- 19 hours ago
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبلاعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım
Category
🎥
Short filmTranscript
00:00دادش خاستگاری، هنابندون، جهیسیه، دوستید شتن و اینا؟
00:06آخریشن که روز عروسی بود که دیگه بقیهشن میتونیم
00:10این داستان، این داستانی که تعریف کردی بی نهایت مسخر است
00:20یعنی مگه این طور نیست؟ یعنی مگه من همچین آدمیم؟
00:25نیستی، یعنی نبودی سر کن، اما به خواب عشق اوزت کرده داشت
00:31عشق و اینایی درکار نیست، انگین قاطعه یه چیزایی اشتباه شدم
00:35خودمو وادادم، اما عشقی درکار نیست، ببین من دوچاره یه سانه شدم
00:40خب، چشمامو که باز کردم، اولین چیزی که به ذهنم اومد، سلین بود
00:46سلین برای اینطوری تعریف کرده چون، باقیت اصلا اینطوری نیسته داشت
00:53یعنی خب، آره، رابطه یه ما اینجوری شد که سلین منو ترک کرد
01:00آره، ترکت کرد، چون تو بهش امیدی برگه استباش نمیدهدی؟
01:04آره، بهم گفت، بهم گفت که به خاطر این ترکم کرده
01:07و رفته با این پسر فرید، همین که هوتل داره، یه همچین چیزی نام زد کردن
01:12آره، تو هم گفتی که سلین نمیتونه با کسی جزمن استباش کنه
01:16آره، بعدش ادا، با ادا همونطور که تو گفتی توی دانشگاه یه چیزی شده
01:21آشنا شدیم، بعدش یه نام زدی، یه ساختگی و پنهونی کردیم
01:24بعد ببین، همه اینها خیلی مسخر است
01:28خیلی موسهکه، میتونی من نمیتونم قبولش کنم
01:32درسته، اما خب، چیزای دیگه ایم بوجود داری؟
01:36انگین، ببین، این که دل باختم، یعنی خب تو منو میشنسی سرکام بلات، من همچین کاری میکنم
01:44میتونم همچین کاری با کنم اصلا، اصلا به مغزم خطور رو نمیکنم
01:47نگه میشتر ترچوب نکنم داداش، کلا شدی آدم دیگه؟
01:50نگه میشتر ترچوب نکنم
01:51ببین انگین، ازت خواهش میکنم، لطفاً تو منو درک کن
01:55من الان هیچی یادم نمیاد، خب؟ باشه، فقط تو لحظه ای هستم که با سلین با هم بودیم
02:05اونجا من سال آخر اصلا نمیدونم چی شده چی کار کردم
02:09هیچی، هیچی به یادم نمیاد، آره، خب عجیبه
02:25تو کجایی؟
02:41اومدی، تلفانی گفتی، آره اما این که میبینم بیرونی خیلی چیز عجیب و قشنگه
02:47خوبی
02:49خوبم، کاملا خوبم
02:51ببخشتی خودم رو میدازم وسط
02:53خوش اومدید
02:55من میرم، تنها تو میسرم
02:57ممنونم انگیم، بعداً حرف مزنیم، بیایی، بیایی، بیا
02:59خوبینا رو چک کنیم، چاداره که برداشتم، فنجونا کجان؟ اینجان
03:05کس خوبم که هست، خوب دیگه چی مونده، دیگه، دیگه فقط رازی کردم
03:13تو اینجوری گفتی ایدا نزد تو سرش؟
03:17زد به سرش، دیوانه شده، دیوانه شده، دیوانه شده، دیوانه شده
03:21بگم اونم یکم آدم عصبیه
03:23نه، خیلی هم خوش اخلاقه
03:27یه لحظه، اینجوری که نمیشه، باید یک کاری کنیم، باید حافظت برگرده
03:35نه، راسش من همینجوری خیلی خوبم
03:39چطوری خوبی؟ پس ادا چی میشه؟
03:43بذارید اینجوری بهتون بگم که من ادا رو نمیشناسم
03:49یعنی چیزی به یاد نمیارم، نمیدونم کیه، توحافظم همچین آدمی وجود نداره، اینجوری
03:55یعنی، نمیشه که به زور خوبی کرد اما
04:01این داستان نباید نصف نیمه بمونه
04:05نصف نیمه نمیمونه، چون اصلا این داستان برای من وجود نداره، برای همین نمیفهمم چرا هیشگی
04:11آه، بلاخره یک کم که درکم کنیم اومد
04:13خوش اومدی، نایدان خانوم سیفی
04:15خوش اومدیم
04:16سلین تو هم خوش اومدی
04:18چطوریت خوبیت؟
04:19خوبم، تو چطوری؟
04:21باید برای یه مدت سرکان ازتون بدوزدم، باید واسه جلسه مطبوعاتی آماده بشیم
04:25آه، الان باشه
04:27آه، البته عزیزم، ما مانع کارتون نشیم، اما
04:31ازت میخوام فردا بری دکتر
04:33من زهی میزنم برای فردا همه های میکنم
04:35ما قضایای مربوط به دکتر رو حل کردیم، آزمایشو اینها رو دادم
04:39اعتراض نمیخوام، دکتری که من میگم، خودم هم برداشم
04:42بسیار خواب، باشه
04:44آه، یه چیز دیگه
04:46حالا که برگشتی، باید واسه این یه جشن بگیریم
04:49یه مهمونی ترتیب بدیم، بچه های شرکت هم دوت کنیم
04:53کی؟
04:54فردا
04:55فردا؟
04:56بره، فردا نمیشه؟
04:57میشه، میشه
04:58اصلا به این چیزا احتیاجی نیست، از سفر که برنگشتیم مامان
05:03اعتراض وارد نیست اکه؟
05:04نمیخوام اعتراضی کنی
05:06باشه پس
05:08الو ازگی؟
05:10عکس گربهی که برایت فرستادم رو دیدی؟
05:13این همون گربهی یکی میخواد زایمان کنه
05:16میخوام یکی از بحشهاشو بگیرم و بیارم پیش خودم
05:21انگین هنوز خبر نداره
05:23یعنی هنوز نتونستم بهش چیزی بگم
05:26هنوز به زایمان مونده
05:28منم تازه فهمیدم، تازه این تصمیم رو گرفتم
05:31نمیدونم چه باکانشی نشون میده
05:34یکم، یکم مسترب شدم
05:37یعنی اینم نمیدونم چطوری باید بهش بگم
05:40ما تازه دوتایی اومدیم زیر یه سخف داریم زندگی میکنیم
05:42تازه عادت کردیم
05:44نمیدونم ایده آوردن یه جوندار کچولو به خونمون
05:47در نظر انگین چطور بیاد
05:49باید یواش یواش آمادش کنم
05:52دقیقا
05:54من به یه زبان مناسب و یه وقت مناسب بهش میگم
05:57باشم عزیزم و امنونم
06:00فیلن
06:02های
06:04اشکم
06:12خب، من کارمان چامت دادم
06:18حالا میتونیم حرف بزنیم، آماده هم بکنم
06:21باشه، اگه آماده هی میشه یه نگایی به این پروژه بندازی
06:24در مورد جزیاتش نیاز به کمک دارم
06:27پروژه؟
06:29پروژه؟
06:31یعنی میخوای در مورد پروژه حرف بزنیم؟
06:33پس میخواستی راجع به چی حرف بزنیم؟
06:35انگین تو دفتر کار باید در مورد پروژه حرف بزنیم دیگه
06:39تو فکرت کجاست؟
06:41باشه بیا در مورد پروژه حرف بزنیم بیارش
06:45خب ببینم پروژه در مورد چی بوده؟
06:50آو چطور بوده؟ پروژه من کو؟
06:53ها پروژه من کو؟
06:56اینجاست دیگه
06:58نگاه کن
07:01داده های این بخش؟
07:08میگم
07:10بایدان خانم هوا تو داره
07:12مگه مردو به حرف مادرشون گوش نمی کنن؟
07:16ببینیم سرکان جدید گوش میکنه یا نه؟
07:18اون سرکان جدید نیست، سرکان قبله
07:20حتی بجه انسر از سرکان قبله
07:22یه روبوته به روز رسانی شده
07:24کوه یخ، دیوار
07:30پسرم، وای، سیریوس
07:33خوش اومدی پسرم
07:35سیریوس یکم منو گردونده
07:37مشاله خیلی سیگه قدرت مندیه
07:39سیریوس؟
07:41هی، پسرم
07:43پسرم بیا ببینم، بیا
07:45چه خبر
07:47دلم برای تنگ شده بودره
07:51بیا بریم خونم
07:53سیریوس؟
07:55سیریوس؟
08:01سیریوس اصلا قصد نداره بیاد
08:03تو نبوده تو من بهش رسیدگی کردم، به من عادت کرده
08:05تو دو ماه، من وقتی میرم مسافرت اینو میسپارم دست دیگران دو ماه دو ماه، ولی نگران نباش
08:11پس از این به بعد یاد میگری کسی راهانه کنی، میگم به من عادت کرده
08:15همچین قصدی ندارم
08:17محلومه میخواد کجا باشه، متاسفانه
08:21محلومه میخواد کجا باشه، هره؟
08:27میشه بعدا اینو ادامه بدی، چون باید به جلسه مطبوعاتی برسیم
08:31آره درست میگی، باشه
08:39پسرم؟
08:41ببین باز، همه شو خورده
08:47یکیشو میفروشی، بقیهشو با دوستاتو اینا میخوری، ببین دیگه ازت پول نمیگیریم
08:53باشه، اگه نگی رایگان درست میکنم، پس کیفیتو میارم پایی
08:57قبوله
08:59نمیخواد یکی رو استخدام کنی، اینجا سرویستهی کنه؟
09:03میخوام اما پیدا نکردم، یعنی راستش آگهیم ندادم
09:07دلم میخواد ای که از احالی محل باشه، برای همینم حتی دوستمون نرفت آتوریه، همینجا بش رسیدگی میکنم
09:16فهمیدم
09:22بله، ملو جون
09:27یعنی چی؟
09:30چی داری میگی؟
09:34همینطوری یه هوی؟
09:37چی؟
09:40هیچی نشده؟
09:43یکم آرون باش، ادا، ادا چطوره؟
09:50باشه، باشه، یه لحظه بذار من این خبر رو هزم کنم اول
09:57باشه عشقم، باشه، دوباره بهت زنگ میزنم باشه
10:00ای خدا؟
10:02چی شده؟ ادا طورش شده، حالش خوبه؟
10:03ادا خوبه، خوبه، یعنی گمونم خوبه، چیز سرکان اومده
10:09سرکان اومده؟
10:11یعنی، یعنی الان سرکان زنده است، حالشم خوبه؟
10:13از زنده است، حالشم خوبه؟
10:14آره، آره، کاملا خوب بود، اما چیز، چیز یادش نمیاد، یه دوران مشخصی رو فراموش کرده
10:20یعنی چی یادش نمیاد، یعنی حافظش از دست دادی همچین چیزی؟
10:23آره، آره، حافظش رو از دست داده، ادا رو یادش نمیاد، یعنی، غیر از این، کاملا حالش خوبه، من، من باید بهتا زنگ مزنم کشیده؟
10:33نه، نه، نه، نه، نه، زنگ نزن، زنگ نزن، زنگ نزن، میخواد آروم باشه، میخواد تنها باشه، سرکان قراره بره جلسه، ملو به همون خبر میده
10:45نه، این ارغام اشتباهه، کلن اشتباهه
10:49سرکان، همه خیلی کنجکا و هم بدونم بده حادثه چی شده، اما به نظرم نباید وارده اون موضوع بشی، همین که بگی سالمم اومدم، سر کارم کافی
10:58نمیشه اینو الان انجام ندیم، چون که کلی کار دارم
11:04متاسفانه، مجبوریم توضیح بدیم
11:07خلی خوب باشه، آماده این، بیان، بیان، بیان که همین الان تمومش کنیم
11:13خوبه که دوباره اینطوری میبینم تشخم
11:16چطوری دیدن؟
11:18بالای سر کارات، سالم، با اعتماد به نفس
11:28گلا، این گلا چیه؟
11:38ادا خانم، باید حرف بزنیم، چون که این ارغام، باید حرف
11:44چی کار داری میکاری؟
11:58دستبند بهت زدم
12:01متوجه هستم که به ام دستبند زدی، باید خنگ باشم که نفهمم به ام دستبند زدی، فقط چرا؟
12:07دستبند زدی؟
12:08دلم خواست
12:09دلم خواست
12:11دلت خواست؟
12:16ببخشی ددا خانم
12:18چون دلت خواسته
12:19نمیتونی به مردم دستبن بذنی
12:21گفتم شاید
12:23چیزی رو بهت یاد آوری کنستم
12:24ببخشید
12:25ببخشید طور خدا به مم
12:26بگو یه دستبن
12:27چی رو میتونه
12:28به من یاد آوری کنی
12:30یعنی چی؟
12:31یه دستبن موقع کار به ممزدی
12:32این خیلی مسخرست
12:34یعنی قبلن شریک جرمی
12:35چیزی بودیم
12:36آره
12:37قناه من این بود که تو رو دوست داشتم و اجازت تو هم منم
12:41حکمم صادر شده یه اون با هم بودن خوبه؟
12:44ببین اینا اصلا طبیعی نیست
12:48باید ببخشید نمیفهمم این دو ماه آخر سر این شرکت چی اومده
12:53فهمیدنش هم برام خیلی سخته
12:55بخاطر همین گفتم تو بتونی شاید یه چیزی بگی
12:58یعنی نمیفهمم اینو که دیگه اصلا نمیفهمم
13:04یعنی دیوونه ای
13:05واقعا تو دیوونه ای؟
13:07تو نبوده تو دیوونه شدم وقتی هم که اومدی کلن زد به سرم
13:11آره
13:13خوب خبرنگاره آمادن
13:22اما ما آماده نیستیم
13:25سلین این چیه خدایی؟
13:28یادت میاد؟
13:31یعنی جریان چیه؟ این چیه؟
13:34به نظرم تو فکرتو جموجور کن
13:37خبرنگاره رو هم صدا کن
13:38واقعا بابر کردنی نیست
13:40یه لحظه سلین خبرنگاره رو صدا نکن
13:42یه کلیت ساز خبر کن اینطوری که
13:45نمیتونیم تو جلسه مطبواتی شرکت کنیم
13:47مخصوصا با تو
13:48سرکان بولاد
13:49بله
13:50مطمئنم سلین بهت گفته
13:52مطمئنم خیلیم خوب بهت گفته
13:54من شریک این شرکتم
13:56و همه خبرنگار رو کنچکا برابطه همونم
13:59یعنی خیلی منطقیه که با من توی چلسه شرکت کنی که
14:03الان به این کار مجبور
14:04مجبور نیستم
14:05به هیچ چیزی مجبور نیستم
14:07تو زندگی هر کاری که دلم بخواد میکنم
14:09قوانین اینطوریه
14:10خواست اگه میتونی درش بیار
14:10میتونم درش بیارم
14:12باست درش بیار
14:12میکنی این شرکت شریک باشی
14:14ولی این شرکت مانه من
14:15من شریک این شرکتم
14:16باید اینو قبول کنی
14:17عوض میشه
14:19بازش میکنم
14:23اگه میتونی بازش کنم
14:25بازش میکنم اتا بازش میکنم
14:27بازش میکنم
14:28گوش کنی چی میگم
14:32واقعا حافظه از دست دادن این مدلی هم بوده
14:35یه مورد هست مرده هفتا سالشه
14:37سی و پنج سال آخر رو فراموش کرده
14:39یادش نمیاد
14:40باور کردنی نیست
14:42واقعا باور کردنی نیست
14:44میدونی اما نه
14:47شوهر خوهرم روی هم رفته
14:49سی و پنج سالم نداره
14:50لیلو جون
14:51یه سوال ازت دارم
14:53میتونیم یه کاری کنی
14:54میشه در این موردم برام یه سیرچی کنی
14:56امکانش هست که فقط
14:58یه نفر رو کلن از حافظمون پاک کنی
15:00فقط یه نفر رو کاملا
15:02خب شما چون نمیدونیدم
15:08ساختار و کار کرده نورونا چطوریه
15:11به موضوع هم خب تسلط ندارید قاعدتا
15:14خب ببینید
15:15بس با این حرف رو تموم کن دیگه
15:17ببینردم
15:19داریم کار جدی میکنیم اینجا
15:21برای درست شدن آقا سرکان داریم
15:23تحقیق میکنیم بذارید کم تمرکز کنیم
15:25خب منم به نتیجه رسیدم راه حلم پیدا کردم
15:28میگم که نورونا رو باید جا به جا کرد
15:30ولی گوش نمی کنید که
15:32ای وای
15:33ای وای
15:35ای وای
15:37ای وای یردم
15:38آخه این حرفا چیه
15:40ببین ورودی رو اینجا در نظر گرفتیم
15:43اه
15:45اه
15:46اسیسم چی کار میکنی چی کار میکنی سرپا چرا
15:49سرپا بای میسی و کار میکنی آخه
15:51وای اینگین چی کار میکنی زهر ترکمون کردیم
15:54اسیسم سرپایی سدن نمیشه سرپایی سدن مارگ تو قطع کنه
15:57مگه ممنوع اینگین کار ما خیلی طول نمیکشه
16:00نمیشه دوتا جون داریم
16:02دوتا جون
16:02دوتا جون
16:03دوتا جون
16:04اگر من منظوره میده که دوتا انسان است
16:07اینجا انسان
16:07یعنی چیزی که مهم انسان اسیسم لطفا بشین و کار کن بشین
16:11آه باشه میشینم
16:13خیلی خب تم بشین
16:15آه بشین اسیس بشینه
16:17خیلی خب دوستا خودتون رو خیلی خسته میکنید
16:21ببینید من
16:22براتون با توما گرد و اینام خریدم
16:24نه من نهار خیلی خوردم
16:26نمیخوام حالم رو بد میکنه
16:27اسیسم حالت رو بد نمیکنه
16:29اصلا اگر حال طفا بگیری اینا آرومت میکنه بخور
16:31بله
16:32چون از مغزتون کار میکشید
16:33باید از اینا بخورید
16:34خیلی مفیده گله
16:35برداریم
16:36من بره میدم
16:37آه لطفا میشه برداری
16:39آه برداریم
16:40خیلی خب دوبست تو
16:41من تو تصمیم گرفتی به سلامتی
16:42اهمیت بیشتری بدی الان
16:44تصمیم گرفتن به سلامتی
16:47هر دوتامون اهمیت بدم
16:48باید سلامت باشه
16:49ببین تو سندگی چیا که پیش نمیاد
16:51مردم با چه چیزایی میجنگن
16:52سرکانو نمیبینید چیا به سرش اومد
16:54چه رب تو دید
16:55نمیشه اسیسم
16:56افل از همه چیز سلامتی
16:58افل سلامتی
17:00آخه چه رب تو دارم
17:07سرکانو نشستن ما جدا
17:09چه رب تو دارم
17:10بهترلیست من پاشم
17:11پاشو
17:12آآ
17:13اومد نذاشت ادامه بدیم
17:15نذاشت حتی کارمونه بکنیم
17:17آچه بادم عجیبیه
17:19بعد از حادثه چی به سرتون اومد میشه
17:22به ما هم توضیح بدین آقا سرکان
17:23البته
17:24راستش روزهای سختی بود
17:27اما تو گذشته مونده
17:28برای همین به نظرم نیازی نیست
17:30که خیلی روزهای گذشته رو
17:31باز بکنیم
17:32چون که سعی و سالم برکشتم سرکارم
17:34تو این دوران بیشتر از همه دلتون
17:37برای چی تنی شد
17:38آقا سرکان
17:38البته کارمون
17:39یه که من باید درباره من حرف بسن
17:44اینچون مردم میدونستن داشتیم
17:45استواج میکردیم
17:46باید درباره تو حرف بسنم
17:48ببخشید اما همچی قصدینم
17:49باید بزنیم
17:50نباید بزنم
17:51مجبور نیستم هیچ کاری بکنم
17:52خب هیچ کاری
17:54من یه کم هم درباره زندگی شخصیتون کنچکاو هم
18:00دوباره در تدارو که مراسم عروسی هستید
18:02آقا سرکان
18:02خب این طوریه که
18:06مقدمات عروسی رو عقب نمیدازیم
18:08به اندازه ای کافی زمانه حساس دادیم
18:11مگه نه عشقم
18:12عشقم؟
18:13بله
18:17بله
18:19وقتی ادخ خانمو دوباره دیدین
18:21چه استیداش این آقا سرکان
18:22راستش
18:32احساسات پیچیده ای داشتم
18:35واقعا خوشحالیتون رو میشه از چشماتون دید
18:37جدیه یا؟
18:40چون که ما هیچ وقت امیدمون از دست ندادیم
18:44دیگه هم این دستا به این آسونی هستم جدا نمیشن
18:49خواب سلین دیگه
19:00جمع جورش کنیم
19:03مرسی دوستان
19:04راه نماییتون کنم
19:05میتونید جمع جور کنید دیگه ممنونم
19:08ممنونم ممنونم همونطور که حدس میزدیم خیلی کار داریم
19:13خرابش نکن اون مال شرکته
19:17خوب میخوام در مورد یه چیزی با هاتو مشفرت کنم
19:21اگه یه گربه بیارم خونه انگین چه با کنش اینشو میده
19:24میو میو میو میو
19:26گربه
19:31خب یه چیزی ممکنه بزنه به لپتاب مثلا
19:35گمونم خرابش کنه
19:37بعد میاد رومو بلچنگ میندازه
19:39نمیذاره مسابقه ببینید
19:40دستای کنسول بازی رو میخوره نمیذاره دیگه بازی کنید
19:43به نظرم آقای انگین نمیخواد گربه داشته باشه
19:46مگی آدمی هم هست که گربه نخورد؟
19:49میدونید من میگم یه کاری کنید
19:51یواش یواش آمادش کنید باید بگید
19:53چرا باید یواش یواش بگم داریم
19:55صاحبه یه گربه میشیم دیگه جمعه به این کتاهی
19:58خیلی درست میگید دیگه چجوری باید گفت
20:00آره
20:00اما خب اگه از گفتنش میترسی
20:04باید یه هایی بگی
20:06یعنی
20:06توی یه لحظه خاص بهش بگی
20:10مثلا توی
20:11یه مهمونی تو مهمونی فردا
20:14تو مهمونی فردا به انگیم بگم
20:15فوقلاده ایمیلو
20:16مرسی ازت
20:18میبینم اتون
20:19بهم گفت فوقلاده ای
20:22تصمیم اشتباهی
20:25خب همینطوره چیکار کنم اشتباهی
20:29عشقم
20:29عمرم
20:34عشقم
20:35خیلی باشه
20:39نکنه یه میخواستی چیزی به ان بگی
20:41چیزی بهت بگم
20:42تو از کجا میدونی میخواهم من بهت یه چیزی بگم
20:44کی بهت گفته
20:45آخی کی بهت گفته
20:46تو از کجا میدونی من بخواهم بهت یه چیزی بگم
20:48نه عمرم کسی به ام چیزی نگفته
20:50فقط تو
20:51از اونچه که اومدی مثل
20:53خانومایی بودی که درن میان سمت شوارشون تا
20:56یه خبر خیلی خوشی رو بهشون بدن
20:58تو هم که این شکلی اومدی
20:59برگم این درن بهت بگم
21:01آها آباسون
21:02یعنی
21:03راستش میخواهم یه چیزی بهت بگم
21:06بگو دیگه
21:08نه
21:08تو مهمونی سرکان بهت میگم
21:10یه سروپرایز کوچیگه
21:12آه باشه
21:13باشه پس
21:14یه سرنخه
21:15کوچولوگه
21:17خیلی کوچولو بهت هم بده
21:19تا بفهمم که چی میخواهی
21:20نه نمیشه
21:21نمیشه دیگه اینگین
21:22یه کم پیش بهت گفتم که تو مهمونی سرکان بهت میگم
21:25تا اون مقام هیچ حرفی در موردش زده نمیشه
21:27خواهش میکنم دیگه ادامهش نده
21:29دیگه نپرس
21:30اما آخه تو که همش میسری میری
21:37برگشتن سرکان خبر خیلی خوبی بود
21:41آره
21:42گفتم که خیلی خوبه
21:43اما یه چیز عجیبی شده
21:45هیچی یادش نمیاد
21:46ریکردره
21:47یادش میاد
21:48اون عشق عشقی نیست که بشه فراموشش کرد
21:53آیفر
21:53عشق ما چی؟
21:56دینیز اینجاست
21:58گفتی وقتی ادا تو این وضعیت نمیشه
22:02گفتی نمیتونیم بهش بگیم
22:04باشه
22:05دیگه سرکانم اومده
22:06میتونیم به همه بگیم
22:08بذار همه بدونن و بشنون
22:11دینیز که میدونه
22:12هیچ مشکلی نیست
22:14بذار همه بشنون
22:16اما اینجوری نمیشه
22:17الان نمیشه
22:18میگم که ذهن ادا به هم ریختست
22:20خیلی افکارش به هم ریختست نمیشه
22:22سگره تو
22:24چند هفته سیاواشکی با همیم
22:27مثل عاشقای دبیرستانی
22:29دیگه میخوام باحت خوب برم بگردم
22:31چه میگید؟
22:32تو ایتالیای نداریم
22:33میخوام باحت گشت و گذار کنم
22:35میخوام جلوی همه دست تو بگیرم
22:37باشه باشه ببین من چی میگم
22:38اون وقت تو چی کار میکنی
22:40آیدان
22:42آیدان
22:43ملو گفت اینجایی
22:45اما از دیدنه
22:46آیدان
22:47سپرایز شدم
22:48یعنی
22:50چطوری؟
22:52های آیدان
22:53هاو آریو؟
22:54حسابی پیشرفت کردیو
22:56آره
22:57خوبه زبانتم خوب شده
23:00اگه دیگه جلوی همه به من نگی عشقم
23:03خیلی ممنون میشم
23:05یکم این که
23:06پیش خبرنگارها اینجوری نگی عالی میشه
23:08دارم سعی میکنم موضوع رو کنترول کنم
23:11اینطوریه؟
23:11آره
23:11حتما اون سرکن بولت مشهور دنیا دیده
23:14میتونه حدس بزنه
23:15اگه بفهمان حافظش رو از دست دیده چیا میشه
23:17همه این مشتری ها یکی یکی پر میکشم
23:20یعنی تو الان فکر شرکت من یا فرین؟
23:22به فکر شرکتم هستم آره
23:24یادت نره من شریک این شرکتم
23:27اینو باید حتما یادت بیاد
23:29شرکت منم
23:30کجا موند این کلیتس هست؟
23:36گفت میام اما هنوز پیداش نیست
23:39خب بیاد دیگه سلین مگه داریم بازی میکنیم
23:42من برم یه چیزی پیدا کنم
23:45لطفاً لطفاً
23:46اصلا وقت نداری
23:47من باید برم جلسه دارم
23:49باید برم اتفاً
23:50میتونی جلسه تو بندازی آقاً
23:52جلسه ای مهمیه
23:53اینگر خود تو حالا جلسه ای مهم نداشتی
23:55یاده دره که تو نبوده
23:56تو من این شرکت رو مدیریت کردم
23:57آه معلومه
23:58معلوم از این ارغام کاملاً پیداست که مدیریت کردی
24:01ببخشی دا ولی شرکت در شروف ورشکست شدنه
24:04از خدا رو شکم ورشکسته نشده
24:06میگم یه چلسه ای مهم دارم باید برم
24:08مربوط به شرکته؟
24:10آره
24:10میتونی اقعب بندازم
24:11نمیتونم اقعب بندازم
24:12من دیگه اومدم من جلسه ها رو حل میکنم
24:14نمیتونم اقعب بندازم
24:15پلین خانم شب داره بیره خارج از کشور نمیتونم
24:18همون پلینی که میشنسیم نیست درسته؟
24:20آره همونه دارم یه قرارداد مهم میبند
24:23تو داری یه قرارداد مهم به سرانجام میرسونی
24:25واقعا دیگه دارم دیوونه میشم
24:27نه من خودم زنگ میزنم به پلین خانم جلسه رو همه هنگ میکنم
24:31من و پلین خانم از قدیما با همه آشنا هستیم
24:33من میتونم درستش کنم
24:34نگره نباش
24:35معلومه که یادمه
24:36مثل اینکه تو چندین کار با پلین خانم همکاری کردیم
24:39اگر هم در مورد گل فروشی جلسه ای داری
24:41بفرما برا
24:42میتونی این گل هارم ببر
24:44من مجبور به هیچ کاری نیستم
24:47باید اینو بفهمی
24:48اگر منو میشنسی که گویا میشنسی
24:49باید بریم همین الان باید بریم
24:51من هیچ جا نمیاد
24:53هیچی نمیگی
24:54تو کارم دخالت نمی کنی چون کار کار منه
24:56تو
24:57تو واقعا منو نمیشنسی
25:00به نظرم تو هم دوچار فراموشی شدی
25:02اگر منو میشنقدی خیلی خوب میدونستی
25:04که این کار را نمی کنم
25:05پس من منتظر میمونم کلیتساز
25:08میاد خانوم ادا
25:09اینقدر فخ نداریم یالا
25:11یالا
25:12نمیام
25:14یعنی من کار را محصص بدم
25:15اصلا ما هم نیست
25:16باید بریم همین الان
25:17همچین چیزی ممکن نیست
25:18اگه ممکن نبود من الان با این وضعیت میرفتم چل اصلا
25:21ادا خانوم میشه لطفاً بشینین
25:23باید بلنشی
25:24پا نمیشم
25:26پا نمیشم
25:27باشه پس
25:29کار کنسلی
25:30کار کنسل نیست
25:31چشمت روشنهای دنجون نمیدونم کار شانسه یا سرنوش
25:35خیلی خوب شد
25:36گرچه
25:37یه چیزایی رو به یاد نمیاره اما
25:39خوب
25:41تو قلبم احساس میکنم
25:43کوار دل مادره
25:46داره ایتالیایی حرف میزنی
25:49براو
25:49قلب مادره دیگه آی فرجون
25:52نه نه میفهمم
25:54یعنی سعی میکنم درکت کنم
25:56اگرچه دارو هم
25:58یادش نمیاد
25:59آره اما حافظش برمیگرده
26:02اینو باور داریم
26:03ایدارم یادش میاد
26:05دقیقا نظر منم همینه
26:06پاسینسا
26:07سبر
26:09یه اصلاح قدیمی ایتالیایی میگه
26:11امپراتوری روم
26:13یه روزه تحسیص نشده
26:14ساخته
26:15ساخته
26:15نکن دیگه
26:17ببین الکس چه حرف خوبی زد
26:19یعنی خوب رومم که یه روزه ساخته نشده
26:22مگه نه
26:22این کار سبر میخواد
26:24مگه نه دنیس جون
26:25البته البته
26:26فقط به کم زمان نیاز داره
26:28آره
26:29اما
26:30اگه یه دوره ای باشه که به ادا
26:32خیلی سخت بگذره
26:34یعنی
26:34آیدان جون
26:36میفهمی که چی میگم
26:38میگم فردا با کی میخواییم بیاییم مهمونی
26:49من به همراه تنهایی مردم جون
26:53خوشحالی
26:54شوخی عالی بود ولی متاسفانه وزیعت غمناکیه
26:57تو چی لیلا؟
26:59خب منم با تاکسی میرم مردم
27:00حالا اینگار خودش با کی میخواد بره
27:03از اونجایی که من از فیفی جدا شدم
27:08میتونم به ایکی از دوست دخترام که توی مخاطبینم سیف کردم زنگ بزنم
27:12آها
27:12که گفتی دوست دختر
27:14از مخاطبین
27:15حالا به کدومشو میخوایی بگی بیان
27:17چون خیلی زیادن دوست دختر خیالی یک یا دو
27:20اینو یا جا یاد داشت کن
27:23خیلی خوب بود
27:24ببخشی دردم
27:27با دختری که تو
27:28کلاس اسپانیایی باشاش نشدم
27:31به اون میگم که با هم بیاد
27:33ببین میدونی از کجا معلومه دروق میگه
27:35اردم
27:37اگه یکی اسپانیایی باشه
27:40چرا باید بره کلاس زوان اسپانیایی هم
27:43آره
27:47واقعا به خاطر چی میاد
27:52چون به خاطر چیزه میره
27:54دقیقا به خاطر این میره
27:56خب این دختره
27:58بند خدا اینجا زندگی میکنه
28:01ولی باباش
28:02اسپانیاییه
28:03مامانش هم ترکه
28:05متوجه شدید دیگه
28:06به خاطر اینکه زبون باباشو یاد بگیره
28:08اومده کلاس اسپانیایی
28:10کار خدا رو ببینه
28:12دقیقا
28:12دقیقا
28:13حالیه
28:13بیا من میخوام یه چیزی بهت بگم
28:16یه روز یه دختر اسپانیایی
28:18همروه با یه عدد اردم
28:20با هم میرن نهمونی
28:22بعدش
28:24خیلی خنده داری
28:25ایتالیایی هم هست
28:27پس چی؟
28:28ایتالیایی هم هست
28:28اما وقتی بیاد میفهمی
28:30میشه یکم تون تر بری؟
28:34نمیفهمم چرا با ماشین من نرفتیم
28:38دلم خواست
28:39دلت خواست
28:40چی کار میکنی موازب باش؟
28:47انگار سرت ضربه خورده رانندگیتم یادت رفته
28:50نه رانندگی رو خیلی خوب بلدم
28:51اما مشکل اینه که چیزیه که سوارشیم
28:54این اصلا ماشین نیست
28:55بهش ماشین نگو
28:56یه اسمی داره دایی
28:58دایی آه دایی
29:00عمود که؟
29:01اوتوبوس؟
29:02آیی سر ضربه خورده دیگه شوخی کردنم بلد نیستی
29:05یکم تونتر برو گاز بده
29:08یک کاری بکنم
29:08خوندارم چیکار بکنم دارم گاز میدم
29:10ولی این دایی نمیخواد حرکت کنه
29:12نمیخواد نمیخواد
29:14رانندگی بلد بودی میشد
29:15چرا من دستمندو به اون یکی دستت نزدم
29:18دفع قبل قشنگ خودم رانندگی کرده بودم
29:20ببخشی دفع قبل
29:23دفع قبل یعنی ما قبلن اینا تجربه کردیم
29:27البته خوب الان برای تو هیچ معنای نداره
29:29چه خوب که معنای نداره
29:31چون نمیخواد همچین چیز مسخر و آب روبری برا معنا داشته باشه
29:35نمیتونی به هرچی که تجربه کردیم بگی مسخره
29:37جدی؟ پس این چیه؟ این مسخر بازی چیه ها؟
29:45گمونم گوشید داره زنگ میخوره
29:48بله لیلا
29:51آره
29:53چی؟
29:55لیلا چرا قبلن خبردار نشدیم؟
29:59باشه
30:00باشه داریم یه
30:01چی شده؟
30:04باید برگردیم شرکت
30:06چرا؟
30:07پلین خانیم برای چلسه اومده شرکت
30:09فکر کنم یه اشتباهی شده
30:11آفرین آفرین
30:13واقعا باور کردنی میز فکر کنم
30:15این دو ماه آخر با سوه تفاهم شرکتم رو مدیریت کردی
30:18آفرین واقعا آفرین
30:20شنیده
30:22ها؟
30:24بهشاربت
30:26بخشه کنم موفقیت؟
30:27موفقیت سوه تفاهمه رو
30:30باور نکردنیه
30:32بگذاریم
30:34یکم از پروژه حرف بسنیم
30:36حالا که یه کاری هست
30:37چیه؟
30:37و تو کدوم مرحله هستید؟
30:39تعریف کن تا بتونیم این پروژه رو بگیریم
30:41با تو هم
30:42با تو هم
30:43با تو هم
30:45شنیده
30:46خب پس میشه بگی
30:48میگی
30:51نمیگی
30:53راژیو رو روشن کنم
30:55راژیو رو روشن کنیم خیلی حرفه
30:57خیلی حرفه
30:58باور کردنی نیست
30:59باور کردنی نیست
31:01پس من با اجازتون میرم
31:05در مورد سفارشت آیدان خانم
31:07یه مقدار کار دارم
31:08خیلی ممنونم دنیز جان
31:10دیکه خیالم اونقد راحته که
31:12کاملا رو کارای انجاما تمرکز کردن
31:14خواهش میکنم این چه حرفی راحت باشید
31:16ممنون دنیز جان
31:18شما
31:22بعد از کار ریستوران
31:25بازم هم رو میبینید
31:26یه رابطه اجتماعی هم داشت
31:28من خبر نداشت
31:29نمیبینیم
31:30اپک انچه ودیه
31:35چرا نمیبینیم
31:36البته که بازی وقت هم رو میبینیم
31:38ای بابا الیکس تو هم همش
31:41همش تو ریستورانی
31:43سه روز در هفته
31:44خب منم خسته میشم دیگه
31:46تو هم همش میخوای کاراتو انجام بدی
31:48ای بابا
31:49خب خیلی سرش شلوقه
31:51سه روز هفته هم زیاده
31:52بالاخره اونم کار و زندگی داره
31:54نظرتون چیه هفته یه روز باشه
31:56دوتا تونم راحت دارید
31:57نمیشه
31:59من اصلا بدون آیفر نمیتونم
32:03البته خب تو ریستوران
32:05بدون اون غیر ممکنه
32:06الیکس ما که به توافق رسیده بودیم
32:09در موردش حرف زدیم
32:11تو قوانین رومی شرائطش چیه
32:13یعنی خب وقتی قرار داد فسخ میشه
32:16یعنی زنی بیچارم یکم استراحت کنه دیگه
32:18آیفرم آدم پرمشقلهیه
32:20خیلی خب بگذاریم
32:22راننده منتظر منه
32:23الیکس میخوای تورم برسینیم تو مسیرمونه ها
32:27آیدن ممنونم
32:29ولی میخوایم در مورد یه چیزی با آیفر مشفرت کنم
32:32در مورد این مبلمان حتیق جاد
32:34آکه اینطور
32:35باشه
32:36خونه تو هم که نزدیک نیازی نیست برسنیم
32:39نه منم الان دارم
32:40ولی زیاد خستش نکن هفته یه روز
32:42اونو ما خودمون حلش میکنیم چند روز باشه
32:44سلین میشه یه کاری بکنی؟
32:49اردم
32:49اردم
32:50یه چیزی پیدا کن اینو باز کن
32:52اردم اینو باز کن بازش کن
32:54فکر کنم دارم میان بین بحثتون
32:56ولی الان پلین خانوم یه کم عجله دارن
32:58به خاطر اینکه در مورد مکان جلسه
33:00یه سوی تفاهمی پیش اومده
33:01یه کم عصبانی هستن
33:02باشه به پلین خانوم بگو که
33:04رابیو فخت نداریم
33:05کنسلش میکنم
33:06من تو این وضیعت نمیدم توی جلسه
33:08قبل الانم این کارو کردی عزیزم
33:09الان یادت نیست
33:10با این وضیعت جلسم داشتیم
33:11کار خدایشتی یادم نمیاد
33:12همچین کار مزخرافی انجابه در
33:13ساکیت رو کمرا ما بگیر
33:14باگی کمرا ما بگیر
33:15فهمیدم فهمیدم
33:18خیلی خوب فهمیدم چی میخوایی
33:19ولی خب اینو واسه فردا میخوای دیگه
33:21آره تنیست خودشه
33:22فردا پیرین میخواد تو پارتی منو سپرایز کنه
33:24میگه که میخواییم بچه دار بشین
33:25منم اینطوری سپرایزش میکنم
33:27و قدومو بهش میتنم
33:28خوبه خوبه من به هر قیمتی شده
33:29اینو واسه فردا اماده میکنم
33:31اصلا نگران نباش
33:31داداش خیلی مردی ممنونه
33:33مثل توان فردا برگر پارتی سرکان میانی؟
33:37انگین
33:37منو سرکان اصلا با هم عاشنا نشدیم
33:41داداش از ایکیپ ما که همه رو میشتصید
33:43دا اینم که کلا هم مللگتون
33:45با سرکانم اتمن با ید عاشنا بشین
33:47مرد خوبیه بلی علیانه
33:48یه کچون رو عجیبه
33:49أهونا أعرف أعرف أنه يتجد
33:53بسرح جرح ببنى كيف يتجد
33:55بسرح جرح جرح
34:01اصرار مي کنم
34:03بهم بيگم كيف بهم
34:05شش
34:06همچناكيسي نيست
34:07يعني كيف همچناكيسي نيست
34:08وله ايه ايه بل ايه بهم بگم كيف نميشه
34:11من به دختره با يه
34:13لحن مناسب يميگم
34:14يعني
34:15تو اصلا هيتشي نکن
34:16های فرد منظورت از لحن مناسب من هیچی نفهمیدم
34:20همچین چیزی نیست دخترها رو میشونم جلوم
34:23آروم آروم با یه لحن مناسب
34:25یعنی آروم آروم میگم بهشون دیگه خب
34:28كواندو كواندو كواندو كي
34:31خب كواندو امشب نگم امشب
34:35امشب دیگه كواندو
34:37ببین
34:38الان خیالم راحت شد
34:40باشه
34:41پس
34:42الان با اجازت
34:44میرم سر کار عشقم
34:47بهمیگه عشقم
34:48آماره آماره آماره
34:55دنیز قهفه نداری؟
34:59همین الان آخرین قهفه رو واسق خودم نیختم
35:01ولی اگه بخوایی زود دمش میکنم
35:03خوب میشه
35:04باشه
35:05اینا دیگه چیه؟ نکنه میخوایی بری کم
35:07من خوب
35:08درسته میخواستم برم کمف ولی
35:14لحظه آخری یک کاری پیش اومد خوب منم کنسلش کردم
35:17خوبه
35:18آره چیزه فکر کنم بهتر اینا را جمعشون کنم
35:21باشه
35:22چطر نجات من گیر کرد به چطر دختره و اینطوری گفل شد
35:26واقعا دستانه باور نکردنیه خوب
35:29آره بابا اینطوری با هم آشنا شدیم
35:32باور نکردنیه
35:32آره
35:33کار خداست دیگه
35:34آخه انقدم دیگه نمیشه
35:35انقدم نمیشه که آدم گفل بیاد
35:38چجوری میتونه تا این حد چیز بگه
35:41آره آره
35:41چی شده؟
35:44این از انگلستان برای یه فیلم اینترنتی پیشنات گرفته
35:49رفته لندن کار خدا رو ببین تو رو خدا
35:52آه این دیگه
35:53آه این دیگه برای که سره این بچه
35:54این سره هیشگی نه این بده نمیشه
35:56یه لحظه
35:57الان اینجا باید یه کم جدی باشیم
35:59هردم
36:02تو عقل تو از دست دادی
36:05تو دیوونه شدی
36:07تو اصلا حالت خوب نیست
36:09ما به عنوان دوستات ازت حمایت میکنیم باشه
36:13در اصل میتونه
36:15خودشو بکشه بخلاس شه
36:16نه ما به عنوان دوستش بهش کمک میکنیم
36:19پس تو کمک کن
36:20من نباشم هم میشه
36:22باشه
36:23خوب
36:30حیفه
36:34همونطور که تو ارائه اولیه براتون مشخص کردم
36:38وقتی من و ایکیپم داشتیم پروشه رو برسیمی کردیم
36:42اگه میخوایی من به احده بگیرم
36:44هرچی باشه یه دوستی قدیمی با پلین خانم داریم
36:48خوب پلین خانم تا جایی که شنیدم
36:52البته یکم هم به برگه ها نگاه کردم
36:55توی قبرس
36:56آقا سرکان
36:56اگه بخوام واقعیتش رو بگم
36:59شرک من تو این پروژه اداست
37:01درزم تا وقتی شما بیایید ما با هم خیلی آشنا شدیم
37:05یعنی نمیخوام در مورد اون ناحقی کنم
37:08ولی خوب معلومه که ترجیم میدم قبل از اینکه تصمیم نهایی رو بگیرم
37:13همه با هم رو در رو حرف بزنیم
37:15خوب البته که نظر شما هم تو این پروژه برای من خیلی مهمه
37:19آره ولی خوب وقتی موضوع پروژه بند قایق باشه
37:26آقا سرکان
37:27بعدن هم میتونیم با کمال مل با شما صحبت کنیم
37:31ولی الان خواهش میکنم که به حرفای ادا گوش کنیم
37:35البته ادا خانم
37:37همونطور که قبلن بهتون گفتم من نمیخوام از اینجا فقط به عنوان بندر قایقه استفاده کنم
37:42یعنی به نظر من باید مرکز زندگی باشه
37:46یعنی کافه رستوران
37:48بارک بچه ها
37:49سینمای روباز
37:51فضای سبز
37:53در واقع منم دقیقا مثل شما فکر میکنم ولی
37:57این پروژه حزینش خیلی زیاد میشه
38:00و فکر کنم که تاریخ تحویل پروژه رو هم خیلی عقب میدازه
38:05دقیقا چارده هفته طول میکشه ولی پروژه رو ارزشمنتر میکنه
38:11البته خب زمان بیشتر و پول بیشتر
38:15یکم تصمیم سختیه
38:18آره آره سخته سخته واقعا
38:22سخته
38:24ولی از اونجای که از شرکت های قبلیمون یادم هست
38:29آقا سرکان خیلی آدم قانون مند و حساسیه
38:32یعنی آقا سرکان میتونم بگم که وجود شما تو این پروژه خیلی به ما اطمینام میده
38:37یعنی خالص این که ما منظورمون همون خیلی خوب میفهمیمه
38:41بله جزئیات کچیک و تفاوت های بزرگ
38:45دقیقا همینطوره جزئیات کچیک و تفاوت های بزرگ
38:49بهتر این راه اینه که من فردا پروژه رو به شما ارائه بدم
38:53در واقع اداجون اصلا هیچ نیازی نیست
38:56هر جور که تو بخوای همونجوری میشه
38:58یعنی قبوله
39:01ممنونم
39:05بعد از تصادف یکم دستم مشکل داره
39:10پس
39:14به امید دیدار
39:17ممنونم
39:19ممنونم
39:19بهت گفته بودم پروژه رو میگیرم
39:23بگذاریم به خاطر این که به من اعتماد داشت
39:28به من اعتماد داشت
39:30حتما گوش نکردی
39:31آه چیون
39:33چیکار میکنی
39:37من نبستم
39:40اشتام
39:46ببین من امروز چیکار کردم
39:48چیکار کردی
39:49رفتم با سر بسال ارگانیک
39:51برایت توت سیاه خریدم
39:53فرشندش گفت خیلی خوبه گفت که این خونساز گفت
39:56از این کاشوک کاشوک بخوره
39:58تو هم گیر دادی به سالم بودن دیگه
40:00اینطوری نگو اسیسم اینطوری نگو
40:02یلا باز کن درنه تو ببینم باز کن باز کن باز کن
40:04هوا پیم آمد اومد اومد اومد
40:06آفرین
40:07چطوره
40:08زود چیزی از کردی
40:10نوش چونشکن
40:13ببین من اینو میسرم اینجا هر بخت یادت افتاد
40:15تو اینو کاشوک کاشوک بخور باشه
40:17یعنی یدت نره
40:19دیگه چی میخوایی از من چیکار کنم برد
40:20چطوری
40:21مثلا ازت چی بخوام
40:24نمیدونم خب
40:25یه چیزک گیر ممکن اصبا بخوام
40:28گیر ممکن مثلا مثل گوجه سبز
40:30اصبا گوجه سبز بخوام
40:33گوجه سبز
40:34اره اینطوری گوجه سبز خوشماس داره میخوریشو
40:37یک آسم میگیری ازش اینطوری
40:39اینطوری هم آبش از لب و لوچت
40:42میریز پایین سرخ سرخ ترشمس دلت میخواید
40:46خواستم
40:47دلم خیلی خواست
40:48به خدا دلم گوجه سبز خواست
40:50باشی اسیزم منم همین الان میرم
40:51از هر کجا که شده
40:52اون گوجه سبز رو پیدا میکنم و میارم برد
40:54باشه ولی خوب تو چرا اینجوری میکنی
40:56که من وسط زمسون دلم گوجه سبز بخواد
40:58اونم اینجوری یه هایی
41:00استراحت کنش کم
41:01هی بابا
41:02من امروز خیلی خوردم آم
41:05ذهنم رو درگیر خودش کرد
41:09هزینه رو پرداخت میکنن خیلی ممنون
41:11خواهش میکنن
41:16این قسم خورده نبود
41:18این دیگه یعنی چی؟
41:21اون قبلیه گفت قسم خوردم و باز نگرد
41:24این باز کرد
41:26البته خوب تو اینم یادت نمیاد
41:29خوبه که یادم نمیاد
41:31اصلا هم دلم نمیخواد توحافظم همچین چیز مزخفی باشه
41:34آره ادامه رو دیگه درگیره چنین چیزهایی نکن
41:36به لطفتو کل برنامه امروز عوض شد
41:39تو چی داری میکی؟
41:41تو نمیتونی با من اینجوری حرف بزنی؟
41:43سلین
41:44اگه میخوای کشش ندیم
41:46نه کشش بدیم
41:47به نظرم دیگه باید دوتایی با هم حرف بزنیم
41:51من دارم میرم
41:52اینم میبرم تو دیگه همچین کاری نکنی
41:56باشه نمی کنم
41:58خوب درباره چی میخواستی حرف بزنی؟
42:01چقدر به خودت اعتماد داری؟
42:03وقتی حافظه سرکان برگرده چی میشه؟
42:06وقتی همه چی رو یادش بیاد چی کار میکنی؟
42:08ادا تو دیگه الان تو ذهن سرکان نیستی، اینو قبول کن
42:12یادش میاد سلین، یادش میاد
42:16حتما متوجه نشدی، بذار اینجوری بهت بگم
42:20الان تو ذهن سرکان تو نیستی، تو الان برای سرکان یه قریبه ای
42:25ممکنه تو گذشتش بوده باشی، ولی نمیدونم تو آیندشم خواهی بود یا نه
42:30پس سرکان یه بار آشق من شد، یه بار دیگه هم میشه
42:35من الان فکر میکنم سرکان حتی نمیخواد تا رو ببینه
42:39نمیدونم به سرکان چی گفتی، یا در مورد من چی تعریف کردی
42:44ولی وقتی همه چی روشان شد و سرکان همه چی یادش اومد، خیلی کنجکافم ببینم چی کار میخوای بکنی
42:51ادا، من هیچ چی به سرکان نگفتم، فقط یه آینه گرفتم جلوش، کاری کردم اشتباهاتشو متوجه بشه
42:59تو نمیتونی به عشق ما بگی اشتباه
43:02کدوم عشق؟ من نمیتونم عشقی ببینم، تو آمینو قبول کنی خوب میشه
43:08حتی یه گرم هم لیاقت سرکانه نداری
43:12من یه بار دیگه سرکان رو از دست نمیدم
43:31اردم، هر کاری دستتر رو بلد کن و خوب بهم گوش کن
43:35اردم، دارم بهت میگم که کاراتو بلد کن و به من گوش بده
43:41آقا اینگین، الان یه مشغول کارای شرکت بودم بلد میکردم، ولی الان دارم به یه کار شخصی رسیده گیم
43:47مسئله شخصی
43:48بله
43:49البته خوب تکثیر خودمت
43:51حق با توه؟
43:52آقا تو روچه به کار و زندگی دلگت جان
43:55بله، بفرمایی، تموم شده
43:57اردم، اساس میخوام که برام گوجه سبز بخری
44:00گوجه سبز از بهترینش
44:02گوجه سبز؟
44:03هره، گوجه سبز
44:08گوجه سبز سخته، مشکله
44:10از لحاظ فصلی، فصلش نیست
44:13ببین، انار ساوه بخرم، انار ساوه خیلی خوبه
44:16گوجه سبز میخوام، مردم، گوجه سبز میخوام
44:19من گوجه سبز میخوام، برو بیرون از یه چهی پیدا کن بکر برام بیار اردم، ای بابا
44:24آقا اینگین
44:26یه سواله میخوام بپرسم
44:28ولی از جوابش خیلی میترسم
44:30نکنه حامله ای
44:34آروم باش
44:39بیرین
44:40چه؟ دهانیتون ببنده، دهانیتون ببنده، دهانیتون ببنده
44:43ببین؟
44:44یعنی چی؟
44:46باشه، ولی ببین، هیچکس خبر نداره
44:49ها؟ هردم تو هم نمیدونی ها؟ حتی من هم نمیتونم
44:52پرلخانوم میدونه؟
44:53نمیتونم ولی، تو باسم نگوکه، میتونی من میدونم و دارم فین باز میکنم که نمیدونم، باشه هردم باشه؟ خوب؟
44:59باشه هرتم باشه؟ خب؟
45:00باشه آره البته البته خب آره خب عزیزم
45:03همونطور که حد زده بودم
45:05من در واقع این که نمیدونم شما میدونید یا نه
45:08اگه بهش میگفتم که نمیدونم که نمیدونید
45:11ولی میدونم که نمیدونی شما
45:13من میدونم ولی تو نمیدونی خب
45:15های خیلی خوبه دیگه من میدونم
45:17آره حمله است
Be the first to comment