- 2 months ago
موضوع سریال:
نازلی (اوزگه گورل) که میخواهد یک آشپز حرفهای شود، با یادگیری آشپزی ژاپنی، رویای راهاندازی رستوران خود را میپروراند. برای تأمین هزینههای خانه دانشجویی، به عنوان آشپز اختصاصی آقای فریت (جان یامان) که هنوز با وی آشنا نشده، پیوسته است. فریت، کارآفرین ثروتمند، و نازلی از طریق اتفاقات مختلف نزدیک هم میشوند و در انتها درهای یک عشق ناممکن را باز میکنند.
ترکیب بازیگران:
فریت: جان یامان
نازلی: اوزگه گورل
دنیز: حکان کورتاش
حکان: نجیب ممیلی
فاتوش: ازنور سرچلر
آسومان: ایلایدا آکدوآن
آلیا: تورکو توران
نیلوفر: الارا بوزبی
انگین: بالامیر امرن
تاریک: برک یایگین
ایکبال: اوزلم تورای
بولوت: علیهان تورکدمیر
لمان: یشیم گول
نازلی (اوزگه گورل) که میخواهد یک آشپز حرفهای شود، با یادگیری آشپزی ژاپنی، رویای راهاندازی رستوران خود را میپروراند. برای تأمین هزینههای خانه دانشجویی، به عنوان آشپز اختصاصی آقای فریت (جان یامان) که هنوز با وی آشنا نشده، پیوسته است. فریت، کارآفرین ثروتمند، و نازلی از طریق اتفاقات مختلف نزدیک هم میشوند و در انتها درهای یک عشق ناممکن را باز میکنند.
ترکیب بازیگران:
فریت: جان یامان
نازلی: اوزگه گورل
دنیز: حکان کورتاش
حکان: نجیب ممیلی
فاتوش: ازنور سرچلر
آسومان: ایلایدا آکدوآن
آلیا: تورکو توران
نیلوفر: الارا بوزبی
انگین: بالامیر امرن
تاریک: برک یایگین
ایکبال: اوزلم تورای
بولوت: علیهان تورکدمیر
لمان: یشیم گول
Category
📺
TVTranscript
00:00فرید خان
00:30فرید خان
01:00فرید خان
01:30فرید خان
02:00موسیقی
02:30ساسه که انگر پرنگیتون رو میزه
02:40البته قبل از خوردم بریزین
02:42روش خوشمزده تر میشه
02:43اقبال خانم
02:51آشپز جدید رو عوض کنین
02:54بله
02:55بله خیلی ممنونم
02:58عصر بخیر
03:00موسیقی
03:13موسیقی
03:25موسیقی
03:38موسیقی
03:51همراه با شکولیت میفرستم براش
03:53باشه
03:55اقبال خانم
03:57بله
03:58با آشپز جدید صحبت کردیم
04:00امروز بعد از زور میرم
04:01دست موزدگه روزشو میدم و اخراجش میکنم
04:04بلافاصل هموز یکی دیگر رو پیدا میکنم
04:07فعلا بذارین باشه منصرف شدن
04:08چهش؟
04:10فقط بش بگین برام یاد داشت نظره کارشو بکنه کافیه
04:13برا توم یاد داشتگه
04:15با اش ثابت میکنم
04:17فقط نضافت چی؟
04:19یکی دیگر رو به چش پیده کن
04:20یکی دیگر
04:21باشه
04:24فقط از دلمه کنگر فرنگی دیشبی چی نخوردم
04:28بگه دیشب کجا بودی؟
04:29خونه بودن
04:29یه آشفز جدید آوردیم
04:32منم برای امتحان گفتم دلمه کنگر فرنگی درست کن
04:35از ده هشکنی از ده هشتا
04:37اونم دلمه کنگر فرنگی
04:40نه دلمش از ده ده میگیره
04:41به خاطر یه چیز دیگه نمره کم کردن
04:43حیلی خوبه
04:44تحالا نشده به آشفزت روز اول از ده هشت بگیره
04:46زنی یا مرده
04:47اسمش نازمیه
04:49احتمالاً پاید سن بالا باشه
04:51خیلی با سلیقه قضا درست کرده بود
04:53به نظرم جوون ها از این حسلها ندارن
04:56تو خونه باس خواب هم قوانین دارن
04:58فکرشو بخونین
04:59انگر پادگان نظامیه
05:01معلومه چون سنش بالاست به یه سری رفتارا عادت داره
05:04سر خود یه تغییراتی تو آشپسخونه داده
05:07ولی من رئیس معیز حالیم نمیشه
05:08سر آشپسخونه منم
05:10به حال اونجا خونه منه
05:11تا یه حدی حرمت سنشونه گریده
05:13بقید دلم میخواه تو آشپسخونه و کارم دخالت کنه
05:16اگه اعتراض کنه میره به سلام
05:17خیلی راحت میذارم میرم کاری نداره
05:20فرید
05:22یادت نر آخر هفته قرار بری مزرعه
05:24مامانه چند روزه داره تحکید میرم
05:25هنگین من نمیتونم بیام
05:27کلی گذارش هست که باید بخونم
05:28گفت چند هفته از هیش کس نایمده
05:30بعد از هر تو جلسه میبینم ایدونگی
05:32من بهش گفتم میایی ما
05:35قبل جلسه گذارش ها رو بخون
05:37جایی وسائل رو عوض نکنیم
05:41نظم خونه برای ما خیلی مهمه
05:42چیز ساده ازتون میخوام متوجه شدین
05:44سلام
05:45ایشون نظافتچی جدید من هستن
05:48نظافتچی قبلی رو اخراج کردیم
05:50از این به بعد با آسیه خانم کار میکنیم
05:52آسیه خانم متوجه منظورم شدید دیگه نه
05:55بله خانم
05:56خوبه پس میتونین برید
05:57خیلی ممنون
05:58وای تو این خونه چقدر قانون هست
06:01تو قدیمی هستی
06:03حتما به قواهنشون عادت کردی
06:05آره بابا خیلی قدیمی هم
06:08موفق باشی عزیزم
06:09خیلی ممنون
06:10نازمیه خانم
06:14برای آقا فرید یاداش نزاریم
06:18یاداشت
06:19آه اونا واسه اطلاع رسانی هست
06:23اطلاع رسانی نکنید نازمیه خانم
06:24شما به کارتون برسین
06:26قضاتونو بپزین برید
06:28بفرما
06:36بعد میگن نازل یاداش نزارم
06:40ماشالله
06:42همه چی رو میدونن
06:43ولی نمیدونن این رو نباید توی یخشال بزارن
06:45چی کار میکنی
06:51همه نخصامونو خراب میکنی
06:54چی کار کنی درون
07:07آله میدهشونیمش ولی
07:09بایی هم شخواه هم شخواه هم شخواه
07:11شما کی هستین؟
07:34این آقا کچولوی که میبینین آقا بوده تو ارزاده فریدخان هستنه
07:37اصبا بازیش جام مونده بود اومدیمون رو برده
07:39اینم اموتاروخه
07:41از آشنایتون خوشبختم آقا تا
07:42سلام منم خوشبختم
07:44کارای خصوصی آقا فرید و شرکتش به من مربوط میشه
07:47یعنی گای وقت رانندگی میکنم گای وقت هم دستیارشانم
07:49وقتی نگه پونه گفت آشباز جدید اومده
07:52گفتیم یه سر بزنیم و سلام بکیم و بریم
07:56چقدر
07:57منم اومدم اصبا بازیم و بردارم تو سالون
07:59نمیری بیاری؟
08:03نه
08:04اگه اصبا بازی تو میخوای باید بری خودت بریش
08:08تازه من اینجا نباید جایی برم چون ممنون
08:11خیلی مزخر است اگه بخوایی بری دست روی چی؟
08:14یه جورایی منطقیه
08:19بودو بریم اصبا بازی تو برداریم و بریم برود
08:22مامانم گفت هرچقدر بخوام میتونم بمونم
08:24حالای که اومده میخوام میتونم تو سالون بازی کنم
08:27اگه میخوایی بیا با همدیگه بازی کنیم
08:30خیلی دلم میخواست باوفر کن ولی
08:32همونطور که میبینی تو آشباز خونه کلی کار دارم
08:36خب من همیرام تنهای بازی میکنم
08:39پس من نیم ساعت دیگه میام میبرم
08:46باشه مشکلی نیست
08:47خستا نباشی
08:48ممنونم
08:48چرا خوش گفت زده شریک نمیخوایی چیزی بگی؟
08:55به نظرم برای پروژه جدید ساحلی
08:57استارت خیلی خوبی شریک
08:59تو چی میگی زینب؟
09:02زمین ها خارج از شهره
09:04موقعیتش از نظر جغرافیهی خیلی خوبه
09:07مشکل ساخت و ساز مسکونی هم نداره
09:09یعنی به عنوان مدیر روابط عمومیتون
09:12به نظرم مشکلی نیست
09:13آلیه زینب جون
09:14اما
09:16به عنوان خوهرتو و همسرتو میگم که
09:24یه مشکل کچیکی داریم
09:26مامم برای صوبان منتظر تاریخه
09:29بالا لما خانم هر روز به منم زمین میزنه میگه که این میگه
09:32تو هم همدست شدی؟
09:33آره همدست شدی؟
09:34ای وا وا
09:35یه چیزی بهت بگم این بار درد سر درست میشه
09:38بعدا نگی نگفتی؟
09:39زینب راست میگه درد سر درست میشه
09:40آره شری
09:41زینب راست میگه تاریخ رو تعین کن دیگه
09:44باشو این یک شم ببریم
09:48از طرف ممام بود
09:49پس من چی؟
09:53من رفتم
09:55خدا رو شکر به خیر گذشت
09:58حالا
09:58حالا
09:59چه میدونم فاتوش؟
10:05خوهرزادهی رئیسه انگار
10:07باحتمان دایی مامانش میشه
10:09آب میزه میخوام
10:11راستشو بخوای بچه یه بامزهیه
10:14فقط یکم لوسه
10:15گفتم آب میزه میخوام
10:17کار دارم بیا خودت بردار
10:19اوف
10:20تغذیرتو شد مردم
10:22فاتوشیه سر به این بزنم میان باشه
10:24میبوسمت بابای
10:25نم بسرمه
10:27بایت قبل از این که بیاد برقیم
10:28نه بابا
10:29یعنی به خاطر تو باید دروغ بگم
10:31ها؟
10:31نیسی نگفتن
10:32دروغ گفتن نیست که
10:34منطقیه
10:36میدونی الان چه کار میکنی؟
10:38اول اینجا رو خشنگ جم میکنیم
10:40تو هم کمکم میکنی البته
10:42باشه
10:43قول میدی دیگه هیچ وقت دروغ نگی خب؟
10:46قول میدن
10:46بعدش هم امروز رو فراموش میکنیم
10:49و این راز بین ما دوتا میمونه باشه
10:51اولیه
10:52بزن قدیش
10:53تا نیم ساعت دیگه همو تاراخت میاد
10:55نازلی
10:57این که اومده تو سالونم بین خودمون بمونه باشه
11:02لطفا
11:13موسیقی
11:26موسیقی
11:28موسیقی
11:43موسیقی
11:46موسیقی
11:54موسیقی
11:58اشک میلازم دست میلازم
12:01سویل سویلی
12:02همین الان اومدم تو باشه بزارم
12:04این دیگه کیه؟
12:07بازم همه چی رو برداشته
12:09نمکدون فرپلپار زرف روغن قاشقام
12:12مگه تو تو آشباز کنه کار میکنی اخوه
12:14تو بشیننه آدم قضا تو بخور دیگه
12:16با توش فهمیدم چی
12:18این حتماً آلزایمر داره آره
12:20چون نتونستم تو حیداد بکارم
12:22باید تو گردون دمونن
12:23وقتی خاکشون خوش شد میتونی آبش بدین
12:25این چیه؟
12:29سوسه بورک بوده
12:34نوشه جونتون
12:35بشقاب نسانیم تو میز
12:40یاد داشت نچست کنیم
12:42واسه تون مربای جدید درست کردم
12:46به نظرم مرباهای من از مرباهای
12:49ارگانیکی که میخریم خیلی بیتره
12:51نوشه جونتون تحتیلات خوش بگذاریم
12:53خرید و روزانه انجام بدین
13:01یه چال خیلی شیلوخ شده
13:03ماستو تازه زدم
13:07درشو باز نکنی
13:08تکونشم ندیم
13:09این خونه رتوبت نداره
13:22تو نمکتون برنج نرسیم
13:23دیگم یاد داشت نچست کنیم
13:24یه تو که ها نمی کنم
13:26تو آشباسخونه غذا درست میشه
13:28و نمکم رتوبت میگیره
13:29باید برنج برسیم
13:30میره و مراز روز
13:33عشق میلازم دست میلازم
13:37سینه سردیم بیزنه لازم
13:40ایرانیشتیک ایر دشتیک
13:43گلمک استدی شکار بحثم
13:46یاد
13:47بری از نتنه
13:50حقی ازت عشق
13:52دیگه یاد داشتی نمیچسپنم
13:55واقعا عجیبه
13:58مرد دیوونه از زنم از اون بدتر
14:00خدا با وجود اینا بهت سبر بده نازلی جون
14:02آسیه خانومو
14:14بله اخراجش کردم
14:16حالا باید برای پیدا کردن نظافتی جدید
14:19یه شرکت نظافتی پیدا کنم
14:20ناز میگه خانومو
14:22شما برای نظافت آشنا ندارین
14:23من
14:25من
14:30ببخشید متوجه نشون
14:32میگه من تمیز میکنم
14:34خونه که تمیزه
14:35آقا فریدم که یه نفری
14:37یه ست زودتر میام
14:38یه ست بیشتر میمونم و کار میکنم
14:40من با قوانین فرید خان آشنا هم
14:43دیگه لازم نیست واسه نظافتی پول جدا و بیمه بدیرین
14:47خب چه کاریه میگم حقوق منو زیاد کنید
14:50منطقیه
14:51باشه ببینیم چه کار میکنین
14:53فقط نازمینه خانوم
14:56خواهش میکنم یاد داشت نذارید لطفاً
15:00قصد نباشید
15:01خیلی منم
15:03امروز تو خونه غذا نمیخورم
15:18میتونین زودتر برین
15:20از دیدنتون خوشحال شدم
15:28به امیده دیدیم
15:29مرده خیلی خوبیه
15:31آره خیلی
15:33اگان تابوری نابوری نت
15:36وای
15:36وای وای دنیس خوش اومدی پسر
15:39بیا اینجا ببینم اید بیا
15:42معلومه چند روز کجایی تو پسر
15:45امریکای جنوبی بودم
15:47دو هفتهی میشه که برگشت
15:48امریکای جنوبی بودم دو هفتهی میشه برگشتم
15:50نباید یه خبر به ما بدی
15:52خیلی خوب رفتی برگشتی
15:53آدم گوشیشو بر میداره
15:55یه زنگ به شرکت میزنه
15:56کارهایی مهمی داریم پسر
15:57تو که خودت بهتر میدونی
15:59اصلا نباید نگرام بشی
16:00دادش من پسر هنرمند خونه بادم
16:02اگه نمیدونی
16:03میبخش
16:03از هر انگوشتم هزار تا هنر میباره
16:05شرک با این برادر هنرمندت باید چی کار کنید؟
16:08یه لحظه یه لحظه
16:09نمیتونی به چسبونیش بیخریش من
16:11چون بابام
16:12این هنرمند رو به هر دو موسفرده
16:15آره متاسفانه راست میگی
16:17چی شد؟
16:19باز دوباره یکیو دید
16:21الان میام
16:21بایید میدونم
16:22چه خبر؟
16:23میشناسیش؟
16:24نه اما فکر میکنم به زودی آشنا بشید
16:26نوشه جونیتون
16:41کار کن
16:44بایی نازدی بیام
16:45نوشه با حاله
16:48با کشتی اومده
16:49اسم کشتی ها چی که
16:53منم اگه کشتی داشم
16:54اسمشو میذاشم ها چی که
16:56ها
16:57هایچیکا
16:58یعنی چی این بخش؟
16:59هایچیکا
17:00باتوش
17:01یه لحظه بیا
17:02یه لحظه سب کن الان میخو
17:08خیلی میبخشی ناخواسته حرفاتون رو شنیدم
17:11کنشگاف شدم
17:12میدونین معنی هاچیکا چیه؟
17:14هاچیکا به زبانه جاپانی یعنی هشتا
17:16واسه من اسم خاصیه چون اسم یه سگ جاپانی بوده
17:19توکیا زندگی میکرده
17:21حدودای سال 1900 صاحبش هم استاد دانشگاه بوده
17:24هاچیکا هم هر روز صبح صاحبش رو تا اسکای قطار همراهی میکرده
17:27تا شب منتظرش میمونده تا برگرده
17:30خیلی جالبه
17:30چجوری مشهور شده؟
17:33هاچیکا طبق معمولی شب میره اسکای قطار دنبال صاحبش
17:36ولی صاحبش نمیاد
17:37اون روز تو دانشگاه به خاطر سکته قلبی مرده
17:40آهان بیچاره
17:42اما هاچیکا نامید نشده
17:44هر شب میرفته اسکای قطار تا صبح منتظر مینشسته
17:48دقیقا
17:49دقیقا ده سال
17:51تا روزی که بیچاره میمیره
17:53جالب بود
17:55این که حیوانا در برابر یه محبت جزی
17:57جزی از طرف ما آدم ها اینقدر وفا دارن
18:00خیلی فوقولدست میدونی
18:02کاش بتونیم
18:03واسه محافظت ازشون کاره بیشتری بکنیم
18:06حق با شماست
18:07کارت در ارتباط با حیواناتوی
18:09نه ولی سعی میکنم هر کاری از دستم بر بیاد انجام بدم
18:12یه پناهگاه حیوانت هست
18:14هرچند وقتی یه بار بهشون سر میزنم
18:16هز من نباید پول داد
18:18قضا پتو
18:19حتی مجله ها روزنمایی که تو خونه به در نمیخورن
18:22خیلی میشه بهشون کمک کرد
18:24منم دلم میخواد کمک کنم
18:26تو خونه یه عالم کاغذ ماغذ داریم
18:28کمک های دیگه هم میتونم بکنم
18:31یه بار هم با هم بریم پناهگاه شما
18:33میتونم شمارتون داشته باشم
18:35حتما نباید بیاییم پناهگاه ما
18:36پناهگاه های زیادی هستن که به کمک لازم دارن
18:39میتونین از انترنت پیداشون کنیم
18:41چرا وقتشون رو تو انترنت طلب کنن نازلی جون
18:43پناهگاهی که نازلی میره خیلی نیازمند تره
18:46شمارتش رو میدم سیف کنیم
18:48یا اگه میخواییم بدین من بزنم زحمتتون نشه
18:50به اسم نازلی سیف کرد
18:56نازلی
18:58من دنیزم
19:00به اسم پناهگاه سیف میکنم
19:02بله جالب میشه
19:03باشه ما بریم سر کارمون
19:06بریم فاطرشون
19:07خیلی خوب بود
19:10کجاش خوب بود ندیدی چقدر کنه هست
19:12چرا شما رو بشتادیم
19:13نگه چیه با هم میرهیم به سقا قضا میدیم
19:15بایی خیلی رومانتیک میشه
19:17سفر هفته پیش خیلی خوب بود
19:21خیلی خوش گذاشت
19:22ببخشید
19:23نوشه جونتون
19:28خیلی ممنونم
19:29هی هی هی هی هی هی
19:30یباش آرام
19:31یه لحظه آقای ما ترم الان درستش می کنم
19:33میخواییم شما تکون نخوریم من درستش می کنم
19:34از این طرف راحت تره انان درستش می کنم
19:37شما دستتون تکون ندید اتوان
19:38یه لحظه خواهش می کنم
19:43انان در میره آقای ما ترم بایدیم
19:44اجازه بدین خودم جدا می کنم
19:46اگه اجازه بدین و دستتون رو نکشین در میاد
19:48منو ببخشیده باید
19:52یه لحظه آقای ما ترم
19:53خیلی خوب خوبه دیگه
19:55چی کار کردین همش در رفت
19:59اگر جده نمی کردین من جداش می کردم آقای ما ترم
20:02آروم باشین خانم معترم پولش هر چقدر بشه پرتاخت می کنم
20:05نمی تونین هرچی رو با پول جبران کنیم
20:07اول واسه من عرضش معنوی داشت
20:10عرضم یه اثار هنریه به خصوص بود که با سنگای خاص درست شده بود
20:13دستکم پنجاه لیر
20:15شایم صد لیر بی عرضه
20:17بفرم
20:20لازم نکرده
20:21نیازی نبود ولی دستتون درد نکنی
20:24فاتوش تو چی کار کردی
20:27من فکر چیو می کنم تو فکر چیو
20:29اون دستمندو واسه تولدم گرفته
20:30ولیش کانی که دیگه برای درست می کنم شده
20:33هم صده درست کردم
20:34اوف آسمان اوف
20:41باز دوباره کارت بانکی ما خالی کرده
20:44اصلا به فکر من نیست
20:46نمیگه نازلی از کجا بیاره
20:48به کلاس جاپونین برسم کارت بانکی ما پر کنم
20:50یا کرایه بدم
20:51کرایه کرایه
20:53نازلی باید اجاره رو بدیم
20:55دیگه نمیتونیم از امو بختیار فرار کنیم
20:57کلاس جاپونین بیخیال شد
21:00خیلی خست کنند است
21:04تو چجور دوستی اصیفاتوش
21:05یعنی بیخیال آرزوان بشن؟
21:07اگه هزار بار اعتراض کنی
21:09من باز حرف خودم رو میزنم
21:10برای رسیدن به آرزوات
21:12به یه شوهر پول دار نیاز داری
21:14نه بازم اعتراض میکنم
21:16این همه رفتی تو رسطوران های بالا شهر
21:18یه ساب رسطوران پول دار
21:20یه سراشفز پول دار
21:22نتونستی برای خودت دست پکن
21:24بس فاتوش خوشت میاد واسه خودت ردیف کن
21:26آره خوشم میاد
21:27من که بود و من دست پا نکردم
21:30این همه تو آتلیه های مختلف مودل شدم خیلی سرم
21:34وای
21:35فاتوش پاشو بریم بخوابیم
21:38تازه بعد از این که رسطوران آرزو مو باز کردم
21:42نوبت به اونم میرسه
21:44باشه عزیزم رسطوران آرزواتو باز کن
21:48کاری با اون ندارم
21:49فقط فکر شوهر غیر پول دارم
21:51موسیقی
Comments