- 57 dakika önce
Kategori
🎈
EğlenceDöküm
00:00در سال 2011 میلادی اعتراضات مردمی در کشور سوریه با مداخلی خارجی، تبلیغات رسانهی و مسلح شدن برخی گروه های
00:10مخالف حکومت مرکزی منجر به جنگ داخلی و برهم خوردن امنیت و آوارگی هزاران نفر از مردم سوریه شد.
00:19پس از تداوم درگیری های داخلی در سال 2013 میلادی داعش با پرچم اسلام، شعار آزادی و رفاه وارد سرزمین
00:29سوریه شد.
00:30برخی از مردم به دنبال رحایی از ناامنی و دستیابی به آزادی با داعش همراهی کردند.
00:35داعش پس از استقرار پرده از شهره تکفیری خود برنداخته و قوانین ظالمانه و غیر انسانی خود را حاکم می
00:43کند.
01:00داعش پس از مردم به دنبال را حاکم می کند.
01:30داعش پس از مردم به دنبال را حاکم می کند.
02:01داعش پس از مردم به دنبال را حاکم می کند.
02:34مردم به دنبال را حاکم می کند.
03:15بیمارستان مرکزی شهر
03:37چی شده؟ بیا پانزمانت کنم.
03:39نه می خوام برم مریمو بیارم.
03:41دیوونه ای تو؟
03:42شنیدی؟
03:43بخوام برم مریمو بیارم.
03:47مریم تیر خورده.
03:49باید بیارمش.
03:50بخوام باید باید باید باید.
04:04بخوام باید باید.
04:09که را حاکم می کند.
04:10کرالاله.
04:11نمی شنوید چی می گی؟
04:14اسمش چیه؟
04:15اطنان.
04:17خانوادش کجا هست؟
04:18تو هم به اول به بیمارستان شهید شدن.
04:22روحشون شد.
04:23حالا آقابتش چی می شه؟
04:25آقابتش مثل آقابت ماست.
04:27الان نه چند ساعت دیگه یا چند روزه دیگه.
04:30مسیر هممون یکیه.
04:48این نعمال ماست
04:50برق بین ما و شما چیه
04:51پروبازی در نایت ببند دهن تو
04:54برا رد کارت
04:55اینو ببر خونه ما
04:57خونه تو کجاست
04:58چرا میخونه سنده چبیه لاره
05:15کجا
05:16آرده رو بیارن
05:17برو
05:18خدا بهت قوت بدی
05:21ممنونم ممنونم
05:23شنیدم حسابیه حال جا برو جا بردی
05:26گم جرم
05:28ممنونم زنده باشی
05:30شانس رو بردیه اگه فارس نرسیده بودا
05:32جنازه شو مینداختم چاله سر
05:34آره شنیدم از ترس به خودش
05:36میلنیده
05:38آره دیگه
05:39اصلا امن افتاده بود
05:41به التماس که نکشمش
05:43نبودی امن ببینید
05:44دیگه دور دور ماست
05:46دوری اونا تموم شدن
05:48گمتگر
05:49دلی
05:50بسنگ
05:51بسنگ
05:53نزنه
05:53نزنه
05:55خودش
05:57خودش
05:57خودش
06:05خودش
06:06چی ها داری میکنی؟
06:08این جوون گرور داره
06:10آلت کرده که خود بشه بزنی
06:12آلت کرده
06:14اشتباه کرده
06:15بابا جان آروم باید
06:17شما بزن بگیر
06:20آزارش نده عذیتش نکن
06:22خوهر من
06:23چی چی رو عذیتش نکن کار اشتباه کرده
06:26باید تغاثشن بده
06:27اصلا بیش آجه
06:29اصلا باید میکنش مردی که مال مردم خورد
06:31دوسته
06:33دوسته
06:34آلت که دوسته
06:35ماله کیو خورده ما؟
06:38ماله کیو خورده؟ ماله منو
06:40ماله تو رو ماله همه رو
06:41ماله همین عبوصد رو
06:42عبوصد نگه قرار نبو تنجه خونت رو درست کنه
06:45خودت نگفتی بود؟
06:46یعنی من یه چیزی ازش خواستم
06:48اون قبول نگه
06:49قبول نکرده شدید قبول نکرده
06:53این دوستیه
06:56درستیه
06:57من عبوصد رو پرده
06:59به تو چه؟ به تو چه؟
07:02خدا قوت خاله
07:03فقط خواهش میکنم اون چوب دستیتون رو بدیم به من
07:05تو بودی چه قدیشو کردیش
07:08خب من چیزی نگفتم چه سراد
07:10یا بگیر
07:11کجا داری میریم؟
07:12اون چوب دستیتون رو بدیم
07:14تو بودی که شهر بپای کردی
07:16شوقت قاطعی
07:20بخیر گذشت
07:27بخیر
07:28روستای حومه شهر
07:29نزدیک فرودگاه
07:33خدا خیر به دلیرو
07:36که همه بچه های روستا رو بسیج کرد
07:39خرد و خوراکشون رو
07:42باید چی کار کنیم؟
07:47زمگ روستا هرچی تو خونه دارن و میانم
07:49باید همه رو یه جا جمع کنم
07:53بهتر اینجا و مسجده
07:54باید همه رو
07:55جمع کنیم همینجا
08:04چیزی که ما را بر آزام و سلط میکند
08:08ایمان مردم بر عقیده ایست که
08:09که ما منتشر میکنیم
08:11و شما باید داره امتشاره
08:14این عقیده مداومت داشته باشید
08:20میدانم به چه فکر میکنید
08:24بارها پرسیدن که
08:28آیا بریدن سر روست؟
08:31بله
08:33البته که روست
08:35این کار
08:38در دل مردم ترس
08:40ایجاز میکند
08:44و با ما همراه میشوند
08:48هر روز باید
08:50سربریدن ببینند
08:54مردم با خون میشکفند
08:57و با ریختن خون
08:59مردم با خون میشوند
09:04به کارتن مرسید
09:17مردم با خون میشوند
09:20آه هم
09:22سلامشو
09:23سلامه چا
09:29چطپ هست؟
09:30دارم نگاه میخوام تقلبی نباشه
09:33صدا زوپیر من یکی میشنم به سرمونو به باد میدین
09:35حالا انگار هیچی غیر پول برای تو مهم نیست
09:39ببینین چی میگه، نه انگار ما واسه چیزی به غیر از پول اومدیم
09:44داداش، من امروز میخوام برم قرید مطور
09:49اصلی، میخوام مغازه رو
09:51بزرگش کنم و کلیچینس بریسم توش
09:54این باهوش
09:55استوپ
09:57من یه پارکین باز میکنم که موتورامونو توش بذاریم
10:00اولا من بر اکس همه تون دارم فکر میکنم
10:03پولا رو جمع کنم و برم سفر
10:07خوبه؟
10:08اچت فکری
10:09کجا میخوایی بری؟
10:11کشور کفار و دشمنان
10:16ببینم، این واحد پول الان واحد پول همون کفار و دشمنانیست؟
10:27کشور کشور کشور کنم
10:57خوش
10:59باید میذاشتیم برگرده
11:00اونم به خاطر چی؟
11:02ای خدا به این جاون را عقل بده
11:05هنوز که هنوزه دکتر فیلپ میگه
11:07دانشجوی بهتر از سارا نداشته
11:10دیگه دارم نگران میشم
11:12بعد جوری دلم شور میزنه
11:14حالا باید چی کار کنیم
11:16هر جوری شده از اونجا میاریمش بیرون
11:18چطوری؟ خب بگو چطوری؟
11:21نمیدونم
11:23فقط میدونم
11:24هر کاری میکنم تا جون دخترمو نجات بدم
11:37نمیدونم
12:24هبو جلال
12:26جساد یکی از برادرها اینجا افتاده
12:29چند نفر رو بفرست ببرانش
12:33همین حالان
12:35اتراجع همشون
12:41ادنان
12:42این کنال به اسم تو میشه
12:47ای برادران و مجاهد
12:50دوستانتون که قبل از شما بارد شدم بپیفندیم
12:54هیچ کدومشون نباید زنده بمونن
12:56به محضه این که رسیدیم بیمارستان
12:58همه رو به چشم کافرانه زدگید ببینید
13:02ما
13:04احتیاجی به اسیر نداریم
13:06فی امان الله
13:19ابو جلال ابو جلال
13:21بله ظاهر
13:39این صدای چی بود؟
13:41داخل که قد بوم بذاشته بودن
13:43ادنان حرف بزنه
13:46بله ظاهر
13:47چند تا افتاد تو بیمارستانن؟
13:49چهار یا پنش دارن
13:50ما بیشترشون زخمی هم
13:52سرگرد قیص چطور؟
13:54دیش زخمیه
13:55مطمئنی؟
13:56بله مطمئنم
13:58همان فرمون دهی دست ریماه
13:59کی؟
14:00سروان ریما
14:01کیه این سروان کفتی کیه؟
14:04همونی کس چنگم رو فرار کرد
14:06قیافش چجوریه؟
14:09سبزه و چشم روشن
14:11و هموهای مشکی؟
14:15روسته
14:16آره دیدمش
14:18چی دیدی؟
14:19ریما رو دیدم
14:21همونجا باشد نان
14:23یه چیزی ازت میخوام
14:25ریما باید
14:27در کمترین زمان ممکن
14:29تو چنگمون باشد
14:30هر چقدر لازمه
14:31از اینه بشه
14:31حتی هزار تا انتهاری
14:33هزار تا
14:34بیفر می؟
14:35بیفر می؟
14:44بیفر می؟
14:52همونجا باشد چنگمی؟
14:58وکثاب الله شهیدا
15:04محمد رسول الله
15:07والذین معه أشتاء
15:14على الكفار و حماه بینهم
15:19ترارم ركعا سجدا
15:23يمتغون فضا من الظال
15:34امر ظاهر اهل لیبی
15:38سال 1998 به طالبان پیوسته
15:41سال 2000 با دختری یکی از سرانه القاعده ازدباش کرده
15:45زن و بچه هاش در حمله هوایی هواپیما هایی بدون سرنشین امریکایی سوختن
15:49در حمله امریکا و افغانستان بازداشت شده
15:52و مدتی هم در گوانتانامه بوده
15:54اما معلوم نیست چرا ما حاکمه نشده
15:56یکی از نکات مجبول پروندش اینه که بدون ما حاکمه آزادش کردن
16:03اطلاعاتی که از این شخص پا دستو بردیم نشون میده چند تا دیدار با سناتور مکین و ابوبک بقدادی داشته
16:09یه سری نکات هم راجب همین امر ظاهر اینجا یاد داشت کردم که براتون میگم
16:15حفاظت مکین رو در سوریه به احده داشته
16:18این فرد اعتقاداتی کاملا تکفیری داره
16:21دوره های تخصصی جنگ های چریکی دیده
16:24آشنایی کاملی با مواد منفجره داره
16:26و فرمانده فوقلاده بیرحمیه
16:29محال کسی رو که با ارتش سوریه مبافق زنده بذاره
16:33همسر برادرشو که سوریهی بوده با بچهاش کشت
16:37فقط چون دولت سوریه رو تعیید میکردن
16:40و اضافه بر همه این حرفا
16:42اون آدمیه که آشق جنگه
16:45هرچی و هرچی تو دنیاست جم کردن فرستادن سوریه
16:50این آدم اطلاعات ارزشمندی داره
16:53یه طور براش پهم کنید
16:55منم موافقم امر ظاهر محریه خیلی مهمیه
16:58الان امکانه این که نفوزی ما تو این فرصت کم بتونه بهش نزدیک شد
17:02وجود نداره
17:03شاید حسب کردنش راحت تر باشه تا این که بخواییم براش طور پهم کنیم
17:08هفته ی آینده نبایندگان امریکا و اسرائیل با این شخص دیدار میکنند
17:13بعد میتونه حسب بشه
17:15درسته اینجوری آقلانه تره
17:17بذاریم دیدار انجام بشه به نتیجه برسن
17:19بعد بلا فاصله نقشه ی حسبشو بگشیم
17:23ببخشید سردار
17:24یعنی این دیدار توی همین شقر انجام میشه
17:27بله
17:27پس حتما این دیدار برای به رسمیت شناختن داعش در منطقه هست
17:33جنرال این فرض خیلی حساسیه شما مطمئنید؟
17:37به احتمال زیاد
17:41این برای منطقه خطرناکه
17:43و انقشه های ما رو تحت شوا قرار میده
17:51ما اطلاعات زیادی نمیتونیم به دست بیاریم
17:54چون نفوزی ما نمیتونه چون دیدارو زور دشته باشه به هیچ فرش
17:58تو این شرایط بهترین کار اینه که حبیب رو وارده تشکیلاتشون کنیم
18:03تا بتونه برای گرفتن اطلاعات به نفوزی شما کمک کنه
18:06بله من هم موافقم
18:07حبیب مشکل رو حل میکنه جنرال
18:10اگه این طوره من موافقم
18:21سلام دکتر
18:22سلام
18:25کجاست؟
18:26پشتباه
18:27رفته اونجا چی کار؟
18:29داره اونی که دیروز تیر خورده رو پوشش میده
18:32هیچ کس رو پشتباه هم نیمش
18:34پقربار
18:34سروان ریمار
18:36اوزا چطوره؟
18:37افتزا
18:39امتزارشو داشتم
18:43کجا انشالله؟
18:44بیمارستان دیگه نمیتونم منتظر وعدای تو بمونم
18:47قیامت بیمارستان
18:48هرچی ارتشی و دایشیه به جون هم افتادن اونجا
18:51اون وقت تو داریم میری کجا؟
18:52میرم خوهرم از چنگل اون گرگا بکشم بیرون
18:55تا هم قایم شو که عذیت نشد
18:56تو این شرایط کاری از ما بر نمیاد
18:58عزیز دلم التماست میکنم
19:00بفهم سبر داشته باشه
19:02آخه دیگه چقدر؟
19:03دیروز باید میومد حتی جواب به تلفناشم نمیده
19:06بزا روزا یکم آروم شه
19:07خودم برات خبر میارم بهت قول میدم
19:10عبیر جان
19:10اگه خوهر خودتم تو این وضعیت بود سبر میکردی
19:17الان فقط سنا رو کم داشتیم
19:19واقعا
19:33میدونم اصلا دوست نداری من رو ببینی
19:39سلام عبیر خانم
19:41سلام
19:42به خدا که من شرمندتونم
19:44شرمندگی به چه درد من میخوره
19:46معلوم نیست چی تو گوش اون پسر عبلهت خوندی
19:48که جرای ملت اصلاحه کشید رو من
19:50چه گتایی کردم
19:52که حق شما رو خوردم
19:54بعد سقوط شوارت از ساختمون کی کمکتون کرد
19:57این مزد مهربونی
19:58به خدا درست میگی
20:01روب سیاه تا قیامت
20:03حالا چی میخواه
20:04راستش میبینه که
20:07شر ریخته به هم
20:08اوضعام خیلی خرابه
20:10منم کارگره روز مزدم
20:11کار میکنم خرج میکنم
20:13کار خرج
20:14کل روزارو
20:16الان هم هیچی پول ندارم
20:19میتونی یه بیس هزار لیره به من قرز بدی
20:21واقعا که چه روی داری شما ها
20:24بیست هزار لیره
20:25پسرت منو میزنه اون وقت تو اومدی
20:28لا الهی لا لا
20:29فکر کدام الان وضعتون خوب شده
20:32پسرت داعشی شده
20:33دیگه من باید بیام از شما پول قرز بگیرم
20:35این چه حرفی آقا جابر
20:38جابر جان تو برو شاید خبری از خوهرم بگیری
20:41شما الان با پر روی تمام اومدی پول قرز کنی
20:44از کاری که پسرت کرده خجالت نمیکشی
20:46ببینم پسرت الان داره برای دولت خلافت کار میکنه دیگه درسته؟
20:51آره اینطور که میکن قرار بزودی توی دوره آموزشی هم شرکت کنی
20:55میتونم یه کاری ازت بخوام
20:58حتبر حتبر
20:59اگه کاریو که میگم بکنی به اندازه حقوق یه هفته رو یعجابت میدم
21:04یه هفته کامل برای یه کار دستور بده
21:08پسرت خوهر زنم از بیمارستان بیاره بیرون
21:12بیمارستان؟ مگه بیمارستان چه خبره؟
21:15دو روز جلی بیمارستان درگیریه
21:17یعنی عده ای بره خوهرتو بیاره بیرون؟
21:20آره خودشه یه اما نامه ای بر یه چیزی از دولت خلافت بگیره بیاردش بیرون فقط همین
21:26عجب دیدم مردم جلوی مغره پولیس وایسدن
21:29میخوان خانواده هاشون از بیمارستان خارج کنن
21:32جلوی مغره پولیس؟
21:34آه
21:34اینه موش چپیدی تو خونه چند بار گفتم بارو یه خبری بگیر
21:38لا اله هیلا لا آخه چه فایده ای داره بریم جلوی مغره پولیس؟
21:42اونا کاری از دستشون بر نمیاد رفتنم اونجا بیفایده
21:45نشستن ایت اینجا بیفایده نیست؟
21:48به خاطر خدا سنوشان
21:49بگو پسرت خوهرمو بیاره بیرون
21:52من همین خوهر رو تو دنیا دارم
21:54هرچی پسرت بخواد تحییه میکنم
21:56براش مطور میخرم
21:58اصلا ماشی میخرم
21:59هرچی بخواد
22:01فقط خوهرمو از اونجا نجات بده
22:03اینطوری نگو
22:04هرکاری که بتونم میکنم که خوهرتو برگردونم پیشین
22:08مهم فقط خوهرته بغیر بیخیان
22:11ای به چشم تلاش اما میکنم عبیر جا
22:14بیا تو هم مثل خوهرمی
22:17عبیر
22:17بگیرش
22:18نه والا نه والا اینکار نکن
22:21خوهرمو
22:21نکن اینکارو
22:23برگردون پیشم
22:59چجوری بهشون حسنای میرسه؟
23:00همون جوری که به ما میرسونن
23:02به اونا میرسه دیگه
23:03مثلا مواصرهش میکردن
23:06جوش نزد
23:09سه تا تکتیر انداز تو تباقیه ثومه
23:11یه تیربارم اونجا هست
23:13چند تا آرپی جی زنم موضع گرفته
23:15باید قبل اینکه اصلاه و مهمات بهشون برسه
23:17نابودشون کنیم
23:18راه دیگه هم هست
23:20یعنی انتحاری بفرستیم؟
23:21بله
23:22یه انتحاری
23:24از دره اصلی میفرستیم
23:26منفجر میشه
23:27میوارستا بیرحوا
23:28نه آرپی جی زنم حبل رسیدن
23:33راه اصلی بیمارستان بسته میشه و
23:35مانه اقدامات بعدیمون میشه
23:37یه راه دیگه بگیر
23:39اقلا قدرده
23:40شرا بلدم که نتونن ماشین تا رسیدن به بیمارستان بزنن
23:46اتلا
24:00میدونم از همون خوشت نمیاد
24:03وید باید چند دقیقی اونجا باشیست
24:06یه نه کنسی دار میره گیره
24:12الان بمیگردم
24:14شست
24:15الان بمیگردم
24:41موسیقی
24:56بس کزیل
25:06همون خوب بود
25:12وقتی بچه بودم
25:14همیشه هر جایی قایم میشدم
25:17بسارم اون بلاخر منو پیدا میکرد
25:20من جوری قایم میشدم که مرد میخواست منو پیدا کنه
25:26مثل اون موقع هم شدم آره دیگه
25:28آنم دکتر
25:30تو الان یه جای امن هستی
25:31اون بیشرف هم نمیدونن کسی کنار داروها قایم شده
25:37میدونی چیه یوسف؟
25:39هیلی سردمی
25:41یوسف، یوسف
25:45بله گربان
25:46الان کجایی؟
25:47الان رو پشت بومم
25:48سریخوی تو گرسون اینجا
25:50اطاعت اومدم گربان
25:53آنم دکتر مجبورم برم پایین سربان ریما احزارم کرده
25:57یعنی زیاد طول میکشه؟
26:00نه پنی دقیقی برمیکردم
26:02دیر نکنی یوسف دیر نکنی
26:05باشه پنی دقیقی اومدم
26:07طاقت بیار
26:17چیه؟
26:18دیگه از اون نگاه مغرورت خبری نیست؟
26:21اتفاقی افتاده جناب سرنگ؟
26:24مادر ریما آقا هم داره
26:26داروهاشو مصرف نکنه براش خطرناکه
26:30لطفاً برساشو بهش برسونید
26:33خواهش میکنم
26:34جالبه پس جناب سرنگ از زمان بلده التونس کنه
26:38چه روز تلایی شد امروز
26:42عیف که این حرفا دیگه فایده نداره
26:45امروز حکم شماده
26:46روز مرگشه
26:48منظوره چیه؟
26:50منظورم
26:52مادرزنمه
26:55بهت قول میدن فیلم اتفاقیو که برای زنت میفته با هم ببینیم
27:00ای رسل کتیف
27:02عزم خیلی میترسم
27:04نظر منو ببرم
27:06عشقت رومانتیک؟
27:08بیان اینو از اینجا ببرینش
27:10عزم من از دسته اینو بشد بده
27:13عزم
27:13خیلی میترسم
27:15به جاگ همسرم منو ببرین
27:16نظر ببرم
27:17عشقت نداره
27:18خواهش میکنم
27:20عزم
27:21عمی باشین
27:23نواته شما میگسه جمع سره اینکه ترس
27:25نترس وقتی ریما را بیارن اینجا اون وقت بفردن
27:32عشقال
27:34ببرینش
27:36بدشت کنین
27:39نادرگار
27:40بدشت کنین
27:41خدا
27:41خدا
27:42خدا
27:43خدا
27:44خدا
27:49که وضیعتی من همیخواستن برم نخوشتم
27:53جما بقیگوی زمدی
27:54ما هم نگرانیم
27:57ما هم نمیخواییم
27:59ادم های تو بیمارستان آسیب ببینن
28:00تلاش کردیم ارتشیا رو رازی کنیم
28:03مردم ها آزاد کنن
28:05ولی متاسفانه این نظامی های وحشی
28:07از مردم به عنوان سپر دارن استفاده می کنن
28:10مطمئن باشین
28:13تمام تلاشمون رو می کنیم
28:14تا خونواداتون رو سالم برگردونیم پیشتون
28:17بدون این که حتی یه قطر خون از دماغشون می کنیم
28:20میگن یه عده داشتن می اومدن بیرون شماها زدینشون
28:23چی رو بابر کنیم؟
28:24شما هر دروغی که احمقا میگن بابر می کنیم یعنی ما
28:27آخه میگن جنازهاشون هنوز وسط حیاتی بیمارستانه
28:31خب این یعنی ما زدیمشون؟
28:33برحال
28:34برید خونهاتون
28:36موندنتون فایدهی ندانه
28:38برید خونهاتون خبری شد حتماً صداتون می کنیم
28:42صحت
28:45صحت
28:49اومه اوده
28:51اینجا چی کار داری؟
28:52اوده اینجاست
28:54اینجا نیست
28:54تو هم اینجا نمون برا
28:56شب میاد خونه
28:57سهر چه خبر پسر
29:00احترام نگه دار
29:03اومه اوده شما اینجا چی کار می کنیم؟
29:05همین الان به پسر جواب دادم
29:07دنبال اودهیم
29:09میگین کجاست یا؟
29:10باشه باشه
29:11اودهیتون مدرسه است
29:13مدرسه؟
29:14کدوم مدرسه؟
29:16همون دبیرستان دخترونه که پایین خیابونه
29:18سالیج مرده
29:19پس اینجا برید دیگه
29:21خیلی خب الان میدیم
29:22چند بار بگم برید
29:26یاله نبینم کسی اینجا بایسته
29:28اینم ببریدش تو
29:32برم کن
29:33من اینکرم کنیم
29:36برم کنیم
29:37آخه من چه گناهی کردم
29:41ادنان نیومد
29:43الان هست که برسه
29:44ادنان یه بی چشم رو نباید بهش اعتماد میکردیم
29:48نه نه نه نه
29:50باید بهش فرصت بدیم
29:51یاله برادرها یاله بجنبین
30:02جنرال
30:02بدون مهمات بیشتر از این امکان نداره مقاومت کنیم
30:06اوزادار سختر میشه
30:08خیلی سختر
30:09اون کفدارا اگه وارده بیمارستان بشن
30:12هیچ کدوم منو زنده نمیذارن
30:14تلاش میکنیم بهتون برسیم
30:16اما هر چند تو هم که کشته بشن
30:18باز مثل مه رو منخ همه شو هستن
30:21درسته ارجانس و نیروهی کمکی چی
30:25طاقت بیارین
30:26قدی باش دختار
30:28قول میدام همین که شرایط بهتر شد
30:31یه هلیکوپتر براتون بفرستن
30:32توش سرباز و غذاب و دارو باشه
30:35محکم باش
30:36صبر حلال مشکلات ریما
30:40اطاعت جنرال
30:47ها
30:48اومن
30:50سلام علیکم
30:51علیکم و سلام و رحمت الله
30:53و مرکم تو
30:55دماغت چی شده؟
30:56چیه؟
30:57سگ گازت گرفته؟
30:59هنگار سگی پرزوری هم بوده
31:02الان وقت شوخی نیز کار داریم
31:05آشه مهم اینه که
31:08ماشین باید دم در بیمارستان منفجر بشه
31:10اگه یمت قبلش منفجر بشه
31:12هیچ سودی برامون نداره
31:14امونجا منفجر میشه
31:16انشالله
31:17اقو جلال تو هم دستور تیر اندازی بده
31:19کسی زنده نمونه
31:21فهمیدم
31:22احتیاجی به این چیزه نیست
31:23اونا با ماشین کاری ندارن
31:25انگار خیلی از خودت مطمئنی
31:28یالله خودتو نشون بده
31:52چه طوری قهره ما
31:54خوبم خوب
31:54خیلی خوب
31:56دارم میبینم
31:57چه حسی داریم
31:58حس عجیبی که تا قبل از این نداشتم
31:59حسی داماد رو دارم که شب عروسی شه
32:03حست کاملا درسته
32:05تو بهش کی منتظرته؟
32:07پوریه ها
32:08و میدونی خیلی خیلی مشتاقن ببینم
32:11منم برای اونا مشتاقتن
32:12بهشت مبارکت سالک
32:14برای اونا مشتاقن ببینم
32:18برای اونا
32:22برای اونا
32:27در واقع چیزی که در وجودتو خیلی دوست دارم
32:31راستش
32:32بدون تاروف
32:34حوش و استعدادته
32:36بازم امود بگم خودت میدونی
32:38ای خودت
32:39یعنی که بین اون همه آدمی که دورو براتم
32:42به من وله گفتی
32:43این از زیری تو
32:45میدونی عدنان
32:46با این که حس میکنم به هم دروق میگی
32:49ولی نمیدونم چرا باز باورت میکنم
32:52چون دوستم داری
32:54و این احساس دو طرف از بقیش مهم نیست
33:01آره که دوست دارم
33:03ولی شک نکن اگه یه روز بفهمم به هم دروق گفتی
33:06بدون لحظه تردید
33:08یه گلیله تو مغزت خالی میکنن
33:11قربان اگه مهمات از مرکز به همون برسه خوب میشه ها
33:15دارین تلشمون رو میکنین
33:17قربان با شما کار دارم
33:19ببینم چی کار داره
33:22ریما
33:25ریما
33:35ببینم
33:36مهمون عزیزم چیه؟
33:38این کیه قربان؟
33:40همونه که به همون خیانت کرد
33:42شناختمش عدنونه
33:44تاران که تو تیفاسم ناییمده
33:46اینقدر جرعت نداره خودشو نشون بده
33:52ریما
33:55مرکو را چکلو که دیگه پرستا
34:01فرصت دیگه نداری سر بار ریما
34:23مرکو را چکلو که دیگه
34:55مرکو را چکلو که دیگه
35:28مرکو را چکلو که دیگه
36:04موسیقی
36:33موسیقی
37:22موسیقی
37:52موسیقی
38:22موسیقی
38:37موسیقی