Skip to playerSkip to main content
  • 2 weeks ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00بایسا بایسا بایسا
00:13خوب بپوشونش
00:16دادش سری نبزشو بگیر
00:27چی شده چرا بایسا دیم
00:28بپوشونش بایسا بپوشونش
00:30نبزشو بگیر نبزشو بگیر
00:32چی شده
00:32زنه تو دریا بود
00:34زخمی هم شده
00:35کمک خواستی
00:36از کی کمک خواستی
00:37خوب از گارد ساحلی
00:38یا لذا بیا
00:38که کمک خواستی
00:40تا زنه رو پیدا کردیم خبر دادیم
00:42ببین
00:43یا یه جوری دست به سرشون
00:44معلوم هست چی میکی
00:45زنه زخمیه
00:46ممکنه بمیره
00:47به عرفم گوش نکنی
00:48خودتان باش میمیری
00:50شما داخل اون جبه ها چی دارین
00:52انگار میخوایی بمیری
00:53شما کمک خواستی
01:03بله
01:04یکی از بچه ها
01:05حواستش نبود
01:06افتاد تو دریا
01:06ما هم ترسیدیم به شما
01:07بیسیم زدیم
01:08اما درش ها بردیم
01:09از این به بود
01:11تا مطمئن نشدیم
01:12به ما بیسیم نزدیم
01:12باشه قربان
01:13منذرت میخواییم
01:14وقت شما هم گرفتیم
01:15باشه شبتون بخیر
01:17شبتون بخیر
01:20شایی که چیزی میخوایی بگیاره
01:41نه این در
01:43دارم گوش میدم
01:44خب اگه حرفی داری
01:46بزن بگو
01:46در مقابل حرفات
01:49چی میتونم بگم
01:50اتفاقای جلیبی
01:51برات افتده
01:51دارم گوش میدم
01:52ببینم دیگه
01:54یه چه بله هایی
01:54سرعت اومده
01:55تمام اینا رو
02:00سابری برای من تعریف کرد
02:02بعدش هم گفت
02:06مورده
02:15مورده
02:15مورده
02:19ماما میشه بس کنیم
02:22مورده
02:26مورده
02:28مورده
02:30مورده
02:31دادا شرفان
02:32منم سابری
02:33نمیدونی که چه بلایی سرم اومده
02:36یه زنی الان پیشمه
02:37زخمیه
02:37لطفا خودتو سری برسون
02:40نمیتونم ببرمش
02:41بیمارستان
02:41نمیتونم داداش
02:42به گارد ساهلی هم گفتم
02:43هیچیش نشده
02:44کسایی که بارشونو میبردم
02:46نگو قاچاخچی بودن
02:47این مورده
02:49باشه داداش
02:51زود بیا منتظرتا
02:52مورده
02:52باشه
02:53باشه میبینمت
02:54مورده
02:55مامان
02:58یه لحظه بشین امون بده
03:00مورده
03:05فکریه پاشو
03:06مامان یه لحظه باید سا
03:08مامان امون بده چی کاری کنیم
03:09من اینو شناختم
03:10این خال فکریته
03:12فکریه پاشو
03:16پاشو فکریه
03:19چشاتو باز کن
03:20پاشو
03:21فکریه
03:22فکریه پاشو
03:24باشه مامان باشه
03:27آره اون خال فکریه همه
03:28خال فکریه خصف
03:30بذار به خوابه
03:31بیا تو اینجا بشین
03:32همینجا بشین مامانجون
03:34بشین مامانجون بشین
03:36حالت خوبه؟
03:43فکریه
03:44پاشو فکریه
03:46حالت خوبه؟
03:48بزا چایی بیادم
03:50یعنی فرد شدی درسته؟
03:59آره
04:00مدت طولانی
04:02نمیتونستم حرف بزنم
04:04سابری ازم مراقبت میکرد
04:06چون کارت شناساییم
04:08نداشتم
04:09یه دکتر آشنا
04:11اونو برای درمانم
04:13انتخاب کرده بودن
04:14موسیقی
04:26موسیقی
04:30اگه تو نمیتونستی حرف بزنی
04:42به جانر چجوری خبر دادی؟
04:45مدت ها نمیتونستم حرف بزنم
04:49بعدش یواش یواش حالم بهتر شد
04:52وقتی تونستم حرف بزنم بهش خبر دادم
05:00نمیتونستم حرف بزنم
05:30چی؟
05:32یه بار دیگه بگو
05:34باشه چی میخوای؟
05:39تو میتونی؟
05:41چی میخوای؟
05:42تلفون میخوای؟
05:48تلفون
05:49تلفون
05:50باشه
05:50باشه
05:52شاید به نظرتون بیاد که من دارم یه قصه بزرگی رو تعریف میکنم
05:58اما واقعا اینجوری نیست
06:00یه نفر میخواست منو بکشه
06:03بعدش چشمامو تو خونه یه قریبه باز کردم
06:07فلج بودم
06:08نمیتونستم تکون بخورم
06:10بعدشم
06:11معلوم نبود که
06:14معلوم نبود که خوب
06:17میشم و میتونم راه برم
06:18واقعا
06:21واقعا چه اتفاقای اصفناکی برات افتاده
06:24بسیار متاسف شدم
06:26باشه نمیخوای تو باور کنی شاهیکا
06:29اما دارم راستشو میگم
06:31نگفتم که باور نمی کنم
06:33اینگار یکم زیدی حساس شدی
06:36فرض میکنیم چیزایی که میگی
06:40درسته
06:41موندم واسه چی
06:43تا حالا خودتو به ما نشون ندادی
06:45هنوز خوب نشده بودم
06:49حالا بد بود
06:50میخواستم که کاملا خوب شم
06:54بعدش دوباره بر میگشتم اینجا
06:58باور کن اریم
07:01اگه میدونستم تو تو این وضعیتی
07:05من سری خودم را بهت میرسودم
07:08باور کنی
07:13با جانر حرف زده بودی
07:15اون بهت نگفت
07:17نه
07:17به خاطر سلامتی من اینو
07:21اینو از من مخفی کرده بود
07:23اریم ازت خیلی منذرت میخوا
07:29لطفا منو ببخشم
07:31تو یکی یه دونه ی منی
07:38اگه اتفاقی
07:40اگه اتفاقی برای تو بیفته
07:43من میمیرم
07:45تو برای من خیلی عزیزی
07:49خیلی عزیزی اریم
07:50اگه من میتونم دست رو دست بذارم
07:53و ناراحتی تو ببینیم
07:54اونم وقتی که به خاطر من قصه میخوردیم
08:00عزیزم
08:04آفرین
08:09چه داستان جالبیم
08:13چرا تحجب کردیم؟
08:20داستانش جالب نبود
08:22من که واقعا خوشم اومد
08:23تو از این میتشتی که میونه ی من و ایریم دوباره خوب بشه آره؟
08:32اندر
08:32عزیزم
08:33من از خدام میونه ی تو پیسرت مثل سابق بشه
08:38میتونی از همه ی کسایی که اینجا نشستن بپرسی
08:40در نبودت و چطور مراقب پیسرت بودم
08:43از خودش سوال کن
08:44شاهیکا خانیم خیلی مراقب من بود
08:48آره خوب
08:50ما هم شاهدیم شاهیکا خیلی مراقبش بود
08:53آره راست میگه
08:55اندر
08:57چون اومدی اینا رو به همون گفتی
09:02انتظار که نداری ایریمو با خود ببری
09:05پرسیدین منم تعریف کردم
09:08اگر بخوایید ثابتش هم میکنم
09:11از کسی هم ترسی ندارم
09:13تنها چیزی که برام مهمه
09:15اینه که ایریم دوباره به سلامتیش برگرده
09:19آه
09:21تو میگی ایریم نباید اینجا زندگی کنه
09:25همینطوره
09:26تو این مورد فقط حالیت میتونه تصمیم بگیره
09:33من فقط پشت حالیتم
09:35چه زنه با درک و شعوری بودی
09:38نمیدونستیم
09:39میتونه همه این آدم ها رو گول بزنی
09:41اما منو نمیتونی
09:43اون روی واقعی تو رو به همه نشون میدم میبینی
09:46اندر
09:47یادت نره که تو خونه منی
09:49اصلا مهم نیست عشقم
09:51حرفش رو به دل نمیگیرم
09:54من خیلی وقته که به این اخلاق اندر جان عادت کردم
09:57اندر اگه نظرات من نراحتت میکنه
10:00خب بگو نظر ندم
10:02چیزی نیست که
10:02نظر نده
10:03ما هم از حضور تو نراحتیم اندر
10:06مرقب حرفت باش
10:07اندر جان چرا انقدر از من بدت میان
10:11وقتی پسرت میگه بهش خیلی خوب رسیدم
10:14تو چرا سری جبه میگیری
10:16یکی نفهمی فکر میکنه هنوز آشق حالیتی
10:20ترسیدی؟
10:24ببینین
10:26این بحث داره خیلی دورانی میشه
10:28من دیگه حسره شنیدن این چرندیاتو ندارم
10:34ازتون ازخهی میکنم
10:35دادش جان
10:36با اجازتون
10:38من به خاطر شاهیکا اومدم
10:45مسائل شما به من مربوط نمیشه
10:47شبتون خیر
10:50شب بخیر کاریم
10:51اندر
11:03انتظار نداشته باش داستان مزخرفت رو باور کنم
11:06نمیدونم چی تو سرت میگذره
11:08میتونم ثابتش کنم
11:10فردا همه تون اینجا باشین
11:12همه این شما رو با شاهدم آشنا میکنم خوبه؟
11:15خوبه؟
11:16پس ثابتش کن
11:18فردا هم مرد رویه
11:19فقط الان میخوام یکم با ایریم تنها باشم
11:22ایریم خسته هست
11:25امروز روز خیلی بدی داشت
11:27پاشین بریم دخترا
11:28این
11:30بسرم
11:34بسرم
11:41بشبت بخیر
11:42بسرم
12:01بسرم
12:04بسرم
12:05گفتم فراموشمون کردی
12:06چه حرفیه چطوری؟
12:08حالت خوبه اره؟
12:09ناجی خانم چطوره؟
12:10ناجی خانم چطوره؟
12:11ما هم خوبیم درست مثل شما
12:13تو چی کار کردی؟
12:15تونستی با کسایی که با هات اون کار رو کرده بودن رو در رو بشی؟
12:18اونطوری که فکر میکردم نشد
12:20من بهت گفته بودم
12:22یه خواهشی ازت دارم
12:24میدونم تا الانم خیلی حق بگردنم داری
12:27اما میشه یه لطف دیگه ایم با کنی؟
12:29این چه حرفیه؟
12:30میخوام فردو بیایی و بگی چجوری پیدام کردی
12:33برای چی؟
12:35تنها شاهد اون اتفاق من توی
12:37اینجا حرف منو باور نمی کنن
12:41مخصوصا پسرم ارین
12:43آخه چرا؟
12:45مگه فکر میکنن تو تا الان کجا بودی؟
12:47فکر میکنن مخصوصا گذاشتم رفتم و همش نقشه بوده
12:50طرز فکرشون اصلا مهم نیست
12:52فقط پسرم برای من مهمه
12:54میفهمی؟
12:55حرفای تو شهر پسر منو قانه کنه
12:58باشه خیاله راحت باشه حتما میام
13:01نمیدونم محبت تو را چجوری جبران کنم
13:05اینجوری من دوباره مدیونه تو میشم سابریم
13:08کم با هم نبودیم
13:10دوست شدیم
13:11تو این شرایطت فقط انهاد نمیذارم نگران نباش
13:13واقعا ازت ممنونم سابری
13:16نمیدونم چجوری تشکر کنم
13:18فردا میبینم ات
13:31نگو کن چی نوشته
13:33آیسل
13:41معلوم هست کجایی؟
13:45کتابو دادی دستمو گذاشتی و رفتی و نایمدی؟
13:48ایلیس خانم تو خونه هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده که بیا مگم
13:51فقط اینجور که فهمیدم قراره این در خانم دوباره بیاد اینجا
13:54برای چی میاد اینجا؟
13:55راستش منم نمیدونم
13:57آیسل صدایی چیزی شنیدی تو خونه دوا شده؟
13:59نه هیچ سر و صدایی نشده همه خیلی آرومه
14:02خوبه بگذاریم بازم خوبه
14:04گذارش روزنه رو در بهت میده؟
14:07صبت بخیش زهر آرگون
14:13آیسل جون تا میتونی بری و منو با نویسنده بزرگ نسل جدید تنها بذاری
14:17یلدیس جون میبینم که با آیسل خیلی سمیمی شدی
14:23دیشب کتابو دادم که برتبیه
14:25ده از دیشب تا الان نزشتم اش کنار نشستم همه شو خوندم
14:28نویسنده های دیگه عمرم به گرد پات برسن
14:31احتمالا تنها نویسنده ای هستی که با چند جمله یک کتابو سرهم کرده
14:35نگاش کن چقدر نازکه
14:37عادیه که نتونی درکش کنی میدونم آیه کیوت خیلی پایین عزیز دلم
14:42آه نه نه من اینو خیلی خوب فهمیدم
14:44آدم برای نفهمیدن این دیگه باید خیلی خیلی باشه
14:48یعنی چجوری بگم؟
14:50چون خیلی مختصر و مفید نوشتی به جایی کتاب بیشتر شبیه دفتر نت برددیم
14:54ببینگی لیز میخوام یه چیزی ازت بپرسم
14:56خداوکیلی تو زندگی چند تا کتاب خوندی که داری از من انتقاد میکنی ها؟
15:00چرا بهت بر میخوره من دارم انتقاد سازنده میکنم
15:03آیه باور کن به هم بر نخورد
15:06فقط میخوام تو رو اینجا تنها بذارم
15:08و امیدوارم که از تنهاییت کلی لذت ببری عزیزم
15:11چرا اینجوری میگی؟
15:13قراره بعدم با هم بچه داری کنی
15:14وای من چرا باید بچه داری تو رو کنم؟
15:16مثلا داداشت توی ها چه اشکالی داری؟
15:18ای حسل سرکل زدن با هاتو ندارم
15:21بابا جون؟
15:24من داشتم میرفتم چاب خونه
15:30با تو هم بعدن حرف میزنم زهرا
15:33باشت
15:34خیلن برو
15:34خیر باشه حالی چی شده؟
15:41یلیز
15:41فقط به یه دلیل گذاشتم تو اینجا بمونی
15:45اونم به خاطر تصادف دیروزته
15:47بعد از این از من انتظاری نداشته باش
15:50خوب بشی میری
15:51اگه به خاطر موضوع اریم داری اینجوری میکنی
15:54بازم میگم من کاری نکردم
15:56هیچ وقتم نمی کنم
15:57به خاطر اون نیست
15:58آرامشمون رو از امون گرفتی
16:01نمیخوام تو اینجا بمونی
16:03من نمیخوام اینجا بمونم حالیت
16:05اما تو رو میشنسم
16:07من هر جا باشم پسرمم همراه
16:10اگه من باباشم اجازه نمیدم
16:12من نظرین هم نه این تر
16:18پسرمو بهت نمیدم
16:21ها آیسل برام بیه قهوه بیار
16:27الان میرم
16:28الان چک کردم هنوز ایمیلی نیومده
16:33لطفاً یکم اجره کنید
16:34نه این روز نمیام
16:36خیلی مچکرم
16:39چطوری عشقم؟
16:42خوبم عزیزم
16:43تو حاله چطوره؟
16:45دیشب خیلی بیحسله بودی
16:46نمیشه گفت بیحسله
16:48این در هیچ وقت نمیتونه رو من تحصیل بذاره
16:51برای عریم دلم سخت
16:54صبح رفتم پیشش
16:55احساس کردم یکم آروم شده
16:58واقعا؟
17:01آره آره
17:01راستش
17:02از حرفاش و رفتارش اینجور فهمیدم
17:05که میخواد مادرشو ببشه
17:06خوبه
17:06البته نمیدونم باور کردن دروغای این در
17:10تا چه حد برای سلامت روانه ایری مفیده
17:13تو هم فکر میکنی
17:16همه ی حرفای این در دروغ بوده؟
17:19حالیت واقعا من نمیخوام در این مورد حرفی بزنم
17:22چون همش زوی تفاهم میشه
17:24پس بهتره که من نظر ندم
17:26میشه بگی
17:28میخوام بدونم
17:30اما بعدش میگن من پورت کردم
17:32به این بر میخوره
17:33خودیزم میبینی که چقدر مواظب جملاتم هستم
17:35کسی نمیتونه حرفی بزنه
17:36لطفا بگو میشنبم
17:38عشقم
17:41معلومه که حرفای این در دروغه
17:44نمیدونم فلت شده
17:45نتونسته حرف زن حافظشو از دست داده
17:48همش مسخره هست
17:49اگه حرفاش یکم به واقعیت نزدیک بود
17:52چاید باور میکردم اما
17:53همه یه حرفاش خیلی چرت و پرت بود
17:56اولش منم اینجوری فکر میکردم
17:57اما وقتی دستشو دیدم نظرم عوض شد
18:00باشه خود دنیم
18:06به نظرت اونم فیلمشه
18:07آخه چرا باید بخواد همچیکاری رو بکنه
18:10اونم جلی اریم
18:11فکر کن ببین چرا
18:14چون نمیخواد ما ازدواج کنیم
18:17همش گیره توه
18:19بذار امروز هرکیو میخواد بیاره
18:21حرفشو بزنه تا زودتر این قضیه بسته بشه
18:23واقعا خسته شدم
18:24حق داری
18:26عزیزم این اواخر همه چی با هم دیگه پیشونم
18:30مخصوصا تو روزهی که باید به همون خوش میگذشت
18:34من برم یه سر به اریم جانم بزنم
18:37اریمم
18:52امروز حالی چطوره؟
18:55خیلی بهترم
18:56پدرت گفت
18:59برای همین اومدم ببینم ات
19:02خب در مورد دیشب نظر چیه؟
19:10نمیدونم
19:11یعنی حرفشو باور کردی؟
19:16نمیدونم
19:18مطمئن نیستم
19:19من تو رو خیلی خوب درک میکنم
19:22این درد تو گذشته اینقدر دروغ گفته
19:25آدم سخت میتونه باورش کنیم
19:27این درد واقعا قابل اعتماد نیست
19:29بیخبر از تو ازدواج کرده بود
19:33پس میتونه بیخبر از تو هم بذاره بره
19:36میدونسته که تو با هاش قهر میکنی برای همینم
19:41این دفعه با کلی دروغاش برگشته که قانت کنه
19:45چون تو پسر یکی یک دونشی نمیخواد تو را از دست بده
19:50زمنان فقط به واسطه ای تو میتونه به زندگی سابقش برگرده
19:55یعنی به خاطر این داره دروغ میگه
19:57من هیچ وقت نمیتونم بگم دلیلش قطعا همینه
20:00فقط میدونم با تو راحت میتونه به خواستهش برسید
20:05به پول میخواستهش
20:06بپول معروف شدن رفا
20:10معلومه که نمیخواد تو را از دست بده جانم
20:12ولش کن حالا
20:16اصلا نمیخواد بهش فکر کنی
20:18بیا بریم بیرون یه هوایی تازه کنیم
20:21ایدم میگم بیاد
20:22باشا
20:24بلایش را با هم دیگه بریم یکم هوا بخوریم
20:27بلایش عزیزم
20:36سلام که ها چطوری؟
20:46خوبم ممنون
20:47دیروز خوهرم را دیدی؟
20:50شاهی که دوتم کرده بود
20:51ها
20:52الان فهمیدی چرا بهت نگفتم؟
20:56چیزی که باید میفهمیدم فهمیدم
20:57بهتره بحثشو ببندیم
20:59باشه
21:01اما
21:03امگار
21:05هیچ کدوم از اون حرفای خوهرم را باور نکردی
21:08نمیخوام در این مورد حرف بزنم
21:09تنها خواستی من خوشبخت شدن خوهرم جانر
21:12و نمیخوام با اینجور چیزایی مسخره سر و کل بزنم
21:15حق داری کایا حق داری؟
21:16منم نمیخوام خوهرم با این چیزایی مسخره سر و کل بزن
21:19اما نمیشه
21:20به نظرم تقصیر حالیته
21:22هرکی میره سمتش درگیری یه سری موضوعات میشه
21:25حق داری؟
21:25میخوای خوشبختی خوهر تو ببینی
21:27اما این وسط اندر هست
21:29یه لیس هست
21:30حالی جونش هست
21:31یکی دوتا نیستم خوشبخت شدن سخته
21:33تنمام شد؟
21:35هرکی های با اجزت من برم
21:37میبینمت
21:38آقا کایا همه کتابا رو بر اساس حرفه علف بچیدم
21:43تو کامپیوترم نیخته
21:45دست درد نکنه ممنونم
21:47رئیس
21:48خبر خوب رو تو میدی یا من بدم
21:51تو بگو
21:52چی شده جریان چیه؟
21:54کایا کارای دانشگاهی تو انجام داده
21:57میتونی از همون جا که انصرف داده بودی ادامه بدی
21:59راست میگه؟
22:06خیلی ممنونم
22:08من دیگه برم سر کارم
22:10باشه برو
22:11بچه ها گفتن میخوای به درستت ادامه بدی
22:15من هم به اسم تو وقت مراقات گرفتم
22:17من بهشون گفتم که قبرا تو دانشگاه حقوقو میخوندی
22:20و درست تو نصفه ورد کردی
22:22همه چیو میدونن با تماث میگیرم
22:24لطف کردی
22:26امروز حتما باید بری
22:29امروز؟
22:30آره
22:30کار داری؟
22:35نه هیچ کاری ندارم
22:36فقط باید به همخونم یه زنگ بزنم
22:39چون کلید ندارم باید منتظرم بمونه
22:42بعدش میرم
22:43باشه خوبه
22:44خیلی ممنونم
22:46چه خبر؟
23:03بدبخ شدم
23:04آآ
23:04آخه برای چی؟
23:07آقا کایا به اسمم از دانشگاه وقت ملاقات گرفته
23:10جدی میگی؟
23:11آره به خدا
23:12برای این که من برگردم دانشگاه رفته رو زده
23:15خداوکیلی چه آدم مهربونیم
23:17سیبل حباست هست تو چه مخمسه ای افتادم؟
23:19من دانشگاه و ویل کردم آیشه
23:21اسمم که لیلی نیست
23:22بایرست میگی
23:23میخوایی چی کار کنی برنامه چی کار کنی؟
23:26نمیدونم برای همین به زنگ زدم
23:27یه فکری بکن باید چی کار کنم
23:29میتونی
23:30بگی رفتم اما نری بگی برام کار پیش اومد
23:32اونجوری بگم باشه
23:34باشه اونجوری میگم
23:35هم میبینم ات ممنونم خدافز
23:37باشه عزیزم
23:38مراقب خودت باش
23:40خب
23:54چه کار کردی؟
23:55زنگ زدی؟
23:56آره زنگ زدم
23:58الان میره
23:58خب بیا تو رو برسونم
24:00خودم میتونم بره
24:04میدونم تا ساعت قرارتون هنگوز مونده
24:09من میبرامت
24:10میخوام استادتون آقا برنتم ببیلم
24:12میخوام آشناتون کنم
24:13مزاهم شما نمیشون
24:16لیلی تمچن ناز میکنی
24:18کار داره میره باش بردی که
24:20باشه
24:23خداحافظ جنر
24:31خداحافظ رئیس
24:33فعلا خداحافظ
24:34آه
24:43یلیس
24:45چرا بلند شدی تو؟
24:47بس دیگه از خوابیدن خسته شدم
24:49گفتم بگردم
24:50آره
24:51بگرد تا سریتر از اینجا دکت کنن بیرون
24:54ماخت کار نمی کنه دیگه
24:57تا وقتی که تو رو دارم غم ندارم
24:58بخوان دکم کنم
24:59بلا فاصله یه چیزی مندازی رو سرم
25:01جکی جونور یه چیزی
25:03آروم بگیر تا مجبور نشم از این کار رو بکنم
25:07منو ببین
25:10این در تو کسی نگیمده بگو برنامه چیه
25:13میخوایی چی کار کنی ها؟
25:14باید دل اریمو به دست بیارم
25:18خب آخه چجوری؟
25:20کی میاد؟
25:21باش همه هنگ کردی؟
25:23من به اون آدم اتمینان دارم
25:25کسی که قراره بیاد جون منو نجات داده برام خیلی عرضش قایله
25:30قرار شده بیاد اینجا و حقیقتو بگه همین میفهمی؟
25:33یعنی واقعا تو رو بدون هیچ چشم داشتی دوستت داری؟
25:39برام جالبه که هنوزم عوض نشدی
25:44میخوایی باور کن میخوایی باور نکن
25:47من و اون فقط دوستیم
25:50تو روزایی سختم اون کنار من بوده
25:53باشه پس بیاد ببینیمش
25:55حال روز ما رو ببین
25:58من که حامل هم
26:00تو هم که ناقصی
26:02اون انتر خانم هم که خیلی خوششانسه
26:10باید خدا رو شکر کنم که زنده هم
26:25این همه دروگ بگی آخرش همین میشه
26:27امروز همه یه دروگات رو میشه
26:30حالا اونجا میگن لیلی کیه
26:32خدای خودت کمکم کن
26:33چرا ساکتی؟
26:39همینجوری
26:42بله
26:46آقا کایا من آیفرم از بانک
26:48قرار بود امروز بیاین
26:50آه
26:50آیفر خانم فراموش کردم
26:53من زیرت میخوام
26:54اران سریع خودمون میره
26:56باشه آقا کایا منتظرتونم
26:58باشه
26:59لیلی
27:01من زیرت میخوام نمیتونم بات بیام
27:03باید برم بانک برای بعضی مداره که امزامو میخوام
27:07اصلا مهم نیست
27:10همینجوریشم خیلی بهتون زحمت دادم
27:12واقعا ممنونه
27:13خواهش میکنم
27:24خیلی محبت کردیم
27:27کاری نکردم
27:28رفتی خودتو معرفی
27:29باشه
27:30خدا نگه دار
27:33مراقب خودت باش
27:34شما هم
27:34موسیقی
28:04موسیقی
28:34موسیقی
29:04موسیقی
29:26ای بابا
29:28سلام
29:33لیلاجان
29:34خورش اومدی اندر
29:35خیلی ممنونم
29:36زهرا
29:37اندر خونم
29:44این مردی کهی قراره بیاد
29:45الان میرسه
29:46تو راهه
29:47خوبه
29:48دیر نکنه
29:50یلیز
30:01تازه
30:03تازه تصدف کرده بودی
30:04نباید استراحت کنی
30:05وقتی خیلی میخوابم
30:07کمرم درد میگیری
30:08اگه اشکالی نداره
30:09میخوام بشینم
30:10باشه بشین
30:14شاهیکا یه جوری حرف میزنه
30:15انگار مزاهمم
30:16هیلیز کشش نده
30:18من که گفتم بشین
30:19باشه
30:22توی این خونه
30:22همه با هم دیگه درگیرن
30:24اسم منم که شده
30:25ورد زبونه
30:26میدونین که ارین دوباره
30:34آزمایش داد
30:35جوابش هم
30:37چند دقیقه پیش اومد
30:38به نظر دکترش
30:41مصمومیت داروی ارین
30:43به خاطر خوردن
30:44آب گریپ فروت
30:46به همراه داروهاش بوده
30:48دیدی علا که گناه منو شستی حالید
30:53من اینو باور نمی کنم
30:56به نظرم میاد
30:58بعضی ها میخوان کاری کنن
30:59که مصموم کردن پسرمو
31:01مصمالی کنن
31:02من تحتوشو در میارم
31:03خود رو شکه
31:08به خیر گذاشت حالید
31:10تو خیری بابتش قصد خوردی
31:12ممنون
31:12نگاه وضیعتمونو
31:19هر روزمون یه ماجره است
31:21میفرمی
31:27سابری خوش اومدی
31:33خیلی ازت ممنونم
31:34خواهش میکنم
31:35بیا سابری لطفاً بشین
31:37سلام به همگی
31:39خوش اومدی
31:44خیلی ممنون
31:46من همه چی رو تعریف کردم
31:50اما
31:51بعضی ها ترجیح دادن
31:52حرف منو باور نکنن
31:54برای همین
31:55ازت خواستم
31:56یه بار دیگه
31:57از زبون تو بشنون
31:58باشه
31:59اندر
32:02مدت زیادی
32:03پیش من بود
32:04من و
32:05مادرم و اندر
32:06حدود هشت ماه
32:08با همدیگه
32:08زندگی کردین
32:09بعد از اون اتفاق
32:10شما پیداش کردین
32:12کدوم اتفاق
32:13دوبله شده دار
32:21افصدیو جرمی
32:22یه رحظه یه رحظه
32:24شما اندر رو
32:26از تو دریا پیدا نکردین
32:28مگه شما درمانش نکردین
32:30من نمیدوم
32:32در باره چی حرف میزنین
32:33چی؟
32:35تو
32:35سابری چی داری میگی؟
32:37شخی میکنی آره؟
32:38درسته اندر پیش ما زندگی میکرد
32:40اما حالش کاملا خوب بود
32:41خودش اومد
32:42من اون رو جایی پیدا نکردم
32:44میخواست یه مدت مخفی بشه
32:45جریان اینه
32:46چی؟
32:48درسته اندر پیش ما زندگی میکردی
32:54درسته اندر پیش ما زندگی میکردی
33:00درسته اندر پیش ما زندگی میکردی
33:04درسته اندر پیش ما زندگی میکردی
33:06PYM JBZ
Comments

Recommended