00:00اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
00:30این که فهمیدند که ایرانی هستی برایت مشکل پیش نیامد اگر برایت مشکل نیست که یک کمی از خاطرات سفرت به سوریه بگوید
00:38من سوریه زیاد نمودم چهار روز بیشتر نمودم
00:42اولین جایی که رفتم مسجدی بود که درش نماز میخوندم
00:51اول که فروتگاه پیاده شدم سرجای شکر کردم
00:54که بعد از سی و هشت سال ممنوعیت داخل شدم
00:59و قبل از اینکه داخل شدم هوافه مایی مدارکم و فرستاد به سوریه موافقت شد بعد رفتم
01:10و بعدش رفتم میدان اوموی
01:16بعدش رفتم دانشگاه
01:19کلیت و شریعه
01:21اونجا وقتی سالونهایی را به اسم اصادانم دیدم خیلی احساساتی شدم
01:26به گریه افتادم
01:28اصادانی که ما را در همون کلاس ها تدریس میکردن
01:31الان اسم هاشان را میدیدن خونجا فوت کردن
01:35یعنی اینو به یاد اونها سالونهایی به اسم هاشان گذاشتن
01:39و خود دانشگاه شریعه کلیت و شریعه یه دانشگاه ولوم اسلامی دانشکده
01:46بزرگتر شده قسمت فوق لیسانس درش هست
01:53و رئیسی دانشگاه را دیدم و نشستم
02:00یکی از استادانی که اون زمان هم کلاس ما بود به اون نشستم
02:05بعضی از دوستان من را رفتم دیدم
02:09گریه به گریه افتادیم
02:11نگفتم من که هستم تو تیل فون بازه سی و هشت سات
02:14و دیدیم هم او گریه افتاد و هم من
02:18بعد
02:21رفتم سوق الحمیدیه
02:25چون جامعه اوموی اونجاست
02:29رفتم دانشگاه
02:31رفتم دانشگاه اوموی
02:33مسجد اوموی
02:35قبل سر حدن ایووی را دیدم
02:37قبل سر حدن ایووی داخل مسجد نیست بیرون از مسجده
02:39که هیچ اشکال نیداره در بیرون مسجد
02:43و
02:45سکر روزی خلاص هم گرگشتم و
02:49بعد
02:51حس و غربت شدیدی به من دست داد
02:55چون دوستان هم غالباً
02:57یا شهید شده بودن
02:59به طور
03:01غالب یعنی
03:03یا این که از کشور بیرون بودن
03:05بعد
03:07آنچه که منو درد آورد
03:09صبح مسجد میرفتیم
03:11برا نماس میبیند
03:13دم در مسجد افرادی خوابیدند
03:15از بی خانمانی
03:17شست هفتاد
03:19درصد سوریه
03:21و ایران شده خانه ها و ایران شدند
03:23خداوند
03:25همچنان که حضب و شیطان لبنان رو لعنت کرد
03:27خامنه ای و دار دستش را در همین دنیا نفرین رو لعنت کند
03:31و همون بلاراک بر سر اونها آورده بر سر اینها بیارد
03:35که چطوری ملتی را بد وقت کردند
03:39فقر، فراغت
03:41گویا که اقربه یه ساعت
03:43پنجه سال پیش بایی ساده
03:45یعنی چل سال پیش که بنده اونجا بودم
03:49چل پنجه سال پیش که بنده اونجا بودم
03:51سوریه آبادتر از هران بود
03:53همه با ایران شده
03:55ولی اونچه که جلب نظر میکنه اینه که
03:59مسلمانان اهل سنت
04:01بعد از شهست سال
04:03اولین بار که احساس ازت میکنند
04:05با تغییه حرف نویزنند
04:07با ترس حرف نویزنند
04:09احساس میکنند کشور مال خودشونه
04:13داروبر دمشقو
04:15پونست هزار نفر شیعه آوردن
04:19جنسی سوریه
04:21تابیت سوریه بهشون دادن
04:23دمشقو رو حاصله کردن
04:25دارو تا دارو دمشق
04:27چطوری اینها رو خدا من تو دلشون ترس اندا
04:31همه اینها فرار کردن
04:33خدا من لعنتشون کنه
04:35علاقه
04:37سی و پنج هزار
04:41یا بیشتر
04:43فقط ارتش مسلح ایرانی ها اونجا داشتن
04:47بیشتر از این البته
04:49سوریه ها از اول گفتند که ما جاز خدا کسا
04:51نداریم
04:53و آخرالهم رو سابه شد که جاز خدا کسا
04:55بیدادشون نرسید
04:57من هنوز رو این حرفشون دارم
04:59بعد از یک سال دارم فکر میکنم
05:01هم رئیسش که خدا حفظش کنه
05:03احمد شر
05:05و هم فرماندهانش
05:07همشون اصرار دارند که ما
05:09بدون کمک هیچ کشوری پیروز شدیم
05:11اصلاحایی که درست کردیم خودمون درست کردیم
05:13اصلاحایی که درست کردیم
05:15خودمون درست کردیم
05:17یا از ارتش به غنیمت کردیم
05:19این حرف ها رو
05:21کسانی که در میدان جبه ها هستند میفهمند
05:25ولی به هر حال بعد از سی و هشت سال
05:29بر من خاطرات بسیار زیبایی بود که برم اونجا رو ببینم
Comments