Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00خب الان دارم دستشو میبینم
00:03دست راستش گرم و نرمه
00:06و چشماشو باز میکنه
00:14خیلی درخشان و بامنی داره نگاه میکنه
00:20نبزش؟
00:21نبزه ببینم
00:27نبزش خوبه یعنی خوبه
00:30اون کیه؟
00:32چیزه دیلک خانم دکتر خانوادگیمون
00:35خیلی ممنونم دیلک خانم
00:36باشد ممنونم
00:40پاشو میریم دکتر
00:43نمیریم
00:44گفت که لازم نیست حالت خوبه
00:47نه
00:48نگف لازم نیست
00:50گف لازم نیست برید ارجانس
00:53ببخشید ولی من که آدم مریض کنار خودم نمیخوام
00:56پس فاصله بگیرو نزدیک من نشو
00:59بعدشم نگرانه من نباشه
01:01اما مثل تو وصفاسیه
01:03برای همین همه آزمایشات را انجام دادم
01:05من عالیم چیزیم نیست
01:06که اینطور
01:07پس منم میخوام جواب آزمایشات را ببینم
01:10توی قراردادمون نوشته
01:13چون همش بی خودی قش میکنه
01:15من قش نمی کنم خوابم میبره
01:17آه باشه
01:18راستش
01:19اگه تو را تو هوا نمیگرفتمت
01:22سرت میخورد به بوتون
01:23آه من حالا فهمیدم دردت چیه
01:27ببخش سر کن بولد
01:29آخرین کسی که تو زندگی
01:31مدیونش میشم توی
01:33چی میشی؟
01:34قهرمانم
01:35تو نبودی من چی کار میکردم
01:38سرم میخورد به بوتون و میترکید
01:42سرم میخورد به بوتون
01:43و بهتر از این بود اینجوری بیدار بشم
01:46تو واقعا
01:49تو واقعا دیوونه
01:54خوبی؟
01:55آب یا چیز دیگه میخوایی؟
01:58نه ممنونم
02:01تو برای من نگرانی؟
02:04نه
02:05نظر منم همینه
02:07خب مگه چی شنیدی که یه دفعه استرس گرفتی؟
02:13میلو زنگ زد دوشگریه میکرد
02:16بعدش مامانت بعدش هم
02:18سلین
02:21اعداد جون
02:22من و فرید میخواییم برای شام و تبریک بیاییم خونه شام و دکراسیان هم ببینیم
02:27نگران شام هم نباشید از بیرون سفارش میتونم
02:30میبوسمه
02:31سلین
02:32سلین
02:33میاد خونه ماینی خونه تو
02:35برای تبریک خونه من بهش دروغ گفتم
02:37میخواییم با هم زندگی کنی
02:38میخوایم بیان تبریک بگم
02:39چه خوب بیان
02:40نیان
02:42نمیتونن بیان
02:43مشخص خوشه با هم زندگی نمی کنی
02:45من اون موقع یه چیزی گفتم
02:46لجان گرف یه چیزی گفتم
02:48ولی نیمیتونن بیان
02:49من یه وسیله هم تو اون خونه ندارم
02:51گفتم میخوایم هر دوم ما بلوث کنم
02:53چون این چیزی هم در کاریست
02:54یکم آروم باش
02:55الان دوباره قشت میکنیم
02:56آروم باش حل میشه
02:58من به سلین زنگ میزنم میگم نیاییم
03:00خیلی خود باشه
03:03مامانت
03:04مامانت هم به ام زنگ زده
03:06گفت باید با من جدی حرف بزنه
03:17تPEF
03:18نام زد یه قلوبی انقدر سخته
03:19واقعیش ببینی چقدر سخت میشه
03:21دیگه میشه بریم
03:23میخوایم جواب آزمایشاره ببینم
03:25باشه
03:28خوبی دیگهاره
03:29میتونی میتونی با لنشی
03:39تو راه هم دارم
03:41تو راه هم دارم
04:14پیریل
04:15ولی سرکان توی روزه کاری رفت خونه
04:18با نام زدشم رفت
04:20میگم روزه کاری ساعت چنده
04:24چرا
04:24چرا
04:27چرا
04:27به خاطر اون دختره سلینجون
04:30از وقتی اون دختره وارد زندگی سرکان شده
04:32هیچی خوب نیست
04:33همه چی به هم رخته
04:35اینجوری میگی ولی
04:37سرکان به نظر خوشحال میاد
04:39تو به این میگی خوشحالی؟
04:40این خوشحالی نیست چشمش جایی رو نمیبینه
04:43در ذهن من ازدست تو خیلی عصبانیم
04:45چرا؟
04:46چون از سرکان جدا شدی
04:47شما با هم چقدر خوب بودین سلینه؟
04:52از بیرون اینجوری به نظر میرسید
04:55خودت میدونی که
04:57سرکان با بی مهری و بی توجهش
05:00خیلی دل منو شکست
05:02بی محبت
05:04سرد
05:04خدای منطق
05:06سرکانی که ما میشناختیم اینجوری بود
05:08ولی اون سرکان حالا کجاست؟
05:11اون دوست من کجاست؟
05:16میدونی قسمت خنده دارش کجاست؟
05:20توی رویاه های من سرکان همینه
05:25بگه
05:26بی خیال کار منو برداره و باهم بریم
05:31چند سال منتظرش بوده
05:35حالا جلوی چشم همه اینا رو داره به یه زن دیگه میگه
05:40میای
05:41بریم بیرون یه چیزی بخوریم
05:43نه
05:44چون باید بریم
05:46خونه سرکان برای تبریکو همخونه شدنشون
05:50داری میری خونه سرکان؟
05:52لطفا نروه
05:53عذیت میشی
05:54برای چی میخوای بری خونه سرکان؟
05:56چون میخوام ببینم پیریل
05:59باورم نمیشه
06:01تو میدونی من یه بارم بدون همه هنگی با سرکان به اون خونه نرفتم
06:04حالا میخواد با ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
06:07تو هم فریدو داری؟
06:09عالیه
06:10عاشقه
06:11شیفتته
06:12آره
06:13از وقتی با فرید نام زد کردیم یه نظمی به زندگی ام دادم
06:17تصمیم گرفتم سرکانو فراموش کنم ولی خب
06:19وقتی میبینم با این دختره اینجوری رفتار میکنه قلبم میشکنه
06:23حق با توه
06:26فرض کنیم عاشق شدی فرض کنیم عاشق شدی
06:31چرا میاریش دفتر انگار میخوای همه ببینن
06:34اگه تو فریدو وارده شرکت میکردی اون میترکید من میدونم دیگه از حسادت میترکید
06:42نه
06:42نه یعنی من دارم اشتباه متوجه میشم داری میخندی؟
06:46چرا چشما داره برق میزنه چی شده؟
06:49نه فریدو وارده شرکت نمیکنی من برای مثال گفتم همینطوری گفتم
06:52هیچ ربطی نداره سلینجون ببین لطفا من واقعا میبینمت
06:57میبینمت
06:57ولی میشه بهم گوش کنی سلینجون
07:02همه تون دیبونه شدید عقل هیچ کدومتون کار نمیکنه
07:05منم میرم به کارا میرسم خل شدم دیگه از آسان
07:12ولی میترکا
07:13چطور واقعیتو بهش بگیم؟ ادا داره میاد کدوممون بهتر میگه؟
07:18من میگم
07:19نه کم کم بهش میگیم باشی
07:21میگیم ما نهار رفتیم بیرون سلین رو دیدیم سرکانم کنارش بود
07:25انگار راشدی کرده بودم انگار سرکان میخواد ازت جدا بشه دیگه چی بگیم بهشا؟
07:29انگار؟
07:30رو کراست بگیم سرکان داره بهت خیانت میکنه
07:33بگیم داره خیانت میکنه داره خیانت میکنه
07:36در دخترا
07:41حالتون خوبه؟
07:42ملو؟
07:43آخرین بار داشتی گریه میکردی؟ داشتی میگفتی بیچاره شدم و یه چیزهایی میگفتی؟
07:48مالا گردی؟ چشد؟ شما چل اینجوری نگاه میکنین؟
07:55سلام
07:58شما همیشه چهار نفری با همیداره همشه
08:06آره، یعنی اگه مرا به این شکل قبول کنی بهتره
08:10یه
08:15انگار مخواهید حرف خود سیسی زنی
08:18اونم میرم توی تراس باید به سلینم زنگ بزنم
08:21باشه
08:30خوب
08:31با چه رویی میخواد به سلین زنگ بزنه
08:33چرا زنگ نزنه
08:36زنگ میزنه
08:37من که بهتون گفتم
08:38بهتون گفتم مثل این دروغ گفتم که توی خونه قرار زندگی کنیم
08:42اونم گفتش پس بیاییم دیدن ایتون
08:44موزی واقعا که
08:46اجاب ابزرکاییه میخواید بیا تا لباسایی شما رو چک کنه
08:49آخه ما که با هم زندگی نمی کنیم
08:51زندگی که هیچ
08:52حتی یکی از وسائل منم تو اون خونه نیست
08:54حتی تو مصفاق ندارم
08:56اگه بیاد خونه همین دروغ هم رو میشه
08:58الان سرکان داره در برای همین با شرف میزنه
09:02حالش بد شده
09:04الان بهتره
09:05خوبه باید دیگه هم استراحت کنه
09:07امشب میخواستید بید خونه ایمان
09:09نه دیگه نمی آیم
09:10حالا مطمئنی که حالش خوبه
09:12گفتم که سلیم حالش خوبه
09:14باشه پس ما فردا می آیم
09:17برای تبریک ادارام و موقع میبینیم
09:19باشه خوبه
09:21باشه راستی برای تو هم یه سورپرایز دارم
09:23میبینم ات
09:26باشه
09:28فقط کنچکافم چرا بجه این که
09:30کنار تو به سرین زنگ بزنه میره بیرون
09:32و یواشکی باشه حرف میزنه نمیدونه
09:34چرا یواشکی حرف زنه داره حرف میزنه
09:36دیگه مگه چیه
09:38شما چرا اینجوری حرف میزنین
09:40چرا اینقدر عجیب شدین
09:41بگید
09:46ایتو جون ببین من چند تا چیز را باید بهت بگم
09:48ولی نراحت شدن گریه کردن دقون شدن نداریم
09:51ما چار تا زن هستیم
09:53و تقدیر هر چورتایی ما همینه
09:54هر چورتایی ما رو مردان نراحت میکنن
09:56این رو بزر پای تقدیرمون
09:58چی میزونم
10:00من نمیزونم ملوتو بگیر
10:04سرکام و سلین داره بهت خیانت میکنه
10:07چی؟
10:09چرت نگین
10:10یعنی
10:12حالا که نه
10:13امکان نداره
10:14یادت بهت گفته بود تو جلسم
10:16اون موقع به سلین تنهایی تو رستوران بود
10:18دست و دست و چشم و چشم هم بودن
10:21و داشتن در مورد آشی کردن حرف میزدن
10:23قرار نام صدیارو به هم بزنن
10:25و خودشون آشتی کنن گرفتی؟
10:27آخش خوب شد
10:28آره واقعا
10:29خوب شد
10:30واقعا
10:31پیش را سلین بود؟
10:33آره
10:35آه
10:36یعنی ممکنه آشتی کرده باشن؟
10:38یعنی واقعا
10:40ممکنه آشتی کرده باشن؟
10:42ایدو جون خوبی خوشگلم
10:44واکنه شد واقعا عجیبه راستشو بگو خوبی؟
10:47نه
10:47آره از خوبه؟
10:48خیلی نراحت شدم دختره خیلی عصبیم
10:50اینقدر عصبیم که دارم میخندم
10:52ببین چی میگم؟
10:54بهتری ترکیب ستویی حسابشو برس حملکان جدا شو
10:57یاله برو ما اینجاییم پشتیم
10:58باشه
10:59پس میرم حسابشو بگیر
11:00آره برس بگیر
11:01بس میرم
11:02یاله بجو
11:02باید همین کارو بکنی باتو
11:04یعنی چی میشه؟
11:05سب کن ملو همینطوری هم وضو خراب هست
11:10میتونیم بریم
11:14تو با سلین در مورد چی حرف میزدیم؟
11:20مگه قرار نبود بهشون بگیم نیان
11:23تو امروز با سلین نهار خوردیم؟
11:27آره
11:28چرا من خبر ندارم؟
11:30چرا باید دشته باشیم؟
11:31چرا خبر ندارم؟
11:33من خوشم نمیاد بی خبر از من با سلین قضا بخوری
11:38ادا چی داری میگی؟
11:40دیگه بعد از این بدون من سلین رو نمیبینی
11:43همین که گفتم
11:45الان حالت خوبه؟
11:47دختره داران به ما نگاه میکنم زایی نکنی
11:52توبلو نکن
11:54چیز شده؟
11:56چی؟
11:57تو رو با سلین دیدن
11:59خواه؟
11:59گفتن که آشتی کردین
12:01یعنی
12:02آشتی کردین؟
12:05قرار داد تموم شد
12:06یعنی من دیگه آزادم آشتی کردین؟
12:09نه
12:11نه
12:12چی شد؟ چرا آشتی نکردین؟
12:16ادا
12:17دیگه داری زیاده روی میکنی
12:20دختر رو الان میخوان که از تو جدا بشم
12:24نگاه نکن
12:25ببین فکر میکنن به من خیانت کردی من چی کار میتونم بکنم
12:30یه کاری کن انگار داریل تماس میکنی
12:32نمیخواد
12:33مهربون باش
12:34مهربون؟
12:35آره مهربون اونم نمیتونی؟
12:37پس چه میدونم؟
12:38دستمو بگیر یا بقلم کن
12:40بشونیمو ببوز
12:41بینیمو ناز کن
12:42میشه یک کاری کنی
12:43یک کاری کن دیگه زود باش
12:46تو تو مطمئنی؟
12:47مطمئنم
12:50بیا
12:52بیا
12:55خوبه؟
12:56اره؟
12:57موافقی؟
12:58خوبه؟
12:58الان دارم نگاه میکنم؟
12:59باور کردم، نگاه باور کردم
13:02ماشه، میتونیم بریم؟
13:03به نظرم کافیه
13:06آره، کافیه
13:08باشه، میتونیم بریم یاد
13:09آره؟
13:12آره؟
13:12خیلی خوب پس خرید
13:15بریم
13:17مامانه چه؟
13:18وای، خدایی دوباره
13:20آه، ببین
13:22این دختری فتنه هم داره میاد خونه پسارم زندگی کنه هم رده تماس میده
13:29آه، سیفی، سری یه چیزی برام پیدا کن تا آروم شم زود باش
13:34اه، اه، اه، اه، رو بب، میتونید به بالش مش بزنید
13:37جا، بالشت رو ویل کن، خودت بیا سیفی
13:39یه چیز محکم تر براتون پیدا میکنم
13:41نظر منم حلیه
13:43همه چیزی، بشهر بخش
13:44میدونی، قشنگ ترین قسمات این نام سطیه قلبه چیه؟
13:46مدر شوهرت زنگ میزنه، و تو رده تماس میده
13:49میبه
13:50دورن میان دورن میان
13:54دخترا اینجوری شده که سرکان
14:00سرکان و سلین اونجا تصادفی همدیگر رو دیدن
14:06در اصل سرکان میخواست به هم زنگ بزنه
14:09حتی زنگم زده ولی گوشی مانتن نداده
14:12میخواست بگه بیا با هم نهار و خوریم
14:14چیز مهمه نیست من بعدا جوزیاتو بهتون میگم
14:16من برم طبقه بالا جبابه آزمایشم رو بردارم بیام
14:25سلام آقا سرکان
14:27ما سه تو میکواییم با شما آشنا بشیم
14:30اگه وقت دوش ده باشین یه روز با هم قضا بخوریم و همدیگر رو بهش رسیم
14:33شما نمیخوایید مارو بهش رسید
14:34با که خیلی دوست داریم با شما آشنا بشین مگه نه
14:37خیلی دلمون بخوریم
14:38ما خیلی مشتاقیم
14:40آره منم خیلی میخوام ولی میتونید که خیلی کار دارم
14:44میشه به نظر من که وقت دارید مگه وقت برای شما چیه میشه
14:50جور میشه
14:51بعدم میبینم اتون
14:53ما دیگه میریم سرکان بیا بریم
14:54خسته نبوشیم
14:56بس بعدم با هم حرف باشه
14:57موفق باشیم
14:58خسته نبوشیم
15:01میبینیم اتون دخترا
15:03میبینم ات ادو جو
15:04چطور اخیه چطور گول میخوره
15:07چیزایی که ما دیدیم چی میشه
15:08خیلی خوب بابا شما هم اینقدر مفی بافی نکنید
15:11وقتی میگه
15:12خیانت نکرده خوب لابوت نکرده دیگه من که باور میکنم
15:15من باور نمی کنم
15:16من باور نمی کنم
15:17من باور نمی کنم
15:18من باور نمی کنم
15:18دوسترا
15:19الان مسئلی باور کردن و نکردن نیست
15:22مسئلی نشوندوتن واقعیتها به اعداست درسته
15:24یه بیکاری بکنیم
15:25پیدا کردم
15:26میدونین چی کار میکنم
15:27میرم دفتر اون پسر که از اونجا
15:29کدوم پسر
15:31همون پسر مزقاره
15:33آره آره میرم پیشش مخشو میزنم
15:35همه چی رو در مورد سلین اون موقع میفهمم
15:37میتونید من چی کار میکنم
15:39دوستم هنگی این که توی نامزدی با شاشنه شدم و میگم
15:41میرم دفترشو میبینم اش
15:43همه چی رو در مورد سرکن بلوت هزش میپرسم
15:46همینه
15:47همینه
15:48خب دیگه بریم
15:54مشکل فیزیکی وجود نداره
15:56بدن شما به خاطر استرس زیاد خودشو گفت میکنه
15:59بهترین تمرین مرگز به این بردن استرس شنا کردنه
16:03در حقیقت من خیلی استرسی نیستم
16:06مشکل من لحظه ایه
16:07یه لحظه میاد و بدش میره
16:09ببین هر کاری دیلک خانمیگه رو بعد انجام بدی
16:12حاله که دکتر خانوادگیتون اینجاست
16:15همه متوجه ایم که بیمار اصلی اینجا
16:17سرکن بولاته
16:18به نظر من اونو باید معاینه کنیم
16:20بس شروع کرد
16:22همه شعصبیه
16:23همه ازش میترسن
16:25میخواد که همه چی بینقص و عالی باشه
16:28ادا خانم حق داره
16:29قبلا در این مورد با شما حرف دادم
16:31شما هم بهتر استرستون از بین ببرید
16:33بازم میگم بلا بدور باشه
16:35ممنونم
16:36ممنونم دیلک خانم
16:47من اونجوره نیگاه نکن
16:49من شنا نمی کنم
16:53فوقش روزی نیم ساعت میخوایی شنا بکنی
16:56چرا لج میکنی
16:57چون نمیخوام شنا کنم
16:59ببین واقعا همه چی رو سخت میکنی
17:02شنا میکنی
17:02نمیتونی مجبورم کنی کاری رو انجام بدم که نمیخوام
17:05وقتی میگم نمیخوام یعنی نمیخوام
17:07در زمن
17:08تو برای استرسه خودت یک کاری کن
17:10من حالم خوبه
17:10میخوای یاداوری کنم بهت
17:12که قرار داد داریم
17:13و اونجا نوشته باید هر کاری که من میگم رو انجام بدی
17:17باید شنا کنی
17:18نمی کنم
17:21چون بلد نیستم شنا کنم
17:23چی؟
17:24جدی میگی؟
17:27چرا؟
17:28نمیتونم خوبیوت نگرفتم
17:30ماردین دریا نداشمانم از بچگی نرفتم
17:34خیلی خوب مشکلی نیست
17:36دو سه روزه حلش میکنیم
17:38بلاخره اینجا استخر داریم
17:40تو چرا اینقدر به من رسیدگی میکنی؟
17:48چون که
17:50دو روز دیگه میخواییم بریم انتالیا
17:53چی؟
17:54اره
17:55گفتی انتالیا؟
17:56ماره
17:56و
17:57سلین و فرید همونجا هستن
18:00و این که نام زدم
18:01شنا بلد نباشه
18:04خیلی خوب به نظر نمیاد
18:06میدیم انتالیا و تو حتی لازم ندیدی
18:08این مسئله رو زودتر به من بگی
18:10نمیام
18:12باز یاد آوری میکنم
18:14ما قرار داد داریم
18:16و اونجا نوشته من هر کاری بگم
18:18باید انجام بدید
18:20سلین که یاشتی میکنه و برمیگرده؟
18:23گفتی سلین
18:24فردا برای تبریک میان خونه ایمون
18:27یعنی چی میان؟
18:28یعنی چی فردا میان؟
18:29تو که باش حرف زدی گفتی نیان
18:31زنگ بزن بگو
18:32زنگ بزن بگو
18:33یه چیزی بگو نمیتونم
18:34بگو دوا کردیم
18:35دیگه با هم زندگی نمی کنیم
18:36نیان لطفا نیان
18:37میخوای آروم باشی؟
18:38وگرنا دوباره قش میکنی
18:39یا خوابت میبره
18:41یا هر چیزیت که میشه
18:42یکم آروم باشی
18:43نفس بکش
18:43مشکلی نیست
18:44فردا صبحم که میایی اینجا شنا کنی
18:46منم کارمو توی خونه انجام میدم
18:48پدا رو کم میبینیم
18:49دیدی مشکلی نیست
18:50تو از گجو سر راه من قرار گرفتی
18:53ها اونم یاد آوری کنم که تو
18:55سر راه من قرار گرفتی
19:00خوبه
19:01مامانت
19:01دوباره مامانت
19:03مامان شیرین زبونتو رد میکنم
19:05دوباره زنی میزنه
19:06دوباره رد میکنم
19:07دوباره زنی میزنه
19:08انگار که دوستت داره
19:10خیلی دوستم داره
19:11از روی علاقه است
19:12شما مدر و پسر آدم رو دیوونه میکنین
19:17خوبه که واقع نام زدم نیستی
19:19خوبه
19:20سلام برسون
19:22آره حتما سلام میرسونم
19:35داشتم این مادم پیشتون
19:37اومدم بپرسم چرا همش به من زنگ میزنین
19:40آره همش زنگ میزنم
19:42چون میخوایی با پسرم زندگی کنین
19:45درسته
19:46پس شما هم از سلین شنیدینش
19:48ولی
19:50همچین چیزی نیست
19:52خوبه
19:54یعنی
19:55چه میدونم
19:56یه موقع مجسوب خشتیپی و کاریزمایی پسرم میشی
19:59و خدایی نکرده آره
20:00مجسوب سرکن بولت بشه
20:05سرکن از آدمی نیست که من به پسندمش
20:12پسر خشتیپ من
20:14آره پسرتون مورد پسند من نیست
20:16من از سلین لجم گرفت
20:18یه دروغی گفتم
20:20همین
20:21بس همینگه اینا قسمتی از بازیه
20:24یعنی همسایی روبروی من نمیشیم
20:26بودارو شکر که همسایی روبروی شما نمیشم
20:29و تا نیاز نباشه نمیخوام پسرتون رو ببینم
20:32و همینطور نمیخوام به این خونه بیام
20:33امید بارم سلین هرچه زودتر از فرید جدا بشه و این بازی هم تموم بشه
20:38میدونیه به نظرم یه کچول با هات هم دردم عزیزه هم
20:42آهان چه خوب
20:44راستی الان دارم میرم
20:46وقتی رده تماس میدم یعنی سرم شلوقه گفتم بدون
20:50آها
20:54باید از هر حرکتش خبر داشت
20:56باش آیداخ
20:57اگه رده تماس ددم یعنی سرم شلوقه
21:21خب
21:23فردا توی خونه من میبینمت
21:25قضیه شنارم حل میکنیم
21:29نمیدونم
21:29آخه فردا شنبه هست
21:31آره
21:31یعنی روز مرخصی منه
21:33یعنی حق دارم که نیام
21:34میتونم نیام
21:35حق داری ولی
21:37خودت به سلین گفتی با هم زندگی میکنیم
21:39برای همین متاسفان خودت باید نتیجه شو به جون بخیر
21:42من همینطوری هم هر روزی که با تو میگذرونم
21:45یه چیزایی رو دارم به جون میخرم
21:47حالا که برای از بین بردن استرس باید شنا کنم
21:50تو هم باید کاری که من میگم و انجام بدیم
21:53حتما باید متقابل باشه
21:55نمیتونی راحت بگی باشه
21:57نه
22:01فردا که نمیری سر کار درسته
22:03خودت میگی که سلینینا میان باید تدرک ببینم
22:05منم همینو گفتم نمیرم
22:07خب باشه
22:09میبینمت
22:10نبینمت
22:21تو چرا از ماشین پیاده شدی
22:24یه جوری شدی
22:26معدف شدی
22:30میبینمت
22:32نبینمت سرکان بولت
22:34خوبه
22:37واقعا دیگه نمیفهمن
22:39هر کاری کنم نمیشه
22:41پیاده بشی یه درده
22:42پیاده نمیشی یه درده
22:43همه که اینها از
22:49آآ
22:51لباس تو که عوض نکردی
22:55چرا
22:58سلام آقا سرکان
23:01اه اومد
23:06سلام حالتون چطور؟
23:08خوبم
23:08عارف
23:09عدا
23:10سلام
23:11سلام
23:11عارف مربی شنای تو
23:13اصلا نگره نباش
23:15چون مربی خیلی خوبیه
23:16سری
23:16همه چیز رو به تو
23:19یاد میده
23:19مطمئنم که عدا خانم
23:20خیلی بسری یاد میده
23:23یاد میگیرم
23:24ولی لازم نبوده
23:26اینقدر حرفی انجام بشه
23:30نکنه فکر کردی
23:31من شنا یادت میدن
23:36خیلی رومانتیکی
23:37دوست بسر خوشتیبه
23:38بهت شنا یاد میده
23:40تکتیک خیلی خوبیه
23:41ببین
23:42خیلی تکتیک خوبیه
23:43من اونو تو دفترام
23:44یاد داشت میکنم
23:46معلومه که فکر نکردم
23:47نگره نباشیند
23:48اصلاً بهتون سخت نمیگید
23:49هر موقع آماده باشین
23:51شروع
23:53شروع کنیم
23:54شروع کنیم
24:01راستش اندام شما برای شنا عالیه
24:03واقعاً حیفه که تا الان یاد نگرفتی
24:05واقعاً اینطوره
24:06خب الان یاد میکرم
24:09صبح خیر آقا سرکان
24:11صبح خیر سیفی
24:12هنوز برن
24:13ببخشید
24:15سیفی
24:16ها
24:16این روز مامانم با ادا چی کار داشت
24:19یه یه سو اتفاهم کچیک بود که حل شد
24:22مشکلی نیست
24:22در مورد من حرفی زده شد
24:24آره گفتم
24:26چی گفتم
24:29گفت چیزه
24:30گفت مورد پسند من نیست
24:33چی؟
24:33والا همینه گفت
24:34گفت سرکانه اصلا مورد پسندم نیست
24:36اگه من مورد پسندش نیستم پس
24:38برم بکرسم
24:39نه سیفی
24:41مورد پسندش نیستم
24:51سیفی
24:52اون مایت چیه بوشیده
24:54به نظرم خیلی خوشزلیغ هست
25:24میشه بشینی سیفی
25:25کار کار دارم
25:28اوه ای از دستتو
25:33اوه باشه
25:35کتاب میخویم کتاب میخویم
25:37که هم داره بلند میشه
25:38من تعدالتو حفظ
25:39حفظ میکنین؟
25:40برم
25:40برم
25:55برم
25:55دوست دارم شنا کنم
25:57میشه کم بریم تو ام
25:58بله چرا کنم
25:59تازه شروع کرده ام برای چیه
26:01بای حالیه خیلی خوشم اومد
26:05راحت باشین و خودتونو به من بسوید
26:07واقعا اینطوری نمیشه
26:09باشید اینطوری نمیشه
26:10میتونید یکم به پشت غز بکشید؟
26:12به پشت؟
26:13بله
26:13باشه
26:14خیلی خوبه
26:14شما عمله نگهته
26:15من خیلی خوشم اومد
26:17بیشو دوباره در هفته انجام بدیم؟
26:19باشه انجام میدین
26:20با هم و وفا بیش
26:21با هم موافق میشیم اگه نه
26:22الوت
26:23گفت با هم
26:23چی میگه این؟
26:25من هیچی نفهمیدم
26:26میگم سر کن
26:27هفته یکی دوبار تملین کنی
26:29من شروع خوبی داشتم
26:32پس من دراز میکشم
26:33دقیقا خودتونو رحم
26:35آی
26:35ولی الان ترسیدم
26:37باشه آرام بشید
26:39باشه تموم شد تموم شد تموم شد
26:42تموم شد باشه تموم شد
26:44میگم تموم شد
26:45خواب دیگه ادا
26:47ما باید بریم
26:49بیس دقیقه وقت داریم باشه
26:50نمیشه تازه شروع کردیم
26:52یکم دیگه شنا کنیم
26:53من تازه داشتم یاد میگرفتم
26:54به نظرم یاد گرفتی
26:55آرف کارت حرف نداره
26:57اما ما باید بریم
26:58برای همین بمونه برای بعد
27:00نه هنوز بیس دقیقه وقت داریم
27:02تو به زور تو بیس دقیقه آماده میشی
27:04من خوشم اومده
27:06آخه چرا؟
27:07میدونم ولی متاسفانه
27:08باید بریم باشه
27:09تو برو من خودم یام
27:11به من گفت برو نه
27:14باشه باشه فکران فکران فکران
27:18ادا قرار بود همه کارها رو با هم انجام بدیم
27:21خب تو ناییمدی
27:22ما هم با هم انجام دادیم
27:24به نظرم خوب داره پیش میره
27:26سایفی چیزی نمیگی؟
27:29یه چیزی بگو
27:30ماشنا رو ادامه بدیم
27:31برای آبه سخ رو خالی کن
27:33برای پایین سخ رو خالی کن
27:34بایی خیلی خوبه
27:35تموم شد تموم شد تموم شد
27:36برای آبه شو خالی کن
27:38برای برای خالی کن
27:39سایفی با تو با تو با تو با تو
27:40با تو با تو
28:15موسیقی برای آبه شو خالی کن
28:36PYM JBZ
Comments

Recommended