00:00The
00:03The
00:06The
00:10The
00:14The
00:15The
00:20The
00:23The
00:27.
00:34.
00:35.
00:37.
00:44.
00:48.
00:49.
00:52.
00:55.
00:56You're welcome, Nazli.
01:26I think that we should be able to fit this.
01:27What's that?
01:28What's the matter?
01:30Where are you?
01:34I'm failing...
01:37I don't know, I don't get that much.
01:39This is...
01:42I think...
01:43It's cold.
01:44It's not a matter of what I'm talking about.
01:46You've got a lie.
01:48You've got a lie.
01:49You've got a lie.
01:50I've got a lie.
01:51I've got a lie.
01:52I've got a lie.
01:53I've got a lie.
01:54I've got a lie.
01:55Oh
02:25Oh
02:55Kilo چنده فاتوش بهت میگم حافظه ندارم
02:58هیچی یادم نمیاد میگم
02:59هیچی یادم نمیاد چی کار کنم حالا
03:01حالا این حرفا به کنار اتفاقرم یادت نمیاد
03:04فاتوش
03:05فاتوش ما چی کار کردیم
03:07خیلی خوب آروم باش
03:09خودش الان کجاست نمیدونم
03:11سب کن فاتوش
03:17دارم میگردم
03:25حتما رفته چون زود میره سر کار
03:30بله
03:31باید بخونیمشون بفرستیم شرکت
03:35اینجاست نرفته
03:36خیلی خوب باید آروم باشی
03:39خودتو جمع میکنی میری پیشش
03:41باید خیلی آدی رفتار کنم
03:42نمیتونم آدی رفتار کنم فاتوش نمیفهمی نمیتونم
03:45نمیرم پایین اصلا تا اون دره نمیرم پایین
03:48برو پیشش ببینیم دیشب چی شده بود نازلی
03:51رست میگی
03:53باشه میرم
03:54آره برو
03:55با اجال نریا
03:57خیلی نرم و آدسته برو
03:59رفتم
03:59آره با لبخند برو پیشش
04:02یه جوری رفتار کن انگار
04:04هیچ اتفاقی نیفتده باشه
04:05یه جوری نری به ترسونی شد
04:07با اجال نرو
04:08نه ترسونش
04:09چون تو آشپس خونه هست
04:11شب خوبی بود
04:16یعنی اول خوشم نیومد
04:19ولی خوب شد که نازلی اونجا بود
04:22از اونی که انتظار داشتم بیشتر خوش گذشت
04:25وقتی اومدی جوزیتشو بهت میگم
04:27فاتوش داره دیشبا برای دوستش تعریف میکنه
04:31میگه جوزیتو بهت میگم
04:33پس چی دختر؟
04:34بسرام در مورد این چیزا با دستاشون حرف میزنن
04:37خیال کردی فقط دخترها اینجوری هم؟
04:39منم باید فوری دیشبا به یاد بیارم زود
04:42هر اتفاقی میخواد افتاده باشه افتاده باشه
04:44بکره اونو نکن
04:45الان میری جلوش خوب؟
04:47اینجوری دستتو تکیه میدی به دیوار
04:50سعی کن یکم بی حال باشی
04:52بعد خمیازه بکش
04:53اینه کرگدن دهنتو باز نکنی
04:55خیلی با کلاس خمیازه بکش
04:58بعدشم با یه حالت خیلی ریلکسی
05:01صبح بخیر بگم
05:02اگه در مورد دیشب چیزی گفت
05:04یا چیزی پرسید مختصر جواب بده
05:06فهمیدی؟ بگو شب خوبی بود
05:08ساتوش تو دیوونه شدی؟
05:10اینایی که میگه یادم نمیمونه تازه
05:12اگه یادم بمونه نمیتونم انجام بدم
05:15حتی چقدر لوسی
05:16هر کاری که بهت میگم و بکن
05:17این سیخمای نستیه راحت باش
05:19الان قرم میکنم
05:20بسنگ بزن به این بزارش بدیم
05:42موسیقی
06:01سوپگیر
06:02سوپگیر
06:04نسی
06:10اتفاقه دیشبه یادت میاد دیگه نه؟
06:19یعنی دوتا ایمون وقتی بالا بودیم
06:21آقا فجالت زدم نکنی نسید
06:22نه نازلی نمیخواد فجالت بکشی
06:24نمیدونم اینا را کی و کجا یاد گرفتی
06:26ولی هم حق با من بود
06:28هم با آقای نکاتانی
06:30با آقای نکاتانی هم؟
06:35واسه چی آخه؟
06:36نازلی من سردم نمیارم از چی دری حرف میزنی
06:42منم حرفای شما رو والا نمیفهم هم
06:45شنیدم تا شیم به دوستتون میگفتین ما چیزه
06:48نازلی
06:48یه لحظه
06:51ما دیشب با هم نبودیم
06:53یعنی واقعا نبودیم
06:59ولی شما دیشب منو بغل کردیم
07:05آره بردم تا آتا خواب ولی خودم تو سالون خوابیدم
07:08به نظرت برای چی بغلت کردم؟
07:13واسه چی؟
07:14میدم
07:19داشتم بالا میوردم
07:30واسه چی بالا آوردم؟
07:34برای چی بود؟
07:42عصبانی شده بودم
07:44عصبانی شدم میدم به هم ریخت
07:48ما بحثمون شد
07:51خودتو نزنده اونجا
07:55به عنوان آشباز وارده اینجا شدی
07:58بعدم هر جا رفتم جنوم سبس شد
08:00بلاخره هم که شب اومدی خونم
08:03خلا خوب پاشو به ماراد دلت رسیدی
08:07میتونیم بریم تو
08:22شاید منتظر پیشناده استفاج بودی نم؟
08:26پیش خود چه خیار کردی یا؟
08:30فکر کردی من بی کسو کارم
08:32میکن مامانم و بابام و جد و آبادم بیان که نشونت بدم بی کسو کارمیستم
08:38میدم
08:42میدم
08:46بی شخصیت
08:48تو خیال کرده کی هستی که همچین پیشنهادی به هم دادی یا؟
08:52فرید اصلان
08:53اینو که میدونم
08:55اون وقتا کی هستی نازلی؟
08:57ظاهرم با وجود مسئله که دیشب پیش اومد فکر کردی یا اتفاقای بینمون افتده
09:01اگه من باعث شدم اینجوری فکر کنی مذرعت میخواد
09:04ببخشید شوهر پولداری که دنبالش میگردی من نیستم
09:07شوهر پولدار؟
09:09من دنبال شوهر پولدار میگردم؟
09:12من دنبال شوهر پولدار نمیگردم
09:15این حفه چیه میزنی آخه؟
09:20اگه بخوایی میتونی به عنوان آشباز به کارت ادامه بدی
09:22روزا میای و میری و پولتو میگیری
09:24هم دیگر رو نمیبینیم
09:25شما
09:27تو
09:28تو بی عدب
09:30بی شخصیت
09:31نفهم و خیلی آدم بدی هستی
09:33بد ذاتی
09:35یادت رفته احساس انسانی یعنی چی
09:37تو یه آدم فوقولده
09:38الان دیگه میتونی بری
09:39بیرون کن
09:44لازم نیست نگران باشی
09:46استفا میدم
09:47من یه لفظم توی خونه نمیمونم
10:02اخ، از دست تو نازلی
10:04همه چی داشت خوب پیش میرفت
10:07مهمونی، رقص، قرص ما
10:08یه لحظه خوشحال شدم گفتم
10:10نازلی یه عشق مثل عشق تو قصه ها پیدا کرد
10:13ولی داشت خوب پیش میرفت
10:15تا حیف شد
10:16کجاش حیف شد فاتوش، اصلا آدم نیست که
10:18عشق ارزانی خودش نمیخوام
10:20مشروع باعث شده بود نفهمم چی کار میکنم و یعنی امکان نداشت تو روش نگاه کنم
10:25هم ازش خوشم نمیاد هم شخصیتشو نشون داد
10:28دقیقا، عوضیه همه چی تموم؟ خوشتی به بی ادب
10:32فکرده من دنبال شوهر پول دارم، فکرشو بکن آخه
10:36یعنی من، فکرده مثل زناییم که حلاک شوهرن
10:40یه بار رقصیدیم، از روی عدب رفتم خونش
10:44گفت، الانه که نازلی بیاد بقلم
10:46از ذات خرابه خودش نازلی از بی خوبون فاسده
10:50اونم چه فاسدی
10:51فقط به خاطر اون زنه که مهمونش بود
10:54یعنی چون زبان بلد نبود از روی عدب رفتم خونش
10:57تا دید مشروب خوردیم گفت
10:59آخ جون بیا نازلی بیا
11:01وای فتوش چطور تونستم هیپچی بهش نگم آخه
11:04چرا خونه رو رو سرش خراب نکردم
11:06چرا نزدم تلویزونشو بشکنم
11:08چرا شیشای خونشو پایین نعی وردم
11:11نازلی جونه خیلی خوب از از هستم
11:14بازنده یه از لیونه، بلش کن بابا
11:16نمیتونم بلش کنم فتوش نمیتونم
11:18وقتی یادم میفته هرسم میگیره
11:20انگار زبونم گفت شده بود
11:21نمیتونستم جوابشو برش کن عزیز دل
11:23اخ نازلی
11:26امروز اکیپ آقای نکاتانی با ما جلسته دارن
11:29حتما دیشب آقای انگین جنب نکاتانی رو کاملا در جریان گذاشته
11:33یا آشپز جدید برای خونه پیده کنین
11:35نازمی خانم؟
11:37نازمی خانم دیگه برای ما کار نمی کنه
11:41باش حساب کتاب کنین تصویه کنین برای
11:43فهمیدم
11:43پس باید این افرم برای نظافت پیده کنم
11:46دیشب نکاتانی و خانمش برای قهوه اومدن خونه
11:49رو این حساب خونه به هم ریخته
11:50یکی رو پیده کنین بره خونه رو مرتب کنه
11:52حیات، اتاق، خواب، آشپز خونه همه جورا
11:54حساسیت هم رو میدونی وقتی رفتم خونه نمیخوام سپرایز بشم
11:57باشه میگم همین امروز خونه رو تمیز کنن
12:00اما ممکنه نتونم آشپز رو پیده کنم
12:03من میدونم چی حال تو خوب میکنه
12:07کرپ شکولتی؟
12:10اونم دست را انجای دوست عزیزت
12:12باتوش، تو تکو نمیخوری
12:14یا همه چی خودم ردیف میکنن
12:15فکر کن بری مهمونی رئیستو اونجا ببینی
12:23بعد مشروبتو بریزن رو شریک رئیست
12:25سحنه خیلی افتزاهی بود
12:27قبول کنین، واقعا بد بود
12:29خیلی افتزاه
12:31معلومی که آشپز درجیه که فرید خارج
12:33از آشپز خونه خیلی بی دست رو پاس
12:34ناکاتانی اینا دیشب باز برای قهوه اومده بودن خونه؟
12:38اومدن
12:38تر مورد افتزاهی جدید حرف زدیم؟
12:40نه اصلا حرف نزدیم
12:41زنه اونم که به جز جاپانی زبونی بلد نیست
12:44اینجوره نشسته بود یه گوشه
12:47نازمی خانم با همون اومد که قهوه درست کنه
12:51به خانم ناکاتانی کلی بازد
12:52نه بابا
12:53نازلی آشپز؟ آشپزت
12:55دیشب اومد خونه؟
12:56تو مهمونی به خانم ناکاتانی حرف زد و دلشو به دست رو پرد
12:59به زبان جاپانی هم تسلط داره
13:02اونام وقتی دیدن اینجوری دوتش کردن
13:04او نازلیو ببین
13:06جاپانی هم بلده
13:07بلود خیلی خوشش میاد
13:10میدونی که پسرمون آشقه
13:12پس دختره رو برای شام دوت کنیم
13:14با عشق اول پسرمون آشنا بشیم نه؟
13:17نازمی خانم استفادات
13:19آآآ برای چی؟
13:20شاید نتونسته به حتفش برسه
13:22یعنی در حیطه کاریش
13:24خودش میدونه عزیزم
13:27بخواد کار میکنه نخواد نمیده
13:28ولی...
13:29همینقدر استراحت کافیه به کارمون برسیم
13:32مثلا هاکان
13:33بازداره مزاهمت ایجاد میکنه
13:35فکر میکنم باید یه فکر اساسی به آنش بکنه
13:37بله اینم از کرپای داق داق
13:46دست دار نکنه فوتش جونا
13:47چی شد؟
13:55لباسو
13:55تو خونه فرید جو گذاشتم
13:57اون مال پایان نامت بود
13:59بای نازلی داشتم
14:00سکته میکردم
14:01بلش کن مهم نیست
14:02با پارچه هایی بی خودی دوخته بودمش
14:04لازم باشه بازم میدوزم
14:05فوتش مذرات میخوام
14:07انقدر با عجل اومدم
14:08اصلا یادم رفت
14:09لباس مهم نیست
14:10ولی...
14:12این فرصات خوبیه که بری خونه فریدو باهاش روبرو بشی
14:15دیگه نمیخوام ریختشو ببینم
14:17امکان نداره
14:18دیگه پامو تو اون خونه نمیذارم
14:19خیلی خوب نازلی باش
14:21آروم باش
14:22بگیر
14:23بلن شکمتو سیر کن که از همه چی مهمتر
14:25اتاقو قشنگ تمیز کنی
14:28لباس کسیفارم بفرستین خوش رویی
14:31همه جو باید برق بزنی
14:33ولی جایی هیچ وسیله یا عوض نکنی
14:36هیچ چیو
14:36خوبه
14:39راستی دنیزو ندیدین؟
14:43بهت زنی نزده؟
14:44دنیز
14:44آخرین بار اون روز زور دیدمش
14:46از اون به بعد دیگه ندیدمش
14:48بله برادر من اینجوریه
14:49منم دلم میخواد حضور داشته باشه
14:51ولی حتی نمیشه آقای محترم و سالی
14:52یه بار برای گرفتنی یه امزا پیداش کرد
14:54فرید تو زنی بزن من زنی بزنم جواب نمیده
14:57رفته تو کار هنری خودش رو حبس کرده تو خونه
15:00تو بزنی بزنم
15:01بله خوب باشه میزنم
15:02هره بزن سلام امارم برزن
15:03لطفا
15:04الو فرید چطوری داداش چی کار میکنی؟
15:15ما خوبیم دنیز داداشت خوبه
15:16زند داداشت خوبه
15:17برادر زند داداشت خوبه
15:18تو چطوری؟
15:20خوبم
15:21میشه گفت آلیم
15:23امشب بیا یه چیزی بخوریم
15:25یکم هم حرف بزنم
15:26من امشب نمیتونم بیام داداش
15:28با یه دختر جدید آشنا شده هم
15:30میخوام باش برم بیرون
15:31یعنی امیدوارم
15:32چون خودش هنوز خبر نداره
15:34کی هست حالا؟
15:36راستش خودم هم نمیدونم
15:37تازه آشنا شدیم
15:38ولی ازش خوشم اومده
15:40فکر کنم بد جوری آشقش شدم
15:43آشق شده
15:46بازم آلیه چی شد؟
15:48مثل بازار سوام استانبوله
15:49هر لحظه تغییر میکنم
15:50چیه؟ مگه دروغ میگن؟
15:53همه برات خیلی خوشحال شدن دنیس
15:54برمونکرش لعنه
15:56تابلو همه خوشحال شدن
15:57ولی جدید یکی فرق میکنه
16:00یعنی
16:01این دختره با بقیه فرق داره
16:05از یه طرف
16:06هم خیلی شوخه
16:07هم خیلی جدیه
16:09حس میکنم
16:13عشق ست سالم میخواد شروع بشه
16:16احواستو باره بیکار شدم
16:18روزه ی دنباله کار گشتن
16:19مگه نمیگفتی کار خیلی خوبیه در آمدش
16:23با الاس چرا بی خودی ولش کردی؟
16:26نکنی دیشب این جاپونیه کار بهتره بهت پیشنات کردن
16:29به ما نمیگی
16:29نه خیلی راستمان کار پیدا نکردم
16:31فکر میکردم کار خوبیه ولی نبود دیگه
16:34چیکار کنم متوجه نیستی؟
16:36فهمیدی یا نه؟
16:38حتما یه دلیلی داشته اینه که
16:40دیگه بس کن
16:40پشت
16:41اون ضربارو بدیم ببینم
16:43نکنی بیرونت کردن دختر
16:47وی حتما نفتی گفتی من اینجوری غذا نمیپزم
16:50و اونجوری میپزم
16:51گنزدی به کارت رفت
16:52کار به اون خوبی رئیسشم که خوب بود
16:54خوشتیب مشتی بود
16:55هر کاری میگفت میکردی دیگه
16:57جانه؟
16:58چه حرفا میزنی آسمان؟
16:59مگه خوشتیب ها هرچی بگن
17:01بگن بگن باشه
17:02من همچین آدمی نیستم
17:03خوشتیب هست که هست به درک
17:05من آدمی نیستم که جلی هر بیستر و پای گردن کش کنم
17:08فهمیدی؟
17:09من یه گرور آبرو ناموسی دارم آخی
17:12بعدشم آسمان خانوم
17:15نشستی اینجا که چی میخوای بازشوی کنی؟
17:16بایی هر کاری دلت میخواد بکنی بکن
17:18دیوونه شده به خدا
17:19مزکن نازی
17:21به سلامت
17:22آسمان منظوری نداشت
17:29کیه؟
17:30دنیس
17:32دختر بختت بر جوری باز شده
17:35میره اون یکی میاد
17:36ما شالله
17:36جواب بده
17:37جواب بده دیگه
17:39بله دنیس
17:41نازلی
17:42سلام
17:43میخوای منم بشنه
17:44چطوری؟
17:47بد نیستم
17:47چیزه میخواستم بگم
17:49بجز روزنام و کاغذ
17:51یه سری وسائل دیگه هم برای حیوانات دارم
17:53توشک و پتو اینجور چیزها دارم
17:55همه شو جمع کردم
17:57میشه امروز ببریم بدیم؟
17:59باشه بریم حتما خیلی خوشحال میشن
18:05آلیه پس میریم میبینم
18:08باشه بریم
18:37شما
18:39تو
18:39تو یه آدم بی عدب
18:41بی شخصیت
18:43نفهم و
18:43یه آدم بدزاد هستی
18:45یاد اطرفته احساس انسانی یعنی چی
18:47اقبال خانم میشه شما رو موبایل نازمی خانم رو بین بدیم
18:58بله الان براتون بسیش میکنم
19:00خیلی من دونم
19:01فاتوش من دارم میرم
19:17باشه عزیزم
19:18ای مزایجا کیه؟
19:21اسم نداره بذار ببینم
19:23نازمی خانم از این که دیشب یکم تون رفتم
19:26مزیرت میخوام فرید اصلا
19:28ببینم
19:30یکم
19:32عجب رویی داره ها والا
19:34حتی مزیرت خواهیشم با اعتماد به سخف واقعا که
19:38من که گفتم خیار کرده پادشاهی
19:40موسیقی
Comments