- 2 days ago
عشق مشروط
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
Category
📺
TVTranscript
00:01اون دستفخت همه است؟
00:03بله
00:04اسیس دلمی
00:05بیا
00:06خب تعریف کن ببینم دیشب چطور گذشت
00:10همونطور که دیدی
00:11من نمیدونم چی دیدم
00:14یه لحظه میبینی زول زدین تو چشم هم مثل عاشقا
00:17یه لحظه مثل همسایی هستین که تازه عاشقا شدن
00:20یه بار انگار میخواید هم رو خفه کنید
00:22ما تازه داریم همدیگر رو میشناسیم برای همینه
00:24منم همینو میگم
00:26تازه دارین عاشقا میشین
00:28قشنگ تر از این روزاتون لذت ببرین آروم آروم
00:31عجله نکنید مبادادا روزه دیگه بگین ما میریم به خونه
00:34خدا و چه میدونم ازدواج میکنیم
00:36آروم آروم آروم آروم
00:38نمه چون چه ازدواجی ازدواج مزدواج نداریم
00:40آها
00:40یعنی عجله نداریم
00:43ولی
00:44اون مادرش
00:45وای
00:46مثل کوه یخ میمونه
00:48یخ
00:49مار
00:50مارموز نیست
00:52دقیقا دو دقیقه زل بزنی تو چشاش قشنگ نیشد میزنه
00:58ادا
00:58من امروز برم با هاش حرف بزنم و حالش رو بگیرم تا حساب کار دستش بیاد
01:03بفهمه که ادای من کیه حالیش شه
01:06نعمه نرو
01:08نیازی نیست یعنی
01:10برای چه بیخودی خودتو خسته کنی نرو
01:12چرا خسته بشن؟ برا من سرگرمیه
01:15آیا ادا اگه بدونی چقدر دلم یه جوری شد
01:18انگار که دخترمونو دوزیده باشن
01:20نه به خودمون اومدن نه آشنا شدیم نه به عله برونی گرفتیم
01:23یه های نامزدی گرفتیم
01:25نه
01:25اینطوری که نمیشه
01:31درست میگیم
01:32همینطوره
01:33برو هرچی دلت میخواد بگو
01:35بشه یه لیسا که بولاتا کاری نیستن
01:37آخه این شد ادای خودم دقیقا همینطوره
02:18موسیقی
02:27اسکی داره میاد
02:31مجب
02:32صبح خیل خوشگل ترین وکیل دنیا
02:37علی جان میتونی برامون یه قهوه بیاری؟
02:40چشم ابجی
02:41چرا سختن این شغل دنیا رو دارم ها؟
02:44خب دختر خوب بابا با ترف بزن
02:46روکراس بهش بگو من نمیخوام وکیل بشم
02:49میخوام که تراحه کفش بشم
02:50برم پیش بابا ما روکراس بهش بگم
02:53ادا جون تا حالا با یه وکیل بستت شده؟
02:56کل خانواد وکیلن و تنها وارث منم
02:59چشم امید همشون به منه
03:02بح بح بح بح بح
03:04باز اینجا جمع شدید و از پول داری هفت میزنید
03:07چی شده؟
03:09پاشن بلندات پا تو میزنن گلم یا چه میدونم
03:12مثلا بابا چرکت ملیون دولاریش و اشتباهی به عنوان ارث بری تو گذاشته
03:17ملو تو چقدر بدجنسی؟
03:20دختر چه گناهی داره که خانوادش پول داره؟
03:22ولی ملو واقعا بدجنسی
03:24اه وا؟
03:25تو برای چی مخالفی تو که خودتم درون رده ای؟
03:29نمیفهمم واقعا چه ربطی داره
03:33سرکانو میگی؟ دختر سربته اون به من چه؟
03:36تو دیشب رسمن وارده قشر مرفع شدی متوجهه دیگه؟
03:40طرف وقتی بهت میگه بیا برای تحتیلات به سیشل بریم چی میخوای بگی؟
03:44میگی نه ما میشینیم لبه جوبا منقل روشن میکنیم اخو چی میخوای بگی؟
03:48از دست تو ملو ولی حقم داره
03:51خودتم دیروز دیدی چقدر بیرهم بودم
03:54وقتیش که برسی لباسه یک که میره و جدیدش میاد ادا
03:58دخترچون من اینم صفکم اینه
04:01به خاطر هیچ کس خودم احوظ نمیکنم
04:03دیگیم ببینم
04:03سلین کیه؟ صبح تو هم بخیر دختر سیاپوش
04:06صبح بخیر
04:07صبح بخیر فیفی جا
04:10چطور مگه چرا میپرسی؟
04:12سلین دوست دختر سابق سرکانه
04:14چی؟
04:14سلین دوست دختر سابق سرکانه؟
04:17چرا نگفته بودی؟
04:19یعنی یه ماه، دو ماه، سه ماه از که با هم بودن؟
04:22یه ساله یا دو ساله؟
04:23چند ساله؟
04:24این چیزی که به ما گفته نشد؟
04:25ببینم، سلین دوست دختر سابق سرکانه؟
04:28دوست دخترش بود؟
04:29ایمان چه؟
04:29این چه؟
04:30اما نگفتن؟
04:30دخترا قرار بود سرکان بیا دنبولم هنوز نایمده
04:34من از اون سلین خوشم نایمد
04:36خب، چایی هم رسیم
04:38ممنون علی جان
04:39به دلت اختاده بود که منم میام
04:41دیدم باندتون داره جمع میشه حد سابقیه
04:45ممنون
04:46نوش جان، نوش جان ملو خانم
04:48ممنونم
04:49منم از این سنی خوشم نایمد
04:50یه رفتاروی عجیب داشت
04:52با سرکانم یه سمیمیت بیمانی داشت
04:54یه چیزی بگم
04:55تمام شب با چشماش داشت شوهر خوهر ما رو دید میزد
05:00حتی یه بارش هم دیدم
05:02از اینجاهای بازوش گرفت و اینطوری اینطوری کرد
05:05درسته، این کارو کرد
05:07به نظرم اقراق میکنیم
05:08بعدش هم دختره نامزد داره
05:10نامزد
05:11خب، ولی نامزده تو هم بهش رو میده
05:14اونو شریک های کاری هم میخواستی چی کار کنه
05:16شریک کاری هم هستن
05:18هم شریکن هم دوستخترش بوده
05:20همینطوری میتونه بهش دست بزنه
05:22یه سوال، راستشو بگو
05:25تو دیشب به خاطر این دختره با سرکان دعوه کرده؟
05:27نه با با چرت نگو
05:28ما تازه با هم آشنا شدیم
05:30آدم هایی که تازه با هم آشنا شد
05:32براشون سوه تفاهم هایی پیش میاد
05:33از طرفی، سرکان واقعا اونطوری که به نظر میاد نیست
05:37من دیشب یه جنبهی متفاوت ازش دیدم
05:40سرکان آدم متفاوتیه
05:43یعنی، مثل دیوار سخته
05:45ولی خیلی هم حساسه
05:48دیروز
05:49خیلی به هم نزدیک بود
05:51یه درخششی از کردم
05:52درخشش؟
05:54ادا جون، عزیز دلم خود و قوت
05:56خیلی خوش بخش شدم عزیزم
06:03سرکان نه این من
06:04یعنی طوری شده
06:06من میرم به یه سر بزنم نگران شدم
06:09میشه به امه بگین سفارشو حاضرن؟
06:12رو سفارشو نر میخوانیم یاد داشتم گذاشتم
06:14باشه میگیم، حله
06:16میبوسمتون، برو به سلامت
06:25صبح خیر آقا سیفی
06:27صبح خیره درخانم
06:29حالتون چطره؟
06:30شما را دیدم بهتر شدم
06:31ولی لطفا سیفی صدام کنید
06:33اون موقع شما هم ادام میگین؟
06:35نه، نمیتونم بگیم
06:36بس منم نمیتونم بگم
06:38اومدم دنبال سرکان، میشه بهش خبر بدین؟
06:41آقا سرکان رفتن
06:42وا، رفت؟
06:44حالش خوب بود؟
06:45مریض نبود؟
06:46نه، نه، مثل همیشه ساعت هفت بیدار شد و رفت دفترش
06:50خبر نداده بود، بزه ی زنگ بزنم
07:00جواب نمیده، من میبینمش
07:02باشه
07:03آه، بسته ها، اینا قرار بود بره دفتر آجا نگیرن
07:07من ببرم بزارمشون تو ماشین
07:08پس بذارید ماشینو بیارم و بستهارم بذارم توش
07:11من گل فروشم، بازوام قویم میذارمشو
07:14مطمئنی؟
07:14آره، مطمئنم
07:15پس ماشینو بیارم
07:20مطمئنم
07:21آی، بشخاب ها بردار
07:23اشته هایی نمونده باسم
07:26اصلان اون طوری نگام نکن، آلح تاکین
07:28دیشب، آب روم رفت
07:30به همه علکی، گفتم مریضی
07:32ماید قبل از اینکه منو تو عمل انجام شده قرار میدادی بهش فکر میکردی، تا اون دختار را قبول کردی
07:37فکرم که بعدشی قراره بشه ها؟
07:40وای، سرم
07:43آه، صبح بخیر؟
07:44صبح بخیر؟
07:46گفتم یه قهوه با آتون بخورم
07:47بعدش با هم بریم شرکت
07:48خیلی خوب بشه
07:49وای سلین جون چه سپرایز قشنگی
07:52یه اسپرسای دوب برای سلین بیارید
07:54ساتو قهوه تا بخوری من آماده میشه
07:56باشه امو علب جون
07:57آی سلین جون
07:59ما در انتظار روزایی بودیم که بابا بگی نه امو
08:05میدونید که برای چی من و سرکان جدا شدیم
08:08میدونم سلین جون میدونم
08:09پسر احمق بهت پیشنهاده ازدواج نداد
08:12دختر زیبا و با استداد و معفقی مثل تو
08:14چقدر دیگه میخواست منتظر باشه
08:16کاملا حق داری
08:19ظاهرم باید تا عبد منتظر میموندم چون
08:22سرکانی که دو روزه با یکی که نمیشنستش نام زد میکنه
08:25پس حتما دوستم نداشته که لهم پیشنهاد نداده
08:27دختره یکم چیزه
08:29چطور بگم؟ یعنی یکم
08:33یعنی یکم مصره
08:36اصرار به چی؟
08:38نمید مردو یکم خارج از ما دارن
08:40به مرکز جزب نیاز دارن
08:41همش سرکان رو به سمت خودش میکشنه
08:44اصلا منتظر نمیشینه اولین قدم رو اون برداره
08:47یعنی میگید من همیشه منتظر بودم سرکان یکاری کنه
08:53بگذاریم به هر حال که هر کدوم با یکی دیگه نام زد کردیم
08:57نام زدی که چیزی نیست
08:58لغبش میکنی و تموم
09:00تو هم با فرید نام زد کردی که اصلا عرضش نداشت
09:03ولی محلومه اونا یکم جدی گرفتن
09:07آخه تصمیم دارن جدا زندگی کنم
09:09چه تصمیمی؟ چه کار کنن؟
09:11نه بابا همچین چیزی نیست نه نه نه
09:14اگه همچین چیزی بود من خبر داشتم نه نه
09:19این طور نیست
09:21آسیفی چی داری میبری؟
09:22یه سریع از وسایل آقا سرکان رو میبریم دفتره به خانم خواستن
09:27صبح بخیر؟ آه سلین اینجایی؟
09:29صبح بخیر
09:30چه خبرها؟
09:31آشق این فرقونه شدن برای گلف روشین میخرم
09:34موقع بردن گله به ماشین راحت میشم
09:37ایدا بیا بشیم پیش ما یکم استراحت کن
09:39ما هم داشتیم راجب تو و سرکان رو تصمیمتون حرف میزدیم
09:43چه تصمیمی؟
09:44کدوم تصمیم؟
09:46بذاری آبی بخورم بچورتش نمشد
09:48آره خوب
09:48خوب تو خونه سرکان جا باز کردی
09:51البته فکر خوبی هم کردی
09:53جام که زیاده
09:55سرکان خودش تداروک دیده بود
09:57گفتم تو جا به جایی کمکت کنم
09:59اونم قبول کرد منم دارم میبرم
10:01پس چرا من خبر ندارم
10:03سرکان به من هیچ چی نگفت
10:05اینا وسائل شخصی سرکان ان
10:09شاید فکر کرده به شما ربطی نداره
10:12حاله باز شما بپرسیم
10:14ممنون من دیگه باید برم
10:16خوب شد دیدمت
10:17میبینمت مادر شوار
10:20مادر شوار
10:22روزتون بخیر
10:26سلین جان
10:27حاضر شدید اموالتکین
10:30بریم بریم
10:32میبوسمتون
10:39چیزه ای که برای دکوراسیون بیلای نرمی خانم انتخاب کردم اینا هست
10:43اگه هر چیز دیگه یه دوست داری بیاشت اضافه شبه هم بدون
10:45نه نیازه نیست نمونه ها چی
10:48لیلا
10:49مگه من یه ساعتی پیش ازت خواهش نکردم نمونه را برام بیاری؟
10:52آره راستش منم اونا را نگاه کردم ولی...
10:56هیچ نیازی نیست لیلا
10:57وقتی رسید نگاه می کنم ممنون
11:05صبح خیره همگی
11:06سلام
11:09دیر کردی
11:10بسته ها رو او بردم برای همین
11:13پرسیده بودی؟
11:15ببین همه اینجا
11:16پس تو هم باید سر وقت بیایی
11:25یلا
11:26زود باشین دوستان جلسه برگزار می کنیم
11:28سریع
11:29این از زنده چپ بیدار شده؟
11:31نه بارا عکس با همه خوب رفتار کرد
11:34عجیبه
11:35خب
11:41آیدان خانم یه مدت حرکت نمی کنید حالتو خوبه؟
11:46رفته بودم تو وضعیت جسد رو داشتم فکر می کردم
11:49آی پس قراره برن توی خونه زندگی کنن عالیه
11:56سیفی این دختره خیلی بیشتر از سواروتمون برامون درد سر می شه
12:00چون این دختره یه فتنست مگه نه سیفی
12:04سیفی؟
12:07شما داشتیم با من حرف می زدیم
12:09واقعا ببخشید من داشتم نفس عمیق نکشیدم و ریلکس می شدم
12:12اگه در عرض یه ثانیه نیست و نابودست کنم احماق کائناتو می بینیم
12:16شرمنده
12:18گفتی یوگا اثر میکنه ولی به هیچ دردی نخوردون گوشی رو بده
12:21می خواهم ما سرکان حرف زنم
12:22والا من وزیفم رو انجام می دم و برای این بار آخر بهتون می گم
12:26اگه به آقا سرکان زنگ بزنید فکر نکنم جوابتونو بده
12:29چون از زمانی که بهتون گوش زد کرده خوشش نمید تو کاراش دخالت کنین خیلی نگذشته
12:34حیف اون اکسیژینی که برای گفتن این حرف ها هدر دادی
12:37گوشی رو بده
12:38مطمئنی
12:39آی
12:48حتی نیازی ندید از سرش واک کنه
12:51مستقیم رادم کرد
12:54حالا که نمیتونم با پسرم حرف بزنم
12:56پس مجبورم احتیاطای آیدانم رو وارد عمل کنم
13:00به آیفر خانوم زنگ بزن سیفی
13:04الان
13:10پروژه ی هتل رو از دست دادیم
13:12پروژه رو کان کارادا گرفت
13:15اما
13:15اتمن میدونید که تر راگ منت همشون بهتر بود کلن متوجه این که چقدر کار کردیده
13:21یعنی این اصلا اشتباه شما نیست
13:23لطفا دنبال بحونه نباشیم
13:25دوستان جریان اینه که
13:27به اندازه کافی رو کارمون متمرکز نمیشیم
13:30و به اندازه کافی دقت نمی کنیم
13:32پس معلوم میشه
13:34یه چیزایی هست که گی جمعون میکنه
13:36یا تمرکزمون رو به هم میزنه
13:38برای همین ازتون میخوام
13:39دیگه رو کارتون تمرکز کنید و بیشتر کار کنید
13:42باشه؟
13:43یه چیز دیگم هست
13:45کان کارادا به یه شکلی از پروژه هامون خبردار میشه
13:48برای همینم لطف کنین
13:50در زندگی اجتماعیتون در مورد کار حرف نزنید
13:53زندگی اجتماعی؟
13:54اون دیگه چیه؟
13:55ما کلن زندگی اجتماعی نداریم که
13:58کلن بعد از این که شما اینو گفتین
14:00دیگه این تبدیل به یه چیز غیر ممکن شده
14:02مثلا من جزوه پرسونل شما نیستم
14:04اما علا رقم این غیر اجتماعی هم
14:07چون این شرکت کلن جوش همینه
14:13تموم شد؟
14:15خوبه
14:16میتونید برگردید سر کارتون
14:18پرل، انگین، احمد رو صدا کنید جلسه میذارید
14:22ادا
14:24تا پایان امروز میتونی برنامه هفتهگی رو به دستم برسونی؟
14:28وقت نکردم که تازه رسیدم
14:30به نظرت شبیه آدمی هم که حسری بحون شنیدن داره
14:34دوستان جلسه تمومه
14:36پلن های پروشه چدید رو در بیار
14:49یکم پیش شطور حرف سطالت دستودی؟
14:51طبیعه، همشه اینجوریه
14:53در واقع زاویه دید متفاوته
14:55به نظرم دستوری نیست
14:56هر سدن رو دوست نداره
14:58برای همون خلاصه میکنه
14:59مثلا لطفاً این کار رو انجام میدی؟
15:03چار سانیه زمان میبره
15:05طولانیه خیلی طولانیه
15:06ولی مثلا میگه انجام بده
15:07نیکیو یکونیم سانیه ادامه میده
15:09و همین کافیه برش
15:10میگه انجام بده
15:11آره همینه
15:12آره
15:13یه لحظه
15:14بیا من کمکت میکنم بیا
15:16ما بیریم
15:25این چیه؟
15:26این چه وضعشه؟
15:28چرا اینجوری شده؟
15:31دیوونه از چرا همچین کاری کرده؟
15:33از عصبانیت گفته وسائل رو جمع کنم
15:35یعنی میگه که برم؟
15:36از من نپرس
15:37نمیفهمم آقا سرکانچی میگن
15:39ممکنه گفته باشه برو یا بمون
15:42ولی قرار این دیوار برداشته بشه
15:44شاید برای همینه گفته
15:45همه وسائل ها رو جمع کنن
15:47واقعا همه چیه داده جمع کنن
15:49الان چطور چیزهی که میخواد رو پیدا کنم
15:51من برای چیدن اینا جونم در اومد
15:57من اومدم
16:01پره ایلینا چیه دستت؟
16:03پارچه هایی انتخاب شده برای پروژه بیلاست
16:06اونا رو من نه
16:07بلکه میدی مادرم تعیید کنه
16:10سرکان من سال هاست این کارو میکنم
16:12برای یه بارم شده خودم این کارو
16:16بگذاریم
16:17موضوع چی بود؟
16:20میخوام وارد مناغصه این میراس فرهنگی بشم
16:24چی؟
16:24تیبونه شدیده داشت؟
16:26در مورد شرف زدیم و گفتیم زرار میکنیم منصرف شدیم
16:28سرکان نمیتونیم شاید اون مناغصه رو قبول کنیم
16:32ببینید
16:33اگه شرکت زمانت کنه و پشتمون در بیاد
16:36هیچ مشکلی پیش نمیاد
16:39میگه شرکت
16:40اما حال پکی نمرن قبول کنه
16:41میکنه
16:44چی میگی داداش؟
16:46من و تو در مورد شرف زدیم گفتیم سود نمی کنیم
16:48تزه چقدر میخوای سرمه گذاری کنیم اگه؟
16:52یک میلیون دولار
16:53چی؟
16:53چی میگی داداش؟
16:55سرکان نمیشه
16:56آقا سرکان
16:56میخوام بهتون روک بگم
16:58ورشکست میشیم
17:00سرکان خوبی؟
17:01دیگه دارم نگران میشم
17:03مدیر مالی تو میگه با این کار ورشکست میشیم
17:05میشنوی چی میگه؟
17:06باشه
17:07قبول میکنم ریسک داره
17:09اما عرضش داره
17:12میگه ریسک داره
17:13ریسک داره
17:14داداشت این شرکت فقط برگ تو نیست
17:16نا شریکی
17:17نمیشه اینطوری بگی
17:18ریسک است
17:19شدنی نیست
17:20درسانی
17:20ما مقع نظر دادن داریم
17:22اصلا میخواییم رایگیری کنیم ببینیم
17:23کی میگه نه
17:25مالی؟
17:26دوستان
17:33همچنین
17:35جریان یک میلیون دولار هم
17:39فهمیدید؟
17:40یا چی بگم سرکان
17:42غیرتو هیچ دیوونه یک میلیون دولار پیشترد نگید
17:45اصلا مناقص مال تا به تبریک بگه
17:47ما بریم دوماده کار بگردیم
17:48چون این شرکت داره برشکسته میشه
17:50این شرکت سن روز دیوونگی هایی داره
17:52به خوده خیلی خسته شدم پیری
17:54خیلی کم رو بردم
17:55بابا کافیه دیگه
17:56باشه
17:57بای جازتون برم
17:58نه البته همت
18:10اینگین
18:11میشه به کان کارادا زنگ بزنی؟
18:14کان؟
18:14آره
18:15چرا خودت زنگ نمیزنی؟
18:17گفتم زنگ بزن
18:18به خدا تیفونه شده این مرد قاطی کرده به خدا قاطی کرده
18:28مشکوله
18:29خوبه
18:32دره زنگ میزنه
18:34چی کار کنم جواب بده؟
18:36رد تماس بده
18:37رد تماس؟
18:47لیست برنامه هفتهگی کجاست؟
18:49اتاقم در حال تمیراته نتونستم پیدا کنم
18:52لیلا
18:53آقا سرکان
18:57میشه برنامه هفتهگی ساریه رو از آرشیف بیرون بیاری؟
19:01ها؟
19:01الان میارم
19:02ممنونم
19:03این که تقصیر من نیست
19:05نه خبر میدین نه توضیحی میدین
19:08اتاقم به هم ریخته شطور پیداش کنم
19:10در واقع حق داری توی اتاق تمیرات هست
19:13چون که سرکان برگیتا
19:14ادا یا کارتا انجام بده
19:17یا مانع اونی که انجام میده نشو
19:23آقا سرکان نقشه ها اینجاست
19:25برنامه هارم فران آماده میکنم
19:27ممنونم لیلا
19:27میتونی تو اتاقم بذاری و این که
19:30امروز تو به جای ادا خانم کار میکنی
19:32البته آقا سرکان
19:34ممنونم
19:52برو شرکت و بابت مناغصه از بابام و سلین امزاها رو بگیر
19:56باشه داداش میرم میگیرم
19:58ولی میدونی که بابت زمنه همچین قرار دادی نمیشه میدونی که نه
20:02انگین به حد کافی کلافه هستم بیشتر از این ازیت نکن
20:05چی شده داداش بایده مشکل داری؟
20:07چه ادایی چه ربطی داره
20:09داداش یه طوری با نامزده اطرفتار میکنی که انگار دشمنه اصلیته
20:11ببین هر کارمندی که همچین اشتباهی بکنه همین جوریه
20:14روز بخیر
20:15احمد
20:18داداشم که قرار متوجه شی که غیر کار چیز اگر دیگه یم هست
20:21که میخوایی متوجه بشی زندگی همیشه با بمیلت بیش نمیره
20:25هم که میخوایی؟
20:27چه شده؟
20:30این ماشین کانکارادا نیست؟
20:33به خدا که خودشه
20:34میگم بیا بریم قشنگ خط و خشب اندازیم روش
20:37از دیشابان مردی که لجم رو در برده
20:40بیخیان هرچی یه وقتی داره بیا
20:44نه منه با ماشین خودم میرم
20:49که این تو؟
20:49میبینم ایت
21:02الو
21:04برای کار اوتل برای ماست
21:06کیفم کوکه
21:09باشم
21:13از سمت دریا بریم
21:34منصرف شدم
21:35برو سمت نیشنتشی
21:46بفرمایین
21:47الو
21:48دستگیرم سعی کرد با شما تماس به گیره نتونست
21:52سلام آیدن استم
21:54دیشاب آشنه شده بودیم
21:56آیدن خانم اگه میگفتید مادر سرکان استینم میشد بفرمایید
22:00همونطور که دیشاب حرف زدیم منتظرم تشریف بیارید یکم حرف بزنیم
22:05الان میام
22:06الان
22:07لانتین
22:09علی جان اینجا دست تو امانت من رفت
22:11باشم
22:28اینجا چی شده؟
22:30فیفی؟
22:31اینجا چی کار میکنی؟
22:32اومدم دیدن تو و این که ببینم چطور با هات رفتار میکنن
22:36از چیزی که حدث میزدم بدتری
22:38سرکان بلا تصمیم گرفته اتاقم رو خراب کنه حتی گفته همه وسایلم رو جمع کنه دیگه
22:44چرا؟
22:46لابا دلش اینجوری خواسته
22:47ای بابا
22:53چیه؟ نگاه میکنی؟
22:56نه
22:57نگاه نمیکنم که
23:00نگاه کنم
23:02این دیگه چه مودلشه؟
23:04اریجناله
23:07عرفاتون رو شنیدم
23:08راستشو بخواهی در باره این یه تهوری دارم
23:11گوش میدیم
23:12اینجوریه که میدونید که آقا سرکان با احساسات رابطه خوبی نداره
23:18البته با نامزدی خیلی تطفشار قرار گرفته
23:22شبیه نقشهی میکشه
23:24برای خلاصی از تو
23:26و احساسش به تو
23:28شبیه نقشه رو وارد عمل میکنه
23:31و تو اتاقت یه بمب ساعتی میزاره
23:37البته تو با دیر اومدنت کل نقشه رو نقشه براب میکنی
23:42نقشه آقلانه یه دا نظره چیه؟
23:45من صبح دیر رسیدم برای همین انقدر سبانی بود
23:49البته یه چیز دیگهی هم هست
23:52که اگه دیوارای سمت اتاق آقا سرکان برداشته بشه
23:56یعنی میخواد که تو رو بیشتر ببینه
24:00من با نقشه اول موافقم من رو اون سرمایه گذاری میکنم
24:04ادابیه بریم قهوه بخوریم
24:06فیفی مدفجه ای که من سر کارم
24:08مرخصی بگیر مگه رئیس نام زدت نیست؟
24:10نه نه نمیشه اینطوری نمیشه
24:12تو برو با دختر رو قهوه بخور من کار دارم بعدم میان
24:15خیلی خوب باشه من کلی کار دارم میبوسمت
24:20براقه
24:20اصاب آدمو خورد نکن
24:30بله
24:32خوب میخواستم بدونم که فیفی چی کار میکنه
24:36داستانش چیه؟
24:37اینطور یه که
24:39سال هاست که پشت گوشی به یکی دستور میده
24:42اما ما هنوز هم سردر نعی باریم
24:44نمیدونیم کارش چیه
24:45عجیبه
24:46یه مهمهای دیگه برای من پیدا شد
24:49باید خوششانس باشی چون به شانس نیاز داری
24:52خواهیم دید
24:55تا بهال نشده پروندهی دست من بیفته و نتونم حلش کنم
25:19خوب دیگه آیفر خانم
25:21حالا که شاییامون تموم شد میتونیم بارده بحث بشیم
25:25آیدان خانم پس من با اجازتون شروع میکنم
25:29یه وقت به خاطر این که بچه ها خیلی سری نامزد شدن فکر بدی در مورد ادا نکنید
25:36دریلشو نمیدونن
25:37اما این پسر شماست که باعث شده سریعا نامزد بشن
25:42نامزدی اصلا مهم است من میخواسم در مورد موضوعهای دیگه ای حرف بزنم
25:46مهم فهمیدیم که نامزدی اصلا براتون مهم نیست
25:49با چند مهمونی که برای تظاهر دوت کرده بودین
25:52مراسم نامزدی که پسرتون فراموش کرده بود حلقه به خرار رو گذروندین رفت
25:59اما شما سعی نکنین ادا رو بی کس و کار بدونین
26:02به عنوان یه دختر گلفروش تحقیرش نکنین
26:05ما از نسلی هستیم که هزار ساله توی ماردین زندگی میکنن
26:10به سختی داماد انتخاب میکنیم
26:13برید دعا کنید فهمیدی
26:14تو مراسم دیشاب کسی از طایفتون ندیدم تا باهاش آشنا بشم
26:18ما حتی خانواده کوشی که شما رو هم نتونستیم کامل ببینیم
26:22آیدن خانوم شوهرتون کجا بود
26:24سردسته خانواده شما هم حتما شما این که اومده بودی
26:27چون هیچ کسی دیگهی که نایمده بود
26:29برای همچین مراسمی اینجوری میان دیگه آیدن خانوم
26:32به نظر من نام زدیه دو نفری که دو روز فقط با هم آشنا شدن
26:37خیلی اشتباهه
26:38اگه کمی شناخ داشتن
26:40میفهمیدن که دنیاشون با هم تفاوت داره
26:43همونطور که میدونید برادر زادتون سفده
26:46ادا
26:48ادا
26:48آیدن خانوم اداست
26:50چطور بگم یک کمی
26:51زیاد مناسب خانواده مونیست دیگه
26:55آه چه قرش زیبا گفتین
26:56البته که مناسب نیست
26:58زندگی ساده و متوازه ما کجا و
27:01این زندگی پر از زرق و برق شما کجا
27:04اگه پسر شما نبود
27:06امروز ادای من
27:07رتبه یه اول دانشگاه میشد
27:10اونم از ایتالیا
27:11پسرتون زندگی دخترم رو نابود کرد
27:13یه دقیقه یه لحظه سب کنید
27:15یعنی چی که زندگیشو نابود کرد
27:16سرکان چی کار کرده مگه
27:19یعنی شما خبر ندارین
27:20پس بشینین با پسرتون حرف بزنین
27:23ببینین اصل قضیه چیه
27:24پسرتونو بشناسین آیدن خانوم
27:26هرچی
27:27حتما این نامزدیم زیاد طول نمیکشه
27:29منم همین خواسته رو دارم
27:31هرچی زودتر از این اشتباه برگردن
27:33با آتون موافقم آیفر خانم
27:35چقدر خوبه
27:35خیلی خوشحال شدم که هم نظریم آیدن خانوم
27:38شما بشینین با پسرتون حرف بزنین
27:40راه درست رو پیدا کنین
27:41به منم اطلاع بدین
27:42دیگه خودتون میدونین
27:44من حرفامو زدم
27:45روز بخیر
27:47اما من با هاتون حرف دارم
27:49تا جایی که من خبر دارم
27:51بردرزادتون خیلی دوستار مراهل
27:53رو به سرعت تی کنه
27:55منظورتون چی آیدن خانم؟
27:57دیروز اخت کردن
27:58من امروز میخوان توی خونه زندگی کنم
28:00فکر کنم به اندازه کافی واضحه
28:02چه خونه ای نه بابا
28:03همچین چیزی نیست
28:05چرا همچین چیزی هست
28:06صبح وسائلی که مورد نیاز نبودن
28:08از خونه سرکان منداختور
28:10چا برای خودش جا باسته
28:11نه همچین چیزی نیست
28:12چرا چرا هست
28:13نه نیست
28:14هست هست هست
28:16نه نه
28:18همچین چیزی نیست
28:19هست آیفر خانم
28:20نیست
28:21هست
28:22آیدن خانم
28:28نه نیست
28:28هست
28:36ادا
28:37چیزه
28:38این پرونده ها مال توه دیگه
28:40نمیدونم کجا میخواییم جا بدیم
28:42میبینم ات
29:03پرونده ها رو میزید
29:04من هم منتظرت بودم
29:07سلین
29:08نمزا کردم
29:09ما پدرت گفت
29:12نمیتونم به خاطر سرمایه گذری
29:14یا این مسکره پسرم
29:14شرکتو به خاطر بندازم
29:16و
29:16روز باشم
29:17باشه
29:18من امزا میگیرم
29:20دیگه
29:21نه هیچی
29:22ممنونم انگین
29:43نمیخوایی چیزی به هم بگی
29:47این توی که درزدی اومدی داخل
29:49آره زدم
29:52خواستم ازت تشکر کنم
29:53اون دیوارا رو به خاطر من گفتی
29:56من بهت نگفتم امروز نه یا تاخل
30:02موسکل چیه
30:03چرا اینجوری به هم رفتار میکنی
30:07مگه قرار نبود
30:08چرایی درکار نباشه
30:09میپرسم چون بعد رفتاره
30:11امروزت یه توضیح به هم بدهکاری
30:14ببین
30:15ببین منو
30:16من هیچ چیزی بهت بدهکار نیستم
30:19فهمیدی
30:19تو یه آدم معمولی هستی
30:21که دو ماه دیگه زندگی من میری بیرون
30:23برای همین این همه به خودت همیت نده
30:29با تو حرف میزنم
30:33مشکل چیه
30:35من نمیفهمم این ترت رفتارت برای چیه
30:38من با تو چی کار کردم که با هم اینجوری رفتار میکنی؟
30:41ادا میشه بری
30:41کجا برم؟
30:45وقتی منو اینجوری نادیده میگیری برم بشنم کار کنم
30:48یا برم خونه
30:49یا بخوای قلمم رو پاره کنم و برای همیشه برم
30:52همینو میخوای؟
30:54ادا
30:54من نمیتونم هرچی تو میخوای به همون عمل کنم
30:57به چی فکر کردی؟
31:03چرا این همه سرد رفتار میکنی؟ چی شده؟
31:07چون که با من سمیمی رفتار میکنی و من از این رفتار خوشم نمیاد
31:10سمیمی رفتار میکنم؟
31:14چه میدونم؟ من، من فکر کردم بینم
31:17چی؟ چی بینمون ممکنه وجود داشته باشه؟
31:21ممکن بود یا جمله خوب انسانی وجود داشته باشه
31:24به بخشی داشته با کردم
31:26ببین، اون مرد دیشبیه و یادت میاد
31:29من اون مرد دیگه نیستم، فهمیدی؟ باشه؟
31:32برای همین از تو خواهش میکنم طبق قول نام عمل کن
31:37بازیه؟ فهمیدم
31:39اشتباه از منه
31:41زیادی ساده برخورد کردم، ببخشید، دیگه از حد نمیگذرم
31:46خوبه
31:53نیازی نبود اون دیبارو خراب کنی خودم برای خودم جا پیدا کردم
32:04موسیقی
32:05موسیقی
32:13موسیقی
32:14موسیقی
32:43PYM JBZ
33:13PYM JBZ
33:42PYM JBZ
34:13PYM JBZ
34:43PYM JBZ
34:54PYM JBZ
35:23PYM JBZ
35:53PYM JBZ
36:23PYM JBZ
36:36PYM JBZ
37:03PYM JBZ
37:25PYM JBZ
37:54PYM JBZ
38:24PYM JBZ
38:47PYM JBZ
39:18PYM JBZ
39:48PYM JBZ
40:15PYM JBZ
40:46PYM JBZ
41:01PYM JBZ
41:31PYM JBZ
42:01PYM JBZ
42:20PYM JBZ
42:49PYM JBZ
43:16PYM JBZ
43:18PYM JBZ
43:20PYM JBZ
Comments