Skip to playerSkip to main content
  • 1 week ago
آیا آماده‌اید وارد دنیای سریال‌های مورد علاقه‌مان شوید؟ با داستان‌های دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموش‌نشدنی، صحنه‌های هیجان‌انگیز و قسمت‌های کمدی شاد، قسمت‌هایی که با اشتیاق دنبال می‌شوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریال‌هایمان با ما مشترک شوید!
#سکانس‌های کوتاه سریال عشق می‌گریاند

Category

📺
TV
Transcript
00:00خودخوری بسته دیگه
00:10این شرعیت ربطی به تو نداره
00:12اونور حق داره
00:14اگه شما رو نبخشده بود اصلا نمی اومد عروسی
00:17تازه تا به شما برسه خیلی چیزه هست که بخواد اون مرد رو به هم بریزه
00:21کدوم چیزه؟
00:25خب اوضای خانواده شون به هم ریخته است دیگه
00:28چه چیزه؟ کار هست
00:31زفر هست
00:32هاریکا هست کلی چیز هست
00:35نه
00:37نه مریه من نمی فهمم
00:40همه چی خیلی داشت خوب پیش می رفت
00:43یه ها دیدم بازم همه چیز زیرو رو شد
00:46همچین بچانسی ممکنه
00:56جانم
00:57شنیدن صدت خیلی ها رو من میکنه
01:02کجایی؟
01:04خوبم
01:05خونم با مریه نشستین تو چی؟
01:08منم زدم بیرون
01:09دارم میچرخم
01:11اتا دروغ چرا دارم میرسم خونه تو
01:13بیام دنبرد
01:14خیلی بهتحتیش دارم
01:16باشه باشه من زود آماده میشم با هم بریم بیرون
01:19باشه دارم میان
01:21باشه منتظرم
01:22اون نور داره میاد من میرم
01:26پمکین شما نریم من داشتم میرفتم
01:29نه بابا لازم نیست ما میریم بیرون
01:31نه بابا جدیه هم من چون نمیخواستم تنهاد بذارم نشسته بودم
01:35منم باید برم بیرون یکم به خودم بیام دیگه میدینی دوستان پیام دادم باید یه سری بزنم
01:41خوش بگذره
01:46الو
01:53فگن خانوم
01:54نه من اصلا خوب نیستم
01:56میشه الان ببینم بتون لطفا
01:58یه تاکسی برام خبر میکنیم
01:59چشم برون
02:00بله
02:02بله
02:03من شما رو درک میکنم
02:04من با شما من رو درک نمیکنیم
02:05فگن خانوم
02:06من نمیتونم تا فرد و صبح سب کنم
02:08اصلا نمیتونم بخوابم
02:10دل تو دلم نیست
02:11از دل شوره میمیرم
02:11فگن خانوم
02:12هر کجا باشین من میام اونجا
02:16لطفا
02:17من همین الان از خونه زینب اومدم بیرون
02:20به شرکت شما نزی که هم
02:25ده دقیقه میرسم اونجا بله
02:26اونجا میبینم اتون فگن خانوم
02:28اول میشه یکم آروم باشی مری؟
02:48نمیتونم فگن خانوم
02:49شما به من قول لده بودین
02:51نه
02:52من گفتم نمیدونم
02:54نتیجه ای آزمایش دی این ای کهی
02:56به دست حمید میرسه
02:57تازه اومدن حمید به عروسی سپرایز نبود
03:00من از کجا میدونستمون میاد
03:02اداره پوست سالون عروسی رو پیدا کرده
03:05این خبر چطوری دقیقا همون موقع رسید
03:07شاید هم مرگش به اون خبر ربطی نداشت
03:11از کجا میخواییم بدونیم
03:13اصلا هیچ کسی چیزی نمیدونه
03:15اشتباه میکنم
03:16دیگه چی میتونه باشه که طرفو سکتش بدهیم
03:20یعنی اگه اونطوری بود
03:23حاریکا نمیتونست با خیال راحت بیا تو سالون بشینه نه؟
03:27بهترش اینه که شاید همید بدونه این که چیزی بفهمه مرده
03:32که این منو خیلی ناراحت میکنه
03:34چون که میدونی من میخواستم زج بکشه نه این که بمیره
03:38باشه فگن خانم
03:41حالا که مرد تموم شد دیگه درسته نره؟
03:46نه همه چی تازه داره شروع میشه
03:48اما فگن خانم
03:50اما نداره
03:53من بیست و پنج ساله دارم عذاب میکشم بری
03:57اون آدم بدون این که تابان پس بده
04:00مجازات بشه عذاب بکشه
04:01و حقیقت رو بفهمه مرد
04:03همونطوره که انوالش به عرص رسیده
04:06پرونده های بازشم همونطوری به عرص میرسن
04:08اما فگن خانم
04:10گول داده بودین با اونر و زینب کاری نداشته باشین
04:13با کمک تو
04:15من میتونم اونر و زینبا از اون ویرونه بکشم بیرون
04:19میتونم کنار من باشن
04:21اما اونایی که از حمید و حاریکا هستن
04:24باید خونی که رو دستشون هست و پاک کنن
04:26چون که خون هیچ وقت رو زمین نمیمونه
04:31ببین چی برات درست کردم
04:44شاید این یکم حالت رو جا بیاره
04:47این چیه؟
04:48رازه
04:49این رازه منه
04:51تو
04:58به خاطر این که با مادرتون خونه کلی خاطره داری نراحتی؟
05:04نمی فهمم زینب
05:08یعنی مادرم هیچ ردی تو زندگی این مرد نزاشت
05:13یعنی این آدم یه لحظه هم به مادرم فکر نکرده؟
05:18خیلی مزهر است
05:23چون ما سابقه شترنج برنده شده بودم
05:33خیلی خوشحال بودم اون روز واقعا
05:38کدوم روز؟
05:40روزی که خبر مرگ مادرمو گرفت
05:45یعنی مادر اونور همینطوری نمرده
05:47افتادنش از اون پله ها اتفاقی نبود
05:50چی داریم میگیم؟
05:53فگرن خانوم
05:54حلش دادن؟
05:56خب آخه کی؟
05:57از کجا؟
05:58از کجا اینو فهمیده؟
05:59فهمیده
05:59معلومه اونهی که اون موقع تو اون خونه کار میکردن؟
06:04ممانه هم اومده اود منو ببینه
06:06اما من باش قهر بودم
06:07اونم باور نکرده که خونه نیستم
06:12اومده بالا تا منو ببینه
06:15انگار یک کم هم الکول مطرف کرده اینطوری گفتن
06:20بعدش تادلش رو از دست داده
06:27یه ماه تو بیمارستان بود
06:31تو بخش مراهبت های فیشه
06:33یه ماه عذاب کشید
06:37این خیلی وحشتناکه
06:41به نظرم اونور حق داره اینو بدون
06:44به نظر منم
06:45منم بودم میخواستم بدونم
06:47دوست داشتم قاتل مادرم رو پیدیا کنم
06:49من حسابشو میرسیدم
06:51البته اگه باباش باشه که بدتره
06:54همه جورش توف سر بالاست
06:57نمیدونم باید چی کار کنیم
06:59اگه من اینو بگم
07:02اصلا باور نمی کنه
07:03اینطوری فکر میکنه من دشمنشم
07:06شما چطوری از کجا فهم میدین
07:08من بایدتونو بهش بگیم
07:11فکر خوبیه
07:12اما میدونی هر اطلاعاتی که از طرف من باشه
07:15حتی اگه پونصد درصد هم درست باشه
07:18بازم اونور شک میکنه
07:20مطمئن باش
07:21خوب
07:23حالا بهید چی کار کنیم
07:25ببین چی به ذهنم رسید
07:32به نظرم این کار رو بکنیم
07:35حارکا
07:36هم بابا ما
07:38هم شرکتی که
07:40درش خیلی زحمت کشده بود
07:42از مادرم گرفت
07:43همه چی ها گرفت
07:44من نتونستم کاری بکنم
07:48اون زمان نتونستم به خاطر مادرم به جنگم
07:53نتونستم بابا ما از دست موزن نیجاد بدن
07:56اما شرکت رو نیجاد میدم
07:58اجازه نمیدم بیشتر از این حق مادرم رو پایمال کنه
08:04موسیقی
08:34موسیقی
09:04موسیقی
09:06موسیقی
09:08موسیقی
09:13خالیکا خانم
09:14خوش اومدی
09:15خیلی عزت ممنونم
09:18بفرموین
09:19بفرموین
09:29بفرموین
09:29تسلیت میگم
09:59خانو، حالتون خوبه؟
10:02آره، خوبم، خوبم
10:16تو اتاق جلسه منتظر شما هستم
10:18باشه
10:21بفرمایی
10:29حاریکو خانوم
10:34حاریکو خانوم
10:36من قبل از جلسه میرم سرویز بهداشتی باشه
10:52البته، بفرمایی
10:59حمید یه چیزی بگو چه خبره؟
11:06این چیه زن؟ این این چیه؟
11:09این دروغه
11:10کجاش دروغه؟
11:11امزا محره پزشکشمالی بیمارستان متبره؟
11:15بابای زفر کیه؟
11:16نه، نمیخوام چیزی بشنبه
11:19باید از همه حق و حقوقت بگذارید
11:23هیچی بهت نهید
11:25تو یه جلسه طلاقت میدم، حاریکو
11:27طلاقت میدم
11:29حمید، سالها سندگی رو برام جهنم کردی
11:33سالها، سالها تغییرم کردی
11:36مزخرم کردی که نمیتونم پسر به دنیا بیارم
11:39گفتی بد بردم
11:41دفتم برو از یکی دیگه پسر داشتو
11:43هیچوقت برای دخترها ترزش قایل نشدی
11:46فقط پسر، فقط پسر
11:48حمید نکن، نکن
11:52فردی، مامانم کجاست؟
11:55الان میان
11:55موسیقی
12:10موسیقی
12:14برای ما هم خیلی سخته مامان
12:28اما خواستیم اینجا همیشه کنارمون باشه
12:31اون همیشه با من، همیشه
12:34موسیقی
12:49موسیقی
12:51موسیقی
13:00خب
13:01فکر میکنم، این شریعت از اونی که
13:05فکرشو میکردیم برای هممون خیلی سختر خواهد بود
13:09برای نگهداری از امانتی که همید به همون سپرده، راه خودشو ادامه میدیم
13:20تغییری توی مسئولیت ها نمیدن، همه به مسئولیت خودشون ادامه میدن
13:27من موقعیت خاصیم ندارم
13:30فردی، تو دست راست همید بودیم
13:36به خاطر زحمات و تلاشایی که تا امروز داشتی، ازت خیلی خیلی تشکر میکنم و ممنونم
13:44از این به بعد من با زفر به راهم ادامه میدم
13:49حق و حقوقت سر جاشه، حتی بیشترشم میگیری
13:53یه لحظه، یه لحظه
13:55نمیتونی فردی را اخراج کنی
13:57من فردی را اخراج نمی کنم
13:59فقط دارم راهمونو جدا میکنم همی؟
14:02دلیل؟
14:02اونور مشکلی نداره
14:04یه لحظه، میخوام دلیلشو بدونم
14:06دلائلش خیلی زیاده
14:08بهت میگم
14:10فردی انقدر ضعف داره که
14:12نمیدونم از کدومشون شروع کنم و بگم
14:16مثلا زینب با یه حوییت جلی تونست وارد خانواده ما بشه و کسی نفهمه
14:23وقتی میخواستیم تغرولو پیدا کنیم فردی نتونست
14:26انتظاراتمونو نتونست براورده کنه نه؟
14:30درست میگم؟
14:32تو برگه های استخدام شرکت دستگاری شد
14:34مافیا وارد شرکتمون شد
14:37لازمه بازم بگم آنور جون آره؟
14:41میدونی مهمتر از همه چیه؟
14:45وقتی بابا داشت جون میداد فردی کجا بود؟
14:48این سوالو از خودتون پرسیدین؟
14:50ازش بپرسین که کجا بوده؟
14:51حق بحاریکا خانومه
14:56در این مورد من هیچ حرفی برای گفتن ندارم
15:00آفراغت از همه حق و حقوقم استفا میدم
15:05با اجازتون
15:06بردی
15:18چرا زود عقب نشه میکنی؟
15:26من اجازه نمیدم بهشون
15:29آنور
15:29جایی برای بست نیست
15:31تنها هدفشونی که من اینجا تنها بمونم
15:34تنها کسی که اینجا بمبهش اعتماد دارم توی
15:38با اونم اینو خیلی خوب میدونه
15:40دبین آنور
15:41حاریکا خیلی خوب میدونه چطوری باید بجنگه
15:44اصلا دست کمش نگیر
15:46با اصابانیت تصمیم نگیر
15:48مجبوری خونسردی تو حفظ کنی
15:50خیلی بهم فشار میاره
15:56خیلی فشار میاره
15:59داره دیوانم میکنه
16:01من تو رو کنار نمیذارم فردی
16:09من همیشه کنارتم
16:14همه دیگه نمیتونم اینجا کار کنم
16:17حتی اگه تو حلش کنی کار نمی کنم
16:22برای همینم بی خودی تلاش نکن
16:24باید به اصابت مسلط باشی
16:27ببین اونور این شرکت
16:29بیشتر از همیشه بهتی اتیاج داره
16:32باشه
16:33فردی
16:38خوب استراحت کن
16:47وقتی برگشت کلی کار داریم
16:51به نظر من به اجایی که لباسا رو میذاریم و یه خورده دینامیک ترش کرد
17:08درست
17:09این تو نیست
17:10نظر تو چیه زینم
17:11آی خیلی ببخشین فیکران خانو
17:15این هم واخر خیلی فکرم درگیره
17:18نه نه اصلا مهم نیست
17:21نیت من این نیست تو رو تحت فشار بذارم
17:23تو یکم به خودت بیا بعدن ادامه میدی
17:25درزه امه
17:28دیگه احتیاجی ندارین من پول بین شما باشم
17:31یعنی اگه دیگه نخواهیم با هم همکاری کنیم
17:36من درک میکنم
17:37تنها دلیلی که من روی این اپلیکشن تمرکز کردم این نیست
17:41درزه میدونم نستاد به من محتاطم
17:44خیلی هم محتاط
17:45الانم که دیگه حاریکا همه کاره شده
17:48اول به خاطر شرکت نارهت شدم
17:52بعدشم به خاطر اونر
17:54تا اونجا که میدونم حاریکا زن حریسیه
17:57به نظرم بین خودشون حل میکنن
18:01یعنی امیدوارم حل کنن
18:02امیدوارم
18:04اما تا اونجایی که من از دور دیدم اونر
18:07هیچ وقت برای حاریکا مهم نبود
18:11حتی مادر بیچارش به خاطر همین دواها از دنیا رفت
18:16ببخشین یعنی چی؟
18:24فیگن خانم
18:26منظورتون چی بود؟
18:29بگذارین
18:30بحثی بحثا رو
18:32اصلا هم نباید باز کرد
18:34اما حتما دارین اشتباه میکنین
18:39تا اونجایی که میدونم مرگ مادر اونر اتفاقی بوده
18:43به من اینطوری گفت
18:45زینب جو من مطمئن نیستم اما متاسفانه چیزایی که شنیدم
18:51خیلی ناراحت کننده
18:54اصلا دوست ندارم اونر این چیزا رو بشنوه
18:57بگذارین من دیگه باید برم
19:00یه قرار دیگه دارم
19:01شما اصلا عجده نکنین باشه فلن تا بر
19:04فلن خدافز
19:05یعنی چی من هیچی نفهمیدم
19:17یعنی چی آخه مرگ مادر اونر مشکل که بوده
19:20منظورش همین بود من درست فهمیدم
19:22منم الان شنیدم از کجا بود بدونم
19:24اما خوب
19:27هنوز به ازیق
19:34ارگل مشکوکم
19:35اگه همین توی این قضیه دست نداشته باشی
19:37اسمامو عوض میکنم
19:38میری نگو
19:39علاکه پشت سر مرد حرف نزن
19:40آره آره خب راست میگی
19:42اما
19:43مشخصم نیست
19:45یعنی هر چیزی ممکنه اتفاق افتاده باشه
19:48تازه من از حاریکام میترسم
19:50پاشه پاشه ما هم بریم
19:52زود باشه
19:53حاریکا خانم
20:07خوش اومدیم بفرمایی
20:10تو برای این که گورتو گم کنی
20:14از زندگی ما بری بیرون
20:15منتظره چی هستی
20:17اما تازه در مورد این موضوع حرف سدیم
20:22من دختر شما رو خیلی دوستیم
20:23صدا تو ببر
20:24ببر
20:25دیگه چیزی نداری که بخوایی باش من رو تحدید کنی
20:30تحدید؟
20:31نه
20:32ما همرازیم
20:33کدوم همراز ها؟
20:35ما همرازیم؟
20:36تو همرازی؟
20:37همرازی؟
20:38تو؟
20:39تو یه بار من رو به حمید فروختی
20:41یعنی چی؟
20:46آقا حمید
20:47فحمیده بود؟
20:50چیزه
20:53اون پسری که تو تشرید جنازه پیشت بود
20:57فوت؟
20:58آره
20:59نمیدونم رابطتون در چه حده اما
21:01خب نامزد به حساب میاییم
21:03منتظر مراسم آنور بودیم
21:05راستش
21:07به طول که میشناسه دیگه همونی که دو سنه پیش فوت کرد
21:10آره؟
21:11با یه نفر رابطه داشت
21:13پسره همه یه پولش رو بالا کشید
21:16تو درد سر افتاده بود
21:18میگن دختره از ناراحتی مریض شد و مرد
21:21یعنی میگی اون آدم فواده آره؟
21:23آدم فواده آره؟
21:24خب آدم ها ممکنه شبیه هم باشن
21:27اما نمیدونم میتونن انقدر شبیه باشن یا نه؟
21:30حتما شبیهش ادا جوندن این حد هم نمیشه
21:33دوستم ببین نمیخوام سوی تفاهم بشه
21:36هدفم این نیست که بیشتر از این ناراحتیت کنم
21:38فقط خواستم خبر داشته باشی
21:40تو بز مراقب باش
21:42باشه من خوب منظور تو میفهمم
21:44اما نگران نباش
21:46یعنی لازم نیست نگران باشی عزیزم
21:48امیدوارم
21:49خیلی وقت تو گرفتم بیشتر همو ببینین باشه
21:52خواهیش میکنم
21:55خدا فیس
22:13ببین چی نگم
22:15دست از بازی کردن با من بردار
22:18تو چشهای من خوب نگاه کن
22:21به نظرت من احمقم
22:24اون گواهی را تو به همید دادی
22:27هیچ کس دیگه ای نمیتونه داده باشه
22:29وقتی از اتون آتو دارم چرا بهش بدم؟
22:32با این که میتونم ازش استفاده کنم
22:34از این طرف هم بهش نگاه کنی
22:36تو یه نقشه ای داشتی
22:38داشتی اما
22:40اما
22:41اما حمید من رفت
22:46حمید دیگه نیست
22:48دیگه آتو این نداری که ازش بر
22:53علیه من استفاده کنی
22:55نگرا نیستین که بقیه همینو بفهمن؟
23:01تو هنوز هم داری من رو تحدید میکنی؟
23:05نه
23:06یعنی اگه اون بیرون یه نفر این موضوع رو میدونه
23:09پس یعنی هنوز خطر رفت نشده
23:12اما تو این زمینه میتونم کمکتون کنم
23:15یعنی با هم تحقیق میکنیم و پیداش میکنیم
23:18ببین چی میگم آقا فوات
23:20باید خیلی زود دخترم رو ول کنی
23:23اگه نسلی هان رو ول نکنی باور کن
23:26باور کن
23:29باور کن مسئول اتفاقاتی که برات میفته من نیستم
23:33میدونستی؟
23:36من تو این زندگی از خیلی چیزا گذشتم
23:40باور کن
23:42تو حتی اندازه یه سوسک کچولو سر راه من نیستی
23:46یه سوسک
23:48ببخشید
23:49حالیک خانم
23:52منو مجبور میکنین محکم کاری کنم
23:59اگه بلایی هم سر من بیاد میره به آدرسش گفته باشم
24:03اما به نظرم ما
24:06هنوزم
24:08میتونیم کنار بیاییم
24:09میتونیم کنار بیاییم
24:11شوشت
24:37کردم اما جرعت نکردم زنگ بزنم
24:39چی شد؟ چطور بود؟
24:42اصلا نپرس
24:43اینقدر بد بود؟
24:46اولین کارش بیرون کردن فردی
24:48بود
24:48چرا؟
24:50معلوم چرا؟
24:51به خیال خودش بالو پر منوشیک است
24:54بگذارین
24:55زنگ نزدم حسرت و سر بپرم
24:58خواستم صدوتو بشنویم دوپینگ لازم
25:00کجایی؟ قبل از رفتن؟
25:01یه سریبت بزنم
25:02تو رو ببینم بعد برم
25:04کجا میری؟
25:07فیگن زنگ زد
25:08یه چیز مهم هست که میخواد در موردش با هم حرف بزنه
25:11فیگن؟
25:12فیگن خانم؟
25:13فیگن خانم در مورد چی میخواد با ترف بزنه؟
25:17نمیدونم
25:17منم میخواستم از تو بپرسم
25:20چیزی بهت نگفت؟
25:22نه
25:22نه چیزی نگفت
25:26ای بابا منم
25:28منم دارم میرم دنبال سودناز
25:30بهش قول دادم امروز با هم دیگه بریم بیرون منتظر
25:33باشه منتظرش نه از ظاهر مشکلی نیست
25:35تازه دوست ندارم سودنازه برنجونم
25:38نه اما خب فکرم میمونه پیشتون
25:40آه
25:41مگه نبود؟
25:44همیشه
25:45باشه به کارت برس
25:49تمام که شد بهتنگ میزنم
25:51باشه عزیزم
25:52اونور
25:52بله
25:53دوستت دارم
25:56منم همینطور
25:59با یه نفر رابطه داشت
26:10پسره همه یه پولشو بالا کشه
26:13تو درد سر افتاده بود
26:15میگن دختره از نارهتی مریض شده بود
26:18دستیارت پرسیدم
26:19گفتی اینجایی؟
26:22اومدم یکم هوا بخورم
26:24تو حالت خوبه؟
26:25خوبم
26:27یعنی
26:28بد نیستم
26:30جلسه چطور بود؟
26:32ممونم فردیو اخراج کرد
26:34خشن شروع کرده
26:37بگذاریم
26:41الان در مورد کار حرف نزنیم
26:43بندازه کافی روز سختی داشتم
26:45تو چی کار کردی؟
26:47چطوری؟
26:49چیزه
26:50به نظرم یکم نارهت می آیی
26:52نه
26:53خوبم
26:54بلش کن
26:55نکن فوات
26:57یه چیزی هست بگو
26:58نه جدی میگم
27:00چیز مهمی نیست
27:01گرسنه ای؟
27:02یه چیزایی بخوری؟
27:03منو میشنسی
27:04تو نگی بل نمی کنم
27:06بگو
27:07عزیزم بین این همه مشکل
27:09منم نمیخوام بیشتر ناراهتت کنم
27:11خوب
27:11ببین دیگه
27:12نتونستم ازت مخفی کنم
27:14به نظرم بهتر خستم نکنی
27:18بجمب
27:19یه پرداختی باید انجام میدادیم
27:23البته تو گافسنده و قاماده بود
27:25اما مسئله
27:27آرگول پیش اومد
27:29مجبور شدم
27:30مبلغ زیادی بهشون پرداخت کنم
27:33بقیه پولم مسدوده
27:34طرف مقابلم نمیخواد وقت بده
27:37اما من یه جوری
27:38یه جوری حلش میکنم
27:40تو خودتو ناراهت نکن
27:41مسئله آرگول
27:44مسئله ماس فوات باشه
27:45بدهیم بدهیه ماست
27:47مگه ما شما داریم
27:49دنیز
27:56الان برادی شماله حساب میفرستم خوب
28:00مبلغش هم مینویستم
28:02زود میفرستی دیگه نه
28:03به خدا پشیمونم کردی که گفتم
28:07شرمنده شدم
28:08خیلی ممنونم
28:10شماله حساب تو برام میفرستی
28:12حلش کنیم
28:13بله
28:25فیگه خانومه سرسط خبر دسید
28:27و قاونو رو ارده شرکت شدن
28:29باشه
28:30بفرمایید
28:37آنر خوش اومدی
28:44سلام
28:46بشین لطفا
28:47چی میل داری؟
28:54چیزی نمیخورم خیلی ممنون
28:56زیاد وقت ندارم
28:58مسئله چی بود؟
29:00قبل از این که برم سر اصل مسلب
29:06میخوام یه چیزی بهت بگم
29:07برای این که بعدن سوی تفاهم نشه
29:09خواستم از من بشنوی
29:11شنیدم که
29:12فردی از کار اخراج شده
29:15از کجا؟
29:18اون کارمنده سابق ما بود
29:20میدونی دیگه
29:21تو شرکت اینجور خبر را زود پخش میشن
29:24من بهش پیشناده کار دادم
29:28چرا؟
29:30پیده کردن همچین
29:32آدم صادق و وفادادی سخته
29:34با بابام کنار نمی اومدن
29:38من دوستش داشتم
29:40اما متاسفانه پیشنادم را قبول نکرد
29:42وفادری هم همین اجاب میکنه
29:44فیگن خانم
29:46این
29:47کنار اومدنه یهوی
29:52برای چیه؟
29:54زندگی خیلی عجیبه
29:59باباهمون یه اومدوا داشتم
30:03با نوه ما فاصله فوت کردن
30:06حتما اون طرف هم به دوا کردن ادامه میدن
30:10اما فکر میکنم ما به عنوان بازمانده ها باید انتخاب های متفاوتی داشته باشیم
30:19وقتی آقا حمیدم زنده بودن من بهتون پیشناد دوستی داده بودم
30:25من نمیخوام مسیر باباما ادامه بدم
30:27حتما تا در مورد همدیگه تصمیمی نگرفتیم
30:31میتونیم از نزدیک همدیگر رو بشنسیم نه؟
30:34شایدم
30:34با هم خیلی خوب کنار بیاییم
30:38حالا که جریان فردی و شنیدین حتما اینم شنیدین که مدیریت با حاریکا هست
30:44شادم بهتر بود این جرسه رو با اون برگذار کنین
30:48تو رو خود و حاریکا مگه از تجاره سر در میاره
30:54اگه قرار باشه یه روز با هم همکاری کنیم میخوام مخاطبم تو باشی اونور
31:02درز این چیزی که من میخوام تمومش کنم دشمنی ککسالو کلیجیه
31:07برای منم نماینده ککسالو تویه اشتباه میکنم
31:10درست میگم دیگه
31:13راستش به نظرم برای جواب دادم به این ساله کم سوده
31:26تست دوستیتونو دیدم
31:28اما اجازه بدین که به مرور زمان در موردش تصمیم بگیریم
31:34من اینجا
31:39هر وقت و هر کمکی بخوای آمادم
31:42هیچ راهی
31:43بدون حرکت به پایان نمیرسه
31:46اینطور نیست؟
31:49به امید دید هرفیگن خانم
31:51خیلی ممنون که حرفم و زمین نداختی و اومدی
31:54روز بخیر
31:56قمزه
32:05بیهان
32:06شماها کجا اینها؟
32:11ببخشید حالیکا خانم خوش اومدی
32:14مگه اینجا کاروان سراست دخترم
32:16چرا کسی در باز نمیکنه و استقبال نمیکنه؟
32:18خیلی معذرت میخوام خانم
32:20اینو بگیر
32:21زافر اومده یا نه؟
32:24بله خانم اومدن تو حیات تشیف دارن
32:26تو این سرما تو حیات چی کار داره؟
32:29نمیدونم از ما هم چیزی نخواستن
32:31اینو بذار تو کیفم
32:32بدونین یه چیزی رو بدونین
32:34تو این خونه یه چیزی رو بدونین
32:36باشه ببین هرچی پیده کردین میدینش به من
32:38شنیدی؟ فقط من میبینم و تماشه میکنم
32:41زفر
32:42باشه
32:43پسرم با این حالت تو این سرما داری چی کار میکنی؟
32:52همون تو خوب نشدی؟ بیا دیگه بیا بریم تو
32:54مامون ویل کن تو رو خدا
32:56نمیتونم تو خونه بشینم
32:58دارم خفه میشم
32:59ببینم چی شده؟
33:03چرا اصابت خورده پسرم؟ بگو ببینم زفر
33:06چی شده؟ حرف بزن
33:08مامون من چطوری کار فردی رو بکنم؟
33:10تو رو خود من چی کار براید بکنم؟
33:12سردر نمیارم
33:12ببین پیش اون رو چیزی نگفتم
33:14بعدشم نتونستی محف بزنیم
33:16واقعا باورم نمیشه زفر
33:18یعنی تو خودتا با فردی یکی میکنی آره؟
33:21اون شرکت مال توه
33:23باید این رو تو مغزت فرو کنی
33:24من اون بحانه رو آوردم فردی رو بفرستم بره
33:29برای تا هم یه موقعیت خوب در نظر دارم
33:33اجال نکن باشه
33:34قرار نبود اون رو بفرستی بره؟
33:38میفرستمش
33:39اما
33:41نسلی به هم گفت مامان جون فیلن سب کن
33:44و از آسیا بیافته
33:45حقم داره
33:46اول باید هممون نبوده بابا تا حضم کنیم
33:50نمیدونم
33:50نمیدونم اون رو چجوری حضم کنیم
33:54اما
33:54باید حضم کنیم نمیدونم
33:57راستی
33:59من تو حال خودم نبودم
34:02فرصت نشد بهت بگم پسرم
34:04دیگه از این به بعد خودتو ننداز وسط
34:07سعی نکن خودتو بندازی وسط تو
34:09داستان زینب و اون رو همه جا به همه بگی
34:12این کار رو نکن زفر
34:13نکن پسرم
34:14لازم نیست پسرم
34:15چرا؟
34:16یعنی چی چرا؟
34:17ولشون کن بذار هر کاری دلشون میخواد بکنن
34:19درزه مگر کسی ندونه
34:21نمیدونم اگر کسی ندونه
34:24هیچ کسی هم نمیدونه دیگه
34:26چرا همه چی رو به هم میزنی
34:27ببین پسرم
34:31ما تو جامعهی هستیم
34:32که همه پشت هم حرف میزنن
34:34براشون هم راحته
34:35گم نمیشه
34:36فراموش هم نمیشه
34:37یعنی معلوم نیست که
34:41ای کجا چطوری قراره جلی راهت سبز بشه
34:43لزومی نداره دیگه زفر
34:45هر کاری میخون بکنن
34:46آره بابا
34:47ولش کن
34:49من فکرم یه جای دیگه هست
34:51الان نمیتونم با اون را سر کله بزنم
34:52حالا فکرت کجاست؟
34:55پیش بابامه
34:55مامان
34:56تو رو خدا بدون این که بفهمیم
34:59چطوری مرده بیخیالش میشیم
35:01من دل تو دلم نیست
35:02پسرم بابات مریض بود دیگه
35:11سکته کرد
35:12خودت اینو خوب میدونی
35:13احتمال سکتش بالا بودی
35:15یه مدت نتونست بره شیرکن
35:17یادت نمیاد
35:18تازه این اواخر قرصاش هم نمیخورد
35:21اتفاقات اخیرم تشدیدش کرد
35:24خیلی استرس داشت
35:25گفتی رفت با تلفون حرف بزنه
35:28با تلفون حرف نسته
35:29من نگاه کردم
35:30کنترول کردم
35:31نمیدونم پسرم
35:34من با اون حال نمیدونستم
35:35که دارم چی کار میکنم
35:36شایدم تلفون حرف نزاده
35:38من اینطوری دیدم
35:38زفر
35:41کی میخواد به پدرتو آسیب بزنه
35:44این تهوریا رو فراموشش کن
35:45ویلش کن
35:46الو
35:54خیلی خواه
35:57باشه
35:58باشه باشه میام
35:59الان میام
36:00کجا داری میریز
36:01هفر
36:01پار دارم ماما
Be the first to comment
Add your comment

Recommended