Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00من باید تصمیم بگیرم چی که یه اتفاق بیافته
00:02خب خیلی داری خوب میگی ولی برای همه اینا
00:05اول از همه باید اصرا رو ببینی
00:07میدونی شب میاد
00:09میاد
00:11نه برای من
00:13برای اینکه کارشون استمانیم نظره میاد
00:16موسیقی
00:46موسیقی
00:50ببخشید
00:51فکر کنم یه دوستی داریم که از اینجا بودن من عذیت شده
00:55میشه بگیم چرا دارین میرین بیرون
00:58اسرا
01:12اوزان یه چیزی میخوام ازت بپرسن
01:24بگو
01:24چرا انقدر به اسرا گیر میدی؟
01:27نه گیر نمیدم
01:28اینو از کجا بود؟
01:29چند دقیقی پیش دیدم
01:30داشتی بهش گیر میددی؟
01:32چنر من با همه اینجوری رفتار میکنم
01:35ولی اگه با سختی کار نهنار بیاد
01:37این به خودش مربوطه
01:38من کسی رو متمایز نمی کنم
01:41اینو میدونی
01:42خب باست شاگرد قدیمی توصیهی نداری؟
01:54چنر باور کن تو این قضیه آخری نفری که میتونه به توصیه بدونم
01:58چنر باست شاگرد
02:28داداشت
02:30با کمی که حرف زدم
02:31نمیتونیم بیشتر از این منتظر به اونی
02:32فکر کنم اسرام نمیاد
02:33میخواد خودت تندیزیم
02:35موسادتا جایی که میتونی منتظر نگهشون دار
02:37اسرام میاد میدونم
02:38داداشت
02:41واقعا اومد
02:43موسادتا جایی که میدونم
03:00اونجا
03:01اونجا
03:03اونجا
03:07اونجا در یک کنر اسرست که؟
03:09دوست بچگیشه
03:11دوست بچگیشه
03:13واقعا؟
03:14به نظرت منم به اون دوست بشم؟
03:23شب خیر راننده اومد دنبالمون
03:26من بهش راه کتاه و پیشنهاد دادم
03:28ولی خب راه کتاه نبود حسابی ترافیک بود
03:30برای همینه میکم دیدیم ببخشید
03:32مهم نیست
03:33مراسم هنوز شروع نشده
03:35مهم اینه که اومدی
03:37ما آشنا نشدیم خوش اومدیم
03:39من موسا هستم
03:40من موسا هستم خیلی خوش بخدم
03:42زینو هستم خوش بخدم
03:43من خیلی خوش بخدم
03:46بله میکنیم
03:49به همه این مهمون ها شب خیر میگم
03:51در یک شب زیبای استانبول
03:53در مراسم جایز دهی کنار همین
03:55به پنجامین مراسم جایز دهی ویب سایت و دیژیتال خوش آمدید
04:01خیلی سریع مراسم را شروع میکنیم
04:03اولین جایزمون در بخش خدمات افتماعی دیژیتالی است
04:06الان من همراه تشفیق قرنده
04:08در بخش خدمات افتماعی دیژیتالی است
04:10الان من همراه تشفیق قرنده را الام میکنم
04:13جایز تقییم میشود به نماینده های شرکت
04:16ملانیوم سافت یعنی اصرو آرسان و ازار کنفالی
04:20تشفیق قشن کنید تا به سحنه بیان
04:24پروژه ای که با هدیه سرسی به ست لوده جوان باعث خوش آمدی آنها شد
04:30صاحب جایزه امسال شد
04:36تبریک میگم اصرا خانون
04:38خیلی ممنونم
04:40آقا آزان تبریک میگم
04:42خیلی ممنونم
04:43تبریک میگم
04:44میشه صحبت کتاه بکنین
04:46البته، اصرا؟
04:48استرس نداشته باشت
04:52تو میتونی بجام
05:00شبه همه بخی
05:02من در محل یک کچکی بزرگ شدم
05:20که آدم ها برای محقق شدن آرزوهاشون باید خیلی کار میکردن
05:24برای همین میدونم که زندگی شبیه قصه ها نیستش
05:30زندگی واقعی و پر از سختی هاست
05:34مخصوصا برای زوجهای جوانی که تصمیم گرفتن ازدواش کنن
05:38هاستیم با این پروژه؟
05:40به زوجهایی که میخوام به آرزوهاشون برسن
05:42فرصت شروع زیبا رو بدیم
05:44هر کسی خودش پایان قصهش رو مینویسه
05:48امیدوارم پایان همه ی قصه ها خوش باشه
05:52موزتون شبتون به خیر
05:54بهت افتخار میکنم
05:58بیا
06:00زینو
06:14زینو
06:16اومد همامجی
06:18فوقولاده بود
06:20چه خبر زینو؟
06:22سلامتی تو چه خبر؟
06:24سلامتی؟ بیا راجع به
06:26موزشاهم تو خونه ما حرف بزنیم
06:28کی تو رو فرستد اونجا؟
06:30هیچ کس نفرستد خودم اومدم
06:32من بیام اون ور
06:34از اینجا بهتر دیده میشه منظرم
06:36های اگه خور فوق
06:38هردیسه چیزه گرفت
06:40اسمم هم رویشه
06:42میشه چند تا عقیزاتون برای ویبسایت بگیرم؟
06:44البته
06:46آکی پس
06:48نمیشه
06:50دوستم این چون که
06:52از گذاشته من اونه که با خبره
06:54اونم باید توی این عکس باشه
06:56بنابرای این معامده ایم
06:58باید باید عکستایی که جایزیگی نبیرم
07:00میشه دوستتون روکاد نباشه؟
07:02اسرا
07:04خب من که جایزه ندارم پس برم
07:06باشه تاخبره
07:08یکم برای اون نزدیک میشین لطفاً
07:10باشه
07:12یکم نگه نزدیکشین لطفاً
07:18نزدیک شدیم بگه چقدر نزدیکشین
07:20خدایی هم مردم دیگه
07:40این چه گرمایه
07:42از این کلرهایی که به بدن میچسبن
07:44هنوز اختراه نکردن
07:46پسرم بگم یه دونه اختراه کنه
07:48پسرم همه چیا میتونه اختراه کنه
07:51اختراه کردن زمارد
07:54اختراه کردن؟
07:56کی؟
07:57که اختراه کرد؟
08:03این هم داره چبیه یا چین میشه
08:05منکشه؟
08:15تنهایی چطاره؟ خوبه؟
08:17خوش میگذره؟
08:19من تنهایی نیست که اصلا
08:21مجردیه
08:23والا همونطور که مجردی پادشاهیه
08:27اونقدر راحت شدم که نمیتونم توضیم بدم
08:30اصلا درم
08:32برای یا چین تنگ نمیشه
08:34باورت میشه
08:35اصلا
08:37به یادم نمیافته که چی میخوره؟
08:39کجا؟
08:40چی کار میکنه؟
08:42نمیافته
08:43ها؟
08:44بعدیش هم چون
08:46به منزن نمیزنه؟
08:47اصلا نراحت نمیشه
08:49اصلا خیلی خوبه
08:51زمارو تنهایی
08:54همیشه
08:57اینقدر
08:58خوبه بخش میگذره؟
09:03خیلی خیلی خوبه یعنی
09:05چون تو تنهایی رو تازه شروع کردی نمیتونی درک کنی
09:11یعنی میخوام بگم کم کم حالش رو میبری
09:13وقتی تنهایی
09:15خیلی زود شب میشه
09:17آه
09:19میبینی این شب شده وقتی هم شب میشه
09:22بچه ها همیش
09:23بچه ها همیشه
09:24یک کاری دارن
09:25که بکنن دوگه
09:27انتو تنها میمونی؟
09:29خیلی خوب بودی
09:31خیلی خوب
09:32همینطوره
09:33یک هم چیزه
09:34تنهایی ولی آزادی
09:37یعنی
09:38میخوام بگم
09:39چون تنها هستی
09:40که هر وقتی دلت خواست
09:42میتونی انجام بدی
09:43یا
09:44آزادی رو تجربه کنی
09:46یعنی آزادی
09:48مثلا به من نگاه کن
09:49ببین
09:50بچه ها ما اینطوری بغل میکنم
09:53اینجوری
09:54بعدش
09:56میشینم
09:57یعنی
09:59آزادانه
10:00مثل یه انسان آزاد
10:02برای همینه که تو هم از آزادی برد لذت ببری
10:05لذت ببری
10:07بای من خیلی خوشم اونم
10:09آی من آشقی اونم
10:10اون فیلم چیز داره ای عشقم ببخشید
10:11همون این که از کشتی فیلم کرده میشه بود
10:13بای من فکر میکردم فقط من دست دارم کسی دیگه دست نداره
10:17خیلی خوشحال شدم خیلی خوبه
10:19اسفا خانم تحبیک میگم
10:20این جای زی بود که خیلی مستحقش بوده
10:21خیلی ممنونم
10:22بای من فکر میکردم فقط من دست دارم کسی دیگه دست نداره
10:28خیلی خوشحال شدم خیلی خوبه
10:30اسفا خانم تحبیک میگم
10:32این جایزه بود که خیلی مستحقش بوده
10:34خیلی ممنونم
10:36خیلی ممنونم
10:38خیلی ممنونم واقعا لطف دارین
10:42میخواییم پروژه جدید منو با برنامه شما پیش ببریم
10:46البته که بدون شما نمیشه
10:48حتی به نظرم اگه آقا اوزان مشکلی نداشته باشه
10:50بخواییم اگه آقا اوزان مشکلی نداشته باشه
10:52بخواییم که رئیس پروژه ما باشیم
10:54ولی من الان هیچ مشکلی نداره
10:56برعکس خیلی هم خوب میشه
10:58حتی این کار رو بکنیم
11:00شما یه بار بیاد چرکت اونجا با جوزی ها طرف میزنیم
11:03نظرت چی اصرا؟
11:05البته باشه
11:06باشه پس به زودی میاییم
11:08تبریک میکنم
11:10ممنون شب ده خیلی
11:12آیی
11:14آمارم نمیشه دو خیلی
11:16تو داری چی کار میکنی آزان؟
11:20چرا قولی میدی که نمیتونم عمل کنم؟
11:22کی گفته نمیتونی عمل کنی؟
11:24های چالا، خانم ها اومد
11:26های چالا، آزرا بئیس
11:30آزرا بئیس
11:32دوشو، خمشو
11:34موسو از در پشتی میبریز برایم
11:36موسو
11:38باشه بلی گره میاد اخی
11:40سلام
11:42آمین
12:12موسیقی
12:42موسیقی
13:12موسیقی
13:42موسیقی
13:45موسیقی
13:46موسیقی
13:48الو سا باش
13:49شب به خیر ببخشید این موقع مضاهمت شدم
13:51اطلاعاتی میخوام
13:53اها
13:55این اوزان کرفالی مدیرامل شرکت ما
13:58میتونی باسم پیدا کنی همسر سابقش کیه؟
14:02باشه
14:02منتظر خبرتان
14:04موسیقی
14:12موسیقی
14:43به خیر گذشت
14:45آره
14:47رفت
14:50رفت
14:51رفت
14:52رفت
14:53وای به خیر گذشت
14:55گرچه اگه مستانه بود نمیتونیستم از پیش کردن
14:57نگاری نگاری نگردم
15:02خب پس ما دیگه با زینو بریم مگه نه شبتون به خیر
15:05ببینیم مزه ها من را سیر نکردن و برعکس
15:08خیلی گشت هم کردن کنار سوال یک کفت فروشه
15:11اگه میری بود زده ببین وای
15:13ما مانه درگایی ها بگر خوش پده
15:15من خیلی گفته دوست دارم بریم بخوریم
15:18شکار میکنی خوزه
15:20باشه باشه موسیقی من پایم بریم
15:22پس ما ماشین رو بگیریم باشه
15:26خب تو خیلی گفته دوست داری زینو بگه نه
15:28تو اینقدر عاشق این گفته ها میشی که قشت کنیم
15:31اما من میزنمت که قشت کنی به تو برسیم
15:33چیه چیه
15:41موسیقی
15:45موسیقی
15:47موسیقی
15:48ببین ما دبیرستان که بودیم
15:49آفرستی زینو چقدر تعریف میکنی دیگه
15:51بست دیگه همامون از ماجره شنیدن سیر شدیم
15:54بسته
15:55چه قشن شما از محله ما همگیگی رفالا منم دلم خود
15:58ایبی نداره بابا
15:59یه بیس سال از ماجرامون عقب موندیه
16:01اما به نظرم با یه برنامه ای ضربتی میشه جبرانش کرد
16:03آره به نظرم زود شروع کنیم
16:05موسیقی
16:07موسیقی
16:11زینو
16:13سلفی بگیریم
16:15آره بگیریم بگیریم
16:17خیلی من سره خوبیه
16:19اینا رو نگاه تو رو خدایی
16:21بابرم نیمیشه باقید
16:23نگاه شون کن
16:25اسرا
16:27امروز تو براسم خیلی قشنگ هر زدی
16:29بازم همه رو شیفته خودت کردی
16:31همه شون رو تحت تحصیل کردی
16:33شاید خودت متوجه نباشی
16:35اما انگار تو بلاخره کاری که توشی رو پیدا کردی
16:37واقعا؟
16:39آره البته
16:41بابا تو پروژه تو رو میخوان
16:43میدونی این چقدر مهمه میدونی؟
16:45و تو خودت موفق شدی این خیلی مهمه
16:47حتی علا رقم وجود من
16:49امروز تو جلسه با تمام جسارتت حرف زدی
16:51چرا؟
16:53چون تو جسوری اسرا
16:55با حساب کتاب و برنامه نیستی
16:57اوزان
16:59من خیلی ازت ممنونم
17:01من خیلی ازت ممنونم
17:03واقعا حرفای خیلی قشنگی در بارم زدیم
17:05اما متاسفانه تو هر زمینه جسور نیستی
17:07تو بجوا فرار میکنی
17:09مثلا؟
17:11مثلا استفاد اسرا
17:13هنوزم توضیح قانه کننده ای ندادی
17:15یعنی من به نظرم توضیحات لازم و دادم توضیح دیگه ایم
17:19ما میدونیم این دلیل درستی نیست اسرا
17:21مگرنم؟ نه جونکه
17:23چرا؟ چی چرا؟
17:25اسرا چرا از شرکت رفتی؟
17:27ساعت چنده
17:29یعنی چه
17:31چرا؟ چی چرا؟
17:33اسرا چرا از شرکت رفتی؟
17:35ساعت چنده
17:37یعنی چه چیزه ساعت الان چنده
17:39ای بابا چند شده؟
17:41زینو؟ ساعت چنده؟
17:43زینو زود باش بریم زود باش بریم
17:45یه ده قسم بابا دو را سلفی میگیرم
17:47شخص سلفی میگیرم
17:49زود باش دیگه دیشد
17:51خب همونطور که دیدی زینو الان نمیتونه کمکت کنه
17:53گوشم با تو اسرا
17:55گوشی
17:57گوشی داره سنگ میخوره
17:59به نظرم مهتره که
18:01ماتر نکنی و جواب بدیم
18:03ممکنه که بساله مهمی باشه زینو
18:05اسرا
18:07تلفانم رو میتونم بعدا جواب بده
18:09خب؟
18:13اسرا ها مامانم سنگ
18:15بریم ما
18:17آه
18:19آه
18:21دیدی من حس کردم که دیر شده
18:23و الان مامانمو نگرانه میشم
18:25پس بنا بریم و باید تاکسی بگیریم
18:27و زودتر بریم
18:29پس برو کنار دیگه
18:31من میرستونم
18:33ای آزام برستونه ماشیمون گندگی
18:35آره
18:37آره آزام برستونه
18:39آه سینو دو
18:41تو چه خوب کردی اومدی سینویه
18:43من رایی سینویه خدا
18:45نگوش کن ترو خدا چقدر شرینه
18:47چه خوب شر اومدی سینو
18:49یالا موسا
18:51بذار بخواهیم
18:55سلام
18:57سلام
18:59خیلی خوب چنار یه خبر خوب دارم برات
19:01یه خبر بد
19:03خب خبر خوبه چیه
19:05خبر خوب اینه که امروز استرا تو مراسم تجلیل شرکت کرد
19:09و خیلی هم خوب حرف سد
19:11خبر خوبت همین بود؟ برگشت سر کار؟
19:15خبر بدم همینه
19:17من به خاطر تو خیلی بهش اصرار کردم
19:19که برگرده سر کار ولی قبول نکرد
19:21نمیدونم چرا دلیلشم برسیدم
19:23گفت یه موضوع خصوصیه
19:25موضوع خصوصیه؟
19:27نمیدونم یه مسئلی خونه با دیگی باشه
19:29نمیدونم ولی من اصرار کردم
19:31شاید بگرش عوض بشه یا تحت تحصیل قرار بگیره
19:33ولی خوب احتمالش هم کمه
19:41ببین منو
19:43تو حال زیاد خوب نیست تا چی شده؟
19:45باشه به خاطر اینکه
19:47گفته نراحتی ولی این نراحتی
19:49یه چیز دیگه است انگار بگو چی شده؟
19:53چه حالا میدونی؟
19:55یه چیزی هست که
19:57تا وقتی مطمئن نشم نمیتونم بگم
19:59یعنی اگه زمان بدی بهتر میشه
20:01ممنونم ازان شبت بخیر
20:05اصرا
20:07برگرد سر کار
20:09همه دلشون برا تنگ شده
20:11ممنونم ازان شبت بخیر
20:17اصرا
20:19برگرد سر کار
20:21همه دلشون برا تنگ شده
20:23ممنونم
20:25منم دلم برای همه تنگ شده ولی
20:27ولی چی استرا
20:29اینجوری نکن
20:31من تصمیمم و گرفتم ازان
20:35شب بخیر
20:37ممنونم
20:47براین
20:49ممنونم
20:51ماما نمو ببین
21:10انگار تازه به بلوغ رسیده
21:12دیر میکنه چه وضیه
21:13دیگه مغذره باز نمیکنه نمیفهمم
21:16یعنی اگه این قراره
21:17این تو خونه زور بخوابه
21:18من باید بیافتم دنبال کارها
21:21بنابراین مامام بدونه
21:22بابا یه آدم دیگه است
21:24بابا رو چی میگی
21:26طرف همه مغازه ها رو میگرده
21:28تخت بازی میکنه
21:29تو جیبش تاز داره
21:30تو این سن بلگرد شده
21:31او ایکو
21:32بابا همچین کاری نکرده نه
21:35به مامان که خیانت نکرده
21:37نه بابا این چه حرفیه
21:38در مورد بابا داری عرف میزنی
21:40مگه به ماما خیانت میکنم
21:42این نیشه همچین چیزی
21:43آخه امکان نداره
21:44ولی خب بابا رو
21:45میدونی رو راست نیست دیگه
21:46در موزی شده نمیدونم
21:48خب چی کار کنیم
21:49چطور مامانو بابا رو بیاریم کناره
21:52همینجوری خانواده من از هم میپاشه
21:54یه نظری دارم
21:55میگم که بیاین نه رو بذاریم کناره
21:57همینجه بشینم با هم
21:58یه خوره حرف بزنن دردر کنن
21:59با هم کنار بیارن
22:00مشکنه حل بشین
22:01آره خوبیه
22:02ولی چطور میتونیم بیاریمشون کناره هم دیگه
22:04کناره هم دیگه
22:06بیه کاری میکنیم
22:08من با عطب بیهوششو میکنم
22:10بعد کناره هم بخابونیمشون
22:12نه بیدر کشده نشتی میکنم
22:13هی بابای کموزخ رفت نگو دیگه
22:15مگه اینطوری کنی
22:16من میرم بابا با حرف میزنم
22:18تو هم برو با مامان حرف بزن
22:20آره
22:20باش منطقی برای فکر نمیکنم
22:22زیاد متقاید بشن
22:23آره باب ببینیم
22:25دیگه چی کار کنیم
22:27اوزان
22:31آقا اوزان
22:33صبح خیر
22:34صبح خیر
22:35این روز کجا بودی؟
22:36سر زدم بهت ندیدم ایت
22:37کهی؟
22:38بعد از ظهر بود
22:40آه یک کاری داشتم
22:42چه کاری؟
22:44خیر باشه چنار
22:46دیگه به جایی که میرم هم دخالت میکنی؟
22:48نه
22:49فقط کنچکاف شدم
22:50به کسی خبر ندادی و رفتی
22:52با یه سرمایه گذار قرار داشتم
22:55با سرمایه گذار؟
22:57قرارتون چطور بود؟
23:00خیلی خوب بود
23:01بوبه
23:02خوبه؟
23:04خب دیگه من برم
23:05امشب مصابقه میذاری نه؟
23:07بذاریم
23:08تو رو بردن واسه من خیلی لذت بخشه
23:11دیگه معلوم نیست
23:12میبینیم که کیا میبره
23:14میبینی؟
23:14میبینی؟
23:20میبینی دخترم
23:24منکش خانم چقدر خوشحاله؟
23:27معلوم دیگه فقط منتظر روزی بودی که دست من خلاص شه
23:31متاسفم بارد منکشه
23:32او نه بابا جون
23:34اصلا اینطوری نیست که شما فکر میکنی
23:36فقط شما توی زهن مامانم هستی فقط به تو فکر میکنه
23:41حتی میدونیدی روز با گریه به من چی گفت؟
23:45گفت من روزایی که بدون بابات میگذره رو از عمرم حساب نمیکنم
23:49آره
23:50واقعا اینه گفت؟
23:52مامان جون بابا خودش به ام گفت
23:54حرفای رومانتیک زد گفت من بدون روهم نمیتونم
23:56گفت دیگه خسته شدم شدم که روی سردان
23:59دیگه نمیتونم ایش که جب چشم بگینیم
24:01پس یعنی اینقدر پشیمونه ها؟
24:03خب دیگه چی گفت سره؟
24:05بابا جون گفت پشیمونم خیلی هم پشیمون بود
24:07واقعا نراحت بود
24:08تازه میدونی چی گفت؟
24:10اومد نشست پیشم لب و لچشم آویزون بود
24:12گفت چی شد که آقابته من و بابات این طوری شد؟
24:19میدونی دخترم؟
24:21من و مامانت خیلی عاشق هم بودیم
24:23خب آسون نیست؟
24:24نگو که چقدر بهت عادت کرده بودی مخابردن
24:27خب آسون نیست؟
24:29عشقی که این همه سال بین ما بوده رو یه ها از درمون میدونم
24:31آره مامانجون
24:32دقیقا به خاطر همین میگم دیگه
24:34بعد بابا بشینید حق بزنید مشکلاتتون رو حل کنید
24:37بابا میگه که این عشق نبارد اینجا تموم بشه
24:40باید یه جایی همدیگر ب...
24:42کجا؟
24:44تو کافه
24:46یه کافه ای بود که شماها جوانیاتون میرفتین اونجا و به همه براز عشق میکردیم
24:50مامان یاد اونجا بود و گفت که اونجا بابا بات قرار میذارم
24:53اونجا برای مامان خواسته
24:55ها بابا چیکار میکنه دیگه؟ برو دیگه خواهش میکنم دل مامان اما نشکن خواهش میکنم
25:00برو دیگه بابا باجونم بابا
25:02میدونی اسرا خیلی اونجا رو دوست داشتیم
25:08پس یعنی خیلی دلش میخواد ها؟
25:10آه خیلی
25:12پس نمیشه دلششی کن
25:14پس میریم
25:15ها؟
25:16حالا که اینقدر اصرار داره؟
25:18با وجود اینکه خیلی دلم و شکست خب زشته
25:21حتی اقدر برم ببینم چی میگه بیاد بگه ببینم دردش چیه؟
25:25بفهمم
25:26آره من حرف بزنید بشینید با هم حرف بزنید
25:28منم لوکیشن رو وسط میفرستم خواه؟
25:30آجه با در لوکیشن رو بهم
25:32همه اولی این پولو رو ببر سریم
25:34پولو کدوم میذارد؟
25:35ببر اونجا
25:46آه
25:48این زینود چقدر شیلین و درواز براده؟
25:52همه
25:53هم اینطوره
25:54ای شب دوباره قرار بزاریم که موند و هوا
25:57باز هم دیگه رو ببینین دیگه باشه؟
25:59خواهش میکنم هم دیگه رو ببینیم
26:02هم؟
26:03می‌گم دوباره هم دیگه رو ببینیم
26:05خیر باشه موسا
26:07چیزی نیست داداش
26:08با عنوان دو تا دوست
26:09دو تا دوست
26:10حره
26:12باشه همینطوری که تو میگی
26:16می‌گم می‌خواه به ریده داشت
26:17بیرون شرکتال قرار گذاشتی من یادم نمیم
26:20تصمیم گرفتم امروز جای دیگه‌ای کار کنم موسا
26:25من خیلی فکر کردم و الان دیگه مطمئنم
26:27من چی مطمئنی؟
26:29اسرا باسه اینکه از من فرار کنه رفته
26:32خب می‌خواه چیکار کنی داداش
26:35نمی‌ذارم ازم فرار کنه موسا
26:38می‌بینم ایت
26:45بیا دیگه مامان‌جون کجا موندی بیا دیگه
26:48پشیمون شدی نکنه چیکار می‌کنی اقه
26:53آه داره می‌گم
26:56مامان ما رو باش
26:58چه به خودشم رسیده
27:05خوش اومدید منکشه
27:07بیایی نه نیگم
27:14یکم لاغر شدی آت رقیم کن
27:19واقعا؟
27:21خب چون قضایی تو رو نخوردم دیگه
27:24موضوع دیگه
27:26آه
27:30گچه اطره تو رو رو این گله رو سیاه میکنه
27:33خیلی من دونم خوش گیده
27:35چقدر پایی داره ما ما بابا کار بدی یه ها
27:38در این گله خوب اومدی یاله بابا
27:41چی مللر این گربان؟
27:43برای منکشه خانم محله بگه شیری بینیم
27:45مالی آقا یالیچنم سقید
27:47عدیه ها
27:47داریم بولا خوب اومدی حالا بابا
27:49چی ملدر این قربان
27:52برای منکشه خانم محله بگه شیری بینیم
27:55مالی آقا یالیچنم سقید
27:56ای بابا چقدر بانه همکی
28:00مگه منو پیدایم شد
28:03اصلا قضیه رو بگو ببینم یا چی
28:05حالی که با اون همه اصرار خواستی من بیام اینجا
28:08من با اصرار خواستم بیام
28:11نه
28:13چیزه
28:15مگه تو برای مزارتخوایی از من نیمدی
28:17من برای شنیدن مزارتخوایی تو اومده اینجا
28:20من باید مزارتخوایی کنم
28:22من باید مزارتخوایی کنم یا چی
28:25آره منکشمه که تو باید مزارتخوایی کنی
28:27جلوی احالی محل شوار چندین و چند سالت و سکیه پول کردی
28:30اتفاقا تو منو مثل پول خرچ کردی
28:32بیا بروم کردی
28:34مگه تو به اون سنه نرفته بودی کافه
28:36مگه برایش گلن خریدی
28:38مگه برای گوشیت پاسفورد نزاشته یالچی
28:41من این کارها رو کردم
28:42اما تو چی کار کردی منکشه
28:43ما شالله در ریح سایی به خودت میرسی
28:45هرچی دمه دستت اومده مالوندی
28:47ظاهر رو هم که درست کردی
28:48اما درون هنوز امونه
28:50فقط چون بچه ها گفتن با من پشیمونه من پا شدم تا اینجا اومدم
28:53بایی بابا اونا رو نگو دیگه
28:55اشتباه کردم
28:56من اشتباه کردم
28:57من چه سال عمرم و پایی هیچه پوچه در دادم
29:00بیا این گلارم بده به همون زنیت
29:05منم همینجوری مثل گلاوی کردم اینجا
29:12شانس نگاه
29:21اوف
29:23هلو سواش
29:30خوشم با توه
29:31تونست یه چیزی پیدا کنی؟
29:34آره پیدا کردم
29:35اسرا ارتان
29:36اسرا ارتان؟
29:41آره
29:42باشه ممنونم
29:53ممنونم
30:01باشه
30:02PYM JBZ
Be the first to comment
Add your comment

Recommended