- 2 gün önce
Kategori
🎈
EğlenceDöküm
00:00در سال 2011 میلادی اعتراضات مردمی در کشور سوریه با مداخلی خارجی، تبلیغات رسانهی و مسلح شدن برخی گروه های
00:10مخالف حکومت مرکزی منجر به جنگ داخلی و برهم خوردن امنیت و آوارگی هزاران نفر از مردم سوریه شد.
00:19پس از تداوم درگیری های داخلی در سال 2013 میلادی داعش با پرچم اسلام، شعار آزادی و رفاه وارد سرزمین
00:29سوریه شد.
00:30برخی از مردم به دنبال رحایی از ناامنی و دستیابی به آزادی با داعش همراهی کردند.
00:35داعش پس از استقرار پرده از شهره تکفیری خود برنداخته و قوانین ظالمانه و غیر انسانی خود را حاکم می
00:43کند.
01:03موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
01:35موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
02:05موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
02:35موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
02:35موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
02:44موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
03:14موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
03:39موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم می کند.
03:54موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم.
04:13موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم.
04:45موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم.
04:55موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم.
05:06موسیقی برگیری هزاران نفر از شهره تکفیری خود را حاکم.
05:22یالا را بیاین
05:23شما ها برای چی بایستدین
05:26قوی باش ماریه
05:31کمکش کنین سوار ماشین بشه تا شیخ عصابانی نشده
05:36سریتر را بیاین
05:43اینجا برای کسی که استخر بزرگ دوست داره خیلی خوبه
05:48اما با دقت که نگاه کنیم
05:51از اونجا یه تکتیرند و از میتونه هر کدوم از نیره همونو بزنه
05:58از اون یکی سختمون با یه آرپیچی میشه کل ماشینمونو فرست داد هوا
06:04چرا ظاهر اینجور انتخاب کرده نمیتونم
06:08بهتر زودتر از اینجا بریم
06:10زنم هر لحظه ممکنه زایمان کنه
06:13اینجا به جایی لحظه یم آرامش را اصابم را به هم میریزه
06:16امر امر شماست جیخ
06:22دوایت میامدیم اینجا این شهر هنوز آماده نیست
06:25باید بیشتر دقت میکردیم ابو یاسر
06:27ظاهر را برای این کار انتخاب کردیم اما
06:30نمیدونم میتونه از پسش بر بیاد
06:33شما نگر را نباشین
06:35همه چیز تحت کنتروله انشالله
06:37تحت کنتروله؟
06:39با این اتفاقها؟
06:41قرار بود این من تقرار بگیرم
06:43تا دروازه فتش هم باشه
06:47راسته
06:47یکی بود که میگفتی
06:49یه قابله میشناسه
06:51همون که ارتش یه حکومت سابق بود
06:55بیشه بهش اعتماد کرد
06:57بله سپارتم یه نفر بررسی کنه
06:59چی دانم میکن؟
07:00حرفاشون تموم نمیشه؟
07:02فقط برای یه خونه؟
07:04چرا از خونه خوشش نایمد؟
07:07چرا خوشش نایمده؟
07:12خاک بر سر جفتشون
07:16داشت
07:27میبینی خیلی افسرده شده
07:29خیلی تو کدشه
07:30چشه؟
07:31البته میشه
07:32چیه قضیهش چیه؟
07:34میدونم چشه
07:35یه گو دیگه
07:36دلش برش تنگ شده
07:39اشادی اشادی جمعه
07:41بگو دستان چیه؟
07:43شادی شادمون کنید
07:46این دروگوه باور نکنید
07:48من دروگوه من دروگوه من دروگوه انتا؟
07:50بسه بسه بسه بسه
07:52شادی
07:52جان من بگو کیه
07:54دادش خراسه کنم
07:56یکی رو دوست دارن
07:58اره نمیدونم
07:59چطوری باش رفتار کنم؟
08:01عاشق یکی شدم
08:02من یکی رو دوست دارم
08:03عاشق شدم
08:04سرگردونم
08:05هزار بای باش رفتم چی کار کنه
08:07گوشت میکنه
08:08هر جور راحت یا نه؟
08:09مزقر بازی تموم چون؟
08:12شد یه بار یه حفه جدی بزنم و
08:14بفرمون بفرمون
08:17بفرمون
08:21بچه
08:23اون دختر رو دوست دارم
08:25ولی فکر نمی کردم دوست داشتن
08:27انقدر رنج داشت باشه
08:30وقتی میبینم دره میاد
08:33یوهو
08:34تقلبم تونتون میزنه
08:35و زبونم به لکتت میافته
08:38شبا خوابم نمیبره
08:40اون دفعه بهش تلفون سدم
08:42جواب نداد
08:43سریع قط کردم
08:44به خدا نمیدونم چی کار کنم
08:46مردم نگاه میکنم
08:47فیلم میکنم
08:48من دیوونم
08:54همه اشقش چکرده با دل من
08:58که سوزونده همه بالو پر من
09:02همه اشقش چکرده با دل من
09:06همه اشقش چکرده با دل من
09:17همه اشقش چکرده با دل من
09:25خونه شهردار مناسب حضرت مفدین نیست
09:30میخوام وجهت بار شما تمام کنم
09:33اما مشکلی حل نمیشه
09:34البته با روشی که ما در پیش گرفتیم
09:36ابو یونس
09:37فقط چند روز ما اینجاییم
09:39برای همین شهر کامل آزاد نشده
09:41شیخ هیچ مشکلی نداشت
09:43انگار ابو یاسر قبلم بهش گفته
09:45تو بعد تمام شهر مسللت شدیم
09:46اما الان فهمیدیم
09:49افراد ایسو بازسی کلند قتل آم شده
09:52بیمارستان هم هنوز تصدیم نشده
09:54انبار مهمت منفجه شده
09:56امارت مفدی قطعاً امیدیت نداره
09:59میدونی
10:00اگه خدای نخواسته برای شیخ اتفاقی بیفته
10:03چه برای سرمون میاد
10:06میدونم
10:09فقط مسئله زمانه
10:11به شهر مسلط میشیم
10:13آده
10:14اون ظاهر نیست
10:16دست دولیار پایی را کچند شده
10:18مگه چیزی نگفتن
10:20برو پیشتش برو بگه منم خارشتنم
10:23برو
10:23من؟
10:23خودت چرا نمیدی پیش حجب کنم
10:30حساب ابو یاسر رو میرسم به وقتش
10:38سانوم علیکم برادر ظاهر
10:40برادر ابو یونسر
10:41چی میخوای؟
10:44اگه ممکنین یه جای خلوت باهم صحبت کنیم
10:48باشه برای بعد برو
10:50من باید باتون صحبت
10:52زبون نفهمی؟
10:52گمشا
11:02میزایش دید دنوار حرفش رو بزنه
11:04بعدم
11:29بزرین حد اقل صبح از دست خدا بیفته بعد
11:38عمر
11:43قلیک
11:50خوب
11:54خوب شد که من اینجا گیرو افتادم
12:12سلام
12:14سلام
12:22این مرا جا بر
12:25کار مهم میباد دارم
12:28قرارمونیم بود هر وقت با هم کار داری قبلش به هم زنگ بزنیم
12:32میدونم
12:33ولی مجبور شدم دیگه
12:34نمیتونم بشینم یه جا دست رو دست بذارم
12:37مخلص کلام نگه داری اون بچه کار من نیست
12:40خونم نمیشه تنهاش گذاشت
12:42منم نمیتونم
12:44مندم چی کار کنم
12:45این بچه تا صبح گریه میکنه
12:47حتی یه ساعتم نذاش چش رو هم بذاریم
12:50نبیرم که توی دنیای دیگه سهر میکنه
12:53بدجور بیتا به خوهرش
12:54هیچ خبری هم از بیمارستان نمیاد
12:56خدا میدونه خوهرش زنده هست
12:58یا
12:59شما خبر جدیدی از بیمارستان نداریم
13:03به نظرت امیدی هست
13:05امید که همیشه هست
13:20ندرسی
13:21یه ای نکره یه از سر دو مرگزه ببه
13:25سلام
13:26سلام
13:27من میگم یعنی فرمانده
13:30سلام علیکم برادری گرامی
13:33جانم برادری امری داشتیم
13:34به دستور دولت خلافت رو آمدیم کپسولا رو جمع کنیم
13:38کپسولای گاز؟
13:39کپسولای گاز
13:40بله کپسولای گاز رو میخواییم برای جهاد با کفار
13:43علیه
13:44علیه کفار
13:46احسن بر شما واقعا آفرید
13:48حالا چند تا کپسول میخواییم
13:50خیلی لازم داریم خیلی
13:52دوتا
13:52فقط طبقه بالاس اجازه دارم برم
13:54خب باشه
13:55نه نه نه نه نه اصلا لازم نیست اجازه بدین من هم تو سباب شرکت کنم
13:59تا شما برین کپسولای همسایی رو جمع کنین من اونا رو براتون میارم
14:02خدا خیلت دهد
14:03راسید از شو
14:06چهتا ببریم
14:08چه میدارم تو چند تا میتونی برن کنی؟
14:10تو چهار تا بیار
14:11نه چهار تا نه من فقط یکی سه تا بیار سه تا فقط
14:15ویسا چرا یکی؟
14:16من فرماندم
14:43بیار بیار
14:44کجا؟
14:46بیای حرف زفا مزم
14:48از من چی میخواد؟
14:50یه نفر میخواد زا ایمان کنه
14:51رابی و فرم حرف زیادی هم مزن
14:53دنیا پر از پیزش که
14:54آفتم نه بیافت
14:58باشه برم کیفم و بیارم
15:06بیایی
15:07بیان ببینم
15:08اینجا چی کار میکنی؟
15:09اومدیم کپسولای گازو ببریم
15:12اگه نگفتم کسی اینچا نیاد
15:13گمشیم ببینم
15:16گمشیم
15:51باید خودتان چی کار کنم یه دفعه میگیره دیگه
15:57ممنون بوده
15:58راستی اینجا دستشویی دارین
16:01اینجاست بفرم
16:06اینکه باز میشکشید خرابه نمیدونم چشه گایی گیر میکنه باید درستش کنم
16:11خب بزرگتر درستش کن دیگه
16:13میخواییم بشکنمش
16:14نه نه نه نه نه نه خلا هستم
16:16ممنونم اینکه بیدرد سر کپسولاتو دادی خودش خیلی کافیه
16:30بفرم
16:45میشنختیش
16:46آره پسر همون یکی میاد خونه رو برا تمیز میکنه
16:50تو مادر یه دایشی رو برداشتی و وردی خونه یه امیتی رو تمیز کنه
16:54اون موقت دایشی نبود تازه
16:56مادرش مثل خودش نیست
16:57به نمکن
16:58من باید هرچی زودتر از اینجا برم
17:01این بیفکریه تو آخرش کار میده دستی
17:02من قدرام که فکر میکنی خطرناک نیست
17:05خطرناک نبود که اینجور قایم شدی نه
17:07جابر به جایین که علیکی حرف بزنی
17:09مغزتو به کار و انداز دنبالی یه خونه یه امنی دیگه برای من باش
17:11عمرن بدون خانواده سریع بهت شک میکنم
17:15من هرچی میکشم از دست توی
17:17اینم میندازی گردن من
17:19خب باید زنو بچه داشته باشی دیگه
17:21جابر تو واقعا به چیزی جز خودت هم فکر میکنی
17:24آره اگه بچه پیش تو باشه به نفع جفت مونه
17:29خیلی خوب
17:30پس بعد به فکر وقتی باشی که من کار دارم و نیستم
17:33باشه یکی رو پیدا میکنم وقتی نیستی نگهش داره
17:37موافقی؟
17:38آره خوبه
17:39فقط نداریم به من اعتماد کنه اصلاً هم نترس
17:42من برم بچه رو بیارم
17:43کجا؟ مگه ندید اونا بیرونم
17:45باعثا برم بعدا؟
17:48دارم به درک انشالله
17:50پس یه قهوه میخوریم دیگه
17:52قهوه نداریم؟
17:54چایی مینوشی؟
17:56باشه چایی مینوشم علومه چایی از قهوه بیشتر دوست داری
18:00به خاطر تو اصلاً خودم دم میکنیم
18:03ممنون
18:13چیزی نگوشی من بگم
18:16سلام علیکم
18:17علیکم و سلام
18:18برادر ظاهر کجا؟
18:20اینجا نیست
18:21حالی یه ساعت دیگه جلسه دارم
18:23ممنون
18:24بریم
18:27باعثا کجا؟
18:29چی کجا؟ شنیدی که
18:31برادر گفت یه ساعت دیگه
18:34گفت جلسه یه ساعت دیگه از باعث رو در بیاد دیگه
18:38خب حالا تا که میخواه اینجا منتظرش وایسی؟
18:41تا مرگ
18:41تنهایی بمیره من نمیخوام بمیرم
18:44بله
18:45هیچی
18:47احمق انتظار میرزه موضوع ماشین
18:51جون تو؟
18:52بله جابر میخواد برای ماشین بخره
18:54جابر؟
18:57این تویی که همش ثابت میکنی احمقی رفیق
19:00اون جابری که من میشنسم ماشین که
19:03جی موتور و دوچرخم برای دمیخره
19:05ویلمون کن بابا و زله داری
19:07آخه مگه دست خودش؟
19:10پس دسته کیه؟
19:12برادرام
19:12بقیه حرفاتونو دیرون بزنی
19:17همینو میخواستیم محاملک
19:19هرچی میگه بیخوده
19:21تو کل شرخونه از این بهتر برای مفتی نیست
19:24ولی ابو یاسر میخواد خودشو متراه کنه
19:28مقام و قدرت کورش کرده
19:33فارس من به ابو یاسر اعتماد ندارم
19:37داری به ابو یاسر تهمت میزنی
19:40ابو یاسر از افرین ماها جرینه
19:43امکان نداره نفوزی دولت باشه
19:52های پسر
19:54بیا اینجا
20:03چه میخوای؟
20:08حقیقتش من فقط میخواستم خدمتتون نطلاع بدم
20:17اوزای شهر چطوره ظاهر؟
20:20احالی شهر از کفار هستم
20:22خیلی مقاومت کردم
20:24اما خدا رو شکر آزادش کردیم
20:27البته با کمک یک از افسران شهر
20:30بله حقیقتا کمک اون افسرم برای ما محصر بود
20:33شیخ ما جنگ و قدرتمند شروع کردیم
20:36روز دارم نتونستید بگیرید
20:39اونجرام به زودی میگیریم
20:41آنبار مهماتم محافظت نشد
20:43کار کی بوده؟
20:44کار یکی از نظامی های ساکن شهره
20:47تصدور دادم بگیرن چنشالله امروز اون قائل هم تموم میشه
20:54خوه
20:56برادران عزیزم
21:01بنابر صحبت های ظاهر
21:03به زودی انشالله امروز یا فردا
21:07با اخبار خوبی خواهیم شنید
21:11خواب من این جلسه رو برگزار کردم
21:14که اگر مسئله بینمون هست حل کنیم تا به توافق برسیم
21:22چون نهایتان هدف ما یکیه
21:25همه ما از یک سرچشمه آمدیم
21:30و البته طریق هدایت و حق رو برگزیدیم
21:34الحمدلله
21:35به زودی انشالله جلسه مهم و سرنوشتازی برگزار میشه
21:41با تعدادی از نمایندگان که از طرف قربی ها هستند
21:45و دار خیلی جاها به ما کمک کردن
21:47چه در رسانه ها چه در مال و چه در سلا
21:50حتی بعضی اوقات برای ما اکسای محباره این میفرستادن
21:54که بتونیم در میدان درگیری های بزرگمون پیروز بشیم
21:57در این جلسه سرنوشتاز مهم اینه که
22:01به اونها ثابت کنیم
22:02ما لیاقت این پشتیبانی رو داریم
22:05و ایزا لیاقت اعتمادی که به ما کردن
22:09اگه بتونیم این رو نشون بدیم
22:12به پشتیبانیمون ادامه میدن
22:14و ما به بالاترین آرزوی خودمون میرسیم
22:17یعنی آزادی سوریه
22:19از چنگ این دولت کافر و همپیمانانش
22:23ما و اونها منافع مشترک داریم
22:27با تکیه بر این جلسه معلوم میشه که
22:30اونها پشتیبان ما میمونن
22:32و آیا باز هم سلاح ما رو تأمین میکنن
22:35که خیلی مهمه
22:37ما باید اونها ثابت کنیم که اعتماد به نفس داریم
22:41و میتونیم در هر درگیری و جنگی پیروز بشیم
22:50رفقا
22:51مهماتمون داره تمام میشه
22:53با سطفان حرف زدیم
22:55گفت صبح بهشون اطلاع داده
22:57ممکنه بتونم برامون مهمات
22:59هلی بورد کنم
23:00فکر نکنم به هلی بورد نیاز بشه
23:03منظورت؟
23:04یکی از دوستم خبر دادی که ارتش هم باره مهماتو ترکنده
23:08مثل این که دایشه خیلی ترسیدن
23:10تو اینو از کجا میدونی؟
23:12گفتم که دوستم میگفت
23:14گفت دایشان حسابی شکه شدن
23:17دوستان باید از این فرصت خوب استفاده کرد
23:20خب
23:22یعنی چجوری؟
23:23منظورم اینه که یک کاری کنیم
23:26پای دایش اصلا به اینجا نرسه
23:30مهمت ها ارتش نیروهاشو نفرسته
23:32هیچ کاری نمیشه کرد
23:33ما اینجا محاصرین
23:36همه راه ها بسته است
23:37خب چجوری میتونن نیرو بفرستن؟
24:09با هوا پیما
24:09میدونید در جنگ و درگیری
24:12مهمترین چیزنی روی انسانی است
24:15یعنی باید دنبال جوانانی بگردیم
24:18اونها را جذب خودمون کنیم
24:20یا حضرت شیخ
24:22تعداد زیادی جوانان و سعید هستند
24:25که به ما و راقمون ایمان دارن
24:28مطمئندم اگه صحبتهای شما رو بشنون
24:31صف در صف جزب ما میشون
24:36عبو یاسر
24:39قرارشو بذار تا به زودی در نماز جمعه
24:42با جوانان شهر صحبت کنیم
24:45چشم
24:45با عبو یونس
24:48از امروز محلی رو مشخص کن
24:51که از هر جهت واجد شرایط و امکانات لازم باشه
24:55و امنم باشه
24:57به هر نیرو هم مایی سه هزار دولار بده
24:59دست از خصاصت و تظاهر به تنگ دستی بردار
25:02یا شیخ
25:03ما بیشتر از پول
25:04به مهمات و نیروهای ورزیده نظامی نیاز داریم
25:08پرار بود برای کمک چچنی ها رو بفرستید
25:11که بازم به دست کفار نابود بشن
25:15برای گرفتن بیمارستان نیاز به نیروهای نظامی ورزیده تری داریم
25:19یعنی ما یگان های چچنی رو بفرستیم تا یه بیمارستان رو که چند تا زخمی ازش محافظت میکنن بگیرم
25:26ظاهر انگار یه چیزایی رو فراموش کردیم
25:29یادت میاد من بهت گفتم نیروهای چچنی برای معرضش زیادی دارن
25:33درسته مستقیم نگفتم
25:34اما گفتم براشون محلی با امکانات درست، راحت و امن برای سکونت در نظر بگیریم
25:41اونا نیروی انسانیه بسیار مهمی هستن
25:44کسانی که از وطنشون مهاجرت کردن و آمدن اینجا با ما در جهاد مشارکت کنن
25:49نواید تو هر موقعیتی بفرستیمشون وسط
25:51ما هر پیروزی بزرگی داشتیم اونا در خط مقدم بودن
25:57چشم شیخ، چشم
26:01به همین دلیل
26:02نباید در هر زمان و مکانی بندازیمشون تو آتش
26:07دولت خلافت
26:09مستدام
26:22تحمل کن عزیزم، یکم دیگه
26:24سبا
26:26سریع اینا رو برام بیار
26:27یکم هم آبگرم کن
26:29زایمانش ممکنه سخت باشه
26:32سب کن، بذار یه چیزای دیگه هم به اینا اضافه کنن
26:38سریع برو، معتن نکن
26:40برو دیگه چرا وایساری چی کار میکنی؟
26:43فقط بگو اسم این چیه
26:44جاسم
26:45جاسم کی اسم این چیه؟
26:47ماریه
26:47خیلی خب برو، زود باش
26:49ماریه عزیزم
26:50ببین وضعیت بعدیه، باید کمکم کن
26:52ایتا بچه رو صالم دنیا بیاریم باشه
26:57سبا
26:58سبا
27:12سبا
27:13شما کی هستی؟
27:15اینجا چی کار میکنی؟
27:17زنای شیخ
27:20با من کار داشتی؟
27:27اینا کی هستن؟
27:30زنهای مفتی، چی میخواه؟
27:34برای گرفتن بیمارستان، بیشتر از مهمات به اطلاعات نیاز داریم
27:40از قدیم هم گفتن، فهم و سوال نسول جواب بود
27:44برای گرفتن؟
27:47برای گرفتن؟
28:12برای گرفتن؟
28:14نیاز به ورود نبود
28:17پس چطور میفهمیدیم؟
28:19اولایی که از بیمارستان خارج شدن، بیتونه سینما رو از اونا بگیریم
28:23این کارو کردین؟
28:27نتونستیم
28:28همشون کشته شدن
28:30چرا کشته شدن؟
28:33کشته شدن
28:35چون تعداد زیادی از مجاهدین ما شهید شدن، باید انتقام میگرفتیم
28:40این رسم ماست
28:42کشتن هر کسی که به مجاهد دولت خلافت دست رازی کنه
28:48یعنی تنها منبع اطلاعاتیتون رو کشتین
28:51ابو زبیر رو کشته بودن
28:54برادر ظاهر رو میگی؟
28:57بله، برادر ظاهر
29:00پس موضوع انتقام بود، تنها منبع اطلاعاتیتون رو
29:04به دلیل انتقام کشتین
29:13بشین، بشین
29:16بدون اجازه من کسی حق خروج نداره
29:19خیلی ها میتونستن کمک کنن قائله ی بیمارسان سریع تر حل بشه
29:23اما با بی تطبیریتون ردشون کنه
29:26ابو یونس، اسم یکی رو بگو، اسم یکی فقط
29:33خدایی
29:37جنابشه، این جوون از مجاهدین جدید ماست
29:41بچه مرمن و فقالیه
29:44نقشه خوبی هم داره برای کسب اطلاعات از بیمارستان
29:49اون میخواد برای خروج از بیمارستان امان نامه ببره
29:53برای تمام مردمی که تو بیمارستان هستن
29:56با این طرفند، میتونه بفهم داخل بیمارستان چه خبره، چقدر سلاح دارن
30:01و تا که میتونن مقاومت کنن
30:05خداون مجاهدین ما را علیه این کفار هر جا که هستن پیروز گرداند
30:10یا شیخ، چند روز این جوان میخواد همینها را به برادرانمون ظاهر و فارس بگو، اما اجازی نمیدن
30:21جوانان ستون دولت خلافت هستن
30:25باید به نظراتشون خوب توجه کنیم ببینیم چی میگم
30:33بسم الله بگین
30:38بسم الله
30:40بسم الله
30:51بسم الله
30:54طبق جدید ترین اخبار مفتی داعش وارد شهر شده و با توجه به ورودش برار تحرکاتی انجام بشه
31:01دشمن مشغول جذب جوانگ شهر شده، تک تکشونو دارن شستشوی مغزی میدن
31:07درست میست بیشتر از این دست رو دست بذاریم و شاهد تباهیشون باشیم
31:11ما داریم تحرکاتشونو دقیقا رسد میکنم
31:14منتظر تکمین شدنی گزارش های حبیبیم
31:18انشالله، انشالله
31:19زمنان جنرال، بیمارستان اموزهای خوبی نداره، دوتا از تکدیر اندازاشون شهید شدن، فقط یکیشون مونده
31:36موسیقی
31:48چی شود امیر؟
31:51چی شود ازیزم؟
32:04موسیقی
32:48خداوند تبارک و تعالی در کتاب مجید می فرماید
33:00با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمی آورند
33:08و آنچرا خدا و فرستادش حرام گردانیدند حرام نمی دارند
33:16و متدین به دین حق نمی گردند
33:25کارزار کنید تا آنکه باخاری به دست خود جزیه دهند
33:30باید با مخالفین دین حق بجنگیم
33:34و دین حق کدام است؟
33:37که همون اسلام حقیقی است
33:42پرسشگری برخواسته می پرسد
33:45بایا بر ماست که جهاد کنیم ای شیخ؟
33:50بله جهاد البته بر شما واجب است
33:54بایا سریعتر و واضح تر از فعل امر بجنگید وجود دارد؟
34:01سباست پرسشگر دیگری می پرسد
34:04اگر آن کفار جزیه ندادن چه؟
34:11پونشان
34:14انبالشان
34:15و هرچه و هرکه به آنان مربوط است
34:18برای شما مجاهدان حلال می باشد
34:21کرام خدا را نشنیده اید که فرمود
34:24در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را
34:29به بهای این که به هشت برای آنان باشد خریده است
34:33همان کسانی که در راه خدا می جنگند و می کشند و کشنه می شوند
34:38این وعده ی حق است
34:40در تورات و انجیل و قرآن
34:43خدا وعده داده است
34:45که همانا اگر بر کفار پیروز شبید
34:49اموال کافران، زنان و دخترانشان از آن شماست
34:54و اگر در راه او کشت شبید
34:57پاداش شما به هشت است
34:59کدام آقلی؟
35:00کدام آدم آقلیست که این معامله با خدایش را نپذیرند
35:06به خدا ای برادران
35:09همانا که هزار سال عبادت
35:12و هزار سال کس به علم
35:15با یک ساعت جهاد برابر نخواهد بود
35:20همانا پیروزی از آن مجاهدان است
35:26مغفرت می تلبم
35:28از خدا برای خودم و شما
35:32با سلام علیکم
35:49امیر؟
35:50کنان کجاست؟
35:57در رو باز گذاشتی؟
35:59یا خدا بیرون نرفته باشه؟
36:00تو کجا میای؟
36:02برو ببین شاید تو خونه باشه
36:07اگر اصلا خودشم نمیدید
36:10چون خود بگه؟
36:12یه شخصا مرد حسابیه
36:14تو که چلی باشی؟
36:16یه بچه نمیدید؟
36:17نمو نمو
36:23میخواه بار نفت در اصعی وقت برسه به ترکیه
36:26آشاق ابو جلال
36:28خدمته
36:37موسیقی
36:38موسیقی
37:08موسیقی
37:09آشع وفطر وفطر
37:12بعد در الزمن
37:13اتطال اتكب المشروع
37:18نبلان بليال العشق
37:21معصور فعشبين الفجر
37:24الشامع افلاع الفخر
37:27ركب السماء قول البطر
37:30حكايد حبيب من الوفر
37:32سراج وغواليال الغفر
37:35وضن الطفول بكتفر
37:38حصي وشع يرسم امل
37:43نسر السماء
37:46نمر تمام
37:48غاب ومكر ليل العمال
37:53خفا وغطر
37:56مد السماء
37:59كمل درب خير العمل
38:04محور فتانا ببلده
38:08خاصم خصم من العدى
38:10مهما عدت نبدا في الوداء
38:13مهما يلحق تافي لشفلها
38:29موسیقی
39:15موسیقی
39:45موسیقی
40:15موسیقی
40:19موسیقی
Yorumlar