Skip to playerSkip to main content
  • 2 months ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00چرا اینقدر گیر داری به این که گفتم عاشقت نبودم؟
00:03همه میگن عشق عشق عشق
00:05عشق بگه چیه؟
00:08اگه عاشق بودی میدونستی
00:09امکان نداره یا آدم عاشق باشه و معنی اینو نفهمه
00:13آدم عاشق نراحت میشه
00:17دوست داری همیشه کنارت باشه
00:19زندگیت با اون زیباتر میشه
00:23همه چی با اون مفهوم پیدا میکنه
00:25بلی وقتی اون نباشه
00:30اگه تموم دنیا رو هم داشته باشی
00:31هیچ اهمیتی نداره
00:34اگه عشق همچین چیزیگه
00:37اگه آدم ها عذاب میده
00:39چرا آدم باید به خدا عاشق بشه؟
00:42جون که
00:43عاشق شدن دست خدا دمیست
00:57اینجا چی کار میکنی؟
00:59اینجا چی کار میکنیم؟ اینجا چی کار میکنیم؟
01:08حسله من پایین سر رفت
01:10گفتم برم یه هوایی بخورم راف دادم چون اینجا رو میشناختم اومدم اینجا
01:15در رو بستم یه ها دیدم در بسته شد و من بازه میشه
01:19کرده بود گفتم اگه یکم هوا بخورم برام خوبه اومدیم اینجا
01:22همین دیگه
01:24منم اومدم اینجا ولی خب نمیدونستم آقای عذاب اینجاست
01:27گفتم که مظاهم شما نشم بالاخره اینجا جایی که شما همیشه میان
01:30خواستم برم بیرون ولی خب در بسته شد و باز نمیشد
01:34چون گوشیا پایین مونده بودن ما هم
01:35میگفتیم که هاش یکی بیاد ماره از اینجا در بیاره
01:39خوب شد که اومدیم
01:40آقای عذاب ازم خیلی اصابانی شد
01:41در چه مورد
01:44در
01:46در باره یه در دیگه
01:48نیاز نبود انقدر اصابانی بشه ولی خوب
01:51باید در رو تعمیر می کرد از قبل
01:53آره حق با توه
01:54باید این در رو تعمیر کرد
01:56از اولشم معلوم بود یکی به خاطر این در گیر می افته
01:59اونم قسمت شما بود دیگه
02:02واحن خوب شد که اومدی چهالا
02:04زود باش زود باش از اینجا سریزه
02:05این منم فردا با نگهبانی حرف می زنم
02:07بگم این در رو درست کنن
02:08اگه من نیومده بودم تا صبح اینجا می موندیم
02:10خدا نکنه خدا نکنه
02:12شه
02:12شب بخیر
02:27آقای عذاب کوتتون
02:28نه نه اونو بده خوش شوی
02:30فردا می بینم ات
02:31می بینم ات
02:32کلن اینجوریه
02:35به مرور زمان می فهمین
02:37نراحت نشو
02:38آره نمی شناسمش
02:41احتمالا زدادت کنم
02:44دراک بستی از دسته دستبانی شو
02:46خیلی
02:47همونطور که گفتم به مرور زمان آدت می کنی
02:51می بینم ات
02:54شب بخیر چالا خانم
02:55یعنی چجوری باید آدت کنم
03:00از دسته اوزان
03:12دنیا رو برام زندان می کنه
03:14من بهتره برم براش کرمی چیزی بمولم
03:17بلا
03:18هلا نمی تونه
03:19به خواب اونجوری هم میاد سر کار باید
03:21اف
03:22از دست تو
03:25از دست تو
03:26اصرا
03:26همیشه ما یه درد سر منی
03:33خیر باشه
03:47میخوام برات کرم بزنم من باعثش شده
03:50لازم نکرده خودم حلش میکنم
03:52سب کنه ای بابا
03:54مگه چی میشه
03:55اومدم برات کرم بزنم
03:56تو دستت به پشت نمیرسه
03:58وگرنم منم خیلی منشتاق نیسم بیام خونه
03:59خیلی لطف داری
04:00ولی نمیخواهد
04:01ببین
04:02به فکر تو نیستم که به فکر خودم
04:04امتا امشب به خاطر خارش
04:05نمیتونی بخوابی
04:06و با صورت درهم میایی
04:08سر کار
04:08بعد به من گیر میدی
04:09و همه چیزو برای من
04:11توی زندگی کفت میکنی
04:12منم اصلا نمیتونم تحملت بکنم
04:14بگذنیم باری کنار
04:15بگو ببینم کرمت کجاست
04:19میزنم و میرم
04:20بده کرمتو بزنم
04:22اونجای کرمه سبس هست
04:26اون خوبه
04:26آه نه این خوب نیست
04:28من قبلا برای که مخلوط درست میکردم
04:30وقتی اینا رو مخلوط میکردم
04:31خیلی خوب میشد
04:32فوری درست میشدی
04:33آره
04:34کرمه مخلوط تو خیلی خوب بود
04:36بری
04:36باشه من آماده میکنم
04:40تو برو بشین
04:40زود باش برو ازان
04:52همونطوری نشین لباست در رو
05:02لباست در بیار دیگه اوزان
05:04ای بابا چطوری کرم بزنم
05:06از روی تیشرت که نمیتونم
05:08لباست در میاری میذاری کنار
05:09منم بهت کرم میمالم
05:11یعنی روی زخمات میمالم
05:22موسیقی
05:52باشه
05:53بشین
05:57زود باش بشین دیگه اوزان
06:00وایسه درست نزن
06:04بهت میگم میخورنی
06:06زخمش میکنی
06:07ای بابا
06:07این کرمه مخصوصی که
06:09خودم درست کردم رو میزن
06:10اما زخمات زود خوب میشه
06:11وای چقدر تو خوبی اسرا
06:13هم دردی هم درمان آره
06:15میگی جاشونم تا فردا نمیمونه
06:17همه چی خوب میشه
06:18همه چی
06:19باید قبل از اینکه ریحونا رو
06:20بریزیدی
06:21به این چیزا فکر میکردی
06:22آخ آخ یواش
06:24یواش بابا آروم
06:25قرنه
06:26باشه
06:28بیا
06:29تموم شد دیگه
06:30تقصر منه که بهت خوبی میکنم
06:32اگه میخوای به من خوبی کنی
06:33ازم فاصله بکنی
06:34دارم میرم دیگه
06:35خوبه
06:36کاش شکرمم اخترامی شد
06:37که وقتی
06:38میزدمش
06:39تو رو ازم دور میکرد
06:40به کرم احتیاجی نیست
06:41تو خودت واسیگه این کار کافی هستی
06:43آلو
06:51چه نار
06:52سلام چطوری
06:55بعد از جلسه یه ها قیبت زد
06:57بعد وسایل تو روی میز دیدم
06:59نگران شدم
07:00گفتم با هات یه تماسی بگیرم
07:02آره
07:03من رفتم توی تراز
07:04هوا بخورم
07:05گیر افتادم اونجا
07:06بعدش دستش درد نکنه
07:08چالخانم اومده
07:09و از اینجا نجاتم داد
07:10چطوری
07:12الان حالت خوبه؟
07:14آره
07:14خوب همچیزی نیست
07:15ممنونم
07:16فردا توی شرکت میبینم
07:19خدافز
07:20چه نار بود؟
07:23آره
07:23چه کار داشت؟
07:25بقتی وسایل همه روی میز دیده بود
07:28و دیده بود خودم نیستم
07:29نگران شده بود
07:30آه
07:30چقدر با ملاحظه؟
07:32برعکس تو آدم ها قلب دارن
07:35اوزان به هم فکر میکنن
07:36و نگرانه همدیگه میشن
07:37بچه هنوز اینجایی؟
07:40گرمم که زدی؟
07:40آره دقیقا دارم میرم
07:42خوبه
07:50سبب خیر؟
08:08سبب خیر
08:09چی داری نگاه میکنی؟
08:11به چی انقدر میخندی؟
08:12این دیگه چیه؟
08:17فیلم آهنگ خوندن اوزان رو دارم میبینم
08:20رستشو بگو چه نار تو فیلمشو پخش کردی؟
08:24دیگه چی؟
08:24در حق استادم همچین بدی میکنه؟
08:26چرا بدی؟
08:27به نظرم خیلی بانمکه
08:29بانمک؟
08:30نگاش کن
08:33خیلی با مذه نیست
08:35اوزان؟
08:37اوزان توی اون فیلم با مذه؟
08:39آره دیگه
08:41من چطورم چین چیزیو تو الان نفع میدونم
08:45چیو؟
08:47آخه
08:47یه دلیل باعث میشه که تو فکر کنی اون با مذه است
08:50اون دلیل چی؟
08:53تو از اون خوشت میاد
08:54صبح خیر چنار جون
09:01دوباره داری چرت و پرت میگه سر صبحی ها
09:03دختر دارم با هات شوخی میکنم جدیگ رفیک
09:05خیلی با حاله
09:06خب الان با اوزان تماس میگیرم
09:08همه چیو بهش میگم
09:09چنار باشه سر کن زنگ نزن دیگه
09:12باشه
09:14آره درسته یکم ازش خوشم میاد
09:17ولی به هیچ کس نباید بگی
09:19مخصوصا به اوزان باشه
09:21تو چرا
09:21اینقدر استرس گرفتی؟
09:24بابا هم که راضیه
09:25شما زوجه خیلی خوشگلی میشینه
09:27مگه چیه؟
09:28آره
09:29ولی آخه اوزان به من توجه نمی کنه که
09:32آخه اون به کی توجه میکنه
09:34ببین حتی اگه بیرون باشیم بهش بگم
09:36ده تا دختر دارن نگات میکنن میگه
09:38چه دختری بابا؟
09:40اینجوری یعنی فهمیدی؟
09:41میدونم منم از این اخلاقش خوشم میاد ولی
09:43همونطوری که دختر رو نمی بینه منم نمی بینه دیگه
09:47باشه حالا که نمیذاری دخالت کنم
09:51پس یه راهی پیدا میکنیم تا نظرش رو جلب کنیم
09:54رستش من خودم یه کارایی کردم
09:56این مسابقه قضا که بود
09:58گفتم منم برم توی این مسابقه شرکت کنم
10:00با همدیگه بریم شام
10:01اما نشد
10:02نشد
10:04اینطوری نظرش جلب نمیشه
10:05سبر کن
10:06یه راهی پیدا میکنم
10:07بسپارش به من
10:08زینو تو اصلا ناشق شدی؟
10:11آره که شدام دختر
10:13یادت نمیاد
10:14عشق اولم دوران رانمایی محمد بود
10:17ساله بعد یه جیگره دیگه
10:19اومد مدرسی که نگو
10:20اوه همون قدیر
10:22ولی خیلی عاشق قدیر بودم
10:24و حدودم دو سه سالی طول کشید
10:26بعد یادتی کلاس میرفتیم
10:28یه پسر اونجا بود
10:29وای سلیم
10:30سلیم حرف نداشت
10:32ولی من هیچوقت عاشق نشدم
10:34به نظرت عجیب نیست؟
10:36نه نگیم عجیبه
10:38به نظرم یه کم از عاشق شدن میترسی
10:40آه عشق
10:41این احساسات چرند فداکاری و
10:44و هم و قطع
10:45این که از خودت بگذری
10:47اصلا مناسب من نیستش
10:49اصلا دوستش ندارم
10:51خب بلاخره تو از پدر و مادر تولگو گرفتی
10:55طبیعی یه دیدت اینجوری باشه
10:57ولی دختر هر اتفاقی هم که بیافته
11:00باز خونوادهی تو کناره هم خوشه
11:02درسته مادرت خیلی فداکاری کرد
11:04ولی خب عاشقه همه
11:06نمیدونم به نظرم این احساسو زیاد بزرگ میکنن
11:09من تمام عمر عاشق نشدم
11:11قصد عاشق شدنم ندارم
11:12حوضانم خیلی به هم پیله کرده ها
11:15ببخشیده ها
11:17کسی که عاشقش شدی
11:18بعد باش ازدواج هم کردی
11:20میاد تو رو ت میگه من اصلا عاشقت نیستم
11:22میدونی من اونو چی کارش میکنم؟
11:24خب فقط از دیده خودش ماجره رو میبینه
11:26اصلا نمیدونه چی به سر من اومده
11:29این که تو دوران متعهلی با چی ها سر کل زدم
11:32نمیدونه موقعی طلاق چرا از از شون قدر سبانی و نراحت بودم
11:36اون هیچی ازم نمیدونه
11:39اسرا
11:41میگم نمیخوای جریانو به آزان بگی؟
11:45به نظر اونو حق نداره بدونه؟
11:46نه زینو این حقا نداره
11:48منگه آزان اون موقعها کنار من بود نبود که
11:50پس حق نداره که بدونه
11:52هی بابا اسرا
11:54بابا اسرا بیا بریم اومد
12:08بیا تو مستا بیا
12:10تو که کلید داری چرا دهر میزنی؟
12:15ساب بخیر دادش
12:16ساب بخیر
12:18گفتم قبل اینکه برم سر کار بهت سر بزنم قهبه بخوریم
12:21میخوری دیگه؟
12:22آره میخورم
12:24موسا
12:32جوانم دادش
12:34به نظرت طبیعه که دوتا همکار شب به همزنگ بزنن؟
12:37طبیعه دادش
12:38طبیعه؟
12:39طبیعه؟
12:40طبیعه؟ اگه تازه آشنا شده باشند چی؟
12:42آه یعنی تازه تازه؟
12:43خب داداش اومد ممکنه یه چیزهای دیگه باشه؟
12:45مثلا چی؟ منظور چی؟
12:47داداش منظور از این این دوتا همکار همدیگه خوششون میاد؟
12:53بابا چه رفتی داره؟ خب
12:55میدونی؟ شد یکی از اون یکی خوشش بیاد
12:58اما بابت اون یکی مطمئن نیستم
13:00داداش من اصلا در جلگان نیستم داریم راجب چی حرف میزنیم؟
13:04هیچی هیچی دیشبت توی یه فیلم دیدم
13:07مونده توی ذهنم
13:08ها تا فیلم دیگی؟
13:09یعنی ربطی به زنده داشت نداره؟
13:11موسا بارها بهت گفتم
13:14موسا بارها بهت گفتم بهش نگو زنده داشت
13:17ربطی به اسرا نداره میگم توی فیلم دیدم همین
13:20دوستان، امروز کارمونو با اصناف و بازاری ها شروع میکنیم
13:24به صورت گروهی میریم جاهایی که تا حالا نرفتیم
13:28و از شیبه کارمون برای همه توزیم میدیم باشه؟
13:32خب، خایه، تو با آدم برو
13:35ای بابا
13:36اعتراض نمیخواه
13:39سیمین، تو با ارم برو
13:41آلیه
13:42آچه ناجون، تو هم با اسرا برو
13:45دوستان اجاله کنی، هر کنی از دستتون برمیاد به نحب احسان انجام بدیم
13:51باسم یا اصناف و کسامان شروعه
13:53باشه؟
13:54باشر مشارکت میکنم
13:55مخشرید، برید
13:56بزا بمونه
13:58همینجوری بریم، لبتاپ نبریم ها؟
14:00لبتاپ میخواییم چیکار بیا بریم؟
14:02خیلی هیجانیم
14:04آقا اوزان، امروز پیداپه، چندت جلسته داریم، ساعت دوازه و نیم، اول بابا ما شروعه
14:08صبح خیلی آقای آزان
14:09صبح خیلی؟
14:10صبح خیلی؟
14:11صبح خیلی؟
14:12سلام
14:13خیلی باشه، کجا؟
14:14گروهی میریم بین اصناف رو منو تقیق کار بکنیم
14:17که اینطور؟
14:18شما دو تا گروهی کار بکنیم؟
14:20آره
14:21آره؟
14:22خب پس ما بریم
14:23آره؟
14:24چند خوب موفق باشی؟
14:25ممنون همچنین
14:26موفق باشی؟
14:27موفق باشی؟
14:34آقا اوزان
14:38خیلی کب اینجری رو بروم رومانتیک نشستیم آم اگه نه؟
14:42آره، خیلی
14:43معلومه که هنوز بیدار نشدی، اجازه بده بیدرت کنه
14:47اتابانیم نکنید
14:48اطاعت میشه، ماما جون
14:50ببینید براتون عملت درست کردم
14:52آه آه آه آه آه دستوالت در نکنه
14:55ماما زمار رو جون شب بابرتون نشه
14:57ولی من مامار خودم و دسته خودش اینطوری برام غذا ندهته
15:00نمیتونه
15:01آخه مادرت چطور سیرت بکنه؟
15:04اولاً مامارد فقیره از کجا میخواد فلفله روستارو پیدا کنه
15:08و گوجه فرنگی شهره چانا کالالا رو
15:10کام چرا شما شروع نبکنید؟
15:16اگه اینطوری فکر میکنید که اول مرد بد شروع کنه
15:19به نظرم این فکره رو بزنید کنار بابا من مرد مدرنی هم
15:22روشم فکرم بابا راحت باشید بخورید
15:24اه کجونام اول تو بخور اگه چیزید نشد ما هم میخوریم
15:28بخور دیگه
15:29باقر
15:41حالا دیدی
15:42چیه؟ تو خوبار که گوجه فرنگی؟
15:44آخه چیه که بخواد اینجوری بد ترکیب بشه چنین فاجعه ببار میاد؟
15:48آدم نمیتونه اینطوری اشتبه کنه آخه
15:50آدم نمیتونه اینطوری اشتبه کنه آخه؟
15:51خیصره ما دقیقا برعکسش رو انجام میدیم
15:53یعنی آبچیم اشتباهی غذای خوشمزه درست میکنه
15:56ولی ما هنوز اشتباهی ازش ندیدیم
15:58آف، فلی فلی بیمینم برای تو تو این خونه چجوری سیر میشی آخه؟
16:02خب، به مرور زمان به این زندگی عادت میکنه
16:04دلم برات میسوزه واقعا این غذا ها خیلی خوب بزرگ شدی یا خیلی خوب موندی؟
16:08اگه خوب میخوردی رهناتر میشدی؟
16:10اصلا یه چیزی میشه دیگه نگو؟
16:20بابا من میدونستم، من مطمئنم اینو درست کردم؟
16:24بخیال، من الان درست میکنم
16:27اینک رو هم درست میکنم
16:30دیگه پول دارمشیم، بعدش یه عالم پول
16:39یالچین
16:40روهم
16:41میبینی چقدر مشتری آمون کم شده؟
16:44دیروز دو سه تا مشتری بود، امروز یکی هم نیومدش
16:48زندگیم، اینجا یه مغازه باز کردن، حتما بخاطر اینجا باز کردن
16:52یه مغازه باز کردن، حتما به خاطر اونه
16:55درسته، به فکر منم رسید
16:57ولی چه میدونم، خب
16:59گفتم حوض کردن، شاید بازم بیان، ولی نه
17:04ما این مدت باید مواصب مخارجمون باشیم
17:08چون که مغازه سود زیادی نداره
17:12البته روهم، همین کاره بکنیم
17:22این دیگه چطور محلیه؟
17:26با تکنولوژی دشمنه، انگار اصلا تکنولوژی این طرح کن نیومده
17:29اون همه محله رو گشتیم، هنوز یه مغازه رو هم نتنستیم
17:32اضافه کنیم، زود بایی سود باش، باید بیشتر کار کنیم، زود باش، حرکت
17:37چی شد، چه نار چی شدی؟
17:39دیگه از گرستنگی دلدرد گرفتم
17:42دیوونه، فکردم چی زید شده
17:45ببینم، تو دیگه میخوایی چی بشه؟ دارم از گرستنگی میمیرم
17:48مهمونه یکی بودم، خب، اونم یادش رفته دیگه
17:53قضای مامان، پس دوست داری؟
17:54دوست داشتان چیه؟ آشغش؟
17:56بس بیا، بودو
17:57باشه بریم
17:58ولی یه خورده بدرا بریم
18:00از راه میریم
18:01اون وقت خوبی، فشاره، چیزی نیفتی؟
18:02یا، چیزی نمیشه، چیزی نمیشه
18:10سلام
18:15اوه، آقازان، شما از قلعتون اومدین بیرون؟
18:22آره، میخوام، برم بیرون هوا بخورم
18:26منم بایت بیام، آخی خسته شدم از شرکت، میخوام هوا بخورم
18:31باشه، بیا، ولی نمیدونم این لباستت مناسبه یا نه، چون جایی که من میرم مناسبه این لباستت نیست شالا
18:38خب، اینطوری که میگی بیشتر میخوام بدونم کجا میری، برای منم یکم خوب میشه
18:45باشه، بزن بریم
18:54این چیه؟
19:01یالچه؟
19:02من اکشم
19:04این، این قرص چیه؟
19:06اون، چیزم
19:08زندگی، من روی پروژه کار میکرم، پروژه اینک حوشمند
19:13یه شرکت بزرگی گفت در مورد اون قرار به هم زنگ بزنن؟
19:17منم به خاطر همین کتش الوار خریدم
19:20کتش الوار؟
19:21خب، این کت دکمه ای برای زنگ زدن یا پیام دادن دوربین ای چیزی داره؟
19:27داری درمال گوشی حرف بزنی؟
19:31گوشی حوشمند، زندگیم برای اینکه برم اون شرکت به یک گوشی نیاز داشتم
19:36میدونی که گوشی من چیز خوبی نبود
19:40اون چیه رو دستت؟
19:41کدوم؟
19:42اون چیه رو دستت؟
19:44زندگیم، اون چیزم
19:46ساعت حوشمند
19:47اینم به همون دلیل خریدی
19:49آه، آره، آره، آره
19:52آه، خیلی خوب کاری کردیم
19:54واقعا؟
19:56چرا؟
19:57چون که
19:58به نظرم ساعت مرگت دقیقتر نشون میده
20:01آه، منکشم، ببین؟
20:03من تو رو بیکشم، من نبودت بکنم
20:05نه، منکش، تا رو خدا، گوش کن، گوش کن
20:07زندگیم، تا رو خدا گوش بده، این صد اکسسواریه، ولی خیلی چیز مهمیه
20:11نمیتونستم بدون ساعت برم جلسه
20:13بعدشم شوهرتو مخدره
20:15خودره، منکش، ببینید انشتنگ، مطمئنم انشتنگ، وقتی چیزی اختراک کرده
20:20زنش هر چقدر پول داشته بهش داده
20:22کنار رسولان زن انشتنگ مغازه باز نکردن، یال چی؟
20:26ولی زندگیم، وقتی پروژه اینه که بوشمن رو بگم بهشون
20:30در حدی پول دار میشیم که میتونم اون مغازه رو بخریم
20:33بزرگ فکر کنم
20:34برو بابا
20:35برو بابا
20:36توی مغازه، مگه از فرن نمیزنه، تو میری خریداره؟
20:39باشه، ولی که بازم بزرگ فکر کنم
20:42بزرگ فکر کنم
20:43باشه، بایزا، منتظر باش، قراره بزرگ فکر کنم
20:49چقدر محلتون آروم و باحاله؟
20:51آره، واقعا همینطوره، محلی ما خیلی آرامش داره
20:55اصلا دوا اینه هم نداریم
20:57ببین، حتی ماشین پودیس همینجا، جلوله مامان هم وای میسته که قضا بخورن
21:22مامانی ما از شرکت اومدیم قذب و خودیم
21:26نباید بیامدی نه؟
21:27این چهبی دوخترم من هر طور شده سیرتون میکنم
21:30ازرابا با توکوتک میزنم و میاب
21:32وایسا ببینم
21:33من اکشو نکون آبیون رفت خدا
21:36من اکشو نکون
21:37مامان و بابا بعضی وقتا با هم دبا میکنم ولی
21:39خدا رو شد به هم دیگه آسیب نمیرسونم
21:42مشکلی نیستش
21:43ولی صحیبی آروم اینا آره
21:45بیا میخوام پیتنه چه دل بیاره
21:47مامان چه بیاره
21:48من داری میکنی مامان اینم اکوه
21:50اکو داداشمه
21:51داداشم به مامانم خیانت کرد
21:53مامانم باز از خونه بیرون انداختش
21:55که این یه رسمیه که داداشم داره
21:56هفته یه بار توی اکوچه میخوابه
21:59همینطوری
21:59مام اومدی؟
22:00هره اومده مامان گرست نه
22:02بیت غذا نمیدم هر جام میخوابی همون جا غذا بخور
22:05مامان مامان گرست نه
22:06چه خونه ای بیا ببینم
22:08این دلش کیه؟
22:11تو دیگه چی میکی؟ اکو چی میکی؟
22:13بار که نبینه بار که نبینه
22:14این کیه بارو بینیم بابا
22:16برو
22:17ببخشین
22:18اکو چی میکی بابا
22:19بعدش هم چط شده چقدر تغییر کردی
22:21گردم من در تنها نختی
22:22اینطور گردم من نداشته
22:22چرا اومدی؟
22:25اینجا چیکار دادی؟
22:26مامانجون
22:26مامان نکومن نمیتونم سرهت کنم بارو بابا
22:29تو دیگه خروص این خونه نیستی
22:31خروص چیه؟
22:32تو حتی دیگه کردی خونه نیستی؟
22:33مامان دقیقا یه دونه دور ببینه فقط
22:35نه نه
22:36حتی یه دونه برنچه نمیدم
22:38دخترم خوش اومدیم
22:40ببخشین نظافت صبح
22:42نه اصلا مشکلی نیست
22:45اسرا دخترم بشینی
22:47اگه بخوایی میتونیم بریم یه جای دیگه غذا بخواییم
22:51نه به نظرم جای خیلی خوبیه
22:53بیا بشینی
22:53بیا بریم
22:54اسرا اسرا
22:56درم میمیرم به هم یه چیزی بده بخورم
22:58برو بابا به خدا به مامان میگه
22:59اما برو دیگه
23:00باشه باشه باشه باشه باشه بابا
23:02اینغر نزن اه من رفتم
23:04خانواده ما هم اینجوریه دیگه
23:13خیلی بحاله
23:15ببخشید
23:17میشه اینو بدید
23:19برای یه نفر
23:23برای یه نفر
23:26بایی
23:29خوبی؟
23:32خوبم
23:32راستش هفلین بار سوار مینی بوس میشم
23:35الان دارم برای هفلین بار با تو سجربه میگنم
23:37من تون تون سوار میشم
23:38تو هم باید گایی سوار بشه چه حالا؟
23:41ببین
23:41خیلی خوبه به جای ایده های کار کنن
23:44ببینیم مخاطبات چی رو بیشتر ترجیح میدن
23:46میدونی چی میگن؟
23:48فکر کنم دیگه فهمیدم چرا اینقدر بین آدم و موفق هستی
23:53نیازه اونا رو میبینی و با توجه به اون بهشون کمک میکنی
23:56وقتی به دنیا اومدم ماشین لوکسی رو پام نبود
23:59یا توی خونه بزرگ و تجملاتی به دنیا نیمدم
24:03من از اینجا اومدم
24:04از بین این آدم ها
24:06برای همین زیاد سوار این ماشین ها میشن
24:09خیلی خوشمزدن
24:31خیلی خوشمزدن
24:35نوشه جون بیاد دخترم خوشت اومد
24:39گستتون درد نکنه
24:41خیلی خوشمزده است
24:42حالا میترسم زود سیر باشم
24:44نوشه جونه تسیزم
24:46مامان
24:46این بدهی دیگه چیی از کچه درمانست؟
24:50کارای پدر دیگه اسرا
24:52یادت که نربته مامانت با یه مختره ازدباچ کرده
24:55مختره؟ چی اخترا کرده؟
24:57بدهی
24:58بدهی رو امو یالچین اختراک کرده
25:01نمیدونم چی کار کنم
25:03الان پولی هم توی کارت نمونده
25:05کس با کارم کساده
25:06حالا بکنم باید مغازه رو ببندیم
25:09یعنی چی؟
25:10با این کیفیت غذایی چرا باید اینجا بسته بشه؟
25:13اینجا یه مغازه خلیط رو انداختم
25:15برای همین دیگه کم به اینجا رفته آمد میشه
25:18همه دارن خون گریه میکنن
25:19از نون در آوردن نفتادیم به خدا
25:21بای منکش دوخت بربر اسر خاستگار پیدا شده
25:29خودش هم که اینجا
25:31هی وای نخمه
25:32زختر پرندی شانس نشسته روشوند
25:34یه شوهر برای پیدا کردن
25:36یه آلم پول داره
25:37وقتی بهش فکر میکنم
25:39ساکیت شو روز باشدی
25:41خیلی ممنون آب جی نریم
25:43اینجور خدا به صاحبش ببخشه من دنبال شوهر نمیگردم
25:46برای شوهر پیدا کردن
25:47برای شوهر پیدا کردن
25:47دختر والا خوبی بهتون نمیمده شما
25:50نخنده
25:52میگه که کمک داره
25:53یکم روش فکر کن
25:55تو از این محل خوشت اومدی؟
25:57خیلی
25:58همکوری دخترم کنارش نشسته
26:00چرا چرا تو پرت میگی؟
26:02اگه دختر تو آقل باشه ناز نمی کنه
26:04به اینم فکر میکنه که بحشه داره و فلان
26:06والا دیگه
26:07ای بابا دختر تو همون طلقه است دیگه
26:10چی بچه داره؟
26:12آی داد نزن
26:14مگه طلق نگرفته؟
26:17پوش نریمان و پوشی بعدن حرف میزنی
26:21حرف نزن
26:22تو شنیدی که من یه بار طلق گرفتم
26:31ستفاقم نشه نمیخواستم مخفی کنم
26:35قرار بود بهت بگم
26:36ولی نتونستم بگم
26:37من ازدباش کردم و بعدش طلق گرفتم
26:40ببینم
26:42تو ازم خوشت میا
26:44چی؟
26:45چی داری میگی؟ چه ربطی داره؟
26:47نه چرا آخه باست من توضیح میدی؟
26:50جوری رفتار میکنی که انگار مثلا من دوست پسر زم
26:53تو هم به من دروغ گفتی
26:54نه آخه نمیشه مخفی کرد برای همین حضیت شدم
26:57وگرنه به خاطر این که ازدباش کردم و طلق گرفتم
27:00نباید منذرت خواهی کنم که طلق گرفتم
27:02آها اینطوری؟
27:04اعتماد به نفس خیلی بهت میاد
27:05آره میاد
27:07درزم به من چه که تو طلق گرفتی؟
27:10چه فرقی میکنه؟
27:12همون فکر رو در موردت میکنم که ده دقیقه پیش میکردم
27:15حقیقت یه دسترم بخوری
27:19بیا
27:19مامان از اون دستر رو داریم؟
Comments

Recommended