Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00همش همین بود آلتکین
00:03دختر گول فروشه الان ایتالیاست
00:05سلیلم هم داره ازدواج میکنه
00:07نمیدونم سرکان هم داره چی کار میکنه
00:12آفری
00:13واقعا آفری
00:15پس هفته ها پنهون از من داشت این اتفاقه روخ میداده
00:19ره؟
00:20بعد برای این که به نامزدی پسرم نیومدم
00:23قیافه گرفتی برای نامزدی ساختگی پسرم
00:27آره ولی همش به خاطر سلاه سرکان بود
00:30راستش رو بگو سرکان خواست که به من نگیم
00:32همه به جز من میدونن
00:35شاید تو پشت سر من مزقرم کردی
00:38همچین چیزی ممکنه آلتکین
00:40آیدان
00:41تو مثلا رفیقه زندگی منی
00:44چطور همچین کاری ها با من کردی؟
00:46چرا ازم پنهونش کردی؟
00:51آلتکین ولی تو
00:52واقعا متاسفم
00:54داری کجا میری؟
00:55نمیری با سرکان حرف بزنیم
00:57معلوم مکشنه چه حرفی دارم با؟
01:00اون ترجیح داده ایچی رو به من نگه
01:17چی شده؟
01:19نمیدونم
01:22یعنی
01:22این همه وقت کنار هم و با همین ولی
01:26الان نمیدونم باید چی بگم و چی کار کنم
01:29عجیب شده حالم
01:30ای خدا
01:33نکنه از من
01:36نکنه خجالت میکشی ها؟
01:41ممکنه؟
01:41ممکنه
01:43ممکنه
01:45پس ما براش یه راه حل فوری پیدا کنیم
01:48چجور راه حلی؟
01:51یعنی
01:53میتونی حس واقعیت رو نسبت به من بیان کنی؟
01:59یعنی میخوایی از من حرف بکشی؟
02:01نه من
02:02اصلا
02:05مودلی که تو دوست داری نیستم
02:07اینو مستقیم به ام گفتی
02:12از لاز شخصیتی هم که مورد علاقت نیستم
02:16اما
02:19بدون منم نمیتونی
02:20نه بابا
02:21کی گفته؟
02:24همین که گفتم
02:26چون دوست نداریم و فصل حرف بزنیم
02:29میتونی در حد
02:31یک کلمه هم توصیفش کنی
02:33و اون یک کلمه چیه؟
02:40دیرت شده
02:41میخوایی بری سر کارت پشو
02:43تو هم میایی؟
02:44گفتم دو ماه نمیتونم
02:45ببین مهم نیست کی چی فکر میکنه
02:47تو میایی
02:49و با خانوم ایدیل به کارت ادامه میدی
02:56یعنی حتما باید بیام دفتر؟
02:58آره
02:59حالا کی بدونه کی نمیتونه؟
03:03بریم
03:09اصلا نمیتونم درک کنم
03:11نمیتونم
03:13واقعا نمیتونم باور کنم
03:15منم نمیتونم باور کنم
03:16اینها رو ببین
03:17حجب شرکت قیبت دوستی بودیم
03:19حالا موضوع این انگین؟
03:21پسیه؟
03:21این یه قیبت معمولیه
03:23این آدم نزدیکترین دوست و شریک ماست
03:25آخه چطور میتونه به ما نگه؟
03:28شش...
03:28ماما هست؟
03:29به خاطر نامزدی ساختگی این آقا نابود شدی میفهمی؟
03:34خب به هر حال
03:35میدونی که سرکان خیلی احساساتشو به سمت بیرون بروس نمیدشت
03:40شگت خجالت کشی دیگر
03:41نتونسته بگبی خیال خیلی هم حساس نشو پیری
03:45تو که میخوای بزرگ بشی انگین؟
03:48که میخوای بزرگ بشی؟
03:50بعد از اینکه موی دختر مورد علاقت رو توی کلاس اول کشیدی
03:53رشد احساساتت متوقف شده؟
03:55فکر میکنه اونجا همه چی تموم شده؟
04:04یه چیز بگم
04:05برای من دقیقا همینطوری شد
04:08مو رو کشیدم و
04:09بعدش سیستم متوقف شد
04:11دیگه نمیتونم به پیشرفتی راشه به سنو برستم
04:13اصلا نمیدونم چطور میشه
04:15منو نخندون علا
04:17من اصلا نمیخوام بخندم
04:19علا خیلی عصبانیم
04:20حقم دارم
04:21حق دارم عصبانی بشم
04:23نخندون منو
04:24اصلا نخندون
04:25بیا همه چیز رو از اول شور کنیم
04:26بیا بکشم با آتن
04:27بیا جلو بکشم با آتن
04:29نخندون منو دیگه
04:29نکن
04:30بعدش مو کشیدم
04:32حق با منه
04:34و از شرکتو ببین
04:36حالا منو میخندونی
04:38خنده هم از اصبانیتو
04:42چرتو پرته
04:45علت اون اتفاق توی
04:48بعد از صنا تونستم
04:49با هیچ پیمان کاری کار کنم
04:51از مواد اول یکم گذاشتی
04:53با مدارک ساختگی گولم زدی
04:56که داری
04:56یه ساخت و سازه
04:57درست تنجام میدی
04:58این دیوار به خاطر
05:00توفر رو ریخت
05:01آدم ها مردن
05:03آقای آلبتکین
05:04چرا صدا کردین
05:06اشتباه کردم
05:08برای تابانش رفتم زندان
05:09میخوام یه زندگی نو بسازم
05:11شما این که منو دفت کردین
05:13حالا گذاشته رو یاد آوری میکنین
05:15رفتی زندان و اومدی
05:16و کار تموم شده رو
05:18تو چه بیوجدانی هستی
05:20اون دختر بیچار یه بی کس
05:24تو این سالا
05:25حتی یه روزم از ذهن من بیرون نرفته
05:29آقای آلبتکین
05:31در گذاشته خیلی راجع به این خانواده تحقیق کردم
05:33فقط چون شما خواستین
05:35ببینید ردشون رو دنبال کردم
05:37ولی نتونستم پیداشون کنم
05:39کسی چه میدونه اون دختر بیچار
05:41الان داره چی کار میکنه
05:42اون مغاز در بیرون هم کردن
05:44حتی نتونستم پولی که دادین رو برسونم دستشون
05:47افتادم زندان
05:48ارتباطم قد شد
05:49فهمیدم
05:50حتی فامیلیشون هم عوض کردن
05:53ببین باید اون دختره رو برام پیدا کنی
05:58اونی که با حتی ارتباط برقرار کرد
06:00وکیل افاکمان بود
06:01بله
06:02وکیل بود
06:03پرسید شما توی اون حادثه نقشی داشین
06:07منم گفتم نه
06:09آیا لپتکید
06:11من پول احتیاج دارم
06:12میخوام یه زندگی نو بسزم
06:14ببین چی سر اون دختره اومده
06:17و اون وقت پولتو میگیری
06:22فهمیدی؟
06:24فهمیدم
06:25با اجازه
06:42راستی
06:45احساساتت به من هرچی که هست
06:47تا امشب وقت داری اطراف کنی
06:49حمم
06:50چرا؟
06:52پسنا
06:53ایدا
06:53با بقیه میتونی هرکاری که دوستاری انجام بدی
06:57ولی با سرکان نمیتونی
06:59امکان نداره
07:03حمم
07:04اگه اطراف نکنم
07:05چی میشه؟
07:06ح sincere
07:06یه جوری ازت اطراف میگیرم
07:09واسه همین به نظرم
07:10وارد بازی نشه که قرارتوش ببازی
07:15پس بگم
07:16به نظر منم بگم
07:17حاضری
07:18خیلی
07:21حاضری
07:24میشه بگی
07:33من
07:39ازت متنفرم سر کن بولت
07:46تو آدم بامزهی هستی
07:49خیلی بامزهی
08:00راستی
08:01احساساتمون متقابله
08:11درست شد
08:17خیلی
08:18خیلی هم خوب
08:18جانه تموس میگیره
08:19باشه
08:20تو قشنگ دروش
08:21هستم میدونی چی کار کن
08:22برو داخل
08:23من وقتی آروم شده
08:24زنگ میزنم تو برو
08:25میخوایی من با چه حرف بزنه
08:27نه من خودم حرف میزنم
08:28که این تو
08:29من میاه
08:29باشه
08:35نظرت رجب این قضیه قرار تو چیه
08:41همه منتظرم ببینم من چی میگم
08:44به نظر من اون هنوزم عاشق اداست
08:47ولی قضیه قرار داد عجیبه
08:49یعنی سرکان خان نمیتونه بدون قرار داد
08:51با آدم و ارتباس برقرار کنه
08:52یه همچین وضعیه
08:53البته به نظر من
08:54درواقع سختگیه ولی نیست
08:56ادا چی؟
08:57اون چرا باید همچین کاری بکنه؟
08:59چون که
09:02من چه بدونم سوزان؟
09:03اینا من نمیدونم
09:04کرده دیگه این کار رو
09:06پس نمیدونیم
09:07کنچکاف شدم
09:09بگذریم
09:10میبینم
09:11میبینمت
09:11ازیزا
09:13این هم عجیب غریبه
09:19عزیزا
09:20مجود
09:21آه
09:22بگو ببینم کدوم گوشه استانبول داری باسای خودت میچرخی و خوش میگذرونی
09:27مجبور شدم به خاطر یکار کچولو بیام شرکت
09:30شرکت سرکان بولاد
09:33آره
09:34میماری آرت لایف
09:35ادا
09:37نمیدونم متوجه یا نه
09:39ولی قرار بودم
09:40روز صبح توی ایتالیا بیدارشی
09:41چه لزومی داری که تو بری اونجا
09:44وقتی تو نیستی بذار هر طور میخوان کارا رو حل کنن دیگه عزیزم
09:48امه جون ما دیروز راجع به اینا حرف زدیم
09:51گفتم که اینجا یه پروژه نیمه تمام هست که تموم کردنش برای منم خیلی خوبه
09:55شانس بزرگیه
09:57واسه همین اومدم شرکت
10:02فقط کار و حرفهی بودنه
10:04کاملا حرفهی
10:07به من اعتماد کن
10:08آخ ادا
10:09باقیان بهت تبریک میگم عزیز دلم
10:13یعنی این حرفهی بودنی که تو توی کار از خود نشون میدی رو
10:17همه باید ازت یاد بگیرن
10:19من چی کار کنم
10:20حسابی تشفیقت میکنم
10:23امه
10:26الان پلک نمیزنی داری منو میترسونی
10:31بگذاریم
10:32خوبه
10:35داره چی کار میکنه این
10:42همینطوره
10:43آره واقعا همینطور بود
10:51سرکت آمد
10:56اینو دیگه اخراجش کن
11:01آه چه خبر
11:05پرل خیر بشه
11:07سرکان مگه ما دوست تو نیستیم
11:10مگه ما با هم شریک نیستیم
11:13چطور میتونینو به همون نگیر
11:15چیو؟
11:17تو
11:17چطور میتونین نام زده قلابی تو
11:20بیاری شرکت من نمیفهمم
11:23واقعا جدیم ولی نمیفهممت نمیفهممت سرکان
11:27اینگین
11:30اینگین چرا
11:33اردم
11:35دادش
11:35دختره گفتن اردم اومده به همینگه
11:38شرکت گفته
11:39الان همه میدونندήه هیچگس بیخبر نیست
11:41والا
11:43ببخشید و اولی کار شما هم سیگه هم هرفهی نبود
11:48اردم
11:49پس اردم در مورد زندگی خصوصی من حرف میزنه
12:00شما میدونید که باید چیزایی که بین من و اداست خصوصی بمونه
12:06مگه نه
12:08مگه نه
12:11بعدش هم ادا قراره تو این شرکت کار کنه
12:16چی؟
12:17خب بلاخره ادا کارش درست بود مگه نه
12:19به خاطر همین کسی که کارشو درست انجام بده میتونه تو این شرکت بمونه
12:25پارای کاملا درست
12:26اعتراضی دارین؟
12:28باشه سر کن
12:32باشه
12:37باشه
12:41سرو خوده حرکاتشو ببین
12:44بالا به خودموندم که
12:46چی تو این شرکت خنده داره و چی تو این شرکت جدیه
12:50درام کومیدیه
12:52شکر کنم خود
12:54تو بکن
12:59خیلی خوبه
13:02باید بگم من چند بار قرار داده پروژه جدید و خوندما قالب تکین
13:06شرکت همونطوری که ما ازشون خواسته بودیم قانوناشو عوض کرده
13:10شاید باورتون نشه ولی این دفعه سرکانم نمیتونه چیزی بگه
13:14خیلی خوب شده
13:16دست درد نکنه
13:17خواهش میکنم
13:19به تبریک میگم
13:21ممنونم
13:22هنوزم هست
13:23اونا این پروژه رو به عنوان زمانی برای عاشنائی میدونن
13:27یعنی میخوام با شما کارهای بزرگی انجام بدن
13:30آره میدونم
13:32وقتی میخوام کارهای بزرگی بکنن
13:34اونا همیشه با ما شریک میشن که مرده اعتماد بشه
13:38ولی نمیشه
13:40من این شرکت رو تحسیص نکردم که آدمه غریب بیانا شریک بشن
13:44خب ولی که به من پنج درست هم دادی
13:48مره ولی تو که غریبه نیستی
13:51بیشتر از پسرم به این شرکت رسیدگی میکنه
13:54ممنونم آقا آلتکیل
13:55ولی بهتره که این حرفتون به گوش سرکان هرسه
13:58چون دوباره سعی میکنه که منو از شرکت دور نگه داره
14:01تازه جدیدم با ادا هم یه قراردادنامه امزا کرده
14:04تو هم از این قرارداد خبر داری؟
14:10خب پسرم با ادا یه قراردادنامه علکی امزا میکنه
14:15ولی فقط من از این خبر ندارم
14:21نامزدی قلابی؟
14:25آره
14:26سرکان
14:29و دلیلشم
14:34سلینه
14:37یه کاری کرده که سلین حسودیش بشه که نامزدی کردن
14:44باشه
14:45ببین بیخیال این چیزی که شده
14:48امیدوارم سرکانم از این تجربه درس خوبی گرفته باشه
14:52آره امیدوارم
14:53تو از دست سرکان عصبانی نیستی مگه نه؟
14:58میدونی که سرکان یا آدم مسممه
15:00یعنی در مقابل سلین
15:03آقا یالتکین
15:04تو این مدت خیلی بده که بدونم سرکان میخواسته سلینو از دستم در بیاره
15:11اینو میفهمم ولی واقعا نمیتونم این کارشو قبول کنم
15:15آره ولی فرید
15:20فردا باید عقد کنید
15:23باور کن با گذشت زمان همه چی فراموش باشه
15:27آره
15:28سرکانم برای خودش یکی را پیدا میکنه
15:31البته
15:34پس با اجازتو من برم
15:36امیدوارم روز خوبی داشته باشین
15:38باشه
15:49ببینم قهفه تو را مارم کرد مگه نه
15:51خیلی خوب بود ممنونم
15:55به نظرت وجود ادا حال و هفاگش شرکت تو بهتر نمی کنه
15:59خیلی روی نیاشی بچه ها تحصیل گذاشته
16:01ببینم نیاشی سرکان را نمی بینیش
16:03آره
16:05سرکان الان داره با بازه پنجه کار میکنه
16:07اینش حرفیه
16:08خیلی خوب باشه
16:10اول به جای چهار نفر کار میکرد
16:12الان داره به جای دو نفر کار میکنه
16:14به نظرم باید تقدیرش کنیم این خیلی خوب
16:17وای
16:18اینگین چرا میری و میری و یا از سرکان حرف میزنیم
16:21این سرکان همون سرکانی نیست که به همون قرار داد نامر را نگفت
16:25ما به جز سرکان حرفی نداریم که با هم بزنیم
16:28من دارم کار میکنم تا هی میگی سرکان سرکان چرا خوب
16:33اتاقت
16:34اتاقم چشه
16:35خیلی بزرگی با کن اتاقت خیلی خوشگله
16:38خبر داشته اتاقت
16:39آره اتاقم بزرگه
16:41باشه فهمیدم پس یک کاری بکنیم
16:44تو با قهفت بمون اینجا استراحت کن
16:46منم میرم اتاقت اونجا کار میکنم
16:49اینجوری برای هر دومون بهتره
16:51باشه خوب
16:53خوب استراحت کنی
16:54منم باید برم کار کنم چون که خیلی از کارام مونده
16:59پیری
17:07خوب استراحت کنیم
17:19خوداگا خوداگا
17:21ادا
17:22تو منو تقیب بیکنی
17:30تنهایی چه کار میکنیم
17:34به پرونده ها نگاه میکرد
17:37به پرونده ها نگاه میکرد
17:38تو شرکت
17:40آره
17:41ولی هیشکی نیست
17:46تنهایی
17:52البته
17:53الان یه مشکلی هست
17:58باید حلش کنیم
18:07اردم
18:11آقا سرکن
18:16میخوشتم ببینم همه را میتونم با هم بخورم یا نه
18:24آه آه
18:25اردم اردم اردم
18:28اردم ما با تو چی کار کنیم
18:31چی کار کنیم
18:36همش از خونه به شرکت
18:38از شرکت به خونه خبر میبنی
18:40خیلی خسته میشی
18:42عذیت میشی
18:44خدا خیلی سخته
18:46خیلی سخته
18:48خیلی سخته خسته میشم
18:49ولی خب همه منتظرن از من خبر بگیرم
18:51ولی اما ما نداریم
18:54ها چیزی که تو شرکته تو شرکته
18:56و چیزی که تو خونه هست
18:58باید تو خونه بمونه
19:00به همین سادگی
19:07فهمیدی؟
19:08امه جون
19:12هدا جون
19:13باشه
19:14فهمیدم خیلی خوب
19:16خیلی خوب
19:17فهمیدم به خدا فهمیدم
19:18حتی تو زهنم داره
19:20اکو میشه
19:21اگه نفهمیدی
19:23وقتی
19:24بدون خونه و فیفی
19:26بمونی
19:27میفهمی
19:28چقدر فهشیانه تحدید میکنی
19:30واقعا بهت نمیاد
19:37خب
19:38چی کارش کنی؟
19:40چی کار کنی؟
19:42انجام میدیم
19:43انجام بده
19:44باش انجام میدم
19:45باید انجام بدیم
19:53بازed
20:06واقعا دیگه زیادی دارم کار میکنم
20:09اگه اینجا به پله ختم بشه خب پس پله کوه ها؟
20:13چطور میخوام برم بالا؟ باید پرواز کنن سوزان؟
20:16ببخشید اقا سرکان درستش میکنم
20:18ناره به نظرم
20:19کی خودکار و خدکش منو برداشته؟
20:24خدا روشو گفتم دارم میرم
20:25ای بابا یعنی واقعا خجالت داره
20:31باشه سوزان بعد اینکه تموم کردی برام بفرست
20:34باشه یادت نره
20:35باش اقا سرکان
20:40چی شده؟
20:42خدکش هم نیست
20:43آها خدکش نیست
20:45پس یه چیزی بهت بگم
20:47بچه ها از دوز دیدن خدکش
20:50خیلی خوششون میاد
20:52برای همین باید از خدکشت مراقبت کنی
20:55چرا که اگر نکنی اینجوری
20:57بدون خدکش میمونی
21:00نگاه کن
21:01یوسف میشه یکی از پرونده ها رو بیاری؟
21:04البته اقا سرکان
21:05ممنونم
21:05مثلا
21:10میان نیازی نیست یوسف
21:12خب
21:14اگه یکی اومد
21:16و گفت که خدکش مال منه
21:18چی کار میکنی؟
21:21دقیقا
21:22خدکش توه
21:23باشه؟
21:24آره درسته
21:25کسی بوی نمیبره
21:26اینه چیه؟
21:28ترایا
21:29میخوایی نگاه کنی ببینید چطورم؟
21:35بگو
21:37بیا
21:41اینجوری
21:45سرکن
21:46برایت یه ایمیل فرستادم
21:48میشه نگاه کنی و جوابمو بدی
21:50باشه
21:51خیلی فادیه
21:54رنگشو نه پسندیدی؟
21:56نه خوبن
21:57ولی
21:58باشه یه بار دیگه امتحا میکنم
22:00باشه
22:00شش
22:13موسیقی
22:32سلام بفرمایید
22:34میخوام آقا سرکانو ببینم
22:35وقت قبلی دارین؟
22:36بگید آیفر ایلدز اومده
22:41آقا سرکان آیفر خانم اومده
22:44وقت قبلی نگرفته ولی میخواد شما رو ببینه
22:48آیفر خانم
22:49آیفر ییلیز
22:50باشه بیان
22:52باشه حتما
22:53البته من اصراری نکرده بودم
22:55مسیر رو بهتون نشون بدیم
22:58بفرمایید
23:10هایفر خانم
23:11خوش اومدهیم
23:12آقا سرکان
23:14دفتارتون خیلی زیباست
23:16ما چکرم
23:17امه جون
23:18اینجا چی کار میکنی؟
23:21هیچی
23:22اگه آقا سرکان
23:24مساعد باشه
23:25اومدم یه قهوه بکنم
23:27خواهش میکنم
23:28بفرمایید خواهش میکنم
23:30ادا
23:31تو نمیه ای
23:33ها
23:44قهوه خیلی خوبی بود
23:46متشکرم آقا سرکان
23:47نوشه جان
23:48چه خوبه که اومدی همه جون
23:52ولی برای چی اومدی؟
23:54هیچی
23:55اومدم با آقا سرکان صحبت کنم
23:57نمیشه به من سرکان بگی تا؟
24:01نمیشه؟
24:02چرا؟
24:03آقا سرکان
24:04نکنه اتفاقی افتاده که باید بهتون سرکان بگه
24:08نه
24:09راستش اینطوری حس بهتری دارم
24:13ویا
24:15این که خیلی وقته
24:18ما هم دیگر را میشنسیم
24:22بعدش هم با هم یه دست گل آماده کردیم
24:25به نظرم میتونید من رو سرکان صدا کنید
24:31ببینید همه به من سرکان میگن توی اوفیس
24:34مگه نه؟
24:36سرکان به عنوان رئیس چدیدمه
24:39همه تو شرکت
24:40من بهش سرکان میگن
24:44آقا سرکان
24:45مداره یکی که برای بودرام میخواستین
24:47و براتون آوردم
24:48بفرماید
24:49لیلا
24:49چند بار بهت بگم سرکان بگو
24:52چند بار بهت بگم که اینطوری باشه
24:55لطفا دقت کن به من سرکان بکن
24:57که اینطور باشه آقا سرکان
25:00سرکان
25:01آقا سرکان باشه
25:02سرکان آقا
25:03یه لحظه انگار میخواد بشه
25:05آقا سرکان سرکان
25:06یه لحظه انگار میخواد بشه
25:08پس سرکان
25:12چیزی خواستی من همین اطرافم خوب
25:14ادا آیفر
25:24خوب سرکان
25:28میدونی که ادام نتونست بره ایتالیا
25:31میره
25:32فقط بورسیه به تحویق افتاده دو ماه بعدش اونجاست
25:36چقدرم عجیبه نه درست لحظه آخر
25:38تو فرودگاه داشت سوار هوا پیما میشد که
25:42قبل از این که بره فرودگاه البته این اینطوری بوده
25:55من فرودگاه ادا
25:57ادا
25:59نکنه سرکانم به عنوان رئیست از اونجا بوده
26:02ادا جون چی شد
26:05او ادا ادا ادا
26:07ادا
26:09ادا خوبی
26:15ادا
26:16اره
26:18خوبی
26:20چقدر رئیس خوبی هستی تو
26:26برای ادا هم خیلی خوبه
26:29سرکان
26:31اگه ادا به خاطر تو برگشته باشه اینجا ادا رو بر میدارم و میرم
26:36ولی اگه ادا فقط به خاطر کار کردن اینجاست و دو ماه دیگه میره ایتالیا
26:41با خیال راحت میتونم برم خونه
26:44اگه ادا میخواد کار کنه
26:47کاری نمیشه کرد
26:49ولی اگه چیز دیگه ای هست
26:50ادا میره ایتالیا
26:54ببینید
26:56نگرانی هاتون رو میفهمم
26:58از قرارداد خبر نداشتید
27:01خیلی عصبانی هستید
27:02اینم میفهمم
27:04ولی همونطور که روز اول بهتون گفتم
27:10من هرگز
27:12هرگز به ادا آسیب نمیرسونم
27:15نمیخواهمم برسونم
27:16باشه
27:17پس منم باز حرف اون روزم رو تکرار میکنم
27:22شبیه مردایی هستی که رو قولشون میمونن
27:30میخواستم یه چیزی بگم
27:32ادا وقتی به حوش اومد
27:34اگه چیزی گفت شما جدی نگیری
27:40ادا
27:42ادا
27:46بیداشو
27:48چیزی گفت شما جدی نگه چیزی بی
27:57ادا
27:58یکیم دیگی میخوابا
28:00بیداشو
28:01بیداشو
28:03چیزی گفت شما جدی نگه چیزی گفت شما جدی نگه چیزی بیداشو
Comments

Recommended