00:00فرید خان
00:30فرید خان
01:00فرید خان
01:30فرید خان
02:00موسیقی
02:30ساسه که انگر پرنگیتون رو میزه
02:40البته قبل از خوردم بریزین
02:42روش خوشمزده تر میشه
02:43اقبال خانم
02:51آشپز جدید رو عوض کنین
02:54بله
02:55بله خیلی ممنونم
02:58عصر بخیر
03:00موسیقی
03:13موسیقی
03:25موسیقی
03:38موسیقی
03:51همراه با شکولیت میفرستم براش
03:53باشه
03:55اقبال خانم
03:57بله
03:58با آشپز جدید صحبت کردیم
04:00امروز بعد از زور میرم
04:01دست موزدگه روزشو میدم و اخراجش میکنم
04:04بلافاصل هموز یکی دیگر رو پیدا میکنم
04:07فعلا بذارین باشه منصرف شدن
04:08چهش؟
04:10فقط بش بگین برام یاد داشت نظره کارشو بکنه کافیه
04:13برا توم یاد داشتگه
04:15با اش ثابت میکنم
04:17فقط نضافت چی؟
04:19یکی دیگر رو به چش پیده کن
04:20یکی دیگر
04:21باشه
04:24فقط از دلمه کنگر فرنگی دیشبی چی نخوردم
04:28بگه دیشب کجا بودی؟
04:29خونه بودن
04:29یه آشفز جدید آوردیم
04:32منم برای امتحان گفتم دلمه کنگر فرنگی درست کن
04:35از ده هشکنی از ده هشتا
04:37اونم دلمه کنگر فرنگی
04:40نه دلمش از ده ده میگیره
04:41به خاطر یه چیز دیگه نمره کم کردن
04:43حیلی خوبه
04:44تحالا نشده به آشفزت روز اول از ده هشت بگیره
04:46زنی یا مرده
04:47اسمش نازمیه
04:49احتمالاً پاید سن بالا باشه
04:51خیلی با سلیقه قضا درست کرده بود
04:53به نظرم جوون ها از این حسلها ندارن
04:56تو خونه باس خواب هم قوانین دارن
04:58فکرشو بخونین
04:59انگر پادگان نظامیه
05:01معلومه چون سنش بالاست به یه سری رفتارا عادت داره
05:04سر خود یه تغییراتی تو آشپسخونه داده
05:07ولی من رئیس معیز حالیم نمیشه
05:08سر آشپسخونه منم
05:10به حال اونجا خونه منه
05:11تا یه حدی حرمت سنشونه گریده
05:13بقید دلم میخواه تو آشپسخونه و کارم دخالت کنه
05:16اگه اعتراض کنه میره به سلام
05:17خیلی راحت میذارم میرم کاری نداره
05:20فرید
05:22یادت نر آخر هفته قرار بری مزرعه
05:24مامانه چند روزه داره تحکید میرم
05:25هنگین من نمیتونم بیام
05:27کلی گذارش هست که باید بخونم
05:28گفت چند هفته از هیش کس نایمده
05:30بعد از هر تو جلسه میبینم ایدونگی
05:32من بهش گفتم میایی ما
05:35قبل جلسه گذارش ها رو بخون
05:37جایی وسائل رو عوض نکنیم
05:41نظم خونه برای ما خیلی مهمه
05:42چیز ساده ازتون میخوام متوجه شدین
05:44سلام
05:45ایشون نظافتچی جدید من هستن
05:48نظافتچی قبلی رو اخراج کردیم
05:50از این به بعد با آسیه خانم کار میکنیم
05:52آسیه خانم متوجه منظورم شدید دیگه نه
05:55بله خانم
05:56خوبه پس میتونین برید
05:57خیلی ممنون
05:58وای تو این خونه چقدر قانون هست
06:01تو قدیمی هستی
06:03حتما به قواهنشون عادت کردی
06:05آره بابا خیلی قدیمی هم
06:08موفق باشی عزیزم
06:09خیلی ممنون
06:10نازمیه خانم
06:14برای آقا فرید یاداش نزاریم
06:18یاداشت
06:19آه اونا واسه اطلاع رسانی هست
06:23اطلاع رسانی نکنید نازمیه خانم
06:24شما به کارتون برسین
06:26قضاتونو بپزین برید
06:28بفرما
06:36بعد میگن نازل یاداش نزارم
06:40ماشالله
06:42همه چی رو میدونن
06:43ولی نمیدونن این رو نباید توی یخشال بزارن
06:45چی کار میکنی
06:51همه نخصامونو خراب میکنی
06:54چی کار کنی درون
07:07آله میدهشونیمش ولی
07:09بایی هم شخواه هم شخواه هم شخواه
07:11شما کی هستین؟
07:34این آقا کچولوی که میبینین آقا بوده تو ارزاده فریدخان هستنه
07:37اصبا بازیش جام مونده بود اومدیمون رو برده
07:39اینم اموتاروخه
07:41از آشنایتون خوشبختم آقا تا
07:42سلام منم خوشبختم
07:44کارای خصوصی آقا فرید و شرکتش به من مربوط میشه
07:47یعنی گای وقت رانندگی میکنم گای وقت هم دستیارشانم
07:49وقتی نگه پونه گفت آشباز جدید اومده
07:52گفتیم یه سر بزنیم و سلام بکیم و بریم
07:56چقدر
07:57منم اومدم اصبا بازیم و بردارم تو سالون
07:59نمیری بیاری؟
08:03نه
08:04اگه اصبا بازی تو میخوای باید بری خودت بریش
08:08تازه من اینجا نباید جایی برم چون ممنون
08:11خیلی مزخر است اگه بخوایی بری دست روی چی؟
08:14یه جورایی منطقیه
08:19بودو بریم اصبا بازی تو برداریم و بریم برود
08:22مامانم گفت هرچقدر بخوام میتونم بمونم
08:24حالای که اومده میخوام میتونم تو سالون بازی کنم
08:27اگه میخوایی بیا با همدیگه بازی کنیم
08:30خیلی دلم میخواست باوفر کن ولی
08:32همونطور که میبینی تو آشباز خونه کلی کار دارم
08:36خب من همیرام تنهای بازی میکنم
08:39پس من نیم ساعت دیگه میام میبرم
08:46باشه مشکلی نیست
08:47خستا نباشی
08:48ممنونم
08:48چرا خوش گفت زده شریک نمیخوایی چیزی بگی؟
08:55به نظرم برای پروژه جدید ساحلی
08:57استارت خیلی خوبی شریک
08:59تو چی میگی زینب؟
09:02زمین ها خارج از شهره
09:04موقعیتش از نظر جغرافیهی خیلی خوبه
09:07مشکل ساخت و ساز مسکونی هم نداره
09:09یعنی به عنوان مدیر روابط عمومیتون
09:12به نظرم مشکلی نیست
09:13آلیه زینب جون
09:14اما
09:16به عنوان خوهرتو و همسرتو میگم که
09:24یه مشکل کچیکی داریم
09:26مامم برای صوبان منتظر تاریخه
09:29بالا لما خانم هر روز به منم زمین میزنه میگه که این میگه
09:32تو هم همدست شدی؟
09:33آره همدست شدی؟
09:34ای وا وا
09:35یه چیزی بهت بگم این بار درد سر درست میشه
09:38بعدا نگی نگفتی؟
09:39زینب راست میگه درد سر درست میشه
09:40آره شری
09:41زینب راست میگه تاریخ رو تعین کن دیگه
09:44باشو این یک شم ببریم
09:48از طرف ممام بود
09:49پس من چی؟
09:53من رفتم
09:55خدا رو شکر به خیر گذشت
09:58حالا
09:58حالا
09:59چه میدونم فاتوش؟
10:05خوهرزادهی رئیسه انگار
10:07باحتمان دایی مامانش میشه
10:09آب میزه میخوام
10:11راستشو بخوای بچه یه بامزهیه
10:14فقط یکم لوسه
10:15گفتم آب میزه میخوام
10:17کار دارم بیا خودت بردار
10:19اوف
10:20تغذیرتو شد مردم
10:22فاتوشیه سر به این بزنم میان باشه
10:24میبوسمت بابای
10:25نم بسرمه
10:27بایت قبل از این که بیاد برقیم
10:28نه بابا
10:29یعنی به خاطر تو باید دروغ بگم
10:31ها؟
10:31نیسی نگفتن
10:32دروغ گفتن نیست که
10:34منطقیه
10:36میدونی الان چه کار میکنی؟
10:38اول اینجا رو خشنگ جم میکنیم
10:40تو هم کمکم میکنی البته
10:42باشه
10:43قول میدی دیگه هیچ وقت دروغ نگی خب؟
10:46قول میدن
10:46بعدش هم امروز رو فراموش میکنیم
10:49و این راز بین ما دوتا میمونه باشه
10:51اولیه
10:52بزن قدیش
10:53تا نیم ساعت دیگه همو تاراخت میاد
10:55نازلی
10:57این که اومده تو سالونم بین خودمون بمونه باشه
11:02لطفا
11:13موسیقی
11:26موسیقی
11:28موسیقی
11:43موسیقی
11:46موسیقی
11:54موسیقی
11:58اشک میلازم دست میلازم
12:01سویل سویلی
12:02همین الان اومدم تو باشه بزارم
12:04این دیگه کیه؟
12:07بازم همه چی رو برداشته
12:09نمکدون فرپلپار زرف روغن قاشقام
12:12مگه تو تو آشباز کنه کار میکنی اخوه
12:14تو بشیننه آدم قضا تو بخور دیگه
12:16با توش فهمیدم چی
12:18این حتماً آلزایمر داره آره
12:20چون نتونستم تو حیداد بکارم
12:22باید تو گردون دمونن
12:23وقتی خاکشون خوش شد میتونی آبش بدین
12:25این چیه؟
12:29سوسه بورک بوده
12:34نوشه جونتون
12:35بشقاب نسانیم تو میز
12:40یاد داشت نچست کنیم
12:42واسه تون مربای جدید درست کردم
12:46به نظرم مرباهای من از مرباهای
12:49ارگانیکی که میخریم خیلی بیتره
12:51نوشه جونتون تحتیلات خوش بگذاریم
12:53خرید و روزانه انجام بدین
13:01یه چال خیلی شیلوخ شده
13:03ماستو تازه زدم
13:07درشو باز نکنی
13:08تکونشم ندیم
13:09این خونه رتوبت نداره
13:22تو نمکتون برنج نرسیم
13:23دیگم یاد داشت نچست کنیم
13:24یه تو که ها نمی کنم
13:26تو آشباسخونه غذا درست میشه
13:28و نمکم رتوبت میگیره
13:29باید برنج برسیم
13:30میره و مراز روز
13:33عشق میلازم دست میلازم
13:37سینه سردیم بیزنه لازم
13:40ایرانیشتیک ایر دشتیک
13:43گلمک استدی شکار بحثم
13:46یاد
13:47بری از نتنه
13:50حقی ازت عشق
13:52دیگه یاد داشتی نمیچسپنم
13:55واقعا عجیبه
13:58مرد دیوونه از زنم از اون بدتر
14:00خدا با وجود اینا بهت سبر بده نازلی جون
14:02آسیه خانومو
14:14بله اخراجش کردم
14:16حالا باید برای پیدا کردن نظافتی جدید
14:19یه شرکت نظافتی پیدا کنم
14:20ناز میگه خانومو
14:22شما برای نظافت آشنا ندارین
14:23من
14:25من
14:30ببخشید متوجه نشون
14:32میگه من تمیز میکنم
14:34خونه که تمیزه
14:35آقا فریدم که یه نفری
14:37یه ست زودتر میام
14:38یه ست بیشتر میمونم و کار میکنم
14:40من با قوانین فرید خان آشنا هم
14:43دیگه لازم نیست واسه نظافتی پول جدا و بیمه بدیرین
14:47خب چه کاریه میگم حقوق منو زیاد کنید
14:50منطقیه
14:51باشه ببینیم چه کار میکنین
14:53فقط نازمینه خانوم
14:56خواهش میکنم یاد داشت نذارید لطفاً
15:00قصد نباشید
15:01خیلی منم
15:03امروز تو خونه غذا نمیخورم
15:18میتونین زودتر برین
15:20از دیدنتون خوشحال شدم
15:28به امیده دیدیم
15:29مرده خیلی خوبیه
15:31آره خیلی
15:33اگان تابوری نابوری نت
15:36وای
15:36وای وای دنیس خوش اومدی پسر
15:39بیا اینجا ببینم اید بیا
15:42معلومه چند روز کجایی تو پسر
15:45امریکای جنوبی بودم
15:47دو هفتهی میشه که برگشت
15:48امریکای جنوبی بودم دو هفتهی میشه برگشتم
15:50نباید یه خبر به ما بدی
15:52خیلی خوب رفتی برگشتی
15:53آدم گوشیشو بر میداره
15:55یه زنگ به شرکت میزنه
15:56کارهایی مهمی داریم پسر
15:57تو که خودت بهتر میدونی
15:59اصلا نباید نگرام بشی
16:00دادش من پسر هنرمند خونه بادم
16:02اگه نمیدونی
16:03میبخش
16:03از هر انگوشتم هزار تا هنر میباره
16:05شرک با این برادر هنرمندت باید چی کار کنید؟
16:08یه لحظه یه لحظه
16:09نمیتونی به چسبونیش بیخریش من
16:11چون بابام
16:12این هنرمند رو به هر دو موسفرده
16:15آره متاسفانه راست میگی
16:17چی شد؟
16:19باز دوباره یکیو دید
16:21الان میام
16:21بایید میدونم
16:22چه خبر؟
16:23میشناسیش؟
16:24نه اما فکر میکنم به زودی آشنا بشید
16:26نوشه جونیتون
16:41کار کن
16:44بایی نازدی بیام
16:45نوشه با حاله
16:48با کشتی اومده
16:49اسم کشتی ها چی که
16:53منم اگه کشتی داشم
16:54اسمشو میذاشم ها چی که
16:56ها
16:57هایچیکا
16:58یعنی چی این بخش؟
16:59هایچیکا
17:00باتوش
17:01یه لحظه بیا
17:02یه لحظه سب کن الان میخو
17:08خیلی میبخشی ناخواسته حرفاتون رو شنیدم
17:11کنشگاف شدم
17:12میدونین معنی هاچیکا چیه؟
17:14هاچیکا به زبانه جاپانی یعنی هشتا
17:16واسه من اسم خاصیه چون اسم یه سگ جاپانی بوده
17:19توکیا زندگی میکرده
17:21حدودای سال 1900 صاحبش هم استاد دانشگاه بوده
17:24هاچیکا هم هر روز صبح صاحبش رو تا اسکای قطار همراهی میکرده
17:27تا شب منتظرش میمونده تا برگرده
17:30خیلی جالبه
17:30چجوری مشهور شده؟
17:33هاچیکا طبق معمولی شب میره اسکای قطار دنبال صاحبش
17:36ولی صاحبش نمیاد
17:37اون روز تو دانشگاه به خاطر سکته قلبی مرده
17:40آهان بیچاره
17:42اما هاچیکا نامید نشده
17:44هر شب میرفته اسکای قطار تا صبح منتظر مینشسته
17:48دقیقا
17:49دقیقا ده سال
17:51تا روزی که بیچاره میمیره
17:53جالب بود
17:55این که حیوانا در برابر یه محبت جزی
17:57جزی از طرف ما آدم ها اینقدر وفا دارن
18:00خیلی فوقولدست میدونی
18:02کاش بتونیم
18:03واسه محافظت ازشون کاره بیشتری بکنیم
18:06حق با شماست
18:07کارت در ارتباط با حیواناتوی
18:09نه ولی سعی میکنم هر کاری از دستم بر بیاد انجام بدم
18:12یه پناهگاه حیوانت هست
18:14هرچند وقتی یه بار بهشون سر میزنم
18:16هز من نباید پول داد
18:18قضا پتو
18:19حتی مجله ها روزنمایی که تو خونه به در نمیخورن
18:22خیلی میشه بهشون کمک کرد
18:24منم دلم میخواد کمک کنم
18:26تو خونه یه عالم کاغذ ماغذ داریم
18:28کمک های دیگه هم میتونم بکنم
18:31یه بار هم با هم بریم پناهگاه شما
18:33میتونم شمارتون داشته باشم
18:35حتما نباید بیاییم پناهگاه ما
18:36پناهگاه های زیادی هستن که به کمک لازم دارن
18:39میتونین از انترنت پیداشون کنیم
18:41چرا وقتشون رو تو انترنت طلب کنن نازلی جون
18:43پناهگاهی که نازلی میره خیلی نیازمند تره
18:46شمارتش رو میدم سیف کنیم
18:48یا اگه میخواییم بدین من بزنم زحمتتون نشه
18:50به اسم نازلی سیف کرد
18:56نازلی
18:58من دنیزم
19:00به اسم پناهگاه سیف میکنم
19:02بله جالب میشه
19:03باشه ما بریم سر کارمون
19:06بریم فاطرشون
19:07خیلی خوب بود
19:10کجاش خوب بود ندیدی چقدر کنه هست
19:12چرا شما رو بشتادیم
19:13نگه چیه با هم میرهیم به سقا قضا میدیم
19:15بایی خیلی رومانتیک میشه
19:17سفر هفته پیش خیلی خوب بود
19:21خیلی خوش گذاشت
19:22ببخشید
19:23نوشه جونتون
19:28خیلی ممنونم
19:29هی هی هی هی هی هی
19:30یباش آرام
19:31یه لحظه آقای ما ترم الان درستش می کنم
19:33میخواییم شما تکون نخوریم من درستش می کنم
19:34از این طرف راحت تره انان درستش می کنم
19:37شما دستتون تکون ندید اتوان
19:38یه لحظه خواهش می کنم
19:43انان در میره آقای ما ترم بایدیم
19:44اجازه بدین خودم جدا می کنم
19:46اگه اجازه بدین و دستتون رو نکشین در میاد
19:48منو ببخشیده باید
19:52یه لحظه آقای ما ترم
19:53خیلی خوب خوبه دیگه
19:55چی کار کردین همش در رفت
19:59اگر جده نمی کردین من جداش می کردم آقای ما ترم
20:02آروم باشین خانم معترم پولش هر چقدر بشه پرتاخت می کنم
20:05نمی تونین هرچی رو با پول جبران کنیم
20:07اول واسه من عرضش معنوی داشت
20:10عرضم یه اثار هنریه به خصوص بود که با سنگای خاص درست شده بود
20:13دستکم پنجاه لیر
20:15شایم صد لیر بی عرضه
20:17بفرم
20:20لازم نکرده
20:21نیازی نبود ولی دستتون درد نکنی
20:24فاتوش تو چی کار کردی
20:27من فکر چیو می کنم تو فکر چیو
20:29اون دستمندو واسه تولدم گرفته
20:30ولیش کانی که دیگه برای درست می کنم شده
20:33هم صده درست کردم
20:34اوف آسمان اوف
20:41باز دوباره کارت بانکی ما خالی کرده
20:44اصلا به فکر من نیست
20:46نمیگه نازلی از کجا بیاره
20:48به کلاس جاپونین برسم کارت بانکی ما پر کنم
20:50یا کرایه بدم
20:51کرایه کرایه
20:53نازلی باید اجاره رو بدیم
20:55دیگه نمیتونیم از امو بختیار فرار کنیم
20:57کلاس جاپونین بیخیال شد
21:00خیلی خست کنند است
21:04تو چجور دوستی اصیفاتوش
21:05یعنی بیخیال آرزوان بشن؟
21:07اگه هزار بار اعتراض کنی
21:09من باز حرف خودم رو میزنم
21:10برای رسیدن به آرزوات
21:12به یه شوهر پول دار نیاز داری
21:14نه بازم اعتراض میکنم
21:16این همه رفتی تو رسطوران های بالا شهر
21:18یه ساب رسطوران پول دار
21:20یه سراشفز پول دار
21:22نتونستی برای خودت دست پکن
21:24بس فاتوش خوشت میاد واسه خودت ردیف کن
21:26آره خوشم میاد
21:27من که بود و من دست پا نکردم
21:30این همه تو آتلیه های مختلف مودل شدم خیلی سرم
21:34وای
21:35فاتوش پاشو بریم بخوابیم
21:38تازه بعد از این که رسطوران آرزو مو باز کردم
21:42نوبت به اونم میرسه
21:44باشه عزیزم رسطوران آرزواتو باز کن
21:48کاری با اون ندارم
21:49فقط فکر شوهر غیر پول دارم
21:51موسیقی
Comments