- 2 days ago
عشق مشروط
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
Category
📺
TVTranscript
00:00خب الان دارم دستشو میبینم
00:03دست راستش گرم و نرمه
00:06و چشماشو باز میکنه
00:14خیلی درخشان و بامنی داره نگاه میکنه
00:20نبزش؟
00:21نبزه ببینم
00:27نبزش خوبه یعنی خوبه
00:30اون کیه؟
00:32چیزا دیلک خانم دکتر خانوادگیمون
00:35خیلی ممنونم دیلک خانم
00:36باشد ممنونم
00:40پاشا میریم دکتر
00:43نمیریم
00:44گفت که لازم نیست حالت خوبه
00:47نه
00:48نگفت لازم نیست
00:50گفت لازم نیست بری دور جانس
00:53ببخشید ولی من که آدم مریض کنار خودم نمیخوام
00:56پس فاصله بگیرو نزدیک من نشو
00:59بعدشم نگرانه من نباشه
01:01اما مثل تو وصفاسیه
01:03برای همین همه آزمایش ها را انجام دادم
01:05من عالیم چیزیم نیست
01:06که اینطور
01:07پس منم میخوام جواب آزمایش هاتو ببینم
01:10توی قراردادمو نوشته
01:13چون همش بی خودی قش میکنه
01:15من قش نمی کنم خوابم میبره
01:17آه باشه
01:18راستش
01:19اگه تو رو تو هوا نمیگرفتمت
01:22سرت میخورد به بوتون
01:23آه من حالا فهمیدم دردت چیه
01:27ببخش سر کم بولت
01:29آخرین کسی که تو زندگی
01:31مدیونش میشم تو
01:32چی میشی؟
01:34قهرمانم
01:35تو نبودی من چی کار میکردم
01:38سرم میخورد به بوتونه و میترکید
01:42سرم میخورد به بوتونه
01:43بهتر از این بود اینجوری بیدار بشم
01:46تو واقعا
01:49تو واقعا دیوونه
01:54خوبی؟
01:55آب یا چیز دیگه میخوایی؟
01:58نه ممنونم
02:01تو برای من نگرانی؟
02:04نه
02:05نظر منم همینه
02:07خب مگه چی شنیدی که یه دفعه استرس گرفتی؟
02:13ممم
02:13میلو زنگ زد
02:15دوشگریه میکرد
02:16بعدش مامانت بعدشام
02:18سلیم
02:21اعداد جون
02:22من و فرید میخواییم برای شام و تبریک بیاییم خونه ایشام و دکراسیان هم ببینیم
02:27نگرانه شام هم نباشید از بیرون سفارش میتونم
02:30میبوسمه
02:31سلین سلین
02:33میاد خونه مایلی خونه تو
02:35برای تبریک خونه من بهش دروغ گفتم
02:37میخواییم با هم زندگی کنی
02:38میخوایم بیان تبریک بگم
02:39چه خوب بیان
02:40نه یان
02:42نمیتونن بیان
02:44مشخص خوشه با هم زندگی نمی کنی
02:45من اون موقع یه چیزی گفتم
02:46لجان گرف یه چیزی گفتم
02:48ولی نمیتونن بیان
02:49من یه وسیله هم تو اون خونه ندارم
02:51گفتم میخوایم هر دوم ما بلوز کنم
02:53چون این چیزی هم در کاریست
02:54یکم آروم باش
02:55الان دوباره قشت میکنیم
02:56آروم باش حل میشه
02:58من به سلین زنگ میزنم
02:59میگم نیاییم
03:00خیلی خوب باشه
03:03مامانت
03:04مامانت هم به امزنگ زده
03:06گفت باید با من جدی حرف بزنه
03:08چرا میخواید با من جدی حرف بزنه
03:09چی کار کردی که میخواید بازخواستت کنه
03:12چی کار کردم
03:13آره
03:13یعنی نمیپرسی مامانت چی کار کرده
03:17نمزد یه قلبی انقدر سخته
03:19واقعیش ببین چقدر سخت میشه
03:21دیگه میشه بریم
03:23میخوام جواب آزمایشا رو ببینم
03:25باشه
03:28خوبی دیگره
03:29میتونی بلنشی
03:34موسیقی
04:02پیریل جون
04:04اومدم این پرونده رو بذارم اینجا
04:06تو چرا هنوز نرفتیم
04:08اگه سرکان نگفت همه برن خونه
04:09روز کاری
04:11این وقت روز برم خونه
04:13اصلا شادنی نیست پس تو منو نشنا
04:16ولی سرکان روی روز کاری رفت خونه
04:18با نام زدشم رفت
04:20میگم روز کاری ساعت چنده
04:24چرا؟
04:25چرا؟
04:27چرا؟
04:28به خاطر اون دختره سلین جون
04:30از وقتی اون دختره بارده زندگی سرکان شده
04:32هیچی خوب نیست
04:33همه چی به هم رخته
04:35اینجوری میگی ولی
04:37سرکان به نظر خوشحال میاد
04:39تو به این میگی خوشحالی؟
04:40این خوشحالی نیست چشمش جایی ها نمیبینه
04:43در ذهن من از دست تو خیلی عصبانیم
04:45چرا؟
04:46چون از سرکان جدا شدی شما با هم چقدر خوب بودین سلینه؟
04:52از بیرون اینجوری به نظر میرسید
04:55خودت میدونی که
04:57سرکان با بی مهری و بی توجهش خیلی دل منو شکست
05:01بی محبت
05:03سرد
05:04خدای منطق
05:06سرکانی که ما میشناختیم اینجوری بود
05:08بله اون سرکان حالا کجاست؟
05:11اون دوست من کجاست؟
05:16میدونی قسمت خنددارش کجاست؟
05:20توی رویاه های من سرکان همینه
05:25بگه
05:26بی خیاله کار منو برداره و باهم بریم
05:31چند سال منتظرش بوده
05:35حالا جلوی چشم همه اینا رو داره به یه زن دیگه میگه
05:40میایی
05:41بریم بیرون یه چیزی بخوریم
05:43نه چون باید بریم
05:46خونه سرکان برای تبریک و همخونه شدنشون
05:50داری میری خونه سرکان؟
05:52لطفا نروه
05:53ازیت میشی
05:54برای چی میخوای بری خونه سرکان؟
05:56چون میخوام ببینم پیریل
05:59باورم نمیشه
06:01تو میدونی من یه بارم بدون همه هنگی با سرکان به اون خونه نرفتم
06:04حالا میخواد با ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
06:07تو هم فریدو داری؟
06:09عالیه
06:10عاشقه
06:11شیفتته
06:12آره
06:13از وقتی با فرید نام زد کردیم یه نظمی به زندگی ام دادم تصمیم گرفتم سرکانو فراموش کنم ولی خب
06:19اختی میبینم با این دختره اینجوری رفتار میکنه قلبم میشکنه
06:23حق با توه
06:26فرض کنیم عاشق شدی فرض کنیم عاشق شدی
06:31چرا میاریش دفتر انگار میخوایی همه ببینن
06:34اگه تو فریدو وارده شرکت میکردی اون میترکید من میدونم دیگه از حسادت میترکید
06:42نه نه یعنی من دارم اشتباه متوجه میشم داری میخندی
06:46چرا چشما داره برق میزنه چی شده
06:49نه فریدو وارده شرکت نمیکنی من برای مثال گفتم همینطوری گفتم
06:52هیچ ربطی نداره سلین جون ببین لطفا من واقعا میبینمت
06:57میبینمت ولی میشه به همگوش کنی
06:59سلین جون
07:02همه تون دیبونه شدید عقلی هیچ کدومتون کار نمیکنه
07:05منم میرم به کارا میرسم خل شدم دیگه از حساد
07:11ولی میترکا
07:13چطور واقعیت رو بهش بگیم
07:15اداداره میاد کدوممون بهتر میگه
07:18من میگم
07:19نه کم کم بهش میگیم باشی
07:21میگیم ما نهار رفتیم بیرون سلین رو دیدیم
07:24سرکان هم کنارش بود
07:25انگار راشدی کرده بودم
07:27انگار سرکان میخواد ازت جدا بشه
07:28دیگه چی بگیم بهشا
07:29انگار
07:30رو کراست بگیم سرکان داره بهت خیانت میکنه
07:33بگیم داره خیانت میکنه
07:35داره خیانت میکنه
07:36دخترا
07:41حالتون خوبه؟
07:42ملو
07:43آخرین بار داشتی گریه میکردی؟
07:46داشتی میگفتی بیچاره شدم
07:47و یه چیزایی میگفتی
07:49چی شده؟
07:50شما چرا اینجوری نگاه میکنین
07:55سلام
07:58شما همیشه چهار نفری
08:00با همیداره همیشه
08:06آره
08:07یعنی اگه ما رو به این شکل قبول کنی
08:10بهتره
08:15انگار میخوایین حرف خصیصی بزنیم
08:17منم میرم توی تراز
08:19باید به سلینم زنگ بزنم
08:21باشه
08:26باشه
08:30خوب
08:31خوب
08:31با چرایی میخواید به سلین زنگ بزنه
08:33چرا زنگ نزنه
08:36زنگ میزنه
08:37من که بهتون گفتم
08:38بهتون گفتم به سلین دروغ گفتم که توی خونه قرار زندگی کنیم
08:42اونم گفتش پس پیاییم دیدنیتون
08:44موزی
08:45واقعا که
08:46عجب ابزرکاییه میخواید بیا تا لباسه شما رو چک کنه
08:49آخه ما که با هم زندگی نمی کنیم
08:51زندگی که هیچ
08:52حتی یکی از وسائل منم تو اون خونه نیست
08:54حتی مصفاق ندارم
08:56اگه بیاد خونه همین دروغ هم رو میشه
08:58الان سرکان داره درباره همین باشه حرف میزنه
09:02حالش بد شده
09:04الان بهتره
09:05خوبه باید دیگه هم استراحت کنه
09:07امشب میخواستید بیایید خونه ای ما
09:09نه دیگه نمی آیم
09:10حالا مطمئنی که حالش خوبه
09:12گفتم که سلین حالش خوبه
09:14الان که نمی
09:15باشه پس ما فردا می آییم برای تبریک ادارم اون موقع میبینیم
09:19باشه خوبه
09:21باشه راستی برای تو هم یه سرپرایز دارم
09:23میبینم ات
09:25باشه
09:28فقط کنچکافم چرا بجه این که کنار تو به سلین زنگ بزنه
09:31میره بیرون و یواشکی باشه حرف میزنه نمیدونه
09:34چرا یواشکی حرف زنه داره حرف میزنه دیگه مگه چیه
09:38شما چرا اینجوری حرف میزنین
09:40چرا اینقدر عجیب شدین
09:41بگید
09:46ایدو جون
09:46ببین من چند تا چیزو باید بهت بگم
09:48ولی نراحت شدن گریه کردن دقون شدن نداریم
09:51ما چار تا زن هستیم
09:53و تقدیر هر چورتایی ما همینه
09:54هر چورتایی ما رو مردان نراحت میکنن
09:56این رو بزر پایی تقدیرمون چی میزونم
10:00من نمیتونم ملوتو بگیر
10:04سرکامو سلین داره بهت خیانت میکنه
10:07چی؟
10:09شرط نگین
10:10یعنی
10:12حالا که نه
10:13امکان نداره
10:14یادت بهت گفته بود تو جلسم
10:16اون موقع به سلین تنهایی تو رستوران بود
10:18دستو دستو چشم نوچشم هم بودن
10:21و دوشن در مورد آشی کردن حرف میزدن
10:23قرار نام صدیه رو به هم بزنن
10:25و خودشون آشی کنن گرفتی؟
10:26آه
10:27خوب گفتی؟
10:28بیترزی نمیشون دیگه آفرید
10:30واقعا پیش را سلین بود؟
10:32آره
10:34آه
10:36یعنی ممکنه آشی کرده باشن؟
10:38یعنی واقعا ممکنه آشی کرده باشن؟
10:42ایدو جون خوبی خوش کنم
10:44واقعا حجیبه راستشو بگو خوبی؟
10:47نه
10:47آنس خوبه؟
10:48خیلی نراحت شدم دختره خیلی حصبیم
10:50اینقدر حصبیم که دارم میخندم
10:52ببین چی میگم؟
10:54بهترین ترکیب ستویی حسابشو برس
10:55حملکن جدا شو
10:57یاله برو ما اینجاییم پشتیم
10:58باشه؟
10:59بس میرم حسابشو بگیر
11:00آره برو برون بس بگیر
11:01بس میرم
11:01یاله بجوام
11:02باید همین کارو بکنی باتو
11:04یعنی چی میشه؟
11:05سب کن ملو همینطوری هم وضو خروب هست
11:10میتونیم بریم
11:14تو با سلین در مورد چی حرف میزدی؟
11:20مگه قرار نبود بهشون بگیم نیان
11:23تو امروز با سلین نهار خوردی؟
11:27آره
11:28چرا من خبر ندارم؟
11:30چرا باید داشته باشی؟
11:31چرا خبر ندارم؟
11:34من خوشم نمیاد بی خبر از من با سلین قضا بخوری
11:38ادا چی داری میگی؟
11:40دیگه بعد از این بدون من سلین رو نمیبینی
11:43همین که گفتم
11:45الان حالت خوبه؟
11:47دختره داران به ما نگاه میکنم
11:49زایی نکنی
11:52توبلو نکن
11:54چیز شده؟
11:56چی؟
11:57تو رو با سلین دیدن
11:59خواه؟
11:59گفتن که آشدی کردین
12:01یعنی
12:02آشدی کردین؟
12:04قرار داد تموم شد
12:06یعنی من دیگه آزادم
12:08آشدی کردین؟
12:09نه
12:11نه
12:12چی شد؟
12:13چرا آشدی نکردین؟
12:16ادا
12:17دیگه داری زیاده روی میکنی
12:20دختر رو الان میخوان که از تو جدا بشم
12:24نگاه نکن
12:25ببین فکر میکنم به من خیانت کردی
12:28من چی کار میتونم بکنم؟
12:30یه کاری کنه انگار داریل تماس میکنی
12:32نمیخواد
12:33مهربون باش
12:34مهربون؟
12:35آره مهربون اونم نمیتونی؟
12:37پس چه میدونم؟
12:38دستمو بگیر یا بقلم کن
12:40بشونیمو ببوز
12:41بینیمو ناز کن
12:42میشه یک کاری کنی؟
12:43یک کاری کن دیگه زود باش
12:45تو تو مطمئنی؟
12:47مطمئنم
12:50بیان
12:52بیان
12:55خوبه؟
12:55اره؟
12:56موافقی؟
12:58خوبه؟
12:58الان دارم نگاه میکنن؟
12:59باشه
13:00باور کردم
13:01نگاه باور کردم
13:02ماشه میتونیم بریم؟
13:03به نظرم کافیه
13:06باشه
13:07آره کافیه
13:08باشه
13:08میتونیم بریم یا نگاه؟
13:10کافیه
13:10آره؟
13:13خیلی خواب پس پرید
13:15بریم
13:17مامانه چه؟
13:18خدای دوباره
13:21ببین
13:22این دختری فتنه هم داره میاد خونه پسارم زندگی کنه هم رده تماس میده
13:29سیفی
13:30سری یه چیزی برام پیدا کن تا آروم شم زود باش
13:35میتونید به بالش مش بزنید
13:37بالشتو بل کن خودت بیا سیفی
13:39یه چیز محکم تر براتون پیدا میکنم
13:41نظر منم حلیه
13:43میدونی قشنگ ترین قسمت نام سطیه قلبی چیه؟
13:46مدر شوارت زنگ میزنه و تو رده تماس میده
13:49میبه
13:50دورن میان دورن میان
13:54دخترا
13:55اینجوری شده که سرکان
14:00سرکان و سلین اونجا تصادفی همدیگر رو دیدن
14:06در اصل سرکان میخواست به هم زنگ میزنه
14:09حتی زنگم زده ولی گوشی منجا نداده
14:11همه
14:11مخواسته بگه بیا با هم ناهار وخوریم
14:14چیز مهم اینیز من بعدا جزیاتو بهتون میگم
14:16من برم طبقه باله جبابه آزمایشم و بردارم بیام
14:25سلام آقا سرکان
14:27ما ستو میکنیم باش و مو آشنا بشیم
14:30اگه وقت داشته باشین یه روز با هم قضا بخوریم و همدیگر رو به اش رسیم
14:33شما نمی خواهید ما رو بشترسید
14:34با که خیلی دوست داریم با شما و آشرا بشید
14:36مگه نه خیلی دلمون بخواهد
14:38ما خیلی مشتاقیم
14:41آره منم خیلی می خوام
14:42ولی می دونید که خیلی کار دارم
14:44می شه به نظر من که وقت دارید
14:46مگه وقت برای شما چیه می شه
14:50جور می شه
14:51بعدم می بینم اتون
14:53ما دیگه میریم سرکان بیا بریم
14:54خسته نبشیم
14:56بس بعدم با هم عرف باشیم
15:01می بینیم اتون دوختران
15:02می بینم ات ادجو
15:05چطور آخیه چطور گول می خوره
15:07چیزایی که ما دیدیم چی می شه
15:08خیلی خوب بابا شما هم اینقدر مفی بافی نکنید
15:11وقتی می گه
15:12خیانت نکرده خوب لاباد نکرده دیگه من که باور میکنم
15:15من باور نمی کنم
15:16من باور نمی کنم
15:18دار سرا
15:19الان مسئلی باور کردن و نکردن نیست
15:21مسئلی نشوندودن واقعیتها به اعداث درسته
15:24یکی کاری بکنید
15:25پیدا کردم
15:26می دونین چی کار میکنم
15:27میرم دفتر اون پسر که از اونجا
15:29کدوم پسر
15:31همون پسر مزخاره
15:33آره آره میرم پیشش مخشو میزنم
15:35همه چی رو در مورد سلین اون موقع میفهمم
15:37میتونید من چی کار میکنم
15:39دوستم هنگین که توی نامزدی باشاشنه شدم و میگم
15:41میرم دفترش رو میبینمش
15:43همه چی رو در مورد سرکن بلوت هزش میپرسم
15:46همینه
15:46همینه
15:48خب دیگه بریم
15:54مشکل فیزیکی وجود نداره
15:56بدن شما به خاطر استرس زیاد خودشو گفت میکنه
15:59بهترین تمرین برگز بین بردن استرس شنا کردنه
16:03در حقیقت من خیلی استرسی نیستم
16:06مشکل من لحظه ایه
16:07یه لحظه میاد و بدش میره
16:09ببین هر کاری دیلک خانمیگر و بعد انجام بدی
16:12حالا که دکتر خانوادگیتون اینجاست
16:15همه متوجه ایم که بیمار اصلی اینجا سرکن بولاته
16:18به نظر من اونو باید معاینه کنیم
16:21بس شروع کرد
16:22همه شعصبیه
16:23همه ازش میترسن
16:25میخواد که همه چی بی نقص و عالی باشه
16:28ادا خانم حق داره
16:29قبلا در این مورد با شما حرف زدم
16:31شما هم بهتر استرستون از بین ببرید
16:33بازم میگم بلا بدور باشه
16:35ممنونم
16:36ممنونم دیلک خانم
16:47من اونجوری نگاه نکن
16:49من شنا نمی کنم
16:53فوقش روزی نیم ساعت میخوایی شنا بکنی
16:56چرا لج میکنی
16:57چون نمیخوام شنا کنم
16:59ببین واقعا همه چی رو سخت میکنی
17:02شنا میکنی
17:02نمیتونی مجبورم کنی کاری رو انجام بدم که نمیخوام
17:05وقتی میگم نمیخوام یعنی نمیخوام
17:07در زمن
17:07تو برای استرسه خودت یک کاری کن
17:09من حالم خوبه
17:10میخوایی آدواری کنم بهت
17:12که قرار داد داریم
17:13و اونجا نوشته باید هر کاری که من میگم و انجام بدی
17:17باید شنا کنی
17:18نمی کنم
17:21چون بلد نیستم شنا کنم
17:23چی؟
17:25جدی میگی؟
17:27چرا؟
17:28نمیدونم خوبیاد نگرفتم
17:30ماردین دریا نداشت منم از بچگی نرفتم
17:34خیلی خوب مشکلی نیست
17:36دو سه روزه حلش میکنیم
17:38بلاخره اینجا استخر داریم
17:40تو چرا اینقدر به من رسیدگی میکنیم؟
17:48چون که
17:50دو روز دیگه میخواییم بریم انتالیا
17:53چی؟
17:54آره
17:55گفتی انتالیا؟
17:56آره
17:56و
17:57سلین و فرید همونجا هستن
18:00و این که نام زدم
18:01شنا بلد نباشه
18:04خیلی خوب به نظر نمیاد
18:06میریم انتالیا و تو حتی لازم ندیدی
18:08این مسئله رو زودتر به من بگی
18:10نمیام
18:12باز یاد آوری میکنم
18:14ما قرارداد داریم
18:16و اونجا نوشته من هر کاری بگم
18:18باید انجام بدید
18:20سلین که یاشتی میکنه و برمیگرده؟
18:23گفتی سلین
18:24فردا برای تبریک میان خونه اینا
18:27یعنی چی میان؟
18:28یعنی چی فردا میان؟
18:29تو که باش حرف زدی گفتی نیان
18:31زنگ بزن بگو
18:32زنگ بزن بگو
18:33یه چیزی بگو نمیتونم
18:34بگو دوا کردیم
18:35دیگه با هم زندگی نمی کنیم
18:36نیان لطفا نیان
18:37میخوای آروم باشی؟
18:38وگرنا دوباره قش میکنی
18:39یا خوابت میبره
18:40یا هر چیزیت که میشه
18:42یکم آروم داشت نفس میکش
18:43مشکلی نیست
18:44فردا صبحم که میایی اینجا شنا کنی
18:46منم کارم رو توی خونه انجام میدم
18:48پدا رو کم میبینیم
18:49دیدی مشکلی نیست
18:50تو از گوجه سر راه من قرار گرفتی
18:53اونم یاد آوری کنم
18:54که تو سر راه من قرار گرفتی
19:00خوبه
19:01مامانت
19:01دوباره مامانت
19:03مامان شیرین زبونتو رد میکنم
19:05دوباره زنی میزنه
19:06دوباره رد میکنم
19:07دوباره زنی میزنه
19:08انگار که دوستت داره
19:10خیلی دوستم داره
19:11از روی علاقه است
19:12شما مدر و پسر آدم رو دیوونه میکنید
19:17خوبه که واقع نام زدم نیستی
19:19خوبه
19:20سلام برسون
19:22آره حتما سلام میرسونم
19:35داشتم این مادم پیشتون
19:37آمدم بپرسم چرا همش به من زنگ میزنین
19:40آره همش زنگ میزنم
19:42چون میخوایی با پسرم زندگی کنین
19:44درسته
19:46پس شما هم از سلین شنیدینش
19:48ولی
19:50همچین چیزی نیست
19:53خوبه
19:54یعنی
19:55چه میدونم
19:56یه موقع مجسوب خشتیپی و کاریزمایی پسرم میشی
19:59و خدایی نکرده آره
20:00مجسوب سرکن بولد بشن
20:05سرکن از آدمی نیست
20:07که من به پسندمش
20:08آآ
20:10آآ
20:12پسر خشتیپ من
20:14آره پسرتون مورد پسندم نیست
20:16من از سلین لچم گرفت
20:18یه دروغی گفتم همین
20:21آآ
20:22پس همینه اینا قسمتی از بازیه
20:24یعنی همسایی روبروی من نمیشی
20:26خدا رو شکر که همسایی روبروی شما نمیشم
20:29و تا نیاز نباشو نمیخوام پسرتونو ببینم
20:32و همینطور نمیخوام به این خونه بیام
20:33امید فارم سلین هرچو زودتر از فرید جدا بشه
20:37و این بازی هم تموم بشه
20:38میدونیه به نظرم
20:40یه کچول با هات هم دردم عزیزه هم
20:42آه ها چه خوب
20:44راستی احلا دارم میرم
20:46وقتی رده تماس میدم
20:49یعنی سرم شلوقه کفتم بدونیم
20:50آه ها
20:54باید از هر حرکتش خبردشه باش
20:57باش آیداخ
20:57اگه رده تماس ددم
21:00یعنی سرم شلوقه
21:21خب
21:23فردا توی خونه من میبینمت
21:25قضیه شنارم حل میکنیم
21:28نمیدونم
21:29آخه فردا شنبه هست
21:31آره
21:31یعنی روز مرخصی منه
21:33یعنی حق دارم که نیام
21:34میتونم نیام
21:35حق داری ولی
21:36خودت به سلیگ گفتی با هم زندگی میکنیم
21:39برای همین متاسفان خودت باید نتیجه شو به جون بخیر
21:42من همینطوری هم هر روزی که با تو میگذرونم
21:44یه چیزایی رو دارم به جون میخرم
21:47حالا که برای از به این بردن استرس باید شنا کنم
21:50تو هم باید کاری که من میگم رو انجام بدیم
21:53حتما باید متقابل باشه ها
21:55نمیتونی راحت بگی باشه
21:57نه
22:01فردا که نمیری سرکار درسته
22:03خودت میگی که سلینی نمیان باید تدرک ببینم
22:05منم همینو گفتم نمیرم
22:07خب باشه
22:09میبینم ات
22:10میبینم ات
22:19پس
22:20تو چرا از ماشین پیاده شدی
22:24یه جوری شدی معدف شدی
22:29میبینم ات هدایل دست
22:31میبینم ات سرکان بولت
22:33خوبه
22:37واقعا دیگه نمیفهمن
22:39هر کاری کنم نمیشه
22:40پیاده بشی یه درده
22:42پیاده نمیشی یه درده دیگه
22:44همه که اینها
22:45اگه
22:47امه چون
22:48چی کار میکنی؟
22:50وای دم نوشه برگ لیمون
22:52منم میخوام
22:55برای تو هم درست کردم
22:57بای اینا را ببین
23:02آجاری اینا را تماشا میکنی؟
23:04آره
23:04وای ادا
23:05اینقدر دستات کچولو مچولو بود؟
23:08مامان بابا دستکش اندازه ی دست پیدا نکردن
23:11آخرش مامانت برا دوخت
23:15بای چقدر دلم برای مامانت تنگ شده
23:22بزرگ شدنمو نتونستم ببینم
23:27خیلی دلتنگشونم
23:30منم
23:31منم همینجا
23:33حتی برای
23:35حتی برای
23:37لحظه ایم که شده دلتنگیم کم نمیشه
23:42آدم موفق شدن
23:45تحصیلات خوب داشتن
23:47آدم خوبی بودن
23:50همین خاصی منم همین بود
23:52اینگر از پسش بر نیمدم
23:55این چه حرفیه؟
23:57نشنیده میگیرم
23:59مامان بابا تنیشه بهت افتخار میکردم
24:02منم افتخار میکنم
24:04واقعا میگی؟
24:06معلومه
24:07چه خوبه که هستی؟
24:09عزیزه دلم
24:10بایی این احساساتی شدنت از کجا پیدا شدیده دفت
24:15خب باشه گذاش رفو
24:20ادا
24:22باشه قبول
24:24تو با این مرد نام زد کردی اما
24:26دانشگاه چی میشه؟
24:28تموم میکنم امه
24:29معلومه که تمومش میکنم فرغ و تحصیلی دانشگاه عارضوی منه
24:35ادا
24:35ببین یک سال
24:37فقط یک سال مونده
24:39بیا لجبازی نکن
24:41به مامان بزرگت زنگ بزنیم
24:43مامان بزرگه؟
24:44آره
24:44امه ما به اون نیازی نداریم
24:47خصوصم به پولش که اصلا نیازی نداریم
24:50بای اشقم هزار بار بهت گفتم
24:53پولی که اون میده مال خودته
24:55حق قانونی توه
24:56اما همین که از ما دور باشه کافیه در این موره ترفی نزنیم
25:01تو؟
25:02تو اصلا مامان بزرگت رو نمیشنستیم
25:05من میدونم تو همه این سالا اون در جریان همه کارای ما بوده
25:10میدونم
25:13پس ما هم اینجا محکم همدیگر رو بقل کنیم
25:16بیا بقل کنیم
25:17بگیم که چیدی؟
25:18مامان بزرگ ما بدونه تو خیلی خوشحالیم
25:20خیلی خوشحالیم
25:21مامان بزرگ شاییم
25:22مگه نه؟
25:25دختره یه دیوونه دیوونه
25:27خیلی تو ست دارم
25:29منم همینجور
25:29من سیزه درم
25:41چرا اینجوری نگام میکنی؟
25:43به خاطر اینکه خیلی زیبایی
25:47خوب شدم شب آمدیم بیرون
25:49خیلی وقت بود با هم وقت نگذرونده بودیم
25:51راستش من در طول روز فقط چند ساعت کار دارم
25:53ولی سرتو خیلی شروعه
25:55وگرنه من از خدام که هر لحظه از عمرم و کنارت بگذرونم
25:59نظرت چیه هم هر ثانیتو با من بگذرونی هم کارمو سبک کنیم
26:04چطوری؟
26:06اینطوری که
26:07بیایی شرکت و مشاور شرکت باشیم
26:10هم کار من سبک میشه
26:12هم میتونیم همش بیشه هم باشیم
26:14داری جدی میگی؟
26:15من که از خدامه ولی بعد سرکان شرکتو به آتیش میکشه
26:18نگران نباش اونو بسپار به من
26:27میاره
26:27اینطوری کنیم
26:29هم اینطوری کنیم
26:29هم مثلی داره بهت زنگ نزنه
26:31یعنی این وقت شب چی شده؟
26:34نمیدونم، خیر باشه
26:36هلو سرین؟
26:38هلو احمود جون شبتون به خیلی حالتون چطوره؟
26:40خوبم دخترم
26:43همشی روبراهه؟
26:44بله روبراه راستش من برای یه موضوع مزاهمتون شدم
26:48میخوام یه مشاور برای شرکتمو معرفی کنم
26:53کیو؟
26:54فرید
26:56فرید
27:00میخوای که اون مشاور شرکت بشه
27:04بله امو جون البته هگه شما هم اجزه بدید
27:08باشه
27:10مگه میشه تو بخوایی نشه دخترم
27:12تو برگه ها را آماده کن من سریع امزا میزنم
27:16خیلی ممنون امو عرب تکین جون
27:18شبتون بخیر
27:20شب بخیر دخترم
27:21عرب تکین
27:23الان نامزد سلین یعنی فریدو با عنوان مشاور شرکت استخدام کردی؟
27:27بله
27:28اون وقت چرا؟
27:30برای دیوان کردان سرپن
27:33آفرین به تو
27:36آفرین
28:14تو به من زنگم میزدی؟
28:16دختر میکنی کارمنداتو بیچاره کردی؟
28:18عصبی بودن بیشه از حد اتمانم عصبی میکنه
28:21واسه همین باید به حرفم گوش کنی
28:22هر روز ده دقیقه تمرین نکایش استرس میکنی
28:25منم در مقابل شنه یاد میگیرم شایدم یاد نگیرم خود دانی
28:29باشه
28:30باشه چی میخوایی؟
28:31لبتابو خاموش کن
28:34باشه؟
28:37بستمش
28:37حالا یه آهنگ برات میفرستم
28:41فرست دادم
28:43تو خونت یا سیستمه خیلی خوب داری؟
28:45با اون گوشش کن
28:46یه لحظه
28:53گذاشتم
29:01چطوره؟
29:04قشنگه
29:08حالا برو تو آشباز خونه
29:13باشه تو آشباز خونم
29:15دو سره چی بخوری؟
29:17فقط آب
29:18لیمو داری؟
29:20داری
29:20چطور مگه؟
29:22لیمو رو بردار
29:26حالا نسرش کن
29:36نسرش رو برید
29:38تو
29:42اون نسرش رو برید
30:00حالا برو تو حیات
30:04آشب؟
30:06برو یه جایی که بجنی ستره
30:08رو ببینیم
30:14اومدم
30:15نفس امیق بکش
30:33احساس بهتری نداری؟
30:39میدونم این حرف علیه خودم استفاده میکنی ولی
30:43آره
30:44واقعا حس خوبی دارم
30:46میدونستم
30:52شب خیر
30:54سرکان بولت
30:55شب خیر دایوتست
31:29سرکان بولت
31:29سلین رو نگاه کن
31:30باز چند تا جزت تجاملیتی با نامزدش گرفت پیجش پر شده از سرکان بولت سرکان
31:37همه جا سرکان بولت نگاش کن
31:39چرا؟
31:41چون مطمئنه که سرکان برمیگردششش
31:43شما هم قبول کنید که ما اشتباه برداشت کردیم
31:45میلو جن پس سرکان چی بگه؟
31:47بگه ادامه من دارم بهت خیانت میکنم
31:49اول کارشو انجام میده مطمئن میشه
31:52بعد ادارو ویل میکنه
31:53مردا همینن دیگه
31:54قانون مردا همینه
31:56من دست از سر این سلین بر نمیدارم
32:02دخترا
32:03من اول صبح شما رو مجبور کردم به این خرید
32:06قول میدم دیگه اجولا نرفتان میکنم
32:09اینا رو فیل کن اداجون
32:11چرا به سرکان گفتی؟
32:13شنا بلد میستی؟
32:15لجم گرفت
32:17یه لحظه لجم گرفت
32:18گفتم یکم تلاش کنیم اگه چی میشه؟
32:20خیلی رومانتیکه
32:22دوست بسر خشدیبت بهت شنا یاد میده
32:25تکتیک خیلی خوبیه
32:27ببین خیلی تکتیک خوبیه من اونو تو دفترم یاد داشت میکنم آره
32:31حالا اون لبتابش رو خاموش میکنه
32:33سریع لباسش رو در میاره و به من شنا یاد میده
32:36وقتی گفتی خودت هم خوشت اومد بگه نه؟
32:39نه نه ایمد
32:43ما الان چه نفری بریم مایو بخریم؟
32:46آره چون امروز شنبه است روز دختر و روز فرشتا
32:49و تن روز تحتیر که ما میتونیم با هم خوش بکسرونیم
32:52امروز سلین میاد خونه سرکان برای همین من باید برم
32:55سلینم میاد؟
32:56اه
32:56سلینم میاد تو اسخ؟
32:58ما میریم
32:59میریم برات یه مایو میخریم که حوش از سر سرکان ببریم
33:03اونم همینطور دهنش باز بمونه
33:05به نظر من مایوی مشکی بخریم
33:06ول کن مشکی رو
33:07از این مایو گلدارا مود شده
33:10بهش میگن گل اظهار اشی؟
33:12مایو با گل اظهار اش؟
33:14آره بابا توی اینا رو ویر کن به حرف من گوش کن
33:17میدونی امسان چی مود شده؟
33:18از این مایو ها که از بالا تا پایین فرفریه
33:21متالیک هم مود شده
33:23یا باید بایو متالیک بخریم یا فرفری؟
33:26لازم نیست شلوقش نکنیم
33:28من نمیدونم
33:30من این تاکتیک رو فهمیدم تو هم مراقب باش
33:32آفتاب به سرت نزنه که سرکان بلد بیچارت کنه
33:37یله بریم
33:38موجود
34:37PYM JBZ
35:05PYM JBZ
35:35PYM JBZ
36:06PYM JBZ
36:33PYM JBZ
36:59PYM JBZ
37:29PYM JBZ
37:53PYM JBZ
38:25PYM JBZ
38:37PYM JBZ
39:08PYM JBZ
39:37PYM JBZ
40:03PYM JBZ
40:34PYM JBZ
41:01PYM JBZ
41:32PYM JBZ
42:02PYM JBZ
42:32PYM JBZ
43:01PYM JBZ
43:23PYM JBZ
43:26PYM JBZ
Comments