Oynatıcıya atlaAna içeriğe atla
  • 2 saat önce

Kategori

🎈
Eğlence
Döküm
00:00در سال 2011 میلادی اعتراضات مردمی در کشور سوریه با مداخلی خارجی، تبلیغات رسانهی و مسلح شدن برخی گروه های
00:10مخالف حکومت مرکزی منجر به جنگ داخلی و برهم خوردن امنیت و آوارگی هزاران نفر از مردم سوریه شد.
00:19پس از تداوم درگیری های داخلی در سال 2013 میلادی داعش با پرچم اسلام، شعار آزادی و رفاه وارد سرزمین
00:29سوریه شد.
00:30برخی از مردم به دنبال رحایی از ناامنی و دستیابی به آزادی با داعش همراهی کردند.
00:35داعش پس از استقرار پرده از شهره تکفیری خود برنداخته و قوانین ظالمانه و غیر انسانی خود را حاکم می
00:43کند.
01:00داعش پس از فردم برنداخته و قوانین ظالمانه و غیر انسانی خود برنداخته و قوانین ظالمانه و قوانین ظالمانه و
01:14قوانین ظالمانه و دستیابی همراهی کردند.
01:42موسیقی
02:09موسیقی
02:39موسیقی
03:09موسیقی
03:39موسیقی
03:46موسیقی
03:48موسیقی
03:49موسیقی
04:16موسیقی
04:27موسیقی
04:29موسیقی
04:31موسیقی
04:34موسیقی
04:35موسیقی
04:36موسیقی
04:40موسیقی
04:41موسیقی
04:44موسیقی
04:48موسیقی
04:53موسیقی
04:59موسیقی
05:13ما در داردم گرفت
05:16حق ته
05:17چون اینجونی میکنی؟
05:20چه؟
05:21مگر به تو گوشت کردم خوهر عبیر رو برگردونم
05:24خود عبیر گم شده
05:26واسه چی اومدی اون شب منو به زور آوردی
05:29فکر میکنی چون این ماس ماسک دستته
05:31به من مادرت هم میتونی
05:33هرچی بخوای بگی
05:37به من چه که گم شده؟
05:39مگه من دوزیدمش؟
05:41مادر من چی از جون من میخوای؟
05:45ازت میخوام دوباره مثل پدرت کار کنی
05:48پدر خدا بیا بازد
05:49این خدا رحمت کنه پدرم و شکل ندارم
05:52حلال خورد بود
05:53آزارش به کسی نمیرسی زندگیش حلال بود
05:55اما چی کار کرد؟
05:56چجوری این زندگی کچی براتون ساخت؟
05:59قدرت یعنی همه چی؟
06:01قدرت؟
06:02اگه قدرت داشتم
06:03وقتی ابو هنان زد تو صورتم
06:05به خدا قصم این توفنگو میبینی
06:06چنان میکوبیدمش
06:08تو دهنش
06:09زارتون پاشو تیر برون نیکردم
06:11آره مادر من
06:13همونطور که با جابر کردم
06:14دیدی چی شد؟
06:15هنان ازدم میترسه
06:16قدرتی که این کار میکنه
06:18میخوایم خانمادم راحت باشن
06:20با خوشنه مردم
06:23ظلم به مردم
06:28باشه
06:32باید برم کار مهم میدارم
06:34از خونه بیرون نرینا
06:37خدافز
06:40ماما
06:41چیه؟
06:41یه چیزی بده داشت فرحام بگو
06:43آخه نمیداری برنامه آشپازی را تماشه کنم
06:46تو برنامه آشپازی میخوایی چی کار دختم؟
06:48آخه خیلی گشنمه
06:50آخه یعنی برنامه آشپازی ببینی سیر میشی؟
06:53آخه چیه؟
06:56خیلی خب بریم
06:57بریم برات میزنم اون کاندر
06:59ما اینجا چی کار داریم؟
07:01منتظر ابو یاسری
07:03این چرا اینجوری اومده بیرون؟
07:05بلش کنی زن را دیوونه است
07:07یعنی کسا کار نداره که این وقت شب تو خیابونه؟
07:11خونت کجاست؟
07:13فایزه
07:14اسمتو نپرسیم گفت خونت کجاست؟
07:17فایزه
07:18بلش کن باش بس میکنی گفتم که دیوونه است
07:27بیارش اینجا ابو هارون
07:28به چشم
07:29بیارش
07:47این چیه؟
07:49یا دیوونه
07:50دیوونه؟
07:51هرچی میپرسیم میگه فایزه
07:54فایزه
07:59فایزه
08:01فایزه
08:07نجاب
08:08این نباید اینطوری به چرخ تو خیابونه
08:11فیلان ببرینش تخفیل ابو فاق بدین
08:16فکری برش دادم
08:19یالا
08:25موسیقی
08:29جناب دکتر حکیم
08:39دکتر حکیم
08:41که فامیلیشون با شغلشون همه هنگه از قهرمان های این بیمارستانه
08:45قهرمان کیه؟
08:46من هم مثل بقیه کسای هستم که الان توی بیمارستانم
08:51مردم ارتشیاه
08:52دکتر حکیم
08:54آخرین بار که خانوادتون رو دیدیم؟
09:00رستش خیلی وقت بیش
09:02ولی خب هر وقت امکانش باشه باهاشون صحبت میکنم
09:05بیاین با مرور لحظات سخت شروع کنیم
09:09به نظر من اولین حجوم داهش از
09:13لحظه های سختی بود که در این بیمارستان به ما کازش
09:16و این که مردم چطور فرار میکردن و نیروها میومدن
09:20تو اون لحظه های که ترس همه رو گرفته بود
09:24بیمارستان بگه میدون جنگ تبدیل شد
09:26با این که اصلا آمدگیش رو نداشتیم
09:29ولبته
09:30لحظه های که در حال نجات
09:33کادر پزشگی بیمارستان بودن
09:36سختتری زمان هم تلاش برای
09:39نجات مریم بود
09:41حالا از لحظه های شیرین هم برامون میگی؟
09:44لحظه های شیرین هر روز دارن تکرار میشن
09:47کنار هم اصدادن مردم و همراهی و همده میشن
09:52دکتر حکیم از عدنان برامون بگین
09:55اینجا چی کار میکنه داستان شیرین؟
09:58عدنان قهرمان با خانوادش برای چه خواب اومده بودن بیمارستان
10:03که اولین حجوم داعش اتفاق آفتد
10:06متاسفانه خانوادش شهید شده
10:08اون موقع ادنان برای همه ما کادر بیمارستان، دکتران، پرستاران، برتشیه های قهرمان جاودان شد
10:31اینجا محل استقرار نیروهای کافره
10:35اگه این منطقه رو بگیریم
10:38راه ارتباطشون با پایتخ به تو رو کامل قسم میشه
10:41بلی ما نه نیروی کافی داریم، نه مهمات کافی برای انجام این کار، ابو یاسر
10:47ظاهر نظر چیه؟ بذاری من حرفمو تا آخر بزنم
10:51چون برادرمون ابو جلال داره سلاحای لازم برای تسلط بر منطقه رو تحییه میکنه
10:59در ذهن، نزرت مفتی با گروهی از مجاهدین غفغاز ارتباط برقرار کرده
11:07که اگه وارد جنگ بشن، موازنه رو به نفع ما تغییر بیدن
11:13بیمارستان رو چی کار کنه؟
11:21باید معمولیت بیمارستان رو سریع تموم کنیم، خیلی سریع
11:24پیشتر از این چی کار باید بکنیم؟ میدونی چند روز ما حاصرشون کردیم؟
11:29باید کار کرد، خیلی کارا میشه کرد، ما اینجاییم که عمل کنیم، نه اینکه حرف بزنیم
11:45کجا؟
11:47با تو هم داری کجا میری؟
11:49میدونستی خیلی بیده با گستاخی؟
11:53خفشو برو به تمرگتی اتاق دخترک
11:56دیوونه شدی؟
11:57رفتن تو یعنی مرگ من
11:59پس اگه مفتی منو به خاطر تو بکشه، بهتر خودم تو رو الان بکشم
12:03مفتی با من چی کار داره؟
12:06با تو چی کار داره؟ سوال خوبیه
12:09تو بچهشو دنیا آوردی، آفرین به تو
12:14کار من اینجا دیگه تموم شد، خلاس
12:19دینت چیه؟
12:22این دیگه چه سوالیه؟
12:25اگه مسلمون باشی، زنش میشی
12:29خیر از این باشی، کنیزش میشی خانم
12:34این چرتوپرتو چیه؟
12:37کنیز و این حرفا یعنی چی؟ دیوانه شدی؟
12:39دکتر تو مسلمون نیستی، پس از همین حالا خودتو کنیز شیخ به تو
12:44البته اگه ایشون بهت واقع رحم کنه و نکشتت
12:50من متعهلم
12:54متعهلی؟
12:56از نظر مفتی از امروز ازواجت باطله، بلکه از همین لحظه باطله
13:03مگه بخواسته اونه؟
13:05وقتی مفتی میگه باطله، یعنی باطله
13:08حرف آخر رو مفتی میگه
13:10فکر کرده اینجا هرکی هرکاری دلش بخواد میکنه؟
13:15مفتی دستور میده، بقیم اجرا میکنن
13:19فکی قبول نکنم
13:30ابو یاسر خوب گوش کن، داستان و بیمارستان سری باید تموم شه
13:34هفته آینده جلسه خیلی مهم میداریم، امنیت کامل میخوام
13:38نگره نگوشین، همونطور میشه که شما میخویم
13:42میخوام به اون پسر بیشتر توجه کنیم
13:51همونی که امروز تو میدون کفارو به درک واسل کرد، دستش نمیلرزه، معلومه که از جنس خود ماست، حسابی جنم
14:02داره
14:03سعد؟
14:05سعد
14:07از امروز اسمش
14:13یدودینه
14:15بله؟
14:16از امروز، همه صداش بزنن یدودین
14:22این چشم
14:26هبو یاسر، یه چیزی ازت میخوام، ولی به هیچ کس نباید بگیم
14:34عمر کن شیخ
14:38حقیقتش از این قرصرهای تقوییتی لازم دارم
14:44دهیه کن
14:45به روی چهر
14:46بفرنام
14:58سلام
15:00و علیکم سلام، مدارک ماشینو بده
15:04بیا بیرون، خفشو
15:06مدارک ماشینو بده
15:13پس شما چند تا ماشین داریم؟
15:15اشکالشی مرد، هرچی میگین میگیم چشمی که چند تا ماشین دارم چه اشکالی داری؟
15:20اولا نگو مرد، بگو برادر
15:22دو و من، از اوامر خلیفه اطاعت کن
15:26ما هم تحت اوامر خلیفه ایم
15:28من این وقتی شب زدم بیرون چون دنبال زنم میگردم
15:31یعنی زنت این وقت شب رفته بیرون؟
15:34نگره نباش پیداش میکنیم، میفرستیمش خونه
15:38البته بد هسته از زیر
15:41منظوره چیه؟ اخه من...
15:43بیشتر از یه ماشین داری
15:45فردا صبح زود، میری اداره عبور و مرور، ماشین جیپ تو تحویل میدی؟
15:52چرا ماشین رو تحویل بدن؟
15:53اینا در صورت عبو یاسره
15:56اگه اینجوریه که باش، هرچی شما بگیم
16:00بفرما
16:00ممنون
16:01برا
16:15دیگه بسط حرف رو من نمیپرین
16:18امر، امر شما سبو هارم
16:20برا
16:20رفز
16:24رفز
16:25رفز
16:27رفز
16:28رفز
16:30رفز
16:39رفز
16:47بحجورت
16:48رفز
16:49عبیر خونه نیست برادر
16:51یعنی چه عبیر خونه نیست؟
16:53نمیدونم وقتی رفتم خونه دیدم در خونه بازه
16:56بچه رو موبله ولی از عبیر خبری نیست
16:59رفتی دنبالش؟
17:00امه جا رو زیر و رو کردم اما
17:02انگار سوزن شده تو انبار کا
17:04اون خانومه چی شد؟
17:07خانومه خونه هست بچه هم پیششه
17:09من الان چی کار کنم حبیب؟
17:11خیلی خوب خیلی خوب خیلی خوب
17:12فردا و رو دنبالش به زیر صبح بشه
17:14انشالله پیداش میکنیم
17:16انشالله انشالله
17:18یادم رفعیم تو این وضعیت ماشینم هم گرفتن
17:20نمیدونم با ماشین ها چی کار دارن
17:22ماشین ها؟
17:25شاید برای عملیت انتحاری لازمشون دارن
17:29نه میدونم
17:30دیگه برای مهم نیست هر کاری میخوان باش بکنن
17:33جابر نگره نباشه انشالله فردا سو پیداش میکنیم
17:36ولی باید دو تا ماشین برای اون تاییه کنی
17:39یکی برای خوده دیگه برای من
17:40آشه من عمی رو پیدا کنم
17:42بعد دو تا ست تا ماشین میارم
17:44خدافرز
17:46خدافرز
17:56ظاهر هنوز نتونست بیمارستانو تصرف کنه
18:00ظاهر آدم این کار نیست
18:02او یاسر
18:03واید یک کاری کرد
18:04چه کاری؟
18:06فکر کنم نقششون
18:08اینه که وقت بخرن تا بهشون آزوغو و مهمات برسن
18:14فقط اونا نیستن که نقش دارن
18:16ابو یاسر
18:17حالا وقتشی که پسر کچیک وارد بازی بشه
18:21پسر کچیکیه؟
18:26شیمیایی یه راست میره سراغ قلبشون و اونا رو
18:32محف میکنه
18:34مگه محموله رسیده؟
18:39محموله تو راه قول شده
18:50موسیقی
18:51موسیقی
19:00موسیقی
19:01موسیقی
19:04موسیقی
19:06موسیقی
19:06موسیقی
19:10موسیقی
19:13موسیقی
19:14موسیقی
19:15موسیقی
19:18موسیقی
19:19موسیقی
19:25موسیقی
19:27موسیقی
19:27موسیقی
19:27موسیقی
19:27موسیقی
19:27موسیقی
19:27موسیقی
19:28موسیقی
19:28موسیقی
19:29موسیقی
19:31موسیقی
19:32موسیقی
19:53سلامون ایکوم برادم
19:54و حالتون مستوام
19:55من هنوز زنم رو پیدا نکردم چی کار باید بکنم؟
19:58نمی دونم
20:00ممنونم
20:01سلامت
20:03سلام
20:13ظاهر
20:14امروز بابا شرکت کاری میکنیم که تا آخر عمرت یادت نمیره
20:18امروز در جنگ ما روی سرنوشته
20:22تو آماده ای؟
20:27من آمادم
20:29جهنمم آماده است
20:55مطمئنی من از پس این کار برنیام
20:57چرا بر نیایی؟
20:58تو خانومی اونم خانومه
21:00کمک های اولیه رو که بلدی
21:01میتونین به همدیگه کمک کنیم؟
21:03آره کمک های اولیه رو بلدن ولی خب
21:05به هر حال ممکنه ایران
21:06فاطمه جان
21:07میدونم
21:10بفرما
21:19خانوم دکتور
21:28خانوم دکتور چی شده؟
21:32برای چی گریه میکنی؟
21:33بگو چی شده عزیزم
21:39دکتور جون داری میترسونی من رو چی شده؟
21:48فاطمه به دش ببینم
21:52یا خدا
21:53بینگار بیمارستان شهره
21:55یارم
21:59شیمیای؟
22:01آسلوی شیمیای استفاده کرده
22:04داداشم
22:06فاطمه
22:08من باید سری برم
22:10داداشم تو بیمارستان برم
22:26شیمیای استفاده کرده
22:30آسلوی شیمیای استفاده کرده
23:15PYM JBZ
23:42PYM JBZ
24:15PYM JBZ
24:37PYM JBZ
25:09PYM JBZ
25:31PYM JBZ
26:02PYM JBZ
26:31PYM JBZ
27:01PYM JBZ
27:31PYM JBZ
28:01PYM JBZ
28:31PYM JBZ
29:01PYM JBZ
29:25PYM JBZ
29:49PYM JBZ
30:20PYM JBZ
30:49PYM JBZ
30:51PYM JBZ
31:48PYM JBZ
32:17PYM JBZ
32:47PYM JBZ
33:16PYM JBZ
33:47PYM JBZ
34:13PYM JBZ
34:36PYM JBZ
35:05PYM JBZ
35:32PYM JBZ
36:02PYM JBZ
36:27PYM JBZ
36:38PYM JBZ
36:49PYM JBZ
36:51PYM JBZ
Yorumlar