نیستی؟
31:31میشه یکم واضح تر حرف بزنین؟
31:34مگه کسی که شاهی کارو فرستاد تو خونه ما و ماها زندگیمونو نابود کرد شما نبودین؟
31:39مشکل من با حالیته
31:40میشه لطفا مهم بگین شما با حالیت چه پدر کشتگی؟
31:44بهتون نگفته؟ معلومه که نمیگه
31:45حقم داره
31:48میترسه تو رو از دست بده
31:50منم جای اون بودم میترسیدم تو رو از دست بدم
31:55اما این جواب سوالم نبود
32:00من و حالیت دوستایی نزدیکی بودیم
32:03و اون ترجیح داد منو بفرست زندان
32:06این جواب کافیه؟
32:09منظورتون چی؟
32:10گاهی وقتا حالیت بد اخلاق و عصبی میشه اما
32:13باور کنین
32:16اونقدر بد جنس نیست که بخواد این کارو بکنه
32:18اتفاقا راحت میتونه این کارو بکنه
32:20اون ذات بد حالیتو من خوب میشنسم
32:23و اومدم تا اون روی حالیتو به همه نشون بدم
32:27با آسیب زدن به ما میخوایی نشونش بدی؟
32:30هیلدیز من قاتل نیستم
32:31هرچیو میشنبی باور نکن
32:33نمیخواد از من بترسی
32:34من دیگه میرم
32:36بعدن میبینم ات
32:38اصلا خدا نکنه
32:40هیلدیز
32:43هرچقدر که زمان بگذاره
32:44خودت متوجه میشی که حق با کی بوده
32:46ببینید اصلا برا مهم نیست حق با کیه
32:49حالیت پدر پسر منه
32:51زمنان گذشتش هم به خودش مربوط میشه
32:54من الانو میبینم
32:56این رفتاره کاریزماتی که تونم
32:58منو تحت تأثیر قرار نداد
33:00میتونین روی انتر امتحانش کنید
33:01چهت خوشش بیاد
33:07تو پیش این یارو چکار داشتی؟
33:10باش صحبت کردم و تذکر دادم
33:12چی گفته این کار رو بکنی؟
33:14من اینجا چکارم؟
33:15با شحالیت ممکنه کسی بشنبه
33:17بهتری بریم تو اتاق
33:18دیگه نبینم از این کار رو بکنی
33:23سلام اید
33:24چه خبر؟
33:26نه نه نه نه منتظر این افر دیگه هم هستم
33:29واقعا کی؟
33:31ها داره میاد
33:37تو گفتی بیاد؟
33:39هره گفتم خانوادگی ستایی بشینیم
33:45سلام؟
33:46کایا؟
33:47نمیدونستم تو همین جایی؟
33:49هره هره من به دوتاتونم اومدنتونو نگفتم ببخشید
33:55بگو ببینم جریان چیه اید؟
33:58خب آماده اید؟
34:01پس شروع میکنم
34:06خانواده ای جدید عزیز سر از جانم
34:08خوش اومدین
34:11میبینین که کارتش نسایی جدیدم رو گرفتم دیگه
34:14به صورت رسمی بابام کایای کنجیه
34:17مادرمم اندر چلبیه
34:20فامیلیمم عوض شد
34:21هنوز یکم برام قریبه
34:23حتی به لطفتون پول دارم شدم
34:24برای همین
34:26از دوتاتونم واقعا خیلی ممنونم که منو
34:30تو زندگیتون قبول کردین
34:34اید؟
34:35تو حالت خوبه؟
34:36حالی هم
34:36حتی هم میتونم بگم
34:38محشره
34:41ای جون کاملا حالتو درک میکنم
34:44به هم ریختی
34:45واقعا حقم داری
34:47اما ما
34:48بابا تو من به خاطر تو هلانی اینجاییم
34:51هرچی که تو بخوای
34:52هرچی بخوای رو
34:53آره آره آره آره
34:55فهمیدم حاضریت هر کاری بکنید
34:57صد بار گفتید
34:58ببینید من بچه نیستم
35:00شما هم اینو میدونین
35:02در جریانشیم بهتون گفتم
35:03من یه زندگی خیلی سخت داشتم
35:05برای همین
35:06با گفتن یکی دو جمله قشنگ
35:08با کدهای گرون
35:09انتظار نداشته باشیم بغلتون کنم
35:12بهتون بگم مامانجون
35:13پدرجون عزیزم
35:15اید
35:15هرچی میخوایی بگو من انجامش میدم
35:18یعنی میگیم به خاطر من
35:19هر دوتاتون حاضرین
35:21هر کاری انجام بدین
35:22درست فهمیدم؟
35:24آره همینجون
35:24آره
35:25پس من یه چیزی ازتون میخوام
35:27چی میخوای؟
35:31خانواده بشیم
35:33ما همینجوری شم یه خانواده ایم عزیزم
35:36نه نه اونجوری نمیگم
35:38یه خانواده واقعی بشیم
35:40روش بگو چی میخوایی اید
35:42چیزی که میخوام اینه بابا جون عزیزم
35:44و مامانجون
35:48با هم اززباش کنم
36:03چی شد؟
36:05شما که همین الان داشتیم میگفتیم
36:07برای پسرتون حاضرین
36:08هر کاری انجام بدین
36:09این چه حرفیه
36:10چیزی که میخوای شدنی نیست
36:13یا ازدواج میکنین
36:15یا دیگه هیچ وقت نمیتونین منو ببینین
36:18به نظرم بهتر در مردش فکر کنین
36:20ببین سب کن اید
36:21بکنین
36:35تو چرا اصلا به حرف من گوش نمی کنی؟
36:38واقعا نمیتونم درد کنم
36:39آی حالیت یه ساعت همش داری غور میزنی
36:42تو این رو به هم بگو که این مرده برای چی از تو متنفره
36:47سؤال جوابم میکنی؟
36:48آی نه من که چیزی نپارسیدم
36:50فقط کنچکاو هم بدونم این مرد نادر چی از جون تو میخواد؟
36:53میدونیشی میخواد؟
36:54میخواد منو زمین بزنه
36:56آی اونو که میدونم اما چرا؟
36:59تو به من گفته بودی که حق با توه
37:02رفتی نشستی چرندیاتو اونو بوشگردی؟
37:04یلدیز من شوهرتم شوهرت
37:06میدونم حتی به نادرم گفتم چه حق با حالیت باشه چه نباشه من همیشه پشتش وای میستم
37:11اسم اون یارو رو به زبون نمیاریم
37:16حالیت خواهش میکنم حقیقتو به هم بگو
37:19مجبور بودم به فکر آینده خودم و خونوادن باشم
37:22و یه تصمیم درست تو زندگیم گرفتم
37:25به نادر گفتم راهی که میره اشتباهه
37:27اما گوش نکرد
37:28بعدشم افتاد تو زندان
37:34باشه حالیت یکم آروم باش
37:36فکر کنم بهتره برم خونه
37:38دوباره اومدم شرکت باز علم شنگه بپاشد
37:42شب میبینم ات
37:54این در هر دومون بهش فشار و وردیم معلوم بود آخرش این جوری میشه
37:58معلوم بود؟
37:59گفت باید ازدواش کنین
38:01کجاش معلوم بود نمیفهمم
38:03ندیدی چقدر از دست مناسبانی بود
38:05اونم خوب میدونه که همچین چیزی شدنی نیست
38:08چون به هم ریخته
38:09اما میخواد حرسش رو سر ما خاری کنه
38:12اون راستش به نظر من که خیلی خیلی جدی بود
38:16باش حرف میزنم
38:19کار دیگه ای نمیتونیم بکنیم نه؟
38:25منم کشت مردی ازدواش کردنی با تو نیستم
38:27نگران نباش
38:28از دوستختر عزیزت جدا نمیشی
38:33زمنان کایا من خودمم
38:35مثلا حال حسله این چیزها رو ندارم
38:40چی شده حالیت؟
38:41اندر کجایی؟
38:42تو شرکت نیستم چیزی شده؟
38:44زود بیه شرکت
38:45یه جلسه خیلی مهم داریم
38:47باشه خودم رو میرسونم
38:55وقتی با این طرف سدی خبرشو به هم بده من باید برم
38:58خیلی کار دارم
39:00منم همینطور
39:19حالیت جریان چیه؟
39:21بیا بیا
39:22بارو بشین
39:28به بحونه ی جلسه ما رو کشندی اینجا
39:31معلوم خیلی دلتنگ من شده
39:37درست زدی به هدف
39:40البته امروز تعدادمون زیاد نیست
39:42رفیقاتون رو صدا نکردم
39:44کسی رو به خاطر انتخابش نمیتونی متهم کنی
39:46درست نمیگم؟
39:48کاملا با حرفت موافقم
39:50خب حالیت جون بگو ببینم چرا اینجایین
39:53برای چی ما رو کشندی اینجا
39:55چون خیلی کار دارم
39:57دلیلش اینه اندر خانم
40:00چون
40:02سرپرایز کردن رو خیلی دوست دارین
40:04من هم خواستم شما رو سرپرایز کنم
40:09هرچی باشه
40:10تو شرکتم مهمونین
40:12و میدونین که من آدم مهمون نوازی هستم
40:17کشش نده
40:19نادر
40:20بذار از این لحظه نوایت لذت رو برم
40:30بیاد
40:36دوبله شده در افسدیو جم
40:39دوبله شده در اینجا
41:19دوبله شده در اینجا
41:22دوبله شده در اینجا
41:24در اینجا
41:25در اینجا
41:38PYM JBZ
Comments

Recommended