- 2 days ago
آیا آمادهاید وارد دنیای سریالهای مورد علاقهمان شوید؟ با داستانهای دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموشنشدنی، صحنههای هیجانانگیز و قسمتهای کمدی شاد، قسمتهایی که با اشتیاق دنبال میشوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریالهایمان با ما مشترک شوید!
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
Category
📺
TVTranscript
00:00موسیقی
00:24اونور اینجا چقدر قشنگه مثل بهشت میمونه
00:26خوشت اومد؟
00:27خوشم اومد؟
00:28خوشم اومد چیه آشقش شده
00:30اینجا کجاست؟
00:32جایی که توش میتونیم با هم باشیم
00:34بیا توشم نشونت بدم
00:38اما اگه اتفاق و تأخیر رو نگاه کنیم
00:42زینب اونو رو واقعا دوست داره
00:44وگرنه زینب آدمی نیست که اونطوری خودشو منزد تو آتیش
00:47تا اونجای که زینب رو میشناسم اینو میگم
00:51یعنی با اراده هست
00:53شما هم اینجا شناختینش
00:55من عشق اونا رو باور میکنم آلب
00:58حتی نگاشون به هم دیگم خیلی متفاوته
01:02آره چشما دروغ نمیگن
01:03وقتی میریس بود قضیه فرق میکرده
01:06اما نمیدونم الان که زینبه نمیدونم
01:07برای خانوادتون مناسبی یاد
01:08به نظرت من آدمی هم که به این چیزا توجه کنه آل
01:13نا نا منظورم اصلا این نبود
01:15اما خب دنیا یه قانونی داره
01:17میدونین کبوتر با کبوتر باز با باز
01:20آره اما مهم اینه که از چه لحاظ به هم بیام
01:24برای من مهم اینه که ظرفیت دوستشتنه هم دیگر رو داشته باشه
01:28اگه حسشون واقعی باشه
01:31میتونن همه یه موانه رو بردارن
01:34میشه یه آب بدی؟
01:36امیدوارم بتونیم برداریم
01:40آها
01:41یعنی اونا برمیدارن
01:44موانه رو برمیدارن
01:45ببخشید من یکم قاطی کردم
01:47شرحیط سختی دیگه خوب نه؟
01:51امیدوارم زفرم قبول کنه
01:53و این وقت تلخیات همون بشن
01:55بفرمید
02:10خیلی ممنون
02:11چقدر خوشمزه هست چی توش ریختی؟
02:21رازه
02:21رازه؟
02:24اما خیلی خوشم اومد اگه بخوام بدون تو بخورم چی؟
02:27دیگه ها نمیتونی بدون من کاری بکنی
02:30باید همش با من باشی
02:31قبوله
02:34قبوله
02:37مخش
02:50آرامش
02:52آرامش چقدر خوبه
02:53اولین بار تجربهش می کنم
02:56من آمم اینطور
03:01مخشوند دیگه هست چیز کنم
03:03مخشوند دیگه هست چیز کنم
03:07دیگه هست چیز کنم
03:09مخشوند دیگه هست چیز کنم
03:15مخشوند دیگه هست چیز کنم
03:17مخشوند دیگه هست چیز کنم
03:47چی کار میکنی ترسیدم بابا
03:50من دارم میرم
03:51نمیتونم خودم رو کوپی کنم
03:53باید به کارای اپلیکیشن عروسی برستم
03:55بدون من میتونی به کارا برسی یا نه
03:56خیلی سخته اما چی کار کنیم
03:59قسمت اینه
03:59دلت برام تنگ بشه
04:01ببین چی میگم ببین عنیشتن
04:03تو لغب گذشتن خوب نیستی
04:05تلاش نکن
04:05باشه باشه
04:07درگو یا بیوفا
04:10کدوم رو ترجیح میدی
04:11جسور
04:17من اینو میپسندم
04:19اما نمیدونم تو چی ترجیح میدی
04:22گفتنش برای تو آسانه
04:27داریم میرین آتا؟
04:40آره
04:44همش اسم زینب رو میاره و سراغش رو میگیره
04:50خب چی کار کنم؟
04:52پسرم رو بکشم؟
04:54دنبال یه راه چاره میگردم
04:56گفتم شاید آبا هوا شعبشه خب
04:59نمیدونم
05:01آفرین
05:06خیلی خوب سکوت میکنی همید
05:07چی کار کنم؟
05:10همقدر از این بچه دفع نکن هاریکا
05:13بذار یاد بگیر خودش
05:15مشکل خودش رو حل بکنه
05:16باید ازید بشه تا بزرگ شد
05:18آره
05:19باز هم داری از آنور دفع میکنی
05:22درسته؟
05:22چرا باید دفع کنم؟
05:24هرچی که لازم باشه به اونم گفتم
05:26کدومشون حرف گوش میکنم؟
05:30تو به وقتش خیلی خوب میتونی
05:32حد و مرز تو به همه یاد بدی
05:34همید جان
05:35تو این مدت همه حد و مرزشونو یاد گرفتن
05:38نمیبینی هاریکا
05:38حتی من
05:40منم دارم یاد میگیرم
05:43سابرفان
05:55پامکین کجایی؟
06:15فایی ببخشید یادم رفت بهت خبر بدم
06:19من صبح زود میام
06:20منتظر نباش پامکین
06:21قرار شد امروز کسی نباشه
06:29همه باید کم منتظر باشم
06:32الان مول منی
06:35قبوله
06:36وای
06:40کاش که امشب اصلا تموم نشه
06:44کاش صبح نشه
06:46نریم سر کار
06:47کاش تو آخر امرمون تو این لحظه زندگی کنیم
06:53نظر منم همینه
06:55برای همینم خیلی زود باید حاضر شیم باشه
07:02یعنی چی؟ داری جدی میگی؟
07:09هنوزم
07:09باشه
07:13خیلی خوب من فکر میکردم که
07:19قب میمیندازیم
07:20نه
07:21اما اونو را
07:26اگه خونوادت نخان
07:29اگه نیان چی
07:30ممکنه ردت کنن
07:33متوجه هستی؟
07:34میدونی اون موقع چی کار میکنی؟
07:38همسایی بابات میشیم
07:39برای تو که مشکلی نداره؟
07:42برای من اصلا مشکلی نداره
07:44اما ممکنه برای تو مشکل بزرگی باشه
07:46اگه همسایی بابا میشیم
07:48ممکنه بگی از آشناییت خوشبخت هم و فرار کنی
07:51تو خود واقعی بابامو اصلا ندیدی؟
07:55خود واقعی دخترش برای مهم تره
07:57در زم اصلا نمیخوام از این دختر زیبا جدا بشم
08:14باشه اما چی میشه اونو؟
08:17همه چه خیلی خوب میشه
08:20بلش کن دیگه
08:23ما اومدم اینجا تا همه چیو تموم کنیم
08:26آره درسته
08:37اما این کار
08:39بهمیدم باشه
08:41تو نمیخوی این موضوع رو تموم کنیم؟
08:44میا ببینم
08:45نه
08:47میا ببینم
08:48چیکار میکنی؟ من رو داری کجا میبری؟
08:51بلو تامود بلو تامود
08:52بلو تامود
08:53بلو تامود
08:53چیکار میکنی؟
08:54کمک کنید
08:56چیکار نخوریم قد ای بابا
08:58ببینم
09:01من رو چجئ کنید
09:20آتیش آتیش نارم می سوزم
09:37به دادم برسین دوستان گرفتار شدم
09:41چه خبرته
09:43آها ببین خوب آدم رو سکته بدی
09:46الان می بینم که حقش بود
09:50از کجا می دینی کارای من حق نیست پامکین جون
09:54آخ
09:55آخ
09:57تادم
10:00آخ
10:00بیا بگیر
10:08چقدر زود حاضر کردن
10:10خیلی شکه
10:13به پریه من خیلی میاد
10:16اما اونایی که من می گفتم خب یه جده
10:19شکتر بودن قبول کن
10:21یه بارم یه چیزی رو بپسند و قبول کن
10:24اشخی کردم بابا
10:25خیلی خوشم اومد
10:26برن باید پخششون کنیم
10:29کیا رو قرار دعوت کنیم
10:31من یه لیست فوقالده دارم خودت می دونی
10:34آی
10:35چطوره بابا تو دعوت نکنی مطمئن یعنی؟
10:38معلومه که دعوتش میکنی میری
10:40به نظره تاکه دعوتش نکنیم
10:42خوهرم و سودناز میتونن بیان
10:44چطوره
10:45اون روز ببندیمش به درختی چیزی ها؟
10:48نگران نباش پیشه
10:49فیگن که دیدی
10:50وقتی به کارش بیاد سر برا میشه
10:53تو نگران نباش
10:54آره درسته
10:55حد دقیقا توی این مورد تخصص داره
10:56حالا که حرف فیگن شد
10:59یعنی
10:59اونم دعوتش میکنیم دیگه آخه
11:01خیلی نافرمه ها
11:04نمیدونم میری
11:06ممکنه یه وقت همه چیو به هم بریزه
11:09من باید اول از اون رجازه بگیرم
11:12ببین
11:12راحت کتانه هستم
11:14فرصت خیلی خوبیه که اون رو با هم سمیم میشون کنی
11:23سلام
11:24دارم میرم یونان
11:25تا عوض آروم بشه اونجا
11:26زنگ زدم اما جواب ندادی
11:28زنگم نزدی
11:29اگه مساعد بودی حرف بزنیم
11:31حتی قلی یه بار
11:32هنوز بهش نگفتن
11:34میری هیچی کار کنم
11:37یعنی نمیشه همچین چیزی رو با پیان بهش بگم نه
11:41ولش کن
11:42نادیدش بگیر
11:43حاریکا کنترولش میکنه
11:45ببین داره میبرتش
11:46بذار اون بگه
11:47بذار اون حرف بزنه
11:49بریم پسرم بریم
11:51مامان
11:51چرا دقیقه نبد منو کشتی
11:53من چرا برم پسرم
11:54پسرم گفتم که برام کار پیش اومد
11:56تو برو منم دنبالت میام باشه برو
11:58زفر جان خیلی هم خوبه
12:01دوستاد اون جان
12:02آبا هوا تم عوض میشه
12:03عزیزم خوب میشه خوب
12:05بتر از اینی که قرقره ای مامانو تعمال کنی
12:08من فهمیدم
12:10دارین تعویدم میکنین دیگه
12:11بابا نمیخواد منو تو خونه ببینه
12:13چه ربطی داره آخه پسرم
12:14چه ربطی داره ای بابا
12:16اونجا مثل بهشته
12:17یعنی چه که تبعید شدم
12:19برو دیگه ای بابا
12:20سروار شو پسرم
12:21هواپیما منتظره
12:22برو به سلامت
12:23خوشحال و قوی برگرد
12:25باشه
12:26باشه شما هم مراقب خودتون کشه
12:28تو هم همینطور پسرم برو
12:30من دارم دیوونه میشم
12:43این همش داره به زینب فکر میکنه
12:45فراموشش نمی کنه
12:46حالا چی کار کنیم
12:47مومان من اصلا احساس خوبی ندارم
12:50یعنی میترسم
12:51یه وقت خبر میشه
12:53از اونجا میفهمه
12:54کاش خودمون بهش میگفته
12:55نه
12:56نه
12:57باید کامل خوب بشه
12:58بعد بفهمه
13:00من به دوستاش که اونجا
13:01یعنی با اونایی که اعتماد دارم
13:02میسپرم که
13:04حتی به زینبم فکر نکنه
13:06آره
13:07تو چی کار کردی؟
13:10مسئله این آقای فعادو
13:11ها؟
13:12هیچی
13:13اینقدر دنبال کاره زفر بودیم
13:15که نتونستی این کاری بکنیم
13:16این موضوع حل بشه
13:18ما امروز عقد و مشخص میکنیم
13:20امیدوارم
13:21من رفتم
13:22برای سوال پیش اومد
13:25اون چطوری
13:25یه و فهمید که تغرول کجاست
13:28چطور کار اون مردکو تو زندان حل کرد
13:32چطوری؟
13:32کمک کرد دیگه ماما
13:35دستش درد نکنه
13:36اما چطوری اینو میپرسم
13:39ما نمیگم بختی داشت
13:41به پسرت کمک میکرد
13:43اینطوری سوال جواد نمیکرد
13:44من اول از همه به خیر و صلاح بچم فکر میکنم عزیزم
13:48دختر عزیزم
13:50یکم عجله نمیکنی
13:52ببینی یه چیزایی در مورد این مرد منو نگران کرده
13:56شد باور نمیکنی منو دوست داره
13:58نسلی
14:00آی دارم سر به سرت میذارم ماما
14:02یعنی با این حالت معلومه که نگرانه همه چی میشی
14:05یکم زمان بگذاره
14:06میونتون بهتر میشه
14:08باشه من دیگه رفتم
14:10من گفتم
14:38من گفتم
14:39گفتم
14:41هیچ کدومتون به من نرفتین
14:42هیچ کدومتون حواس جمع نیستین
14:45سیبزمینی را بنداز تو مایتا به دخترم
14:47سود باش
14:47روغن داره داغ میشه بابا دود باش
14:49سود باش به جمع دیگه
14:50زینب سیبزمینی خیلی دوست داره
14:52ببین اونجا سجو کم هست
14:54اون سجو کارم ریست کن
14:55اون روز اصل ارگانیک هم خریده بودم
14:58چی کارش کردی دختر
14:59نه بابا هنوز مونده
15:00گفتی برای صبحونا یه خاص نگهش دار منم
15:03باشه دیگه مگه مهمتر از امروز داریم تو بیار
15:05بیار آره صفره را پر کن
15:07وای بابا
15:08صفره را ببین
15:09چی شد آخه
15:10این دختر که نمیتونست دیگه پاشو تو این خونه بذاره
15:12بابا این چه ترزر زدنه
15:14تو ندیدی خوهرت چه کاره کرد
15:16رفت از یقیه اون عوضی گرفت
15:19از بلاروس آوردش اینجا
15:21این دختر خیلی سرنگه
15:23من بهت گفته باشم
15:24رفت ککسلو را پیله کرد
15:26بعدش اون زن که لباس خست پوشیده بود
15:29اومد این دختر واقعا خیلی سرنگه ببین
15:32میگم فیلیس این دختری جاسوس نماشه
15:35یه موقع جاسوس روسا
15:36حالا پس فکر میکنی برات منفعتی داره
15:39معلومه که داره
15:40تلای هر چیزی
15:43حالا میبینیم دیگه
15:44حالا میبینیم
15:45همونطوری که گفتم تو اصلا اقت نکن باشه
15:49بفرما در میزنه
15:50اومد اومد اومدش در باز کن
15:52خیلی خوش اومدین خانم جون
15:58دختر عزیزم خوش اومدی
16:00بیا بفرما بشین
16:01فیلیس چه خبره
16:03یعنی چی چه خبره
16:04من نمیتونم از دخترم استقبار کنم
16:06خالی
16:07سیزم
16:09خاله تو واقعا جاسوس روسایی
16:13چی؟
16:14اه سوده ناز
16:15قبل ازی که صحبونه بخوری
16:17باید صورت تو بشوری
16:18سوده ناز بریم صورتمونو بشوریم دخترم
16:20گیا بریم
16:21بریم
16:22فیلیس
16:24این میتونه دومین چیزکیک هم باشه
16:26من بعدم به زنی میزنم خب
16:30حالیکا خانو
16:38تجرب کردم که توی همچین روزی فورا خواستین منو ببینین
16:42امیدوارم حالتون خوب باشه
16:44ببخشید
16:45میشه یه قهوه هم برای من بیارین
16:47فکر کنم
16:51با این حساب
16:53یه سانس بازیوی جری در انتظارمه
16:56ببینم این زن بیچاره کدوم فامیلتون عذاب در میاد هم؟
17:26این زن بیچاره خیلی پول زیادی از دست داده
17:36بعدش هم خودکشی کرده
17:38کنچکاف هم بدونم در مورد این یکی فامیله چه دروغی میخوایی سرهم کنی
17:44فوات
17:45ببخشید
17:46فوات دونجوان
17:48چون دوستا تو رو فوات دونجوان صدا میکنن
17:54مگه نه درست میکن؟
17:56ببین منا
17:59فکر کردی اجازه میدم دخترم با یه تمساهی مثل تو ازدواج کنه؟
18:05هره؟
18:06بفرمایید
18:08روشه جون
18:09خیلی ممنون
18:10تو منو مسخره کردی؟
18:12ببخشید
18:14سفاره شدم دیگه
18:16تو منو مسخره کردی؟
18:18نه این چه حرفیه
18:20ببینید
18:23به گذشتم افتخار نمی کنم
18:26اما دخترتون رو خیلی دوست دارم
18:28میخوام یه زندگی جدید بهاش شروع کنم
18:30من اون زندگی رو نابود میکنم
18:32من تا رو میکشم
18:34باری یه تامه یه جدید برای خودت پیدا کن
18:36حالیکا خانم لطفا
18:38تو این دنیا شما بهتر از هر کسی میتونین منو درک کنی
18:41گذشته ی آدمو نباید آیندهشونو خراب کنه نه؟
18:44ببین منا
18:45برای این که دخترمو ناراحت نکنم
18:47اول با تو دارم حرف میزنم
18:49هر کاری لازمه باید بکنی
18:53تا دخترمو از خودت سرد کنی
18:56یه راهی پیدا میکنی
18:57اگر پیدا نکنی
18:59مجبور میشی با باباش صحبت کنی
19:02باشه؟
19:06حالا که اینطوریه
19:09منم یه چیزی بهتون نشون بدم
19:14بعدش به صحبت همون ادامه میدیم
19:17بفرمایی
19:19این چیه؟
19:28متوجه نمیشم این چیه؟
19:31بزرگ ماست
19:32به وقت شهرتش بیشتر از من بود
19:36تا اونجایی که شنیدم دوست قدیمی شما هم بوده
19:39تا دقیقا منظوره
19:42چیه؟
19:43تا میخوایی به من چی بگی؟
19:45ببینم ات
19:48فکر میکنی با این کاره این مسخره
19:50میتونی منو گول بزنی یاره؟
19:52پس اجازه بدین در مورد بابای زفر
19:56ازتون بپرسم چی میگی؟
19:58پررو
19:59چطور جارت میکنی همچین سآلی از من بپرسی؟
20:03پررو
20:04ازت شکایت میکنم
20:07میندازم ایت زندان
20:08مطمئنی؟
20:10آخه من داستان شما رو
20:12از زبون خودشون شنیدم
20:14کی حرفی کلاه برداری؟
20:16مثل تو رو باور میکنه هم؟
20:18کی حرفت رو گوش میکنه هم؟
20:20اگه فکر میکنی با تحدید کردن من
20:22میتونی با دخترم ازدواج کنی؟
20:23اشتباه میکنی؟
20:24تحدید نیست
20:25تحدید نیست لطفا
20:26میخوام فقط درکم کنی
20:28ببین همه توی نقطه
20:30از زندگیشون میتونن
20:31همه چی رو پشت سر بذارن
20:32و از نوعو شروع کنن
20:33شما بزرگتری مثال
20:34برای این موضوع هستین
20:35تنها خواهشی که ازتون دارم
20:37اینه که به منم
20:38اون اجازه رو بدین
20:39و یا نه اصرن
20:42نمیخوام میونم
20:45با مادر زنم به هم بخوره
20:46من چیزی برای ترسیدن ندارم
20:49زفر پسر حمیده
20:51برعکسش رو
20:53هیچ کس نمیتونه بهش ثابت کن
20:55مخصوصا وقتی بفهمه که
20:56تو کی هستی
20:57فکر میکنی همید اصلا با هاتم کلام میشه
21:00مطمئن باشین یه داستانهایی دارم
21:02که میتونه شک به دلش بندازه
21:04داداش سرهاد کلی داستان
21:06برام تعریف کرده که
21:08اصاماتی ها شروع میشه
21:10همدیگر از اونجا میشنسیم
21:12ببینید به نظرم
21:18ما خیلی خوب میتونیم با هم کنار بیاییم
21:20شما
21:21شما بازم به این موضوع خوب فکر کنین
21:24همونطوره که شما خودتون رو
21:26وقف خانوادتون کردین
21:28منم خودم رو وقف خانواده میکنم قول میدم
21:30به امید دیدار
21:51اونور کوکسال
21:55همونیه که اومده بود در در آره
21:57آفرین به تو دختران
21:58انگار که برای همسایی کارت دعوتو بردی
22:01ببینم اینو نمیخوان دیان؟
22:03نمیان خاستگاری اخه؟
22:05ها؟
22:05یعنی نمیخوان با خون آبادت آشنا بشن؟
22:08بابا تو انگار فراموش کردی چه اتفاقایی افتاده؟
22:11چیه؟
22:13رفتی از برادرش پول گرفتی اونو میگم
22:15یعنی گفته؟
22:17واقعا آفرین آفرین
22:21من هیچ حقی ندارم
22:22آدم اینقدر باباشون نادیده میگیره دخترم
22:25اگه اینطور بود کارت دعوت نمی آوردم
22:27نمی آوردی دخترم اینم نمی آوردی
22:30فیلیس
22:32ببین چی میگم
22:34میگم همه با هم یعنی سود ناز و من و تو با هم بریم خرید
22:38برای عروسی خرید کنیم
22:39اگه وقت نکردم یه راهی پیدا می کنم
22:42ناراب نشد دخترم ما نمی آیم
22:44تو نمی خواهی نیا
22:45خوهرمو سود ناز می آن تموم شد
22:47فیلیس کن بابا
22:50فیلیس
22:52من برای خرید بهت زنگ می زنم خیلی خوب
22:55به خاطر سابونه ممنون
22:59نه خواهش میکنم
23:00نوشه جونتون
23:09زینب
23:16دیوونه نشو شکل شده دیگه
23:18تو نمی شنسیش
23:19حالا که داره با ککسالا فامیل می شه خودشو می گیره
23:22می دونی دیگه
23:22ما می آیم
23:24می آیم بابا
23:25زینب
23:27دخترم ببین
23:30شاید من حق ندارم
23:32می دونم اما
23:33من یه موقع به مادرتی قولی داده بودم
23:36مادرت گفته بود دختری من باعث بالباس عروس از این خونه برم بیرون
23:41منم قبول کردم
23:42حتی بخیر خیلی فقیر بودیم برای شما جهیزی آماده می کرد
23:46تو صندوق بارایی خودتم می دونی
23:49برای فیلیس قسمت نشد اونطوری از این خونه بره
23:52اما حد اقل تو این کارو نکن
23:54حد اقل روح مادرتون اونجا تو آرامش بشه
23:57خوش اومدین حالیکا خانم چیزی می
24:07باری کنار
24:08بگم خدا چی کارت کنه
24:21آی خدای دارم دیوونه می شم
24:24همچین چیزی ممکن نیست
24:26خدای ممکن نیست
24:27چی ممکن نیست
24:38حمید
24:40نشدیدم تا که اومدی
24:43اینجا بودی تو
24:44باز چی شده
24:45خب می خواستی چی بشه
24:50خب
24:51این گاریشو که جدیده
24:54نه عزیزم
24:56نه
24:58چیز مهمی نیست
25:00به خاطر کاره خیریه خیلی نگرانم
25:02تو جلسه یه مشکلی پیش اومد
25:05یعنی راستش به خاطر اون
25:07اصابم به هم خورده
25:08صبرم کم شده
25:09همه چی اینطوری پشت سر هم اتفاق می افته
25:11همه چی اینطوری می شه
25:13و داد می زنم
25:14اصابی می شم
25:15همینه دیگه
25:18منم یکی اضافه می کنم
25:21پسرم دست بردار نیست
25:37بگم خودو چی کارتون کنه
25:59خودوی دارم روانی بیشم
26:01یعنی چلسال که سهله
26:06هزار سال هم فکر می کردم
26:08به ذهنم نمی ماد
26:09رفته بودم برای ریستوران خرید کنم
26:11حوثی چیزکیه که سنسباسیانم
26:13کافر کردم
26:14یعنی رسمن به دلم افتاده بود
26:15من که اینا رو دیدم
26:17کنجکاف شدم
26:18حواظم بهشون بود
26:19من منتظر بوم بودم
26:21اما اونا موشک انداختن
26:23هنوزم شکم
26:24همچین چیز ممکنه
26:26گرچه همونطوری موند
26:28اما حاریکا هم اعتراضی نکرد
26:31خب ببینم
26:33شماره این فعادو داری؟
26:36من ندارم
26:36اما یه جوری پیداش میکنم
26:38باشه باشه
26:39لازم بشه خودمم پیدا میکنم
26:42به خاطر اطلاعاتت ممنون
26:45حاریکا
26:46واقعا یه کلا برداره
26:49زفرم پسر یکی دیگه هست
26:51هنوزم شکم
26:52به خودش
26:53به خودش نگاه نمیکنه
26:54تازه میاد به پامکینه منم
26:55توهمت میزنه
26:57آدم اگه میتونست
27:00خود واقعیشو ببینه
27:03خب حالا
27:06چی کار میخوایم بکنیم؟
27:10اول باید اینو تعیید کنم
27:13تو فعلا به زینب
27:15هیچی نگو لطفا
27:16این فعاد خیلی به دردمون میخوره
27:24عزیزم
27:28آل پنوز نایمده؟
27:31نایمد اومیتا
27:31زنگ نزدیم؟
27:32زنگ زدیم اما در دسترس نمید
27:34نه بابا حتما نشتبا گرفتی
27:36مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
27:45چی شده قلب کجایی اخه؟
27:51کجایی تو؟
28:13اینجام دیگه
28:14خب بابا چی کار کرد؟
28:17حتما بال در آورده
28:19بال در آورد؟
28:20اونم چجور؟
28:22میگه اونور بیاد تو رو از من خواستگاری کنه
28:24نظر چیه؟
28:25اصلا حال خندیدن نداشتم
28:29حالا این به کنار
28:33از آخرین حرفش نراحت شدم
28:36گفت مادرت میخواست بالباس عروس از این خونه بری بیرون
28:41به خاطر اون بالباس عروس از اینجا برو
28:43خوب میدونم از چی راهی وارد بشه
28:47فکرم ککسالا با گل و شیرینی
28:52از سمت میان دخترشو خواستگاری میکنم میبرن
28:56فکرشم خنده داره
28:58پشت
29:05تو خوبی؟
29:07چیزی فکرتو مشغول کرده؟
29:09چیزه
29:10امروز تصادفی دوست بسر نسلیهان دیدم
29:14فوادو
29:15تختی اونا میبینی حسابت خورد میشه دیگه
29:18اون کی بود؟
29:19قرار بود بگی به ام
29:20کسی که باعث شد بیان پیش تو اونه
29:24ها؟
29:25همونه که تو بار دیدیش؟
29:27این همونه؟
29:28فقط همین
29:32موضوع مونده که ذهنم رو مشغول میکنه
29:35میری نمیدونم باید چی کار کنم
29:36اون روز رفتم بهش گفتم
29:38یا خودک به نسلیهان بگو
29:40یا وقتی عوضا آروم شد من میرم بهش میگم
29:42خب چی گفت؟
29:45چی میخواستی بگه؟
29:46خیلی آشقشه
29:47نسلیهان فرق داره
29:49همونطوری که اونور منو عوض کرده
29:51نسلیهانم اونو عوض کرده
29:52چشمش دیگه هیچی رو نمیبینه
29:55شاید درست میگه
29:57نسلیهان دختر خوشکل و خیلی خوبیه
29:59ویل کن میری تو رو خدا
30:01همین چند وقت پیش به این پیشنادرش بداد
30:04کف اگه ساکت باشم
30:05وقتی رفت تو خانواده ککسلا
30:07هوای منم داره
30:09اینو گفت
30:09تو فیلن به زینب هیچی نگو لطفا
30:14این فات خیلی به دردمون میخوره
30:19این حرفو نزن
30:21کاری که با ما کردنه ما با کس دیگه این نکنیم
30:23پامکیم
30:24بدون شناخ قضاوت نکنیم
30:25بلاخره از بیرون ما مثل اون به نظر میاییم
30:28میخوای یک کم در موردش فکر بکنیم
30:30یعنی به نظرم بهتره که
30:32قبلش یک کم فکر کنیم
30:33باشه اما اگه دیو شد چی؟
30:35اگه سر دختری کلا گذاشت
30:37میگم اگه برم به نسلیهان بگم شاید
30:40اونا همه مثل من و اونور
30:42یه جوری بین خودشون حل کردن
30:44خب یعنی اگه حس بینشون واقعی باشه
30:46حلش میکنن
30:47آره بابا یعنی نسلیه هم دختری نیست که این چیزها رو
30:49راحت قبول کنه نترس
30:51تو یه هفته اتفاقی نمیفته
30:53بذار عروسی تموم بشه
30:54بعدش ببینیم چی کار میکنیم
30:56آه سر چنده
30:59چی شده؟
31:01اونور قراره بیاد
31:02میخواد سپرایزم کنه من برم آمادشم
31:04همه جا پر از بم به تمومی هم نداره
31:24خیلی مامیونه
31:54تو میتونی بری انگی
31:58ممنونم که دوتم رو قبول کردین و اومدین
32:04مطمئنیستم شانس اینو داشتم که ردش کنم
32:08نمیتونم بگم داشتی
32:10خب
32:12از من چی میخواین؟
32:15بابای واقعی زفر ککسالو
32:18آقا حمید
32:20اون دیگه قد و قباره من نیست
32:23به نظرم اونقدر رنگ هستی که
32:26بدونی از کی دارم حرف میزنم
32:28میدونم که میشناسیش
32:30فیگن خانو
32:33واقعا نمیدونم از کی دارین حرف میزنی
32:39تازه چرا باید برای شما کاری بکنم؟
32:44برعکس حاریکا من چیزی برای از دست دادن ندارم
32:47با کمال میل میتونم تو رو به حمید و نسلیهان بفروشم
32:53تو که خیلی خوب میدونی همید چقدر کینه ایه
32:58اون مردی که تو زندان بود اسمش چی بود؟
33:03ارگول
33:04اینجا دیگه خونه ایم هست
33:31پسندی دیگه؟
33:35چی داری میگی؟ آشقه شدم
33:37آشقه شدم خیلی قشنگه
33:40اگه از چیزی خوشت نمید میتونیم عوضش کنیم
33:57من فقط میخواستم سرپرایزت کرده باشم
33:59های تو داری شوخی میکنی؟
34:02آشقه شدم آشقه همه چی شدم
34:05حتی ماه پیش من اینا رو توی مجله دیده بودم
34:10ببینم تو چطوری اینقدر سلیقه من خبر داشتی؟
34:17باشه اطراف میکنم از مریه یکم کمک گرفتم
34:21حدث میزدم
34:22این طرف رو دیدی؟
34:27اونه همه چی عالیه
34:29آی خیلی ممنون
34:34ممنونم
34:41ممنون که کاری میکنی حس کنم با عرضشم
34:45تو خیلی با عرضشی زینم
34:48تو میخوایی منو هر روز بیشتر عاشق خودت کنی آره؟
34:57شاید
34:58شاید
35:28بهت قول داده بودم با هم بریم خرید
35:46یادم نرفته اما سنم خیلی شلوقه
35:49زودتر پرستدم که اگه خوشت نه یه دوست کنی
35:51خوشیدین اکس بفرستین
35:53موسیقی
Be the first to comment