Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00دادش بهتره ببینیه
00:01یعنی چی شده؟
00:03چی شده یعنی؟
00:07بله به این صورت
00:08یعنی چی؟
00:11یعنی چی؟
00:17یعنی چی؟
00:17و آنلاین رزرف کنیم
00:20و برای همینم نیازی نیست وقتی دنبال خونه میگردید
00:24پور کمیسیون بگید
00:26چطور؟
00:29منم نمیدونم
00:30چه خبره ها؟
00:34آخه چرا باید کسی همچین کاری بکنه؟
00:37کارت سا بوده
00:38چی داری میگی تو؟
00:39من با شرکت خودم همچین کاری میکنم
00:41من دروغ نگو
00:42میشه آروم باشین چه تونه؟
00:45آزان
00:46عمرن چنار همچین کاری نمی کنه
00:49تازه من میتونم کار کیه
00:52توقع داشتم خودش بگه ولی ساکته
00:55کیه؟
00:57چی میگی چلا هرچی از روک بگو
00:58اسرا
01:02چی؟
01:07دیروز رفته دیدن یه شیم دونمست
01:14قایه اونا رو دیده قایه میشه بگی؟
01:16بله حق با چال خانومه من دیروز توی یه کافه قهوه میخوردم
01:20دیدم اسرا از شرکت رقیب با یکی قرار گذاشته
01:23نشسته بودن پشت میز
01:25اون موقع دیدمشون حتی نفهمیدم چرا با شرکت رقیب در ارتباطه
01:28برا همونم فیلم گرفتم و باور نمی کنید نشونتونه
01:32معلومه که باید نشون بدیم
01:34چی شده اسرا؟ چرا ساکتی دروغه؟
01:38بله من دیروز با یه شیم خانوم حرف زدم
01:51رفتم سر قرار
01:53دیدمشون ولی به من پیشنهاد کار داد منم رد کردم
01:57در مورد پروژه خودمون به کسی چیزی نگفتم
02:01من کسی نیستم که همچین کاری رو انجام بدم
02:04خب چرا من از این مسئله بیخبرم اسرا؟
02:08من خبر دارم
02:10این چه حرفی؟ یعنی چی خبر داری؟
02:19یعنی این که اسرا اومد به هم گفت و نزرخواست
02:21منم گفتم میتونه بره دیدنش
02:23این یعنی
02:37یکی دیگه اطلاعاتو بهشون داده
02:40اونی که اطلاعاتو داده اگه الان توی جمع ماست
02:43بدونه که آخرش پیداشت میکنم
02:46میتونید برید هم ببرن سر کارشون
02:53کار تو بود نه؟
03:05اون قرار کاری هم زیر سر تو بود
03:07لطفاً چرت نگوید
03:09چرا باید با شرکت خودم همچین کاری بکنم؟
03:12به خاطر این که از تو هر کاری برمیاد
03:14این بار
03:16کاری کردی که بی جواب نمیمونه چاله
03:18اوزان چه خبره؟
03:37تو که از قرار من خبر نداشتی
03:39چه خبره؟ هم به هم بگو
03:40چون میدونم تو به هیچ وجه اطلاعات شرکتو
03:43به شرکت رقیب نمیفوشی
03:44حتی دونستن به کنار مطمئن
03:46اوزان
03:46چرا این کارو میکنی؟
03:48من دارم چی کار میکنم؟
03:50همین کار دیگه
03:51یه روز میایی به دهی خانواده ام امیدی
03:53روز بعد میایی به خاطر من جروق میگی
03:55من هر چیزی که از طرف تو با شرق قبول نمی کنم
03:58نمیخواهم میفهمی؟
04:01و این که یکی توی زندگی منه
04:02دوستپسر دارم
04:04خب اگه اینجوری باشه کاری که من کردم
04:07و باید اون دوستپسرت میکرد اصرا
04:09من نمیفهمم این چجور دوستپسره
04:11که حتی از قرار مدارای تو هم بی خبری
04:13ببین
04:13اگه من زندگی متعهلیت
04:15با چالر زیر سال نمیبرم
04:17تو هم نمیتونی رابطه ای منو زیر سال ببری
04:20من میخواستم به چنار بگم
04:23ولی فرصت نشد
04:24که اینطور
04:25طفلک بد جوری بهش برخورد
04:27کاش فرصت میکردی و میگفتی
04:28اسرا چرا باش اون قرار گذاشتی ها؟
04:32برای این که
04:34نبینم اتصداتو نشنوم
04:36ولی توی اون قرار متوجه شدم
04:38که این شرکت دوستان برام واقعا منوی متفابط دارن
04:42اینجا خیلی برای من مهمه
04:44برای همون هیچ جا نمیرم
04:47گفتم که بدونی
04:48برای من که هیچ فرقی نداره
04:51خوبه
04:52پس الان میرم به همه میگم
04:54تو از قراری که من داشتم پی خبر بودی
04:56منم کار اشتباهی نکردم
04:57نمیخوام پنهان کاری کنم
04:59یعنی چی نه چرا نه؟
05:00اسرا تا پیدا نکردم کار کیه نمیشه
05:02همچین چیزی؟
05:03اسرا من رئیس تو هم
05:05هرچی بگم همونه
05:06اگه میگم اینجوری میشه پس اینجوری میشه
05:08خدا لحنتت کنه
05:22چرا اوزان چرا؟
05:33چهالا خانم؟
05:52تو اینجور چی کار میکنی قایه؟
05:56چهالا خانم نباید اینجوری بیشده که ببشک بکنن چی؟
05:59اینطوره بیایی اتاقم خوب شک میکنن دیگه
06:01الان برمیگردی سر میزه تا
06:03صداتم نزدم دیگه بیشم نمی آیی
06:05میفهمی؟
06:06همه چیز سرد کنترولم
06:07میخیالت راحت
06:07ولی چهالا خانم؟
06:08ولی نداره
06:10برو بیرون
06:11برو بیرون دیگه
06:13چه نار؟
06:25اوزان پایین دروغ گفت
06:29بهش نگفته بودم که میرم بی خبر بودش
06:33نمیدونه
06:33برای چی اصرا؟
06:34چرا باید همچین دروغی بکنی؟
06:35لابد خواسته از من محافظت رو دفاع کنه
06:37قرار به این کار باشه باید اون شخص من باشم اصرا
06:40ولی این کار رو نکردی
06:41میانمون همه آدم منو بازجویی کردی
06:44چنار تو واقعا فکر کردی من همچین کاری میکنم ها؟
06:47این چه حرفیه میزنی؟
06:49معلومه که همچین فکری نکردم
06:50من فقط وقتی شنیدم تحجب کردم
06:53یعنی حرفیه که باید تنهایی میپرسیدم
06:55یه هایی همونجا پرسیدم
06:58معذرت میخوام
07:00ولی اصرا
07:03من و تو با هم نیستی؟
07:06چطور میتونی همچین چیز مهمی رو بهم نکی؟
07:09سعی کردم بگم
07:10دیشب توی رسطورا میخواستم بهت بگم
07:12ولی تو رفتی به اوزان گیر دادی
07:14و رفتی دعوا کردی
07:15من از این که همش در برای کاران به یکی توضیح بدم
07:19و از مشکل تو با اوزان خسته شدم
07:24حق داری
07:26خیلی هم حق داری من
07:29همش دارم به خودم میگم آروم باش
07:32چه نر آروم باش
07:33ولی خب یه جوری از دهنم در میره دیگه
07:37من واقعا میخوام تو آرامش باشم
07:39آرامش میخوام
07:41منم
07:45روحم من اومدم
07:50کجا بودی یالچه
07:51میگه پنج دقیقه میره یک دو ست دیگه میاد
07:54من به کدوم کار برسم
07:56من اختبوسم
07:57ایکام که پیداش نیست
07:59من احسان نیستم
08:00دلتون به حال من نمیسوزیم
08:02زندگیم باشه
08:03حق داری حق داری
08:04اما ببین
08:05میدونیم از کجا دارم میام
08:07از بانک
08:08درخواست وام دادم
08:10چرا درخواست دادی؟
08:12بعد از اون کدوم بانک به ما وام میده یالچی؟
08:14وقتی رستورانو زمان گذاشتم
08:19قبول کرن که فهم بدن
08:23چی؟
08:27رستورانو گره گذاشتی یالچی؟
08:31چیگر؟
08:32چیگر کردی یالچی؟
08:33زندگیم ببین ما چار دیگه نداریم
08:36ما نمیتونیم کسی بدهی داشته بشیم
08:38مخصوصا به اوزن کرفاریکه اصلا
08:40درزه می؟
08:42اینجا موضوع قرور دخترمه
08:43درسته یالچی
08:46یالچی؟
08:48یالچی؟
08:50میدین نه؟
08:52صاف میکنیم روهم
08:54ما چه بدهی هایی رو که صاف نکریم
08:56به امید خدا علش میکنیم
08:57موسیقی
09:01به پیجم خوش آمدید دوستان عزیز
09:03اینجا محلی هست که بسرم رو به وجود آوردن
09:06اینا
09:07اینا هم فقیر های محلی ما هستد
09:09فقیر اول
09:10خودتو نشون بده
09:11فقیر یک
09:12فقیر دو
09:13اینجا هم خونه فقیر هست
09:15آی بدبختا
09:16حد تا
09:18قطع نمی کنم
09:19من معروفم
09:20من بلاگرم
09:21حد خودتو بدون
09:23ایلیف پیغام داد مامام بیا رستوران
09:25ایلیف پیغام داد مامام بیا رستوران
09:27مگنه من تینگده خونه چیگار دارم مثلا
09:29ایلیف پیغام داد و بیا اینجا خوب چرا؟
09:32چون خبر خوبی براتون داریم
09:35این؟
09:36این چیه؟
09:41به درد نخور
09:42به ارزه
09:43دستت هز دست دخترم بکش بیرون
09:45ویل کن دخترما
09:47نمیتونه ویل کنه مامان ویل نمی کنه
09:49چرا؟
09:50چرا؟
09:51چونکه ما میخوایم اعلام نام زدی کنه
09:53ها؟
10:03رد شدیه، رد شدیه، هره
10:04ها خبرش نیره، حالش برد شده
10:07مامان؟
10:08مامان جون؟
10:10مامان؟
10:11مامان؟
10:16امنیت اطلاعات شرکت خیلی با لاستقاه اوزان
10:19مطمئنی کرا؟
10:20بله، مطمئنم
10:21چندین بار کل سرور ها رو کنترول کردم
10:23حتی اقدام به ورود نشده
10:25ببینی ایمیل ها رو چک کردیم، هیچ مشکل نداریم
10:28رئیس کسی که این کار کرده اطلاعات رو دستی دادیم
10:31یا سیستم شرکت استفاده نکرده
10:33ممکنه آره
10:34ممکنه آره
10:36چیزی پیدا کردین؟
10:38هنوز نشده، ولی بچه ها دارن چک میکنن
10:43بگذاریم، شما به تحقیق ادامه بدید موزن
10:45باشه، کرای
10:47چیزی پیدا نکردین، ولی خبر خوب اینه که
11:02از بخش اطلاعات، خبری به بیرون درز نکرده
11:04یکی یا کسی های اطلاعات رو لو دادن
11:08از کجا میتونی اسرا رفته سر قرار؟
11:10چون قبل رفتن از من اجازه گرفت
11:12باشه، ولی اونو تبراهی نمیکنه
11:14شاید برای اینکه کسی شک نکنه از تو استفاده کرده
11:16چالا، اسرا همچین کاری نمیکنه
11:18از کجا میدونه آزان؟ چطور مطمئنی؟
11:19چون از بچگی اونا میشنسن
11:21تو، ممکنه آدم ها عوض بشن
11:24اسرا با کارایی که این اواخر میکنه تو رو متحجب میکنه
11:27چالا، اسرا همچین کاری نمیکنه
11:30وقتی تازه شروع بکار کرد از اسبانیت به ناحق مغصر دونستمش
11:34ولی دیگه اون اشتباهو تکرار نمیکنم
11:37اما نگران نباش
11:39کسی که این کار رو کرده
11:42حتما پیدا میکنه
11:44نمیتونه از دستم فرار کنه
11:49شک ندارم
11:51پس اگه خبری چیزی گرفتی به منم بگو حتما
11:55خبری شد میگم
11:56خبری شد میگم
12:09آی خیلی حالم بدی
12:11چند
12:12اینجری نتا مامان جون میگم
12:14رو صفره نه؟
12:16من مردم نه؟
12:18مردم منکشه مردم
12:21مردم
12:23نه مامان جون
12:24سیزدر رو هفته
12:25مثل فشار خونه یه دختر جبانه
12:27گفتی هفت؟
12:28آه
12:29خب زیاده دیگه فشار من من رو پنج باشه پنج
12:31من و شما کشتین
12:33من رو حیف کردین
12:35این نه
12:37آه
12:38آه
12:39آه
12:40آه
12:41آه
12:42آه
12:43آه
12:44آه
12:45آه
12:46آه
12:47آه
12:48آه
12:49آه
12:50آه
12:51آه
12:52من خوبی بازی میکنید
12:54بابا ترو خودمان رو راحت بذارید
12:55بابا بلمان کنید
12:56به هیچ نه
12:57با راحت نمیذارا
13:12من اسلام اجازه نمیدم ا Building
13:14من را نمیدم
13:17من همسر آگمدهی منو ببینید
13:19تو خدا سخان بزرگا نقشی خوبی داشته باشید
13:22آئی آئی آئی آئی
13:23کجا میریم؟
13:24آئی همین جاییم بابا آئیم
13:26ایه علیف
13:27کجا رفته؟
13:29زمونوت
13:30باید یک کاری کنی
13:32البته که باید بکنیم منیکشه
13:33استرها و دنم باید اجازه بدیم و نخواید فامل بشیم
13:36باد ما با پهنم
13:37کن
13:47اسرها
13:49یه چیزی میخوام بهت بگم
13:51اگه تو اینو با آقا اوزان نمیگفتی هم
13:53من واقعا تو رو باور میکردم
13:56ممنونم
13:58ولی نظر بعضی ها با تو یک سال نیستش
14:02چه اتظاری داشتی اسروجون
14:04تو با مدیر شرکت رقیب قرار گذاشتید
14:06من چیکار کنم
14:08تو میتونستی
14:09مخفیانه بیایی با من حرف بزنی یا از من بپرسی ها
14:13حق با من نیست
14:15حق که با توه
14:16ولی دیگه شده دیگه
14:19دوستان همگی بیانید جلوکار رو بل کنید
14:21یه لحظه آقا اوزان حرف بزنید
14:23جمشید یه لحظه قایش میکنه
14:24بفرمید
14:37سلام به همگی
14:39دوستان
14:40خودتون رو نبازید
14:42ما از پس خیلی چیزا بر اومدید
14:44درسته ایده ای ما رو دوزیده
14:46توی جلسه مطبوعاتی پخش کردن
14:47ولی هنوزم پروژه مال ماست
14:50برای همین بیخیال نمیشیم و کارمون رو اعدامه میدیم
14:54همونطور که میدونین خیلی از سوافقامون رو انجام دادیم
14:58قبل از اونا خدمات بی نقصی رو اراعه میکنیم
15:01بهترین خدماتی که میتونیم رو اراعه میدیم
15:03مثل همیشه مشتریان ما رو انتخاب میکنن
15:07پس دست به جمعونی خودتون رو نشون میدیم
15:12حالا نطفاً همه برن سر کارشو
15:19بفن بدم
15:20قایه
15:21یکم حرف بزنیم
15:25بله آقا اوزن
15:43قایه بیا
15:45چه حرفی میخواییم بزنیم آقا اوزن
15:50فقط از روی کنچکاوی میپرسم
15:52یکم عجیب نیست که یشیم و اسرا قرار داشتن تو همونجا بودی
15:57نه گهگاهی من به اون کافه میرم قهوه میخورم آقا اوزن
16:01اتفاقی شد
16:02ببین
16:05قایه من به شانس و اتفاق و اینجور چیزا باور ندارم
16:09جالبه بین کافهی که گهگاهی میری با شرکت فاصله هست
16:13بگه نه
16:14درسته؟
16:15منظورتون رو نمیفهمم آقا اوزن یعنی چی؟
16:18چیزی هست که بخوایی به من بگی قایه
16:20نه
16:21همینجوری شد
16:23من کار اشتباهی نکردم
16:25هرکی
16:26خب هرکی جایی من بود همین کار رو میکرد
16:28خیلی خب
16:34پس که اینطور
16:36میتونی بری
16:37مچکرم
16:38قایه
16:46با من بیا
16:48چه حرفی زد این توضیح بده؟
17:05خب آقا اوزان پرسید من چه میدونم؟
17:08تو چی گفتی؟
17:09حقیقتو
17:10کدوم حقیقت؟
17:13این که اسراو و یشم خانمو کنار هم دیدم و این که شک برنگیز بود و با هم صحبت میکردن
17:19چه حالا خانم اگه میدونستم اطلاعات شرکت دوزدیده شده متفاوت رفتار میکردن؟
17:25منم نمیدونستم قایه
17:26اگه الان سکوت نکنی همه چی میفته گردن تو
17:29ولی شما به من گفت که
17:31من هیچی به تو نگفتم
17:32من صاحب شرکتم
17:34به من شک نمی کنن میدونی که
17:36اگه به کسی چیزی نگی
17:39ترفی میگیری قایه
17:40الانم برو بیرون
17:42نگران نباشین چه حالا خانم به من اعتماد کنی؟
17:45نگران نیستم
17:45دست دور میدم
17:47یالاقایه
17:48باشه
17:50سب کن
18:00پیدا کردم
18:02ماشین میخرم برات
18:04برات جیپ و فلان و هرچی میخوایی میخرم
18:07گاز بده گاز بده
18:10تموم نشده
18:11تموم نشده
18:13داتا هم الانگوی حسیری بهت میدم
18:16اینجوری از بچه ها
18:18الانگوی حسیری چیه ماما؟
18:21نمیدونی چیه؟
18:22تو چرا اینجوری از زلیف؟
18:24وایستا خودم رو ناناد نکنم
18:26زمانات به خودت بیا
18:28تموم نشد
18:30علاوه براین بهت
18:32الان میگم چی میدم
18:35کارت
18:36کارت
18:38نامحدوده خرید میدم
18:41بدون هیچ محدودیتی
18:43خرید کن هرچقدر خواستی خرچ کن
18:46هرچی دلت میخواد بخر
18:48چطوره؟
18:48نظرت چیه؟
18:50نه خیر مامان جون
18:53چون اگه دنیا رو هم به پام بریزی من با ایکو ازدواج میکنم
18:58منم کابلن مخالفم اجازه نمیدم به هیچ اموال
19:02اصلا اجازه نمیدم
19:03اجازه نمیدم
19:05من اجازه نمیدم
19:07مامان جون من بچه نیستم
19:09اجازتونم نمیخواهم شما چطون شده واقعه انا؟
19:12مامان
19:17یه چیزی بهت میگم
19:20نمیخواستی میدونی ولی ببخش
19:23مادر
19:24تو
19:25تو اشگولی
19:27همون پرندهه؟
19:27یه تختت کمه
19:28چی؟
19:29مه ای بابا چی میگی تو؟
19:30باشو باشو باشو یالچی
19:32سود بریم گزارش بگیریم که ناقصال عقله
19:35ده دقیقه میده
19:36تو این خونه کی ناقصال عقله
19:38مغازه رو بل کردیم به همون خدا آمدید اینجا ستاریم من قانه میکنید
19:41اگه مغازه رو دوستیدم رفتن چی؟
19:43به دوستن
19:44به تو چه؟
19:45به تو چه دیگه نمیتونم
19:47با اون تو مورد جاد و گفامیر بشم
19:49این شدن این نیست
19:50این رو تو موقعت فروک کن
19:54باشه مادر جان پدر جان حالا میبینیم که چی میشه
19:57میبینیم
20:00یوژی
20:01یوژی
20:03آقاوزان
20:06اطراف استانبول یا حال
20:08حالیه
20:09الان خونه باقای بورسا رو شروع کنین
20:11باشه بورسا
20:12باید این رو چی کنیم
20:14چنار
20:15به نظرت این یا این
20:16به نظرم این رنگاش خوشگل تر دیده میشه
20:19باشه پس اینو تعیید میکنم
20:21قبوله
20:21دوستان
20:27ببینین آقا چنار چه که همه
20:29باشه
20:30باشه
20:31سیار خیلی مبدول به سیار
20:34باشه
20:35نه این یکی بهتره
20:37خوبه
20:42باید ببینی آلیا آلیا
20:44اسرا اینو با هم بخورین؟
20:49اسرا نمیتونه اونو بخوره
20:53چرا؟
20:56واقعا نمیدونی
20:58اسرا به ریحان آلرژی داره
21:00نه مشکلی نیستش
21:05قارش بر میدارم
21:06اشقا؟
21:08تو بشین راحت باش من میارم
21:15دوستان من تو اتاقمم
21:28کسی سوالی داش راحت بیاد ازم بپرسه
21:31باشه
21:44مگه حرف بدی زدم ها؟
21:48چرا شک شدی؟
21:50نه نه
21:51بیخیال به کارمون برسیم
21:53یعنی پیتزه هامونو بخوریم و
21:56بعدش
21:57به کارمون برسیم
21:59باید جواب اینو بدم خیلی مهمه
22:11پس بعدن میبینمت
22:13نوشه جان
22:13باشه
22:15علا یشیم حالا چطوره؟
22:23خوبم چه نار
22:24الان دیدم زنگ زدی
22:25تو هم به من زنگ میزدی؟
22:28داری بزرگش میکنی
22:30یه انصافی نکن
22:31گوش کن ببین چی میگم
22:33امشب با هم یه شام میخوریم
22:34این دوری هم تموم میشه
22:36چه نار
22:37بازی نکنیم
22:38جفتمون میدونیم تو چرا زنگ زدی؟
22:40جواب سوالت پیش من هیست
22:42باشه پس فقط غذا میخوریم
22:44روم و زمین نداز
22:46مکان ساعتش رو واسهت میفرستم
22:48باشه منتظر پیامت هم
22:50باشه
22:52باشه
23:00بیات جو
23:02بحبه آقا چنار
23:04باز کجا گرفتدیم؟
23:06گوش کنازان
23:08دیگه از اس رو محافظت نکن
23:12اگه بخوای بدهی خانواده شو بدی و
23:14به آلرژیش فکر کنی
23:16این که به خاطرش دروغ بگی
23:18همه شو بذار کنار
23:19دوست دختر منه
23:20هر چیزی که به اون مربوطه به من رفت داره
23:22نه تو
23:24سخنانی خوبی بود
23:26ولی کو مرد عمل
23:28جفتمون میدونیم اسرا بی گناهه نه؟
23:30پس تو به جای من اون حرفا رو میزدی
23:32پس تو به جای من اون حرفا رو میزدی
23:34به جای سوال جواب جله همه تو از اسرا دفاع میکردی
23:36هرچی که بین
23:38من و اسرا باشه بین خودمون میمونه
23:40به تو ربطی نداره
23:42اون دوست دختر منه
23:44و گفتم که خودمون حلش میکنیم
23:46بجن که اون ذهن خوشگله تو درگیره این چیزها کنی
23:48فکر کم ببین کی اطلاعاتو از شرکت دوستیم
23:50دارم فکر میکنم
23:52شب با یشین میرم شام
23:54میشنسی؟
23:56میشنسم
23:58سرش هم زیری زبونشو میکشم
24:00اون چیزی نمیگه
24:02میدونم نمیگه ولی ببینیم
24:04چی میشه
24:06زود پاپس نمیکشم
24:08خیلی خواب تا حرف بزن و بعدا به من خبر بده باشه
24:10باشه فیلن
24:14مادرت محبوبیت مجازی پیدای کرده
24:16به افتخار طور هم منشن میکنه
24:18همین هم یه پارتی از طرف مادرت
24:20دخترم کجایی؟
24:22الیف؟
24:36ما میریم تای درس عبرتی برای شما بشه
24:38دخترت
24:40شمانیم
24:48میگونیم
24:50درس عبرتی باشه
24:52میريم
24:54میرم
24:56پنتر
24:58ویف؟
25:00شما نمیر
25:03داخل
25:06آی
25:06تایلند رفتر نکنه اینا
25:09جمهورو چه تو بد نگو منظورش تایلند نیست
25:12این تا یک منظورشه
25:14ملکوم آبا پزاری گرد املاش اینقدر ضعیفه
25:16آخه چطوری میتونه دخترم ازم جدا کنه
25:18آه
25:19تو الان به این جیر دادی؟
25:21آره به این پیله کردم چه زورت میاد
25:23شما باید بگید اون پزارتون که دشمن ناموسم هست
25:26کجا فرار کرده رفته
25:28چون که دخترم فراری رده
25:30کجا که؟
25:31این یاد داشتم توشمه چی واضح؟
25:33خونه نیستم و هم جای دیگه این نداریم برن
25:35پس فورم باید نیروهای پولیس رو بارده اول کنم
25:38زمورد یکم این پولیس ها رو راحت به زارزاد خواهش میکنم
25:41یاد داشتا مشخصی چفتش رو نوشتم باهم فرار کردن
25:45بی خودی جب نده
25:47حالا چیکار کنیم؟
25:49نمیدونم
25:50باید فکر کنیم
26:00جانم مامان
26:03چی؟
26:08خیلی خوب مامان جان سب کن آروم باش
26:11باشه مامان جان
26:14خبری شد بهت میگم فقط آروم باش
26:16فیلن خدافز خبری شد بهت میگم باشه
26:20باشه
26:21باشه مامان باشه بهت زنگ میزنم
26:24باشه
26:25از این داستانا خبر داریم؟
26:27آره الان ما مامانم حرف زدم
26:29اسرا این بردر تو خوهر منو کجا برده؟
26:32گوشیش هم خاموشه
26:33تو هیچی نمیدونی؟
26:33یعنی چی داداشت الیفو کجا برده؟
26:35داداشم کسی ها به زور جایی نمیبره که
26:37با هم دیگه فرار کردن
26:39یعنی مثل این که فرار کردن
26:40یعنی چی با هم فرار کردن؟
26:41چی مینشون هست که بخوام فرار کنن؟
26:43اونا آشق هم دیگن آشقن
26:45چی؟
26:46چون تو از دنیا خبر نداری
26:49نه که برنامت خیلی زیاده
26:50خیلی نرماله که
26:51با اون برنامه پرمشقلی که داری خبر نداری؟
26:53یعنی چی آشقن اسرا؟
26:55اونم الیفو ایکو
26:56باشه کجا میتونم رفته باشه؟
27:01چه میتونم؟
27:02داداشم دوسته زیادی هم نداره؟
27:04دفتی دوستش
27:04آره به دوستش زنگ بزنیم
27:06من دارم میرم بابا
27:12با اسرا قرار داری؟
27:15نه
27:16با اسرا قرار ندارم بابا
27:18با یشیم قرار دارم
27:20فهمیدم
27:21پس از دین زبان یشیم حرف میکشی؟
27:24دقیقا همینطوره آره
27:25مطمئنید پروژه رو دوزیدن چنان؟
27:29اینطور به نظر میرسه بابا
27:31چون همش یکیه
27:32خب میدونی که خیلی مهم نیست درسته
27:35مهم اینی که ایده یه
27:37این پروژه رو کی خلق کرده باشه
27:40قرار ندارم
27:40البته اون که آره
27:41برای یه جرمی تو شرکت مرتکب شدن
27:43باید پیدا کنیم کار کی بوده و مجازتش کنیم
27:46درسته درسته درسته
27:47چیزی نیست که بشه چشم پوشی کرد حق داری
27:50بهتون اعتماد دارم
27:52راسی شب چالا میاد
27:54تنهایی
27:55شاید دلتنگش شده
27:58خیلی عجیبه
27:58وقتی اززواج کردن باوزن نیمدن توی خونه
28:01من میشه حقه مثلا اینجا خونه شونه
28:03یعنی نمیدونم من وقتی این کارا نکنم
28:07شب چالا میاد
28:08از خودش میپرسی
28:09خیلی خوب
28:11من داره دیرم میشه میبینم
28:14خیلی خوب اگه بهت زنگ زد حتما
28:16باشه باشه باشه باشه باشه باشه باشه باشه باشه
28:20میبینم اتون خود نگهدارتون ما بازه به خودتون باشین
28:22خونه هیچ کدوم از دوستش نرفته حرفا نزده
28:24آخه ایکام اصلا حرفی نزده
28:26کجان آخه کجا میتونن رفته باشه
28:28میمیدونم
28:30اوزن
28:31ببین طرف خونه ما
28:34یه ادایی بزرگ داشتیم
28:36یه خونه داشتم ما
28:37سال یکی دوباره اونجا جمعی شدیم
28:39منقل و کباب و اینا
28:40خیلی خوش میگذرندیم
28:41ایکام اونجا رو دوست داشت
28:42کسی هم براحتی نمیتونه بره
28:44به نظرت میتونن اونجا رفته باشن ها
28:46آره ممکنه
28:48بریم سر بزنیم
28:49چه نار
28:54واقعا نمیدونم چرا همچین فکر میکنین
28:58روی یک ایده کار کردیم
29:00اما زودتر از شما دست بکار شدیم
29:02خب ممکنه پیش بیاد دیگه
29:05انتظار نداری که اینو باور کنم
29:07گشیم
29:07ولی حقیقت همینه
29:09گشیم
29:11توی یه لحظه
29:14و یه جور
29:15به یه پروژه فکر کردیم
29:17مشخصه که
29:18یکی این ترها داده به شما
29:20مبارک باشه
29:21باشه چیزی نمیگه
29:22فقط اسم کسیو که این ترها در اختیارتون گذاشته به هم بگو
29:25همین
29:26تصادفیه دیگه
29:28چرا باور نمی کنی آخه
29:31یشیم چطور باور کنم
29:32چنان تصادفی که
29:34دقیقا همون لحظه با اسرارتن قرار کاری داری
29:37یکی هم فیلم شما رو می گیره
29:40تصاویرش هست
29:41چطوری
29:46کی
29:47کی گرفته
29:48یکی از کارکانا گرفته
29:50فیلم تو دستشه
29:51ببین یشیم
29:52اگه شکایتی بشه
29:53این فیلم درد سر بزرگی براتون می شه
29:55مطمئن باش
29:57چه نار
30:01فقط اینو می تونم بهت بگم که
30:04کسی که اطلاعاتو به مدد اسرار نیست
30:06می دونم
30:08اسرار نیست
30:09داریم به جایی قشنگی می رسیم
30:12یعنی
30:13یعنی
30:13حد اقل
30:14تو این موضوع که یکی اطلاعاتو به شما دادم
30:17فکر خیلی خوبیه
30:18ببین
30:19اسم این خواهنو به هم بده
30:22جوری که انگار هیچی نشده ادامه بدیم
30:25اما اگه نگی
30:27شما
30:29زرار می کنید مطمئن باش
30:31حتی تصابارشم سخته
30:33حانوزا می گی
Comments

Recommended