00:00منم وقتی تو را می اومدیم دریا رو دیدم
00:02با خودم گفتم یک کشتی بیاد
00:05یکی دستم رو بگیره ببرو اونجور درم
00:07کی دست تو بگیره
00:43موسیقی
01:02ممنون که منو از دست خبرچینا نجات ددی
01:05اصلا مهم نیست
01:11سلینم منتظر بود که با ترف بزنه
01:13بلش کن
01:15بعدن حرف میزنی
01:19جایزتم خودت نتونستی بگیر
01:20بی خیال اصلا مهم نیست
01:22ببین تلاش نکن به من حس خوب بدی
01:25من میدونم که برای چقدر مهمه
01:28تقصیر منه
01:29تقصیر تو نیست
01:31به خاطر تو کردم
01:33تو هم به خاطر من تصمیم گرفتی جلوی خبرچین ها در بیایی
01:39تو از کجا فهمیدی؟
01:41موقع سخنرانی انگین اومد پیشم و همه چیو تعریف کرد
01:47فهمیدم
01:54مرسی
01:54فرکان بولت
01:59من ممنونم
02:01ادایلدس
02:06به فرودگاه میرسیم؟
02:09یکم دیگه میرسیم
02:10ببینم
02:11با آقا بیرول اصلا حرف زدید؟
02:13حرف زدم
02:14من حرف زدم
02:15توضیح دادم
02:16گفتم
02:17مثل شما عاشقن
02:18شما هم درک میکنین
02:19گفتم جوونن و گذاشتن رفتن
02:22اونا هم درک کردن
02:23و قرار داد و امزا کردن
02:25خود دارش شکر
02:26به خود عالی هستی
02:27راسی سلی این تو چی کاره کردی؟
02:28یا همه ی اون خبرچینه رو متفرخ کردی
02:31کلن مارا از این عوضه درباردی بیرون کلن مهمونی رو نجت ددی
02:34به خودتو هم عالی هستی
02:35اما اگه ادا بود حتما از حال میرفت
02:37حتی منم دارم از استرس میلرزم
02:40اگه خیلی استرس تری
02:42میتونی سرتو بسری رویشتونم
02:44نه ممنونم
02:47ولی واقعا سرکان چه آدم با احساسیه
02:50مثل شازادی سوار بر اصب اومد و ادا رو نجات داد
02:54سلین تو چه رساکیتی؟
02:57دارم تلاش میکنم
02:59بفهمم چطور قرار داده نام زدی به دستشون رسیده
03:01اصلا تو نو بکن
03:03یادتو سلین
03:04تو دفتر ما زوباله هارو میگشتم
03:06واسه پیده کردن سوشه
03:08از اون روز به بعد کاغذ کرد کن استفاده میکنیم
03:11آره اون انجوری بود
03:13ولی دیگه از زوباله خونه سرکانم چیزی بر نداشتن که
03:16یعنی اگه اونجا رو هم گشته باشن دیگه هیچی
03:22همه چی تحت کنتروله نگران نباشه
03:25همچین آبر روزی چطور ممکنه سلین
03:27چطور همچین مدرکی به بیرون نفوز کرده
03:30ببین هرکی که کرده همین حالا باید پیدا کنی
03:33نگران نباشه
03:34با اولین خبر نگاری که خبر رو پخش کرد حرف مزنم
03:36امیدوارم
03:44تحتیلی هم تموم شد
03:46یعنی برای من تحتیلت بود
03:47آره
03:49اینجوری اولین تحتیلات کاریمونو انجام دادیم
03:52مثل اینکه اولینو آخرین باره
03:58درسته
04:11شروع شد
04:15خیلی زیاد نیستن
04:18نگاه کن
04:19از اونجا رجو
04:27موسیقی
04:28موسیقی
04:53موسیقی
04:54موسیقی
05:00نمکه تو بفیدن خانوم بدی باشه
05:02باشه
05:03باشه ممنونی مطمئنم
05:04موسیقی
05:05خسته نباشه
05:06ممنون روز خوش سلیل خانوم
05:07ممنون
05:08سلام روز بخیل
05:09سلام دخترم
05:11پاشون بدی
05:12اموحل تکی
05:13سلی
05:15یه سپرایز کچک برد دارم
05:17با این که یکم بی تجربه است
05:19ولی یه دستیر زبل برات پیدا کردم
05:24میگم اگه خودم پیدا میکردم بهتر نبود
05:28ببین سلین تو کمک لازم داری
05:31گفتید که فرید بیاده ترازی نکردم
05:34حتی سآلیم نپرسیدم
05:36خب پوتنسیل ملک خانوم خیلی بالاست
05:39تو باید بهش آموزش بدی
05:40باشه خب اگه شما اینجوری میگین
05:44میبینه که کاراتو خیلی راحت میکنه
05:50ملو نخصرم بیا
05:52امو علب تکیم
05:53بیا بیا
05:59سلی
06:00بله
06:02یکی از دوستای ادا هاست
06:05ملو
06:06سلی
06:08خوش امدی ملو
06:11آه بله بله
06:12خیلی از دیدن تون خوش حالا
06:15نه لطفه
06:17ما توی نام زدی با هم آشنا شده بودیم
06:19من یکم حیاجان دارم به نظرم
06:22خیلی گروه خوبی میشیم
06:26به سلامتی میران جو
06:28ممنونم هم مالب تکین
06:30سلیم ما که جلسی میذاریم
06:32من بعد از آر دارم میرم شرکت آرت لایف میشه فردا صحب بذاریم
06:36نه خوبه
06:37موفق باشیم
06:39ممنون
06:43خب شروع کنیم
06:46تو امروز این پرونده رو میبری برای آیدان خانم
06:51ها
06:52هم
06:53باشه البته
06:56هم اونو میبینم
06:58هم کار جدیدم و جشن میگیرم
07:06با هاتون تماس میگیرم
07:08البته بعد از کارم
07:16آخه چرا با ما قرار نذاشت
07:18نمیدونم شاید خجلت کشید واسه چشن تولد خانمش چیزی بخواد
07:22دید سرکان نیست از من پرس
07:25نه باید آقا فکرتونت دست بدیم ولی
07:27غیر ممکنه بتونیم کار رو برسونی
07:29چیکار کنیم
07:30نه آخه آقا فکرت یکی از مهمترین مشتری های ماست
07:33اگه نتونیم انجام بدیم و نرسته آبرومون میره
07:36به نظرم راستش رو بگیم
07:38بگیم نمیرسیم انجام بدیم
07:40باشه
07:41پس اتا
07:43این کار رو میکنیم
07:44حالا که با تو صحبت کرده
07:46تو با گت بری بهش بگی که این کار انجام نمیشه
07:49اصلا هم نگران نباشت من پنی دقیقی میام پیشت
07:52من که چرا نمیشه و چطوری اینطوری شد رو هم بش بگم
07:54باشه؟
07:55سریمیه ای دیگه
07:56گول میتونم
07:57باشه پس من برم بگم
08:17آقا فکرت
08:19شما برای شرکت کاملا متفاوتین و این یه پرونده خواسته
08:23من باشون صحبت کردم
08:25ولی با توجه به زمان کمی که داری ممکن نیست کار انجام بشه
08:29البته آقا اینکه میان و براتون کاملا توضیح میدم
08:32متوجه هم
08:37همسرم پارسال یه بیماری سخت گرفت
08:39خطر مرگ رو پشت سر گذاشت و به کسی هم نگفتیم
08:42باقی متاسفم
08:43پشت سر گذاشت ولی
08:46ولی خیلی سخت بود
08:48کل شبار و آهنگ های سوده خانم رو گشت دادیم
08:52من هم به اون قول دادم
08:55بهش گفتم تو این بیماری رو شکست بده
08:57من سوده خانم رو روز تولدت میارم
09:00البته اون موقع نمیدونستم میتونیم این روزها رو ببینیم یا نه
09:04همش رویای این جشن رو داشتیم
09:06ولی
09:09وقتی سوده خانم همچین درخواسته کرد
09:13البته شما رو هم درک میکنم
09:15انجام میدیم
09:16ما نمیتونیم شما رو تنها بذاریم
09:18مطمئنید؟
09:19حالا که برای شما اینقدر مهمه
09:21من هر کاری بتونم انجام میدم
09:24حتی اقل میگیم تلاش کردیم نمیشه
09:27ادا خانم خیلی ممنونم
09:29واسه ای من کافیه همه ی حزینه ها رو پرداخت میکنم
09:32اگه تموم نشد چی؟
09:34حتی اقل امتحانش کردیم
09:35من دیونتون هستم
09:37آدرس خانه که قرار سوده خانم توش مستقر بشه
09:40توی پاکت گذاشتم
09:41کلیت ها رو هم میدم رانده بیاره
09:42باشه امید فور باشیم
09:44اصلا چرا نتونیم؟
09:45بازم خیلی مشهر کردم
09:47به امیده دیدار
10:04انجام میدیم
10:07انجام میدیم
10:16انجام میدیم
10:39تشریفاتیه
10:40اون انم به خاطر اتفاقات دیروز اصابش خورده
10:44منم دارم سعی میکنم
10:46بفهمم که این قرار دادو به خبرنگارالو داده
10:48یعنی کی بوده؟
10:50موقع شام
10:51سرکان، ادا، ایفر خانم، آیدان خانم و تو و من بودیم
10:58فرید
10:59چی عزیزم؟
11:01تو که قرار دادو به خبرنگارالو ندادیم؟
11:04نه سلین این چه حرفیه
11:05دیگه چی من همچین آدم بیشوری نیسم که اونو به خبرنگارا بدم
11:09فکر کن ببین از شام اون شب و قرار دادو اینا به کسی حرفی نزدی که خوب فکر کن
11:14کافیه که فقط یه اشاره کرده باشی
11:17من اونو فقط برای کان فرستادم
11:20برای کانکارادا فرستم
11:22من از کجا میدونستم وقتی میفرستم اونو بر میدار و میده به خبرنگارا
11:25گفت بفرست ببینم منم فرستادم نمیدونستم که
11:28وای فرید تو چی کار کردی؟ چطور میتونی همچین کاری بکنی؟
11:33با این که خوب میدونی سرکان سر شراکتت با کان چقدر حساسه و خوشش نمیاد
11:37سلین باید من از کجا میدونستم آخه؟
11:39فرید
11:40هنوز نفهمیدی که درباره هیچ چیز سرکان نمیتونی با کان حرف بزنی؟
11:51ادا تو چطور میتونی این کار رو بکنی؟ آقا سرکان دیوونه میشه
11:55تو میگفتی که رفتاراش از روی خشمه اما الان خشمه اجده ها رو میبینی
12:01اون رفتارایی که میگفتی آه الان این راحتال هلقوم میشه براید
12:05با اینچوری نگید من قبول کردم دیگه
12:11سالم
12:11خوب آقا فکرت کجاست؟
12:14الان رفتش
12:17ای بابا
12:18خیلی سه شد به خودم
12:20میخواسم در از بعد اینکه تو رد کردی بیام یه توضیح بش بدم ولی نرسی
12:25برای که میخواستی توضیح بدی؟
12:29خیر باشه داداش امروز تو شرکان چی کار میکنی؟
12:35مگه امروز مرخصی نبودی؟ چرا اومدی سرکار؟
12:40چرا روز قیبت داری؟
12:42کجا بودی؟
12:44اگه مشکلی نیست یه مسئله خصوصیه
12:50اینگین؟ چی شده؟
12:51چیز مهمه نیست داشت بی خیال گذشت
12:57حالان دارم صورت این موجود رو بررسی میکنم
13:01که ببینم چرا اومده شرکت ها نمیدونم واقعا
13:06اما دلیلی پیدا نمی کنم یعنی هیچی پیدا نمی کنم
13:10چون که این فولاده
13:13این فولاده یعنی قشنگ روباته
13:19منظورم اون نبوده
13:21خب آدم تحجب میکنه واقعا چرا آقا سرکان 19 آگست باید بیاد سره کار
13:29آخا سرکان واقعا داری ما رو میترسونی؟ شما چرا اومدی؟
13:33مهم نیست یلا همتون برید سر کارتون
13:36راستی اونی که داشت دو دقیقه پیش میرفت آقای فکرت بود؟
13:40آره آره آره نرسیدیم بش
13:44آقا فکرت کاری رو که تو دو هفته میتونستیم تموم کنیم و توی روز از اما خواست
13:48اما ایدا خیلی منطقی براش توضیح داد که نمیتونیم
13:56ایدا
13:58اون وقت شماها کجا بودین ها؟
14:01یعنی مهمترین مشتریمون میاد و باید ردش کنیمون وقت شما اگه منشی رو میفرستین
14:07داداشونم آقا فکرت خواست با ایدا حرف بزنه
14:11باید اشیاد آبری می کنم بهتون
14:12ایدا منشی تو در این حال نامزدتم هست
14:15برای اگه همین رد کردانش وظیفه اگه ایدا بود
14:19و ردش کرده
14:21آره
14:26راستی چطور ردش کردی؟
14:32ایدا
14:33ردش کردی دیگه؟
14:35حالا با ردش کرده
14:38ایدا
14:42ایدا
14:43ایدا چی کار کردی؟
14:47ایدا
14:48چطور میتونی چونی خطایی کنی؟
14:50من به آقا فکرت گفتم نه نمیتونیم
14:52ولی وقتی اونا رو گفت گفتم امتحا میکنیم چی میشه اگه؟
14:55به من گوش بده
14:56قرار تو بیست و چهار ساعتی دکور صد و بیس مادهی تموم بشه
15:01انگین و پرویل گفتن نمیشه نمیرسیم
15:04تو چرا همچین تصمیمی میگیری ها؟
15:06ما الان در آسانه یه فلاکتی مگه نه؟
15:09با هم درگیر شدن
15:10به نظر من که امکان نداره از اون اتاق دو نفر بیاد بیرونی
15:16یا هم به صورت یه بدن و دو تا سر میان بیرون
15:19مثلا اینطوری فکر میکنم که چهار تا چشم دارن و چهار تا پا آره
15:24حتما اینجوری میشه
15:26اگه آقا فکرت رو میدیدی به هم حق میددیدی
15:28به چیت باید حق بدم؟
15:30میفهمید چطور داری آب روی منو میبری ها؟
15:32داری آینده شغلی منو به خطر میدوزی
15:34شاید از آینده شغلی مهمتر باشه
15:36ببین تو فقط یه منشی هستی همین
15:40فهمیدی؟
15:40به خاطر همین چنین تصمیم مهمی رو نمیتونی نادیده بگیری و هرطور دلت خواست رفت دار کنی
15:45میدونم ولی شرایطش فرق میکرد
15:49پس به آقای فکرت زنگ میزنی و ازش مذارت خواهی میکنی و میگی که نمیتونی این پروژه رو برسنی
15:54نه همچین کاری نمی کنم
15:56تو نمیدونی آقا فکرت چقدر نراحت میشه
15:59این کار رو برای زنش انجام میده مریضی خیلی سختی و پشت سر گذاشته
16:03این خوننده برایش خیلی مهمه اگه بتونی گوش بدی میفهمی
16:07جدی؟
16:08ولی من واقعا تو رو نمیفهمم من تو رو درک نمی کنم غیر قابل باوری
16:12تو اونا رو به انجام امیدوار کردی
16:15اون وقت چطور میتونی توضیح بدی که این پروژه به موقع نمیرسه
16:18به این قسمتش اصلا فکر کردی؟
16:20همسرش رو هزار بار بیشتر نراحت میکنی اینو مطمئن باش
16:24من تمام سعیم رو میکنم
16:27میبینه که برام مهم بوده و تلاش کردم حالش خوب میشه
16:30مگه چیزی که مهمه همین نیست
16:31هرچان تو همینم درک نمی کنی
16:33تو عادت کردی همه چی بی عیب و نقص باشه
16:36متوجهی که برای همین بی عیب و نقص بودنه
16:39که تو الان داری تو این شرکت فوقلاده کار میکنی
16:43متوجهی؟
16:43پس به همین دلیل الان به آقای فکرت زنگ میزنی
16:46و میگی این کار نشدنیه
16:48تو زنگ بزن
16:51یاداوری میکنم
16:52این اشتباهو تو کردی
16:54و تو این قولو دادی و برای همینم
16:56تو مسئولیت این کار رو به دوش میکشی
16:58و زنگ میزنی
17:00خب پس اینم بدون سرکان بولت
17:02من تنها فقط یه بار یه چیزی ها میگم
17:06به جای بدبالی ترجیح میدم بمیرم
17:08آه که اینطور باشه
17:10پس پنج ساعت به محلت میدم خب
17:12تو خودت تلاش کن
17:14بدون این که از کسی کمک بگیری
17:16ببین ببین دنیا دسته کیه
17:19بعد بیا اینجا و از همه آزخواهی کن
17:21از همه
17:22باشه انجام میدم
17:25میبینیم
17:26آنجام میدم
17:28و از کسیم آزخواهی نمی کنم
17:30درزم
17:31ازت متنفرم سرکان بولت
17:35میرم
17:35برا برا لطفا برا
17:47میشه همه تون به من گوش کنین
17:51میخوام امروز همه تون حواستتون به ادا باشه
17:55قراره یه اشتباه بکنه
17:56و نشون بده که یه معمار چطور آبروش میره
18:00تنهایی پروژه رو با آقای فکرت انجام میده
18:03برای همین به هیچ کدوم از شما
18:05اجازه نمیدم که بهش کمک کنین
18:07مفهوم بود؟
18:11خوبه
18:13سرکان
18:14ها
18:14میشه بیا
18:24داداشم چی کار میکنیم؟
18:25دختر فقط سنگ دار آقا فکرت رو خوشحال کنه
18:27مگه چیه؟
18:28اون که بلد نیست چطور کار رو تنهایی انجام بده؟
18:30ولی خوب بلد کارهایی گنده تر از خودش رو انجام بده
18:33خوب گناه آقا فکرت این وسط چیه؟
18:35آقای فکرت یه کار غیر ممکن خواسته
18:38ادام نواید امیدوارش میکرد
18:40ببین، ادام رو اگر تنها بذاری
18:42نمیتونه این کار رو انجام بده
18:44منم میخوام نتونه انجامش بده
18:46عجب
18:48تو بیشتر از این که این کار حل بشه؟
18:51ممکنه همچین مشکلی داشته باشی که بخوایی به ادام یه درس عبرت بده اگه؟
18:55امگین، بیعدبی که کرده قابل بخشش نیست خوب؟
18:58برای همین متوجه اشتباهش میشه
19:01از من، از گروه، از آقای فکرت از همه باید از خواهی کنه
Comments