Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım
Transcript
03:45بزيشك
09:13شكرا في القناة
10:13شكرا
11:19شكرا
11:25من به خدا همچیکاری نکردم پیری
11:27حتا بهش فكرا
11:33شكرا
11:39شكرا
11:45شكرا
11:51شكرا
11:57شكرا
11:59شكرا
12:01شكرا
12:09شكرا
12:15شكرا
12:17شكرا
12:23شكرا
12:25شكرا
12:27شكرا
12:29شكرا
12:39شكرا
12:41شكرا
12:43شكرا
12:53شكرا
12:55شكرا
13:05شكرا
13:07شكرا
13:09شكرا
13:11شكرا
13:15شكرا
13:17شكرا
13:19شكرا
13:21شكرا
13:23شكرا
13:25شكرا
13:27شكرا
13:29شكرا
13:31شكرا
13:33شكرا
13:35شكرا
13:37شكرا
13:39شكرا
13:41شكرا
13:43شكرا
13:45شكرا
13:47شكرا
13:49شكرا
13:51شكرا
13:53شكرا
13:55از این به بعد نخمو میشم
13:57و هیچ کس سلام و احبال پرسیم نمی کنم
14:00تا برای یه کسی سوء تفاهم نشه
14:01اره سوء تفاهم نشه
14:02این چیه؟
14:03اما میکار میکنم
14:05هه کار نمیکنی کار نمیکنی
14:07آره اعتمالا به نهار میرسم
14:09باشه
14:11باشه میبینم بهت خبر میدم بهت
14:14میبینم بهت
14:15ادا کمکت کنم
14:17نه خودم حلش کنم
14:18نه نمیتونی حل کنی
14:19سر میکنم برش دارم
14:20بده به من
14:21ب entrance
14:22بره کنر
14:23بره کنر
14:24بره کنر
14:25بره کنر
14:25بره بالش کن
14:26آه
14:27مصنقا
14:27آه
14:28آه حقانم چه؟
14:29آه
14:29چهه؟
14:30بیا بیا بیا بالکن
14:34بیا بالکن من حلش میکنم
14:37مصنقا تو نمیفهمی
14:39کاملا میفهمم
14:41من حلش میکنم خودم
14:44ربه اجازه بده؟
14:45آقا اجازه بده؟
14:46ها با بالکن، بالکن
14:48ایی خودش میکنم
14:51لا يوجد غير البشر
14:52تم از الهجق دیگه اے بابا
14:53صحكام اینجا چه خبره؟
14:54اوح
14:55تو اینجا چه کار میکنم؟
14:56مهم گیر کردیم
14:57مهاش گیر کردیم
14:58چطوری مهاش تو کتل تو گیر کرده؟
14:59مهاش گیر کرده؟
15:00چطوری ممکنه گیر کنه آخر؟
15:01جلال هم بود مهاش گیر؟
15:02مهاش گیر؟
15:03آره من یکاری کردم گیر کنم
15:04امروقاً سلم
15:05بذار من کمک ات کلمه
15:07داریم حلش میکنیم
15:08. . . . . . . . . . . . .. . . . .ة
15:38او بچه ها آروم باشید ناسلامتی توی شرکت ایمان
15:51آره واقعا ما توی شرکت ایم دو ماه توی شرکت نیستیم اصلا
15:55باشه زلین آروم باش
15:56شكرا نشده آروم باش
15:58رسمت برای این که عذیت بشم موامو کشید
16:04از قصد این کارو کرد
16:06درسته دقیقا نمدی بوده
16:07وقتی شما دو طور کنر هم دیده دیوونه شدیم
16:10به نظرم ایده جان اهمیت نده
16:12مگه بچه بودی کم مواتو کشیدن
16:14خب این طبیعی دیگه
16:15کارایی که بچه بودم میکردم و باهاش بکنم
16:17اگه میخوای کمک اطفی کنم
16:18بست دیگه اینقدر چرا نگین بابا
16:21واقعا رفتارش بچهگانه است
16:23مگه چند سلشه چرا میاد مواتو میکشه آخه
16:26بابا دارم بهتون میگم بیکارست
16:28بگه چرا درکش نمیکنیم
16:30بچه اومد
16:32ما میریم داخلیت ادا
16:33بله باشه
16:35ببین
16:36از طرف سلین
16:40مذرت میخوام
16:41اصلا لازم نبود مواتو بکشه
16:44ولی نترس
16:45با مامان و باباش حرف زدم
16:47تنبیهش میکنن
16:49یه روز به خاطر کارای سلین مذرت میخوای
16:54ولی اون روز امروز نیست
16:56از کدوم روز حرف میزنی؟
16:59وقتی اون روز برسه میفهمی
17:00آشه
17:02خوبی یعنی خیلی دردت نیمد
17:04به نظر تو
17:06به نظر من
17:08یه موفر کردن خیلی ازیتت نمیکنه
17:11چه خوب
17:12کم کم منو یادت میاد
17:13بازم متاسفم
17:17چیزی دیگه ای هست که بخوایی بگی؟
17:20نه
17:20خوبه پس
17:22با اجازت
17:23چیزی برای گفتن ندارن
17:34ای بابا واقعا که از درست کم
17:38باشه بابا مگه چی گفتم پرسیدم این به درد میخوری یا نم
17:40همه یه مردمی زنه رو تعیید میکنن
17:42البته که به درد میخوره
17:44آها
17:45سرکان رو برای قضا دوت میکنیم خونه ما
17:48قضای منم که دوست داره
17:50که که عشقم میدیم میخوره
17:51آه آی فرمه که الان سرکان برای شام میاد خونه شما
17:55مگه اونجا میمونه
17:56باید دنباله یه چیز دیگه باشیم
17:58چیزی که از شنیدن شفتشون هم فوری بیان
18:01خب چی کار کنیم که اینا فوری بیان؟
18:03آها
18:04یه فکری به ذهنم رسید
18:07اینشالا که نمیگید باید چیزایی بزنیم تو سرشون رو قش کنم
18:09نه بابا انگار واقعا یه فکری داره
18:11دیگه این دنباله باید
18:14حتما یه چیزی خیلی که دیده کم
18:15ببینم خوبی؟
18:22خیلی برات مهمه که خوب باشم یا نه؟
18:24آره برام مهمه
18:25دیروز که طرف ادا بودی
18:27سعی میکردم آدلانه رفتار کنم
18:29تو توی هر شرایطی هرچی که باشه
18:31سعی میکنی آدلانه رفتار کنی
18:33آره
18:33اونایی که ناحقی میکنن باید مجازات بشن
18:37اونام که حق دارن باید برنده بشن
18:38میدونم سلیقیتونی سالی کار درسته
18:40چرا منم آدم آدلی هستم
18:42ای خدا
18:43ببین سیلین تو در مورد این قضیه یکم فکر کن
18:46یعنی ادالت و آدل بودن
18:48یکم فکر کن براش وقت بذار از ذنت کار بکش
18:51کاش تو هم انقدر تو کار آدم را دخالت نکنی
18:56الان ما کدوم یکی از این رو برای خودمون درست میکنیم
19:00کدومش هم برای آقا سرکانینا
19:02اویی کم بار بهت بگم این
19:03بخصوص بچه ها این یکی هم که که معمولیه باشه
19:07باشه
19:07یعنی اگه اینا هم به درد نخوره
19:10باید با یه چیزی بزنیم تو سرشون که قش کنن
19:13یه جا زندیان نشون کنیم
19:14تا وقتی هم که آشنا کردن در نایید
19:15باره دیگه شما قشنگ آدد کردی
19:17دوست داری مردم رو بزنی
19:18چه قضاوت همه چیه فراموش کردین شما
19:20آی کو فراموش کردن
19:22یه ساکه پول به خاطره الیکس رفت
19:24و انجامن خیریه ها یادت رفت
19:26بابا الان الیکس رو ویل کن
19:27چیزی که اینجا مهمه آینده بچه ها مونه
19:30سیفی زود با شون چیزهایی که از عطاری گرفتیم
19:34و به اینا اضافه کن
19:35باشه
19:35آه
19:36یکم به چشم ببین مزهش چطوره
19:39خیلی خوبه
19:43بیا اینم بریز توش
19:44آه
19:45چی کار کردی؟
19:47سیفی معلومه چی کار میکنی؟
19:49بچه ها مسموم میشن آخه
19:51بابا هممون خیلی مسترب شدیم
19:52بگه بد میشه هممون یکم آرامش داشته باشیم
19:55خب یه شب خوب داشته باشیم دیگه
19:57شما سر قضیه الیکس خیلی مسترب شدید
19:59یکم به من اعتماد کنید
20:00من به تو اعتماد دارم
20:02به اون زنی که صفیه اعتماد ندارم
20:04هرچی پیدا کرده بود پر کرد
20:06به اون زنی که بهش میگی دیوونه میدونی چند سالشه؟
20:08چند؟
20:09نه بعد سالشه
20:10نه بابا
20:11خب از هم این چیزها میخوره دیگه
20:12همیشه جوه مونده مثل مومیایی
20:14پس یه مش دیگه بریزیم
20:15آیدان
20:16ها اینم بگیر
20:17شش
20:18بابا الان ریل کنید
20:19این صفیه مفیه رو
20:21من قبل از این که ادابیات باید خونه باشم
20:24صحیفی تو برو اون فر رو روشن کن
20:25باشه
20:26زود باش سریتر
20:27یکم دیگه از این بریزیم
20:29فر روشنه
20:30چی؟
20:31بریز آیدان
20:34هرشی دلت میخواد از اون بریز بریز
20:36خوشگلتر دیده بشه
20:37بنیه ما خوبه
20:39برای ما یکم بیشتر بریز باشه
20:40آره آره خوبه
20:42حالا که زنه نبود سالشه و سی ساله نشون میده
20:44واقعا خوب
20:45البته بابا گیاهیه چی میخواد بشه مگه
21:01موسیقی
21:31موسیقی
22:01موسیقی
22:31موسیقی
22:33موسیقی
22:35موسیقی
22:37موسیقی
22:39موسیقی
22:41موسیقی
22:43موسیقی
22:45موسیقی
22:47موسیقی
22:51موسیقی
22:53موسیقی
22:55موسیقی
22:57موسیقی
22:59موسیقی
23:01موسیقی
23:03موسیقی
23:05موسیقی
32:15شكرا
32:17شكرا
32:19شكرا
32:49شكرا
33:19شكرا
33:21شكرا
33:23شكرا
33:25شكرا
33:27شكرا
33:29شكرا
33:31شكرا
33:33شكرا
35:05شكرا
35:07شكرا
35:09شكرا
35:11شكرا
35:13شكرا
35:15شكرا
35:17شكرا
35:19شكرا
35:21شكرا
35:23شكرا
35:25شكرا
35:27شكرا
35:29شكرا
35:31شكرا
35:33شكرا
35:35شكرا
35:37شكرا
35:39شكرا
35:41شكرا
35:43شكرا
35:45شكرا
35:47شكرا
35:49شكرا
35:51شكرا
35:53شكرا
35:55شكرا
35:57شكرا
35:59شكرا
36:01شكرا
36:03شكرا
36:05شكرا
36:07هل تعلمت بحث من حرف شده؟
36:09هل تعلمت سر موضوع خودمون ماما؟
36:12هل تعلمت بشي شده؟
36:13هل تعلمت بشي شده؟
36:14هل تعلمت بشي خوب واسه خودت بيرون ميرفتی و ميگشتی؟
36:16نمیدونم، احساس کردم واسه یه کسی هم مياد نهرم
36:19شطور مهم نیستی؟ مامان همه به دهمیت میدن، این چه حرفیه میزنی؟
36:23آره
36:24اما تو اصلا بهم توجه نمی‌کنی
36:26ببین حتی کیکی هم که درست کردم نمیخوری
36:29کیک دوست ندارم، کی دیدی من کیک بخورم
36:32بین خوشمزدگی، همه داریم میخوری
36:35چرا این بچه به من اصلا همیت نمیده؟
36:38چرا واقعا؟
36:39باشه باشه میخورم، اما میخورم، بیا بیا ببین
36:42دارم میخورم، خیلی هم خوشمزدست، حله بیا
36:45چایی هم بخورم
36:46چایی نمیخورم، نمیتونم چایی بخورم
36:49یه کم چایی هم بخورم
36:50ای خودم، این چیه دیکه؟
36:52لذت ببره، یکم چایی ببرم
36:54من لذت میبرم، فقط، فقط تو این شرایط قرار میکرم، لذت نمیبرم
36:57نمیخورم، نمیخورم
36:59اینجوری از این صدا متنفرم، متنفرم، واقعا دیگه دارم دیوونه میشوام، خدای ما
37:03چرا، چرا یک صدا ها را درگیرم؟
37:05آم باید بخور کشیدم بخوری که مرزه چایی رو بفهمیم
37:08بخور دیگه، چایی خوبه، خیلی هم خوب درست شده، خیلی خوبه
37:12یعنی چه اتفاقی افتاد؟ تونستن برن؟ اگه تونستن برن، تونستن زنن را از اتاق بیارن بیرون؟
37:21وای، ادای عزیزم الان چقدر نراحت شده، اگه زنن بازم خودشو زندان کنه، ادا واقعا میمیره
37:27آره ملو، این اواخر همه چی بعد پیش میره، آخه چرا من مثل احمقو با هرشون نرفتم؟
37:33آره، واقعا تو چرا نرفتی، چون منتظرم بودی، آره؟
37:36نه، بابا منتظره چی؟
37:38نه، یعنی، میگم بهت زنگ میزدم، اون خبر میدادم دیگه
37:43نمیدونم، انگار امروز بختم بسته شده، اصلا هیچ کاری نتونستم بکنم
37:47تو چرا زنگ نمیزنی به پرسی که چی شده، وگرنه یکم دیگه از تو زوری میترید؟
37:51راست میگی، یا، من چرا زنگ نمیزنم؟
37:53من هم یه پرسشون شده
37:54یادم رفته بود زنگ بزنم، عقلم هم دیگه کار نمی کنه
37:58خوب، بهده زنگ بزنم
38:01داره بغ میخوره
38:04جواب نداد
38:07چرا جواب نداد؟ یعنی چی شده؟ برای چی نباید جواب بده؟
38:10برای چی جواب نداد؟
38:11بایست یک دقیه، شاید داره به آیدان خانوم میرسه، برای همین نتونستم
38:13راست میگی، پس بابجی های فرزنگ میزنم اینجوری بهتره
38:16اون جواب میده
38:22گوشیم
38:23من چایی میخورم
38:24من دارم چایی میخورم
38:26ها
38:27حید خدا
38:28خدا
38:31بله ملو
38:32آبجی های فر، نگره شدم
38:34چی کار کردین؟ حلش کردین؟ تونستین از اتاق بیارینش؟
38:37بیرون؟
38:38خوبیم به خدا، عالی حالمون
38:40زندگی چقدر خوبه
38:42ها؟ چی میگه؟
38:44من نفهمیدم، تو چرا اینقدر میخندی؟
38:47من نمیفهمم
38:48از اتاق اومده بیرون و سه همین خوششلی؟
38:51اومد بیرون
38:52اومد بیرون در واقع داشت فیلم بازی میکرد
38:55برای اینکه سرکانه ادا رو بکشونه، کناره هم فیلم بازی میکرد
38:59چی؟
39:00برای اینکه سرکانه ادا پیرشه هم باشن داشته فیلم بازی میکرده
39:03خب تو چرا به هم خبر نمیدی؟ چرا نمیذاری منم تو بازی باشم؟
39:06من از کجا شدونم؟
39:08من از کجا شدونم؟
39:10هاپجی های فرچه رو همش میخندی؟
39:12یه چیز درسته سابی بگو تو رو خدا حرف بزن دیگه؟
39:15دختر من رو به حرف نگیر، نمیتونم حرف بزنم
39:18فیلن، برم دیگه
39:20بگو دیگه چی گفت اگران شروع قد کرد، همش داره میخنده، نفهمیدم چی کار کرده؟
39:24همش داره میخنده، نفهمیدم چی کار کرده؟
39:26برای اینکه سرکنه دو تنها باشم، فیلم بازی کرده
39:30مامانا، این مامانا خیلی مهمن، کارای مهمی هم میکنن
39:33اما هم مثل مادر دیگه آره
39:35قلب مادره که باعث میشه این کارا رو کنن، من میدونم
39:39ولی آخه چرا اینجوری میخندید؟
39:41چی میگی تو چی بونت کن؟
39:44اینجوری میخندید، خیلی عجیبه
39:46واقع نمیخوامم
39:48اما چیزید نشده، ببینم تمومش کردی؟
39:51چیزی شده، مامان، اینجوری روزمی نشستی، منه نگاه میکنی؟
39:55تو خوبی؟
39:56من خوبم، مامان، تو خوبی؟
39:58خوبید، مگه نه؟
39:59چه، چه ربطی داره، مامان خوبیم، یا؟
40:04چه کار داره میکنه؟
40:18به اون، تابلوی پشت سرتون نگاه کنی؟
40:22که دو؟
40:23اونجا تابلو هست
40:25مثل عشقه، مثل عشق کشیده شده، یه سنه، اینجوری نشسته، نگار منتظر عشقه، شبیه منه
40:39نگار نکن، نگار نکن، نگار نکن، خود هلکسه
40:43ها؟
40:53چه؟
40:55اون تویی؟
40:59چه؟ منه دیدی؟ چی دیدی؟ چطوری دیدی؟
41:03بین گلها
41:05آره، ولی ببین چقدر تنها منتظر نشستم
41:10این تابلو رو که خریدی؟
41:11change
41:14عشقش
41:17نه، نه، نه، نه Becky
41:23نه، نه، نه، نه، نه...
41:28من باید یه هوایی عباس کنم، باید یه هوای عباس کنم، یه هوایی عباس کنم، یه برین هوا بریم عباس کنیم، مخورمتون شما شستان بازنیم،ی
41:37شوش شخصة بوغان في
41:39اوه
41:40اوه
41:41اوه
41:43اوه
41:49اوه
41:51جي
41:53اوه
41:55جي تشته
41:59يلا يلا يلا
42:01يوتو
42:03كقدر خونة بزرگ دارين ايدل خانم
42:13چهي این ادا
42:19آره من اونجا
42:21این چه
42:22آره منم سر کن
42:26انتظر هنوزم اونجا منجزه
42:28ادا حرف نزن
42:30سر کن
42:33درم دیوونه میشن
42:39يعني این به درد خورد
42:40من چیزیم نشده اینا عادی هم
42:43من چیزیم نشده
42:45یعنی این هم چیزیشون نشده
42:46یه چیزی بگم من بدنم خیلی قبول
42:48معلومه معلومه
42:50این چیک بلای صدر نهاره
42:52نبابا چی میخواد بشه
42:54از صبح و شب از این چایه میخورد
42:56یکم هم نیختم تو غذا شون
42:58ایشان این دفعه به درد میخورد
43:00ببینیمه شقدر با من زد
43:02بخوره بطور
43:03همهش از خودشون شادی بخش میکنم
43:06باید هم بخنده دیگه
43:11میگه تابلو پر عشقه
43:14پر عشقه
43:18تابلو رو نگاه کن تو رو خودم
43:20دیدین که تو تابلو بود
43:22یه تابلوی بیمانیه دیگه
Be the first to comment
Add your comment

Recommended