Skip to playerSkip to main content
  • 19 hours ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00منم وقتی تو را می اومدیم دریا رو دیدم
00:02با خودم گفتم یک کشتی بیاد
00:05یکی دستم رو بگیره ببرو اونجور درم
00:07کی دست تو بگیره
00:43موسیقی
01:02ممنون که منو از دست خبرچینا نجات ددی
01:05اصلا مهم نیست
01:11سلینم منتظر بود که با ترف بزنه
01:13بلش کن
01:15بعدن حرف میزنی
01:19جایزتم خودت نتونستی بگیر
01:20بی خیال اصلا مهم نیست
01:22ببین تلاش نکن به من حس خوب بدی
01:25من میدونم که برای چقدر مهمه
01:28تقصیر منه
01:29تقصیر تو نیست
01:31به خاطر تو کردم
01:33تو هم به خاطر من تصمیم گرفتی جلوی خبرچین ها در بیایی
01:39تو از کجا فهمیدی؟
01:41موقع سخنرانی انگین اومد پیشم و همه چیو تعریف کرد
01:47فهمیدم
01:54مرسی
01:54فرکان بولت
01:59من ممنونم
02:01ادایلدس
02:06به فرودگاه میرسیم؟
02:09یکم دیگه میرسیم
02:10ببینم
02:11با آقا بیرول اصلا حرف زدید؟
02:13حرف زدم
02:14من حرف زدم
02:15توضیح دادم
02:16گفتم
02:17مثل شما عاشقن
02:18شما هم درک میکنین
02:19گفتم جوونن و گذاشتن رفتن
02:22اونا هم درک کردن
02:23و قرار داد و امزا کردن
02:25خود دارش شکر
02:26به خود عالی هستی
02:27راسی سلی این تو چی کاره کردی؟
02:28یا همه ی اون خبرچینه رو متفرخ کردی
02:31کلن مارا از این عوضه درباردی بیرون کلن مهمونی رو نجت ددی
02:34به خودتو هم عالی هستی
02:35اما اگه ادا بود حتما از حال میرفت
02:37حتی منم دارم از استرس میلرزم
02:40اگه خیلی استرس تری
02:42میتونی سرتو بسری رویشتونم
02:44نه ممنونم
02:47ولی واقعا سرکان چه آدم با احساسیه
02:50مثل شازادی سوار بر اصب اومد و ادا رو نجات داد
02:54سلین تو چه رساکیتی؟
02:57دارم تلاش میکنم
02:59بفهمم چطور قرار داده نام زدی به دستشون رسیده
03:01اصلا تو نو بکن
03:03یادتو سلین
03:04تو دفتر ما زوباله هارو میگشتم
03:06واسه پیده کردن سوشه
03:08از اون روز به بعد کاغذ کرد کن استفاده میکنیم
03:11آره اون انجوری بود
03:13ولی دیگه از زوباله خونه سرکانم چیزی بر نداشتن که
03:16یعنی اگه اونجا رو هم گشته باشن دیگه هیچی
03:22همه چی تحت کنتروله نگران نباشه
03:25همچین آبر روزی چطور ممکنه سلین
03:27چطور همچین مدرکی به بیرون نفوز کرده
03:30ببین هرکی که کرده همین حالا باید پیدا کنی
03:33نگران نباشه
03:34با اولین خبر نگاری که خبر رو پخش کرد حرف مزنم
03:36امیدوارم
03:44تحتیلی هم تموم شد
03:46یعنی برای من تحتیلت بود
03:47آره
03:49اینجوری اولین تحتیلات کاریمونو انجام دادیم
03:52مثل اینکه اولینو آخرین باره
03:58درسته
04:11شروع شد
04:15خیلی زیاد نیستن
04:18نگاه کن
04:19از اونجا رجو
04:27موسیقی
04:28موسیقی
04:53موسیقی
04:54موسیقی
05:00نمکه تو بفیدن خانوم بدی باشه
05:02باشه
05:03باشه ممنونی مطمئنم
05:04موسیقی
05:05خسته نباشه
05:06ممنون روز خوش سلیل خانوم
05:07ممنون
05:08سلام روز بخیل
05:09سلام دخترم
05:11پاشون بدی
05:12اموحل تکی
05:13سلی
05:15یه سپرایز کچک برد دارم
05:17با این که یکم بی تجربه است
05:19ولی یه دستیر زبل برات پیدا کردم
05:24میگم اگه خودم پیدا میکردم بهتر نبود
05:28ببین سلین تو کمک لازم داری
05:31گفتید که فرید بیاده ترازی نکردم
05:34حتی سآلیم نپرسیدم
05:36خب پوتنسیل ملک خانوم خیلی بالاست
05:39تو باید بهش آموزش بدی
05:40باشه خب اگه شما اینجوری میگین
05:44میبینه که کاراتو خیلی راحت میکنه
05:50ملو نخصرم بیا
05:52امو علب تکیم
05:53بیا بیا
05:59سلی
06:00بله
06:02یکی از دوستای ادا هاست
06:05ملو
06:06سلی
06:08خوش امدی ملو
06:11آه بله بله
06:12خیلی از دیدن تون خوش حالا
06:15نه لطفه
06:17ما توی نام زدی با هم آشنا شده بودیم
06:19من یکم حیاجان دارم به نظرم
06:22خیلی گروه خوبی میشیم
06:26به سلامتی میران جو
06:28ممنونم هم مالب تکین
06:30سلیم ما که جلسی میذاریم
06:32من بعد از آر دارم میرم شرکت آرت لایف میشه فردا صحب بذاریم
06:36نه خوبه
06:37موفق باشیم
06:39ممنون
06:43خب شروع کنیم
06:46تو امروز این پرونده رو میبری برای آیدان خانم
06:51ها
06:52هم
06:53باشه البته
06:56هم اونو میبینم
06:58هم کار جدیدم و جشن میگیرم
07:06با هاتون تماس میگیرم
07:08البته بعد از کارم
07:16آخه چرا با ما قرار نذاشت
07:18نمیدونم شاید خجلت کشید واسه چشن تولد خانمش چیزی بخواد
07:22دید سرکان نیست از من پرس
07:25نه باید آقا فکرتونت دست بدیم ولی
07:27غیر ممکنه بتونیم کار رو برسونی
07:29چیکار کنیم
07:30نه آخه آقا فکرت یکی از مهمترین مشتری های ماست
07:33اگه نتونیم انجام بدیم و نرسته آبرومون میره
07:36به نظرم راستش رو بگیم
07:38بگیم نمیرسیم انجام بدیم
07:40باشه
07:41پس اتا
07:43این کار رو میکنیم
07:44حالا که با تو صحبت کرده
07:46تو با گت بری بهش بگی که این کار انجام نمیشه
07:49اصلا هم نگران نباشت من پنی دقیقی میام پیشت
07:52من که چرا نمیشه و چطوری اینطوری شد رو هم بش بگم
07:54باشه؟
07:55سریمیه ای دیگه
07:56گول میتونم
07:57باشه پس من برم بگم
08:17آقا فکرت
08:19شما برای شرکت کاملا متفاوتین و این یه پرونده خواسته
08:23من باشون صحبت کردم
08:25ولی با توجه به زمان کمی که داری ممکن نیست کار انجام بشه
08:29البته آقا اینکه میان و براتون کاملا توضیح میدم
08:32متوجه هم
08:37همسرم پارسال یه بیماری سخت گرفت
08:39خطر مرگ رو پشت سر گذاشت و به کسی هم نگفتیم
08:42باقی متاسفم
08:43پشت سر گذاشت ولی
08:46ولی خیلی سخت بود
08:48کل شبار و آهنگ های سوده خانم رو گشت دادیم
08:52من هم به اون قول دادم
08:55بهش گفتم تو این بیماری رو شکست بده
08:57من سوده خانم رو روز تولدت میارم
09:00البته اون موقع نمیدونستم میتونیم این روزها رو ببینیم یا نه
09:04همش رویای این جشن رو داشتیم
09:06ولی
09:09وقتی سوده خانم همچین درخواسته کرد
09:13البته شما رو هم درک میکنم
09:15انجام میدیم
09:16ما نمیتونیم شما رو تنها بذاریم
09:18مطمئنید؟
09:19حالا که برای شما اینقدر مهمه
09:21من هر کاری بتونم انجام میدم
09:24حتی اقل میگیم تلاش کردیم نمیشه
09:27ادا خانم خیلی ممنونم
09:29واسه ای من کافیه همه ی حزینه ها رو پرداخت میکنم
09:32اگه تموم نشد چی؟
09:34حتی اقل امتحانش کردیم
09:35من دیونتون هستم
09:37آدرس خانه که قرار سوده خانم توش مستقر بشه
09:40توی پاکت گذاشتم
09:41کلیت ها رو هم میدم رانده بیاره
09:42باشه امید فور باشیم
09:44اصلا چرا نتونیم؟
09:45بازم خیلی مشهر کردم
09:47به امیده دیدار
10:04انجام میدیم
10:07انجام میدیم
10:16انجام میدیم
10:39تشریفاتیه
10:40اون انم به خاطر اتفاقات دیروز اصابش خورده
10:44منم دارم سعی میکنم
10:46بفهمم که این قرار دادو به خبرنگارالو داده
10:48یعنی کی بوده؟
10:50موقع شام
10:51سرکان، ادا، ایفر خانم، آیدان خانم و تو و من بودیم
10:58فرید
10:59چی عزیزم؟
11:01تو که قرار دادو به خبرنگارالو ندادیم؟
11:04نه سلین این چه حرفیه
11:05دیگه چی من همچین آدم بیشوری نیسم که اونو به خبرنگارا بدم
11:09فکر کن ببین از شام اون شب و قرار دادو اینا به کسی حرفی نزدی که خوب فکر کن
11:14کافیه که فقط یه اشاره کرده باشی
11:17من اونو فقط برای کان فرستادم
11:20برای کانکارادا فرستم
11:22من از کجا میدونستم وقتی میفرستم اونو بر میدار و میده به خبرنگارا
11:25گفت بفرست ببینم منم فرستادم نمیدونستم که
11:28وای فرید تو چی کار کردی؟ چطور میتونی همچین کاری بکنی؟
11:33با این که خوب میدونی سرکان سر شراکتت با کان چقدر حساسه و خوشش نمیاد
11:37سلین باید من از کجا میدونستم آخه؟
11:39فرید
11:40هنوز نفهمیدی که درباره هیچ چیز سرکان نمیتونی با کان حرف بزنی؟
11:51ادا تو چطور میتونی این کار رو بکنی؟ آقا سرکان دیوونه میشه
11:55تو میگفتی که رفتاراش از روی خشمه اما الان خشمه اجده ها رو میبینی
12:01اون رفتارایی که میگفتی آه الان این راحتال هلقوم میشه براید
12:05با اینچوری نگید من قبول کردم دیگه
12:11سالم
12:11خوب آقا فکرت کجاست؟
12:14الان رفتش
12:17ای بابا
12:18خیلی سه شد به خودم
12:20میخواسم در از بعد اینکه تو رد کردی بیام یه توضیح بش بدم ولی نرسی
12:25برای که میخواستی توضیح بدی؟
12:29خیر باشه داداش امروز تو شرکان چی کار میکنی؟
12:35مگه امروز مرخصی نبودی؟ چرا اومدی سرکار؟
12:40چرا روز قیبت داری؟
12:42کجا بودی؟
12:44اگه مشکلی نیست یه مسئله خصوصیه
12:50اینگین؟ چی شده؟
12:51چیز مهمه نیست داشت بی خیال گذشت
12:57حالان دارم صورت این موجود رو بررسی میکنم
13:01که ببینم چرا اومده شرکت ها نمیدونم واقعا
13:06اما دلیلی پیدا نمی کنم یعنی هیچی پیدا نمی کنم
13:10چون که این فولاده
13:13این فولاده یعنی قشنگ روباته
13:19منظورم اون نبوده
13:21خب آدم تحجب میکنه واقعا چرا آقا سرکان 19 آگست باید بیاد سره کار
13:29آخا سرکان واقعا داری ما رو میترسونی؟ شما چرا اومدی؟
13:33مهم نیست یلا همتون برید سر کارتون
13:36راستی اونی که داشت دو دقیقه پیش میرفت آقای فکرت بود؟
13:40آره آره آره نرسیدیم بش
13:44آقا فکرت کاری رو که تو دو هفته میتونستیم تموم کنیم و توی روز از اما خواست
13:48اما ایدا خیلی منطقی براش توضیح داد که نمیتونیم
13:56ایدا
13:58اون وقت شماها کجا بودین ها؟
14:01یعنی مهمترین مشتریمون میاد و باید ردش کنیمون وقت شما اگه منشی رو میفرستین
14:07داداشونم آقا فکرت خواست با ایدا حرف بزنه
14:11باید اشیاد آبری می کنم بهتون
14:12ایدا منشی تو در این حال نامزدتم هست
14:15برای اگه همین رد کردانش وظیفه اگه ایدا بود
14:19و ردش کرده
14:21آره
14:26راستی چطور ردش کردی؟
14:32ایدا
14:33ردش کردی دیگه؟
14:35حالا با ردش کرده
14:38ایدا
14:42ایدا
14:43ایدا چی کار کردی؟
14:47ایدا
14:48چطور میتونی چونی خطایی کنی؟
14:50من به آقا فکرت گفتم نه نمیتونیم
14:52ولی وقتی اونا رو گفت گفتم امتحا میکنیم چی میشه اگه؟
14:55به من گوش بده
14:56قرار تو بیست و چهار ساعتی دکور صد و بیس مادهی تموم بشه
15:01انگین و پرویل گفتن نمیشه نمیرسیم
15:04تو چرا همچین تصمیمی میگیری ها؟
15:06ما الان در آسانه یه فلاکتی مگه نه؟
15:09با هم درگیر شدن
15:10به نظر من که امکان نداره از اون اتاق دو نفر بیاد بیرونی
15:16یا هم به صورت یه بدن و دو تا سر میان بیرون
15:19مثلا اینطوری فکر میکنم که چهار تا چشم دارن و چهار تا پا آره
15:24حتما اینجوری میشه
15:26اگه آقا فکرت رو میدیدی به هم حق میددیدی
15:28به چیت باید حق بدم؟
15:30میفهمید چطور داری آب روی منو میبری ها؟
15:32داری آینده شغلی منو به خطر میدوزی
15:34شاید از آینده شغلی مهمتر باشه
15:36ببین تو فقط یه منشی هستی همین
15:40فهمیدی؟
15:40به خاطر همین چنین تصمیم مهمی رو نمیتونی نادیده بگیری و هرطور دلت خواست رفت دار کنی
15:45میدونم ولی شرایطش فرق میکرد
15:49پس به آقای فکرت زنگ میزنی و ازش مذارت خواهی میکنی و میگی که نمیتونی این پروژه رو برسنی
15:54نه همچین کاری نمی کنم
15:56تو نمیدونی آقا فکرت چقدر نراحت میشه
15:59این کار رو برای زنش انجام میده مریضی خیلی سختی و پشت سر گذاشته
16:03این خوننده برایش خیلی مهمه اگه بتونی گوش بدی میفهمی
16:07جدی؟
16:08ولی من واقعا تو رو نمیفهمم من تو رو درک نمی کنم غیر قابل باوری
16:12تو اونا رو به انجام امیدوار کردی
16:15اون وقت چطور میتونی توضیح بدی که این پروژه به موقع نمیرسه
16:18به این قسمتش اصلا فکر کردی؟
16:20همسرش رو هزار بار بیشتر نراحت میکنی اینو مطمئن باش
16:24من تمام سعیم رو میکنم
16:27میبینه که برام مهم بوده و تلاش کردم حالش خوب میشه
16:30مگه چیزی که مهمه همین نیست
16:31هرچان تو همینم درک نمی کنی
16:33تو عادت کردی همه چی بی عیب و نقص باشه
16:36متوجهی که برای همین بی عیب و نقص بودنه
16:39که تو الان داری تو این شرکت فوقلاده کار میکنی
16:43متوجهی؟
16:43پس به همین دلیل الان به آقای فکرت زنگ میزنی
16:46و میگی این کار نشدنیه
16:48تو زنگ بزن
16:51یاداوری میکنم
16:52این اشتباهو تو کردی
16:54و تو این قولو دادی و برای همینم
16:56تو مسئولیت این کار رو به دوش میکشی
16:58و زنگ میزنی
17:00خب پس اینم بدون سرکان بولت
17:02من تنها فقط یه بار یه چیزی ها میگم
17:06به جای بدبالی ترجیح میدم بمیرم
17:08آه که اینطور باشه
17:10پس پنج ساعت به محلت میدم خب
17:12تو خودت تلاش کن
17:14بدون این که از کسی کمک بگیری
17:16ببین ببین دنیا دسته کیه
17:19بعد بیا اینجا و از همه آزخواهی کن
17:21از همه
17:22باشه انجام میدم
17:25میبینیم
17:26آنجام میدم
17:28و از کسیم آزخواهی نمی کنم
17:30درزم
17:31ازت متنفرم سرکان بولت
17:35میرم
17:35برا برا لطفا برا
17:47میشه همه تون به من گوش کنین
17:51میخوام امروز همه تون حواستتون به ادا باشه
17:55قراره یه اشتباه بکنه
17:56و نشون بده که یه معمار چطور آبروش میره
18:00تنهایی پروژه رو با آقای فکرت انجام میده
18:03برای همین به هیچ کدوم از شما
18:05اجازه نمیدم که بهش کمک کنین
18:07مفهوم بود؟
18:11خوبه
18:13سرکان
18:14ها
18:14میشه بیا
18:24داداشم چی کار میکنیم؟
18:25دختر فقط سنگ دار آقا فکرت رو خوشحال کنه
18:27مگه چیه؟
18:28اون که بلد نیست چطور کار رو تنهایی انجام بده؟
18:30ولی خوب بلد کارهایی گنده تر از خودش رو انجام بده
18:33خوب گناه آقا فکرت این وسط چیه؟
18:35آقای فکرت یه کار غیر ممکن خواسته
18:38ادام نواید امیدوارش میکرد
18:40ببین، ادام رو اگر تنها بذاری
18:42نمیتونه این کار رو انجام بده
18:44منم میخوام نتونه انجامش بده
18:46عجب
18:48تو بیشتر از این که این کار حل بشه؟
18:51ممکنه همچین مشکلی داشته باشی که بخوایی به ادام یه درس عبرت بده اگه؟
18:55امگین، بیعدبی که کرده قابل بخشش نیست خوب؟
18:58برای همین متوجه اشتباهش میشه
19:01از من، از گروه، از آقای فکرت از همه باید از خواهی کنه
Comments

Recommended