- 1 day ago
آیا آمادهاید وارد دنیای سریالهای مورد علاقهمان شوید؟ با داستانهای دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموشنشدنی، صحنههای هیجانانگیز و قسمتهای کمدی شاد، قسمتهایی که با اشتیاق دنبال میشوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریالهایمان با ما مشترک شوید!
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
Category
📺
TVTranscript
00:28PYM JBZ
00:48PYM JBZ
01:28PYM JBZ
01:58PYM JBZ
02:15PYM JBZ
02:36PYM JBZ
02:38PYM JBZ
02:40PYM JBZ
03:05PYM JBZ
03:36PYM JBZ
03:37PYM JBZ
04:08PYM JBZ
04:21PYM JBZ
04:57PYM JBZ
05:36PYM JBZ
05:48PYM JBZ
05:49PYM JBZ
05:51PYM JBZ
06:06PYM JBZ
06:07PYM JBZ
06:07PYM JBZ
06:36PYM JBZ
06:42PYM JBZ
06:47PYM JBZ
06:59PYM JBZ
07:01PYM JBZ
07:01PYM JBZ
07:11PYM JBZ
07:14PYM JBZ
07:19PYM JBZ
07:21PYM JBZ
07:22PYM JBZ
07:38PYM JBZ
07:41PYM JBZ
07:50بیادر چه قسم میرسانی؟ نیمه موتر انوز ماده؟
07:53من مشبور استم کیره خلاص کنم. نمیتونم تا نا وقت شب اینجا باشم. حالا ایره در پشت من. حالا.
08:02گرفتی؟
08:03گرفتم.
08:07محیط پنتون بسیار خوبش است. دخترهایش هم مقبول است. مره خوشم آمد. عزیب باده هر روز اونجا میعیم.
08:13یوسو اگر ده کانتین پنتون مصروف کار شبی هر روز اونجا استی؟
08:16شکر نکنم او کار شب. او نفر گفت زنگ میزنم اما ما خوشش نامدم. از چشمایش فا میدم. از ما
08:21خوشش نمیعیم.
08:22اگر خوشش میامد ما تجب میشدم. با او گفتی کارای نظافت انجام نمیدی. مثل شازده ها کار میخوایی؟
08:28ما یگان خط سرخ دارم. به نظرت آدم کاریزماتیک مثل ما زمینه پاک میکنه؟
08:35باندگه. بگو بخاطر تمبلی از این کار فرار میکنم.
08:39امراه سیستمش مشکل دارم. کلگی برای خودش گرگ شده. از مجبوریت آدم سو استفاده میکنم.
08:45اما اجازه نمیتم کسی از ما استفاده کنم.
08:48خیبست. خیبست امرو خانم آمام میگه پا بگو.
08:50بخاطره که در این روزات تو را پیش دروازه میمانه باز نگویی که نگفتم.
08:57خلیفه ما پایین میشه.
09:01حالا.
09:05خیر ببینی بیاده.
09:16شیرنی بخورم خیرم.
09:21شیرنی فروشی ببرم ایمانم که خیره.
09:23میتانم تو را اونجا ببرم اما حدس بزن که چی ندارم.
09:27چی نداری؟ پول نداری؟
09:29ما هم پولم خلاص شده.
09:32ایچی وزه است و خدایا نمیفامم.
09:34حتی نمیتانیم برا خود شیرنی بخریم.
09:37حلوه خوش داری؟
09:38بله خوش دارم.
09:39اگه بعد از واسکریما میبود و فکر که چه قم ازم میداد.
09:43آسکریما چیزی گفته نمیتانم اما حلوه برت میتانم. همراه نبیاد.
09:47چطور یعنی ما اگم نگفتی پول نداری؟
09:49آا چه چک.
09:50تو بسیارده باره پول گپ میزنیم.
09:52گفتی حلوه خوش داری؟ ما برت حلوه میتانم دقا بیا.
09:55حلا بیا دقا.
10:00حلا بیا دقا.
10:05زندگی سرت باشد.
10:06دوشتو زنده باشد.
10:11تو دیوانه شدی؟ اینجا مراسم ازاداری است؟
10:14بله.
10:15حلوه ماست.
10:16گفتی حلوه خوش داری؟
10:17ما از اینجا فرار میکنم.
10:18شیشکال ما دقا داخل آمده.
10:26زندگی سر کلتان باشد.
10:28دوستا زنده باشد.
10:29زنده باشد.
10:30آه اسمتا.
10:31ما رو تناماندی خودت کجا رفتی؟
10:41دختر بخود گر.
10:42میخوایی رو بخورم؟
10:45بسیار مزدارو مالون میشه.
10:53شما با او خدا بیامورد چی رابطه دارین؟
10:57ما از یک منطق استیم.
10:59یعنی اسمت بیادر رو بسیار زیاد دوست داشتیم.
11:02بسیار زیاد بسیار.
11:03گفتی بیادر.
11:05فکر کنم منظورتان خاله اسمت بود نه؟
11:07آی.
11:10بخاطره که جگر خونستیم نمیفهم که چی میگه.
11:12بسیار میبخشی.
11:14بله اما تو هست.
11:15اما تو هست.
11:15بسیار زودم رفت.
11:17خاله اسمت نوید و پایین ساله بود.
11:20منظورش.
11:23منظورشی هست بیادر که هر کسی که میره مردم احساساتی میشنه با این خاطر بگن بسیار زود رفت.
11:28بله راست نگم.
11:28بیادر شما را چی شده؟
11:30اینجا آمدن کرش خندی کنین.
11:32نه جانم ایچی گپ است.
11:34ما فقط میخواستیم بیاییم یک تسالیت بگویم بریم.
11:37بیازو تسالیت هرچی کتا باشه بهتر است.
11:40حلا چچک جام.
11:41حلا بازم برا تان تسالیت باشه.
11:43دوستا زنده باشه.
11:45دوستا زنده باشه.
11:46من زندگی سراتان باشه.
11:47دوستا زنده باشه.
11:55تو دیگه چه قسم آدم استی؟
11:57او مردم اونجا از آدار است نه؟
12:00جانم من چه قسم میفامیدم کسمت کیست و چند سال است.
12:03ما خود کار نکدیم فقط میخواستیم که حلوه بخوریم.
12:07خیشورا براشان گفتی بسیار زود است به شما رفتن؟
12:10او خانم نواد و پنج ساله بود فرهاد میفامی؟
12:15کم بود تو نفر ما را لط کنم.
12:17بله راست میگی. بسیار بد بود. انشالله جای اوزن جنت باشه.
12:21آمین آمین.
12:23اما حلوه مزدار بود.
12:24بله بسیار مزدار بود.
12:40اگه من مردم تمام پولایی که دارم.
12:46با دخترم نور جان به ته. اونا را بدون سرپرست نمو.
12:58نوش جانت. لطفاً بلند نشو.
13:02میشه ما میجه بیشینام؟
13:04البته بفرماییم.
13:08برگر میخوری؟
13:09بله نه تانستم برای نانو چشت برم.
13:11این قسم نمیشه.
13:13یک لذایی طرف بین. لطفاً مینو را بیارین.
13:16البته آقا.
13:20انتخاب کن.
13:28اگه میخوایی که ما بجایی تانتخاب کنم دخترم.
13:32برما دو تا مارگیریتا و دو تا جوز تازه کینو بیار. لطفاً.
13:37البته اگه خوش داری دخترم؟
13:39بله خوش دارم.
13:40بله آقا.
13:44چطور است یادا؟
13:47معلومه شجیگرخونه استی دخترم. کسی تار نراحت ساخته؟
13:51نه من خوب استم.
13:52مامایی در کجا کار میکنه؟
13:54خرچ تانه چقسم پیدا میکنه؟
13:57ماماییم کار نمیکنم.
13:59یعنی تماما مسارف خانه و دوشت تو هست؟
14:01همون تو هست.
14:02من خواهید شکایت ندارم.
14:04اونا بسیار پیر شدن. نمیتونن کار کنن.
14:08واقعا دختر خوب استی. کاملا مثل مادرت.
14:11چی گفته؟
14:12نه نه.
14:13چیز نگفته.
14:17ادا دخترم.
14:20اگر امکاناتش هم میداشتی،
14:22میخواستی که چی کار کنی؟
14:25میخواستم درس بخونم.
14:26درس که میخواندی بازو وقت،
14:28میخواستی چی کار شوی؟
14:30میخواستم پرستار شویم.
14:37موسیقی
14:43موسیقی
14:50یوسف؟
14:50بلی ادا آ. مامایت خانه است؟
14:53نه او خانه نیست. به قهوه خانه رفتم.
14:55چی وقت رفته؟
14:56قضایش خورد باز رفت نا وقت میه
14:58درسته از پس در وزه رو باز کن
15:00چرا؟
15:01باز کن دگه گفتون
15:11یوسف
15:13اینا چی هستن؟
15:14گفته بودی دیباره را را رنگ میکنی یادت رفته؟
15:21سلام
15:22خوش آمدی بچی
15:23خوش باشه
15:24خانم ماما
15:25یوسف بخاطر رنگ کردن دیباره آمده
15:30خوب است دختریم
15:32اله بیا داخل بیا
15:35باید اول از اتاق تو شروع کنم
15:37میشه
15:51طرف مبیبی
15:52اگر مامایت خبر شد
15:53هر دوی ما را میکوشه به خدا
15:55تمامای میایه ما خلاصش میکنیم
15:57درسته است دختریم
15:58اله
15:58زود باش خلاص کنیم
16:07تو در روی کارتن خواه میکنی؟
16:09بله
16:11نتانستم دو شک بخرم اما میتانم همرایش گذاره کنم
16:14چرا تشویش نکنم ادا؟
16:15تو روی زمین خواه میشی بخاطرم این مریض شدی
16:24مامایم آمد
16:31با بچه
16:34ما به یکی دیگه چی گفتم؟
16:38تو بازدخانه ما چی میکنی ها؟
16:40ماما
16:41یوسف بخاطر رنگ کردن دیوارا آمده
16:44به کده هم مناسبت؟
16:45ما دوست عدا هستم
16:46آه
16:47به مناسبت یک دوست خیامدی؟
16:50بله
16:50خی بخاطر یک دوستی کمک انجام میتی درست است؟
16:54بله
16:56اسمایل
16:58اجازبتی که ای جوان دیوارا را رنگ کنه
17:00به خاطر کمک آمده بیچه را؟
17:02ما میتانستم که رنگ کنم
17:04اما دکتر گفت سرت فشار مه خودمانده نساز
17:07رنگ کن
17:09اگه به اینوان دوستش میخوایی رنگ کنی
17:12کار تا برو شروع کن
17:14عدا چرا سر کارتان خواب میکنه؟
17:18گناه نداره
17:19داره
17:20ما هم جیگر خون میشیم
17:21چی میشه کده کار که از ما ساخته نیست؟
17:25میخوایی که ما روی کارتان خواب شاییم؟
17:27ها؟
17:28ما خو پیر شدیم بچه جان
17:30امی که ما خونک بخوریم طرف قبرستان میره
17:34عدا خو جوان است
17:35او خو طاقت داره
17:39یوسف
17:41شروع کنیم
17:42حالا دیگه شروع کنیم که زود خلاص شد
17:50تو هم برو براما یک چای بیار
18:13او آخر دیوار سهی رنگ نشده اونجا رو میگم
18:17کجا رو میگی؟
18:18او اونجا رو بی بی
18:20کم او رو پایین بیار؟
18:22ها
18:23ها ها اونجا
18:26بازم نشد
18:27یک بار دیگه اونجا رو رنگ کن
18:31نه نه
18:32بسیار خوب رنگ کدی یوسف
18:34گشکو
18:35اینه
18:36باش که من نشانت به تم
18:38میبینی که صحیح رنگ نشده
18:41اگر رانندگی تو مثل رنگ کدنت باشه
18:44از گشنگی میموری بارت گفته باشو
18:53باید او طرف کنم
18:59هنوز نخورده؟
19:02نه نخورده
19:10درست شد
19:19خوش کنی که رنگ ها در روی زمین نریزه
19:22درست است درست است
19:23دانت کار میکنم و دستایت هیچ کار نمیکنم
19:25سمسایی رنگو تو چی کده میری ها؟
19:28درست است درست است
19:30ادا من پس آن رنگ میکنم
19:31خدایی نکده کدم
19:32گه پیناش اینجا
19:33توبه توبه کلان بچه ای اخلاق دختران نشه بیبی
19:37تو چی میکنی؟
19:39من کدمی سر کلم از تو کده بیتر رنگ میکنم
19:41خی بیا رنگ کده گرم
19:42یوسف
19:43اگر نمیخوایی رنگ کنی رنگ نکو
19:45تو دان دروازه همراهیت نیایم
19:46اله دوست خود از اینجا ببر
19:52اینجا رو بیبی
19:53ای نه اینجا رو خراب کدی باز اینجا رو علا کده میری
19:56لطفا دقصه گپای ماماییم نشو
19:59بیازو دقصهش نیستم
20:02درست هست
20:03دیگه وقت باز میایم رنگش میکنم
20:05درست هست
20:08ادا من را یک چیز بعد تشویش کده
20:11تو چقدر وقت میشه روی کارتن خواه میشی؟
20:14از وقتی که ماماییم و زن ماماییم آمده
20:15ای قدر وقت میشه
20:17او به وجدان چطور اجازه میتر روی کارتن خواه شوی؟
20:20توبه کدیم خودا
20:21احوام بسیار سرده است
20:23جگرخون نشو یوسف
20:24من او قدر یخ نمی کنم
20:26چطور یخ نمی کنی ادا؟
20:27چرا ای گپا رو به من نگفتی؟
20:30من از هر کسه هر چیز خونه میتونم بخوایم
20:33ما حالی هر کس شده؟
20:35مالوم دارست که نیستی یوسف
20:39دخترم
20:41اله داخل بیا نا وقت شده
20:43ماماییت صدایت میکنم
20:44درست هست خانم ماما حاله میایم
20:47باز گپ میزنیم درست هست
20:49درست هست
21:02خانم سمرو
21:03اشق از ای بچه از چه قسمی اگه اشق از
21:06توی تیپیش ها ببین
21:07تیپ مرون ببین
21:09من خوشتیپ تر هستم
21:10حتی مقبول ترام هستم
21:13اما ایت یک دوز دختر ندارم
21:15دختر ها پشت چیزی غیر از خوشتیپی میگردن
21:17درست هست من پول ندارم
21:19مگم من در باره پول چیزی گفتم
21:21دختر ها آدم خوب و قابل اعتماد هم میخواین که سرشان در کار خودشان باشه
21:27که تو هیچ کدامش ها نداریم
21:28خانم سمرو شمام هیچ فرصتی را به خودتر از بین بردنم از دست نمیتین
21:33شب بخیر
21:35بیا بشی ما سیریال میبینیم
21:36یوسف جان نانتا تا حال دیخچال نماندیم حل گرم که بکن
21:40نه خانم سمرو تشکر میخوایم استراحت کنم
21:45یوسف تو چی وقت ماشه تا میگیریم
21:47دخترم اول یک خوش آمدیت خو بگو
21:50خوش آمدی زندگیم
21:52ماشه تا چی وقت میگیری
21:53همراهی ببیام
21:55من ماش نمیگیرم
21:57روز مزد میگیرم
21:58چرا پرسان کدیم
21:59من باید آراجگاه برام
22:01میخواییم میایی من رنگ کنم
22:08ای بس هست
22:09بس نیست حتی نیمه مصرفام نمیشه
22:11دختر حیف هست
22:12آراجگاه هم را چی میکنم
22:14ما هم را قدر پیست خانه را رنگ میکنم
22:15نالان
22:16بی بی ما یک آراجگاه را مشناسم
22:18کارش واقعا عالی است
22:20آدم با انصافی است
22:21هم کارش خوب است
22:22هم پول کم میگیرم
22:23میخوایی تا را اونجا ببرم
22:24اونا میایی من خراب میکنن
22:26خانم سمرو
22:40با انصافی خوب است
22:42با انصافی کارش خوب است
22:45با انصافی کارش خوب است
22:49ناقی به من امید داده میرند دیگه ایچ کار کده نمیتانند
22:52میماندی که من پشت تلویزون میششت و من قسم با دل خوش از این دنیا میرفتم
22:57آه این لطفه نه قسم نگو اسمایل لطفه
22:59توبه توبه بی بی ای جوان کاکه و جزا بخاطر من از کار زندگیش مان
23:03به خدا بسیار بد است
23:05صبح خیر آقا روزگاه
23:07صبح خیر ادا
23:09صبح خیر
23:10صبح خیر
23:11صبح خیر
23:13خدا شما راضی باشه
23:14اولا من نمیفامون که چی قسم از شما تشکرم
23:17ای چی گفت
23:18ما تشکر رو نمیخوایم بفرماییم
23:20موتر تا در ای روزا تبدیل کدی
23:24دفعه پشت خود صفیت بود
23:25به او خاطر گفتم
23:26ایام مقبول است
23:27گرچی او صفیت هم بسیار مقبول بود
23:30اله اسمایل اله بالاش اله
23:32درست است تاره این بالا میشم دیگر
23:35توبه است اخفر الله
23:36برو از او طرف بشی من هم میتانم او طرف برم
23:39ها درست است
23:41در بازی بازی مرمه ای برن از اینجا
23:44حالا من چیک بحانه جور کنم
23:45بسیار تشکر
24:05از بین کارمندهای ما بعدا بورسی تحصیلی میتیم
24:08ار ما به ماشه شام اضافه میشه
24:11و به کانت شام سی هزار لیره روان کنیم
24:13درست است آقا
24:14سر از این ما شروع میکنیم
24:15مفق باشیم
24:16تشکر
24:17درست است آقا اسمایل
24:18از او شفا خانه بر ما
24:20تا فیلن تصویر اکس چیز روان نکدن؟
24:24نه
24:26ماما
24:27با دکتر بگو چه اتفاق افتاد که چرا اونا نتای جبرت ندادن؟
24:31اف
24:35دکتر چه؟
24:36اونا برم دادن
24:38وقت برم گفتن که وزم بسیار خراب است
24:41یعنی
24:42مام به خطر اصابانیتم
24:44کلشانا پاره کدام او طرف انداختم
24:48لطفا جگرخون نشو اسمایلان؟
24:50تو چی گفتن میرسه تارا؟ چرا جگرخون شوان؟
24:53خیه حال باید چی کنیم دکتر سایف؟
24:55اول یک سونگرافی میگیریم، ببینیم وضعیت چی طور است؟
24:58نه نه نه نه، هیچ ضرور نیست، به سونگرافی هیچ ضرورت نیست دکتر سایف
25:03من با سرنوشت خودم تسلیم شدم، من قبول دارم دکتر سایف
25:06فقط برما یک ما سکن نوشته کنین، دیگه هیچ چیز نمیخوایم، هیچ چیز نمیخوایم
25:11ماما، ما خوناقی اینجا ناومدیم، هر کاری که گفتن باید انجام شود، ببین، وقت آقا روزگارام زایی میسازیم، حلا لطفا
25:24بفرماین، کل ما با هم میرین
25:29اسمایل، دکتر گفت کلتان بری نلا
25:31ماما، حلا بلند شد دیگه
25:33شما چقدر شلگی میکنین با خدا، ای استانبول ایچ سر من خوش نخورد با خدا
25:39نه ترس، اسمایل، نه ترس، درست از جانب نه ترس
25:42من هم میترسم، ستاره، چرا قدر پش روی گلگی مرا کم میری؟
25:47بفرماین، اینجا دراز بکشین، وقت داخل میرین، نباید شعور بخورین
25:51نه نه نه نه، من هم میتانم که شعور نخورم
25:53ماما؟
25:53من هم میتانم شعور نخورم، دکتر سپ، من را سترس میگیره، تا پش قلبم بالا میره
25:57نه که سر تونم نمیه
25:58بله، بله، بله، میای
26:00آی اسمایل، تو خواهی چه قسم نبودی؟
26:02این مشکل از کجا شد ها؟
26:04چطیات نگسته تاره، بیا که از اینجا زدتر بریم دیگر
26:06ماما، لطفا دراز بکش، کم آرام باش دیگر
26:09دکتر، من نمیتانم، نمیتانم که آرام باشم
26:11من نمیتانم روی تخت دراز بکشم و شعور نخورم
26:13من را سترس میگیره، نمیتانم که آرام باشم
26:16درست هست، سترس نداشته باشین، ما اینجا هستیم
26:19پچکاری میزنیم؟
26:20بله، آرام بخش میزنیم
26:22آلیست
26:23کجایش آلی هست؟ من از پچکاری میترسم دکتر سر
26:26و خدا از پچکاری میترسم، به اوچ میشم، بان که اینجا برام
26:28دکتر سر و بیشتر از ایتال نتین آقا اسمایل
26:31به فرمایین دراز بکشین
26:34ببینیم
26:40درست هست؟
26:45درست هست؟
26:46لطفا راحت باشین
26:48ماما آرام باش، آرام باش اسمایل، آرام باش، خلاص شد
26:53بسیار خوب
26:55خلاص شد
26:58اسمایل، خدا راستی، بدبخت شدیم
27:16اسمایل، خدا راستیم
27:31های، تشکر بچیم، بزحمت شده نا، قارو ازگار
27:35نوش جانان
27:38ستاره
27:40من اینجاستم اسمایل، از وقت که او پشکاری را زدن، ایچ چیز دا یادم نمه
27:47بخاطر سونوگرافی به شما پشکاری آرام بخش زدن
27:50اکسا گرفتن؟
27:51بله، آه، آه، بله گرفتن
27:53من خوب براتان، گفتم که ضرور نیست
27:55خدا شما را خیر بته، دو دقیقا همه تانم چشمهای ما بسته کنم
27:59اف
28:02دکتر سایب
28:03بازم شفا باشه آقا اسمایل، نتایج به دست ما رسید، در مغزتان هیچ دانه ای نیست
28:10آی، آی، خدا را شکرم
28:13چشم ما روشن
28:15یعنی، امراه شما دوستا و ای دلخشی هایی که داشتم تانستم سرطان شکست بتم
28:21او دانه به یاسانی از بین نمیره آقا اسمایل
28:23احتمال داره که به شما تشخیص اشتباه داده باشن
28:27بازم به هر حال شفا باشن
28:29تشکر دکتر سایب
28:37چیست؟
28:40چرا این قسمی طرفم سهل میکنین؟
28:43مگم شما خودتان نشنیدین؟ گفتن اشتباه تشخیص دادن
28:47یعنی من از این دنیا نمیرم
28:48اوکه یک چیز امکان نداره قسموهل باید از او شفا خانه شکایت کنیم
28:51نه جانم، ایج ضرورت نیست
28:52ای کاش گزارش های اونا را دور نمنداختین
28:55حاله ضرورت میشد
28:57ایجای گزارش نیست خوا روزگار
28:59ماما این به ما دروغ گفتن
29:01نه ماما
29:02حاله خانم ماما بلند شو بلند شو که بریم
29:05هر کاری که دلت میخوای انجام بتید فریب کار
29:11ستاره
29:16مالوم نیست که من را چی پشکاری کردم
29:18تا اله با خود نامدم
29:21ستاره
29:23دیدی که او چی کار کردنی؟
29:28ستاره
29:29ستاره یک دقیقه سبر که که برات توضیح بدیم
29:31ماما میخوایی چرا توضیح بتی؟
29:33رسمند به ما و خانم مامایم گفتی که میموری
29:35تو مانا فریب دادی
29:37پیش روی آقا روزگار صدایت بلند نکو
29:40بر ما بسیار بد
29:42کار بد شما انجام داده ناقا اسمایل
29:44آدمت یک دروغ میگر
29:45ولی من دروغ گفتم
29:46اما چرا گفتم اید خواه از ما پرسان کنین
29:48چرا؟
29:49اگر نمیگفتم مرا در خانه قبول نمیکدیم
29:54من غیر از اینا کسی دیگر ندارم آقا روزگار
29:57دیگر اولادم ندارم
29:59ادا مثل دخترم است
30:01یا خانمم است
30:04دلم نمیشد که من از اینا دور باشم آقا روزگار
30:07اما ماما
30:07من و خانم مامایم بسیار جگرخون شده بودیم
30:10یه دختر راست میگه
30:12ما بخاطر تو بسیارش کرداندیم
30:14بیویجدان
30:15والا نمیفامیدم که تو اقدر جگرخون میشه ستاره
30:18نمیفامیدم که تو مرا اقدر دوست داریم
30:20توف برای تو اسمایل
30:21ما چی میگم تو چی میگی
30:23از این روز با بعد اگر بوموریام برای تو گیریه نمیکنم ارگز
30:26بی بی پیش آقا روزگار در باری موضوع زیاد گب نزن
30:29خانه که رفتیم باز گب میزنیم
30:31ادا
30:34بیا من شما را میرسانم
30:35نی آقا روزگار
30:36ما بعد از اینجا یک جایی کار داریم
30:39شما برین ما خودمو میریم
30:42لطفا
30:44درست است
30:44اگر چیز شاد زنگ بزن درست است
30:47درست است
30:49روزتان بخیر
30:54چی کار داشتی؟ میمان دیگم ای بچه میرسانده
30:57ماما؟ بیا زو بیچار از کارو بارش پس مانده
30:59میخواییدم اوترشان بالا شویم؟
31:02زود باش بیا که بریم دختر منم
31:08زود باش بیچار
31:36امکان نداره که ای کار کرده باشی مردی
31:48خدا لعنتت کنه
32:00نمیفهمم که ایچ رقم پچکاری بود ستارا
32:03نمیتونم تا حال دانو من بست کنم
32:04حقت است اسمایل
32:05اما تو میخوایین که سر من غر زده بری؟
32:07نه بله میخواییم
32:09ای که گفتی میمروم کم بود
32:11مامم رایت بمروم اسمایل
32:12من دیگه هیچ وقت بگب تو باور نمی کنم
32:15تو بما دروغ گفتی
32:16حقت است ماما
32:18تو با تو با من فقط یک دروغ بسیار خورد گفتم
32:22اما شما ای گفت چقدر کلان ساختین
32:24تو با است
32:25تغفر الله
32:27بس است دگه
32:28درست است
32:29من از شما مزرعت میخوایم
32:31حال خوش شدین
32:33مرد بای بزرگی از شما دو نفر مزرعت میخوای
32:35خوش شدین
32:38چه
32:43کسه در اینجه کچکشی میکنه
32:47خیرت باشه و تن دار کسه را کار داشتین
32:50خانه ادا وارلی هم اینجه است
32:51بله منستم
32:54اینجه را امزا کنیم که ما وسایل برتون پایین کنیم
32:57کدام وسایل؟
32:58من خود چیزه نه خریدیم
33:01اشتباه نشده باشه
33:02به ما هیچ مربوط نمیشه دختر
33:04بفرماین خودتان ببینین
33:10ستاره بیا اینجه
33:11اینجه را سایل کنیم
33:13یک موتر پر از مال
33:16خوب است
33:16اما کی روان کده؟
33:18چرا؟
33:19من دیگه چی میفهمم
33:27آقایل دارم
33:28خوش آمدین
33:29صفحه آوردین
33:30بفرماین
33:30بفرماین
33:31خوش آمدین
33:31تشکر
33:32سلام
33:33سلام
33:34آقایل دارم
33:35شما اینا را خریدین؟
33:37بله
33:37اما بخاطر چی خریدین؟
33:39ای من میگم خداون از شما راضی باشه آقا
33:42یک موتر مال روان کده
33:44بسیار بزامت شده
33:45خواهش میکنم
33:46من نمیتونم این وسایل را قبول کنم
33:48دخترم آقایل دارم مردانگی کده
33:50خوب میشه که ما هم قبولش کنیم دیگه
33:52نمیتونم قبول کنم ماما
33:53آقایل دارم میشه بگوین
33:55چرا شما اینا را گرفتین؟
33:56امرای از آی شرکت یک تصمیم گرفتیم
33:58ارمایت یاجاتی یکی از کارمنداری ما را برش میتیم
34:02یعنی شما بکال اگه میگیرین؟
34:03بله
34:04اولتر از اما از خودت شروع کردیم
34:06بسیار کار خوب کردین اما
34:08اما ما نداره دخترم تو اینجا بیا
34:12قربانت شاو
34:13خودت شاوه در روی کارتن خو نمیشدی
34:15بگو دخترم
34:16اگه میمان به چیز نداریم که رویش خوب کنه
34:19تو چرا هرقدر لجبازی میکنی دختر؟
34:21بی بی آقایل دارم
34:22دخترم هم گفت که وسائل ها را کلگیره ببرین در خانه بانین
34:27خی قبولش میکنم
34:28بسیار تشکر آقایل دارم
34:30بخوشی استفاده کنیم
34:31من میگون خدا از شما راضی باشه
34:33آقایل چی سل کده میرین
34:34اله دگه کمک کنین که پایینش کنیم
34:36حالا حالا
35:09بله
35:11رفیق
35:13چطورستی گولم
35:15خوبستم رفیق
35:16تو چطورستی؟
35:17زنده باشی زنده باشی خوبستم
35:19ما بخاطر یک کار در استانبول می آیم
35:21یک جای برا ماندن می خوایم
35:23برا ما یک هوتل خود می گیری نه؟
35:25مالو ماست رفیق جان
35:26خیرت باشه بخاطر چی می آیی؟
35:28خود دگه هم بخاطر کار
35:30هم بخاطر چکر
35:31کم اونجای سابی هم دارم
35:34درست است رفیق
35:35درست است
35:36برو بخیر باشی رفیق
35:38اونجا رسیدم برات زنگ می زنم
35:40ببین آمد
35:40خود آفیس
35:55اونجا رفیق
36:12تو دگه در اینجا چی می کنی؟
36:21ما دگم روی که گپ می زنم
36:25برد نگفت بودم که دگه در اینطرفها دیده نشی؟
36:30تو در اینجا چی می کنی؟
36:33برا عداتو شک خریدی
36:34دگه روی کارتن خوب نمی شه
36:36فا می دیم
36:38اونجا روی کارتن خوب نمی شه
36:40او ماشاءالله بسیار یک توشک خوب داره
36:44تو هم ای توشک دروپگی تا پس ببر
36:47تو چی گفتم ایری؟
36:49آقا روزگاره می شناسینی؟
36:55امور رئیسش هم میگی؟
36:56بله اموره میگم
36:57پدرش آقایل دارم یک موتر مالد خانه ما روان کرد
37:03خانه ما تبدیل به قصر شده
37:06حتی تو همی قدر مالد عمرت ندیدی بچه
37:09چرا؟
37:10اونا در سرکت یک قانون دارن که
37:13هر ما به یکی از کارمنده ایشان
37:15برشان کمک میکنن
37:16از چانس خوب اعداده ای ما برش برامده
37:19امی قسم گفتن
37:21آدم بچاره
37:24منظور چی بود؟
37:25هیچ
37:26به ازو بر تو کل چیز واضح است
37:31اونا کمبود ما را آماده میکنن
37:33و تمام چیزهایی که ضرورت داریم
37:35کمک میکنن که رفع کنیم
37:39خودت فکر کنیم؟
37:40که اعداد چقدر خودش در دل رئیسای شیرین ساخته
37:43از حق تیزه را کار بگی
37:50ای تو شکر که تم باید گدایگر بته
37:53سوابش به تو برسه
37:57دیگام نمیخوایم که در ای طرف ها ببینمت
38:00یرسوف
38:10موسیقی
38:12موسیقی
38:17موسیقی
38:18موسیقی
38:21موسیقی
38:35یوسف
38:38ادا
38:39خوب استی
38:40خوب استم تو چطور استی
38:42خوب استم از رقمش کارت زود خلاص شدم
38:45بله
38:47میشه کمی قدم بزنیم
38:49بله
38:53وسایل خریدین
38:56براتان توفه آمده
38:59مامایت گفت
39:00بله
39:01پدر آقا روزگار بر ما خریده
39:05اما ما بسیار خجالت کشیدم
39:07خودت خب میفامیم
39:08خیلی چرا اون را قبول کدیم
39:09گفتم که نمیتونم قبول کنم
39:11اما گفتن بر تمام کارمنده هی که مکمه کنن
39:14اما ایره نمیفامم که بر کلگی کفت میگیرن
39:17یا ای که دیگر قسم به اونا کمک میکنن
39:22دیگر ای که امروز میفامی که چی شد یوسف؟
39:25چی شد؟
39:26آقا روزگار مامایمه به شفا خانه برد
39:28اگر میمورد هم تشب نمیکنم
39:30متوجه نشد هم
39:33او آقا روزگار هم میگم
39:34آدم بسیار خوبی هست
39:36مثل فرشته هاست
39:37بله همه طور هست
39:39زنده باشن
39:42مامایم بر ما دروق گفته ایره میفامیدی؟
39:45او هیچ مریض نبوده
39:46تو چی میگی؟
39:47او چی قسم آدم هست؟
39:49به خدا باورم نمیشه دروق میکنم
39:51بخاطر ای که او رو در خانه را به تا میدروق گفته
39:57بلاخره خودم مریض ساختی؟
39:59نه خوب هستم
40:01حاله میخوایم خانه برام کم خوش ها
40:03حاله برام
40:04هوام بیازو سرد هست
40:06درست هست
40:33چی شد؟
40:35اونا از رنگ کوچ ها خوششان نامد؟
40:39امروز یک بل به دستم رسید
40:41برشان کوچ خریدید
40:43به دوکان زنگ زدم فامیدم بر اونا خریدید
40:46بر ادا خریدید اما تو نیست؟
40:48بله
40:49دهی چی گفت؟
40:51بسیار احساساتی رفتار میکنی یل دارم
40:53خواهش میکنم کم منطقی باش
40:55گفتون برش کمک کنیم
40:57اما منظور ما ای نبود
40:58ای عرکتت بسیار جلب توجه نمیشه
41:00نه
41:02دلم راضی نمیشه و دختر ده و خانه ده و شرایط زندگی کنه
41:05ایره خوب میفمیانه
41:31اوه، چی یک بوی خوبه داره؟
41:33چی جور میکنین؟
41:35هدا کمی سرماغ خورده هم؟
41:37برازو یک آنچه جور میکنم
41:39ها فراد، راستی تو یک توشک برقی داشتیم، اموره خوب یار؟
41:43راستش ترماغ خود خط سرخ ماست
41:44ما توشک ما با کسی نمیتون
41:50بله برقم خط سرخ ما ساق و فراد
41:52هم کرایه نمیتی
41:54هم تا که میتانی از امکانات خانه استفاده میکنی
41:58ایتو نمیشه
41:59حال از او دوره بیار
42:01درسته سمرو خانه میارم، آرام باش
42:03او دختر مریضه، سرمانه خورده میارم برش
42:06حال شد
42:09هم، بیبی
42:10حال ای را داخل از ای اضافه میکنم
42:13داخلش لیمونم اندازم که تلخ میشه
42:16فا میده شد
42:17همراه خودت ببر
42:18وقتی که میخورد خودش برتر
42:20درسته
42:52موسیقی
42:53موسیقی
43:02موسیقی
43:18از اینجا خوب تلویزیون سهل کرده میشه
43:22ستاره، اینجا بیترین جایی با دیدن تلویزیون است
43:24فا میده از ای بابات اینجا جایی ماست
43:26اگر کس دگر اینجا ببینم، باز از خود گلک کنه و از منه
43:30درست است، هر جایی که خوش داری بیشی
43:33از امروز دگر، کیف و لذت دنیا را فقط من انجام میدم
43:38از دستو توشک کنه و پاره بخی نجات پیدا کده
43:42آه، ای کاش که او را دور نمنداختی
43:44چرا؟
43:45میخوایی اوارا به اجازیت نگاه کنی؟ برو در باقچه نگاهش که هلا؟
43:49بله، عطمان کار میشه
43:52ستاره، این فکرهای فقیرانه تا از ذهنت دور کن
43:55آه، ای چه قصی میکار کنم، بیازو ما فقیر استیم اسمایل
43:59ای دختر ما اگر کدام اما قط انجام نته دگر، ما شما فقیر نیستیم
44:03ای بچه موی زرد که هست نی آقا روزگار
44:06ای بچه آشق دختر ما شده
44:10تو هم فکرت باشه، کمی به او دختر توجه کن
44:14من او را کار ندارم، تو هم خدر به ای چیزا فکر نکو اسمایل
44:18کلی چیزا هم بسیار خوب میفامیدگه
44:20من بسیار دشناخت آدم ها تجربه دارم، فامیدی؟
44:23بی بی، من برای چی میگم، اگر در ای روزا خواستگاری نیاین، نام خدا من اسمایل نمیمانم
44:29ای هم خط و نشان، من چی گفتم ایرام؟
44:32اگر پایم اجمانان نداره، حالا خودت میبینی، اونا عطمان خواستگاریمه
44:37موسیقی
44:38PYM JBZ
Comments