Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
آیا آماده‌اید وارد دنیای سریال‌های مورد علاقه‌مان شوید؟ با داستان‌های دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموش‌نشدنی، صحنه‌های هیجان‌انگیز و قسمت‌های کمدی شاد، قسمت‌هایی که با اشتیاق دنبال می‌شوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریال‌هایمان با ما مشترک شوید!
#سکانس‌های کوتاه سریال عشق می‌گریاند

Category

📺
TV
Transcript
00:00آی خانم سمرو، من مطمئن استم که بیشتر از همهگی میفروشین.
00:03ای خدر، صدا دارین که اگه مغازه باز کنین، همهگی صف مندازن باور کنین.
00:09سیا دروی نکو چیچک.
00:11نه خیر، زیاد دروی نمی کنم.
00:12به شروعی دانشگاه ما یک کافه است.
00:15غذای خانگی میتنم مثلا دقا بوریک سی لیر است.
00:18و دیگه ای که خمیر شماده است. خوشک است.
00:20همون مردم بسیار زیاد ازش میخرن.
00:22او بسیار قیمت است. تو از خانه ببر به هجوج نخری.
00:27تو بسیار شیرین استی اما بازم.
00:29بسیار خجالت میکشم که از شما پول بخوایم.
00:32اگر نی، با یک چشم به هم زدن میخواستم.
00:48بله فراد، چی شده؟ کجا استی؟
00:51از زماق بدبختی هم رایت گپ میزنم.
00:53چی چک چی میشه هم رایم کمک کنم.
00:55در یک وضیعت بسیار بد قرار دارم.
00:58یعنی از قوا خانم بیرونم کنم.
01:00چای میخورم و کلو شبه فکر میکنم.
01:03شبه ازام بیار شدیم.
01:04ما چی کنم فراد؟
01:06سمرو خانه را برت نمیده.
01:08اگر پیسه میداشتم، به خدا برت میدادم.
01:10اما میفومی که، ما محصل استم.
01:13دختر برد میگم که ما از باین میرام.
01:16بیرون هوا خیلی سرد است.
01:18میفومی چند درجه است؟
01:19چی کنم؟ برو مسلمش دیگار پچه هم؟
01:22برو زیر پل خوش هم؟
01:23خواهش میکنم کمکم که لطفه هم؟
01:25چی میشه کمکم که؟
01:29درست است، مشکلی نیست.
01:31ما هم فردان رو تا میبرد میتونم جانم.
01:33نه نه.
01:34نه نه، مشکل نداره.
01:36پس فردا، حتما میبینمت.
01:38درست است، بای بای.
01:43خلاص شد؟
01:44خلاص شد، اما مرا زیاد مانده کد.
01:47بیبی چیچک، در بازر قفل که.
01:49ما میرام که خواه کنم، واقعا مانده شده ایم، من رفتم.
01:53درست است، شب خوش؟
01:55شب خوش.
01:57شب خوش.
02:10ها، دختر چی شد؟
02:11فرهود، سمرو رفت که خواب کنه.
02:15تو هم چند دقیه بد بیا.
02:17وقت که خواب کد، من برا در روزره باز میکنم درست است.
02:20بسیار دوست دارم دختر، بسیار زیاد.
02:31خوش آمدن، بفرمایین.
02:33خوش باشین.
02:34آه، من این دواها رو میخوایم.
02:36البته.
02:40یاسف، تو میخواستید چی بخری از اینجا؟
02:43آه، من، من چیزی نمیخوایم.
02:46گفتی دوا میخرم.
02:48آه، آه، بیادر جان، اینجا من بسیار درد میکنم.
02:53قلبت؟
02:54بله، بسیار عذیتون میکنم.
02:56شما دوایی دارین که خوبتر شد و راحت شد.
02:59چه قسم دردار مثل که کسی امروی چاقو بزنم؟
03:02خدای یارت، فکس گفتی.
03:03یعنی یک قسمی هست که فکر میکنم.
03:05یک نفرد قلبم امروی چاقو زده.
03:08توبه، توبه، این وضعیت بسیار زیاد اتفاق مفته.
03:12وقتی او رو نمیبینم همین قسم میشم.
03:17بعد از او که میاید،
03:20بازمان به تپش شروع میکنم.
03:23راستش فکر میکنم،
03:25اینجا یک دسته از پرنده هاست که پرواز میکنم.
03:32دوای تو اینجا نیست، بیادر جان.
03:34بفرماین.
03:35بیا که بریم، یوسف.
03:38شب خوش.
03:39شبتان خوش.
03:53بگه دختر چی شده؟
03:55او که خوش شد باز ما میعیم درست هست؟
03:56آرام باش.
03:57چی میکدم؟
03:59منتظر مندم که خواب کنه اگه...
04:02سمرو، ما را ببینم به خدا که بدبخت میشیم.
04:05به خدا راست میگم.
04:06درسته از دختر.
04:07او که خوش شد باز ما میعیم.
04:08آرام باش دگه.
04:09لطفاً.
04:10حالا دگه زود شد.
04:21او خدای ما،
04:22ایک قدر سر چوکی خوش کردیم که بیخی شخ ماندیم.
04:25دلم بیخی پشت تختم تنگ شده.
04:28آرام تر.
04:30ای خو کلفه هست.
04:32چیچک.
04:33کلی در اتاق سمرو هست.
04:35زود شو برای همرایت کلی را بیام.
04:37نی جانه.
04:38من از زندگی خود سیر نامدیم.
04:40من مزرد میخوایم.
04:43چیچک.
04:44انوز خواب نشدیم.
04:45خانم سمرو به خیلی بیدار شد.
04:47یک چیزی بگو دگه برش.
04:52میشتم خانم سمرو.
04:55من پشتا برامده بودم.
04:57حالا میروم که خواب کنم.
04:58من درست است.
04:59خواب.
05:00برو خواب که دگه دختره.
05:17با نظرت خوابیده باشه؟
05:22کم منده بود که گیر بیایم.
05:25تو اینجا یک کم خود اگرم که سمرو کامد باز برو درست است؟
05:29کجا برام دختر؟
05:30میفهمی بیرون چقدر سرده سوا؟
05:32خواب خواب چی کنم؟
05:33میخوایی اینجا بخوابی؟
05:35خواب.
05:36حال که اصرار میکنی درست است.
05:39تو مرم از خرم میکنی ها؟
05:41مرو در اتاق یوسف خواب شو.
05:44او.
05:44او نالان در اتاق یوسف است.
05:48به خودتو امروز میگی.
05:49درست است.
05:53خواب.
05:55درست است.
05:56امشب میتونی اینجا بخوابیه اما فردا یک جایه به خود پیدا که درست است؟
05:59خوب مالم دار است که پیدا میکنم.
06:01ما ماشقی اینجا نیستم.
06:03درست است.
06:04در او صورت دروی زمین برای جایه اماده میکنم درست است؟
06:08درست است.
06:10بخی دیگر.
06:14اینجا بسیار خورد است.
06:17حال فامیده.
06:19تو خاطراتو تنوشته میکنی؟
06:21از بچه هایی که سرشن عاشق شدی؟
06:23حال فرهاد.
06:24لطفا مرا آزار نته.
06:25لطفا.
06:25آرام باش قهرمان آرام باش.
06:28ما ملاقه مند خاندن خاطرات مزخری تو نیست.
06:30توبه توبه.
06:31چرا باییت عاشق و عاشقی ما مزخره باشه؟
06:33چیز شخصی خواه نیست دیگر.
06:36عاشق کلن چیز مزخرف است.
06:38تو بسیار یک آدمه به احساس و سنگ دل استی؟
06:40به احساس؟
06:42ما؟
06:43ما به احساس نیستم.
06:46اما آدم ها عاشق بزرگ جلوه میتن.
06:48مثلا وقتی عاشق میشن چی برشون تغییر میکنه؟
06:51اول تمام زندگی آدم تغییر میکنه.
06:53خوشحال میباشی.
06:55بایی بسیاره گسه خوب است.
06:57ما وقتی یک چیزی رو میخورم خوشحال میشم.
06:59یعنی ضرور نیست خود ازیاد کنم.
07:00دیگر نمیفهمم شکستشقی و افسردگی و چیزا چی مانم.
07:03یوسفه ببین.
07:05چی قضیاد غصه میخورم. میماره؟
07:06ما میفهم که تو اصلا عاشق نشدی.
07:08عاشق شدن هموقت است.
07:10بی بیو بچه تو بسیار گپای کلان میزنی.
07:12فردا پس فردا اگه عاشق یک دختر شویی.
07:14ممدانه دانه گپای رکزدی برات میزنم فامیدی.
07:18اگه در یادم نیاری ازت نراحت میشم.
07:20دخترها عاشق ما میشن.
07:22من عاشق دخترها نمیشم.
07:23تمام.
07:24خوب است فامیدون بس است.
07:29باید یک چیزا نشاند به تو.
07:39اکسای مرا چاپ کردی؟
07:44اینجا بسیار خوب آمده یوسف.
07:48یام همه قسم.
07:49بی بی اینجا چقدر مقبول آمده ام.
07:55میشه ای را همراه خود بگیرم؟
07:57بله اگه میخوایی بگیم من دگه چاپ میکنم.
07:59نه یک دانشه میخواییم بگیرم از تو یادگار باشم.
08:09من دگه میرم.
08:11من میره سالمت.
08:13یوسف نمیخواییم.
08:14در این وقت شب نمیشه که تنو بری.
08:16باید ببینم سید سالم خانم میگی.
08:18یوسف بس که دگه لطفا.
08:20هر قدر قسم رفتار میکنی من حس بده در مقابلت پیدا میکنم.
08:23خب من چی کدیم؟
08:24همی دگه.
08:25دگه نمیخواییم من را به خانم برسانی.
08:28دپایی که ددو خانم زدیره دگه نگه لطفا.
08:31برم سخت تمام میشه.
08:33برم هم سخت تمام میشه دو.
08:34با وجود که عاشق تو هستم اما مجبور هستم امراه یک از...
08:37بیبی بازا معنه گپاره تکرار میکنی.
08:39یوسف خواهش میکنم دباره ای چیزا گپ نزن.
08:43احساس گناه میکنم.
08:45چرا؟
08:45ما یکی دگه را دوست نداریم.
08:47ای گناه هست.
08:48نه خیر.
08:49اما دگه حوضا تغییر کرده.
08:51بیبی تو اولاد درم میشی.
08:52سای که اون نالان را دوست داشته باشی.
08:59لطفا بفکر نالان باش.
09:01بخاطر بچه.
09:06برو دگه.
09:07مام خود میروم یوسف.
09:11ماما این ما را نبینم.
09:31ماما این ما را نبینم.
09:55ماما این ما را نبینم.
10:09ادا.
10:11دخترم دوای ما گرفتی؟
10:12گرفتم خانم ماما جا.
10:14بگی.
10:17تشکر دخترم.
10:18بافتت خلاص کردی؟
10:19خلاص شد.
10:21بعد از رفتن تو.
10:22صاحب خانم آمد.
10:24گفت بچهش مریض شده.
10:26گفت میشه تو سبا بجای ما سر کار بری؟
10:29باست تو برش چی گفتی؟
10:30گفتم درست از چی میگفتون؟
10:32نه خانم ماما نمیشه.
10:33درست از که وضیعتت خوب شده اما
10:35نمیتونی چند سات سر پای استاد شوی.
10:38من فردا رخصت هستم.
10:39من اونجا میروم درست از.
10:41اما دخترم.
10:42تو آمی یک روز رخصتی داری؟
10:44او روزام سر کار میری؟
10:46مشکل نیست.
10:47وقت همراهی طفلا با شام خود راحت احساس میکنم.
10:51درست از بسیار خوب میشه.
10:53اما اگر میخوایی سبا سر کار بری باید زود خوشوی درست از.
11:41خوش آمدی عشقم.
11:43کارت چی تو بود؟
11:44خوب بود.
11:46مبرون کامی کارتون.
12:27اما یک بارم نشده.
12:28اقسم با هم بریم بیرون و یک جایی بخندیم.
12:31حتی یک اقسام نداریم.
12:37دختر احمق تا را از زنده بودنت پش ایمان میکنم.
12:41هیچ نشانی ازت نمیمانم.
12:45از تلفونشان پاک میکنم.
12:48هیچ نشانی ازت نمیمانم یوسف اشقم هست.
12:51فقط ازم هست.
12:57ایران پاک میکنم.
12:58ایران پاک میکنم.
12:59نالان.
12:59نالان تو چی میکنی؟
13:01تلفون ما به ته.
13:03آسیز.
13:04کارم تمام نشده برات پس میتونم.
13:06نالان چطیات نگو.
13:11تو چی کردی ها؟
13:13چیزهای بدرت نخوره از بین بردم.
13:15از تلفونتان پاک دم یوسف.
13:17دیگه کسی بنامه عداده زندگی ما نیست فامی دیگه.
13:20هست.
13:20نالان هست.
13:22عده اقل و قلبم هست.
13:23من هیچ وقت.
13:25من هیچ وقت برای دروغ نگفتیم.
13:28گفتم او را دوست دارم.
13:29گفتم عاشقش هستم.
13:30خیلی باید فراموشش کنی.
13:32من حامل هستم.
13:33بچه تو از فامی دی؟
13:35من تو چوتو میتونی ای قدر خود خواب باشی؟
13:37چوتو میتونی در فکر منه باشی؟
13:39او دختر یک خلاه از در بین ما متوجه استی؟
13:42او دختر کی هست که نمیتونی متوجه ما باشی؟
13:44چطیات نگو.
13:45من بخاطر او طفل این جسام خودتان بهتر میفامی.
13:49دیگه انتظاری از من نداشته باش.
13:57از دیدن طرف یک ساعت دست بکش.
14:00تنها حقیقت زندگیت ای بچه از فامی دی.
14:03تو چی بخوایی چی نخوایی؟
14:06ای دختر باید از زندگیت بکشی یوسف.
14:15تنها حقیقت زندگیت بکش.
14:37یادت از برد گفته بود و مروسه میکنیم.
14:41ای حلقه نامزادی ماست. درست است؟
14:51انگوشتتا به تی؟
14:57یک کمی برد کلان است.
15:02بله.
15:03و دگه ای که رنگ دلخوایم است.
15:07ای دومین توفه مقبوله است که
15:10برم دادی یوسف.
15:45چیچک؟
15:47حالا بیدار شده دختر ایم حالا که نا وقت شده.
15:53بحیث بحیث.
15:54چی شده؟ چی گپ شده؟
15:56برون باش.
15:56صدای سمرو آمد زودتر پاچو.
15:58حالا دگه زود شد.
15:59زود شد.
16:06چیچک؟
16:08بیدار شدم خانم سمرو.
16:14حالا دگه اجالکو.
16:15هنوز که آلای تا نپشیدی؟
16:17نه درست هست درست هست ما اماده میشون.
16:20زود شد شد شد شد شد.
16:21حالا که نا وقت شده.
16:22حالا اجالکو.
16:32برای دکم.
16:35اوف.
16:38کم بود که گیرم کنم.
16:40تو چی میگی ها؟
16:41هیچ اما تو گفتم.
16:45اگه میخوایی کالا بپوشی من هم اتانم بروم.
16:48خودت باید پایین بریفو میدی؟
16:49مدد از شوی کالا خودت تبدیل میکنم.
16:51چیچک؟
16:52میگم قبل از رفتن میشه برام از پایین یک اون چیزی بری؟
16:55بچه شم عزیزم.
16:56چیز دگه نمیخوایی برای چای بندازم؟
16:58به خدا میگم دستت درد نکنه.
17:00دودانه خندوم میگم.
17:03من تا امودمشم اینجا را جمع کن.
17:05کس تر ما شک نکنه اگر نیه بسیار بدخواد شد.
17:08حالا دگه اجاله که درست است؟
17:22ماما، یادت نره پیسه آقا مصطفى را بیت درست است؟
17:26تو تشویش نکن.
17:28پیسه او همه قبرش میتوم.
17:31آقا یال درم برای چیز نگفت؟
17:35نگفتم ماما.
17:36میشه دیگه این سواله پرسان نکنی؟
17:38دخترم بخاطر خودت میگم.
17:40از برسیه برای چیز نگفت،
17:42من از کجا بفامم.
17:43اگر از ما سوال کنن که چقدر تیاجات خانه خود رفع کردیم،
17:46برش چی بگویم؟
17:47لطفان اسمایل، ده ای گول صبح سری دختر غال مخال نکن.
17:50ستاره، تو دگه گب نزن.
17:51نوش جانتن، من دگه میروم.
17:55ده این روز رخصتی کجا میری؟
17:57بازار میروم.
17:58آفرین دخترم، آفرین دخترم،
18:01برو کار کن،
18:02که برات مدال بتن،
18:03برو کار کن، برو.
18:04دخترم، بی بی، تمام شانه ای قسمون،
18:07منظم پالو یک دگه چندیم، درست است؟
18:10درست است خانم ماما، من دگه میروم.
18:13بخیر بری دخترم.
18:18باز چرا طرفم سایل میکنی؟
18:20اما اسمایل، تو هم شلش نگه دگه.
18:22همیشه این قضیه.
18:23نماندی که دختر یک دو لخمه نان بخوره.
18:25شلش گرفته.
18:26نمیگه که چرا شلش گرفته.
18:28ستاره؟
18:29در بینه قدر کارگر که داره.
18:30چرا عدا برش مهم است؟
18:33چرا ای قدر ماله به عدا روان کرد؟
18:36اتا یک بارم در ای باره فکر کردی ستاره؟
18:39نه نمیتونم.
18:40بخاطر که در مغزم مثل تو شیطان خانه نکرسته.
18:42ای بان دگه.
18:43بی بی که ما در چی روز آل رسیده.
18:45و خدا مثل موش از نان پنهی را جدا کده بیخی خسته شده.
18:49پول ما که خلاص شد دگه امیرام نخواد داشته.
18:52از گشنگی خواد مرده.
18:53ما رفتم.
19:00انشالله که در یک بار تمام اینار انتقال داده به تانم.
19:07خوب.
19:09صبح خیر.
19:10صبح خیر.
19:11یوسف بر تو دیخجال مانده امبازگرم که بخوا.
19:14درست هست میخورم.
19:16صبح بخیر.
19:17ماما دستان.
19:18چقدر خوب.
19:19خیرم همرایت بگیر که با هم بریم حلا دگه.
19:22راستش.
19:23پیش از رفتم میخواییم یک چیزا براتان بگویم.
19:26فکر میکدم که دباره فرهاد باشه.
19:29بله.
19:29جایی برفتن نداره.
19:31شبام دقه و خانه خوب کده بود.
19:33میشه به بخش اینش؟
19:34مام به خاطرش ناراحت میباشم یوسف.
19:37اما باور که او واقعا به مسئولیت شده.
19:40باید کار کنه تای تو نباشه.
19:42چرا کار نمیکنه؟
19:43اگر کار کنه به این حالت نمیرسه.
19:45حق داری.
19:46فراد مثل بیادرم هست.
19:48اما دلمام نمیخوایی دکوچه خوب کنه.
19:51سمراه خونه.
19:52باید یک کم سختی ببینه.
19:54باید عقلش در جایش بیایه.
19:56درست هست.
19:57مامو دست هم؟
20:00درست هست.
20:01خیلی بریم دیگه.
20:02چی قسم باید اینا را انتقال بتیم؟
20:04مام کمکتان میکنم.
20:05بلا بسیار خوب میشه.
20:06مکه نگفتن هم اتانم.
20:08او بکس هم بگیر جانم.
20:15یوسف.
20:17میشه امروز صوبانه را در بیرون بخوریم؟
20:19ما کار دارم.
20:21بله ما کار داریم باید بریم.
20:23حالا بسیار سر منابخ شده.
20:25بهتر هست که بریم دیگه.
20:26آیه خواهش میکنم.
20:28ما چند روز هست که بیرون نرفتیم.
20:29و دیگه ما به هوای تازه نیاز داریم.
20:38درست هست.
20:40مزود میرم و پس میرم.
20:42درست هست.
20:42من آماده می شما.
20:43منتظرت می باشم.
20:46باید حتما صوبانه را در بیرون بخوره.
20:48حتما باید پیسه خرچ کنین.
20:50دیخچال یک آلم خوردنی داریم.
20:53یک چیز دیگه بخوره.
20:54نباید قدر پیسه خرچ کنین.
20:56نه دیگه.
20:56خیمت چی کنم؟
20:59آفرین.
20:59خیچی کنم.
21:02خوب خودت در جنجال انداختی.
21:05تو پیشترک بچی یه شعر میکنی؟
21:07فراد دخانه هست.
21:08ما در اتاقه خودم هست.
21:11بچی میکنم بسیار حضور کرد.
21:12ما هم دلم برش سوخت دیگه.
21:14بسیار خوب کردی.
21:16حالا دیگه.
21:23خوش آمدی.
21:24خوش باشی.
21:25ای چند هست؟
21:27پنی لیره.
21:28تشکر.
21:30اوهو.
21:31مالون میشه یگان تا پیش از نماز صبح آمدن.
21:34ما به خدا در کردیم از برای خدا.
21:37اما خانم سمروده دک دقیقه میچینمش.
21:39چیز سختی نیست.
21:40عدام هم اینجاست.
21:41میتونیم هم اینجا بچینیم.
21:42آنه اونجا خالیست.
21:45خوش آمدین.
21:47شما اینجا چی میکنین؟
21:48یعنی که ما با هم هم سایه شدیم.
21:52چقدر خوب شد به خدا.
21:55چطورستی جانه.
21:56خوبستم.
21:57تو؟
21:57خوبستم.
21:59چیچک جان بیا کمکم که.
22:01ادا.
22:03تو اینا رو میفروشی؟
22:06صاحب خانه ما همراه خانم مامایم یک جای اینا رو آماده کردن.
22:10ما هم گفتم بفروشو میشن.
22:11بسیار کار خوب میکنی.
22:12یوسف جان.
22:13تشکر بچیم که کمک ما کردی.
22:16عزیب و بعدشم ما انجام میتیم.
22:17تو بکارت برست.
22:18برو جانه.
22:22نه من کار ندارم.
22:24حالایی که کار ندارم بهتر از امراه شما کمک کنم.
22:27تشکر.
22:31رقیب شدیم.
22:33چیزایی که میفروشیم یک سان نیستن.
22:35درست است.
22:37چی میفروشی؟ اینا دسمال هست؟
22:39نه.
22:40اینا لیف هستن.
22:42به هممام هست.
22:43آه.
22:44بیبی؟
22:44کلاه هم دارم.
22:45تمامشان کار دست است.
22:50قیمتشان چند است؟
22:51پنی لیره.
22:52میشم آمی اگدانه بخرام؟
22:53درست است.
22:54کدام رنگ؟
22:56آبی.
23:03اما همیشه باید دستارت باشه درست است.
23:06نباید خونک بخوری و مریض شوی.
23:09یوسف مهج نیازه بایی ندارم.
23:12بخاطر تفلا میخرم.
23:14درست است خی.
23:16بخاطر تفلا قبول میکنم.
23:22بسیار مقبول مانون میشی.
23:23بسیار تشکر.
23:28سلام.
23:29دوزدار این در بازارچه ما اشتراک کنین ها؟
23:32ای چه قسم بازارچه است؟
23:34بخاطر بچه های بسر برست یک بازارچه درست کردیم.
23:37از طرف دیگه سودی رکه بدست میاریم.
23:40نیاز های زمستانی شانه تمین میکنیم.
23:43مصطفا تو در ایسین بسیار مشکلات داشته.
23:46حال وقتش است که به ای بچه ها کمک کنی.
23:48کمک فا میدی.
23:49چرا فکر میکنی؟
23:50درست است درست است.
23:51مشکل نیست.
23:52بسیار زیاد تشکر.
23:53زنده باشی خوار جان.
24:02یوسف جوابتی دیگه جوابتی.
24:20مبوری که میخوایم.
24:22یوسف جان.
24:25یوسف جان.
24:28چند دانه باید باشه خوهر؟
24:30چند دانه؟
24:31چار پنگ دانه باشه.
24:34نوش جانتان.
24:35تشکر.
24:37خانم سمرو.
24:40شما بسیار خوب فروش کردین.
24:42من نتانستم چیز بفروشم.
24:45من کمکت کنم.
24:48ببین حاله چه کسام برات میفروشم.
24:59بیاین بیاده را.
25:00حالا دگه.
25:01لیلام شد لیلام.
25:03بیاین اینا را ببینین.
25:04ببینین چه قدر مقبول است.
25:06خاله جان.
25:06بیا یک دفعه اینا را ببین خیر است.
25:08چی میشه.
25:09بسیار مقبول است.
25:11بیاین دگه وطن دارا.
25:13حالا دگه.
25:14لیلام شد.
25:14حالا.
25:19بیا ببین چه یک چیزهایی آورده.
25:25خوهر جان.
25:26خوهر جان یک دقیقه.
25:27تو یک دفعه اینا را ببین لطفا بسیار مقبول است.
25:30چند از بچیم.
25:32پنی لیره.
25:33پنی لیره خوهر جان.
25:34یک دفعه اینا را ببینین.
25:36بسیار نرم و باکفیت است خوهره.
25:38تو میخوایی امرای امومه امام کنم؟
25:41چقدر شد؟
25:42ده لیره.
25:43هر دوش ده لیره.
25:44به خوشی استفاده کنیم.
25:45به سلامتی استفاده کنیم.
25:47تشکر.
25:48تا شام کلشم میفروشم.
25:52حالا دگه.
25:53کسی دگه اینیست که بخاره.
25:55حالا دگه خلاص شد.
25:56بیا ماما یک دفعه اینا را ببین.
25:57حالا دگه بیا اینجا.
26:01داختر تو ده اینجا چی میکنی؟
26:04تو ده اینجا چی بد میکنی؟
26:07بچه این ببین.
26:08ما بخاطر یک کار خیر اینجا استم.
26:11نیتم رساندن خیر است.
26:12کدام چیز دگه نیست.
26:13نیت بعده ندارم.
26:14تشویش نکن.
26:17ماریم.
26:18یک دانه شند از داختر.
26:21پنیره مصطفا بیادر.
26:23یعنی حالی هم بیادر ها؟
26:26خب درست از چند دانه از ای داری؟
26:28برم بگو.
26:29ما کل اینا را میخرام.
26:32کلشه.
26:32تو هیچ خود خسته نکو.
26:34فامیدی؟
26:34میفامم تا اینا خلاص شدند.
26:37تو بسیار خسته خواد شدی ماریم جان.
26:39بگیر.
26:41پیسه تا در جیبت نگاه کن.
26:43پیسه تو را کسی نخواستن.
26:44ببینو بچه.
26:45ما دفم از این کار.
26:46کار خیر است.
26:47خواستم که برای دختر کمک کنم.
26:49اما تو با تو با.
26:51در چی در در سره افتادیم؟
26:52ما پیسه کسی فتورا نمیخواییم.
26:54سرت در کار خودت باشه.
26:55از اینجا گم شو.
26:56تو ای طرف دیا.
26:57بیا ای طرف بریم گپ بزنیم.
26:58حالا.
26:58اینجا مکتب از.
27:00اینجا اطفال میباشه.
27:01یوسف.
27:02آرام باش لطفن دیگه.
27:03بانش که بره.
27:04او پیسه لعنتی تم در جیبت بان.
27:06با او ضرورت نداریم.
27:07اجازه ای کارا نمیتون.
27:09نمیتونی از اینجا چیز را به خریفا میدهیم.
27:11ما میگم بلایم در پستان.
27:12هر کاری که میکنی بکو.
27:14نمیمانن که اگه آدم براحتی
27:16سواب کسب کنه.
27:17هر وقت داوا میکنی.
27:18توبه کدیم خدای.
27:19توبه توبه.
27:24چی شده؟ ای کی بود؟
27:26مصطفی بیدر.
27:27همو آدمه که در بوزلوک همرای ما بود.
27:30همو هست.
27:46ای جوابه تیدیگه.
28:07بلاخره خوب شد که رفتم.
28:10به خدا کم بود که از گشنگی تلف شوام.
28:14اوه چی یک بویی میه.
28:17تو بازم چانساوردی فرهاد.
28:27کمتر پر تو.
28:30یوسف دختر چطو میتونه قدر نانه بخوره؟
28:34کمتر پر تو.
28:35باش کسی هم پر تو.
28:36مکه بانو میخورم.
28:38حالا چیچک یک کمی از اوام برام بتی.
28:41درسته است؟ سیرام بگی؟
28:42یک چای داغام برام بتی. درسته است؟
28:51یک کمی بورام برش پر تو.
28:53نه.
28:54بورا نمیخورم.
29:00بسیار تشکر.
29:01رستش تلفون ما پشرفته نیست.
29:18نه خیر. من ایمیل ندارم.
29:26روزگار جدی میگم باور کن.
29:34نه نه میخوایم.
29:36نه نه قابشا نکنی.
29:40درسته است.
29:42درسته است. من اکثار ازت میگیرم. درسته است.
29:51میبین اومد.
29:55خیر دیگر روزگار صداش میکنی.
29:57چی گفتی؟
29:59پیش از یاقا روزگار میگفتی.
30:01بله روزگار صداش میکنم.
30:03خب خودش اقسم خاص یوسف.
30:07یعنی با ایکی دیگر دوست شده؟
30:09بله.
30:11اینا رو خانم سمراو برات روان کرد.
30:13دستش درد نکنم.
30:15نوشه جانت.
30:40سات.
30:41دو سات.
30:43سه سات.
30:45همه قدر از باور کن.
30:46عرضش نداره بخاطری پیسه انگشت ما بزعمت کنم بیادر.
30:52بی بی مصطفی.
30:54این قسم کم کم برم جیره نته.
30:56ما ام خوش ندارم که ار روز اینجا بیاییم قواری تا ببینم.
31:00فامید یا نه؟
31:00چی کنم دیگر روزگار است؟
31:02بخدا اسمایل.
31:04ما ماشق قواری من حوست تو نیستم.
31:06اما چی کنم دیگر.
31:07خدا همه قسم خواسته.
31:09ما دیگر میرم.
31:15اگر دستم بند نمی بود پیشت نمی آمدن.
31:19ای خدایه تو کمکم که خدایه.
31:22بیادر جان.
31:23میشه پیسه چای برم بتی؟
31:25ای دیگر از کجا پیداشد.
31:26فقط که چای من خورده باشم.
31:30بگی بیادر بگی.
31:39ادا؟
31:41آیه گفتم بیایم خبرتن.
31:43جا بدار خواهر.
31:48تو خواهی قمص روف استی که یک زنگان برا من هم می زنی.
31:51هیچ وقت نشد خواهر.
31:55آقایل داریم چطور است خوب است ها؟
31:57بله خوب است.
31:58بیا که بریم اینجا خانه ماست خواهر.
32:00آیه مبارک باشه خیلی مقبول است.
32:02تو چی قسم یک دختر استی ها؟
32:06چقدر حرفایی سی؟
32:07تو کمیام خجالت نمی کشی ها؟
32:09ادا؟
32:10ای دختر کی از چی گفتم ایره؟
32:11من نالان استم.
32:12دوز دختری یوسف.
32:14ها بفا میدم.
32:15نالان چی میخوایی؟
32:16چرا در بین کچه سر و صدا میکنی ها؟
32:19حتما یک جایی مرا درد گرفته که سر و صدا میکنم.
32:21بان که کلگی بفهم.
32:22شش.
32:23کمه بارا میگب بزند.
32:24ای دختر به کس نیست فا میدی؟
32:26باید اول کتم با گب بزنی ها.
32:28خیلی قسم است.
32:29برای شیات میدادی که پشت شوار هر کس را نگیرنی؟
32:32من پشت کس را نگرفتم.
32:33دالان لطفا بافام.
32:35بما دروغ نگده.
32:36حولی مکتب دیدم تان.
32:39تو مثل پشک چسبیده بودی با دوست بسرم.
32:42تو هیچ خجالت نمی کشی ها؟
32:44چرا زین یوسف ها درگیر میکنی؟
32:46بخوا به یوسف نگفته بودم.
32:47بیا.
32:47خودش آمد.
32:49تو برش گفتی باید میگی بلایی چی؟
32:51خیلی ایلاش کنن کن.
32:52اگر بانمت آدم پر ایلاش کن شد شد شمر ما ایلاش رو.
32:55او دوست بسرم از بازدودی عروسی می کن.
32:57ایلاش کن.
32:58ایلاش کن.
32:59نمی ایمانمت ایفتسمی نمی ایمانمت.
33:01ایلاش کن.
33:02ایلاش کن.
33:02ایلاش کن.
33:03اگر نمی کناکت میکنم.
33:06خدالله نهتی کن.
33:07ازت متنفرستم.
33:09چرا در زندگی ما داخل شدی ایدامه بس.
33:11بس یوسف جدا شد ایم برو دگه.
33:13بس هست دگه یک قدر سراسد و بخاطر چی هست.
33:16اما او هنازم بد تو فکر میکنه.
33:19تو برش اجازمی تی.
33:20محامل هستم.
33:21دختر بس هست دگه در کوچه چیخ نزن.
33:23بد هست.
33:24چیخ نزن.
33:24نمی فامی که محامل هستم.
33:26گفتم بس هست.
33:28محامل هستم.
33:29بس هست بس هست.
33:30نالان.
33:31نالان.
33:31نالان.
33:32نالان.
33:32درست هست آرام باش.
33:35نالان.
33:35تو بخدایا.
33:36شما هم روی ازی چی کده؟
33:37این حامل هست.
33:38حتما فشارش بالا رفته.
33:39از او خاطر رفته.
33:40در یک تکسی بخواهی این حاله.
33:41حامل هست حامل هست.
33:42نالان.
33:43بان که ببینمش.
33:46بکسشون وردار.
33:47واسکو واسکو.
33:48زود باش.
33:48بلندش که.
33:49حاله اجال اکو.
33:51حاله اجال اکو.
33:51من دست کورش هم میگیرم.
33:52درست هست این اما باز میکنم.
33:54حاله.
33:54اجال اکنین.
33:55اجال اکنین دیگر.
33:56بیا.
33:56بیا جانم بیا.
33:59بیا آرام باش.
34:00آرام باش.
34:01چیزی نیز آرام باش.
34:03خدایش میکنم.
34:05چیزش نشه.
34:06خدای.
34:15درست هست.
34:16درست هست.
34:16آرام باشین.
34:17آرام باشین.
34:31حالا دیگه اون طرف شو
34:32مریض دارم نمیبینی لنتی
34:36نالان
34:37نالان جواب به تی نالان جواب به تی
34:41نالان
34:43خوهری هناز چشمای خود رو باز نکده چی کنه؟
34:46آرام باش جانم تشویش نکو حال شفا خانم میرسه
34:49مریم
34:50این دختر همرای تو چی مشکل داره؟
34:55چرا شما دوا کردن؟ چرا زوف کرد؟
34:58به تو چی تو کار تکا؟ به تو هیچ مربوط نمیشن؟
35:01راستش به خاطر کامل هست
35:02نوزم گپ میزنه توبه؟
35:04خوب دیگه درست هست توبه
35:08خوهر
35:08ما به یوسف زنگ بزنم؟
35:11زنگ بزن زنگ بزن بگو میرم شفا خانه زود بیایه
35:16به خدا خوش گذشت
35:19تمام بچه ها خوش شدن
35:20کلشان خوردن و بلاخره خلاص شد
35:24ما میگم خانم سمرو اگر یک مغازه داشته باشیم و اونجه بفروشیم بسیار خوب میشه
35:30بسیار فروشت خود داشتین
35:37میشنام امده
35:41چی؟
35:43تو چی میگه ادا چی رقم؟
35:46درست هست ادا من میاییم کدام شفا خانه؟
35:51درست هست درست هست من حالی میاییم
35:53چی شده بگو؟
35:55نالان زوف کده
35:56چی؟
35:57اینا رو هم شما بگیرین من رفتم
35:59مارا بخبر نمونی یوسف
36:08اگر طفلشت چیزش شوه باز من چی خواد کردم خوهر؟
36:13کلش گناه ما بود
36:14ای تو نگو جانم تو خو مقصر نیستی
36:17خودش همرایت بدرفتاری کرد
36:18تو هم حقش برش دادی تشویش نکو دیگر
36:22تو اینجا منتظری چی هستی؟
36:23ها بارا دیگر
36:24نه خیر ما باید همینجا باشم
36:26میشه که چیز کار شوه
36:28از او خاطر هی جایی نمیرو
36:29توبه کدیم خدای
36:30توبه کدیم توبه استخفر الله
36:33ادا
36:35یوسف
36:36نالان خوب هست؟
36:37نمیفه مام دکتر داخل رفت
36:39ما منتظرش هستیم
36:42تو اینجا چی میکنی؟
36:44یوسف آرام باش
36:46مصطفى بیادر ما را اینجا رساند
36:49میبینی که چه قسم رفتار میکنه؟
36:52من نامزاده تنجات دادم
36:54نامزاده تن
36:55بچه تنجات میتوم
36:57بازی رفتار تو رو بیبین
36:59من میگم آفرین آفرین
37:02مریم من میرم دیگه چیز کار نیست
37:04برو دیگه رنگت تگم که
37:05دختر است تو چیز نمیخواه
37:06حالا دیگه
37:15دکتر سایب نالان خوب است
37:17هم مادر و هم بچیش خوب است
37:19فشارش پایین بود
37:20کمه بهتر شده
37:22آلا میتونین ببرینش
37:23خدا را شکر
37:24میتونم ببینمش
37:25البته بفرماین
37:27شفا باشه
37:33نالان
37:37خوب استی؟
37:39به نظر تو چودا؟
37:41به خاطر تو فشارم پایین شد یوزف
37:44تو چه میگی نالان؟
37:45گناهی ما چیست؟
37:46تو به کمک خانم سمرو رفته بودی
37:49چرا پس نامدیم؟
37:51برات گفتم آماده می شما منتظرت می باشم
37:53چرا که ادا جان اونجا بود نهی؟
37:56من تمام شدیدام یوزف
37:59من هم افامیدو مدام اونجا از باور کن
38:01به خدا خستم از بخاطر او جنه رفتیم
38:05خو خی بخاطر او نرفتیم
38:06خی چرا پس نامدی خانه ها؟
38:08نتانستی که الاش کنیم
38:10میفامید چند بار برات پیام دادم
38:12چند بار برات زنگ زدم
38:14مثل احمقا تمام روز ما تسرد مانده
38:17مره ببخش فکرم نشد
38:20شما بخاطر امی گب جنگ کردیم؟
38:24بعد از او آمد تمام شبرت قسکت
38:26چی گفت؟ گفت نالان مقصر از گفت مرزت ها؟
38:29نه فقط گفت که ما همراه یکی دگه جنگ کردیم
38:32همه قطر
38:34یوسف
38:35بس از دگه ای دختر از زندگی ما بیرون کن
38:38مثل یک خواب میمانم
38:40محامل هستم هیچ وجدان ندارم
38:42بی بی اگه کدام بلای سریع طفل بیایم
38:45مقصر شما هستیم چرا نمیفامید؟
38:47ای قدر بلند گب نزن
38:48چرا بلند گب نزنم بخاطر کونش نوه
38:51نمیخوای او بشنوه بانگه بشنوه
38:53من حامل هستم
38:54مره آرام بانین اگه او دختر نمیبود خوشبخت میبودیم
38:57آرام باش
38:57چرا نمیفامید؟
38:58آرام باش
39:11خواهر بریم من دگه نمیتانو منجا باشم
39:13درست از جانم حالا بالا پوشته بگه که بریم
39:19بریم
39:34نالا نامده نا نمیخوره
39:36نه نمیخوره خواه کرده
39:37او فقط خواه کنه باز بدن بخوره
39:40آدم مفتخوره
39:42مره به تبشقابته
39:48بسیار خوب بایی میتاد دسته درد نکنه خانم سمرو
39:53خانم سمرو؟
39:54چان؟
39:55خوب استی؟
39:56در چی فکر استی؟
40:01ها
40:02به فرهاد فکر میکدم
40:04او بچه بدون پیسد کچا خوب میکنه
40:08گشنه از زیر است
40:10بله راست میکه
40:12گفتم شاید یک کار پیدا کنه تا حال نامد
40:15به نظرم غرورش جازه نمیتش
40:18غرور
40:20بله شاید
40:34چی چک؟
40:37به نظرم من یک کمه زیاد روی کدیم جانم
40:40برش زنگ میزنم
40:45دلم تنگ شده
40:46به خدا ماما مخصم
40:48او مرا زیاد خنده میتنم
40:55کجا میری؟
40:58کمعه او میخورم
41:00بیخی از یادم رفته بود
41:02برو جانم
41:14کل نخطا را برده بالا
41:16فقط تنها پلاوش منده
41:18ای خقب نزن
41:19سمرو گفت که بسیار پشت دق شده
41:22گفت بهتر است که فرهاده اینجا بخواهیم
41:25او بسیار مهربان است
41:26تو دیوانه شدی؟
41:27نه که خونک خوردی؟
41:29تو باید یک کار کنی؟
41:30او گفت که
41:31بسیار پشت دق شده
41:32میفهمی تواله باید چی کنی؟
41:33برو بیرون و یک بار دگه در وزره بزن
41:36و بگو سمرو خواهر
41:37میشه من بیایم داخل خیر است خیر است خواهر
41:40نه
41:41او خیلی مره رنگ داده
41:43بان که کمی دلش تنگ شد و عذاب بکشد
41:45تا عرضش مره بفنه
41:48پشتش نگرد
Comments

Recommended