- 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.
بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات
بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات
Category
📺
TVTranscript
00:00اوه اوه خفه شدم بابا تو عطر نزدی رسمم وش دوش گرفتی
00:05چی کار کنم خب لباس هم بو میداد
00:07اتاقم زیاد بو نمیداد
00:08ولی همه ی لباس هم بو گرفته بود
00:10اوه خیکو اوه خیکو میخوشمت من اخ
00:13یه چیزی بگم
00:15تب نداری حالت خوبه؟
00:17نه خوبم تبم ندارم
00:18پنجا بار گفتم دیگه زینو
00:20خب برای پنجا یکم این بار بگو
00:22حتما خیلی حالت خوبه دیگه
00:24اوزان ازت مراقبت کرده
00:26حرف بی خود نزن
00:28از دستانم کفری اما
00:30بی چشم رو بهم میگه که بی بارو رو تخت من بگیر
00:33بخواب من رو کناپه میخوابم
00:34اون باید خودش رو شکل بکنه که من پاما تو اون خونه گذاشتم
00:38زینو یه چیزی میخوام بهت بگم
00:41دیروز اوزان خواسته چالا رو ببره ماینهی مامایی
00:44ولی چالا هزار تا بحونه آورده و فرار کرده که نره دکتر
00:47معلومه نمیره
00:49اونجا فقط حامله ها میرن
00:50من از باردار بودن این دختر هم خیلی مطمئن نیستم
00:55اصلا ملون نیست اون شب تو قایق چی شده
00:57آره خب هیچ کاری از چالا بعید نیست
01:00بلاخره که سوتی میده
01:01اون موقع میفهمیم چی آقاییم کرده
01:04تو کجا میخواد فرار کنه من تحت نظر دارمش با چشم دارم میبینمش
01:08آفری
01:09آرازی ببینم
01:11خال منکشه کجاست
01:12وای اصلا نمیتونم تصور کنم با خال زمورد توی خونم
01:15آئی زینو من اصلا کاری به کارشون ندارم
01:18نه زنگ میزنم نه درگیرشون میشن
01:19بذار هر کاری میخوام بکنم
01:21آئی
01:22نون خوابیارو میدی من
01:24بگی رزیزم
01:25ممنونم
01:26اینا منگه تو قموشیل خوابیارم دیده
01:29قبلن خونه خودمونم خوابیار خوردم
01:31زمورد
01:32گوچه کم شده
01:34نونم تموم شده
01:35آه واقعا تموم شده
01:38شما چقدر نون میخورین
01:39چقدر گوشنه این
01:41کلی نون خوردین
01:42بدون نون نمیشه سیر شد
01:44ما معمولا یه بورش نهایتا دوتا بورش میخوریم
01:47چون مثل شما ندید بدید نیستیم
01:49یکم آرومتر غذا بخورین خب
01:51اعظام راد
01:52این گوچه ها رو از هر جمی خیریه عوض کن
01:55داخلش سبزه سبزه
01:56آه ها
01:57البته
01:58البته تو باید از سیبیل داره
02:00کرم داره تموم میشه
02:02با ابلیکیشن نزدیکی ها
02:04کره طبیعی سفرش بدی
02:05بهتر خوشبنزد دارم اینه
02:07آره راست میگی
02:08چرا به فکر خودم نرسیده بود
02:10جناب شهازاده
02:11امن دیگه ای ندارین؟
02:13همچی از تفار الله چمری؟
02:15به مرابیتم خبر دادم
02:17بیاد خونه تعلیمتونو توی خونه ادامه بدین
02:19به اسپار سیدگی کردم
02:21به برده ها هم وضایفشونو گفتم
02:23اگه خواسته دیگه ای دارین لطفا بگیم
02:25از تفار الله همینطوری خوب روالی
02:26راقت بخور
02:28تا میتونی بخور
02:29دیگه تو عمرت همچیز صفرهی نمیبینی عزیزم
02:31دادت فشم آقا
02:35ای نمیتونم تا قطع بیارم دخترم
02:37من هر دستگان ازاد بده
02:39الیف دختر را خود نمیمی کام
02:41اینها را تو خونه بدنم
02:42حتی صفرهی براشون پنگ کردی؟
02:45اولا تو عمرشون همچیز صفرهی دیزم آقه
02:47همه قضاها اصراف میشه دخترم
02:50این از بیافره اومدن
02:52دخترم
02:55نکنه تو رو فرست دارن بقالی نوم مخری
02:58کاش کور میشه با ما این روزانو نمیدیدم
03:01دخترم
03:02خودانوی خونی
03:02ازای خانواده گرفالی بقالی نمیرن
03:05برکه خود بقالی میاد در خونه گرفالی
03:07نگو که نسیه قردی نگو
03:09قلبم ضعیفه میدونی که
03:10وا نه ماما
03:11بایی داره تونتون میزنه
03:12مگه نمیبینیش
03:13به معنی واقعی مایه آبر و ریزی هست
03:16مامان گوش کن
03:18اونا مهمون ما هستن
03:19خونهشون آتیش گرفته میفهمی؟
03:21به من چه به من چه
03:22بخصی
03:23بخصی
03:23بخصی دارت خیلی زشته
03:25اصلا هم زشتیست کار اونا زشته
03:27اومدن خونه ای من آور شدن
03:28هاینو ندیدی گرن زدن؟
03:30من جم میکنم بذار اینا رو تیکه تیکه کنم میام
03:33توییرم چایی بردیست
03:34نه چرا عادت نداشته باشیم؟
03:38سیب زمینی فروش
03:42با جمین نقاش حرف زدی؟
03:45حرف زد صبح
03:51صبح با جمین نقاش حرف زد
03:54سن چمی صبح زوی
03:58آره یوای زاییر
04:00تپی زاییر
04:01برا همینم گفت
04:02این روز نمیتونم بیام نمیتونه
04:05خب یه نقاش دیگه پیدا میکنی
04:07مسئله نیست
04:08نمیشه
04:12نقاش دیگه ای نمیشه
04:14چون جمین خط قرمز خونوادی ما
04:17جمین خیلی نقاش توپیه
04:19ما فقط اونو بیستریم
04:20تو استنبال به این مزرگی نقاشی دیگه ای پیدا نمیشه
04:22نمیشه
04:23اون همیشه با پدرش میامد
04:25ما با جمین رو به دیاتیفی داریم
04:27فقط اون وقت باید جمین خونه ای ما رو رنگ کنن
04:30اگر جمین نمیشه
04:31همیش کمک میکنیم با هم رنگی کرد
04:33همیشه چیزی دیگه
04:35همه چی حاضرم همه چی رو به جون خریدم
04:37میتونم کارتار رو پس بدم
04:39نمیخوام این ها خونه من بمونن نه
04:41نمیخوام من نه نه نه نه نه
04:43مامان به نظرم داری عجولنه رفتار میکنی
04:45یکم سبر کن
04:46نه نه نه نه
04:47یکی دروزه میرن
04:48دروز؟
04:53دروز؟
04:55فعلا همه چیز خیلی خوب پیش میره
04:57میشه گفت داریم موزار رو بهبود میدیم
04:59اکثر مشتریگایی که دست داده بودیم برگشن
05:01اونایی هم که برنگشن داریم باشون دیدار میکنیم
05:04فعلا همه چی رو برن؟
05:05خوبه موسا
05:06چه نار؟
05:11چیه؟
05:13آقا عرف چطوره؟
05:15آقا عرف؟
05:17حالشون خوبه؟
05:18یعنی میگی سلامته؟
05:21چرا این سؤال رو میپرسی؟
05:23هیچی فقط
05:24خواستم بدونم برای فشارش بردینش دکتور یا نه
05:28چیزه آها
05:32چیزه میگیره
05:34فشارش رو کمبالا پایین شد ترسیدیم
05:36ولی الان
05:37مشکلی نیست حل شد نگرم نباش
05:40فهمیدم
05:41بلا به زور
05:43ممنون
05:44خیر باشی دادا
05:49چرا نگرانه به از سلامتی آقا عرف شد شما؟
05:52نه نه نگرانه چیز دیگه یه هم موسا
05:54چنارم دروغ میگه
05:56نمیدونم چرا ولی
05:58پیداش میکنم
06:00بله مرد چی شده خلوسه
06:16چند دیگه به نظرم وقتشه با هم مفصله از صحبت کنیم
06:19نظره چیه؟
06:20مرد کشش نده بگو ببینم چی شده
06:23اینجوری پشت گوشی نمیشه
06:25باید رو در رو عرف بزنیم
06:27من دیگه با تو رو در رو حرف نمیزنم
06:31فهمیدنش تا این حد سخته؟
06:33چهالا؟
06:34تو در اصل نمیفهمیم
06:36من ازت خواهش نکردم
06:38میخوایی چی کار کنم؟
06:39ما بیام شرکت؟
06:40میدانه که میتونم بیام
06:42اصلا برای مهمیتی نداره
06:43نه نه باشه باشه باشه مرد قرار بیذاریم
06:47ساعتت جا بیا کافه
06:49کافه نمیشه
06:50میام همون پارکی که دفع قبل قرار داشته
06:52باشه مشکلی نیست
06:54موسیقی
07:24میگم چرا به آزان دروغ گفتی؟ تعریف کن
07:26گوشم با توه
07:28چون که مجبور بودم اونطوری بگم
07:30الان هم اگه اجازه بدی میرم
07:31نه
07:32تا وقتی که به هم نگی چی ازم پنهون کردی
07:34از این اتاق بیرون نمیرم
07:36فوراً تعریف کن
07:37شنار شرا انقدر به هم بدرفتوری میکنی؟
07:40میدونی که من دیگه نباید نراحت بشم
07:43ببین چاله
07:44چاله بشین
07:45گوشم با توه
07:47تعریف کن
07:48قول میدم عصبی نشم
08:03ارم
08:04بله
08:05چاله خانم جلسه ساعت دو رو لقف کرد
08:07چطور آخه ما
08:08اون همه تداروک دیدیم یکم بد مشتری ها میانم
08:10دیگه نمیدونم من به مشتری خبر دادم
08:12گفتم به تو هم خبر دادم
08:14باشه فقط ببین جلسه رو کی همای میکنه
08:16به ما هم خبر بده خب؟
08:17باشه خسته نباشید
08:18ای بابا این همه آماده شده بودیم
08:20بالا چیمشه؟
08:21حت اقل یه بار مرورش کنیم
08:23استر تو کجا میری؟
08:25باید فورا یه کاری رو حلش بکنم
08:29درست شدش میام خب؟
08:30باش؟
08:31باش؟
08:45چنار کجا میری؟
08:48نمیخوای چیزی بگی؟
08:51چنار با تو هم نمیخوای چیزی بگی؟
08:54نمیخوای چیزی بگی؟
09:07آقا چنار، آقا چنار پرمنده هی که میخواسیم؟
09:09الان نه، کورای، الان نه
09:13موسیقی
09:27اخش؟
09:28یالچی، ما چرا قبلش به فکرمون نرسید؟
09:31چی رو زیدتر از باب کشی نکردیم خونه ایسا موردینا؟
09:34همه چی هیا، حاضر درد گرفتاری نداره؟
09:37همه چی حالیه؟
09:39آه، دقیقا روهم، دقیقا
09:41رسمند داریم یه زندگی شیرین تجربه میکنیم، به نظر من تا وقتی میتونیم بمونیم
09:46آه؟
09:47شیطان باید تو عذاب باشه، همیشه بذاره به پای کارایی که با همون کرده جادوگر
09:51آه، دی بالا، بذار به حساب اونا
09:53یالچی؟
09:54تو به نقاش زنگ زدی؟
09:56نه، جونم، باسه چی زنگ زدیم؟
10:02همه قفص آرور از مخالی کردم
10:04تو این محله قهدی پیش میاد
10:06گرستنن، رسمند گشنن
10:08چجور غذا خوردن ایه آقه؟
10:10نه، دیدن دیگه
10:12از کجا میخواستن ببینن؟
10:13نه، دید، با دیدن
10:16اینی که داره میاد جمیله یا جمیل؟
10:18به نظر میاد خزره، نه، جمیله
10:21جمیل، چطاری پسرم؟
10:22خب، هم آجه
10:23چی شد؟ تموم کردی خونه منکشه اینا رو؟
10:25تموم کن، ها؟
10:26زود پش، تموم کن، دیگه، امروز تموم کن، یه دست موزن من بهت میدم، باشه؟
10:29آه، چی میگی؟ رسطوران نمیگی؟
10:31نه، پسرم، خونه منکشه اینا رو میگم
10:34خونه؟ من اطلاعاتی ندارم
10:36یعنی چی نداری؟ آه، تا دیروز بچه دار شدی؟
10:40سایه پدرمادر بالا سرش باشه همیشه، دیروز شدی؟
10:43آب جی، بچه چی؟ من اصلا اززواج نکردم
10:46زنم نداری، یعنی؟
10:51با من بیا
10:56سلام
10:58سلام، سلام، سیبت بگم
11:01ما، آدم مجرد چچیدی گفتیم، بچه دار شده، خیلی بچه
11:06آره بابا، ما باید تحصیل آدار، باید عجیب استوی
11:09با، خیلی، خیلی
11:11آه، جمیل
11:12رسیدیم به آخر بازیه، فکر کنم
11:14بده به من
11:17چیو؟
11:18کلیدارو
11:19کتون کلید
11:20کلیدارو، دستم بیهست شد، یالله
11:24آه، چه کلیده؟
11:26خونه ی ما رو میخوای، برای رنگ رو اینا
11:29فهمیدم، اما چیزه نمیشه
11:32نمیشه خونه ی ما رنگ بشه
11:35چی شده؟
11:36نمیشه، چرا؟ چون، چیز، چیز شده
11:40چی شده؟
11:42به نظرم دیگه، حقیقتا بزن مدد بینیم
11:46چیز شده؟
11:47چیز شده؟
11:48چیز شده؟
11:49چی شده؟
11:50یعنی کلیده ی خونه چیلیلا
11:52گام شده، کلی گشتیم، ولی کلیدارو پیده نکردیم
11:55گام شده، پیده نکردیم
11:56آره، آره، آره
11:57خیلی هم گشتیم، آره
12:00منکشه، بده به من کلیدارو نذار در بشکنم
12:03میدونی اینکه آشنا داره میکنم، میکنم
12:05واقعا داری؟
12:06بگیر پسرم، زود برو خونه این فقرها رو رنگ کن
12:18همین امروز تمومش کن
12:20الان تموم کن، زود تموم کن، زود
12:22چشم
12:25آه، نکش
12:26شما، فکر کردیم با کی طرفی، ها؟
12:29یک کوه با تجرب زاموراد کرفالی وایستد جلاتون
12:32بیستد جلاتون
12:34آرسان های بدبخت و بیچاره فقیب
12:36شما آخه کی باشین؟
12:38یه بار دیگه باید حواستون رو خوب جمع کنین
12:40و میدین چی دارم، میتونیم
12:42خرفم شدین؟
13:02سلام چرا؟
13:08سلام
13:10زیادی کشش نمیدم، مرد
13:12برای اینکه کلان از زندگیم بری بیرون چقدر میخوای؟
13:14بگویت بدم
13:15چرا تا نمیفهم یا؟
13:17من همه چیا میخوام
13:19اول از همم تا رو
13:20من دیگه بیشتر از این نمیخوام چرندیات تو بشته و میرم
13:22تا واقعا فکر کردی؟ میتونو اینا همم مخفی کنه چرا؟
13:25چیطوری میگی از شرف میزنی؟
13:27چی حرف میزنی؟
13:33من قرار بابا بشم
13:35چه میقصیبیم بگی؟
13:57برادر خونه خودت گاف حامله ای
14:03تو واقعا فکر کردی هم چین چیزی رو میتونیم من مخفی کنی؟
14:07تو کهی با چنار حرف زدی؟
14:09مازو اینه هلا؟ کهی با چنار در تماس بودن؟
14:11مازو بچه از شرا؟
14:13به هیچ وقت به من نگو از اوزانه
14:15چان من خوب میدونم هیچ تجربهی با اون نداشتی؟
14:17اما اوزان نمیدونه
14:19برای این که از من جدا نشه تو دادگاه دروگ گفتم
14:23من حامله نیستم
14:24بابرت نمی کنم
14:25چرا به برادر خونه خودت دروگ میگی؟
14:27چون که اونطوری لازم بود مرد
14:29چرا میدونی که هیچی رو امن نمی چونی پنهن کنی؟
14:32مگه نم خصوصا اگه داری با هم بازی میکنی؟
14:34خودت میبازی
14:36مرد
14:37مرد
14:38چنار میدونی که هیچی رو امن نمی چونی پنهن کنی؟
14:40مگه نم خصوصا اگه داری با هم بازی میکنی؟
14:44خودت میبازی
14:46مرد
14:47چقدر میخوای بگیری گمشی از زندگیم بری بیرون؟
14:49میدم دیگه بیا بگیر
14:52کافیه
14:53کافیه برای این که از زندگیم گمشی بری؟
15:05آفی نیست
15:07چرا؟
15:08هیچ مبلغی کافی نیست
15:11من همه چیا میخوام چنا؟
15:13هرچی داری؟
15:15به هم دروغ میگی و
15:17دیر یا زود متوجه این مسئله میشنم
15:19من از تو و
15:21از این تحدیدات خسته شدم
15:23یه بار دیگه به پیشن آدم فکر کن
15:25چون از فردا این پیشن آدم بد نمیدم
15:27این پیشن آدم بد نمیدم
15:47بیا سو
15:48بایدوند
15:50آقا اوزان
15:51جلسه چالا خانم کنسل شد
15:52حولیا خانم زنی زدن
15:54چون چالا خانم نبودن
15:55خواستم با شما حرف بزنه
15:57چالا چرا جلسه شو کنسل کرده؟
15:59نمیدونم
16:00اون شیش گفته رفته
16:03فهمیدم، پینار
16:04با حولیا خانم حرف میزنم
16:05باشو آقازم
16:35بله اوزان
16:36چالا کجایی؟
16:37اومده بودم یکم هوا بخورم
16:39وقتی جلسه به این مهم میداری؟
16:42آاااای اوزان
16:43کلن جلسه رو فرموش یرده بودم
16:46نمیدی که بتونی کنسلش کنی چالا؟
16:48چه خبره ها؟
16:49بابا هیچی هیچی نشده
16:50دارم یام شرکت اونجا میبینم ایت
16:52باشه، خیلی خوب
17:05موسیقی
17:32نمیتونستم با اوزان برم بیمارستم
17:34برای همون بهش گفتم بابا مریض شده
17:38چرا چالا چرا با اوزان نرفتی بیمارستم
17:41چون که ترسیدم همه چی رو بفهمه
17:47چی رو ترسیدی که بفهمه چالا نخواه همش سؤال کنم بگو دیگه
17:50بچم باله اون نیست
17:58چی؟
18:04پس واسه کیه؟
18:08مرد
18:14بله بابا
18:26چه نار؟
18:27بچاره دستسی نداره همانش خوبه؟
18:29خوبه
18:30یکم پیش تو شرکت بود چی شده؟
18:32هیچی
18:33دفتم زهنی بزنم بپرسن
18:35وقتی نتونستم باشه حرف بزنم نگران شده
18:37این روز آخری حواسم به چهاره بد باشه
18:40این مشکنم همه گی با هم پشت سر میذاری
18:43باید کناری چهاره باشیم پسرم
18:47باشه باشه
18:50اگه کاری نداری قط کنم
18:52باید با اوزان صحبت کنم بابا
18:53چه حرفی با مردی که داری تو آخه؟
18:56به تو هم میگم بابا
18:57ولی اول باید اوزان بدونه
19:15خیلی خوش آمدید
19:18چه حالا خانم؟ خوب استید؟
19:20خوب
19:27چه حالا خیلی خود
19:47چه حالا خود
19:48حالا خ해
19:49چه حالا خود
19:51چه حالا خود
19:53عید به با şehب
19:55چالا، خوبم، خوبم، یکم دیگه خوب میشتم
19:59خوب نیستی چالا
20:01نه خوبم، یکم دیگه خوب میشم
20:03باید بری میمارستان، سب کن، تاکسی، تاکسی بیا
20:05بیا، به هم تکیه بده
20:07سب کن، کیف تو بده به من
20:10باش، یواش، یواش رو برو
20:13تو باش، بری نزدیکتری میمارستان
20:15یواش برو، عزیزم
20:18خوب، خونه بده عزیزم
20:24خونه رو رنگ کردم شده مامان دریایی
20:27آب و هوا عالی
20:28اصلا خوب شد خونه رو آتیست دادم
20:30باور کنین
20:31رنگ کردن به این نساخته یا چی؟
20:34اکو قبول کن خیلی تمبلی باشه
20:36خونه رو رنگ کردی پسرم
20:37اصبا و اساسیه چی میشه؟
20:39یعنی ما تو خونه رنگ شده قرار روی ککتوس بشینیم
20:43بگیرینو
20:43بباجون لطفا من رفتم پیش داداش شامل
20:46وسیله خریدم خیالتون راحت باشه
20:48آه
20:49فقط موندیه بود رو مبله مدان بشینیم
20:52اونم تجربه کردیم
20:53بله
20:54خوبه
20:54اونا بکنس دست دوبام اینجوری میگیم آمان جون
20:57اساسادی که قبلا رو مبله تجربه شده بوده
20:59به ما انتقال داده میشه
21:00بلاخره اگه آدم هایی روی مبله چیزهایی رو تجربه کردن
21:03که ما هم باید تجربهش کنیم
21:05کونه
21:06چی؟
21:07ما میگیم کونه آقا اکو
21:09تا سو برای گرفتن امو ناول میدید
21:11نه من گفتم حلش کردم
21:13شما چرا متوجه نمیشین
21:14من با دادا شامل آکای کردم
21:16قضی پرداختون
21:17یعنی ادان حل کرد یاده
21:18بره بره
21:19فقط مونده بود
21:20به شامل قصد بدیم که اونم اتفاق افتون
21:23مبارد
21:24من و دادا شامل بین خودمونی حق و حقوقی داریم
21:26شما زیاد خودتون رو نگران نکنید بابا جا
21:29نمیگه از شرط بندی هم دیگر رو میشنسیم
21:31نگه حق و حقوقی داریم
21:32چه میشه مگه آقا
21:34آخه
21:36نمیدونین وقتی آرتان های فقیر خونم نیستن
21:38چقدر خونم پشکل شده
21:40چی کار کردین
21:41مشکلات تون حل شد
21:43عالیه
21:44بدبخ یعنی چی؟
21:45یعنی میز و سندلی و مبل و وسیله ندارین
21:48هر چقدر بهتون گم فقیر شما باز هم فقیر تر میشین
21:51دلم واقع براتون خیلی میشوزه
21:53اصلا ایتونی ریس رفتم پیش داداش شامل و سیله خریبه
21:56چرا میگی؟ چرا میگی؟
21:58بابا خود یه رو حل کردن دیگه آی بابا
22:00پیش کی؟
22:01داداش شامل
22:02داداش شامل؟
22:03تمام لوازماش به درد دخورن
22:05خونتون پر میشه از کرمو که از سیفی آرتان های کرمو
22:09آرتان های کرمو
22:11کرمو شیپیش و همه چی تو معلی پخش میشه
22:14خوبه دیگه
22:15تا به ما نزدیک نمیشی که یکم در آرامش بشه
22:18چقدر روز خوبیه
22:19نه سمام حس میکنید
22:21با هست همه خیلی پول دارا شما خیلی فرد بیریز
22:23زندگی تعالی داره دیگه
22:25بیا بگیر از اینم بگیر
22:26بابا این کاره چی بیکنی؟
22:28بخوره بامالا عزبش ادلاد
22:29برنگ خانو
22:30اصاب من خود کرده
22:35میتونیم صحبت کنیم؟
22:38باره؟ چی شده؟
22:44باید در مورد یه چیز مهمی با حرف زنم
22:48میشنمم
22:49امروز تو با چالا حرف زدم
22:58یه چیزیه که باید بدونی
23:02خب چی؟
23:09یه دقیقه
23:12بله اسرا
23:15اوزان من چالا را آوردم بیمارستان
23:18الان پیش دکتر
23:19چی؟
23:20چرا؟ چی شده؟
23:21نمی جانم تو شرکت حالش بد شد
23:24منم آوردمش بیمارستان
23:25باشه پس من میام کدوم بیمارستانی؟
23:30باشه
23:31باشه سری میرسم اونجا
23:32اوزان چی شده؟
23:34حال چالا بد شده اسرا بردتش بیمارستان
23:36چی میگی؟
23:37حالش خوبه؟
23:38نمیتونه
23:39خب بهتری نشه های سالمونم اومد
23:42بیار بابا جان
23:43ببین؟
23:44خیلی خوبه به نظرم آلی شده
23:45از اولشم بهتر شده
23:46نه؟
23:47چطرم اما؟
23:48خوبه؟
23:49اقل میکنی؟
23:50خدا لندت کنه بزنم
23:51مامان اونجوری نگو دیگه بیا ببینیم
23:53میز چقدر قشنگه
23:54ببین چقدر قشنگه
23:55ببین چقدر قشنگه
23:56ببین چقدر قشنگه
23:57ببینیم چقدر قشنگه
23:59ببین چقدر قشنگه
24:00ببین چقدر قشنگه
24:01ببین آلیه
24:02زیرشون هم این واقعا چیز آلیه
24:03ببین چقدر قشنگه
24:05اندازه ش آلیه
24:06من نمیخوا
24:07توادونش کم ها ولی کار بردش غیر خوبه
24:09مامانجور
24:10مامانجور
24:11نیاکو نیاکو نیاکو نیاکو
24:12من آشغ شدم
24:13بیا افیح
24:14نیاکو
24:15حالا کانم خوره بود
24:16بعد بشینی روش
24:17خانم فر نگو بلا بگو
24:19یه آزیزم Gray
24:21میخواست. یه آزیزم خودون آرام
24:22ششوا
24:25مانشور من خوبی؟
24:26من نمیخواست، نمیخواست
24:28حرام شده
24:29تابعش حکوم کردیدیك
24:31یه ما بخواست نده
24:33넘خواست که از هرام
24:35بچه ها تو کوچه میشنهای یاد میگیرم
24:37خواست که بازد تاریخی یه دیگیرم
24:39باشه اعزیزم
24:41تو برا باشه
24:43ما با بات
24:45جراقتکن نگیر تاریخ کشو چرا نمیتنم؟
24:47هنوز هم میگه اثر تاریخیه
24:49باقا میدونی که این برای کی بوده برای کاتب عثمانی بوده
24:52خدا میدونه رو چه دستور های امزا شده
24:54که میدونی کل یک کل یکی ها رو پیون زدن سر کی ها رو بریدن
24:59روش قهوه میذاری میخوری ببینی صد تا چشم هم داره نیاکا
25:03آه اینجا قهوه میذاری استراحات میکنی
25:06کلان اثر باشه باشه باشه باشه
25:09چی شده چی به؟
25:11سرم میگم این چیه زده بیرون
25:13چی؟ زده بیرون؟
25:15ببین نمیدارم دستور پادشاک کجا جا مونده
25:18شبیه دستوره
25:19بسم الله الرحمن الرحیم
25:21بابا
25:23ببینم این چیزیه که
25:26ها
25:27ببین
25:30این چیزی که من فکر میکنم تو هم داری به همون فکر میکنی؟
25:37اکو
25:39یه نقشه است
25:41من فوراً باید یک جنجا بسازم
25:51علیف اینو امتحان کن آلیه
25:57این خیلی خوبه ایمیل بفرست به من آخر تکلیف امون اینو میذاریم
26:01لینکشو برام بفرست
26:02باشه
26:03الان بررسی میکنم
26:05خانم کرفالی عزیز
26:09لطفاً هرچه زودتاً
26:15باورم نمیشه
26:17اکادمی موسیقی ویان برام ایمیل فرستده
26:19هر روز واسه من از اون پیامای طبیقتی میم
26:23نه نه اونجوری نیست
26:25ماه قبل اینجا سبت نام کردم
26:27فکر کردم نمیشه فراموش کردم
26:29قبول شدم
26:31اونم با شرایط برسیه کامل
26:33چی؟
26:35چه خبر خوبه بهت تبریک
26:37بگم
26:39موسیقی
26:41موسیقی
26:43موسیقی
26:45با شروعه
26:47با شروعه
26:49موسیقی
26:51موسیقی
26:53موسیقی
26:55موسیقی
27:25اصرا خوبی
27:53از دست دادم
27:55همراهی چالا خوریم که
28:20من از نزی کانش نیستم
28:23ولی تو یه شرکت کار میکنیم
28:24حالشون خوبه
28:25حالش خوبه
28:26هفته اول حاملگی
28:28اینجور دردائش هم طبیعیه
28:30با دکتر معالجش هم مجدد چکاب میشه
28:33جای نگرانی نیست
28:34مایل باشین میتونین ببینینش
28:36ممنونم
28:38خود سلامتی بده
28:39واقعا حامل هست
28:42اصرا حال چالا چطوره خوبه؟
28:53چه نار
28:54خوبه حال چالا خوبه
28:57گفتن که هفته اول بار داری پیش میاد
28:59دکتر شکاب میکنه
29:01بعد میخوام برم
29:02شما میتونین بریم بهش برسی
29:06خیلی من
29:08چالا خوبی؟
29:23خوب هم چه نار
29:24اوزان
29:25اومدی؟
29:27خوبی؟
29:29خوب هم
29:30من و بچمون خیلی خوبی
29:32من و مادم خواستید بریم
29:45باشه بریم
29:46پسرم ببینین خطو حتما داره به یه گنج اشاره میکنه
30:01همین جاها باید باشه
30:02بلی بابا جان همه جا پر از خطر شاید یه اصراری توش باشه
30:06ببینین تاری هم میتونی ببینی
30:07خب اینجا چی میگه؟ نمیفهم
30:10این مشکل هسته اینه این عدده ای اسمه یا آدرسه
30:13محصد زای خودا
30:15نقش یکی هست
30:16واقعا احتمالش برچه داره بیافته دسته ما
30:19مامان جا نمیشه تقدیر یه بارم به ما بخنده
30:22هماش باید کارهای بد بکنه با ما آره
30:24نمیتونه بخنده ای که تقدیرمون برامون عشق میریزه
30:27برای اینکه
30:28اینو بفهمید چند تا بلدی که باید سرمون بیاد
30:31باز از این ماجره یه چیزی بده ای کار میشید
30:33واقعا رو سرم سرم
30:34اما روهم
30:35فرق داره این بار واقعا متفاوته
30:38یوشین
30:39چند نفر دیدی با نقشه یکن سربتون بشن
30:42مامان جا بذاری شد ما بشیم
30:44ای بابا
30:45به ما ناییمده
30:45تاکه چه
30:46تو حرف نزن
30:47اون همه بدهی داریم
30:48اینو بس نبود رفت خرج مبلمان رو دست من گذاشتی
30:51این دقیلاتو چرده بردو
30:53بسریت کنر یکم کمک کنه خیلی خسته شدم بسی
30:56آره بابا حق با مادرمه
30:58همش ما رو دنبال توهمات میکشونه
31:00بابا بی خیال چیم
31:01ولش کن ولش کن
31:02آره بابا
31:02ای
31:03آره کن رست میگه
31:05به نظرم اینه همش توهمات خیالیه
31:07حتی مناسب من نیست روهم
31:09آره بابا کلی بخوام برم دنبال گنش دو در سر
31:13نیازی نیست مناسب ما نیست
31:15خیلی باشی کجا
31:16آمان جونی انتقاد به جاتون میدونی
31:18منم آن تحصیل کرده
31:20بخوام برم میبه اون تره بار آره چطوره
31:21ببود چندی بار با ایرادی شخصی
31:24آه
31:25منم برم پوله اونی که آب میاره رو بدهم
31:28روهم پشت سرمون حرف نزنه خب
31:30آره من رفتم
31:31روهم
31:34چیزی نیاز بود سعیم بزن خب
31:37بابا بودو دیگه بودو
31:46باشه دارم میام
31:48بیا
31:49بابا ببین یعنی چکا داریم
31:50پسرم
31:51عملیات رو شروع میکنیم
31:52خیلی خیلی
31:53ولی به یکی نیاز داریم نقشه رو بخونه
31:55به یکی که از زبان ترکی قدیمی سر در بیاره
31:59بابا پیده کرد
32:00بابا ببین این هنوز زندس یادت میاد
32:03اون زمان ایجاد زبان ترکی کرد بود
32:05اون یارو حتما میدونه
32:06اون نمیدونه منا زندس یا مارده
32:08تو میدونی زندس؟
32:09آره آره اکو زندس
32:11بابا شه پس هم نبیدی
32:12سرکه ایف کم وقت پیش قلب خونه دیدم
32:14پس بزن بریم
32:15آلیه پس بریم
32:16بیا بابا بابا
32:17بریم بریم
32:18برو برو برو گروه داری سی ساعت دلش میشه تا نمون
32:20ببین بابا بزرگ
32:21بخودمون گفتیم فقط بابا بزرگ رستم و پسش برمیاد
32:24چای تاریخ زندس اومدیم سراغ تو
32:36بابا بزرگ اینجا چی نوشته؟
32:40بابا این کلم میزونی نمیره یه موقعه
32:43بابا بزرگ
32:44بابا بزرگ آخرین امیدم و نامید نکن تاره خدا
32:47خوش اومدید بچه ها
32:49بابا بزرگ پنج بار اومده میگه خوش اومدید بابا
32:52اون قسمت رو پاس کردیم
32:54بس محصر زای خدا با ما ببون بابفا
32:57چی نوشته اینطور ها
32:58همه سه تا حرف بگو دیگه راحتمون کلم هستم
33:02همهش نگون نقش پیگیر میشه
33:05بابا شوخه میکنی؟
33:06یارو هیچی بارش نیست چطور میخواد پیگیر بشه
33:09بابا بزرگ
33:10بابا بزرگ
33:11محصر زای خدا بگو دیگه اینطور چی نوشته
33:14کل عمرمون کنشگاه به این بودیم
33:16اینجا چی نوشته
33:17ها همه دادتا کلم هست
33:18بخون دیگه بخون نگاه کن ببین چی نوشته
33:21ها بخون خواهش میکنم بگو چی نوشته
33:23بابا بزرگ بگو دامستم
33:25بعد چشمه
33:28خب خب
33:29شمال شرقی
33:31صد و پنجا قدم
33:33خب بعدی بگو
33:35بعد چشمه
33:37هره هره
33:38صد و پنجا قدم
33:39هره خب صد و پنجا تن
33:40برین نوشته صندوق اونجاست
33:42بایی همه
33:42خیلی منونم
33:43چطور نتونستین اینو بخونین
33:46جالت کردیم دیگه
33:47جاهل ها
33:48خیلی خوب شاده
33:50تلکش کردیم بیو پریم
33:52بابا بزرگ رستم بایمه یه دیدار
33:54خربونت برم بابا بزرگ
33:55روز خود میبینمت بعد
33:56ببریم بیبریم
33:57بعد چشمه گفتنه پنجا قدم
34:00وای برو که رممن همشو از بر کدم
34:02نوشه جونت
34:07خوالی ممنونم و چکره
34:08نوشه جون
34:08سلام خله منکشه
34:14آه دخترم خوش اومده
34:16اکو نیستش
34:17نه گفت میره میوتره با
34:19نیومده
34:20نه خودش از نبا باش
34:22راستی برو که اسف ناشت راست کردم
34:24بیا با خود
34:25نه
34:26بیا بخور از اکو مفیدتره
34:28نه دست درد نکنه
34:29ممنون من برم
34:30بعدا میبینم
34:31ایلی
34:32خوبی عزیزم
34:34خوبم
34:35خوبم
34:36فقط با اکو حرف داشتم
34:38اکو اومد میگم اومدی
34:40چیزه
34:41اونا پیدر و پستر
34:42یه نقشه گنج پیدا کردن
34:44ربطا دنبال اون میگردن
34:46برای همین پیداشون نیست
34:47دارن از من فرار میکنن
34:49میگم
34:51نه شده اصلا دوتای حرف بزنیم
34:53من همین اول بگم
34:55بعدا نگو خالی منکشه
34:57چرا به هم نگفتیم
34:58اگه امیدواری اکو جوونه
35:00حالا بعدا ناقل میشه و اینا
35:02بخودی زوغ نکن
35:04اما یارچینه تو ببین
35:06بدتر از جوونی ها شده
35:08اکو هم دستش دم نکنه
35:09با قدم های استوار داره
35:11راه باباشو پیش میره
35:12باباش مغازه رو با آتیش میکشه
35:14بسرش خونه رو میدونیم که
35:16اینجا آت کلون ساختن
35:19کپس رو پیش دادن هوا
35:21ایلیف خلاصه
35:22اینا همیشه یه رویایی برای دنبال کردن دارن
35:25ولی این سرگم کننده نیست؟
35:27ها؟
35:29یه زندگی پرمای جرا
35:30این سرگم کننده نیست؟
35:33آده خوب
35:34سرگم کننده است
35:36تو زندگی انتخابایی میکنی
35:39باید به هیچ بار تصدیم چیزایی میشه
35:40که ما حسل انتخاب ده
35:42همچین چیزی هم از دکتر
35:44همینطوره
35:45درست میگی
35:46ممنونم خاله منکشه
35:49فیلن دوباره میبینم اتون
35:51به سلامت دکتر
35:53ها اسرا
36:04بیا
36:05اسرا چی شده؟
36:09صداد پشت تلفانی جوری بود
36:11از کنشکاوی مردم
36:12از بیمارستان دارم میام
36:14چاله رو بردم بیمارستان
36:15چرا؟
36:16دم شرکت حالش بد شد
36:18منم بردمش بیمارستان
36:20و لحظه کسی اینجا نبود
36:21خب
36:22چاله واقعا بارداره
36:25من تا امروز فکر میکردم داره
36:28دروق میگه
36:28یه چیزایی رو پنهون میکنه
36:30ولی خب اینجوری نبودش
36:32خب
36:33این چی رو عوض میکنه؟
36:35دختر مگه تو نگفتی
36:36یه چیزایی رو پنهون میکنه؟
36:38آره ولی اینجوری نبود زینو
36:39این نتیجه رو عوض نمیکنه
36:41آی
36:43اسرا
36:43ببین تنها چیزی که ما راجبه اون شب میدونیم
36:46حرفای چاله است
36:47اونم که همه ی حرفاش دروغه
36:49فقط آزان میتونه کمک کنه
36:51که اونم
36:52اون شب رو به خاطر نمیاره
36:54ولی حتما یه کاسهی زیر نیم کاسه هست
36:56باور کن
36:57حالا میبینیم
36:58نمیدونم
36:59امروز تو پارک دیدم چاله با یه مرد حرف میزد
37:04طرف دست چاله رو گرفت
37:07از طرفی بحثم میکردن
37:09جدی میگی؟
37:11آره
37:11اسرا
37:12میدونی که فوراً باید اینو به اوزان بگیر
37:14زینو چه میدونم فکرم حسابی به هم ریخته
37:17اسرا
37:18تو رو جون مادرت دیوانبازی در نیار
37:20رسیدی تایه ماجرا
37:22باید بفهمی حقیقت چیه
37:24قبوله؟
37:25موسیقی
37:55موسیقی
37:57موسیقی
38:23موسیقی
38:25موسیقی
38:27موسیقی
38:29موسیقی
38:31موسیقی
38:33موسیقی
38:35موسیقی
38:36موسیقی
38:37موسیقی
38:38موسیقی
38:39موسیقی
38:40موسیقی
38:41موسیقی
38:42موسیقی
38:43موسیقی
38:44موسیقی
38:45موسیقی
38:46موسیقی
38:47موسیقی
38:48موسیقی
38:49موسیقی
38:50موسیقی
38:51اصرا
39:02اصرا وقتی بمزنی زدی من تو کشتی بودم
39:07دارم همینجوری به این فکر میکنم که اون شب چی شد
39:10ولی اصلا یادم نمیاد
39:12یه چیزای یادم میاد
39:13ولی تو هیچ کدوم از اونا
39:14هیچ اثری از چالا نیست
39:17اصلا من نمیتونم
39:19نمیتونم بفهمم چه خبر اصرا
39:21آزان
39:22باید یه چیزی بهت بگم
39:24من امروز چالا رو تقییب کردم
39:31تو پارک با یکی قرار داشت
39:33نشنیدم چی میگن
39:35ولی داشتن بحث میکردن
39:37حتی یارو دست چالا رو گرفت
39:39خیلی
39:39سمیمی بودن
39:42چی میگه اصرا یارو کی بود؟
39:43نمیدونم کی بود قبلن ندیده بودمش
39:46حتی چالا یه چک به یارو داد
39:48اونم باره کرد و ریخت دور
39:50بعد از رفتنشون رفتم چک رو نگاه کنم
39:53و اسمش رو ببینم اما
39:54اسمی روی چک نبود
39:56پس چک داده
39:58یعنی میخواد دکش کنه
40:00وگرنه چرا باید مخفیانه بهش چک بده
40:02ها؟
40:03از من هم اینطوره
40:04آره
40:04اوزان
40:05اوزان
40:06کجا میری
40:07کجا
40:09زب کن
40:11فکر کن
40:12آروم باش
40:13به نظرت وقتی بری از چالا بپرسی
40:16چالا به تو حقایق رو میگه اوزان
40:18نه ولی منم نمیتونم همینجوری بشینم
40:21و هیچ کاری نکنم
40:22اصرا باید یه جوابی به ام بده
40:23تو چالا رو نمیشناسی
40:25اون کسیه که هر کاری ازش برمیاد
40:27حق داری
40:30حق داری
40:32آقای دارم دیوونه میشم اصرا
40:34باید برم با چالا حرف بزنم
40:36و هرچی که میدونم و بهش بگم
40:38هرچی میدونم
40:39اوزان
40:39دارم بهت میگم آروم باش اوزان
40:41وقتی باید حبانیت کاری میکنی
40:43به خودت هم آسیب میزنی
40:45وقتی اینجوری رفتار کنی چی میشه
40:47نه حقایق رو میفهمی نه
40:48چالا ازت طلاق میگیره
40:50این کار رو نکن
40:51باید چی کار کنیم اصرا
40:52باید دست رو دست بذاریم
40:54نه دست رو دست نمیذاریم
40:56من یه نقشه دارم
Comments