Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
آیا آماده‌اید وارد دنیای سریال‌های مورد علاقه‌مان شوید؟ با داستان‌های دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموش‌نشدنی، صحنه‌های هیجان‌انگیز و قسمت‌های کمدی شاد، قسمت‌هایی که با اشتیاق دنبال می‌شوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریال‌هایمان با ما مشترک شوید!
#سکانس‌های کوتاه سریال عشق می‌گریاند

Category

📺
TV
Transcript
00:00رسانه سابرفان با افتخار تقدیم می کنن
00:04چقدر دوست داریدامو جونبه سر کنی پامکین آخه
00:08پامکین یه روز منو سکتم می دید دختر قلبم وای می ساخه کجایی تو؟
00:19آدم یه خبر نمی ده؟
00:21چی شده ها؟
00:25می گم می گم چی شده؟
00:28آخرین بار گفتی داریم قضا می خوریم بعدش دیگه ازت خبری نشد
00:31اخ باز اتفاقی افتاده؟
00:35اونم چه اتفاقایی
00:41به نظرم حتی نمی تونی حدس بزنیم
00:43ای بای نگو چی شده مگه؟
00:46اون حارکای جادگر برای تشکر دوتت کرده حال تو گرفت
00:49آره آره گفت همش تغصیل توی آره؟
00:54ای نیست اون نیست
00:57بگو دیگه مردم از ترس
00:58حاضری بگم
01:01اونور به همه گفت قراره ازدواج کنیم
01:08چه؟
01:09چه انقدر زود ببیند
01:11انگوشترت که؟
01:17این چه؟
01:23نتونستی انگوشتر بخره؟
01:25اونور این چیه؟
01:26مال مادرمه
01:29خیلی ذریف و شیکه
01:32خیلی قشنگه
01:35زینب
01:37نتونستم زیاد باش وقت بگذارانم
01:40زدود از دستش دادم
01:44نتونستم بهش بگم چقدر دوستش دارم
01:50راستش اصلا نتونستم بگم
01:54برای من
02:00دو تا کلمه
02:04تو خالی
02:04تو زندگیم بود
02:06تو برا منش کردی
02:12مطمئنم مادرمم از این که حلقه رو به کسی دادم
02:15که یا عمر میتونم
02:16دل سیر بهش بگم
02:17دوستش دارم
02:18و نگاش میکنم
02:18دلم به لرز خوشحاله
02:20این خوشبختی رو به همون میدی
02:25با من اززواج میکنی
02:30رسانه سابرفان
02:32با افتخار تقدیم بیکنن
02:34وای وای
02:42طرف باز شد حرفامو پس بگیره
02:44میریم از غربازی در نیار
02:46بده به من
02:46بده
02:47بگی
02:48راستش من گفتم تا زفر خوب نشده
02:53به کسی نگیم
02:54اما اونور گفت بذار
02:55زودتر بفهمن و حضم کنن
02:57خب به خاطر زفر قیرتی شده
03:00برای این که سوی تفاهم نشد
03:01تصمیم درستی گرفته
03:03چطوری گفت
03:04حتما جر بست شده رو
03:05اونم چه جر بستی
03:07من و زینب تصمیم گرفتیم اززواج کنیم
03:18نمیخوایین چیزی بگیم؟
03:21چی بگیم؟
03:22دست بزنیم؟
03:23بقلتون کنیم؟
03:25تبریک بگیم؟
03:25چی کار کنیم؟
03:27اون نام زده برادرت بود
03:28یادت که نرفته
03:29اون مسئله اونطوری نیست
03:32پس بگی چطوریه؟
03:33چطورشو از زفر بپرسین
03:36اگه خواست تعریف میکنه
03:37رابطه شون عاشقانه نبوده
03:41چیزی که لازمه بدونین همینه
03:43اونر میخوایی زینبو بدرقه کنیم
03:45بعد با هم
03:46در مورد این مسئله بس کنیم
03:48جایی برای بحث کردن نیست بابا
03:50یعنی چی جایی برای بحث کردن نیست؟
03:53حمید ببین این دختر
03:54آریتا ما زینبو دعوت کرده بودیم
03:56ازش تشکر کنیم
03:58همونطوری هم بدرقش میکنیم
04:00به نظرم خودشم اینو ترجیح میده
04:02مگناز اینم
04:04بی عزیزم
04:05بشین سر جات
04:09اونور
04:15من که بهت گفتم خیلی زوده
04:17نمیتونستیم پینهان کنیم عشقم
04:20هر وقت هم میگفتیم زمان میبورد که قبول کنن
04:22مطمئن بش
04:23نمیتونم اونا رو مقصر بدونم زندگی
04:26یه بار دیگه بگو ببینم
04:28نمیتونم اونا رو مقصر بدونم
04:30اونه کیا
04:31زندگی
04:34یه دفعه از دهنم پرید
04:37به نظرم خیلی هم خوب گفتی
04:39هیچ وقت جازه نمیدن
04:42میدونی دیگه نه
04:44من همه چی رو به را میکنم
04:46تو بسپار به من
04:47الانم به جای هر دومون از این روزمون لذت ببر
04:50باشه
04:51زندگی
04:53باشه
04:54اما ادقل اجله نکنیم خیلی خوب
04:57یعنی امکان نداره توی یه هفته بتونی اونا رو رازی کنی اونو
05:01بعدا با هم دیگه حسابی حرف میزنیم
05:03من به هیچ وجه از تصمیمی که گرفتم اون سرف نمیشم
05:07تو هم نترس باشه
05:09خب یه هفته بعد چه خبره؟
05:15یعنی چی چه خبره؟
05:16عقده دیگه؟
05:18بله
05:19عقده کیه؟
05:22یعنی چی عقده کیه؟
05:24خب عقده ماه دیگه مری عقده کی میخواد باشه؟
05:28یعنی چه هفته دیگه؟
05:29آخه چرا اینقدر عجله داریم؟
05:31بس آماده بشیم
05:32تیم استایلین کلی کار داریم
05:34همجوری علکی که نیستش
05:36عروسی خوبانه
05:37آره کلی کار داریم
05:38منم میدونم بهش گفتن
05:39اما خب فکر میکنه
05:41اگه ازدواج کنیم
05:42زودتر قبول میکنه
05:44ای موشموش اینجوری فکر میکنه؟
05:46خب مری
05:47خب لباس عروس
05:48لباس عروس
05:49گول
05:50کیک
05:51اینه رو چه کار بکنیم؟
05:53یه کارمونم مثل آدم باشه
05:55دختر جون
05:56مری
05:56من دارم بهت میگم
05:57خونه شون قیامت بپاش شده
05:59تو چی داری میگی؟
06:00نگنگنگنگنگ
06:01لجبازیه بین تو
06:11و زفر ورده
06:12مرحله دیگه شده
06:13این دیگه زیادی روی اونا
06:15خیلی زیادی
06:16بابا
06:17من
06:17صرفم به خاطر لجبازی به اون ازدواج میکنم
06:20دیگه نمیدونم کدومتون
06:21چه غلطی میکنین
06:23این دختره دیروز به زفر
06:25بله گفته
06:25امروزم به تو
06:26معلومه که این دختر چشمش نبال پوله
06:29یه حساب کتاب سادرم نمیتونی ببینی؟
06:32وقتی زفر دوستش داشت
06:33فقط خوبیهاشو میدیدی که
06:35آنور
06:36مسئله این نیست
06:38فکر میکنی من به این فکر نکردم بابا
06:40فکر میکنی ازش نپرسیدم چرا؟
06:43اگه جوابایی که گرفتم
06:45غانه هم نمی کردن
06:46دستشو میگرفتم بیارمش پیش شما
06:48همین هفته پیش
06:50خودت گفتی باید به
06:52ذات آدم ها نگاه کرد
06:53نه ظاهرشون
06:54هرچی هم که باشه نباید می آوردیش
06:57این کار شدنی نیست و نور
07:00اصلا جای حرف زدنم نداره
07:02من آشقشم بابا
07:04از اینجا دیگه راه برگشتی ندارم
07:07تو اصلا
07:10فکر برادرت نیستی
07:11نیستی؟ اصلا فکرشو نمی کنی؟
07:14چه ربطی به برادرم داره
07:15اگه عشقشون واقعی بود
07:17دیگه مایی وجود نداشت
07:19اما زفر رو میشناسی
07:20وقتی به یه چیزی نرسه
07:23یا از دستش بده براش عرضش پیدا میکن
07:25اما چیزی که تو دل منه
07:27چیزی نیست که به خاطر
07:29لسپازی ای اون بیخیالش بشم بابا
07:32چطوری میتونی انقدر
07:35از عشقش مطمئن باشی؟
07:36شون بدون این که لحظه ای فکر کنه
07:38خودشو فدای من کرد
07:40رازی شد همه زحمتاشو دور بندازه
07:45اسممون فداکاریایی که حتی تو فکرش هم نمیتونی بکنی
07:48درهایی که نتونستی بزنی
07:50و اون رفت زد
07:51با صرف نظر از پروژه هایی که تنها راه نجاتش بود
07:54همه این کارا رو با سمون انجام بپنی
07:56سبکن ببینم
07:57یعنی شی
07:59سرمایه گذاری که به زینب کمک کرد
08:07در واقع فیگن کیله جیه بابا
08:15از اونور انتظار همچین چیزی رو نداشتم
08:18ما هم هنوز شکریم
08:20همش همدیگره بیشکون میگیریم
08:22گاهی هم به همدیگر پیام میدیم
08:24خیلی مطمئن بشیم اتفاقاتی امروز کاملا واقعی بودن
08:27تا همید و حاریکا ککسال هستن
08:31برای خوشحالی زوده
08:35اونور همه چی رو به جون خریده
08:39زینب قبل از شما اونورو از دست همیق قاپیده
08:43خب
08:44بلاخره زندگی هموز خودش ترازی ادالتی داره دیگه خانم
08:47خب حالا که عروسی داریم
08:51ما هم طرف دختریم
08:53نمیخوام در مورد هزینه ها نگرام باشی
08:56هرچی که لازم بود بیا پیش من
08:58پامکین اجازه نمیده
09:03لازم نیست از همه چی با خبر باشه نه؟
09:09راستی کجا مونده؟
09:11الان میرسه
09:12من یه بهانو جور کردم زودتر اومدم
09:15تا راحتر صحبت کنیم
09:17کار خوبی کردی
09:18برنامه چطوری پیش رفته؟
09:21سریع میریم جلو
09:22گروه تررایی خیلی قبیان میگن زود به مراحل آزمایشش میرسیم
09:26منم واسه شما اینو آوردم
09:28بفرمید
09:30بفرمید
09:31خیلی ممنونم لطف کردی
09:35شما اینگار یه جوری با چوب جادو اومدین
09:38همه چی خیلی داره خوب پیش میره
09:40با این شرحیط شما خیلی زود با ککسالا سمیمی میشین
09:46من یه زنگ به پامکین بزنم
09:49بابا ما رو نترسون
09:58به عارف زنگ بزنم
09:59منو با کشین دیگه
10:03یه گلو به تو مغزم خالی کنیم
10:05بابا
10:05اینطوری تک تکتون جون به لبم نکنین
10:08نگو زنگ زده منو مزخره بکنه
10:12کی
10:13فگن کلی جی به تو زنگ زده
10:17مهم گفت بلا به دور باشه
10:19فهمیده منو احمق فرض کردین
10:21پسرم بی خبر از من این کارا رو کرده
10:24من از دنیا بی خبرم
10:26اونور
10:27چطوری اجازه میدی اون دختر از اسو استفاده کنه
10:31اون بابا و اون دختر همه چیو به من گفته بود
10:36تازه سو استفاده که چی شدم
10:39میخواد زفر رو نجات بده
10:41میذاشتیم زفر میمورد
10:44فکر میکنی بعد از این که هرگل تو زندان مورد
10:46جای زفر اونجا هم بود
10:47در زنم تا اونجایی که من میدونم
10:52خود فیگن کلی جی هیچ مشکلی با ما نداره
10:54داره؟
10:56دشمن دوست نمیشه
10:57اینو به فهمی کافیه
10:59فکر میکنی چرا به زینم کمک میکنه ها؟
11:03اون دختر رو از کجا پیدا کرد؟
11:06شایدم اون این دختر رو فرست داده بین ما
11:08شایدم جریان این اپلیکیشن گلند آسانه
11:13شاید پروژه خودشم نیست
11:15بابا من احمق نیستم
11:17من
11:19کاریو که فکر میکردم باید انجام بدم انجام دادم همین
11:23میبینی دیگه
11:25الان من احمق فرض شدم
11:27اونو
11:29بیشتر از این حرف نزن این پسرم
11:31تو برو
11:31من یکم آروم شم
11:34تا من
11:38صحقیقات لازمو انجام ندادم
11:41دیوونگه دیگه ای نکن لطفه
11:43برای هفته بد وقت گرفتم
11:52چی؟
11:54تو میخوایی چی کار کنی بسرم؟
11:58داری با اما لجبازی میکنی؟
12:02لج میکنی؟
12:04اصلا
12:04یه هفته برای تحقیق در مورد زینب کافیه دیگه بابا
12:10اگه یه مدرکی کچکم پیدا کنی که از اول شم
12:13مادم کهیل جیا بوده
12:15حرفتو گشت میکنم
12:16جالبه گفت چرا شاید زفر بپرسیم مامان
12:31زفرم با این که میدونست بهش پیشناده ازدواش داده
12:34حتما نقشه دیگه ای داشته
12:35دخترم بچه من تا به حوش اومد اسم این دختره رو گفت
12:38اولین کلمه ای که گفت زینب بود
12:40من فقط به خاطر پسرم قبول کردم و دعوتش کردم خونم
12:44من دارم تیفونه میشم
12:46من نمیتونم باید یه کاری بکنه
12:49همچین چیزی ممکن نیست
12:50تو خونه من
12:51سر صفره من دست اونو رو گرفته و نشسته
12:54آخه چقدر پروه
12:56پرویم حدی داره نمیشه
12:58نمیشه باید یه کاری کرده
13:00باید یه کاری کنیم
13:02اما چی کار کنیم
13:03زفر زفر اینو چطوری تحمل کنم
13:06نمیتونم
13:06بزرم قاتل میشه
13:08با دیگه چی ماما
13:09بزرگش نکن دیگه
13:10قاتل میشه
13:11قاتل میشه
13:12آنور
13:15نگفتی اگر منم فراموش میکردم
13:20تو فراموش نمیکنی که برادر اینها
13:22پس چی شد
13:23میدونم حرفمو نمیفهمی
13:25و آدلانه رفتار نمیکنی
13:26برای همینم اصلا با جر رو بست نمیکنم
13:29تو از کدوم ادالت حرف میزنی آنور
13:32حتی نتونستی منتظرشی پسرم درمان بشه
13:35زینب اونو نجات داد
13:37شما زینبو بخشیدین
13:39اجازه میدادم باز انتظارات مسخره داشته باشه
13:42یعنی چی؟
13:43تو با این که میدونستی
13:45زفر زینبو دوست داره و فراموشش نکرده
13:48این کارو کردی آره؟
13:50بعد از اتفاقاتی که افتاده نمیدونم
13:52زفر میتونه یکی دوست داشته باشه یا نه هاریکا
13:55بعد از این همه اتفاقاتی که افتاد
13:58واقعا
13:58حرف زدنت عالیه
14:01خیلی ممنونم
14:02واقعا که
14:04قبلنم گفتم که
14:07این مسئله بین من و زفره نه
14:09برای همین بذار خودمون حلش کنیم
14:11دیگه چقدر میتونم به عنوان یه مادر
14:14عذاب کشیدن پسرمو تحمل کنم
14:16این دعوارو من شروع نکردم
14:19اما قصدم ندارم پاپس بکشم
14:24شنیدی دیگره؟
14:30شنیدی؟
14:31فکر خیلی خوبی همه کجا میتونیم همچین برسومی رو برکزار کنیم؟
14:34من یه لینک برات میفرستم
14:36یه نگاهی به اونجا بنداز
14:37زینب جیم خوش اومدی
14:42خیلی ممنون
14:45سلام فیگن خانوم
14:46حالتون چطوره؟
14:48خیلی ممنون
14:49بشین لطفه
14:50چی شد؟ مگه کار نداشتی؟
14:55زود اومدی؟
14:56آره
14:57برای کار رستوران رفتم
14:59یه جای خوبکارم زود تموم شد اومدم
15:01میری هم خبر خوشو به هم داد
15:04خیلی خوشحال شدم تبریک میگم
15:07خیلی ممنونم فیگن خانوم
15:08مچکرم
15:09اما ممکنه حرفای من ناراحتتون بکنه
15:13چی شده؟
15:16ببینین
15:18فیگن خانوم
15:20من از اولش هم به شما گفتم
15:21من اصلا نمیخوام چیزی رو از اونور مخفی کنم
15:25برای همینم بهش گفتم که شما به هم کمک کردین
15:28فکر میکنم اونم خیلی زود به پدرش میگه
15:35اگه الان به همید بگه چی؟
15:39مشکلی نیست آروم باشین
15:41اصلا مشکلی نیست
15:43بلاخره ما کاری نمی کنیم که به زردشون باشه نه؟
15:48میخواییم باشون دوستی کنیم
15:50به نظر من بهترین کار رو کردی
15:53یعنی از نظر شما مشکلی نداره؟
15:56برعکس
15:57برای این که با منم صادقی خیلی ممنونم
16:00پامکین من خیلی رو کر راسته
16:04به میری هم سپردم
16:08هر کمکی برای عروسیتون لازمه انجام میدم
16:12خیلی ممنونم
16:14اما من هنوز نمیدونم چی قراره پیش بیاد
16:17مخالفتش ادامه داره
16:20نه ترسیم
16:24از پسش بر میان
16:25ببین از پس چیا بر اومدین
16:28خب الان با خیال راحت میتونیم برگردیم سر کارمون اینطور نیست؟
16:32من در مورد کاری که کردیم بهشون گفتم
16:35فیگن خانم میگن یه مرسه معرفی خوبم ترتیب بدیم
16:39خوبه باشه خیلی خوب میشه
16:42من یه پیش پرداخت براتون حاضر میکنم
16:45برای شروع پونسد هزار کافیه دیگه
16:49خوبه؟
16:52زیاد نیست
16:55برای این که خلاغان عمل کنین باید خیالتون راحت باشه
17:00منم چون میدونم بیشتر از اینا قرار رسود کنم خیالم راحته
17:04پس تو هم خیالت راحت باشه
17:07از الان کل ایده اومد تو زهنم باورتون نمیشه که
17:10ببخشید
17:15بله
17:18آقا حمید اینجاست
17:23اومده با من حرف بزنه
17:26برای تو که مشکلی نداره نه؟
17:29چقدر زود؟
17:33بیان داخل
17:35پشون
17:36فیگن خانم ما دیگه بریم
17:41بازم میاییم دیگه
17:42خیلی ممنونیم به خاطر همه چی
17:44بریم
17:45اومده دیدار فیگن خانم
17:57سلام آقا حمید
17:58اگه اجازه بدین من میخوام بهتون توضیح بدم که چرا الان اینجا
18:14اومدم با فیگن خانم حرف بزنه
18:16خوش اومدین آقا حمید
18:24خیلی ممنون
18:25بفرماییم
18:26اون همه اتفاق افتاد تا حالا اینجوری با نفرد نگام نکرده بود مری
18:30چرا نمیفهمی؟
18:31اون همه اتفاق افتاد تا حالا اینجوری با نفرد نگام نکرده بود مری
18:42چرا نمیفهمی؟
18:44تازه ازم پرسیده بود با کیلجی ها ارتباطی داری منم گفته بودم نه
18:48الان چی فکر میکنه؟
18:49فکر میکنه من بودا بودا رفتم پیششون با خودشم میگه حق داشتم
18:53زینب چه ارتاپرت نگو فیگن خانم قضیه رو توضیح میده
18:56اونم حرف فیگن خانم رو سریع باور میکنه اینطوری فکر میکنی؟
19:00میدونی الان از بیرون چطوری به نظر میایی مری؟
19:03اونور همه چی رو میدونه دیگه تا هم میکی
19:06ببین تو همه چی رو در مورد این مسئله به اونور گفتی دیگه ای بابا
19:10درسته اونور باید به اونور خبر بدم
19:15چیزی میل داری؟
19:18میدونی که برای این تعرف رو نایمدم اینجا
19:22دلیل این رفتاره دوستانه یه هایی چیه؟
19:26همونطور که بابا میگفت راه اومدن با هاتون خیلی سخته
19:30بله
19:34برای این که منتی برای شما نباشه از زینب خواستم بهتون نگه از من کمک گرفته
19:41اما اون نتونسته برای همینم اومده بود اینجا
19:48آره
19:49زینب تو خونه ما به خاطر صداقتش معروفه
19:53حتما میدونین
19:57بابات اومده دیدن فیگن خانو
20:01چی؟
20:02کجا؟
20:03شرکت
20:04تو به هم گفتی میتونم همه چی رو بهش بگم
20:06منم اومده بودم با هاش حرف بزنم که بابات یه ها اومد تو
20:09اونور خیلی بد نگام کرد
20:11خیلی بد نگام کرد
20:12انگار
20:13انگار منتظر بود منو اونجا ببینه
20:15من نتونستم هیچی بگم
20:17حتی فرصت نتا دهنم رو باز کنم
20:19سوه تفاهم شد
20:20تو آروم باش
20:21سوه تفاهم هارو درست میکنیم
20:23بلاخره من واقعیتو میدونم دیگه
20:26من
20:27خیلی میترسم یه چیزی بشه
20:29سوه تفاهم بشه و تو در موردم اشتباه کنی اونور
20:32ببین اتفاقی که بین ما افتاد سوه تفاهم نبود دروغ بود
20:36اگه تو حقیقتو به من بگی من
20:38میتونم جواب همه رو بدم
20:40تو نترس
20:42خب این وضعیت چی؟
20:45چی کار باید بکنیم؟
20:47بزر زمان مشخص میکنه
20:49تو الان از اونجا برو بیرون باشه؟
20:51باشه باشه با آمیری اومدیم بیرون داریم میریم رسطوران
20:54باشه منم کارامو حل میکنم و میام اونجا
20:57باشه عزیزم
20:59خوشحالم که با فردی اومدین اینجا
21:02فکر میکنم تا حدودی منو میشنسه
21:07بلاخره چند سال با ما کار کرده
21:09میدونه نمیشد جلوی بابام اعتراض کرد
21:15یعنی میگین که دوستین آره؟
21:21اتفاقی با زینم روبرو شدین
21:23و فقط به خاطر کمک به ما تو قولو گرفتین
21:27قبل از مسئله ریپتو کیریپتوی شما رفتم پیش زینب
21:31میخواستم روی پروژش سرمایه گذاری کنم رد کرد
21:35منم اصرار کردم
21:37چرا؟
21:39از اپلیکیشنش خوشم اومد
21:41چطوری خبردار شدی؟
21:43دوستش مریه بنا ما برد
21:45زینب خبر نداشت
21:49باشه اما
21:51به نظرم پرفندش اونقدر هم حیاتی نیست
21:55من فکر میکنم خیلی موفق میشه
21:59اما حق داریم
22:01دلویل دیگه ایم دارم
22:05راستش مریه یکم در موردش به هم گفت
22:09اتفاقاتی که بین اون و پدرش افتده
22:13من اصلا دوست ندارم دخترا پشت قوانین پدراشون حبس بشن
22:19برای همین مخصوصا خواستم حمایتش کنم
22:25اما رد کرد
22:27گفت نمیتونم رو این احتمال که اونوریه روزی منو درک میکنه ریسک کنم
22:33گفت کسی باور نمیکنه که شما را از قبل نمیشناختم
22:37گفتو حقم داشت
22:41وقتی زفر چاق و خورد به من زنگ زد
22:45گفت اگه هنوز رو پیشنهادتون هستیم
22:47یه خواهشی ازتون دارم
22:49منم قبول کردم
22:51خب اگه خودتونم میامدین
22:55با کمال میل کمک میکردم
22:57آفری
22:59داستانه خیلی خوبی بود
23:03خیلی باهوش و زرنگ هستی
23:05بابات هزمن بهت افتخار میکرد
23:09زینب از به تو روای خوبیه
23:13ببینید آقا حمید
23:15در حق زینب
23:17و همینطور اونور بیانصافی میکنیم
23:23من فقط میخوام این جنگ مسخره تموم بشه
23:27برای هیچ کدوممون فایده ای نداره
23:29اما خیلی زرار داره
23:31میدونی
23:33دلیل اصلی این قهر تو هستی
23:37یه زمانی خبره ای در مورد تو پخش شده بود
23:41حتما یادت میاد
23:43در مورد بارداریت
23:45و بابات به خاطرش من مغصر میدونست
23:47تا آخر عمرشم
23:49هر کاری میتونست کرد
23:51تا من تا آوان پس بدن
23:53چیزی که اون نتونست ببخشت رو
23:57تو الان میبخشی
23:59آره
24:01چی کار میکنی؟
24:07بدش به من
24:09یکی کمک کنه
24:11دخترمو بدیم
24:13بابا
24:15اون اخبارو شما پخش کردیم؟
24:25نه
24:27خب
24:31به خاطر یه فرضیه که اثباتش غیر ممکنه
24:35تو باطلاق گذشته قرق میشیم
24:37آره؟
24:41آقا حمید
24:43ستها آدم پیش ما کار میکنن
24:45اگه با هم همکاری کنیم
24:47میتونیم استخدام رو دو برابر کنیم
24:51من واقعا میخوام با هاتون دست دوستی بدم
24:55قبول کردن یا نکردنش
24:59دست شماست
25:13من اگه هر دستی رو که به سمتم دراز میشد میگرفتم
25:17امروز اینجا نبودم
25:19نمیخواستم
25:33بعد سالها اینطوری باتون رو برو بشم
25:37اما خوشحالم که شما رو دیدم
25:41مراقب خودتون باشین
25:45مراقب خودتون باشین
25:47مراقب خودتون باشین
25:49مراقب خودتون باشین
25:51مراقب خودتون باشین
25:57مراقب خودتون باشین
25:59مراقب خودتون باشین
26:01مراقب خودتون باشین
26:03مراقب خودتون باشین
26:05حاوش
26:11تموم شد
26:12بابا من از اینجا میبره بیرون
26:15دخته اما ما برده
26:19آقا دیمیرهان دارن میا
26:21دوستش
26:25امو دیمیرهان
26:27چه ربتی به من داره
26:32نه
26:33میخواد منو بده بهش
26:36کمکم کنین
26:38نجاتم بدین
26:40نجاتم بدین
26:41آروم باشی لطفا
26:42نمی بخشم
26:47نمی بخشم
26:49به خاطر هر قطری عشقم
26:54تابان پس میدی
26:55همین که سال
26:57تا ریشت و خوشک نکنم
27:01تمومش نمی کنم
27:02چه خبره قهوه با غور زدن
27:13تو هم بیا
27:15تو هم بیا
27:16اونور ذهنم خیلی به هم ریخته
27:21همه چی به کنار
27:23تو چطوری انقدر زدقانه شدی
27:25عجیبه کنج کنم اینو بدونم
27:27نسلی زینب تا حالا
27:29به خون و بادمون آسیب زده
27:30اگه این یکیوه حساب نکنیم
27:35اونور اصلا گیریم این دختر نیت بده نداشته خب؟
27:40به نظر تو هم زمان بندی تو نشتباه نیست؟
27:43گیریم که
27:44لطفا زود حالت دفاعی نگیر اونور
27:47باشه آره منم ازش کمک گرفتم
27:50نمیتونم بگم نگرفتم
27:52اما به نظرت این اتفاقات طبیعه
27:54نه نیستن
27:56منم نمیخوستم اینطوری پیش بره
27:59اما اگه از زفر مخفی میکردیم
28:01بعدش باز امیدوار میشد
28:03این بدتر میشد نسلی
28:05ببین
28:07زینب آشق زفر نبود
28:10هیچ وقتم نبود
28:11اتا اینو به خود زفرم گفته
28:13زفرم به مرور زمان میفهمه اونقدر که فکر میکنه
28:17آشقش نیست
28:18امیدوارم همونطوری که میگی باشه
28:22وگرنه همه چی بدتر میشه
28:24حواست باشه اونور
28:25حد اقل تو منو درک و نسلی باشه
28:30ببینم به نظرت من الان چرا اینجا
28:32زود بیاین اتاقم
28:48دوندار که گر به گر شده
28:58کیل جی؟
28:59چند تا دوندار هست که من اینطوری ازد میپرسن
29:02خب مطمئن نیستم اما
29:04فکر کنم ماه شباط بود
29:07هش یا نه ماه پیش
29:08چی شده بابا ها؟
29:09در مورد دختارش چی میدونی؟
29:11در مورد اون زن فیگن
29:13چی کار میکنه؟
29:15شجور آدمیه؟
29:16خب چیز زیادی نمیدونم
29:17اما اگه میخوای حتما تحقیق میکنم
29:20خیل باشه بابا چه خبره؟
29:21سری در مورد این زن تحقیق میکنی
29:23هرچی پیدا کردی اون به من میگی
29:26همین الانم برو
29:27باشه بابا تحقیق میکنم
29:29این زینب خانم رو به روی فیگن نشسته بود
29:33خبر دارم زنگ زبه هم
29:36آفری
29:37برای همه چیم یه بحونه پیدا میکنه
29:40بعد از ما هم بودو بودو رفته پیش اون
29:43این هم طبیعیه
29:44با هم کار میکنن دیگه بابا
29:46عجب اپلیکیشنی بوده ما خبر نداشتیم
29:49کلی حرف در موردش هست
29:51خودش نیست
29:53دارن روش کار میکنن
29:55نمی فهمی
29:56نمی بینی که اون زن
29:59چه نقشی شومی برامون داره
30:01اگه زینب اونو فرستاده باشه پیش اون چی؟
30:07یا هم زعف تو رو دیده و داره ازش سو استفاده میکنه
30:10میخواد تو خونوادمون نفوز کنه
30:14میخوای چی کار کنه؟
30:15مم؟
30:16به خاطره یه پارانویا از ذنی که دوستش دارم دست بردارم؟
30:20پارانویا؟
30:21اره؟
30:22پارانویا؟
30:23اگه یکم به این فرصت بدی
30:24اگه یکم زمان بدی میبینی که
30:26داری اشتباه میکنی بابا
30:28گفتم اون دختر ویل میکنی و تمام
30:31دل حرف حالیش نمیشه بابا
30:33وقتی دشتی با حاریکا ازدواج میکردی خودت اینو به ام گفتی
30:36اشتباه بزرگی نمی؟
30:39اشتباه میکنم
30:40اشتباه میکنم
30:43بذار یه بارم من اشتباه کنم
30:45یه بارم من اشتباه بکنم
30:47به جای این که کاری که مجبورم رو بکنم
30:49بذار کاری که دوست دارم رو بکنم بابا
30:51بذار کاری که دوست دارم رو بکنم
30:53یه بار فقط
30:54آنه اینجا نمیتونی از این حقیقت استفاده کنی
30:57منو مجبور نکن
30:58از تدابیر خشندتر استفاده بکنم بسرم
31:02چیکار میکنی؟
31:03چیکار میکنی؟
31:06منو از فرزندی رعد میکنی؟
31:07چیکار میکنی بابا؟
31:10از فرزندی نه اما
31:12اگه مجبورشم از همه حقوقت محرومت میکنم
31:17که اینطور؟
31:21هر طور دوست داری اونطور رفتار کن بابا
31:28هر کاری میخوای بکن
31:32بیدارت کردم پسرم؟
31:50بیا بیا بیا مامان
31:53ببخشید عزیزم گفتم یه سری بهت بزنم
31:56بیا مامان حسلم سر رفته
31:59آدم از خوابیدن خسته میشه
32:01بعد از این که خوب شدم یه ماه نمیخوابم
32:03از الان داری برنامه ریزی میکنی؟
32:05قربون اون خنده هات دارم
32:09پسر عزیزم
32:13چی شده؟
32:20چرا اینجوری نگام میکنی؟
32:22چطوری؟
32:23نراحت
32:24نه عزیزم نه
32:26نراحت نیستم
32:27برعکس خیلی هم خوشحالم
32:29کنارمی پالت خوبه
32:33من مادرم رو میشنسم
32:35من از نگات میفهمم چی شده؟
32:37یه چیزی تاست؟
32:38بگو دیگه مامان
32:39چیزای سادهی تجربه نکردیم پسرم
32:46اصلا
32:47چیزی نمونده بود که تو رو از دست بدم عزیزم
32:51دمونگ شد و رفت مامان
32:56نگران نباش نراحت میشه اما
33:00مامان
33:01زینب اصلا زنگ نزده؟
33:03نیومده؟
33:04حتی نتونستم ازش تشکر کنم
33:06تشکر میکنی؟
33:07اول خوب شد بعدش تشکر میکنی ازش
33:11اون هم انگار با یه شرکت به توافق رسده با یه شرکت دیگه
33:15یعنی پروژهشو به یه شرکت دیگه فروخته و
33:18تا جایی که میدونم قراره زیاد اینجا نباشه آره
33:23البته همچین چیزی شنیدم
33:25ببین چی میخوام بگم
33:29میگم من و تو بهتر نیست با هم بریم مسافرت
33:33یه راه دور
33:34مثلا با هم بریم آتن
33:36چی میگی؟
33:38چرا؟
33:39خب دلائل زیادی داریم
33:42مسئله کریپتو
33:45بله هایی که سرمون اومد
33:47خبرنگارایی که دمه درند
33:50یعنی شاید اگه بریم مسافرت فراموش کنیم
33:53یه ذره دست از سرمون بردارد
33:56البته نمیدونم
33:57ببینیم چی میشه فکر خوبیه
33:59آره خب میریم
34:03خوش میگذره میریم
34:05میریم
34:07گوشیم و میریم اما یه زنگ بزنیم بزنم
34:15آره حتما میارم چرا که نه؟
34:22من به جات زنگ میزنم تو اصلا خودتو خسته نکنم
34:26جواب نمیده
34:39جواب نمیده؟
34:43آه شارج گوشیتم که کم تموم میشه
34:46من میرم اینو میزنم شارج بشه
34:48چم دونارم آماده میکنم خب؟
34:50مامان گفتیم ببینیم چی میشه دیگه سمت کنم
34:52میریم میریم
34:53حالا ببینیم چی میشه
34:54تو یکم استراحت کنم
34:55مامان گفتیم
35:17خیلی باشه؟
35:19نگرانت شدم
35:20گفتم حالا که دارم از اینجا رد میشم
35:22پست جدید عشقم هم تبریک بگم
35:24چه خوبه که بدون مخفی شدم
35:28میتونیم همدیگر ببینیم
35:29خیلی ممنونم
35:35از شیرین فروشی تو ببک شکلاته ای که خیلی دوست داری رو خریدم
35:40کاش یه دونه میخوردی
35:43ممنون الان حالا خیلی خوب نیست
35:47نسریان تو هنوز هم اونجایی؟
35:53من هنوز هم اونجایی؟
35:58آرفات
36:00من هنوز هم اینجا
36:02چون که ما قاتل نبودیم
36:05نیستیم نمیفهمی؟
36:07تو چطور انقدر راحت میتونی این قضیه را حس میکنی؟
36:10عزیزم چی کار کنم؟ چی میخوای؟
36:13ترجیش میدادی برای برادرت ازاداری کنی؟
36:16من این کارو به خاطر خودم نکردم
36:18تو هم میدونی چند بار در موردش حرف زدیم؟
36:24میدونم
36:26یعنی همه را میدونم
36:29دیگه اتفاقیه که افتده
36:32ببین، این آدم خودش باعث مرگش شد
36:36اگه ما میمردیم، اصلا برای این آدم مهم نبود
36:39حتی پشت سرش هم نگاه نمیکرد
36:42اینقدر وقت تو به خاطر شدر نده
36:49قبلنم گفتم
36:52من نمیخوام تو را تو شریعت سختی قرار بدم
36:55پس لطفا اگه برای اینکه اومدم اینجا را سر کردم کمکت کنم
36:59یه نفس بکش و اجازه بده حرف بزنم لطفا
37:03زینب جون من جز خوبی چیزی ازت ندیدم
37:06خب آره، تو را زیاد نمیشناسم
37:11اما مطمئنم کاری نمیکنی که به خانوادم آن سیب بزنیم
37:16پس این مسئله بین خودتون ستا باشه
37:19و ما جدا از مسئله خانوادگی با هم دوست باشیم باشه
37:24خیلی دوست دارم، خیلی
37:27وقتی داشتم میامدم برای اصر
37:29یه جشن تولد هشت نفره در زم رزروسیون پنج، دو و چهار نفره جور کردم
37:33خودم تنهایی یه تیم کامل هم، حتی از دورم کار میکنم اسپرسو
37:38واقعا همینطوره مری
37:41داشتم سر به سر آلت میذاشتم، میگفت خیلی کجامون؟
37:44من چی گفتم، خودش برای خودش ماجره درست کرده
37:47قبل از اینکه شما بیان یه نگاهی به حساب ها انداختم، خیلی بهتر شده
37:51من که گفته بودم قبل و بعده میریه داره
37:58خیلی ببخشید
38:02علو، عزیز هست؟
38:07خب من هم برم چند تا کار دیگه بکنم که بعد هم بتونام پوزشو بهتون بدم
38:10دیوانه هست، وای وای، پس یه دی جدی داری از زباش میکنی ها؟
38:20دمشکر، مادم با مرا میه
38:23آلپ، راستش من با اونور حرف زدم، تا با امید حرف نزدی چیزی بهش نمیگه، نگرا نباش
38:30چطوری حرف زنم زینب، من و تو که یکی نیستیم، تو همچین شریطی قبول کردن مردا سختره
38:36ببین، حتی برای تو هم کم بودم
38:38یعنی چون توی منطقه بوده این باسم همین گفتم
38:44آل ببین، این شریط اصلا ام اینطوری نیست، اگه اینطوری بود من فوراً باید عاشق زفر میشدم
38:52اگه الان اون رو رد کنن و اونم برای این که با من باشه بخواد از صفر شروع کنه، من بازم کنارش میمونم
39:00پس لطفاً اینطوری فکر نکن، خیلی خوب؟
39:03باشه؟
39:04من نگه سر با عاشق از خونه بزنم
39:08خوش اومدی؟
39:18چی شد؟ قیافت چرا اینجوریه؟
39:21بابابات حرف زدی؟
39:23حرف زدم
39:25خوب، چی گفت؟
39:27گفت چه کار خوبی کرده که عاشق این دختر شدی، آفرین به تو پسلم آفرین
39:31وای اونر من جدیم
39:33منم
39:35هنوز نگفته اما یه روزی بلاخره میگه
39:40حتی بعد از دادگاه هم اینطوری با عصبانیت نگام نکرده بود اونر
39:46در واقع باید خوشحال بشه
39:50یعنی تو رو قبول کرده، این نگاه های تأثیر گذارش فقط ماله از خونه بوده هست
39:55تو چطوری اینقدر بیخیالی؟
40:00پیش تو چیزی برام سنگینی نمیکنه
40:03البته، بجاز حس بوسیدنت
40:07اونر، چی کار داری میکنی؟
40:10چی شد؟ خجلت کشدی؟
40:12خجلت کشدی ما رو ببینم؟
40:14تو رو میورم، اصلا بر همین اومدم
40:17یعنی چی، الان؟
40:20الان مگه چشه؟
40:22چه میدونم، نباید سر کار باشی؟
40:26نمیتونم تمرکز کنم
40:28مری، مشکلی داری عشقم رو بدزدم؟
40:32اصلا
40:34مطمئنی؟
40:35البته
40:37بریم
40:38خب، پس برنامه های اصف چی میشه؟
40:40کفتم تو برا برا برا برا برا برا
40:42باشه هم، اگه چیزی شد به هم زنگ زنید یا خیلی خوب زود بر میگردم
40:46حاله داریم کجا میریم؟
40:48سپرایزه
Be the first to comment
Add your comment

Recommended