- 2 days ago
آیا آمادهاید وارد دنیای سریالهای مورد علاقهمان شوید؟ با داستانهای دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموشنشدنی، صحنههای هیجانانگیز و قسمتهای کمدی شاد، قسمتهایی که با اشتیاق دنبال میشوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریالهایمان با ما مشترک شوید!
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
Category
📺
TVTranscript
00:00منم با افتیارتی که دارم و البته در حضور شاهدان مختارم شما را
00:04مگه عروسی بدون من میشه؟ مبارک باشه
00:16زفر
00:17تبریک میگم
00:21خیلی خوشحال شدم قبل این که امزا کنین رسیدم
00:30میشه یه لذه میکروفونو بدین آقای آقد
00:35خیلی ممنونم قبل از هر چیزی به همه خوش آمد بین
00:40زفر
00:40ممنونم یه لذه لذه
00:42از امروز لذت ببر امروز روز توه
00:45از سپرایز زیاد خوشده میاد اما آشق این میشی
00:49بله امروز برای خانواده یه کورکسال روز خیلی خاص و شادیه
00:58چونکه آقا اونور اولین بچه خانواده و نورچشمی شونه
01:02برای همین خواستم به همه تون بگم که پشپرده این عروسی
01:07چه اتفاقایی داره میگذره
01:10مورد همسر آینده یه
01:12آقای اونور
01:13یا همون زنداداش خودم
01:16زنب خانم چند کلمه میخوام حرف بزنم
01:18میخوام دفترهای قدیمی رو باز کنم
01:25وقتی بابای آدم حمید کورکسال باشه
01:30وقتی بزرگ میشه نمیفنه
01:32دستش درد نکنه
01:34آقا اونور همیشه دنبال ما بود
01:37مدیر با مسئولیت ما بود
01:39ما همیشه بچه های بامنزهی نبودیم
01:42با هم جنگ و دعوا داشتیم
01:43اما نمیدونم
01:44چرا همیشه حق با آقا اونور بود
01:47همیشه اون بود که همه چیزو خوب میدونست
01:50چون که اون خیلی فداکار بود
01:52آدم فوقلادهی بود
01:54اون اشتباه نمی کرد
01:55مثل ما نبود
01:56وقتی بچه بودیم برامون اسباب بازه میخریدن
01:59میگفت من بزرگترم و ازم میگرفت
02:02اما یه روز
02:03یه روز یه چیزیو ازم گرفت
02:08داری چهر تو پرت میگی زفر
02:10بزاره اونو تصمیم بگیرن
02:11اونی که اینجا
02:13مسقربازی در برده
02:15منم میرن
02:16خوبم
02:17همسر آقای اونور و زنداداش من
02:23یعنی زینب خانو
02:25در اصل
02:27زفر ساکت شد
02:37زفر
02:38اونور
02:38اونور بابات
02:39بابات کمک کنی
02:40کمک کنی
02:42کمک کنی
02:44بیاید
02:44بیاید
02:45بیاید
02:47بابا
03:01بابا
03:03البت کنیم فردی برید کنار
03:04نسری
03:05بابا
03:06بابا جو
03:07البت کنیم
03:07بابا
03:08بابا
03:10بابا
03:11حمید
03:12بابا
03:14آمبولاس در این بذارین آمبولاس
03:16حمید
03:18حمید چشه تو باز کن
03:21حمید
03:21نه نه نه
03:26بابا
03:27بابا
03:27بابا
03:29بابا
03:31دسانه سابرفان
03:40با افتخار
03:41تقدیم بی کنن
03:42ممنون
03:43الو امری
03:50ممنون
03:52چی شد اینجور من واقع مزخربازی در میوردی
03:54الان هیچی نمیگی
03:55به انزای کافی مزخربازی در آوردم
03:57ممکنه به خاطر من این طوری شده باشه
03:59چی ربتی به تو داره میری
04:01چیزه
04:07یعنی شاید چشم زدم
04:09گفتم
04:10همه چی خیلی قشنگ و اینا به خاطر همون میگم
04:12شاید چششون زده باشم دیگه
04:14همین
04:15فقط همین
04:16خوبه
04:17ما چرا اینجور منتظرین
04:26مگه الان از خونواده نیستین
04:28بربته رسی آخرم نتونستن امیزا بزنن نه؟
04:33به خدا اگه نقش بکشیم این طوری نمیشه
04:36زینب
04:47زینب
04:49یکم آب بخوره است
04:51یعنی هیچ کس ندیده
04:56بابا تو اتاق عروض چی کار میکرد
04:58مامان
05:04یه لحظه بابا با رفتیم بیرون
05:07انگار عصبانی بود چی شد چرا عصبانی بود
05:10از چی میخواد عصبانی باشه دختم؟
05:17معلوم نیست بابا تو نه از چی عصبانی بوده؟
05:20بدت ها بود درست حسابی نخوابیده بود
05:23نگرام بود
05:24خواب به چشاش نمیامد
05:26به من گفت بیا بریم بریم
05:28اما وقتی وارد سالون شد طاقت نایی بود
05:31نمیدونم
05:31همون لحظه هم بهش تلفان زده
05:33این چیه؟
05:34این این چیه؟
05:35این چیه؟
05:36این چیه؟
05:36حمیده؟
05:37به من گفت و برگرد برو تو سالون
05:43گفت برو سالون برو
05:45دکتور
05:46دکتور خبر کن
05:48برای این که اونجا نمونم تلفان رو بهانه کرد میدونم
05:53من رو نگاه کنو نور
05:55اگه همین چیزش بشه گناهش گردن توه پدر
05:59تو چی داری میگی؟
06:00تو دقیقه نشد نشست اونجا
06:02و بای من اگه نمیتونست بشینه کلن نمی اومد
06:05شاید هم از یه چیز دیگه یه اصابانیش
06:07تو از کجا میدونین ها؟
06:08شاید یه خبر دیگه گرفت ها؟
06:10دکتور
06:15دکتور
06:16خیلی متاسفت
06:20نگو کارید دستمون برمی اومد کردیم
06:22اما خیلی دیفت شده
06:23نه
06:23زز صدان—
06:42—
06:45نگو کارید دیگه
06:48کارید دستم، بدها میگه
06:50شاید خیلی است
06:52موسیقی
07:22موسیقی
07:52موسیقی
08:02موسیقی
08:03این اینجا چی کار میکنه؟
08:04زفر
08:05شلوهش نکنم
08:06بابام نمیخواست که اینجا باشه
08:07آره اما اینم نمیخواست که به خاطر بیرون کردنش ها برای خودتو ببری
08:10ببین اون زن به امون کمک کرد که تو رو نجات بدیم
08:13تا نفهمیدیم نیتشی اجلا نفتار نکنیم
08:15موسیقی
08:29روح شاد
08:31فاتحه
08:35موسیقی
08:55ممنون
08:57عزیزم خیلی تسلیت میگم متاسفم عزیزم
09:02حوضا که آروم شد میام دیدنت باشه
09:05باشه
09:07موسیقی
09:08موسیقی
09:09موسیقی
09:10موسیقی
09:37موسیقی
09:38موسیقی
09:39موسیقی
09:40موسیقی
09:41موسیقی
09:42موسیقی
09:43موسیقی
09:44موسیقی
09:45موسیقی
09:46موسیقی
09:47موسیقی
09:48موسیقی
09:49موسیقی
09:50موسیقی
09:51موسیقی
09:52موسیقی
09:53موسیقی
09:54موسیقی
09:55موسیقی
09:56موسیقی
09:57موسیقی
09:58موسیقی
09:59موسیقی
10:00موسیقی
10:01موسیقی
10:02موسیقی
10:03موسیقی
10:04موسیقی
10:05موسیقی
10:06بفرمایی
10:06دوستان اجازه بدیم لطفا
10:21ممنون
10:22باشه برای بد دوستان ممنون
10:26بابا
10:29بابا
10:31بریم دیگه
10:32باشه
10:36حیف شد
10:40به خدا حیف شد
10:42فامیرم
10:42خیلی حیف شد
10:44فامیرم
10:44فامیرمونو اینجا ول کریم
10:46و داریم میریم
10:47بفرمای
10:47من نمیفهمم
10:48آقا حمید فامیله شماست
10:50بابا چیکار میکنی
10:51زینب خیلی عصبانی میشه
10:52نکرون خواهش میکنم
10:53چیکار کنم دوستانم
10:55برم اصادارم
10:56آقا حمید فامیله شماست
10:57بره بره
10:58فامیله من
10:59باشه بابا
11:00بریم بریم
11:01اونورکوکسال
11:02داماد بند هست
11:03بابا
11:04خب داشت دامادم میشد
11:07که همون از پدرش
11:08به رحمت خدا رفت
11:10اما خب دیگه
11:11چیکار کنید
11:11تصریح
11:12سلامت باشید
11:13اونورکوکسالم
11:14دیگه
11:14بچه یه بند هست
11:16بابا ببخشید
11:16شما رو از یه جایی میشنستم
11:18شما از متعرضان جرین
11:19ریپتو کیلوپتو نبودین
11:20من شما رو میشنستم
11:21اونجا بودم
11:22من هم دیدم
11:23نه من نبودم
11:25تو این شرایط
11:35چه حرفایی میزنین
11:37تو همچندروزی
11:38چرا آدم ها
11:38آنور
11:46دیگه کسی نمیاد
11:49اگه کار دیگهی نداری
11:50من یه چند دقیقهی
11:51تنهاتون بذارم
11:52آره باش
11:53از این به بعدم
11:54دیگه کسی نمیاد
11:55مطمئنم
11:56تو بارو خونه
11:57اصراحت کن فردی
11:58بازم تو اصلیت میگم
12:00شب بخیر
12:01ممنون
12:02سلامت بشید
12:22بشین اینجا
12:23بشین
12:24هنوز منتظرم
12:51از یه جایی بیاد بیرون
12:53بگه چه خبره
12:56مگه اینجا خونه
12:56یه ازاست
12:57یادتون میاد
13:03برای کار
13:04رفته بود
13:05لیبی
13:06یادت
13:07ازش خبر نگرفتیم
13:08کلی اتفاق
13:09افتاد
13:09من اون موقع
13:12نوه یا ده
13:13سالم بود
13:14خونه بوی
13:14ماتم
13:15گرفته بود
13:16نمیفهمیدم
13:17چه خبره
13:18بیشتر از سه ما
13:21اونجا بود
13:22آره
13:22چون خیلی تنها
13:25موندیم
13:26نمیتونستیم باش
13:27تناس بگیریم
13:28فقط بلبش رو بود
13:31ما فکر میکردیم
13:35اتفاقی براش افتده
13:37یواش
13:41یواشتر
13:41آرومتر
13:43الان میفتیم
13:45بابا هنوز نیومده
13:53نیومده دخترم
13:58بابا قرار بود
13:59برای ماشین مرخره
14:01میاره بسارم
14:03میاره
14:04نمیشه همیشه با جزیاد نگینم
14:07چی کار کنم دیگه
14:09از کجا بدونم
14:10شیش
14:11هفت سالم بود
14:12نمیدونستم مرد چیه
14:13درنات از اوارم این بود
14:15که بعدش میشه
14:16مثل کاسبر از دیوار رو رد شد
14:18آدم تو هفت سالگی
14:19هر چی همون میشه
14:21هیچی دیگه
14:25ما نراحت نشستیم سر سفره
14:28مامانم داشت به زور به همون
14:30قضا میداد
14:31بچه ها
14:32باید قضاتون رو بخوری
14:34اگر باباتون بیاد
14:35و ببینه قضاتون رو نخوردین
14:36خیلی نراحت میشه
14:37بخورید دیگه
14:38خب
14:39زود باشیم
14:41نسلیان
14:41امید
14:42زفر
14:43بخوریم بچه ها
14:45اونور تو هم قضاتو بخور
14:47این دیگه چه سفریه
14:48انگار خونه ازداد
14:49بابا
14:50بابا
14:51ماشینم آوردی بابا
14:57میدونستم
15:01من بهشون گفتم
15:02من بابا باور نکردن
15:04من هم ترسوندم
15:05من که گفتم بابام چیزیش نمیشه
15:06بابا ما ایشی نمون بده
15:09میدونم
15:11اونور
15:11بیا دیگه پسرم
15:13همید خیلی ما رو ترسوندیم
15:20چرا انقدر بیخبر گذاشتیم
15:22خیلی ترسیدیم
15:23کجا بودی تو
15:24اگه میتونستم
15:25تماس میگرفتم
15:26تو ندیده
15:27از کجا میگی
15:28اگه دیدیم
15:29باور نکن
15:30حتما دارم
15:30ادا در میارم
15:31به این راحتی ها نمیتونیم
15:33از دست من خلاص بشیم
15:35کی میخواد
15:36از دست تو خلاص بشه
15:37بابا جنم
15:38شما چرا تا هران چیزی نخوردیم
15:41زور شده
15:43نمیشه که نزمو به هم بریزیم
15:44بجنبی
15:45اول قضا
15:46بعد حدیه ها
15:47دیگه هیچ وقت
15:52ما را انقدر بیخبر نذار
15:54خب؟
15:55هیچ وقت
15:56حالا بشید
15:59باشه
16:00قضاها باید تموم بشن
16:03تا بوشقا بتونو تموم نکردیم
16:04برای کسی حدیه ای نداریم
16:06باید قضا خوردن زفر را میدیدیم
16:09تو خودتو ندیدی
16:10اون سه ماه تو خونه نبود
16:14ما ترسیده بودیم
16:16که نکنه مرده باشه
16:18یادتونه
16:19یه هایی پیدا شد و اومد
16:21ما هم به روتین همیشه گیمون ادامه دادیم
16:24تو یه لحظه
16:25همه چی به حالت عادی برکشت
16:28حدیه ها رو هم با شرط گرفتیم
16:31اون روز خودش ما رو برد مدرس
16:33یادش هم نرف بگه منو برای تمبلیتون بحونه نکنی
16:39همیشه محبتشو با مراقبت بیش از حد نشون میدهد
16:47یکی هم چیز میکرد
16:52در مورد من از همدیگه میپرسید
16:56متخصص بازجوی یه زبدری بود
16:59یعنی چی؟
17:02نمره های اون رو از من میپرسید
17:05مال منو از اون
17:06تو مدرسه کی چی کار کرده؟
17:09کجاز با گرف میزنه؟
17:11همه رو میفهمید
17:13نمیتونستیم چیزی ازش مخفی کنیم
17:15اون پسر میخواست ماشین زفر رو بگیره
17:19گریش رو در آورده
17:20بازم انجام بده بازم میزنم
17:22دعوا کردن چیز خوبی نیست
17:25اما اگه مجبور شدی نباید فرار کنی
17:28و همیشه هم اینطوری باید مراقب خوهر رو برادرت باشی
17:32برادر بزرگتر یا نینی
17:33آفاری
17:39کاش بازم بیاد
17:45کاش بازم از امون اصابانی بشه
17:58تا اونجای که من میشناختمشون
18:03خدا بیامورز مرد خیلی ملایه میبود
18:06نه
18:07فادخواهش میکنم بهش نگو خدا بیامورز
18:10هنوز دلم داره میلرسه
18:13الان نه آمادگیه
18:15شنیدنشو دارم نه آمادگیه گفتنشو لطفاً
18:18عزیزم
18:25من دیکه برم
18:27باشه
18:29با اجازتون من برم
18:37اصلا بلا نشی
18:39بازم تصیلیت میگم
18:41خیلی ممنون
18:48منم با اجازتون برم
18:57تصیلیت میگم
19:18عزیزم تو هم لچ کردی
19:39بزر برسون همه دیگه چی میشه
19:41من لچ نکردم تو لچ کردی
19:43همه تو خونه بهت احتیاج دارن
19:45نگره نباش من از اینجای تاکسی پیدا میکنم
19:47سوار میشم میرم
19:48من برای حق دارم
19:52اونور
19:52اونور لطفاً الان در مورد این چیزا حرف نزن
19:56یه بارم که شده به فکر مسئولیتات
19:58نباش به فکر اتفاقایی که برات افتاده باش
20:00خیلی خوب عزیزم
20:17زینب چون
20:18این وقت شب چطوری میخوایی بریان؟
20:22فادم داره میره بذار به رسونتت
20:24نه نه لازم نیست خودم با تکسی میرم
20:28مشکل نیست میره سونامت
20:29نه واقعا لازم نیست به خاطر من را تو دور نکن
20:35باشه بیه دیگه
20:37باشه
20:41خبر بده خیلی خوب
20:43زنگ بزن
20:44مسیج بده هر وقت خستی هر ساعتی که باشه
20:47تو هم رسیدی خبر بده
20:48باشه
20:49شب بخیر نیستی ها
20:51شب بخیر
21:07ببریم
21:12خوب کل راه یک کلمه حرف نزدی
21:20نمیفهمم چرا هنون زدست من اصابانی هستی سیندر الله
21:27میتونه به خاطر این باشه که تو من خودتو میبینی؟
21:31ما مثل همدیگه نیستیم
21:37هیچ وقت هم نبودیم
21:39چرا؟
21:41چرا اینطوری فکر میکنی به نظر چه فرقی با هم داری؟
21:44من هیچ وقت به این فکر نبودم که
21:46از اینجا به پرمونجا خونه هرکی که تونستم به مکم و بدولش کنم
21:50اگه عاشق نمیشدی
21:54اون موقع چی میشد؟
21:57تو خوش شانسی اولین بار عشق تو پیدا کردی
21:59اگه پیدا نمی کردی چی؟
22:01یه مدت بعد یعنی وقتی سیر شدی
22:03پول غانه ات میکرد؟
22:05فکر میکنی میتونستی اون خله رو پر کنی؟
22:08ببین منم برای خودم یه عرض شایی دارم
22:10میفهمی؟
22:11اگه اینطور نبود همون بار اول خودمون لو نمیدادم
22:13تازه؟
22:14یه چیزی میپرسن
22:17اگه من به تذکر نمیدادم
22:19چطوری میخواستیم وارد خانواده کورکسال بشی؟
22:21یکم در حقم بیانصافی نمی کنی؟
22:23کاری که همه با من کردن با تو نمی کنم
22:26با شفات؟
22:27شاید واقعی من نسلی ها ندونم
22:30بلاخره چیزی که بین دو نفره فقط اون دو نفر میدونن
22:34اما من نمیخوام نسلی ها نراحت بشه
22:38اگه واقعا دوستش نداری به نظرم زیاد کشش نده و جدا شد
22:43چون من اگه حس کنم داری ازش تو استفاده میکنی؟
22:46یه لحظه هم سب نمی کنم و همه چیو بهش میگم
23:02همونطوری که گفتم اگه کچیکترین چیزی حس کنم همه چیو به نسلی ها میگم
23:06منظورم رسونده؟
23:07قبلنم خیلی واضح پهم گفته بودی اما من نسلی ها رو دوست دارم
23:13یعنی از هر کجا هم بخوای نگاه کنی تنها چیزی که میبینی همینه
23:17امیدوارم همینطور باشه
23:21ممنون که من رسوندی
23:23خواهش میکنم او راستی
23:26به پای هم پیرشین
23:29خیلی عجیب نیستین ردا
23:32این دومین باره که میرسونم تو
23:34این دفعه فامیلی
23:37زندگی پره سپرایزه
23:39شب بخیر
23:41شب بخیر
23:43خانواده خوبصد
23:54تو تلویزیون نشونت بدن و مشهور بشی خیلی سخته ها
23:58ببین فوری از همون سوتی گرفتن زشته به خدا زشته
24:01باشه برای زنده احترام قائل نیستین حد اقل یکم به مرده احترام بذارین
24:06انسانیت مرده
24:08مرده ببین؟
24:09زینب نبینه بابا
24:11اون همه بهت گفتم ساکت شد دوتا دوربین دیدی جوگیر شدی بازا
24:15نکو دیگه
24:20واقعا طرف بدونین که بده یاشو بده رفت دیگه
24:23الان اینا درگیر دعوا سره
24:25ارس و میراس و اینجور چیزا میشن
24:27ما رو هم فراموش میکنن
24:30اونو بده ببینه
24:31میگم بده ببینه
24:33بده بده بده
24:35نه خانم اشتباه شده
24:37اشتباه شده من نبوده
24:38بابا این چیه؟
24:40تو که؟
24:41تو که این کار رو کردی؟
24:43فیلیز تو چرا میذاریم چین کاری بکنه؟
24:45من چطوری جلوه بابا رو بگیرم؟
24:47انگار نمیشنستیش تو
24:48همه تون گذاشتین رفتین؟
24:50هیچ چی هم نگفتین؟
24:51خبرنگاره هم هی سوال میپرسیدن
24:53خب من چی کار کنم؟
24:54یعنی من نمیتونم پشت سرفا میرم
24:56دو کلمه حرف خوب بزنم؟
24:57بابا به تو چه؟ به تو چه آخه بگیر؟
24:59تو چه آخه بگیر؟
25:01چی شده مگه؟ چی شده؟
25:03پشت سرش چیز بدی نگفتم که
25:05تو چرا زود قاطی میکنی؟
25:06اصلا تو این چیزها رو ول کن
25:08تونستی با اونور حرف بزنی؟
25:10ببین باشه
25:11باباش به رحمت خدا رفت اما
25:13این چهلوم داره
25:14پنج و دوم داره
25:15سالگر داره
25:16کارتون کش پیدا میکنه
25:18من باید گفته باشم
25:19یعنی این طوری نمیشه
25:20حتما باید یک کاری بکنیم
25:22نهسی میاره
25:23بابا تو واقعا یه روز منو دیوونه میکنی؟
25:26دخترم من حرف بدی میزنم
25:28من به خاطر تو میگم
25:29من به خاطر پا کردن اسم تو میگم
25:31اه دختر؟
25:32باباش یه هایی مرده مرده
25:34همشون شکه شدن
25:35من الان چی کار کنم؟
25:36برم اینو ازش بپرسم؟
25:38بابا بزرد میگه قرارد
25:40عزیزا اسباب کسی کنیم
25:42بریم یه خونه یه جدید
25:44راست میگه خواهه
25:45حتی اما اونور قراره برا ما ماشین بگیده
25:48آفرین
25:51این مرغ عشقه
25:53به خدا مرغ عشقه
25:55مرغ عشقی که نمیدونه کجا چی باید بگه
25:58تک تک تک تک تک
25:59همچین چیزی نیست
26:01سودناز
26:03ببین حرفایی که از بابا بزرگ میشنوی
26:05و پیش اما اونور نمیگی
26:07قبول عزیزا؟
26:09باشه خوزتون
26:10آفرین به تو
26:11تو چرا اومدی؟ خیر باشه
26:13اومدم به بابا تذکر بدم
26:17اما دیر کردم دیگه حتاقل بقیه وسیلم رو جمع کنم بلا
26:23چی کار کنم؟ چی کار کنم آخه؟
26:25ای بابا
26:26دیدی دیگه
26:27خبرنگار رو افتادن دنبالم
26:28فرد و پسورد ها میان اینجا
26:30میگن فامیل ککسر ها تو این خونه زندگی میکنن؟
26:33یعنی این مسخره این خبرنگار ها بشم آخه؟
26:43چرا هاریکا؟
27:01چرا این کار کردی؟
27:05تو که نیستی؟
27:23تو؟
27:25تو دیگه نیستی؟
27:27تو واقعی نیستی؟
27:29اما این که تو منو کشتی واقعیه
27:33اما
27:34من نمیدونستم اینطوری میشه
27:36من خیلی
27:38من خیلی طور دوست داشتم
27:40بهم خیانت کردی
27:42تو مجبورم کردی
27:44به خاطر اینکه نتونستم پسر به دنیا بیارم
27:47تو خیلی عذیتم کردی پشیمونم
27:50روزی نیست که پشیمونم
27:51من به خاطر تو فهمیدم که زندگی کردم با یه وبال چطوریه؟
27:55نه
27:56وبال مادر آنور گردن هر دومونه
27:58魯دان
27:59میدونی دیگه؟
28:00نه رو جلا
28:01دیگه تنهای تازه وبال منم گردن تر
28:05تا روز مرگ دست از سرت بر، نمیدارم حاری
28:09جلو نه یا لوچاند
28:10تو من رو یه بار کشتی، من هر روز رو میکشم
28:13نه نزدیک نیا نیا نیا نیا نزدیک نیا نیا آن نیا
28:18هر روز میکشم اتخال میخاؓم
28:21میکشم
28:24جلو نیا جلو نیا
28:27موسیقی
28:57موسیقی
29:27موسیقی
29:29موسیقی
29:33موسیقی
29:37موسیقی
29:47موسیقی
29:49موسیقی
29:51موسیقی
29:53درسته نیست
29:55این خونه ملک شخصی حاریکا خانومه
29:57این وقتی بابا توش نیست
29:59این خونه چه عرضشی میتونه داشته باشه
30:02آنور جان ها
30:03بابات که دیگه نیست
30:05من میتونم ادامه بدم
30:09لطفا
30:10و در آخر هم وسیعت کردن
30:12عنوان ریاست یت و مدیره
30:14به احده حاریکا خانوم باشه
30:23یعنی چی
30:26تجرب کردم
30:28چرو تجرب کردی دخترم
30:30خب چه میدونم
30:33چون که میدونه تو تجربه این نداری ماما
30:36میدونست شماها نمیتونین بین خودتون به توافق برسین
30:43معلومه که حد اقل خواسته آدل باشه نه
30:46درست میکنم
30:48مامان میدونی
30:49من با شرکت اصلا کاری ندارم
30:52اگه ممکنه
30:53یعنی اگه مشکلی نباشه
30:55میخوام صحام خودم رو بگیرم
30:57از دور کار خودم رو ادامه بدم
31:00البته دخترم
31:01برای من که هیچ مشکلی نیست
31:03حقیقت سالانه هر چقدر باشه بهت پرداخت میشه
31:06کسی اعتراضی به این پرداخت نداره
31:10اگر دارین همین الان بگین لطفا
31:12ندارین خوبه
31:14پس با اجازتون
31:15کار رستوران زیاده
31:18برو دختر خوشگیلم برو به سلامت برو
31:21کار کردن حالم رو بهتر میکنه
31:23خیلی خوب
31:27حالا هرکسی میخواد راه امید رو دنبال کنه
31:32میتونه روک و راست حرفشو بزنه و بره
31:36سالایت دین اگه چیز دیگه اینیست
31:40جناب دفتر دار
31:41آقا سالایتین من شما رو بدرقه میکنم
31:44بفرماییم
31:45خیلی ازتون ممنونم
31:48هاریکا
31:50میشه یکم خصوصی حرف بزنیم
31:52چرا خصوصیه؟ چیزی از ما مخفی میکنی؟
31:55خصوصیه
31:57بیا بریم سفر بیا
32:02بیا
32:06یعنی چی؟
32:18بابا همه اختیاراتو داده به مامان
32:22وسیعتشو ببین؟
32:24اون هر دنباله چیه؟
32:26چرا خصوصی حرف میزنه؟
32:27برای چی میخواد چونه بزنه؟
32:29سلام
32:30چی شده؟ چیزی شده؟
32:33نه
32:35چیزی نیست
32:38زندگی ادامه داره
32:40همین
32:41بابام تو وضیعتش همه اختیاراتشو داده به مامانم
32:47باشه
32:50کاریش نمیشه کرد
32:52بریم
32:54مامانو آنور دارن
32:56حرف میزنن
32:57تموم شهه
32:58منم میخوا باش حرف بزنن
32:59بعدش میریم
33:00باشه
33:01من کل روزمو
33:02برای تو خالی کردم
33:04هر وقت خواستی میتونیم بریم
33:06من الان بهت چی گفتم ها؟
33:10وقتی بابات زنده بود
33:12به خواستهاش احترام نذاشتی
33:14حتی دقل بعد از مرگش بهش احترام بذار
33:16چیز دیگه ای نمیخوام ازت اونو
33:18اگر بابات واقعا باور داشت
33:21که تو میتونی این شرکتو اداره کنی
33:23همه اختیاراتو به خودت میداد
33:25باور کن
33:25اگر از این تصمیم بابات خوشت نایمده
33:28میتونی راه امیدو بری
33:30میتونی صحامتو بگیری
33:32یا بذاری بری تصمیم با خودته
33:34حرکا
33:35من صحم خودمون میگیرم و میرم
33:37مشکلی نیست
33:38اما چیزی که اصرار داری نفهمی اینه
33:41هیچ وقت علاقهی با اون سندلی نداشتم
33:44من اگه فردا از صف شروع کنم
33:46بازم موفق میشم
33:47اما به فکر مایی درسته؟
33:50برای یه بارم که شده با منطقت فکر کن
33:52سی سال پیش با تو تو این شرکت گذاشتی
33:55دو سال دستیار بودی
33:56همه ای تجربه کاریت همینه
33:59زفر هست
34:01نسلی هانم هست
34:03ببینین اگه بابا همه اختیاراتو به تو داده
34:06به خاطر اینه که میدونست من کمکت میکنم
34:08و من به خاطر اون هنوز دارم تلاش میکنم
34:10اما بیشتر از این بحث نمی کنم
34:12اگه همونقدر که میگی مدیر خوبی هستی
34:15هرچه سریتر بدونه این که دیر بشه منطقه فکر کن
34:18منو اینقدر هم دست کم نگیره اونور جون
34:21این اعتماد به نفس کازه به تو
34:27از بچهوی به زفر هم تحمیل کردی
34:29اما ببین
34:30هنوز هم داریم نتایی چش رو میبینیم
34:34فقط همینو ببینی کافیه همینو ببین
34:51چی قرار بود عوض بشه
34:54اگه همه چی رو برای اون همه آدم تعریف میکردی
34:59چی عوض میشد
35:01شاید این احساس بزرگودن علکیت عوض میشد
35:04تنوشیزی که کچیک میکردی فقط خودت بودی زفر
35:08من خودمو کچیک میکنم
35:10تو داری با نام زده من ازدواج میکنی
35:12مدبجه هستی؟
35:14آدم یکم خیلی جلت میکشه تو این مواقع
35:16شما فقط یه توافق کرده بودیم مگرم
35:29چی تجربه کردین که داری از من حساب پس میگیری ها؟
35:33اون احساساتش رو بهت گفت
35:34تو یه درام مسخر درست کردی انگار دو روزه آشق شدی
35:37آشق
35:38اما تو دو روزه آشق شدی
35:40زفر
35:42تو من نیستی
35:44خوب
35:44اگه همین کار رو من میکردم
35:47اگه جامون عوض میشد چی میشد؟
35:48اونو خواهد
35:49عوض نمیشد
35:50من انگوشتر دست زنی که میگه دوستم نداره نمیکنم
35:53براش ازاداری هم نمیکنم
35:55ها چرا؟
35:56چون که
35:57تو یه برادر مظلوم با وفا و درست کاری
36:01کاش ما هم میتونستی مثل تو باشیم نه؟
36:03چطوره یه دکتور بری این ها؟
36:05به کمک اتیاج داری
36:06چون هرچی میگم فایدهی نداره
36:08من این گرونه تو رو یه جوری میشکنم که
36:11به خاطر خودت
36:13داداش
36:15ببین در مورد دکتور جدیم
36:18به خاطر خودت
36:19مگه از من یه شانس نمیخواستی ها؟
36:29مگه التواسم نمیکردی؟
36:30مامان خواهش میکنم
36:31یه بارم شده ازم حمایت کن
36:33خب چی شد؟
36:34الان چی شده؟
36:37من برای این که این فرصت رو براتون ایجاد کنم
36:39از خیلی چیزا گذاشتم
36:41تو اصلا خبر داری؟
36:45همه اینا به خاطر این بود که یه روز بیایی بگیم
36:48مامان ما بدون اونور هیچی نیستیم
36:49به خاطر این بود؟
36:50آره؟
36:52نمیگم هیچی نیستیم
36:53پس چی داری میگه ها؟
36:55چی؟
36:56وقتی من داشتم اون همه تلاش میکردم
37:00بابا بال سرمون بود
37:01هیچ وقت اون اختیاراتو به من نداد
37:05چون که آره کامل نیستم
37:09الان تو وضیعتی نیستم که تنهایی تو این موقعیت باشم
37:12با این حالم اصلا نمیتونم
37:15من نمیتونم تمرکز ندارم مامان
37:21من هستم دخترم
37:26زفرم هست
37:27مامان نکن نکن لطفاً این کارو نکن
37:30زفر روح شرکتو بلد نیست مامان
37:33تو هم که هیچ
37:34بازار به هم ریخته
37:36همه نگرانن
37:38نه یعنی اون قطره هم آسون نیست
37:42اصلا اونطوری که تو فکر میکنی نیست مامان
37:44اگه اونور کنار ما نباشه
37:46ما خیلی زود میبازیم مامان
37:50من الان اصلا تو وضیعتی نیستم که این مسئولیت رو قبول کنم
37:54باشه دخترم
37:57به اونشم فکر میکنم
37:59اونم خودم حل میکنم
38:01باشه همه چی رو خودم حل میکنم
38:03همه چی رو
38:04موسیقی
Be the first to comment