- 20 hours ago
آیا آمادهاید وارد دنیای سریالهای مورد علاقهمان شوید؟ با داستانهای دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموشنشدنی، صحنههای هیجانانگیز و قسمتهای کمدی شاد، قسمتهایی که با اشتیاق دنبال میشوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریالهایمان با ما مشترک شوید!
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
Category
📺
TVTranscript
00:00یک سات برای شما گفتم که تیار شوید، ایچ خلاص نمیشدید، این سایلکو ناوخ شد
00:04کاکا اسمایل بکن، سردخون آمدیم، سر جنازه آمدیم، چه قصر رو صدا میکنی، یک دقاران باش
00:09تو رو به خدا چوب باش دیگه، اینجام زبان نکن
00:12کجا هستن؟
00:15این سایلکو اونجا هستن، بیا
00:50آه، بگی جانم
00:56راحت باش جانم
00:59دیگه چیز اگه کار باشه؟
01:02نه خیر تشکر، زیاد بزحمت شده
01:04تو چی میگی جانم؟ تو دختر نازدانم هستی
01:08شادی و خوشی خانه ما جانم
01:11ما دل ما بره تنگ شده بود
01:14شکران وقت رفتن تو را به ما امانت داد و رفت
01:18شکران خانم
01:19مادر تا میگه چیچک جانم؟
01:21یک مادر داری، همو که در شفا خانه بالای سرت بود
01:24نبخشن شما کیستین؟
01:26ای فرهاد هست
01:28تو فرهاد با هم جور میامدین
01:31هر وقت که از خانه میکشیدامش
01:32تو بازور پت داخل میکدی؟
01:35به یادت آمد؟
01:36نه، یادم نمیگم
01:39تو بیا
01:47ما تحمل ندارم ای دختره
01:49ای تو ببینم فرهاد طاقت ندارم
01:54آه، سرش دیاد فشار نیاره این که خفه نش
01:57خانم سمرو
01:57اما ما تحمل شای ندارم
01:59ما هم تحملی کارایشا ندارم
02:01زود شکه به رستورانت خود بریم
02:03چند روز شده که بازش نکدیم
02:05کل مشتری های خود از دست میتیم
02:07باید اونجا بریم
02:08آه، درست هست، ما اله باسای ما تبدیل کرده میایم باز میریم
02:10حلا دگه زود شو
02:40برای کل ما یقم کلان هست
02:42بازم زندگی سر تان باشه
02:43تشکر زنده باشیم
02:44اصلیات میگم
02:45تشکر
02:46خانم نحال، خدا بر تان سبر بده
02:52متاسف هستم
02:53زندگی سر تان باشه
02:56تو اینجا چی کار داری برم ببا؟
03:00حاله که تفل ما نمیتانه پدر کلان خود ببینه
03:03گفتم دست سر جنازش خوب بیایم
03:07زندگی سر تان باشم
03:15یادم، اینجا چی میکنم؟
03:19ماما یاداز، بخاطر تسلیت اینجا آمده
03:21تو خو برش پول دادی که خدا گم کنه؟
03:24تو خو گب زده بودی نی؟
03:27کسی که ای قدر پول گرفته، باز چرا اینجا آمده؟
03:30من اگه از کجا بفهمم نحال
03:32اگه بیسیار کنجکاوستی برو از خودش پرسان که
03:37حاله دگست آره بیا که بریم در صف
03:39اگه نه اونا از اینجا میرن، باز برای که تسلیت بگویم؟
03:42بیا، بیا که بریم
03:43سبر که اسمایل، سبر که هلی میریم، سبر که
03:45عدا؟
03:46او امو دختری نیست که تو را از یوسف جدا کده بود؟
03:53ها؟
03:54همو هست
03:59بیا بیا
04:05بلا، کلما که خبر شدیم، بسیار جیگرخون شدیم، بسیار نراحت شدیم، بازم زندگی سر تان باشه
04:13تشکر
04:13خدا عمر شما را طولانی بسازه، تسلیت باشه
04:30بله، بیادر
04:35گفتی کجا ببرم؟
04:41بیادر، من این مشکل خانوادگی دارم، میشه، من ایره نبرم؟
04:50درست هست، بیادر، من رحمت گرفته، همراه خودم میارمشم، درست هست؟
05:07بیادر، من این بایدر، من این نفیلی، من این بازم کرده، گفتشاه، بایدر، بایدر
05:37پدر چرا این کارم رای مکدی؟
05:42بسیار کارا بود که باید هنجام می دادید
05:46محال چی کنم؟
05:51اگر یک چیزی در فکرم آمد پیش کی برام پدر؟
05:55از کی نظرشه بگیرام پدر؟
05:59کی رای درسته برم نشان به تا؟
06:01کی؟
06:03به من کی دل و جرد به تا؟
06:07پدر چرا این کار کدی؟
06:09چرا امرای موخادت این کار کدی؟
06:26های چشمای پر از خواه و از خواه قفلت بدار شویم
06:32چشمای خواه پر من بدار شویم
06:37باور کک ازرائیل جان می گیره
06:42های چشما از خواه قفلت بدار شویم
06:47چشمای پر از خواه بیدار شویم
06:50بدار شویم
06:56کل پرندگان در وقت صبح از خواه می خیزن
07:02شروع به تسبیح خداوند می کنن
07:07کوها، سنگها و درختان تسبیح می گن
07:11های چشمای خواه پر از خواه قفلت بدار شویم
07:16چشمای خواه پرم بدار شویم
07:24ای دنیا جابدانه نیست
07:26اصلاً بازیش نخو
07:30مغرور نباش و به ای تاج و تخت تکیه نکن
07:35به ای که هفت اقلیم زیر سلطه تو از اعتماد نکن
07:39های چشمای خواه پر از خواه قفلت بدار شویم
07:45های چشمای پر از خواه ما بدار شویم
07:48بدار شویم
08:11نالان تو چی می خواهی؟
08:13به پیسه بیشتر ضرورت دارم
08:15ای پیسه که دادی به ما کفایت نمی کنم مرد
08:18پسان نالان
08:20حال وقتش نیست
08:21پسان
08:41فکر میکدم یوسف نمانک اینجا بیایی
08:46اما آمدی
08:49مره ببخش
08:50از خاطر دیشا که تو رو اونجای لایکه دام
08:55در زندگی مشکلات کلان ترامه است
08:58یعنی کار دیشا و زیاد مره خفا نساخت
09:02می فهمم
09:04می فهمم که حال هرچه بگویام
09:07از غمت کم نمی شم
09:09اما تو حدقل بوی پدرتب بیاد داری
09:14می فهمی؟
09:19من در یک کتاب خونده بودم که
09:23اول چشمایی کسی که از پیش ما رفته یاد ما میره باز
09:29بازی که چی رقم سل میکرد
09:31چی رقم خنده میکرد
09:33چی رقم قار می شد
09:35کالشان دانه دانه از فکر ما پاک می شد
09:40باز چهرش
09:43صداش
09:46اما
09:47عطر و بویش آخرین چیز هست
09:54اون آخرین چیز هستن که از یاد ما میرن
10:04من خو نفا می دم که عداد چرا هم رای بچه قدر تال خورد
10:08اسمایل
10:09یک بار بی بی که
10:11دخترم را این بچه عروسی کنه و خوشبخت شده چی گفتیم؟
10:15اوی انشالله زن ماما
10:18آقا روزگار یک آدم خوب است
10:20مهربان و با اخلاق بسیار با شخصیت هم است
10:24حتی داستاشگاه همگی و هرکس او را دوست داره به نظر ما
10:29حتما اداره خوشبخت میکنه انشالله
10:34دختر ما انرز بسیار خورده است
10:36او درس می خوانه
10:38فکرش همرایی چیزها دیگه مجغول نسازیم
10:42خیرت باشه ماما اسمایل چی گفت؟
10:45نه که عروسی ادارکت یکی از پول دارترین بچه های استانبول دیده نمیتانی چی رقم ها؟
10:52آی نشک یک بار سکت کنی ماما اسمایل
10:56دختر خودش میگه که درس میخوانه
10:57مانه درسش شوه
11:22میفامم که حال رزگاره آرام میسازیم
11:26شاید حال وقتش نباشه اما من خواستم که خوشی مکتیتان شریک کنم
11:30من و یوسف عروسی میکنه
11:40خوب هست
11:41تبرید میگم
11:45انگشترم خوشه تا من
11:51باید کالای صفید ما بیبینی
11:54اگر ببینی دیوانه ایش میشی بسیار جاد مقبول هستم
11:59نالان من هم ایفامام تو هزمت چی میخوایی؟
12:03خواستا من ترام در عروسیم دوت کنم همه قدر
12:17حال فامیده که چی میگم اقا روزکار
12:35چی شده جانم؟
12:37بگو برم
12:39چیزه نه خواهر
12:46چیزه نه خواهر
13:37چیزه نه خواهر
13:42چیزه نه خواهر
13:43چیزه نه خواهر
13:45چیزه نه خواهر
13:55موسیقی
13:56موسیقی
13:58موسیقی
13:59موسیقی
14:08موسیقی
14:09موسیقی
14:11موسیقی
14:13موسیقی
14:14موسیقی
14:14موسیقی
14:14موسیقی
14:19موسیقی
14:25موسیقی
14:30موسیقی
14:32با بخشه؟
14:34یک بار اصلاح شوید
14:40تو کی هستی؟
14:43گفتم که دوست یوسف هستم
14:47یوسف هست تو چیزه به ما نگفتن؟
14:49نه دوست شده
14:52در کجا دوست شده این؟
14:57تو به ما فکر میکنی یا به یوسف فکر میکنی
15:07فکر طرف خودت باشه
15:13چی آدم عجیبه هست؟
15:27بفرماین
15:28تشکر میکنم
15:29شما گفته بودین که سلات براتان بیارم این آوردم
15:32بیادر جان شما یه خورک مکرونی خواسته بوده نمیترست؟
15:35درست هست
15:46خانم سمرو اینجا بشقا بسیار کم مانده
15:49من میرم که از بیرون بیارم درست هست؟
15:51برو جانم برو اما زیاد حال نتی که اینجا بیرو بارست
15:54درست هست خانم سمرو من زود بس میاهیم خودحافظ
16:10چی چک؟
16:11فراد
16:12به نظرت حال من کجاستم؟
16:14من از ایگه پا خوشم نمی آیا لطفاً
16:16ده اتاق نالان هستم
16:18نا دختر تو اونجا چی میکنی؟
16:20عقلت از دست دادی؟
16:22زود از اونجا برای زود
16:24درست هست؟
16:25کسی خانه نبود جانم مام آمدم که کمی بپالم
16:28و ها من تا این نتیجی آزمایشه پیدا نکنم آرامم نمیگره
16:32زودتر پیدا کنم که تاوان کار خوده بته
16:34چی چک؟ زود چه؟
16:36پیش از اینکه این نالان بیاید باید از اونجا بیرون شوی؟
16:39بعد از اینکه او گپا را زیری حاله از او دختر میترسم خواهش میکنم تالش نته
16:43صدقه چه هم تو تناستی اونجا چی میکنی؟ لطفاً از اونجا برای
16:46افف اون درست هست فراد درست هست؟
16:49یک چند جای دقا منده او را هم سایل کنم باز میبرایم
16:52اون تو اصلا تشویش نکو جانه؟
17:14فراد به نظرم پیدایش کدم
17:17وله که پیدایش کدم
17:19راستی؟
17:20دختر تو چی را پیدا کدی؟
17:22نتیجه دینه را پیدا کدی؟
17:33چیچک؟
17:34چیچک چیزی بگا؟
17:43چیچک؟
18:04ادتو انجا چی میکن؟
18:12یک کاری کرد
18:13نالان یک کاری خواه کرد
18:15سبر کن ما آمدام
18:23موسیقی
18:27ای پدر کلان ایجا قانون داره ما حال چی کنیم؟ ها چی کنیم شما بگوین؟
18:34نگهان خوهر چی شده؟
18:43موسیقی
18:44موسیقی
18:58موسیقی
18:59موسیقی
18:59موسیقی
19:16موسیقی
19:17موسیقی
19:24موسیقی
19:26موسیقی
19:34موسیقی
19:44موسیقی
19:46موسیقی
19:49موسیقی
19:54موسیقی
19:58موسیقی
20:03موسیقی
20:06موسیقی
20:08موسیقی
20:11زنده باشی دخترم
20:20خوب پدر کلان اکمت چرا میخوایی اینجا باشی؟
20:25میخوایم دیگه
20:26خانوادت میفهمند که اینجا هستی پدر کلان؟
20:30ما کدام خانواده ندارم بله
20:32یک نواسته داشتم
20:36او رام دیشه و ایلا کدام
20:39خو خیه تو از دست نواست خفه استی؟
20:42کاش که این نواستیم نمیبود
20:44کاش که نمیبود
20:46او چی کده که اقدر دلتان شکسته؟
20:52میشه که نگویم ها
20:55ها هر اقام که شما راحت باشین پدر کلان اکمت
20:58تشکر
21:05آدم ها اینجا چه قشاد و خوش هستن به خود و بخترم
21:08بخاطر خوشیشان ما هر کار که بتانیم انجام میتیم
21:12یک چیزه میگم
21:14اگر میخواین که اینجا باشین
21:16محکت رئیس خود گب میزنم
21:18اما حال دخانشان یک جنازه شده بود
21:21کمه مصروف هستن
21:23اینجا نستن
21:24اما من کشش خودم میکنم که شب این جبانی درست است
21:28اگر نشد باز
21:29من خانه خود میبرامد
21:31خانه کلان و مقبول نیست
21:35اما نمیمانم در بیرون باشین
21:38مزایمتون همیشم دخترم
21:41نه دگه ای چی گفت پدر کلان
21:43من بسیار خوش میشم
21:46تو چقیق دختر خوب استی
21:49خدا تو را به عزیزایت حفظ داشته باشه
21:52امی
22:28خوهر پدر کلان حکمت نیجای برفتن داره و نیپیسه
22:33نواسش قارش ساخته
22:35مگم چی کده؟
22:37والا او را خوبارم نگفته ما
22:39زیاد خفه ساخته
22:40بیچاره را
22:42اد آدم هایی دنیا را تو ببی
22:43آدمه بایی کلانی چی کده که
22:47خیسته ای پیر مرد بیچاره
22:48ایجا پیش ما آمده
22:50ای خوی یک نفر است جانم
22:52چطور میتانه از هر بار کسه باشه ها؟
22:55مخونه فامی تو
22:57خوهر تو همینجا منتظر باش
22:59چی شد؟ کجا میری؟
23:00میخوایم از خاطر پدر کلان حکمت گف بزنم
23:05آقا روزگار
23:06چند تا وسائل از اتاقه میگیرام
23:08بعدا باز گف میزنیم
23:11تصلیت باشه آقا روزگار
23:16آه
23:45ای را چی شده دختر ها؟
23:47یعنی گبه نیست نالان جان
23:49من ببینم که چی میگم
23:50باز پس میمیدام امیتیم اما
23:52نمیتونم پیش از گفتن ای بارم که
23:54چه قسم قسمت خوب است که تو داری دختر
23:56بگی خراب نشف و میدی؟
23:59پس که آمدم بازی دام امیتیم درست است؟
24:11بفرماینی از شما بود
24:12ببخشین که نا وقت شد
24:14فکر کنم شما دو خوراک کباب فرمایش داده بوده؟
24:17نه دو خوراک لوبیا میخواستیم
24:19دو خوراک براتان لوبیا بیارم
24:21برای شما چی بیارم؟
24:23یک خوراک مکرونی میخواستیم
24:24یک خوراک مکرونی
24:25شما
24:28ببخشین شما چی میخواستین؟
24:30میشه دوباره برام بگوین؟
24:32یک خوراک مکرونی
24:33فامیده شد مکرونی و قرمه لوبیا براتان بیارم
24:37من این کارها رو خودم علمه کنم
24:38شما سفارشار آماده کنین
24:40دلمه و برنج از کی بود؟
24:43دیگه چیزا میخواستین بگوین
24:45کفتا میخواستیم
24:47کفتا دستی آماده میشه
24:48لوبیا رو من میال میارم خانم محترم
24:51یک کفتا؟
24:53تو که هستی؟
24:55ما اسمایل هستم
24:57اگه قبول کنین و استخدام شدم
25:00همکار جدیدتان میشم
25:03بله
25:03بفرماین مکرونی تازه از شما
25:06این قرمه لوبیا هم از شما
25:08برای شما امیاله میارم براتان
25:10امیاله امی لحظه
25:11سبر کنین
25:12چی بود؟
25:13سمرو
25:14چیست؟
25:15گفتم نامم سمروست
25:17بسیار خوشبخت هستم سمرو خانم
25:19بله بفرماین ایام قرمه لوبیای شما
25:23دلمه از کی بود؟
25:25او خانمه که دبالا 16 عد و آخر
25:28درست هست
25:30بفرماین ایام دلمه از شما
25:32میتوند
25:35تو به خدایال پشکواری هم خنده میکنم
25:37از دست تو چی چک؟
25:39چی کنم دیگه؟
25:40تو این حالت تسهل گفت فراد
25:43دختر ما ترسیدم که چیز نشد
25:45اما تو اینجا ساتت خوب تیرست
25:48ما کلان ترین ترسمت تیر کدم
25:52کدام چیز بد شده؟
25:53تو هم از خاطر محکم سپورت کردی
25:56تو چی وقت خوب میکنی فراد خان؟
25:58آه مکت تو چی کنم؟
26:00اول صدای نالا نشونیدم
26:01باز تیلفونه قد کردی
26:03من ترسیدم که کدام گپه نشد
26:09خب تا وقتی که من رسیدم شما
26:11چطوی قدر سمیمی شدین دختر؟
26:15فکر کنم تو مره نمیشناسی چطو؟
26:22راستش من زیاد خوب کرده بودم
26:24دقا اردم باز خواستم کدام چیز بخوانم
26:28یعنی کدام مجلع اما ای بای که وقتی دیدم
26:33زیاد مقبول بود زیاد خوشم آمد
26:35مزایم تو این جنی استم نی جنم؟
26:38ما اصلا نمی فامیدم که اتاق خودت است
26:41اگر نی نمی آمدام
26:43بسیار خوشت آمد
26:44تو دیوانه استی دختر؟
26:47ای بسیار خوبش است
26:49بیخی اما تو ماندم
26:50ای را نگو که ای اصل است
26:53نگویی دقا جانم که ای اصل است لطفا
26:56اما اما تو است جانمه
26:58در اتاق ما نمیتونی یک جنس تقلبی پیدا کنیم
27:00غیر قامل باور است
27:04تو بسیار با حوشستی بسیار
27:07خوه دگه اگه میخوایی که کت شیطان مقابله کنی
27:10باید کتش همه هنگ شوید
27:12خب وقتی در اتاق داخل شدم دیدم که فالا قهوه میگیرین
27:15زیاد شبه همه هنگ شده نبود
27:16فقط کم منده بود که دوست هم شوید
27:18چطیت نگو دگه فراد
27:19خدا نکنه که دوست شبیم
27:22تانستی که پایداش کنی؟
27:24نتیجه را خونه اما
27:25رفیق ایماره شیطانه پیدا کردیم
27:34ای با کار مامیه هست؟
27:36بلا
27:36لوگوی دینه کتی لوگو یکی هست
27:39چی میگی؟
27:41یعنی نولا نتیجه خود از اینجا گرفته؟
27:44جای شک نیست واتسون جان
27:46واتسون
27:47توبه توبه
27:49به خدا تو هم بد رقم جدوگر استی دخته
27:52آه دگه
27:53خب چی رقم؟
27:54چون تو از او جذابیتت که هر دفعه تعریف میکنی
27:58هیچ تمامی نداره استفاده کن
28:00و به ای دختر نزدیک شو
28:01باز میتانیم که نتیجه را به دست بیاره
28:04ما بسیار یک نقشه خوبش کشیدیم
28:07اما تو متوجه باش
28:08درست از خوب نقشه بازی کنی
28:11جدی استی؟
28:12هیچ شک نداشته باش
28:14میتانی انجامش بتی یا نی؟
28:15مثل هوا خوردن هست
28:17ببینیم بازگپ میزنیم
28:19برای طرزایی موافقت میکنم کازانو
28:26شوله آیچان
28:30شوله آیچان منتظرم باش
29:03ما میگم کسی که تو را اقسم آشقانه میدید
29:07چی شد که حال بگانواره از تیر شد ها؟
29:09ولی اداجان حق داره
29:11من را ببخش اما ای بار از اول تا آخر حق داره گفته باشم
29:15میفمم خوهر
29:16پدرش مرد بازو آمد پشمه برگب زدن
29:19بسیار بد شد اما
29:20من چی میکدم خوهرجان
29:22وقتی یوسفورقم آمد
29:24نتانستم تعمل کنم دیگه
29:26بسیار بد شد
29:31اداجان سر مرش خند میزنی چی تو؟
29:34او آدم
29:35هر دفعی که براتو مشکل پیش شده کنارت بود
29:38از خاطر که تو خفه نشی
29:41همیشه پیشت بوده جانه
29:42از خاطر آرزوی تو برد کتاب خرید
29:45تا تو درس بخانی باز تو چی کدی؟
29:47تو چی کدی جانم؟
29:49در روزهای سختش تناماندیش
29:51وقت که برد سخت ضرورت داشت
29:54ایلایش کدی
29:54باز بشه یوسف اترفتی نه؟
29:57ولافرین جانم
29:59ای کارت بسیار بد بود گفته باشم
30:01چی کنم خوهر؟
30:03ای اشقه که روزگار نسبت به تو داره را بی بی چرا نمیبینی جانم؟
30:07خوهر من فقط کدی روزگار دوست هستم دوست
30:10نیستین نیستین
30:11شما فقط دوست نیستین ادا جان
30:13ای بچه دیوانه ای تست
30:16روزگار دیوانوار دوست دارن نمیبینی هم؟
30:20ای پرده که در پیش چشمت هست
30:21پس که فقط یوسف ها دیده میتونه
30:24عزیزم
30:25بان که چانس داشته باشی
30:27مثل پرنسنس ها زندگی کنی
30:30عزیزم
30:31میفهمم که سخت هست
30:32میگم یوسف فراموش که ای کار آسان نیست
30:37اما از قلبت بیرونش که جانه
30:44تو چرای قدر میخوایی یوسف فراموش کنم؟
30:50میفهمی جان خوهر
30:52از خاطر که زندگی راحت داشته باشی
30:55از خاطر که آخر هر ماه
30:57در جیبت پول باشه
30:59از خاطر که هر چیزی که بخوایی
31:03برات خریده بتانی
31:04از خاطر که تو خوش باشی
31:07ادا برو با آدمه که
31:09دیوانوار دوستت داره
31:11یک زندگی آرام و خوبه بساز
31:13دیگه یوسف فراموش که جانه
31:16مرا درک میکری جان خوهر
31:21خوهر جان
31:22جانه
31:29ادا جان
31:30من
31:32تلاش نمیکنم که تو را از یوسف جدا کنم
31:34اما
31:36میبینی کسی هست که میتانه
31:38یک زندگی خوب برد بسازنه
31:41نمیخواییم که گف دلتا بشنوی
31:43و باز اشتباه کنی
31:45گف مفا میدی
31:53جانه
31:54ازیز دیلیم
31:59زندگی کنم کنم
32:20موسیقی
32:26تو هر قدر به خاطر زن که دوستش داری و از خاطرش می جنگی روزدار
32:31برش حرضش بتی جنگ برحم و بقانون می شه
32:34اگر بخوایی که پیروز شبی نباید تو به کسی رحم کنی
32:39هیچ وقت نباید به کسی رحم کنی
32:42ای رو می شه به یاد داشته باشی فامیلی
32:46یوسف تو چی می کنی ها؟
32:58روزگار اجازنت که گشدم نیشت بزنه
33:03تو پیش از او عمل کن و اطرافش آتش بزن فامیلی
33:28مشتری زنگ زده بود
33:29بسیار ازت راضی بود
33:32خیر ببینی یوسف جان تشکر بسیار
33:39تشکر بیادر
33:46خیریت باشه
33:49بیادر از دیشه و فتر پدر کلانش گم شده
33:51از این خاطر پریشان است
33:53مشکلاتی بچه هیچ کم شدنی نیست به خدا
33:56بیادر دلم برش می سوزه
34:00شما با او کار که گفته بودم رفتین؟
34:03آه که تی یوسف بیادر علش کدیم
34:04زیاد فکرتان باشه خوب پیش برید انشاءالله
34:07تشکر
34:21میتانم با سایب اینجا گب بزنم؟
34:23ما مدیری اینجا هستم چی کمک هده میتانم براتان؟
34:25چی کمک هده نمیتونی؟
34:27من سایب اینجا را میخوایم
34:37نمیتانم چیزی را بفهم امنه حالا
34:39کل چیزا با جوزیاتش برم قسکا
34:43کل چیز خوب پیش میرفت
34:47فیزیوتراپی هم خوب پیش میرفت
34:49روحیش هم قوی بود
34:51اگه چیزی میبود من متوجه میشدم
34:54اگه کل چیز خوب بود خیچه را پدر مال زیر خاک از برم بگنه حال
35:00به خاطر عذاب وجدانش
35:04ای تو چی میگی؟
35:05ها عذاب وجدانشی؟
35:14ای را داده
35:20وجدانش قبول نمیکد که کتر اردم ظلم کنه
35:25گرفتان پیسه آدمی که مرده برش بیسیار سخت بوده
35:32بخاطر یک آدم را مرده ای کار میکنه
35:34نه حال
35:35باز بعد قوخت
35:38اگه تو
35:39مسئول مرگ کسی باشی که
35:43پولش های گرفتی چی؟
35:57که کاردم ها تو کشتی همو ترست؟
36:03قرار بود بمورم
36:05ما فقط
36:06شما فقط چی؟
36:08ما فقط ای کار زود ترکدیم
36:10شرکت ما از بین میرفت
36:13نزدیک بود کل چیز از بین میرفت
36:15مجبور بودیم که تو و روزگاره دابد بختی کلان کنیم
36:18با میخاطر؟
36:20بخاطر گرفتن پولو را کشتین ها؟
36:23او خوبی از او میمورد دیگر
36:31او که قرار بود بمور کار شما را توجیه نمیکنه فامیدی
36:36گرفتن میراس ادا بس نبود که پدرش هم شما کشتین
36:45تو دعا که ادا پشت ارس و میراس نباشه
36:49هرچی قرار پیش میره به قتل پدرش کمه نزدیک تر میشه فامیدی
36:53دعا که اتفاق نفته
36:56اگه ای اتفاق بفته
36:58کل چیزهای ما خو میره باز باقی عمرمام نبود میشه
37:02ای را در ذهنت جای به تفا میده این حال
37:19بفرماین آقا اسمایی
37:22ای چی از خانم سمرو؟
37:24اولا اگه امروز نمی بودی من تباه شده بودم
37:28ای را بگیرین اما نمیتانم بیشتر بتم
37:31یعنی استخدام شدم؟
37:32البته البته ای ماشه امروز تو هست خوامیدی؟
37:35من بگیرمش؟
37:36آه بگی تو لایق هر رو پشستی
37:39خدا برکتت به تا سمرو خانم
37:42مبارک باشه
37:44انشالله که با شما مبارک باشه
37:46به اجازه تان میتانم خانه بروم و به خانه خوشخبری بتم؟
37:49آه برو ها فردا ساعت نوبجه اینجا باشیم
37:53سبا نوبجه در یادم است
37:56میایم سبا انشالله میبینیم
38:05میبینیم
38:05بخی جانم بر آمد
38:07از سو فتر سر پای سات شده با خدا چی کنم؟
38:10چی کنم دگه؟
38:13چند رو پا پیسه میتو بستیم دادنش سایکو؟
38:17های خدایا
38:18اگر مجبور نمیبودم کار کنم تا دلداره به دست بیارم باز من مفامیدم که چی کنم
38:24کم از کم پیسه یک خوراگ نان خوب بر آمد
38:38خانم سمرو
38:39ها
38:40از پدر کلانم گدم خبری نشد
38:46بخدا کم از که ما دیوانه شدم
38:48پیش پولیس به نظرت برام
38:51تا حاله که خبری نشده اگر بریم خوب میشه
38:55ما پیشبند خدا بکشم
38:57اینجا یک جای میمانام باز با هم میرم
39:01موسیقی
39:09موسیقی
39:11موسیقی
39:13موسیقی
39:21موسیقی
39:26آقا روزگار آمدن. دوست ما رهنمایتان میکنه.
39:34بفرماین ما شما رو میبرم آقا.
39:56شما داخل برنو نمی آیان.
40:29موسیقی
41:06خوش آمده ایند. آقا روزگار. معارف دیلارستان.
41:11خوش شدم.
41:18اگر زیاد شخصی نباشه میخواییم ایک سوال ازتان پرسان کنم.
41:22بخاطر یک فابریکه عادی که از لازق اقتصادی منفعت زیادم نداره.
41:29پیشناده ده برابر. از خاطر چیست نمیفامون.
41:34شخصیست.
41:39خیلی باید با تحصف بگویم که ای فابریکه بر صاحب ای شرکت که رئیس من میشه هم یک مسئله کاملا
41:47شخصیست.
41:48نفا میدام.
41:50باش براتان بگویم.
41:52یعنی به ایچ عنوان و به ایچ مقدار ای فروشی نیست.
41:56کی است رئیس ای شرکت؟
41:58تال نام اونکار بالابان شنیدی؟
42:02اونکار بالابان؟
42:33ساییس.
42:47اما تو که خواسته بوده این در خواسته آقا روزگار را رد کنم جمعه.
42:50شخصی نیست.
42:52PYM JBZ
Comments