Skip to playerSkip to main content
  • 6 days ago
موضوع سریال:
نازلی (اوزگه گورل) که می‌خواهد یک آشپز حرفه‌ای شود، با یادگیری آشپزی ژاپنی، رویای راه‌اندازی رستوران خود را می‌پروراند. برای تأمین هزینه‌های خانه دانشجویی، به عنوان آشپز اختصاصی آقای فریت (جان یامان) که هنوز با وی آشنا نشده، پیوسته است. فریت، کارآفرین ثروتمند، و نازلی از طریق اتفاقات مختلف نزدیک هم می‌شوند و در انتها درهای یک عشق ناممکن را باز می‌کنند.

ترکیب بازیگران:
فریت: جان یامان
نازلی: اوزگه گورل
دنیز: حکان کورتاش
حکان: نجیب ممیلی
فاتوش: ازنور سرچلر
آسومان: ایلایدا آکدوآن
آلیا: تورکو توران
نیلوفر: الارا بوزبی
انگین: بالامیر امرن
تاریک: برک یایگین
ایکبال: اوزلم تورای
بولوت: علیهان تورکدمیر
لمان: یشیم گول

Category

📺
TV
Transcript
00:00عجب هوایی آدم روحش تازه میشه
00:02ماما بزرگ ماما بزرگ
00:04میدونی چیه من سواره از سواری
00:06آفرین به خوشکل خودم
00:08بزرگ شده از سواری میکنه
00:10عراق کردی عزیزم آره
00:12بولود جون بیا سابونه بخوری
00:15نه
00:16میدونی چی داریم؟
00:17نه
00:17بورک داریم؟
00:18نه
00:18بولود
00:19بخوام از سواری کنیم
00:20بولود
00:20از سواری توست دارم
00:22بیا اینجا از سواری
00:23بعدم رو بکنیم
00:24بلاخره رسید
00:26بورک هایی که منتظرش بودم رسید
00:28نمیشه دونتو
00:29بیمت شا
00:29وقتی میادی اینجا لب به هیچی نمیزنه
00:32عیبی نداره عزیزم
00:33خودش میاد
00:34تو بشین
00:35بفرماییم بشینی صبحونتون رو شروع کنیم
00:38تصمیم گرفتم اینترنتی برای دعوتنامه بفرستن
00:43شاید اینجوری زودتر جواب بدینم؟
00:46مامان این حرف رو نزن
00:47میدونی که چقدر سرم شروعه
00:48چه سرم؟
00:49دمیروز اینم کار و زندگی ندارن
00:51هر عفته اینجا
00:52اینگین چی کار نداره
00:54ولی مدام زنگ میزنه
00:55و میگه خاله جون خوبی
00:56چی کار میکنی؟
00:58مگه میشه کار نرشته باشم
00:59خاله لیمان
00:59وقتی یکی مثل فرید بالا سر آدم باشه
01:01امکان نداره وقتی خاله گیرش بیاره
01:03راست میگی
01:04اگه درو بریاد نباشن
01:06نمیدونی مردی یا زنده ای
01:07اقبال که هر روز خبرها رو بد میرسونه
01:09خمان بی خودی تلاش نکن
01:11پسرت قریب است
01:12به ما هم زنگ نمیزنه سراخ بگیر
01:13نه
01:15در این مورد حقی روستمو نمیخورم
01:17هر روز صبح زنگ میزنه
01:18اینگین جون
01:19اگه گزارش ها حاضره بیایی نگاهی بهش بندازیم
01:21آره
01:22دقیقا همینطوره
01:23هر شب به منم زنگ میزنه
01:24قبل از خواب
01:25ببینه برای جلسه فردا آمدگی دارم یا نه
01:27پس باید از این به بد
01:29تو شرکت کار کنم
01:30تا بتونم فرید پسرمو بیشتر ببینم
01:32نوشه جونتون
01:36وقتی کچیک بودی
01:44بابابات اینجا ماهیگیری میکردی
01:46واقعا
01:49گاهی وقتا یادم میره بچه بودی
01:52انگار همیشه همینجوری بزرگ بودی
01:54پسرم چرا به من زنگ نمیزنی
02:02ممان میدونی که زیاد اهل تلفون زدنیست
02:06مگه میشه ندونم
02:08آدم هفت سالگی هر جور باشه
02:09هفتات سالگی هم همون جوریه
02:11پسر سرکش من
02:12همین که تلفونا مجواب بدی کافیه
02:18ببین
02:22آدم نباید تنها باشه
02:24خوبه همیشه یکی پیشت باشه
02:28گاهی وقتا بهت یاد آوری کنه
02:30به مامانت زنگ بزنی
02:31اون وقت شاید
02:32نه مامان نه
02:33نه نمیشه
02:34من اینجوری راحتم
02:38باید تا سن نرفته
02:41بالا صاحب بچه شد
02:42آدم وقتی پیل میشه میفهمه
02:44دوست داره ببینه بچه هاش سر و سامون گرفتن
02:47بعد بچه های اونا
02:47مامان تو به این چیزها فکر نکن
02:50بیا بریم تو
02:52بقیه رو تنها نذاریم
02:53بریم بریم لطفا
Comments

Recommended