00:03hmm
00:19ah
00:40Ah, at least.
00:55Shoochie, shoochie, shoochie.
00:58آه, به خودت بیا سرکان.
01:03چیزی نیست.
01:05خوبی.
01:08هیچی نیست.
01:09هیچی نیست.
01:20سرکان.
01:22آقا سرکان.
01:23براتون دم نوش آماده کردم.
01:25برای خستگیتون خیلی خوبه.
01:30یالا.
01:31اینو بخور بهتر میشی, عزیزم.
01:38زود باش.
01:39واقعا به چیزی احتیاج ندارم.
01:42خوبم.
01:44سرکان.
01:46بیچیزی نیست.
01:47این خرابه.
01:49ولی...
01:50مامان سیفی.
01:51تنها چیزی که نیاز دارم.
01:53اینه که تنها بمونم.
01:54باشه.
01:54میخوام تنها بمونم.
01:56میخوام تنها باشم و کسی موضاهمم نشه.
01:59به خاطر همین خواهش میکنم.
02:01برید.
02:03بیرون.
02:05باشه.
02:07ممنونم.
02:28سرکان یه مشکلی داره.
02:30فقط وقتی خیلی نراحتی اینجوری میشه.
02:35گوشی تو بده سیفی.
02:37به ادا زنگ میزنید؟
02:39چرت و پرت مگو سیفی.
02:46جانم.
02:47سلین جون.
02:48یه مشکلی هست.
02:51سرکان زیاد حالش خوب نیست.
02:54چی شده؟
02:55ریتم قلبش به هم خورده و عرق میکنه.
02:58نمیخواد کنارش باشیم.
03:00میگم یه سر بیای اینجا عزیزم.
03:02باشه ولی فایده داره بیا.
03:04برید میتونون به اونجا زنگ بزنید.
03:06ولی اول یه پیش من حرف بزنید.
03:08بعدش برو باشه.
03:09باش.
03:11میبینم ایت.
03:13زود باش.
03:15شما برین.
03:17من اینجا رو جمع جور کنم و بیام.
03:19باش.
03:22پرید جون ببخشید باید برم خونه آیدان خانومینا.
03:25میخواد که با هم صحبت کنه.
03:27کهی برمیگردی؟
03:29زود برمیگردم قول میدم.
03:31سلین یعنی واقعا الان باید بری؟
03:32میدونی که نمیتونه از خونه بیاد بیرون.
03:34من باید برم.
03:36اما بهت خبر میدم.
03:38باشه.
03:47موسیقی
03:53الو
03:55الو
03:56ادا خانوم
03:57چیز آقا سرکان
04:01خیلی مریضه
04:03چشه؟
04:05نمیدونم.
04:06خیلی بیحاله.
04:08نبزش تونتون میزنه.
04:10رنگشم
04:11تاریده.
04:12خیلی بیحاله.
04:12من چی کار میتونم بکنم؟
04:14به نظرم دوای درد شما این.
04:17یعنی
04:17خب شما بهتر میدونید باید چی کار کنید.
04:22باشه فهمیدم آقا سیفی.
04:24ممنون که به هم خبر دادیم.
04:31موسیقی
04:38خب آقا سرکان
04:41خود دارو شک چیزتون نیست.
04:43از لحاظ جسمی آلی هستین.
04:46دیلک خانوم فکر نکنم
04:47به خاطر همین این کار رو بکنم.
04:50من برم
04:52بیمارستان.
04:53میرم آزمایش میدم.
04:55اگر از من میپرسید
04:56اصلا نیازی نیست.
04:58آقا سرکان
04:59شما
04:59مشکلتون نگرانیه.
05:04نگرانی؟
05:05آره؟
05:07چطوری؟
05:08خب
05:08این به هم خوردن تادل ممکنه باعثه.
05:11به وجود اومدن هم
05:12حمله های اصابی کچیک بشه.
05:13برای همینم
05:14ممکن احساس کنید
05:15قلبتون مشکل داره.
05:17خب
05:21چطوری میتونم
05:22این مشکل حمله اصابی رو حل کنم؟
05:25اول باید این عدم تادلتون رو کم کنید.
05:28از مشکلاتی که ناراحتتون میکنید
05:30دوری کنید.
05:32اگه امکانش هست
05:34تا حد امکان
05:35با شیزایی سر و کله بزنید
05:37که باید راحتی خیالتون بشه.
05:39با
05:39آدم هایی باشین که حالتون رو خوب میکنن.
05:50موسیقی
06:18میفهمم چی میکید دیلک خانم بلی متاسفانه.
06:21تو این شرایط من زیاد ممیکن نیست.
06:24بازم سعی کنید به حرفام عمل کنید آقا سرکان.
06:27حالتون خیلی بهتر میشه.
06:30باشه.
06:31باشه.
06:31خدا پیز آقا سرکان.
06:33ممنونم.
06:55سعیفی لازم نیست.
06:58میگم خوبم سعیفی.
07:02آره آقا سعیفی خبر داد.
07:05منم.
07:07خوبی واقعا؟
07:10خوبم.
07:17تب داریم.
07:18ولی خیلی زیاد نیست.
07:22تبسنج داشتیمه تا.
07:25تبسنج تب تو اندازه میگیره.
07:27ولی من یکم پیش با بیدار کردن قده هیپوفیز تو رو آروم کردم.
07:34میدونی چی حال تو خوب میکنه؟
07:37آه.
07:38میدونم.
07:39ولی الان
07:41به هر چیزی که میدونم شک دارم.
07:44برم برای دیدم نشت روز کنم.
07:52من دیگه هیچ چی نمیدونم.
07:54باید فقط منتظر جواب سرکان باشم.
07:56کاری ازم بر نمیاد.
08:00درکت میکنم عزیزم.
08:01سرکان اونقدر مغروره که نمیتونه بهت بگه از فرید جدا شو.
08:05هر چقدر هم که دوستت داشته باشه نمیگه.
08:08برای همین بهش دو روز وقت دادم.
08:10یعنی میدونم که برای اون تصمیم گرفتن سخته.
08:13ولی باید فکر کنه و یه تصمیمی بگیره.
08:17سرکان برای همین مریض شده.
08:19یعنی چی؟
08:20یعنی چون نمیتونه تصمیم بگیره مریض شده؟
08:23حتی پیش خودشم نمیتونه اعتراف کنه.
08:25خودت میدونی که وقتی ناراحت میشه چی جوری مریض میشه.
08:29بسر نیست باش حرف بزنی.
08:31شد حالشو بهتر کنی.
08:34باش. حرف میزنی.
08:41تا واقعا نیازی به این چیزا نیست.
08:43حالم کاملا خوبه.
08:45داروها تو خوردی؟
08:46آره. آره.
08:48کار کردن تموم شد.
08:50یکم برو توفاز مریضی.
08:56تو...
08:58داریم این لرزی؟
09:00نه خوبم.
09:02چیزه دلیل روحی روانی داره.
09:04بسه به این به هم دارو داده.
09:06داروها هم یکم سنگینن.
09:08ولی خوبم.
09:09یعنی خوب میشم.
09:11تو چرا اومدی؟
09:14برم.
09:15نه نه نه.
09:17بمون. نرا.
09:19فقط کنجکاو هم بدونم.
09:24تو این دم میکشه.
09:25من مراد سوب درست کنم.
09:26نه ادا خواهش میکنم.
09:29میشه یه لحظه بشینی.
09:31بشین.
09:31بشین حرف بزنیم.
09:33خوبم.
09:33سوب لازم ندارم.
09:34ممنونم.
09:35همین کافیه.
09:37باشه.
09:39من.
09:42من.
09:46میخوام یه چیزی بهت بگم.
09:49من.
09:52سلام.
09:56سرکان بهتری.
09:58خوبم سلین.
09:59آره خوبم.
10:01واقعا باورم نمیشه سیفی چرا انقدر بزرگش کرده.
10:03یه سرمخوردگه ساده است.
10:05تو فقط وقتی که نراحتی و روحیت بده مریض میشی.
10:08کسی نیست که اینو ندونه.
10:13بغیر از من.
10:15من میخواستم یه مشکل روحی رو با دم نوشگیه هی درست کنم.
10:19معلومه.
10:20من.
10:21سال هاست که میشنسمش.
10:24با اجازتون.
10:35میخوای از سیفی خواهش کنم.
10:37براد یه سوپی چیزی درست کنه.
10:39نه نه نه لازم نیست.
10:41چیزه ادا برام درست کرده.
10:44راستشو بخوایی.
10:45تن و چیزی که بهش احتیاج دارم.
10:48خوابیدنه.
10:49باشه.
10:50حالا که میخوای استراحت کنی من برم.
10:54باشه.
10:55بعدا با هم حرف مزنیم.
10:57باشه.
10:58میبینم ات.
10:59میبینم ات.
11:08سرکان حالش خوب به نظر نمیرسه.
11:10نمیخواد با کسی صحبت کنه.
11:12من بازم پیشش میمونم.
11:15باشه.
11:16اگه چیزی لازم داشتین.
11:18من هستم.
11:19آقا سیفی هست؟
11:21سیریوز هم هست.
11:22باشه.
11:24میبینم ات.
11:28فکر نمی کنم دیگه همون ببینیم.
11:34آلی شده.
11:35وقتی پخت.
11:36یک آسن برای شوهر خوهرم میبریم.
11:38منو از کاری که میکنم درسر نکن ملو.
11:41چه اشکالی داره.
11:42چون ادامه خواد بره اونم مریض شده.
11:44گناه داره.
11:46یعنی واقعا نمیبینین.
11:48هر جا اسم سرکنبولاست باشه.
11:49یه مشکلی درست میشه.
11:51الانم چون مریضه همه ی کاری که کرده فراموش شد.
11:54از این یارو بدم میاد.
11:59من ست بار گفتم بازم میگم.
12:02عشقه.
12:03طرف عاشقه.
12:04چه اشکالی داره؟
12:06آدم وقتی عاشق میشه تعدلشو از دست میده.
12:08ممکنه رفتارو یه عجیب بکنه.
12:10ولی ذات بدی نداره.
12:12اون آدم عاشق نیست.
12:15چرا داد میزنی آب جیفر؟
12:18ملو.
12:20اون فقط
12:21یه تاجره که قرار داد امزا کرده.
12:25همی چی؟
12:27اون فقط به فکر منفعت خودشه.
12:31ادارو هم وادار کرده که قبول کنه.
12:34همم اونو بازی دادن.
12:38منظورت از این حرفو چیه آب جیفر؟
12:41من هیچ نفرم میدم.
12:44یعنی شما نمیدونین؟
12:46نه.
12:47از همون اول نمیدونستین؟
12:49نکنه اونقدر بازگرهای حرفهی شدین که دارین منو گول میزنین.
12:54تو تو این قضیه دست داری؟
12:56خواهش میکنم ملو.
12:58من واقعا نمیدونم
13:00کی تو این قضیه دخالت داره گیت شدم.
13:03آب جیفر چی داری میگی؟
13:05به همون توضیح بده ببینم چی شده.
13:11نامزدی ادا و سرکان از اولش ساختگی بوده.
13:16با چی؟
13:16آره آقا سرکان
13:18چون سلین به ادا حسودی میکرده
13:22برای این که دوباره سلینو به دست بیاره
13:25به برادر زادگ من پیشنهاد کار داده.
13:28چی؟
13:29برادر زادگ من
13:31به خاطر بورسش به خاطر دانشگاش
13:34چی کار میکرد دیگه؟ قبول کرده دیگه
13:37باپر نکردنیه
13:40آیدان خانمم میدونه
13:42یعنی اینجوری ما رو بازی دادن
13:45عرصی، حدایی، جایزا
13:47همش دروق بود.
13:50دروق بود؟
13:56باشه بس ادا
14:12چیه؟
14:16تو چقدر خوشگلی؟
14:22امکان داره این دارو رو باعث بهشان توهم بزنی؟
14:26به خوب دیگه
14:32نمیخوام بخوابم
14:42اون شازد کچولوه؟
14:48آره، آره
14:50اون جام هست
14:53به هر زبونی داری؟
14:55کلیکسیونیشو داری؟
14:56البته مالمن نیست
14:58از وقتی به دنیا آمدم
15:00بابام همیشه برا من از این کتاب ها میخره
15:02شازد کچولوه
15:03چقدر خوششنسی
15:05یکی از کتابایی مورد علاقه همه
15:07میتونم برش دارم
15:08خیلی وقت نخوندم
15:17از رو کتاب برات فایل بگیرم
15:19مزروی آهنگ فایل میگیری
15:21از روی کتاب فایل میگیری
15:24باشه
15:24صفحه شو بگو
15:30شونزده
15:37شونزده کچولوه گفت
15:39تو دنیای شما انسان ها
15:41توی باخش پنج هزار نا گل روزو میکارن
15:44بازم اونی که میخوانو پیده نمیکنن
15:46در حالی که اون یه دونه گل روزی که دنبالش حسنو میشه
15:50توی قطر آبم پیده کرد
15:53قشنگ بود
15:56حالا نوبتتوه
15:58صفحه هشت
16:13کل دنیا رو ساکت کردم تا تو حرف بزنی
16:16برای حرفای خودت چقدر ناشنبایی
16:22حالا نوبتتوه
16:24صفحه شست دو
16:35هرچند من چه الان به واقعیت چیزی نرسیدم
16:40قضاوتامو باید برپایی رفتارام میکردم نه از روی حرفا
16:45چه بو نور قشنگی برون میتابید
16:51درسته که اونو همینجوری بلکنم؟
16:57نوبتتوه
17:00صفحه چهل و سه
17:07خارها به هیچ دردی نمیخورن
17:10نشوندهنده بدی گلا هستن
17:13گلا موجودات بیچارهی هستن
17:16نمیدونن بدی چیه
17:18تا جایی که بتونن سعی میکنن به خودشون اعتماد کنن
17:22به خاراشون نگاه میکنن و فکر میکنن قوی هستن
17:29من دیگه برم
17:33میشه یکم دیگه بمونی؟
17:36باشه یکم دیگه میمونم
17:39تا
17:41تا وقتی
17:43خوابم میبره
17:44به هم بگو تو ایتالیا چه کارایی میخوایی با کنی؟
17:49باشه
17:52شروع کن
17:55اولین کارم اینه که همه یکوچه ها
17:59بناهای تاریخی روم و باق وحشاش رو حفظ میکنم
18:04بعدش میرم کتاب خونه دانشکا
18:07آرشی باش انقدر بزرگه که باورت نمیشه
18:10البته به نظرم تو اونا رو دیدی؟
18:14هر روز یک کتاب رو تموم میکنم
18:18و هر روز یک اسپرسو عالی میخورم
18:21دیگه چی میتونم بخوا؟
18:23باقید
18:24باقید
18:24باقید
18:25باقید
18:27باقید
18:39I don't know.
18:59I don't know.
19:48I don't know.
20:03I don't know.
20:34I don't know.
20:42I don't know.
21:15I don't know.
21:43I don't know.
21:45I don't know.
21:46I don't know.
22:21I don't know.
Comments