Skip to playerSkip to main content
  • 8 months ago
موضوع سریال:
نازلی (اوزگه گورل) که می‌خواهد یک آشپز حرفه‌ای شود، با یادگیری آشپزی ژاپنی، رویای راه‌اندازی رستوران خود را می‌پروراند. برای تأمین هزینه‌های خانه دانشجویی، به عنوان آشپز اختصاصی آقای فریت (جان یامان) که هنوز با وی آشنا نشده، پیوسته است. فریت، کارآفرین ثروتمند، و نازلی از طریق اتفاقات مختلف نزدیک هم می‌شوند و در انتها درهای یک عشق ناممکن را باز می‌کنند.

ترکیب بازیگران:
فریت: جان یامان
نازلی: اوزگه گورل
دنیز: حکان کورتاش
حکان: نجیب ممیلی
فاتوش: ازنور سرچلر
آسومان: ایلایدا آکدوآن
آلیا: تورکو توران
نیلوفر: الارا بوزبی
انگین: بالامیر امرن
تاریک: برک یایگین
ایکبال: اوزلم تورای
بولوت: علیهان تورکدمیر
لمان: یشیم گول

Category

📺
TV
Transcript
00:00از اون روز فقط به هم زنگ زدیم
00:02نشد مفصل حرف بزن
00:04خب چی کار میکنی؟ شغل چی؟
00:07بجز گارسونی دیگه چی کار رو میکنی؟
00:10فقط بعضی وقتا گارسونی میکنم کار همیشگی نیست
00:13در کنارش درس میخونم فوق لیسانس
00:16تو چی؟
00:21من تو کار هنریم
00:23یعنی در اصل نبازندم
00:26کجا درس میخونی؟
00:29یعنی رشدت چیه؟
00:31میخوای بزرگ شدی چی کارشی؟
00:33امروز یه اتفاق بد تو محل کارم افتاد
00:36واسه همین نمیخوام در موردش حرف بزنم
00:39در مورد کار و شغل من حرف نزنیم بهتره
00:42در مورد کارای هنری بگیم
00:43کارای هنری که مربوط به منه
00:45همه چیشم بازه
00:46فرار نداریم زود باش
00:47باشه پس حدس بزن
00:50وقتی بزرگ شدم میخوام چی کارشم
00:52گیاه شناس؟
00:53نه حدس دشتباه بود
00:54معلم
00:57میتونی معلم بشی؟
00:58چیزه که میدونی خیلی خوب توضیح میدیم؟
01:00نه
01:01دکتور
01:04دیگه چی؟
01:05من خون ببینم میمیرم بابا
01:07آی دنیز
01:10بوسته دامون میزنه بودو
01:13نصفه یا یه چارون؟
01:15کامه
01:15چی؟ کامه؟
01:17نصفه
01:18سلام خسته نباشیم
01:20سلامت باشیم بفرمایم
01:21خیلی ممنون
01:22دو تا نسبه بزن
01:22یکیش تون باشیم
01:23بروی چشم بکنم
01:25بذار ببینم فلفلش چطوره
01:27خیلی خوشمزست
01:30برای منم فلفل بذار
01:31چه هست بکنم؟
01:32آبیشنم بذارین
01:33اول اول آبیشن رو بریز
01:35بعد یکم تفتش بده
01:36و آخرش هم فلفل روش بریز
01:37اینجوری خیلی خوب بشیم
01:38چه هست بکنم؟
01:39هرچی شما بکنم
01:48خوشمزده بود؟
02:11آلی بود بابا
02:14بستا دست دردن
02:17موش جونتون آقا
02:18سالس هم میرخصم؟
02:26شردم بوجهتاست
02:30تو بلدی
02:31رفته بودم
02:33امریکای جنوبی
02:34یه چیزایی
02:35ازشون یاد گرفتم
02:36اینم یکی از اوناست
02:38رخصیدنو دوست داری
02:44رسش بد هم نمیاد
02:46ولی
02:47زیاد وارد نیستم
02:48تو شلوقی که اصلاً امکان نداره
02:50پاشو بیا
02:56واسه چی؟
02:58یه برخصیم دیگه
02:59نه بابا دیگه چی؟
03:00پاشو بیا ببینم
03:01مزقر بازی در نگار دنیز
03:03بلد نیستم
03:04آبرومون میره
03:05چی نمیشه بابا بیا
03:06دیوونه شدی آخه
03:08منم تازه یاد گرفتم
03:10هیچی نمیشه
03:11کاری نداره میتونی
03:12موسیقی
03:18موسیقی
03:21موسیقی
03:25موسیقی
03:26موسیقی
03:28موسیقی
03:58میدونی
03:59هم خیلی بخوره
04:00هم خیلی باحاله
04:02میرخص سندی بیج خیابونی
04:04میخوره
04:05تازه از حیبونام خوشش میاد
04:07حیبونامونو دوست داره
04:09محلیمه که آدم خوبیه
04:11چرا در مورد زندگی
04:13هیچی بهش نگفتی نازلی؟
04:14چه میدونم فاتوش
04:15زبونم نمیچرخی داخه
04:17بعد اون همه اتفاق نمیخواستم
04:19در مورد کار حرف بزنم
04:20ولی خدا رو شایدامه
04:23با شخصیتی اصلا نسرار نکرد
04:24هم پول داره
04:25هم یکیه مثل من و تاره
04:28خدا رو شک مثل اون یکی
04:30افاده ای نیست
04:31تحویل بگیر
04:32اون پول داره
04:32اینم پول داره
04:33ولی این انسانه
04:35اگه به اون یکی بگی
04:36بیا تو خیابونستان دویج بخوری
04:38زمیزنه اداره بهتاش بیاد
04:40همه چی باید تعیید بشه
04:41بای
04:42بلش کن بابا
04:43دیگه فکرشو نکن
04:45اصلا نذار به مغزت را پیده کنی
04:47وقتی میبینیش فکر میکنی
04:48یه فرشتی واقعیه
04:49قافل از این که هم خیلی شیطون
04:51صفته هم خیلی پست
04:53بی شخصیت
04:54بی عطب
04:55یکی هم اینجا لطفا
05:04راستی فرید خان
05:08من هنوز نتونستم آشپز جدید پیدا کنم
05:11یعنی خیلی ها تماس گرفتن
05:12ولی هیچ کدوم به دلم نمیشینن
05:14باشه
05:14توی این چند روزی کارش میکنم
05:16ولی دست بجونبونین لطفا
05:17باشه
05:17اگه میخوای بیرون غذا بخوری
05:21بیا با ما بریم
05:22تو رستورانمون جا رزرف کردیم
05:24میخواییم خانوادی که غذا بخوریم
05:25غذا باشم که دوست سد
05:26باشه اینجوری بلوت هم میبینم
05:28باشه
05:28میخوایم نازلی هم دعوت کنم
05:31بلوت اصرار داره نازلی هم باشه
05:34اینجوری هم میبینمش
05:35هم ازش تشکر میکنم
05:36نظره چی؟
05:37ها؟
05:38تشکر برای چی
05:39بابت کارایی که کرده دستموز گرفته
05:41من یه خورده کار دارم
05:46اگه طول بکشه ممکنه نتونم بیان
06:06خب بگو ببینم فرید
06:22دوست خوشقلب و مهربون من
06:24تعریف کن ببینم جریان
06:26چیه چی شده
06:27چی چی شده انگین
06:29بین تو اون دختر نازلی اتفاقای افتاده
06:33زود باش بگو
06:33انگین خیلی کار دارم
06:35فکر کنم زیادی بیکاری حسلت سر رفته
06:38فرید
06:43ما ده ساله که دوستیم
06:46تو خصوصی ترین مسائل منم میدونی
06:49منم از درون تو خبر دارم
06:52یه اتفاقی بین تو و نازلی افتاده
06:55فکرتو بد جوری درگیر کرده
06:58تعریف کن کرید
07:05ماما نازلی میاد یا نه؟
07:08عزیزم زنگ زدم جواب نداد
07:10خود شمارمونو ببینه زنگ میزنه
07:13میتونیم دوباره بهش زنگ بزنیم؟
07:16یه باره دیده زنگ نزنیم دیده
07:17ببین؟
07:18زنگ میزنه
07:20سلام
07:21به من زنگ زده بودین من نازلیم
07:23سلام نازلی من زینبم
07:26مامان بولوت خوهر فرید
07:28سلام زینب خانم
07:29سلام
07:29میبخش بیخبر بهت زنگ زدم
07:33شمارتو از شرکت گرفتم
07:35میتونی حرف بزنی؟
07:37بله خواهش میکنم
07:38نازلی جون
07:39بولوت همش بحانه تو رو میگیره
07:41اون شب هم برای پذیرایی از ناکاتانیا
07:44خیلی به فرید کمک کردی
07:46هم میخوام با هات آشنا بشم
07:48همزد تشکر کرده باشم
07:50میخواستم امشب برای شم دوتت کنم
07:53زینب خانم من هم دلم میخواد باتون آشنا بشم
07:56ولی اون شب همش تصادفی بود
07:57نیازی نیست به خاطرش تشکر کنین
07:59اصلا
08:00خب پس یعنی امشب میگی دیگه
08:02من امشب یکم کار دارم
08:06بیا دیگه لطفا لطفا
08:09بولوت
08:10حالت خوبه عزیزم
08:11اگه امشب بیای خوبه خوب میشن
08:15اگه نگه خیلی بزن بشن
08:16حتی ساعت منه بزن
08:18خیلی خوب باشه میام
08:20اخ چون
08:21حالیه
08:22ساعت هشتانیم خوبه به نظرت
08:25آدرسم چند دیگه دیگه برات مسیج میکنم
08:27باشه زینب خانم به امیده دیدار
08:29چه جالب
08:37در عرض یه هفته در روز شه اتفاقایی افتده
08:40رسمن خاطره ساختیم فرید
08:41فقط قضا درست میکرده اینکه
08:43خاطره کدومه
08:43یه شبه با حالم که با بولوت و نازلی داشتیم
08:46یه شبه معمولی بود برای اینکه حسل بولوت سر نره
08:49به سر هزار تا آشباز اومده خونتو رفته
08:53از هیچ کدوم خوشت نیمد
08:54ولی آشق قضایین دختره نازلی شدیم
08:56آشق نشدم فقط گفتم خوب بود
08:58فرید
09:00میدونم که ذهنیت تو خراب کردم
09:04ولی اگه دختره دنبال مرد پول داره
09:07چرا بیاد آشبازی کنه
09:10نمیدونم انگین
09:15شایدم زود قضاوت کردم
09:18ولی شایدم همه یه کاراش نخشه بوده
09:21یعنی نمیدونم
09:23واقعا نمیدونم
09:24وای فاتوش
09:30پایی تلفون گیر کردم گفتم میام
09:33ولی پاهم نمیره برم
09:34میترسی فرید بیاد ببینیش نه
09:36کفته با شما اگه بیاد اتفاقایی خیلی بدی ممکنه
09:39تو رستوران بیافته
09:40به تو چه عزیزم
09:41مگه به خاطر اون میری
09:43اصلا محلش نستم
09:44معلومه که نمیذارم
09:45خیار کرده کیه
09:46من فقط به خاطر بلوت میرم اینجا
09:47چون مامانش خواهش کرد همین
09:49اینو بلکن
09:50نازلی
10:05خوش اومدی نازلی
10:08خوشحال شدیم که اومدی
10:09من دمیره
10:10پدر بلوت
10:11خوشبختم
10:13بهش فرصت ندادیم نه بگه
10:16منم زینبم
10:17مامانه آقا بلوت
10:19خوشبختم خانم
10:20چطوری بلوت ها؟
10:22بیا پیش من بشی
10:24منم اینجا میشینم
10:26صبح نازلی
10:29شب نازلی
10:30بیا خاله نازلی تم اومد
10:32نه خایرم اون خوالم نیست
10:34دوستمه
10:35عزیز دلر
10:36آه میبخشید
10:38بزن قدیش
10:39بله زینب
10:51فرید جون منتظرتیم کجایی؟
10:53دارم از خونه میرم بیرون
10:54ولی نمیام اونجا
10:55میرم همین نزدیکی
10:56یه چیزی میخوانم برمیگردم
10:57فهمیدم
11:00پس تا ده دقیقه دیگه اینجایی
11:03بلوت خیلی خوشحال میشه
11:05بلوت جون داییتم داره میاد
11:06وای بال درابط
11:09خیلی خوشحال شد
11:10باشه پس وقت تو نمیگیرم
11:12فیلن میبینم
11:13خدا فیس
11:27دلم میخواست اون لحظه قیافهی آقایی ناکاتونیو ببینم
11:43اف قیافهی من خیلی دیدنی تر از قیافهی اون بود
11:46میدونی وقتی نوشیدن ایم ریخ رون زنه
11:48فقط دعا میکردم
11:49کاش بشه برم زیر زمین
11:50خیلی خجالت کشیدم آقایی
11:51فرید اینجری تعریف نمیکنه
11:53خیلی خنددار بوده
11:54کاش منم اونجا بودم
11:56واقعا؟
11:57مطمئنن اگه بودیم پشیمول میشدین
11:58الان خنددار به نظر میاد
12:00ولی اون لحظه واقعا خنددار نبود
12:01آه آه آه
12:02خیلی دلم میخواست اونجا بودم
12:04شروع خنددار نبود
12:05به نظر من که خندداره
12:07دایی من نخندید نه؟
12:09بلو جون نمیتونم بگم دایید خندید
12:11اون لحظه فرید خانه اونجا نبود
12:13ولی وقتی اومد نزدیکم
12:14اون لحظه آتیش میزد بیرون
12:16شاید بعدش خندیده باشه پسرم
12:18ولی مطمئنم
12:19اون لحظه جوری به خاله نازلی نگاه کرده
12:22که انگار میخواد بکشدش
12:23نه نظری من اگه اون همه آشنا تو جمع نبود
12:26حتما شانسش ام تعلیم کرده
12:27حالا تمایلی به ارتکاب جرم نداشتم
12:29خوش اومدی
12:32خوش اومدی فرید
12:32از قانون شکنی اصلا خوشم نمیاد
12:38بلی اعتمالا نازلی خانم تو این مورد کم فجروبی نیستم
12:41با این حال تا به حال تو زندگیم به آدم ها پیشنهاده ی عجیب قریب ندازم
12:50به خصوص وقتی مست باشم
12:52یعنی اگه مست نباشن هر پیشنهادی میدیم
12:55نه این کار
12:56این کار فقط از یه بیزینسمن خونسرد مثل شما برمیاد
13:00بلوت
13:01یه جوری گفتی بیزینسمن خونسرد انگار گفتی بیزینسمن قاتل
13:10آره چون به نظر من فرق زیادی بینشون نیست
13:14هر دوشون همه یه ریزگاه رو در نظر میگیرن
13:17دقیق حساب میکنن و کم کم به هدفشون نزدیک میشن
13:21آره خب این پوتانسیلو دارم که کسایی که از قوانین سرپیچی میکنن و بکشن
13:25دایی چونه بهم گفتی گوشم رو بگیرن؟
13:35نه کار نه در مورد زامبیا هفزدی؟
13:38نه بلوت جون
13:39زامبی مانبی نداری
13:41هفزدن در مورد زامبیا مانبی
13:42کازه چیزی به اسم زامبی وجود نداره پسرم
13:44چیزه فرید جون نازلی تو رو نمیشناسه شاید متوجه نشه شوخی میکنی
13:52تو هر شوخی یه بخش جدی هم وجود داره واسه همین بهتره من و فرید خان حواسمون به روابطمون باشه زینکون
13:59هم بلوت هم من میدونیم که برادر من قلبش این یوفکا نرمه
14:05مگه نه عزیزم؟
14:05اون وقت یعنی قلب داییم یعنی برشه
14:11خوب شد اومدین پسر حسابی سورپرایز شدم
14:24تا الان کجا بودین اون وقت؟
14:26هرایسش فکر من نبود
14:29وقتی فهمیدن میام این شا گفتن میان کسا تشکر کنیم
14:32گفتن غذا داری اومدیم
14:33خوب کردین غذا به هممون میرسه
14:35بریم بشینیم
14:36بریم بشینیم
14:36کار عدیف شد؟
14:37پس چی پسر؟
14:39عالیه
14:39خوب دنیز چی درست میکنی کمکت کنم؟
14:45ماکارونی درست میکنم
14:46چیز سخته نیست
14:47سالت چی؟
14:48باشه
14:49فقط موازب چاقو باش تیزه
14:53نازلی
15:04تو برای چی رفتی؟
15:09نکنه چون خونن رو به هم ریختم داییم عصبانه شد آره؟
15:14نه بولو جون این حرفا چیه؟
15:16بولو درست میگه نازلی برای چی رفتی؟
15:19به من بگو
15:19خودت خواستی بری یا فرید اخراجت کرد
15:22لطفاً بگو
15:23ما به شینیدن مشکلات فرید با آشپزا آدت کردیم
15:27تحجب نمیکنیم
15:28خودم خواستم
15:29خودم خواستم
15:30فرید خان در مورد یه سری مسائل نارضایتی داشتن درست مثل خود من
15:39تازه باعث میشد نتونم تو سمینا رای دانشگا شرکت کنم
15:43خلاصه این که به نفم شد
15:45مومون من اصلا خوبم نمیاد
15:47میشو بریم کونه امو اینا تو رو خوبم
15:49بولو جون خیلی دیگه شده
15:50یکم دیگه باید باشید
15:52بابا تو منو ببر با هم بریم قبول بابا
15:55لطفا
15:56امو اون قهنگای قشنگی برامون میسنید
15:59یعنی تو نمیخوای با گیتار عمود بازی کنید؟
16:02باید بریم یه قهوه بخوریم
16:04حرف پسر اما زمین نمیدازم
16:05من باید برم
16:06اجازه نمیدم
16:07باید همه با هم دیگه بریم
16:10من نمیتونم بیام با اجازتون
16:12داییچون گفتیم همه با هم میریم
16:25زحمت نکش خودم جم میکرد
16:31دست درد نکنه خیلی خوشمزده
16:34هیچ کس نمیتونه مثل تو ماکارونی درست کنه
16:36نه بابا
16:37یه ماکارونی ساده بود دیگه
16:40دنیز
16:42تموم شد
16:46تموم شد
16:50دیگه حضیتت نمی کنم
16:53نمیذارم تو هم منو ازگیت کنی
16:56اول با هات دوست میشم
17:00این از همه چیز مهم تره
17:02برای دوستیم
17:07برای دوستیم
17:10هی اقاییم بیاین یه چیزی بزنیم
17:25دایی جو ما هم با تو میام یعنی من و ناظری با هم دیگه
17:37خیلی خوب باشه
17:42سو باشه
17:44ناظری سوال ماشین شو
17:45ما هم دنبالتون میام
17:49ناظری تو باید جلو بشینی باشه
17:52باشه بوله جل میشینم تو بیان
17:55ناظری خوره امام خیلی قشنگی خیلی خیلی بزرگه
18:06هنقدر بادم خوش میگذره که نکو
18:09تازه یه تبله خیلی بزرگم داره
18:12قدش از من بلندتره
18:13ولی من بلدم بزنم
18:15اما من پاهنگو یه خیلی قشنگی برام میزنه
18:19حتماً اگه بشنوی تو هم خوش دیم
18:21بولوت اینجور که پیداس خیلی همو تو دوست داریم
18:24ولی خیلی دوستش دارم
18:25داییمم خیلی دوست دارم
18:27هر دوتاشونو یه اندازه دوست دارم
18:29مده نداریم
18:30شیطان کچولو برای این که قه نکنم
18:32هندو نمیذاری زیره بقلا
18:33بزرگه از کچیکه قه نمی کنه
18:37امو جون ببین این نظریه
18:49یعنی چی اون وقت
18:54چی سپرایز با حالی
18:58بیهت گفت امو جون
18:59اگه اینطوره اونی که باید سپرایز بشه من هم
19:02تو ها نازلیم میشنستم
19:04معلومه که میشنستم
19:05پارتنر رقسمه
19:07میدونستین نازلی چه قرابیه یه خوشمنده درست میکنم
19:12ها نمیدونستم
19:13ولی اینو میدونم که ساندویچ خور قهار
19:15هموت هم تو کار نظافت و مراغبت
19:17هی بنا کارش حرف نداره
19:19شما از کجا هم بیگه رو میشنستین
19:23بیاین تو بهتون میگم
19:26بفرماین تو
19:27وای خدا واقعا که دنیا خیلی کچیکه
19:45بله تصادف جالبی بود
19:47نه من تو آشپسخونه که خیلی من
19:49من تو آشپسخونه ی آقا فرید کار میکردم
19:53به عنوان گارسون رفته بودم که جشنی
19:55نگو اون جشن از طرف شرکت شما بوده
19:58آها تو آشپسی
19:59آنه بالاخره فهمیدی
20:00لیسانس همو گرفتم
20:02دارم فوق لیسانس میگیرم
20:04چه خوب
20:04آخه بیشب میخواستم حدس بزنم
20:09شغل نازلی چیه
20:10ولی نتونستم
20:12آه پس یعنی تازه آشنا شده
20:14آره تو همون جشن شما آشنا شدیم
20:17پیش داداشفرید کار میکردی و من خبر نداشتم
20:20باور کردنی نیست
20:22یه لست سب کن ببینم
20:23پس یعنی از غذاهای فوقالده این نازلی نخوردی نم
20:26هیچ کس نمیتونه خوشمزه تر از نازلی غذا درست کنه
20:29حتی ما منتونم
20:30حسارم
20:31بولود
20:32رفتیم خونه به هد نشون میدم
20:34من فقط فکر میکردم تو رسیدگی به سقا و یادگیری رقص استدارده
20:38خب دیگه برای داداشفرید قضا درست نمی کنیم
20:45مگه فریدو نمی شنستیس
20:47به نظرم اون دو هفترم خوب دوما برده
20:50نازلی استفاداده
20:52ما برای این که ازش تشکر کنیم و باش آشنا بشیم گفتیم
20:56امشب دوره همدیگه باشیم
20:57دست پختت خیلی خوبه
20:59تو رقص استداد داری
21:01آشق سگایی
21:02استداد دیگه ایم داری که ندونی؟
21:05حتما داره اینا رو تو همین چند روز فهمیدی
21:08کارایی که من میکنم و همه میتونن انجام بدن در برابر آواز خوندن هیچی نیست
21:19اونم آواز خوندم برای مردم خیلی شجاعت میخواد
21:23تن و کسی که صدای منو شنیده همخونمه
21:25و البته خوهر کلچیکم
21:28همینو بس
21:28به نظرم داری اخراغ میکنی
21:31منم زید از خودم مطمئن نیستم
21:34راستی
21:36آلیه قراره از این به بعد رسمن بخونه
21:38اه واقعا
21:39چقدر خوب تبریک میگم
21:41اولین برنامهش فرداست
21:42قراره برای حمایت بریم
21:45نازلی تو هم بیا
21:47من؟
21:50نه نمیام ممنون
21:51بیا فکر خوبیه
21:53خوشحال میشم ببینمت
21:55اگه خستی دوستت و خوهرت هم میتونی بیاری
21:58باشه
22:00پس میاییم
22:01ممنون که دوت کردین
22:02فرید
22:04تو هم میایی دیگه نه؟
22:08من این روزایی کم درگیرم
22:13یه وقت دیگه اطمان میایم
22:14حالا نمیشه بیای
22:15به نفع منم میشه
22:17رکس چپ میشه تو روزنمه
22:18بیزینس من موفق فرید اصلا
22:21در بین حفو دارن آیه بود
22:22فردایی مزایده داریم
22:32اگه پیروز بشیم
22:33شب برای جشن میامون جهن
22:35باشه
22:35پس صد درصد این گروه
22:37فردا شب هم با همه
22:38خیلی خوب پس شما با آلیه جشن بگیرین
22:41ما هم با والد سلطان
22:43تو راه آیوالیک به جشن
22:45ادامه میدیم
22:46بعد از این همه کار کردن
22:48این مسافرت فکر خوبیه
22:50نعزیزم
22:50یعنی میگی صد درصد
22:51موضوعی دارو گرفتی نه؟
22:52صد درصد
22:53دل تو دلشنز فردا قیافه هاکانو ببینه
22:56مگه نشاریک؟
22:59چیه این؟
23:18بذار کمکت کنم
23:24نه نه نه لازم نیست
23:25بذار همینجوری باشه
23:26فردا ردیفش میکنم
23:27نازلی
23:29خیلی خوشگل شدی
23:31خیلی ممنونم
23:34آه راستی
23:39با موزیسیانا تماس گرفتم
23:42گفتن هر از گایی میرن میزنن
23:43قرار شد به منم خبر بدن
23:45اگه خواستی
23:45یه روز بیا با هم بریم
23:46دنیز دنیا واسه دیدن رخص من آمدگی ندارم
23:50نه به نظرم استداد شده
23:52تن اینجوری فکر کردیم
23:53نه جدی میگم
23:54من دیگه میرم
24:01کجا میری چه عجله یه؟
24:05شب به خیر
24:06چرا یه هپا شدی رفتی؟
24:09چیزه
24:11ما هم دیگه بریم دیر شده
24:13آره خیلی دیر شده
24:15خیلی خوب هست ما هم بریم
24:18بریم
24:19موسیقی
Comments

Recommended