Skip to playerSkip to main content
  • 2 months ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00خلاصه طرف یک کلاوردار بود و برای باش گرفتن این کار رو کرده بود
00:06ولی حقیقت رو شد وکالامونم در جریان هم مگه نه چلا؟
00:10بله
00:10حالا برسیم به اون سر ماجره
00:14الان معدبانه با اسرا بای بای میکنیم
00:17از این به بعد از این رفتاره آماتوری توی شرکت نمیخوام
00:21هر چقدرم که قوی باشیم هر روز اگه از دیروزم قوی تر باشیم
00:26هممون دیدیم که پایان ما به یه موبنده به یه بیدقتی
00:29لطفا همه مسئولیتهای خودشون رو انجام بدن
00:36فعلا همین خسته نباشین
00:42الان نومت مامانمه
00:47اسرا
00:48من از این به بعد فقط یه چیزی ازت میخوام
00:52لطفا اعتماد حسابی که روت باز کردم و حروم نکن
00:55میخوام مثل اولین بار بسونم بهت اعتماد کنم
00:58نگره نباشین چالا خانم
00:59از این به بعد محتاط تر عمل میکنم
01:01اما حواسن به همه چیز هست
01:02خیلی ممنونم
01:04خسته نباشید
01:07خبه خیلی کسشت
01:15خیلی ممنونم
01:24خوشه سریم
01:25خیلی ممنونم
01:34خوشه سریم
01:39کی اومده؟
01:40داده شمی
01:41حریف
01:42آه پسرم اومدیم امنیاتا رو برداری دیگه نه؟
01:47اومده هم اومده
01:48اینشالله
01:49چه خبر خاله؟
01:50خوش اومده شوزی من
01:51خوش باشیدی یه سوال ازت دارم مامان
01:52بپرسو سارم
01:53ببینم تو دشمن سروتی
01:54چی؟ کی؟ من؟
01:57تو این همه سال هنوز مامان تو تو نشناختی؟
01:59ببین مامان جان الان خیلی خیلی حسبانیم
02:02دلیل کاریو که کردی بعدن میپرسم
02:05ولی اینبار خیلی زیاده رو بیکردی
02:06اول از همه کارتا تو ازت میگیرم
02:09کارتای باکی؟
02:11عمرن اگه بدم
02:12به هیچ بس اینو از من نخواب سرم
02:15اگه کلیامو بخوای بهت میدم
02:17ولی کارتا بستم
02:18باشه حالا که تو کارتا رو نمیدی منم زنگ میزنم به بانکو
02:21همه ی حسابانو مسئول میکنم
02:22نه نه نه
02:22بایستا
02:24همچین کاری نخواب سرم
02:25تو نمیتونی این کار رو بخونی
02:28تو که اینقدر ظالم شدی؟
02:29اینطوری که ظالم میشی مامان
02:30با روزی مردم به راحتی بازی میکنی
02:32برای چی؟
02:33مثل اینکه پول دار بودن بهت نمیاد
02:35میاد پسرم
02:36پول به انسان میاد
02:38من بدون کار چی کار کنم؟
02:40چی با خورم؟
02:41دخترم تو هم یه چیزی بگو دیگه آخه
02:43خب بکن مامانم حق داره
02:44چطور اون موقعی که باید حرف بزنی
02:46نبخشید مامان بلی این زفه تخصیر خودت بود
02:49کارچه رو بده به من
02:50بده ببینم
02:51کارچه رو بده مامان
02:54اما اینا بچه های من بودن
03:03بیا بگیر
03:05بده بده
03:12احا
03:14تموم شد
03:18یه دونه دیگه هم بود اونم بده
03:19تموم شد هم من رو دادم بزرم
03:21یه دونه دیگه هم هست مامان اونو بده
03:23برو دعا کن
03:30به کسی نگفتم تا رسران رو تطیل کردی
03:42مامان
03:44عزیزم
03:45آهی
03:46اینجا رو اینجوری دیدم خیلی خوشحال شدم
03:50دوباره باز شده خیالم راحت شد
03:52فکر میکردم دیگه باز نمیشه
03:54ساکیت شد ساکیت شد زبون تو گاز بگیر
03:57والانا خیلی خوشحال
03:59خدا روشو کمک میخواد
04:00نه نه نیاز به کمک ندونم تو بشیم
04:02دوداش
04:06دوداش ببین چه میخوام بهت بگم
04:08مثل این که یکی توی زندگی اوزانه
04:10من و امروز خیلی اتفاقی پرسیدم
04:13گفتم با کسی رابطه داری
04:14اونم گفتش آره
04:15بعد گفتش که نه
04:17گیجی هم کرد منم درست نفهمیدم
04:19اینا نمیشه خوردش که به نظر به کسی رابطه داره
04:23داره یا نداره
04:24ایکو
04:27داداش
04:29ببین تو از این حرفا خیلی دوست داری
04:31زود بشه یه چیزی بگو نظر بده
04:32با کسی رابطه داره یا نه
04:34از دنیا به ایکو
04:38از دنیا به ایکو
04:39صدای منه میشنویم بیب
04:41بیب
04:41میشنم بابا میشنم
04:43چقدر حیف که میشنمم
04:44صدا فهم شده فوشمه
04:45دارم این چیزی رو تجربه میکنم
04:47آشخص ناره
04:48تمیخیم ساکت شدیگه
04:49خب چه شده
04:54داداش چی شده
04:56از چیانقدر نراحتی
04:58چیزی شده
05:00آه یه لحظی داداش
05:03تو وقتی فهمیدی
05:05معلمه کلاس اولت متعهلم
05:07هم اینجوری شده بودی درسته
05:09آه خویا معلم شکرانجون اما
05:11معلوم بود په من توی سه ناسال
05:13آدم پرغم و دردی میشم
05:14نه از اون موقع معلوم بود
05:16آه
05:17گرفتم چی شده
05:21الیف
05:21چی شده چی گفت؟
05:23چی باید بگه
05:23یه حرفی زد که جبون مردی
05:25یه مردی رو از بین میبره
05:27منو به چشت دوست میبینه
05:28چه میدونم ما با هم فرق داریم
05:31صورت تفاهم نشه
05:31از این حرفا دیگه
05:32چه میدونم چی میدونم
05:33داداشتو منتظر چی بودی؟
05:35واقعا فرق دارین دیگه خب
05:37فرق داشته باشی؟
05:38خب چی میشه؟
05:39به نظرم متفاوت بودن بهتنی
05:41چیز دنیا هست
05:41مگه چی میخواد بشه؟
05:43چقدر خوب میشهد اگه از دواج میکردیم
05:44میامد خونه ما
05:45با با هم زندگی میکردیم
05:46با هم دیگه پیر میشدیم
05:49آرزو رو ببین
05:50تو آرزوش هم کار نمیکره
05:51میخواد دختره رو بیاره خونه
05:53من ازش نگه داری کنم و حاک
05:56ما حتی یه راز کچک و
05:58خیلی نقلی هم با هم داریم
05:59میدونی؟
06:00همه چی خیلی خوب پیش بینم
06:01نفه میدم یه های چیش ها
06:03راز؟
06:04هم
06:04چه رازی؟
06:05هم
06:08ببین منو
06:09ببینم چه رازی؟
06:10ها چه رازی؟
06:10نه خیلی مزخراستان
06:11مامان، مامان حتما یه چیزی شده
06:13مامان داداشم داره یه سی رو مخفی میکنه
06:14معلومه بشنگ
06:15ایکو
06:16چه رازی میتونه بین تو و الیف باشه پیسرم؟
06:19نه مامان چه رازی میتونه بین من و الیف باشه
06:21خیلی رازی در کار نیست
06:22در ازار نیازی نیست برای چند روز دنیا
06:24خواهی تو به خاطر این چیزا نراحت کنی
06:26بید خیال کاری که زمارد کرده تی که کرده
06:28تمام شده رفته تی که بر نمیگرده
06:30زمارد؟
06:32زمارد؟
06:33گفتی زمارد
06:34من گفتم زمارد هستم
06:39زمارد؟
06:41بگم، بگم
06:45ایکو همینقدر تونستی جلی دهنه تا بگیری؟
06:48مرک شداره میاد
06:49درواز نه خوری پسرم
06:51به هیچ وجباز نکن
06:52این منو تیکه تیکه می کنه
06:54یالا همه برند یالا دنبال پناته
06:56چرا در این چر숙 میگی مامان
06:58حالا که میترسیک اینجا چیکار داری؟
06:59بارو کنار بارو کنار ببینم
07:01بیو اینجا
07:01بودو بدا
07:02میشه نهت در تکه تیکه میکنم
07:06بودو بودو بودو
07:08بیا اینجا
07:09بیا اینجا
07:12بیا اینجا
07:14موسیقی
07:44موسیقی
07:46موسیقی
07:48موسیقی
07:54موسیقی
07:56موسیقی
07:58این مزقنوزی ها رو تموم کنی
08:00میتونیم اتفاقایی که افتاده رو جبران کنیم
08:02من یه فکری دارم
08:04همگی حرف بزنیم
08:06ما هم حلش میکنیم
08:08اولا من از طرف ممانم
08:10به خاطر کاری که کرده مذرعت میخوام
08:12واقعا خیلی ناراتم
08:14ولی این مذرعت خواهی من کافی نیست
08:16برای همین الان مامانم از طرف قلب
08:18از شما مذرعت خواهی میکنه
08:20مگه نه مامان؟
08:22صد باش کشش ناده دیگه
08:23چی من؟
08:24بله
08:25مذرعت بخوامم
08:27چی؟
08:29من که نشیندم تو شنید یهلیف
08:32خب یه اشتباهی کردم آره
08:34ببخشید انسان جای زلخط هستی که
08:36که از خودمون قافل میشیم
08:38من واقعا شرمندم
08:39ببخشید
08:42شنمنده؟
08:43تو بیا با نون من بازی کن
08:45بعد کلی پشت سنم نقشه به کشمت بیا
08:47خوشک و خالی مذرعت خواهی کن
08:49ها نمی بخشم
08:50نه نه نه مامان خواهش میکنم
08:52خواهش میکنم ببین
08:53زمارت خانو خوب
08:54حق وان مامانم اونطوری که
08:55بخواهیم یه مذرعت خواهی خوشک خالی کنی
08:57اینکه نمیشه که
08:58دقیقا من هم با بردرم و وفقم
09:00پیالتون راحت
09:01قرارم نیست با یه عطاهای ساده تموم بشه
09:03مامانم تا موقعی که اشتباهاتش رو جبران کنه
09:06قراره تا اون موقع
09:07پیش شما رایگان کار کنه
09:08خاله میکشه
09:17سر گلامه رو بگرم
09:19وقتی گوگه پیش دادارم بگرم
09:21یه چیزی بخواهد بگرم
09:22نه بود جانمون کرده
09:23یه خود رو با هم شوخی بخونیم
09:25با هم دیگه
09:26آره
09:27مامان
09:28مامان
09:30من شوخی نمیکنم
09:31شوخی نمیکنی؟
09:32نه شوخی نمیکنم
09:33چرا؟
09:34تا موقعی که این آدم و تو رو نبخشن
09:35باید اینجا رایگان کار کنی باشه؟
09:37نه
09:39نه جانم
09:40نه من هستم
09:41چیز رو قبول نمیکنم
09:42به من چه ربطی داره؟
09:44مگه من هممالم پسرم؟
09:46حرفم میزنه؟
09:47نه خیر نه خیر نمیکنم قبول کنم
09:49به قول قدیمی های
09:50کبوتر با کبوتر باز با باز
09:52شکرخوریش رو ببین
09:53آخه ببین چقدر اینها کسیفت
09:56باشه قبول
09:58ولی من هرچی بگم همون باید بشم
10:00البته
10:01هرچی شما بگین همونه
10:02مگه نه ماما
10:03نه باید بارم نبیاره
10:05هرکوری میکنم باید انجام بده
10:07هرچور که شما بخوای
10:10خیلی خوب
10:12انگاه حالا مثلا چی کار میکنی؟
10:14باشه فاقش یه برنج توی پولو پزده هم میکنید
10:17یک کاری نداره که من این مغازر رو روی سر انگوشت هم میچرخونم
10:22سر و سامونش میدم تو چی فکر کردی؟
10:25تو فکر کردی کی هستی؟
10:26آچی، فردا صبح ساعت هفت اینجا بست
10:30هفت؟
10:31بنگه هفت
10:32هفت؟
10:33بله هفت
10:37بفرمایید آقا چه نار؟
10:46که این تو؟
10:48قهوه یخی و فلان، ببین چی کار کردم که این خوبی رو در حقم میکنی؟
10:53وقتی دیدم امروز اوزان عذیتتون کرد، یکم دلم سخت
10:57بسره بگم دلسوزی خوهرانه
10:59خوبه، مرحمت خوهرانه خوشمزه شده
11:01بعد دسته درد نکنه، درست زخم زبون زد
11:05ولی حق داشت، خب اگه اون نبود نمیتونستیم؟
11:07البته که حق داره، خب چه نار اگه اوزان نبود شاید تا الان شرکتمون دادگاهی شده بود؟
11:13نه پرست والا، حتما رستورانشون تحتیل میشد، زهل ترک شدم گفتم چی میخواد بشه؟
11:19آخه تو نمیدونی چقدر اینا دوست داشتنین؟
11:22کی؟
11:24یه لحظه سب کن ببینم، نکنه تو با خانواده یه اسرا عاشنا شدی؟
11:28آره، اشکالی داره؟
11:30چه نار مگی تو آخرین بار از دوست دخترت به خاطر اینکه میخواد تو رو با خانوادش عاشنا کنه جده نشدی؟
11:36خب، حالا که چی؟
11:38یه لحظه، من دارم سعی میکنم مسایل رو به هم ربط بدم، سب کن؟
11:42تو با تمام جونه داری از اسرا دفاع میکنی، حتی به خاطر اسرا سر منم داد زدی، این در حالیه که تو به اندازه کافی از خودت جلو بابا هم دفاع نمی کنی
11:51تازه از زمانی که از لندن برگشتی، علاقت به تعداد دوست دخترم کم شده، فکر نکن، نفهمیدم؟
11:57یعنی؟
11:58یعنی؟
11:59یعنی، این که این دفعه فکرات بزرگتره، چنان نکنه تو عاشق شدی، زنگش داره برات میسره، چه خبره بگو دیگه؟
12:06چی داری میگه، یعنی چی؟
12:08نه، خبری نیست، یعنی فیلان خبری نیست، ره، بعدش هم میخوام برم پیش ازان، باید دوش بگیرم
12:14ولی میخوام یکم در مورد حرفان فکر کنی، ها؟
12:16باشه بابا، فکر میکنم
12:18ازان، یه لحظه بایسا، کجور داری میری، ها؟
12:26ها؟
12:27میخوای بدون هیچ حرفی بذاری بری؟
12:29نمیفهم هم، ازرا چی داری میگی؟
12:31دوستان من، من توی شرکتم از این مودل آماتورها نمیخوام
12:38مامانش حیله کرده، بعدش محل کار و خانواده منو تحتیل کرده، خودش هم متوجه موقعیتش نمیخوام، ها؟
12:44کار و خانواده منو تحتیل کرده، خودش هم متوجه موقعیتش هست، تازه برگشته منو آزار میده
12:50منم برگشتم، تشکر میکنم و ازخواهی میکنم
12:53اما تو که همه چی رو میدونستی ساکت بندی و میگه هیچی مهم نیست
12:58اینا باعث نمیشه، خطاکار بودن تو نادیده گرفته بشه، ازرا
13:02اینا باعث هم نمیشه، نادیده بگیریم که تو واقعیت رو میدونستی و مخفی کردی ازان
13:07همون موقع که توی بیمارستان بودیم و اومدیم بیرون تو هیچی پهم نگفتیم، من همونجا فهمیدم یه خبریه
13:12نگاه همش به خاطر این بود که هیله مادرت رو نشه، آقا یه ازان
13:16مادر من اینجور رو دمیه دیگه، چی کار کنم، ها؟ تو بگو چی کار کنم
13:19میخوای اینطوری بگی که مادر من اینطوریه، بعدش از دیرش شونه خادی کاری بره دیگه
13:23مادرت رو دیگه، ولی تو زمانی که ازدواج کردیم همین بودی، آره همین بودی؟
13:25چی؟
13:26بله
13:27مادرت اومد، چی دمانه آشپسخونه من رو تغییر داد، من انداشتم دیوونه میشدن، تا حتی دهم باز نکردی چیزی به مادرت بگی، حتی ازش دفعام کردی؟
13:36یعنی فقط مادر من مقصره دیگه، یعنی مادر تو خال منکشه هیچ تخصیری نداره، آره؟
13:40یادت بیار وقتی من موقع خواب، ساعتی که برام خریده بودی و دیرمی آوردم، کلی حرف بارم میکنم
13:45روحش لطیفه
13:46چی؟
13:47مادر من زن حساس و با فکریه، برای داماده ساعت به این خوشکلی خریده، خب البته دوست نداره درش بیاره
13:52من و تو و مادرت رفته بودیم، حلقه بخریم، ولی اون چی کار کرد؟ برای خودش الانگو خرید از مغزه اومد بیرم
13:57چه اشکال داره که خرید، حالا میخوای برای یه الانگو حرف در بیاری اسرام، بعدشم، وقتی بابام گذاشت رفت این زن منو تنهایی بزرگ کرد، منو فرستاد دانشگاه، البته که باید بخریم
14:05مادر من خانواده به اون بزرگی و تنهایی داره اداره میکنه، الانگو خریدن که هیچ، الانگوی دست خودشم فروخت و برای ما سرویس خواب خریده های آزانه
14:15در اصد، مادر من بود که
14:17ما چیکار داریم میکنیم؟ برای چی داریم با هم بحث میکنیم؟
14:25تموم شد، تموم اینا تموم شد و رفت، بامانم برار شد اشتباهش رو جبران کنه، همه دیگه رازی هست، تو هم بپذیر دیگه، باشه؟
14:35کتری، کتری، چون کتری اما خوبا و جوش میاورد، مادرت کتری اما رو برد
14:51بچه ننه رفت
14:57ده
14:59بیست
15:01آقوازن واسه بخت آماده این
15:03ببین، اینجا رو ببین
15:04مانچ، چهار
15:12همینه، همینه
15:13بلکنترو خدا
15:15بهتر دیگه به بخت آدت کنی آقا چنار، چون منظرهی که میبینی همینه
15:19تو رسمن داری کلک میزنی؟
15:22بلکنترو خدا، اگه میشه از اونجا شود زد؟
15:25آخوازن تو یه وقت نبازی اوزن؟
15:27تو هر مبارزهی میخوای برنده باشی؟ با آقوازن نمیتونی حرف کنی؟
15:30چه رفتی داره؟
15:32من ای آدم مبارزم، اگه عقب نشینی میکردم که نه اینا رو داشتم، نه شرکت رو
15:38حق با توه، حالا که حرف شرکت شد، میخواستم بگم
15:44اتفاقات ناخوشایندی افتاد مذارت میخوام، باور کن ارتباطی به اسرا نداره
15:50رسطوران خانواده اسرا رو من آوردم شرکت
15:53فهمیدم، شما دوتا این روزا خیلی به هم نزدیکید
15:58آره خوب، رابطمون خوبه
16:02خوبه؟
16:04ولی خوب یعنی در چه حد؟ مثل دوتا دوست یعنی، آره؟
16:08داداش، خوب، تک تک لطفا از یه طرف تو، از یه طرف چه حالا؟
16:14نمیدونم، یه جوره بخیلی آدم خوبیه، بخیلی خوب با هم کنار میایم
16:20خیلی منو میخندونه، وقتی کنارشم خیلی شاده هم
16:23و اینکه از طرف دیگه تو ازدواج قبلیش دلش شکسته
16:30واقعا؟ تو اینو از کجا میدونی؟
16:33خودش گفت
16:34خودش برای تعریف کرد؟
16:35خودش برای تعریف کرد؟
16:36حتی اگه چیزی هم تعریف نکنه، خوب، نمیخواد یه بار دیگه دلش بشکنه
16:41مراقبه کسی دلشو نشت کنه، به خاطر همین، در واقع من میخوام
16:45از همه کسا همه چیز دور نگهش دارم، نمیذارم کسی عذیتش کنه، نمیخوام کسی نراحتش کنه
16:51نمیدونم، خیلی عجیبه، نمیدونم چه حسی نسبت بهش دارم، این اولین بار اینو تجربه میکنم
16:58چنر دیگه لازم نسبت، بگم احساساتی که تو این سندری زیادم عاشقانه نیست
17:04واقع، نظرت اینه؟
17:15داداش، فکر کنم راست میگی، من تا الان این حس رو به هیچ کس نداشتم، من واقعا از اسرا خوشم میاد
17:23خب خوشم میادم، من نظرم خیلی چیز بزرگی، ببین، شنار تو آدمی هستی که سرگوشت میجنبه
17:32یعنی دو روز بعد فکرت عوض میشه، من نظرم اصلا وارده این رابطه نشون، عشق کلن آدم ها عذیت میکنه، چرا میخوای خودتا عذیت کنی؟
17:40نداداش من، منظورم این نبود، چیزی که من دارم میگم، عشق یه طرفی و پر از درد سر نیست، میرم احساساتم و به اسرا میگم
17:49میخوام بدونم، اونم نظری یا حسی به من داره یا نه؟
17:58نکن
17:59چرا؟
18:00یعنی این کار رو نکن، نکن
18:03داداش هر چی باشه، تو پسر شریک شرکتی، بعدش میدونی که ما نمیذاریم تو شرکت این طور چیزایی بشه، قبلاً هم بهت گفته بودم
18:11آره، گفته بودی، ولی نگران نباش، کاری نمی کنم که قوانین نادیده گرفته بشه، میدونی میخوام چی کار کنم؟
18:22به اسرا احساسم و میگم، اگه اونم از من خوشش بیاد، استفا میدم
18:28من میرم، بابا تو همه چی ممنونم
18:37باشه، خواهش میکنم
18:38و یه چیزه دیگه، واقعاً ازت ممنونم، حرف زادن با تو به من خیلی کمک میکنم
18:45این چه حرفیه، خواهش میکنم
18:51تو زحمت نکش خودم میرم، ممنونم
18:53باشه، شب خوش
19:13اکا؟
19:16نه، چه خبر داریم؟
19:17من خوبم، ولی فکر کنم که اشتیات قرق شده
19:21کشتی چیه، ای بابا؟
19:23یه خونه، ناراحت هم دیگه، نشستم و حسله ندارم بابا هستم
19:27پکرم
19:28آآ، ایکو
19:30داداش، من اینطوری ندیده بودمت
19:33بودمم خودم اون ندیده بودم
19:35چی شده، توضیح بده ببینم
19:37چی میخواد بشه، خودراشو که اسم منم تو لیسه درد کشیده، آگه عشق نوشته شد بابا جم
19:42او، قضیه بدجوری مهمه
19:44آره
19:45تو با ایلی فرف زدی؟
19:46نه
19:47نه
19:48دست رد بسینات زد
19:49آره، ولی زدینو بدجوری دست رد بسینام زد
19:51بابا همه کلیشه ها رو ورد بسینات گفت
19:53ما آدم های دنیا متفاوتی هستیم، گفت من رو خودش نمیبینه
19:57یه آله، من این چیزها گفت، بسینا نمیبینه
19:59واقعا گفت؟
20:00به خدا گفت، گفت
20:05ایکا، به نظرم به جایی اینکه علکی بشینی اینجا نراحت بشی، برای عوض گردن این موضوع یک کاری بکن
20:12چه کاری بکن؟
20:13چه که مثلا، چه کاری؟ بگو، بگو، چه کاری؟ چه کاری؟
20:16مثلا دنیایی متفاوتتونو به هم نزدیک کن
20:21داداش، منظورم اینه که تفاوتاتونو کمتر کنی
20:25یعنی چه عوض بشم؟ چجوری عوض بشم؟
20:27چجوری؟
20:28اینطوری که باید عوض بشم
20:30عوض بشم
20:31باید اجتماعی بشی
20:32اجتماعی بشی
20:33باید کتاب بخونی، فیلم نگاه کنی، باید یه خورده پیشرفت کنی
20:37باید چه انجام میدم، به خودم انجام میدم، به خودم هم پوتنسیکیلشو دارم
20:40درست شد
20:52تو ازدواج قبلیش خورده عذیت شده
20:54میرم به اسراح احساسم و میگم
21:01اگه اونم همین حس داشته باشه استفا میدم
21:04قبل کجاست؟
21:22اخ موسا اخ از دست تو
21:27موسا بشه بگی قهوه کجاست؟
21:37موسا بشه بگی قهوه کجاست؟
21:38ها؟
21:39موسا بگی خواب بادم تو کشه زیر وجوده
21:41تو چرا این وقتش هم نمگیری به خوابی؟
21:44یه چیزی شده یا؟
21:48نه، چیزی نشده، هیچی نشده
21:50ببین تو یه چیزی نشده، بازم زنده داشت کاری گرده
21:53موسا صد بار بهت گفتم بهش، نگوز زنده داشت
21:55باشه، قهوه رو پیدا کردم قطع میکنم
22:07آخ، خسته شدم، یادشین طور خدا
22:11این، این اینکو وردار دیگه به خدا
22:16هدف میبینم، انگار آدم، فضایی دیدم، یه جودی میشه
22:19مرکشم، نمیشه یه خود دیگه ثب کنی؟
22:21دارم فاظه بررسی کردن و تموم میکنم
22:23میکنم
22:23من اکشم
22:24خیلی کم مونده اینکو بفروشم
22:27از صبح دارم باشون حرف میزنم
22:29و خیلی خوششون اومده
22:31این دفعه واقعا خوشبخت میشیم
22:33آره یا چی من وهمیدم تو از
22:36خیال بافی دست نمیکشی
22:38آی
22:38مولنشو بریم بیا خوابیم
22:40من خیلی خستم
22:41باشه باشه دارم میان
22:42ایکو مامانی ما داریم میخوابیم
22:49ایکو چی کام کنیم
22:52این بچه داره چی کار میکنه
22:53ایکو تو داری کتاب میخونی
22:55یه خدا داره میخونه
22:58داری کتاب خیانتکاره رو میخونی
23:00قرداد اجتماعی روس رو میخونم
23:04ولی فکر نمیکنم شما زیاد سر در میانیم
23:06جدی باره بابا
23:07حالا توشی هست
23:09هر چی از در میان
23:10نه بابا واقعا دارم کتاب میخونم
23:13الان توی دوره جدی کتاب خوندن هستم
23:16باشه ایکو ولی چرا ها
23:19مادر من باید پیشرفت فردی خودم رو تموم کنم
23:23و من خیلی فو بزنم بله
23:24آه پیسرم بگو دیگه
23:26منم فکر کدم بلایی سر بچه مومده
23:29اصلا نه پرست من اکشه
23:30منم همین فکر رو میکردم
23:32ولی خدا رو شک نرماله
23:34بگرم تو که میخونی شوخی
23:35یه این مسخر رو چیپا بکنین
23:36به زودی بهتون میگم
23:38اکوی میبینیم که اصلا بابرتون نمیشه
23:41اصلا بابر نمیکنید
23:42بله همین شب خیلیم
23:43بیبین منو
23:44زود باش بخوا فردا و زمورا
23:46تو رسطوران اجتماد داریم
23:47به خدا اصلا نباشیم
23:49میکشمت
23:50مامانی نمیتونیم آنه روشنایی فردی من بشی
23:53شب کش
23:53آوازه باشه که اون روشنایی چشمایی ما رو کوی نکنه
23:56اسکول
23:58فردا روشنایی بهش نشون میدم
24:00خفه خفه
24:13آب جی آب جی
24:19وای سا
24:20الان میافته
24:21ای بابا
24:21اون نیست
24:22هاشتر گوشیه بیدار شدیگه
24:24سب کن
24:26مامان
24:27بیدار شدیگه
24:30آب آب بلم کنین دیگه
24:33مامان
24:34چرا اینجا خوابیدی خوب
24:36اتاق خیلی گرم بود
24:38برای همین اومدم پایین
24:40آب جی از روز اول دیرت میشه پاشو دیگه
24:43مامان
24:44اگه نری سرکار مجبور میشی
24:46الانگوها تو بفروشی
24:47چی؟
24:48الانگو رو به هیچ وجه نمیفروشم
24:51بمینم هم نمیفروشم
24:52کارتما من پسرم پس میگیرم
24:54هیچ کس نمیتونه قدرت زمورد
24:57کورفالی رو نادیده بگیره
24:59بریم
24:59آه
25:00بریم
25:01آب جی بیدار شو
25:08آب جی
25:09رئیس
25:10دیشه برای این که با من حرف ذری خوابی دی
25:14نه خوابی دم
25:15این چند اومین قهوهیه که داری میخوری
25:17نمیدونم موسا برای چی میکرس
25:19کافیین بدنت بره بالا زرر داره برای تا
25:21من خوبم موسا
25:22حالم خوبه باشه خوبم
25:24هر جور خودت راحتی بابا
25:26چنار
25:42صبح خیر
25:44چی شده؟
25:46هیچی
25:47صبح خیر
25:48صبح قشنگیه مگه نه؟
25:51نمیدونم
25:53صبح تکراریه
25:54هر روز همین شکلیه به نظرم
25:56نه فرق میکنه
25:58صبح قشنگیه
26:00اسرا
26:02میگم که
26:04بعد از ساعت کاری با هم بریم بیرون
26:06آه
26:06حالا فیلن که صبح
26:08اسرا شبم که باید کار بکنیم
26:11بعدش حسبیم میگیریم
26:12راستی من تمام کارامو کردم
26:13برای پروژه کوچه ها باید بریم بیرون
26:16زید بایستید باش
26:17پس قرار شد دوتایی بریم
26:19چقدر خوب
26:20وقتی آفتوب بخورتی
26:22یه سرد میفهمی قشنگی یا نه
26:24برای لطفا بیگوش نمیشی
26:25نه بیگوش نمیشم
26:26برای پروژه کوچه ها باید بریم بیرون
26:45آه
26:46دوتایی میرین
26:48یا کس دیگه ای هم همراسون میاد
26:50کس دیگه ای نیست دوتایی میریم دیگه
26:54خب پس موفق باشی
26:57ممنون شما موفق باشی
26:59ممنون آقا اوزن
27:00نه این نیست دوتایی
27:06نه این نیست دوتایی
27:08مفرمین آقا اوزن
27:09برای جلسه که یکم بد نیاز داریم
27:11به دستیار نیست
27:12من کمک میکنم
27:13نمیشه
27:13یعنی تو خودتی آلمه کار داری
27:16نمیشه
27:16اون
27:17اون دختر کارموز اسم شیبوند؟
27:20اسرا
27:20اسرا
27:22بگو اسرا بیا
27:23باشی زود بش میکنم
27:30باشی زود بش میکنم
Comments

Recommended