- 2 gün önce
Kategori
🎈
EğlenceDöküm
00:00در سال 2011 میلادی اعتراضات مردمی در کشور سوریه با مداخلی خارجی، تبلیغات رسانهی و مسلح شدن برخی گروه های
00:10مخالف حکومت مرکزی منجر به جنگ داخلی و برهم خوردن امنیت و آوارگی هزاران نفر از مردم سوریه شد.
00:19پس از تداوم درگیری های داخلی در سال 2013 میلادی داعش با پرچم اسلام، شعار آزادی و رفاه وارد سرزمین
00:29سوریه شد.
00:30برخی از مردم به دنبال رحایی از ناامنی و دستیابی به آزادی با داعش همراهی کردند.
00:35داعش پس از استقرار پرده از شهره تکفیری خود برنداخته و قوانین ظالمانه و غیر انسانی خود را حاکم می
00:43کند.
01:08موسیقی
01:18موسیقی
01:28موسیقی
01:42موسیقی
01:52موسیقی
01:54موسیقی
02:04موسیقی
02:13موسیقی
02:14موسیقی
02:23موسیقی
02:25موسیقی
02:33موسیقی
02:35موسیقی
02:44موسیقی
02:45موسیقی
02:54موسیقی
02:55موسیقی
02:55موسیقی
03:25PYM JBZ
03:56PYM JBZ
04:26PYM JBZ
04:55PYM JBZ
05:17PYM JBZ
05:52PYM JBZ
06:23PYM JBZ
06:53PYM JBZ
07:25PYM JBZ
07:48PYM JBZ
08:25PYM JBZ
08:54PYM JBZ
09:08PYM JBZ
09:37PYM JBZ
09:59PYM JBZ
10:35PYM JBZ
11:07PYM JBZ
11:34PYM JBZ
12:06PYM JBZ
12:26PYM JBZ
12:47PYM JBZ
12:50PYM JBZ
13:03PYM JBZ
13:05PYM JBZ
13:06PYM JBZ
13:09PYM JBZ
13:10PYM JBZ
13:10PYM JBZ
13:11PYM JBZ
13:11PYM JBZ
13:18هلشون نه ترس
13:19اصلا نه ترس
13:21نواست باشه ابو یونس
13:23به هیچ وجه نباید خبره
13:25ورود سلیمانی به منطقه
13:27بین نیروها پخش بشه
13:29نیروها نفهم
13:31اما ترس فرمانده ها چه کنیم
13:34فرمانده یه ترسو جایی تو دایش نداره
13:38شناسایی فرمانده هایی که ایمانشون زیفه
13:41زمان بیبره
13:45ابو یونس
13:47باید حواست باشه که یه جاسوس
13:49بین ماست و باید زودتر پیداش کنی
13:52فهمیدی چی گفتن؟
13:54برویشش
13:55حتما
13:56خدا به هم رد
14:06سلام علیکم ابو یاسر
14:09ابو یاسر
14:10این مردک داره دوگانه بازی میکنه
14:13اون منافقه
14:15به خاطر این من خودم انجامش بود
14:18خودت انجامش بده با کسی هستی؟
14:20نه فقط خودمم باشه
14:22خداحافظ
14:24خداحافظشم
14:54سلام برادر
14:56فکر اینه که دوباره رستایی ها رو گول بزنی
15:00این دفعه نقش بزرگتره
15:02این بار اتفاقا هدفم ارتش سوریه هست
15:06یعنی چی؟
15:08اها
15:09امروز به فرودگاه حمله می کنیم
15:11کاری می کنیم که ارتش باور کنه که فرودگاه واقعا سقود کرده
15:15اونا درخواست نیروهای پشتیبانی می کنن
15:17اون وقت ما با کمین منتظرش می
15:19با این فجار و یه پشت سرهم همشونو می فرستیم به جهنم
15:24و اگه اونا این کار رو نکردن شد؟
15:27برای همین بود که از شما درخواست کردم
15:29زود تر بیایید اینجا
15:30باید یه بازی رو بندازیم
15:34یعنی باید کاری کنی که هرکی از روستا اینجا رو می بینه
15:37فکر کنه ما می خواییم فرودگاهیو که از دست دادیم
15:40پس بگیریم ولی نمی تونیم
15:42باید چند بار این کار رو تکرار کنید
15:44یه بار دو بار سه بار
15:46تا روستا یا گول بخورن و برن به ارتش اطلاع رسانی کنن
15:50امین
15:51فارس
15:52ازد می خوام هر شب
15:54هر شب به شکل نمایشی به فرودگاه حمله کنید
15:58می خوام قیامت بپا کنید
15:59بس سلام
16:00خب اگه ارتش فریب نخور چی؟
16:03خب ارتش فریب نخوره
16:05مردم روستا که می خورن
16:07ما این کلن به نفرم هست
16:09چون کل مردم روستا
16:10ارتش ها مسئول کشته شدن بچه هاشون نیدون
16:14بعدش ما سرارو می فسید روستیم
16:16دقیقا
16:17خیلی زیرکانست
16:20این نقشه ابو یاسر ازش خوشم نمیاد
16:23ولی نقشه هاش واقعا زیرکانه
16:26خیلی
16:29فارس
16:30نیروات کجا؟
16:33تو راها دارم میاد
16:35ابو سالح
16:37این کار خیلی حساسه
16:40و امروز برای مفتی خیلی روز مهمیه
16:42میخوام سنگ تموم بذاری
16:44مخصوصا با تعریفی که فارس ازت کردن
16:47انشالله
16:50فارس
16:51امروز من و مفتی میخواییم به آسمون نگاه کنیم
16:55چی خواهیم دید؟
16:57فقط انفجار رو باید باورمون بشه که داریم به فرودگاه حمله میکنیم
17:03به امید خودم
17:05خدافز
17:06خواهیم دید
17:08خواهیم دید
17:41خواهیم دید
17:56موسیقی
18:31موسیقی
18:42این سریعه
18:43باید
18:45شامی، نهاری
18:46برایش غذای خوشمزه دوست کنیم
18:50هرچی رابطه ما با اینا امیتر بشه
18:55ولی تو تارید
18:56دخترتان میفرویی
18:58موازه باش
18:58موازه به حرفی که میزنی باش
19:00دخترتان میفرویی
19:06ماشاءالله
19:06ماشاءالله
19:08ماشگل چیه؟ هننان جان
19:10چرا نمیه صفر را جمع کنیم؟
19:12من دارم میخونیم
19:13شما اسمت هننه؟
19:14بیه دخترمان کارم
19:16زود بیه خدا هزت رازی باشیم
19:23عشق
19:25عشق رو چنده هم برنام
19:38عشق رو چنده هست؟
19:42اینه چرا وردین اینجا؟
19:44دستور ابو یاسره
19:45ابو یاسر، ابو یاسر، ابو یاسر، ابو یاسر دیگه چی؟
19:48ابو یاسر گفت بیارمش اینجا
19:50وقتی هم کارتون شروع شد بهش موباید بدین
19:53بهش هندونه بدین؟
19:54نه ترس، نه ترس
19:56کاری نمی کنه
20:02این کیه؟
20:04این یه سگه که هم ولایتی هاشو فروخت
20:09فروخت؟
20:09البته بدبخت گرفتار شد
20:12خودش و زنش و دختراشو اسیر کردن
20:15چدا؟
20:15ابو یاسر بهش قول دادگی بهش کمک کنه
20:18خانوادهشو آزاد میکنه
20:19این حالو هم باور کرده
20:21حالو؟
20:22ابو یاسر تا حالا بهش قولی عمل نکرده
20:24به یکی عمل کنه؟
20:26یعنی؟
20:27یعنی زن و بچه خاش؟
20:29همون اول در بازار رقده فروخته شدن
20:33بددخت
20:34دخت
20:36چرا اینطوری نگاه میکنی؟
20:38نکنه فکر کردی من مغصرم
20:40درسترم
20:41زری بچه
20:42زری باشین
20:44جدا
20:45زری
21:01خیلی باشون به جاسم
21:05درسترم
21:05درسترم
21:06درسترم
21:07خیلی وقته با هم دیگه حرف نزدیم
21:12میدانی که
21:13مسائل دولت و مردم و رعیت همه اینا کار میبره
21:18و کلی از وقت منو داره میگیره
21:22راستشو بخوای
21:23این نیست که از من دورت کرده
21:29چی باید شده ازت دورشم؟
21:32نکنه منظورت بقیه همسرانمه؟
21:36نه به هیچ وجد
21:37تو میدونی من با بقیه همسرات کاری ندارم
21:39من خودم بودم که بهت میگفتم ازدواج کنیم
21:42که خدا به ما جاسمو بده
21:45پس مشکل چیه؟
21:48سبا
21:56سبا
21:56من به سباه نگفتم دیگه عذیتت نکنه؟
22:01عذیت کردن که نباید حتما رو در رو باشه
22:04شما هرچی میخوای به سباه میگی
22:06انگاه که من اصلا تو زندگیت نیستم
22:12امه جاسم
22:15تو همسر اولمی
22:17یعنی تو از همه اینا مهمترین
22:20زندگی که الان داریم میکنیم
22:22و با زندگی قبل از دولت خلافت
22:25نمیشه مقایشه کرد
22:27باید فراموش کنیم
22:28باید همش رو از حافظمو پاک کنیم
22:30تو نقشت اینه که
22:33به این کنیزها و همسرها بفهمونی که اونا
22:36فقط و فقط اینجا هستن
22:38تا کارای منو انجام بدم
22:40و البته خواستهامو
22:42بابت این نقشی آیده تو میشه
22:44سواب عظیم
22:47باشه هرچی شما بگی
22:49باشه هرچی شما بگی
23:03چه ته؟
23:05چرا اینجوری بوق کردی؟
23:07دارم دیوونه میشم
23:09هیچ خبری از هننا نیست
23:11با اون باباشم که نمیتونی بری در خونهش
23:15سلام
23:17سلام چطوری تو؟
23:21چه خبر ها؟
23:23خسته والا
23:24چه خبر ها؟ والا خبری نیست
23:27هیچی
23:29بشنه و بابر نکن
23:30ابو جلال میگفت که یه عملیتی توی فرودگار انجام داده
23:34عملیت فوقلاده
23:35عملیت جراحی دیگه
23:37نازخاره نکن که ایمن؟
23:40میدونی؟
23:42کسی کاری رو به من بسپاره دوست دارم
23:44تمام و کمال اجامش بده
23:46کامل و بدونه نه
23:48حتی بیشتر
23:49فقط اینو نه گفت که
23:50گفت که شجایی و پردل و جرعت
23:53حتی خیلی بیشتر از سد
23:55چه کنین این دیگه؟
23:57راسی تو با سد چه کار میکنی؟
24:00اسم این پسره گلابی رو نیار خیلی مزخرفه
24:03وای ببین چی براتون میگم
24:05حسوده
24:06حسود هرگز نیاسود
24:07که خدا که درست میگی
24:10آفرین بر تو
24:11باور کن به حسود هیچوقت نباید
24:14مقام و منصب و موقعیت داد
24:16نمیدونم چش میشه خودشو گم میکنه
24:19یه است چقدر از اون
24:20نکوت هر بیزنی برم بار بیارن
24:22برو برو
24:23نگوش نکنین داره میاد
24:26من؟ من مگه چه
24:28دیگه چی میخوایستن؟
24:30دیگه نگوستن
24:32یدوددین
24:34خب برادر یدوددین چه کار داره؟
24:37با عاده چی میگفتین؟
24:39آه هیچه
24:40چیزی میگفتین؟
24:42حرفای معمولین
24:43آره هیچه حرفای معمولی
24:45میخندید بعد میگین حرفای معمولی؟
24:46آه گیردد یا سچته
24:48دهید کفتم یدوددین نگوستن
24:50بعد شب پاشین گمشین کارسولا رو بیارید پایین
24:55جدی میفرمائید؟
24:57حرفای معمولی ها؟
25:01حرفای معمولی ها؟
25:03سلام ماده؟
25:05برادر یدوددین
25:07کجایی تو؟
25:09مالو کارا زیاده
25:11نمیشه بیا با بچه ها دورم قیلیون بکشیم
25:13نه نمیتونم
25:15چند تو کار دورم باید انجام بدم
25:20خدافز برا در یدوددین
25:23خدا به امراد
25:25و زودین قرورتو لح میکنن
25:59موسیقی
26:10موسیقی
26:17این ها چیه داری نگاه میکنه؟
26:19قربونتون برم
26:20بشینین اینجا برا تون یک قسطه قشای میگم
26:29موسیقی
26:29توین؟
26:30توین؟
26:31این خیلی کچیکه توین گرمه رو میپزن؟
26:33این برا گرمه، خب پس برنچی؟
26:37توین؟
26:37توین آفرین، میخوایم گرمه و برنچ درست کنید
26:41آخه من نمیفهمم
26:43تو اصلا دنبالی چیستی؟
26:45اون قبل از این که من سندت موشم
26:46همسایی تو بوده
26:48نه، مثل اینکه بیفایده هست
26:52خودت انتخاب کن
26:53یا این کاریو که ازت خواستم رو انجام میدی و در عوض
26:58میتونی با آرامش و آسایش کامل
27:01تو این خونه زندگی کنی و با ازت احترام
27:04یا این کس رو طلاقت میکنم
27:06و میدونم درکریانی که همه رو خوابست هست
27:10کار تمومه
27:11میدونی چه بلای سرت میاد؟
27:13خیلی ساده بگم، اگه میخوای اینجا زندگی کنید
27:17کاری رو که میگم و ام انجام میگیم
27:20اوه
27:22یا نه
27:23بیاست
27:26محسایی اینجا
27:28محسایی اینجا
27:29خب حسنا ازیاد نکن
27:30آن رو بهشین آتیش برای اینقدر ندار
27:34محسایی اینجا
27:36محسایی اینجا
27:37خبار بیا اینجا
27:41این کارا رو فقط از تلیویزیاد یاد گرفتی؟
27:44فقط بوم بوم
27:45چیز دیکه یاد نگرفتی؟
27:47اینم هست
27:49مکه دستان بهت نرسه
27:53ورپریده
27:56موسیقی
27:58موسیقی
27:59موسیقی
28:07موسیقی
28:10موسیقی
28:11برای از نروه های مورد اعتماد که داره بما کمک میکنه
28:14آره... یادم اوند
28:16مثل اینکه خوهر زنش هم گرفتار شده
28:18ما با اجازتون باید کمکشون کنیم
28:20چطور؟
28:22ازش پول خواستن
28:23زن جابر اولین نفر نیست
28:26اه...
28:29خوبه غرباد...
28:31خیلی هم ممنون
28:31اوازه به خودت باش دختران
28:34حتما قربن
28:35خیلی خیلی ممنون
28:40اینشو علا که حل شد
28:42خب چی شد؟
28:43گفتم که اینش علا که حل شد
28:45جنرال شخصا دستور پیگیری دادن
28:47داری جدی میگی؟
28:49آره جدی
28:50آترسو چی؟
28:51داشتم
28:52آترسو داشتم؟
28:59به جان عبدی
29:01بفرمین
29:05خدمت شما
29:06اینم خدمت خودم
29:15چیته؟
29:16ایچیم نیست
29:17ببین میگه ایچیم نیست مرده
29:19سابیه یه نگاه به قیافت بنداز
29:20برج زهرماره
29:21یه نفر رفته رو مخم
29:24یکی رو مخته؟
29:26کی هست این که رو مخته؟
29:28بگو
29:30آهام
29:31فهمیدم
29:32عدهی
29:33نگه نم؟
29:35آفریمه تو
29:36هیچگی جز عدهی نمیچونه بره رو مخش
29:38حالت عدهی که عددی نیست
29:40ولی اگه خیلی بره رو مخم
29:43میدانی چیم شد
29:43خلاصش میکنم
29:47خوده یا میگی؟
29:48ببینم ساعت تو چطه دیوونه شدی؟
29:51پسر خوبی اصلا با تو مشکلی نداره که
29:55حتی فکرشم نمی کنه که عذیتت کنه
29:57قلط کرده عذیتت کنه
29:58ببیادم
29:59عدهی از من بدش میاد و من میدونم چرا
30:02چرا؟
30:04آه ببین داداش
30:06یه چیزی هست بین جفتشون که ما بیخبریم
30:09چیه که ما نمیدونیم؟
30:10ما همه چی راجب هم میدونیم که ها؟
30:12نه
30:12همه چی رو نمیدونیم
30:14حتی تو مدرسه هم همیشه عذیت هم میکرد
30:16وقتی میرفتم پای تخته عده قلطه همو میگرفت
30:18و باعث میشد همه بچه ها به ام بخونه
30:21حالا من فکر میکرم این چه اتفاقه بوزرم
30:24به چیز دیگه هم هست
30:25اون اینو کرده تو کلش که من پسر عبو سعدم
30:27همون عبو سعدی که میخواد مادرمو بگیره
30:29از اون موقع از من بدش میاد
30:32به چی میگی رفیق زشته
30:34همه اینایی که گفتی
30:35اصلا تو کت من یکی که نمیره
30:38تو باور میکنیم
30:38باور کردن این نیستن
30:40این تویی که همش به نظر میرسه
30:41اسودی میکنی و ازش بدت میان
30:43به چیش اسودی کنم
30:44به چی؟
30:46من چه میدونم از خودت بپرس
30:48حتی وقتی تو مطور سواری برنده شد
30:50تو باونه کردی که مطور تعمیر لازمه
30:52ولی بعد که مطورتو تعمیر کردی باز اون برنده شد
30:54معلوم شد مشکل از مطور نیست رفیق جان
30:57رفقا چه تونه؟
30:58داستان مطور رو کیبورد نبورد
30:59یه چیز عادیه بین همه یه دوست هم
31:01نه عزیزم
31:02حتی وقتی رفتیم تو دایش
31:04فکر کردی که تو فرمانده بیشی
31:06یا اون نه
31:06اما اونا به جفتتون یه پوستو دادن
31:09این هم دیگه
31:10حتی وقتی که هننانه
31:12عاشق اودشون
31:13همون دختری که هممون از خودامون بود
31:15یه نگاه کچولو بمون بکنه
31:17تو بیشتر از همه بعدت اومد
31:19درست میگم یا نه
31:20درسته
31:20هیچیزی تو مخطف رو کن
31:23من
31:24ید و دینم
31:26ولی عده چی شده؟
31:28همون عده یکه بود
31:29بله ولی ما رفیقی
31:30چی بگم جوز آفری
31:32آفری
31:33میدونیسن
31:34این تنها جایی که از عده جلو زدی
31:37همینو بس
31:38منظورت چیه؟
31:40منظورش واضحه
31:42فقط تو تو ما آدم کشد
31:44با هیچ کدومون دستم به خونو بیگنم
31:46آلوده نشده
31:47حتی تو این موره
31:49ما با تو رقابت نکردیم
31:50برای اینکه نمیخواییم بکنیم
31:53خیلی خوب باشه من
31:55یه روز میرسیمدم
31:56فقط اینو بگم که
31:58من آدم کشتم
32:00دستم به خون آلوده است
32:02مراقب خودت کشت
32:04برو بوم شو بابا
32:05تو مریضی پسر
32:07هلاف
32:08بشی نگه
32:34خیلی وقت بود که با هم قضا نخورده بودیم
32:37اما بچه ها گفتنی که
32:40هم نکردن
32:41نمیدونم مادر نمیدونم
32:44کجا بولمیشی مادر من کجا
32:46همینجا بمون
32:46خب دلنگرانیم
32:48بگه اگه دلنگرانیم باید با من بیاییم
32:50همینجا بمونین خواهش میکنم
33:13خیر باشه جناب صدفان چی شده؟
33:15نمیدونم
33:15فکر کنم دارن حمله میکنن
33:16بچه ها چرا به ما خبر ندادن؟
33:18الان نلوم میشه
33:20یا چرا اینجا باید سدن؟
33:23علی دارن به بچه ها حمله میکنن
33:25به بچه ها؟
33:26آره میخوان دوباره فرودگاه ها بکنم
33:28اشتباه کردیم
33:30علی باید کمکشو میده
33:31برید پایین خطر ما که
33:38زود باشتی که
33:40علی آده
33:41علی سلام عبدالنم
33:42کجایی؟
33:43تو رای خونم چی شده؟
33:44چی شده؟
33:46چی نشده؟
33:48تو آب میفروشی بودیم
33:49با سعت حرف ما شد
33:51سر چی؟
33:52سر تو
33:55من همه چی رو بهش گفت
33:57همه چی رو گفت؟
33:57گفت قاتلی مجرمی
33:59رو در رو گفت؟
34:00بله
34:01گفت به تو حسودیش میشه
34:03اونم قاتی کرد
34:04بخی چرا این من
34:05اجام آدم یا؟
34:06من از این لجن میترسم
34:09میترسم کار دست مویده
34:11من الان سر خیابونم نبیدم
34:12تو خونه تا بیاید
34:13حالا میبیشید
34:15بختیاری مفهون نبیوند
34:15بخیابون نبی از فرمه بخشید
34:15این لگه بخشید
34:22هره این لگه بخشید
34:39بخشید
34:39علی، عبدالله
34:41علی درم از شهره میکشن
34:43کمایی که بکنید
34:44بجوام امروی، بجوام
34:45بیا که رسی
34:46رسی
34:51علی جان
34:52چی شد
34:54خودت که میبینی عبو عبدالله
34:57بسته هست
34:58من هست چه خبره؟
35:00نکنه دوباره به فرودگاه هم بکرده
35:02زبونتی گاز بگیر پسر
35:03این حرفا چیه؟
35:04باید یکی رو بفرسیم برامون خبر گیر
35:07این کار خیلی خطر بکه
35:09فرق زیادی از بین هماغت و بیکردگی
35:11و شجاعت
35:12پس شما باید سری برای ما خبر بیارین
35:15جنابستون
35:16گوش کنین رفقا
35:17باید خودمون یک گروه بشین
35:19بریم کمکشون
35:20اول باید به فرما بگیرم
35:22باید به شما خبر
35:23انشاءالله زیاد طوله میکشه بگیرم
35:24تلاش میکنم تخییری نداشه
35:26باشی خبر کل بر خودمون
35:28با میرگی بریم بریم
35:30علی
35:30دوباره عبدالله آقای
35:33باشه
35:34خدا کنه جوابت
35:41چی شد؟
35:45جواب نمیده
35:46دوباره عبدالله آقای
36:22دوباره عبدالله آقای
36:46دوباره عبدالله آقای
36:50دوباره عبداللهست جوابت
36:54یک گرمکنم
36:54بتلاش'tیک єین
36:56دوباره عبدالله آقای
37:12دوباره عبدالله
37:43PYM JBZ
38:12PYM JBZ
38:41PYM JBZ
38:54PYM JBZ
39:24PYM JBZ
39:55PYM JBZ
40:25PYM JBZ
40:55PYM JBZ
41:19PYM JBZ
41:50PYM JBZ
42:18PYM JBZ
42:48PYM JBZ
43:17PYM JBZ
43:38PYM JBZ
44:08PYM JBZ
44:33PYM JBZ
44:43PYM JBZ
Yorumlar