- 2 days ago
Category
📺
TVTranscript
00:00:31همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
00:00:42همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
00:00:51همه عرصی و جلالی همه علمی و یقینی
00:00:58همه نوری و سروری همه جویم و جزایی
00:01:05همه قیدی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی
00:01:12همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فضایی
00:01:19ندوانم از به تو گفتن که تو در فهر نگاندی
00:01:26ندوانم شبه تو گفتن که تو در فهر نگاندی
00:02:00تجربه نزدیک به مرگه
00:02:04حالتی که فرد به یک بار از کال بود برون می شود
00:02:09و پس از مشاهده فرازی از بی کرانه های عالم غیب
00:02:15به مهبت تن باز می گردد
00:02:18چون جرقی جست از خاک سری نیم سوز
00:02:23چون آونگی که رفته بود آمده از نیم شب تا نیم روز
00:02:30برای شنیدن این تجارب فانوس برداشته بر خاک سر زمین گشتم
00:02:40گشتم تا بشنوم تنین آونگه ها را
00:02:46بشنوم غریب جرقه ها را
00:02:50در صدای آنان که بی اراده بی درگذشت
00:02:56از در گذشته و باز گشتند
00:03:02قبل ازی که من تجربه کنم خب یه خرد راحت قضاوت میکردم دیگران رو
00:03:07ولی الان اصلا چین قضاوتی رو نمیکنم
00:03:10اگر خدایی نکرده خواسته باشه تو زهنم یه قضاوتی پیش بیاد
00:03:14میگم بر شیطون دلت و میرام خودم از این سوال میکنم
00:03:18میگم شما این حرف و زدی منظورت این بود
00:03:22یا من اشتباه فهمیدم
00:03:24یا طرف میگه نه
00:03:27اکثرا نوت درستت میگه نه تو اشتباه فهمیدی
00:03:30اشتباه متوجه شدی
00:03:31بسخایی میکنم ازش میگم
00:03:32الان پرسیدم از ارد
00:03:34خیلی راحت ترد
00:03:35اون طرفی که خواسته باشن جواب بدن
00:03:37یکی قضاوت خیلی برام مهمه
00:03:40یکی هم قیبت
00:03:41این دوتا خیلی پر رنگ شدن برام
00:03:45قبلن حرف مردم هم خیلی برام اهمیت داشت
00:03:48مثلا میگفتم طرف اینجوری نگه
00:03:51اینو بپوشم به خاطر اینجوری نگه
00:03:53ولی الان نه
00:03:54الان خودمه
00:03:55الان سعی میکنم اون چیزی را بپوشم
00:03:59یا بخورم
00:04:00یا تو زندگیم داشته باشم
00:04:02که خودم لذت میبرم
00:04:04نه دیگران
00:04:05حرف دیگران برام مهم نیست
00:04:07چه اتفاقی افتاد
00:04:18سومهی لوهی هستم
00:04:2038 سالمه
00:04:21احل مشهدم
00:04:23دیپلوم کامپیترم
00:04:24دو تا دختر دارم
00:04:26یکی ریحانه و هننه
00:04:28این ریحانه 20 سالشه
00:04:29هننه هم 16 سالشه
00:04:31طب اسلامی کار میکنم
00:04:32بیشتر مساج درمانی کار میکنم
00:04:34و کار تب شناسی
00:04:36تیر ماه 401 بود
00:04:38شیش تیر
00:04:39یه خورده دلدرد داشتن
00:04:41رفتم دکتور
00:04:43دکتور که وضعیت خوبی نداری
00:04:45الان یه سره مانپور میزنم
00:04:46حالت که بهتر شد
00:04:48برو بیمارسان خود تو معرفی کن
00:04:50فردا بچار بردم کلاس
00:04:51از کلاس که برمیگشتم
00:04:53دیدم مجدد دلدرد شدم
00:04:55و دلدرد خیلی شدید شد
00:04:57در حدی شد که نور چشمامم
00:05:00رفت یه جوری خیلی کم شده بود
00:05:02نگاه کردم به دستان دیدم
00:05:04دستان رنگش سفید شده
00:05:06ناخونام سفید شده
00:05:08به دخترم گفتم
00:05:09مامان زنگ بزن ارجانس
00:05:11یه روز از بیرون فکر میکنم
00:05:14اومدن خونه
00:05:16دلدرد شدید
00:05:17که نمیتونستن تحمل کنن
00:05:21داد میزدن
00:05:22اینا
00:05:23منم خوب زنی زدم مرجانس
00:05:26دیگه تا وقتا با مادشون کردم
00:05:28مرجانس اومدن
00:05:29گفتن که باب ببریمشون بیمارستانه
00:05:31هاشمینجاد
00:05:32یه دفعه اومدن خبر دادن که
00:05:35خانوم به تحالش خوب نیست
00:05:37و رفته بیمارستان و خودتو برسو
00:05:39سومهیه رفته بود بیمارستان
00:05:41مامانم به من خبر داد
00:05:43که سومهیه حالش خوب نیست
00:05:44با تشخیص عمل آپانتیس رفته بیمارستان
00:05:47یعنی لحظه که رسیدن میشون رفت
00:05:49تو اتاق عمل دیگه نفهمیدن
00:05:51چی شده چی کار شده
00:05:52وسط عمل بود که پزشکم به همسرم و دخترم
00:05:55گفته بود که
00:05:57آپانتیس نبوده
00:05:58یه توده بوده داخل شگمش
00:06:00اون توده رو برداشتیم انشالله که چیزی نیست
00:06:03ولی این توده بعد بره آزمایش بشه
00:06:04بعد بانشم از سهران رفتم
00:06:06محشت بعد مامانم گفت
00:06:08سومهیه تو آیسیویه
00:06:09گفتم مامان برای چی تو آیسیویه
00:06:10اینا گفت حالش خیلی خرابه
00:06:12میگه اصلا آپانتیس نبوده
00:06:13یه تودهی بوده توی شگمش
00:06:21وقتی که پرستارم گفت
00:06:23سه روز آیسیویه
00:06:25گفتم وای مادرم
00:06:27مادرم خیلی حساسن استرس دارن
00:06:31گفتم سه روز مامانم منو ندیده
00:06:33خدا میدونه که
00:06:35چی به حال روزش گذشته
00:06:37سه شب من هیچی نفهمیدم
00:06:38هیچی نفهمیدم
00:06:40ولی یه حالتی که
00:06:42از دنیا سیر شده باشم
00:06:45این حالت برام پیش اومد
00:06:47که برام هیچی عرضش نداره
00:06:50دنیا برام بی عرضشه
00:06:53یه حالتی که
00:06:54باید خدافزی کنی
00:06:56اونجا انگاری یه چیزی به هم گفته بود که
00:07:00خوهرت از دست دخترت ناراحته
00:07:03متوجه شدم
00:07:04که دخترم به حرف خوهرم نمی کنه
00:07:06و خوهرم خیلی ناراحته
00:07:08از دست دخترمه
00:07:08من از دست ریحان و هنانه ناراحت بودم
00:07:11به خاطر که بچه های من نگه نمی داشتن
00:07:14اونم بعد خبر نداشتن
00:07:15که اونا کورونا گرفته بودن
00:07:17خونه اموشون بودن
00:07:18بعد سومنیه اینو به من گفت
00:07:20گفت من دیدم که تا از دست بچه های من ناراحتی
00:07:23به خاطر ای که بچه های تو نگه نداشتن
00:07:25من اونجا انکار کردم
00:07:26گفتم نه ناراحت نیستم
00:07:28چون اون تو دخت بیمارستان بود
00:07:29ولی واقعا ناراحت بودم از دست بچه هاش
00:07:31چون پسر من خیلی وابسته به هنانه بود
00:07:34چون یه خوده لحاظ اخلاقی تند خودتره
00:07:37هنانمو
00:07:38خیلی دوست داشتم مهربون باشه
00:07:40برای همین استفارش کردم
00:07:41گفتم فراموش نکنی
00:07:43انقدر خوب و مهربون باش
00:07:45که همه بگن تو دختر سومنیه
00:07:46خلاصه دیگه روز چهارم من آوردن تو بخش
00:07:50تا روز یازده هم من تو بخش بودم
00:07:52ولی با حال خراب
00:07:54تب شدید
00:07:55تشنگی زیاد
00:07:57حتی نمیتونستن تبم رو بیارن پایین
00:08:00خرج سعیم کردن
00:08:01این تب بدن من رو بیارن پایین
00:08:03نمیتونستن بیارن
00:08:04و همش میگفتن راه برو
00:08:06راه برو
00:08:07چون معمولا بعد عمل جراحی
00:08:09به بیمار میگن راه برو
00:08:10پرستار اومد و دکتر اومدن بالا سر
00:08:13گفتن که
00:08:14مطفوع داره از
00:08:17قسمت جراحی
00:08:18بخیه ها داره میریزه
00:08:19روده ها داخل شکم پاره شده
00:08:21این خوهرم گفت
00:08:23این خوهرم بالی سرم بود
00:08:24گفت اینا چیه به پرستار رفع بود
00:08:26گفت اینا چیه و
00:08:27موضوع چیه و
00:08:29اینا چیه اینا اول گفتن
00:08:30افونته و بعدش گفتن نه
00:08:32روده ها احتمالا تو شکمش پاره شده
00:08:35شکمش انقدر بات کرده بود
00:08:36یکی از بخیه ها پاره شد
00:08:38و من که تب داشتم
00:08:40تبم بیشتر
00:08:41و افونت تب بدنم بیشتر رفت بالا
00:08:54خلاصه دیگه روز جمعه
00:08:56ساعت یکی بعد از زهر
00:08:58منو بردن اتاق عمل
00:09:00و مجدد عمل کردن
00:09:02یک روده بردن گذاشتن روی شکمم
00:09:04کیسه وستومی بموست کردن
00:09:07تو آیستیو بودم
00:09:08که متوجه شدم خیلی حالم بده
00:09:12یک دستگاه بزرگی
00:09:13تو دهنم بس کرده بودن
00:09:15و دهن منو با
00:09:18باند بسته بودن
00:09:20دوتا دستا به تخت
00:09:21پرستارم رو دیدم
00:09:22اشاره کردم
00:09:23چون دستم بسته بود به تخت
00:09:25اشاره کردم که اینو
00:09:26دهنم در بیار
00:09:27این ازیتم میکنه
00:09:30پرستارم گفتش که
00:09:32اون منیتور بالای سرم و چرخون
00:09:34گفت ببین
00:09:35زربان قلبت داره سی تا میزنه
00:09:38این باید تو دهنت باشه
00:09:40سعی کن بخوابی
00:09:43بازش میکنیم
00:09:44ولی سعی کن بخوابی
00:09:45بگه این حرف رو به من زدن و
00:09:47من
00:09:50رفتم
00:09:52رفتم و
00:09:54یه اتاق برای من باز شد
00:09:56اونجوری میگم آبای موزون
00:09:58من آی سیو رو میگم آی سیو
00:10:00و اون اتاقی که برای من شد
00:10:02میگم اتاق خودم
00:10:03یک اتاق غیر مادی که این اتاق در بیمارستان وجود
00:10:07نداره
00:10:08شما در اون اتاق
00:10:09حضور پیدا میکردید به چه شکلی؟
00:10:12رو تخت بودم
00:10:13و دستگاه همه به هم وصل بود
00:10:15کنار من
00:10:16چفتشونه من
00:10:17یکی راست یکی چپ
00:10:18قد بلند
00:10:20و حالت دست ها متوجه شدم
00:10:23دست دیده نمیشد
00:10:24انگوشت ها دیده نمیشد
00:10:25دست ها اینطوری قشنگ مثل
00:10:27معدب مثل آدمی که
00:10:29معدب وایی مثل
00:10:30و مستقیم به دیوار نگاه میکردن
00:11:01ترسیده نظر
00:11:04نه
00:11:05اونا جواب به من ندادن
00:11:07فقط مستقیم رو به دیوار نگاه میکردن
00:11:09و هیچ حرکت هم نبود
00:11:12وقتی که اونا دیدم دارن به دیوار نگاه میکنن
00:11:14من به دیوار نگاه کردم
00:11:16تا به دیوار نگاه کردم
00:11:18دیدم سه تا نور جلوم
00:11:20دقیقا
00:11:22سنت چپ
00:11:23نور سفید
00:11:25وسط نور سبز
00:11:27بعد نور مشکی
00:11:28و داخل نور سبز گل یخ بود
00:11:30گل یخ بود که گلدونش نمیدونم کجا بود
00:11:34ولی برگا و ساقه از بالا آویزون بودن
00:11:38داشتن حرف میزدم باید
00:11:40من برگا رو دیدم
00:11:41زنده بودن
00:11:43برگاشون رو میدیدم
00:11:44میدیدم که اون رگا داره
00:11:47حس دارم
00:11:48میفهمیدم
00:11:49بعد انگاری اون برگه داشت با من صحبت میکرد
00:11:53نمیفهمیدم چی میگفت
00:11:54صحبت کردم به چه شکل بود؟
00:11:56نه لب داشته باشه
00:11:58نه دهان داشته باشه
00:11:59تکان میخورد؟
00:12:00نه تکانم نمیخورد
00:12:02ولی اون رگ برگاشون میدیدم
00:12:04که میخواد با من حرف بزنه
00:12:06میخواد یه چیزی رو به هم بگه
00:12:07میخواد یه خبری رو به هم بده
00:12:10رگ برگا داشت با شما؟
00:12:12رگ برگاش زنده بود
00:12:13مشخص بود
00:12:14همشون جون دارن
00:12:15زندن
00:12:16دارن یه فعالیتی تو اون برگ داره انجام میشه
00:12:19و اون برگ خود برگ خواست با من یه چیزی بگه
00:12:23داشت با شما یه انتقال مفهوم انجام میداد
00:12:26آره یه انتقال مفهوم انجام میداد ولی من نمیفهمیدم چی میگه
00:12:29بلند شدم از جان بلند شدم وارد نور سبس شدم
00:12:33و گوشم اینطوری باردم سمت برگ که ببینم چی میگه این
00:12:37نفهمیدم
00:12:38دقیقا همین گوش چفم نزدیک کردم که ببینم چی میگه
00:12:42دیدم نه صدا نیست که صدا باشه
00:12:47برگشتم اقعا همینجور داشتم نگوش میکردم
00:12:49مهمه رنگ نور سبس شدم
00:12:51گفتم اه چه رنگش قشنگه
00:12:53رنگ چقدر اینجا هواش تمیزه
00:12:57همینجور داشتم صحبت میکردم با خودم
00:12:59دیدم که خودم رو تختم
00:13:02و اتاقم خیلی کسیفه
00:13:05گفتم این چقدر کسیفه
00:13:07حتی اونجا که خودم رو دیدم
00:13:10اون حالت کالبود بود
00:13:12دیدمش نگفتم خودم چرا کسیفم
00:13:15گفتم این چقدر کسیفه
00:13:17یعنی خودم نمیگفتم اون خودم منم
00:13:19من دیگه این بر بودم
00:13:21گفتم این چقدر کسیفه
00:13:23چقدر هوای اتاق کسیفه
00:13:25بعد نور مشکی رو که نگاه کردم
00:13:28دیدم چقدر قشنگه
00:13:29نور سفید رو نگاه کردم
00:13:31گفتم چقدر ازم داخل نور سبس
00:13:33بعد نور سبس هم نگو کردم
00:13:35چقدر تمیزه اینجا
00:13:37چقدر خوبه همینجور داشتم
00:13:39با خودم صحبت میکردم چقدر تمیزه
00:13:41شقدر خوبه
00:13:42وارد بدن شدم
00:13:44وارد بدن شدم
00:13:46با درد شدید قفص سینه
00:13:49که فقط دستامو گذاشتم
00:13:51و داد زدم به فرستارم
00:13:53گفتم وای قفص سینم
00:13:55من که قفص سینم درد نمی کرد
00:13:57چرا اینقدر درد میکنه
00:13:58شروع کردم به صحبت کردم
00:14:00اینه آی سیوه
00:14:00بله اومدم تو آی سیو
00:14:03فرستارم گفتن که
00:14:05آروم باش آروم باش
00:14:06زربان قلبت خیلی اومده پاین
00:14:08ما بهت مساج قلبی دادیم
00:14:11احتمالا دنده ها چکسته
00:14:13الان بهت مسکل میزنیم
00:14:15سعی کن به خوابی خوب میشی
00:14:17نگران نباش
00:14:17پس شما احیای قلبی شدین
00:14:20و در اون زمانی که
00:14:23از غبار
00:14:25مادی خارج شدید
00:14:27و در پاکیزگی
00:14:29غیر مادی قرار گرفتین
00:14:31این طرف داشتن احیای قلبی انجام میدارن
00:14:34بله پرستارم که این حرف رو زد
00:14:36مسکل به من زدن
00:14:38و مجدد اومدم
00:14:40اتاق خودم
00:14:42اتاق خودم که اومدم
00:14:44دیدم اون سه تا نور هستن
00:14:48گفت وقت رفتنه
00:14:49باید بریم
00:14:51گفتم خوب بریم
00:14:53مجدد وقتی میگفتم خوب بریم
00:14:55من چیزی نمیدیدم
00:14:57ولی متوجه میشدم
00:14:58که یک نفر رفت بالا
00:15:00وقتی میرفتم بالا
00:15:01میفهمیدم که فرصت دارم
00:15:03وقت دارم
00:15:04مثلا نمیبرن منو
00:15:20نگرانی؟
00:15:21نه نداشت
00:15:22نه نداشتم
00:15:25دوست داشتم برم
00:15:27دوست داشتید برید؟
00:15:28آره
00:15:29چرا؟
00:15:30اونجا احساس آرامش به میداد
00:15:32اونجا یعنی کجا؟
00:15:34تو اتاق خودم
00:15:35تو اتاق خودم درد نداشتم
00:15:38خب الان تو اتاق خودتون بودید
00:15:41اینا میگن از اینجا هم بریم
00:15:44چرا میگید؟
00:15:45اینجا که آرامش دارم تو اتاق خودم
00:15:47میگن بریم
00:15:48از کجا میدونید اونجا
00:15:50جایی بهتری؟
00:15:51میدونستم باید یه حالتی
00:15:54یه حسی به میگفت که
00:15:56یه راهیه
00:15:57باید بری
00:15:58و چارهی جز رفتن نداری
00:16:01خب
00:16:02احساسم بریم
00:16:03تحمیل شده بود؟
00:16:04مجبور بودید؟
00:16:05نه
00:16:05مجبور نبودم
00:16:07باید میرفتم
00:16:10باید این مرحله تیبی شد
00:16:12این حس رو داشتم
00:16:13چرا دوست داشتید برید؟
00:16:16زیاد راضی به این دنیا بودن
00:16:18دوست نداشتم
00:16:19از کجا میامد این نارضایتی؟
00:16:22خاطر مشکلات زندگی بود
00:16:23و یک در چند درصده هم کنشگاه بودم
00:16:26دوست داشتم بیانم چه خبره
00:16:28پس آگاه شده بودید به این که
00:16:30من بیرون از بدنم
00:16:33و از سفر پایانی رو دارم
00:16:36شروع میکنم
00:16:37آره یه سفری دارم
00:16:43بعد یه فیلمی برای من باز شد
00:16:46تو سنین هشت سالگی نه سالگی
00:16:48تو اون سن نشونم دادن
00:16:51کار خوبمو
00:16:53کجا؟ به چه شکل؟
00:16:55مثلا یه لیوان آب دست کسی داده بودم
00:16:57مثلا اون نیت منو نشون میدادن
00:17:00که به چه نیت تو آب دادی
00:17:03به این طرف
00:17:04نیتت این بوده که تو این آب و دادی
00:17:07منتظر پاداش بودی
00:17:09منتظری بودی مثلا یه شکلاتی دریافت کنی
00:17:11حالا تو اون سنینه هشت سالگی نه سالگی
00:17:13یا یه تشویقی بشی
00:17:16مثلا ذهنم رو نشونم داد
00:17:18که نه فقط تو از روی دلسوزی
00:17:20که این طرف تشنه بوده
00:17:22و تو از دستت بر میامده آب بدی
00:17:25و آب دادی
00:17:25یا هر کاری
00:17:27خیلی از کارا نشونم دادن
00:17:30که
00:17:31ذهن من رو نشون میدادن
00:17:33و ذهن کار من
00:17:35و ذهنهای دو طرف رو
00:17:37که اون دعا میکرد
00:17:38خدا خیلیش بده
00:17:39این کار رو برای من کرد
00:17:41و ذهنیت من هم نشون میدادن
00:17:44که
00:17:44برای گرفتن یه چیزی
00:17:46یا یه پاداش
00:17:47این کار رو نکردم
00:17:48فقط رو حساب
00:17:50مهربونی و
00:17:51کاری که از دستم برمیاد
00:17:53انجام داده بودم
00:17:54مجدد باز به حوش اومدم
00:17:55به حوش اومدم
00:17:57و تو آی سیو بودم
00:17:58نگاه کردم
00:17:59دیدم پرستاران هستن
00:18:01و مثلا
00:18:02باز دو مرتبه چشمه هم بستن
00:18:04مجدد باز
00:18:05ادامه شوند
00:18:06و
00:18:07یک
00:18:09دو مرتبه
00:18:10یک جامت در گوشم گفت
00:18:12وقت رفتنه
00:18:13باید بریم
00:18:14عجله داریم
00:18:15گفتم خب بریم
00:18:17بریم
00:18:18بعد دو مرتبه
00:18:20و این رو اومد در گوشم گفتش
00:18:22که
00:18:22فکر نکنی شکمت افونت کرده
00:18:25افونت شکم زده به ریاهات
00:18:27و ریاهات هم درگیر کرده
00:18:29تو کار تمومه
00:18:31باید بریم
00:18:32منم
00:18:34وقتی که شنیدم
00:18:35یه خورده ترس برم داشت
00:18:37نه که بگم خیلی
00:18:38ولی یه خورده ترس برم داشت
00:18:44گفتم خدایو
00:18:45به چی توسل میکردم
00:18:47خدایو
00:18:48از هیچی یادم نمی اومد
00:18:49فقط خدا
00:18:50یه ها یادم اومد از امام رضا
00:18:53گفتم
00:18:53اه رستی ما
00:18:54تو شهر امام رضاییم
00:18:56تو شهر مشهدیم
00:18:57ما همسایه امام رضاییم
00:18:58یا امام رضا
00:18:59خودتون گفتیم
00:19:00که هرکی جان جوادم و قسم بخوره
00:19:03دست رد به سینش نمیزنم
00:19:05خب الان من دارم جان جواد تو قسم بخورم
00:19:08شفاعت من رو پیش خدا بکن
00:19:11همینطور که اسم امام رضا رو بردم
00:19:13این حرفا رو که زدم
00:19:14سر من اومد پایین
00:19:16شونه هام اومد پایین
00:19:18تمام اندام بدنم حالت حوزن گرف
00:19:21اومد پایین
00:19:22فهمیدم از خجالت
00:19:24اندام بدنم سرم اومد پایین
00:19:27که چرا انقدر کم زیارت رفتی
00:19:30ارادت کم داشتی به اومام رضا
00:19:32چینین حسی رو گرفتم
00:19:34ولی اندامم شونه هام خم شد
00:19:36سرم خم شد به سمت پایین
00:19:38دیدم نه جوابی نیومد
00:19:40جوابی نیومد
00:19:41دو مرده فکر کردم
00:19:43گفتم خدایو
00:19:44ما کسی دیگر رو داریم
00:19:45تو این دنیا متوسط بشیم
00:19:47تا یادم اومد
00:19:49گفتم ای امام زمان راستی
00:19:51یا امام زمان
00:19:52تا گفتم یا امام زمان
00:19:54تمام بدن من سر من
00:19:56اومد به سمت بالا
00:19:58تمام اندام بدنم
00:19:59انگاری حالتی که
00:20:01راست شده باشه
00:20:03آره یکی هست
00:20:05چون من آقای موزون حالا
00:20:07ریا نشه
00:20:08من هر روز صبح امام زمان
00:20:10سلام میدم
00:20:11گفتم من که هر روز صبح
00:20:12به شما سلام میدم
00:20:13الان جواب سلام آمو بدین
00:20:14شفاعتم بکنین پیش خدا
00:20:16دیدم جوابی نیومد
00:20:17خیلی ناراحت شدم
00:20:19مثلا گفتم
00:20:20امامان منو شفاعت نکردن
00:20:21ناراحت شدم
00:20:23گفتم ودش کنی
00:20:24میرم دیگه
00:20:25نداره میرم
00:20:26ولی اینو با ناراحتی
00:20:28و ناامیدی بود
00:20:29ولی زمانی نکتش
00:20:31مجدد یه ری آمد
00:20:32در گوشم گفتش
00:20:33که به شوهرت بگو
00:20:35سه تا گوزفند
00:20:36برات خون کنه
00:20:37مگر خدا
00:20:38مگر خدا
00:20:39همین گا که دستاشو دیدم
00:20:40دستاشو از اینجا
00:20:42دیگه به بعدش دیده نمیشه
00:20:44که حتی
00:20:45چادر سرشه
00:20:46یا آستین داره
00:20:48مرده
00:20:48یا زنه
00:20:49این تشخیص داده نمیشه
00:20:51بعد که در گوشم گفت
00:20:53به شوهرت بگو
00:20:54به حوش اومدم
00:20:56دیدم تو آی سی رویم
00:20:58پرستار هم هستن
00:20:59از پرستاره خواستم که
00:21:00شوهرمو بفرستم پیشم
00:21:02یا مادرمو یا شوهرمو
00:21:04بفرستم پیشم
00:21:11رفتم تو آی سی او
00:21:13بعد
00:21:15گفتم ما من چیکا میکنی خوبی
00:21:17گفت حرف نزن
00:21:18مقام من خودم حرف بزنم
00:21:20وقت دیگه نمانده
00:21:22به شوهرم میگه
00:21:23ستا پسن خون کنه برا
00:21:25گفتم ما در خودم خودم خودم خودم خودم بکنی
00:21:27گفت نه
00:21:28به شوهرم بگذ مال خودم
00:21:30باشه یکی من خوب نمیشن
00:21:32من ریام افاعتی شده
00:21:33شیرام افاعتی شده
00:21:35من خوب نمیشن
00:21:36من دیگه تمامن
00:21:37موازه به بچه هم باش
00:21:39موازه به شوهرم باش
00:21:40منم پیش امه دفت کن
00:21:42و یه خواهشی دارم ماما نزد
00:21:44که ازم رازی باش
00:21:45به بابا هم بگو ازم رازی باشه
00:21:48فگفت ماما اونجا من از تو رازیم
00:21:50این حرف رو نزن
00:21:51گفتم نه
00:21:52رازی باشی نزن
00:21:53هر که رو هم دیدی
00:21:54از فامیلا
00:21:55از دوستا
00:21:56از آشنا ها
00:21:57هر یکی رو دیدی بگو ازم رازی باشه
00:21:59گفت باشه ماما
00:22:01دیگه مامانم قبول کرد
00:22:02دید که واقعا دارم چدی بایی صحبت میکنم
00:22:05قبول کرد
00:22:06تمامانی حرف رو نزن
00:22:07خدا بزرگه
00:22:08اگه بدونی تو گروه چی خبره
00:22:10همه دارن به اندازی سند
00:22:12عدد سند
00:22:13عدد سال تولد ویاسین برداشتن
00:22:16دارن قرآن میخونن
00:22:17تو اینشالله برمیگردی
00:22:19باید به مردم خدمت کنی
00:22:21گفت نه من تمومم
00:22:22ولی بازم باشه
00:22:23هرم میگو سفه گسپن بارم خون
00:22:26ریام افونتی شده
00:22:27بعد رفت هم پرستارا کنم
00:22:29چرا میگین بهش
00:22:30گفتن نه ما ایچی نبود
00:22:32این حرف مادرم زد و
00:22:34و از آیسی مادرمون بیرون کردن
00:22:36بعد شوهرم اومد
00:22:38بلی آقا گفتم من از اینجا ببر
00:22:41اینجا دو نفر مردن
00:22:42من خیلی میترسم
00:22:43هر جور هست من از اینجا ببر
00:22:46چون داخل بیمارسان
00:22:47ما ستا حال خراب بودیم
00:22:49ستاییمون کنار هم بودیم
00:22:51من خانوم و اون دوتا آقا
00:22:53اون دوتا آقا مردن
00:22:55تموم کردن
00:22:57چون میفهمیدم دیگه ما حال مخرب
00:23:00اون رو دوتا تموم کردن
00:23:01و تا اون جنازه ها رو جمع کردن
00:23:03تقریبا چهار پنس وقت من کنار اون جنازه ها بودم
00:23:06و خیلی میترسیدم از اون آیسیم
00:23:09پشوهرم گفتم
00:23:10تو رو خودا من رو از اینجا ببر
00:23:13پرستارو اومدن این کیزه من رو تمیز کنن
00:23:15دوتا پرستار
00:23:16اول که متوجه نشدم
00:23:18ولی تا بالای سرم شروع کردن
00:23:19به صحبت کردن
00:23:20چشم رو باس کردن
00:23:21اینا گفتن که
00:23:23آخای این تفلک چیز هجری میکشه
00:23:25هنوز هم تموم نکرده
00:23:27همین حرفو که زدم
00:23:29من چشم رو باس کردم بهشون نگاه کردم
00:23:30تا بهشون نگاه کردم خودشون گردن
00:23:32اونجوری کردن
00:23:34لباشون رو گاز گرفتن
00:23:35که جلو سر بالای سر بیمار
00:23:37چراچه این حرفی رو زدن
00:23:38ولی من قدرت تکلم زیاد نداشتم
00:23:41اون لحظه
00:23:43فقط انگالی بهشون نگاه میکردم
00:23:45که با چشم التماس میکردم
00:23:48که من زنده هم
00:23:49من رو نجاس بدین
00:23:51بعد مثلا پزش که میومد رو سرم
00:23:54دستشو میذاش رو سورتم
00:23:56بیدار میشدم
00:23:57میفهمیدم
00:23:58نگاش میکردم
00:23:59چون تو دهنم دستگاه بود
00:24:01دستا بسته بود
00:24:02با چشم التماس میمید
00:24:03مثلا اینجوری سری تاب میداد
00:24:05که یعنی هیچ تغییلی نکرده
00:24:09میفهمیدم که اینا از من خیلی ناومیدم
00:24:13و به شوهرم اونجا گفتم
00:24:15اگر میخوایی من زنده بمونم
00:24:17من از این بیمارستان ببر
00:24:19احتمال داره من رو بهت ندن
00:24:22اجازه ندن من رو از آیسیو ببری
00:24:24ولی اگر شد
00:24:27یه خرده سرسدا کن
00:24:28من اینجا
00:24:30میمیرم من اینجا ها
00:24:31بیشتر ترسم
00:24:33از اون جنازه بود که کنارم بود
00:24:35و ما ستا حال خرا
00:24:36اون یکی اولی رفت
00:24:37دومی رفت
00:24:38بکفتم سومی هم منم دارم میرم
00:24:40رفتم پیشش
00:24:42دست من رو گرفت
00:24:44خیلی هم بدنش یخ بود انگاه
00:24:46الاتماس میکرد که من از اینجا ببر
00:24:48شنیدن بالای سرم گفتن که
00:24:51این کارش تهمومه
00:24:53انقد افونت داره بدنش که
00:24:56تهمل نمیاره فقط مرافین بزنین
00:24:59درد نکش
00:25:00و اشون گفت و گفت باشه
00:25:03باشه
00:25:04و همیشه
00:25:06الی پشتم بود
00:25:07مثلا تو زندگی هم اگه حرفی بزنم
00:25:09همیشه پشتمه
00:25:11از خونوادام امیدی نداشتم
00:25:13که بهشون بگم من از اینجا ببرین
00:25:15منو ببرن
00:25:16میدونستم
00:25:16مثلا میگن نه
00:25:17مریضه
00:25:18حالش خوب نیست
00:25:19باید بیمارستان باشه
00:25:20یه خورده اینطوری فکرم کنم
00:25:21ولی
00:25:23شوهرم مثلا یه طوریه که میگه
00:25:25نه
00:25:25این حالش خرابه
00:25:26باید کمکش کنم
00:25:27این اخلاقو داره
00:25:28تو زندگی هم همینطوری
00:25:29به خود همین
00:25:30میدونستم
00:25:30منو میاد میبره
00:25:31از اینجا
00:25:34که
00:25:34انیقا با عجله میره
00:25:36سمت
00:25:37اسکوی پرستاری
00:25:38و
00:25:39با اصابانیت
00:25:40یک ماشتی هم
00:25:41به شیشه
00:25:42در آیسیو میزنه
00:25:44پدر ما
00:25:45وقتی اصابانی
00:25:45یه نگاه خیلی بدی داره
00:25:47که هم وقت
00:25:47اون نگاهو به ما میکنه
00:25:49ما میفهمیم
00:25:49موضوع خیلی قرابه
00:25:50اون لحظه دقیقا
00:25:52همون نگاهو داشت
00:25:53اومد
00:25:54سمت در آیسیو
00:25:55این درش
00:25:56از اینوی بود
00:25:57که باید میسند
00:25:57باز میشه
00:25:58برقی چیه
00:25:59این دره یکم
00:26:00دیرتر مثلا
00:26:02تا اومد
00:26:02به جنبه
00:26:03بابای من
00:26:04یه موش زد به در
00:26:05من اصلا احساس کردم
00:26:06که
00:26:07تمام وجود من ریخت
00:26:09استرس اومد
00:26:10حال بده اومد
00:26:12تا اومدم برم داخل
00:26:14گفتن
00:26:14تو نیمتونی بری
00:26:15دیگه
00:26:16علی آقا
00:26:16از آیسیو رفت بیرون
00:26:17و رفت
00:26:18ولو سرپرست داری
00:26:19وقتا رو صحبت کرده بود
00:26:21گفتد
00:26:21میخواهم خانمم
00:26:22از اینجا ببرم
00:26:22اونا گفتدن
00:26:23چرا میخوای ببری
00:26:24حالش
00:26:24خرابه
00:26:25شرایط بردن نیست
00:26:26گفته بود که
00:26:28میترسه
00:26:29از آیسیو
00:26:36ولی پنج روز
00:26:37طول کشید
00:26:37تا پرونده
00:26:38منو آماده شد
00:26:39تا
00:26:40دکتر منو قبول کنه
00:26:42تا بیمارستانی
00:26:43منو قبول کنه
00:26:44چون مریض آیسیو رو
00:26:45معمولا هیچ جا قبول نمی کن
00:26:47خدا خیلشون بده
00:26:48آقای دکتر
00:26:48احسان حسنزاده
00:26:50ایشون منو قبول کردم
00:26:52تو بیمارستان
00:26:52امید
00:26:53گفته بودن
00:26:53بیاد
00:26:54ولی احتمال داره
00:26:55تو را تموم کنه
00:26:56با این شرایطی که
00:26:57پرونده جو داشه
00:26:58من میدیدم خودمو
00:27:00شما توی آمبولنس
00:27:01خودتونو میدیدین
00:27:02بله خودمو میدیدم
00:27:04خب
00:27:04ولی
00:27:05کجا بودید
00:27:05بیرون از آمبولنس
00:27:06یا داخل بودم
00:27:07نه نه
00:27:07همون داخل بودم
00:27:08یه حالت چشما از بالا
00:27:10میدیدم خودمو
00:27:12پایین پا
00:27:13آره
00:27:13خودمو میدیدم
00:27:15ولی
00:27:16در حدی نبود
00:27:17دیگه شعاعی بیشتری باشه
00:27:19یا جایی بود
00:27:19فقط فضایی درون آمبولنس
00:27:21آره
00:27:21فضایی درون آمبولنس
00:27:23و پرستاری که با من اومده بود
00:27:25همسر کدوم سمت بودن
00:27:27چپ راست
00:27:28همسرم سمت راستم بود
00:27:31سمت راست
00:27:31بله
00:27:32پرستار
00:27:32پرستار جلو نشسته بود
00:27:34جلو پیش راننده
00:27:36بله
00:27:36پیش راننده نشسته بود
00:27:38و شما جلو رو هم میدیدیم
00:27:40بله
00:27:41و دیدم که
00:27:43راننده آمبولنس
00:27:44خیلی تون نمیره
00:27:46ولی پرستارم گفت
00:27:48وضعیتش خرابه
00:27:49ذریع تر برو
00:27:50وگره احتمال داره تموم کنه
00:27:52این حرف را بنده خدا زد
00:27:55دیدم
00:27:57قشنگ دیدم و شنیدم
00:27:58و راننده آمبولنس
00:28:00اینقدر تون میرفت
00:28:02آقای موزون من رو تخ بالا پایید میرفتم
00:28:05همسرم اومد دستاشو گرفت
00:28:07و سرشو گذاشت رو غفظ سینه من
00:28:09که من اینقدر نپرم بالا
00:28:11خیلی تون میرفت راننده آمبولنس
00:28:13ایشون از راه بردیم خانم منو
00:28:15دید سری بردشو تا غمر
00:28:18ریه ایشون اینقدر آب آورده بود
00:28:22که اکسیجن رو تا ته زیاد کرده بودیم
00:28:26میگفت که دارم خفه میشم
00:28:28بعد از عمل خوهرم ازشون پرسه که
00:28:31چطوری بود آقای دکتر عمل
00:28:32چی شد؟
00:28:33میگن که ما کلان سه روز بهش محلت میدیم
00:28:36یا میمونه
00:28:38یا میره بیمار
00:28:39بله از اتاق عمل بردنش توی آیسیو
00:28:42به من هم گفتن برو بای نستم
00:28:44تو آیسیو بیمارستان امید
00:28:46کلان با اون با اون نورها بودم
00:28:49حتی وارد این اتاق اینور نشدم
00:28:51به هیچ اموان
00:28:57اونجا دومرتایی اومد در گوشم گفتش که
00:29:01وقت رفتنه باید بریم
00:29:02گفتم خب بریم
00:29:06یه فیلمی باز شد
00:29:08تشیج نازمونشون هم دادن
00:29:10تشیج نازمونشون دادن
00:29:13که کل مردم روستا
00:29:14دوستا
00:29:15فابیلا
00:29:16دوستای خودم
00:29:17همه اومده بودن
00:29:18و من
00:29:19تک تک اینا رو
00:29:21که نگاهشون میکردم
00:29:23میفهمیدم تو زهنشون چی میگذره
00:29:25چی میگن در برد قضاوتشون
00:29:28در مورد من چیه
00:29:30مادر بزرگم رو دیدم
00:29:32خدا بیا مرد پدر بزرگم رو تازد دست دادم
00:29:34اون ایشون رو دیدم
00:29:35قضاوت ها چی بود؟
00:29:37همش میگفتن
00:29:38خدا رحمتش کنه
00:29:40چه زن خوبی بود
00:29:41همش خوبی بود
00:29:42خدای چرا میبری
00:29:44اصای دست پدر مادرش بود
00:29:45همش مردم از این حرف ها میزدن
00:29:49ولی یه نفر ازم ناراضی بود
00:29:51و من تو این تعریف ها
00:29:52همش دنبال اون یه نفری بودم
00:29:54که ناراضی بود ازم
00:30:16بلاخره پیدا شد؟
00:30:17نه پیدا نشد
00:30:19دوست دارید پیدش کنید؟
00:30:21اونجا خیلی دوست داشتم
00:30:22الان هم چرا؟
00:30:23خیلی دوست دارم پیدا
00:30:26بزرگ باری که
00:30:28از ایشون نارضایتی دارید
00:30:30خانوم یا آقا
00:30:32به خود ایشون
00:30:33پیام بدید اگر میتونید
00:30:35و اگر مادی یا معنوی
00:30:37مطالبهی دارید
00:30:38این مطالبه خودتون رو دریافت کنید
00:30:42برانیست که
00:30:43نگه داری تقیتون رو
00:30:45پوشیده
00:30:46ایشون حاضرن
00:30:47رضایت شما رو
00:30:49جلب کنن
00:30:51و اگر حقی هست
00:30:52مسترد کنن
00:30:55موافقی؟
00:30:55بله
00:30:56خدا خیلیتون بده
00:30:57اموم که 6-7 سال فوت کرده
00:30:59اون اومد
00:31:00گفت زود باشین دیگه
00:31:02کارگره داشتن
00:31:03قبر منو میچیدن
00:31:05و داشت گفت زود باشین دیگه
00:31:06سمایر دارن میارن
00:31:07زود زود بچینین
00:31:08اموم حالت ناراحت بود
00:31:11حضن داشت
00:31:11نمیدونم چرا
00:31:12مثلا خوشحال نبود که
00:31:14من دارم میرم پیشش
00:31:16خوشحال نبود
00:31:17ناراحت بود
00:31:18یک کمی ترسیدم
00:31:19قبلا مشتاق بودم که برم
00:31:21ولی لقتی که قبرمو دیدم
00:31:23یک کمی ترسیدم
00:31:24سه طرف قبر منو چیدم
00:31:25ولی اون قسمت سر موند
00:31:29نمیدونم حکمت چی بود
00:31:31داستان چی بود
00:31:32خدا دانه
00:31:33مجددن اومدم تو اتاق خودم
00:31:37ولی
00:31:38اینجوری بگم
00:31:39صد درصد نه
00:31:40ولی پنجاه درصد دوست داشتم برگردم
00:31:43از ترسی که از اون قبر دیدم
00:31:47یه ها یک فیلمی برام باز جد
00:31:51اول مادرمو نشون دادن
00:31:53مادرم
00:31:53رنگ روی پریده
00:31:55رنگ سفید
00:31:57گوناهاش سرخ
00:31:58از بسک خودشو زده بود
00:32:00گفتن که اگر بری
00:32:02مادرت به این حال روز میافته
00:32:05گفتم
00:32:05اشکال نداره چهلوزه
00:32:07بعد چهلوز خوب میشه
00:32:10همسرمو نشون دادن
00:32:11کلن یه آدم بیمار را
00:32:13افسارده گوشه خونه نشسته
00:32:15و دائم در حال فکر کردن
00:32:17دیدم که
00:32:18تو فکرشه میگه
00:32:20خدایا
00:32:20اگر این بمیره
00:32:22همه میگن مقصر منم
00:32:26اگر بمیره
00:32:27میگن به خاطر اسبای من بوده
00:32:30چون اون اسب خریده بود
00:32:31تو روستا
00:32:32و همه میگفتن که
00:32:34چون اسب خریدی
00:32:35مورد چشم مردم قرار گرفتین
00:32:38و باعث شده که این دختر مریض بشه
00:32:41و این حرف پشت سر من خیلی ادامه داشت
00:32:44روستای اشون
00:32:46خانمم تقریبا همون ماقعی که اونجا بودم
00:32:49به پدر خانمم گفتن
00:32:51یک اسب خریدم بردم اونجا
00:32:54اصب خریدم
00:32:55اصب حیبون دوست دارم
00:32:56اصب حیبون
00:32:57بعد
00:32:58بردم اونجا
00:32:59و
00:33:00از کنارگوشه میشنیدم
00:33:02اینه که میگه
00:33:03اشون اسب خرید
00:33:04این چشم شد
00:33:05این فلان شد
00:33:07اینه که بالاخره خیلی حرف شدیدم
00:33:09بعد استرابی هم داشتم
00:33:11که خدایی نکرده
00:33:12اگه ایشون یک کاری بشه
00:33:14همه میگن
00:33:15مثلا مغصر تویی
00:33:16منو مغصر میدوند
00:33:18من این حرفا رو با خدا میزدم
00:33:19و کسی که نمیگفتم
00:33:20که مثلا خدای
00:33:22خانم من اگه
00:33:24میخواییم از من بگیریش
00:33:26حد دقل اینجوری از من نگیر
00:33:28که همه منو مغصر این کار بدونن
00:33:31که به خاطر حالا
00:33:32یا حرف مردم
00:33:34یا هرچی حالا
00:33:35فکرم اشتیبا بود
00:33:36ولی واقعیت
00:33:38فکرم هم خیلی درگیر بود
00:33:40نگرانش بودم
00:33:41قصه میخوردم
00:33:43بچه هم فکر میکردم
00:33:44که مثلا
00:33:44دوتا دختر من
00:33:46تنهایی چیکار بکنم باشون
00:33:48من هنونه رو نشونم دادن
00:33:50دخترم
00:33:50دختر کشکر
00:33:51هنونه رو نشون دادن
00:33:53که در سنینه تقریبا
00:33:5722 یا 23
00:33:59همچنین یک جوون
00:34:02توی سنین
00:34:03اطراف مدرسش
00:34:06داره یک کالسکی تو دستشه
00:34:09و داره
00:34:10زایعات جم میکنه
00:34:12کارتون خواب شده
00:34:13تا دیدمش گفتم
00:34:15چرا این اینطوریه
00:34:17گفتن که
00:34:20اگر
00:34:21بر نگردی
00:34:23این
00:34:23به خاطر دوستای نابابی داره
00:34:26ایتیاد پیدا میکنه
00:34:28و آقابتش این میشه
00:34:29گفتم نه نه
00:34:30میخوام برگردم
00:34:31به خاطره
00:34:32به خاطره هنونه
00:34:34اومدم توی اتاق خودم
00:34:35گفت
00:34:36وقت رفتنه
00:34:37باید بریم
00:34:38گفتم که نه
00:34:40من میخوام برگردم
00:34:41نه میخوام توسل کنم
00:34:43میخوام برگردم
00:34:44خیلی اجولانه
00:34:45بعد گفتش که
00:34:50رفت بالا
00:34:51وقتی که رفت بالا
00:34:53متوجه شدم که
00:34:55فرصت دارم
00:34:56همینجور با خودم میگفتم
00:34:57خدایا من به چه توسل میکردم
00:34:59من به چه کار میکردم
00:35:01چی شد و اینا
00:35:03یادم نمیوند
00:35:04نه از امامان
00:35:05یادم میوند
00:35:05نه از دعاهایی که خونده بودم
00:35:07هیچی یادم نمیوند
00:35:08یه ها یادم اومد
00:35:08از دعای توسل
00:35:09گفتم
00:35:10راستیس همه یه تو که دعای توسل و بلدی
00:35:12شروع کن بخوندن
00:35:14یه خود
00:35:14بعد فکر میکردم
00:35:16فشار میابردم رو خودم
00:35:17که
00:35:18اول دعا یادم بیاد
00:35:20اول دعا یادم اومد
00:35:22شروع کردم بخوندن
00:35:24همینطور که میگفتم
00:35:25یا وجیهن اندالله
00:35:27تا
00:35:28به امام حسین رسیدم
00:35:30این دعا رو همینجور داشتم
00:35:31میخوندم
00:35:31تا به امام حسین رسیدم
00:35:33یه جمعیتی
00:35:34از زاوی راستم
00:35:35یه جمعیتی دارن میگن
00:35:37یا وجیهن اندالله
00:35:39اشفال لنا اندالله
00:35:42خدایا شفاشو بده
00:35:43خدایا به بچه هاش رحم کن
00:35:45خدایا به جوانیش رحم کن
00:35:47همینطور که برگشتم نگاه کدم
00:35:49دیدم خونه مامانه
00:35:50همسایه های مامان نشستن
00:35:53فامیلا نشستن
00:35:54جاریه خودم هستن
00:35:55و
00:35:56همه دارن میگن
00:35:57خدایا شفاش بده
00:35:59خدایا به جوانیش رحم کن
00:36:00از تحیده میگن
00:36:01خدایا شفاعت شو بده
00:36:02خدایه به بچه هاش رحم کن
00:36:04خدایه به جوانیش رحم کن
00:36:05های اینطوری
00:36:07همونجا دستام امردم
00:36:08خدایش شکرت
00:36:09که همسایه های مامانم
00:36:11اینقدر من رو دوست دارن
00:36:12دارن برای من
00:36:13اتحه دل دعا میکنن
00:36:14این حرف رو زدن
00:36:16با روز خونه خونه مامان
00:36:18همجور داشتم دعای توسل رو میخوندم
00:36:20یه رو دیدم باز
00:36:21یه جمعیتی از این طرف هم
00:36:23جمعیت زیاد نبود
00:36:25پنج شیش نفر بودن
00:36:26از این طرف هم صدا داره میاد
00:36:29ای خدا کمکش کن
00:36:31به جوانیش رحم کن
00:36:32به بچه هاش رحم کن
00:36:34شفاعتش رو بده
00:36:35نگاه کردم دیدم
00:36:36مادر شوهر خوهرمه
00:36:38بیبی جان
00:36:39داره برای من دعا میکنه
00:36:41و همونجا دستام امردم بالا گفتم
00:36:44خدایش شکر
00:36:44بیبی جان چقدر منو دوست داره
00:36:47که واسه من داره
00:36:48از تهیدل اینطوری دعا میکنه
00:36:49آبجیش گفت که من نظر کردم
00:36:55یک دیگه آش بذار
00:36:57گذاشتیم همون روز هم
00:36:59همساد آمد گفت که من که روزه خون
00:37:00بودم حالا روزه نمیخوانم
00:37:02چون راحت اصحاب گرفتم
00:37:03بخوام دوست دارم یک روزه بخوانم برای دختر
00:37:07گفت هم هر کار دوست داره بکن
00:37:09ولی دختر من نمارده که میخوای روزه بخوانی
00:37:12گفت دوست دارم اصلا امروز
00:37:13حال هوای خانه جوروه ایه
00:37:15گفت هم بخون
00:37:17روزه خون از امام رزا
00:37:19امام رزا را به جان جوادش قسم داد
00:37:21که این خانه
00:37:22کلن همه دلاش شکسته بود
00:37:24همه داب میزدن خدا
00:37:26همه مریضا را شفا بده
00:37:28سومه امام را شفا بده
00:37:29برگرد
00:37:30اینا رو که دیدم
00:37:31بعد داداش هم را دیدم
00:37:33داداش هم را دیدم که داره
00:37:35آبیاری میکنه
00:37:36با آقا شده را آب میده
00:37:37و میگه خدای شفاش بده
00:37:39یه سوره هم دیم برام پوند
00:37:41اینا رو که دیدم
00:37:42مجدد به سمت راستم نگاه کردم
00:37:45و رفتم خونه مامانم
00:37:46رفتم یعنی
00:37:47یک لحظه
00:37:48حالت در حد چشم به هم زدن
00:37:52شایدم کتاتر
00:37:53و تو اونجا قرار گرفتم
00:37:54رفتم گوشه اوپن خونه مامان
00:37:57زاویه دیدم از اونجا بود
00:38:00همین همسایه ها و فامیل ها را نگاه میکردم
00:38:03و همینطور که داشت این ها دعای توسل میخوندن
00:38:06منم دعای توسل را تکرار میکردم
00:38:08تا رسیدیم به قسمت امام رزا
00:38:12گفتم که یا امام رزا
00:38:15خود ولی دلم کاملا شکسته بود
00:38:18دیگه واقعا دوست داشتم برگردم
00:38:20گفتم که یا امام رزا
00:38:23خودت گفتی هر که جان جوادم را قسم بخوره
00:38:26برمیگرد دست رد به سینش نمیزنم
00:38:29من الان دارم جان جواد تو قسم میخورم
00:38:34شفاعتم را بده
00:38:35همینطور که من گفتم
00:38:39یهو دیدم که
00:38:41آهنگ آمدم ای شاه
00:38:43پناهم بده
00:38:44خط امانی
00:38:47زکناهم بده
00:38:49ازم به یک لحظه نگاه
00:38:51همین
00:38:53تیکه آقای کریم خانی
00:38:55که میخونه با همون آهنگ
00:38:58با همون حالت
00:38:59اومد که آمدم ای شاه
00:39:02پناهم بده خط امانی
00:39:04زکناهم بده
00:39:05ازم به یک لحظه نگاه
00:39:07همینطور که با همون آهنگ اومد
00:39:10و منم خوندم
00:39:11منم خوندم و
00:39:13بعد
00:39:14پیر قلام
00:39:18امام رزا
00:39:19که پیرترین خادم امام رزا
00:39:21نقارزم بودن چند سال فرد که
00:39:24ایشون اومد
00:39:25بالباس خدمت اومد
00:39:27بالباس خدمت اومد پیش من
00:39:29گفت آقا شفاد
00:39:30گفتم آقا شما پیش امام رزایی
00:39:33ازش به خواهجان جواد شفاعتمو بکنه
00:39:36گفت میگم آقا شفاد داد
00:39:38سه دفعه من تکرار کردم
00:39:40و سه دفعه ایشونم و داشتم گفتن که
00:39:43آقا شفاد داد
00:39:44من مجادت من اومدم
00:39:46تو خونه مادرم بودم
00:39:48با همون روز خون
00:39:49دای توسل و تا آخر خوندم
00:39:51سلام به امام رزا دادم
00:39:54و وقتی که
00:39:56این داستانت همون شد
00:39:58اومدم تو اتاقم
00:39:59این داستانت تکرار کردم
00:40:14این داستانت تکرار کردم
00:45:43موسيقى
00:45:47موسيقى
00:45:55موسيقى
00:46:02موسيقى
00:47:09الم joinsنا
00:47:10Who I Falco
00:47:18with the term
00:47:21موسيقى
00:47:22وفي القناة
00:47:22بقناة
00:47:25بقيناiku
00:47:30اشتركوا
00:47:33في القناة
00:47:55قاله همسر من
00:47:56من رفتم دنبالشون
00:47:58بعد دیدم که این خاله خیلی داره گریه میکنه
00:48:02گفت من آره برای سمایه ختم سلوات درداشتم
00:48:06که خوب شه حالش خوب شه
00:48:07بعد گفتم خاله فیلن که سمایه تو آی سیویه
00:48:10فیلن من که چیزی نیدم
00:48:12دقیقا همینو سمایه وقتی که از آی سیو اومد بیرون
00:48:16گفت من تو کما بودم
00:48:17اینو من دیدم که بی بی اشتف
00:48:20واسه ی من ختم سلوات برداشته
00:48:22اتحه دل داره دعا میکنه
00:48:24گفتم آره دقیقا همیشکلی آب جی
00:48:27بعد گفت ماده شوهرتم
00:48:32آره دقیقا منواده شوهر من
00:48:34خیلی واسه سمایه دعا کردم
00:48:36خیلی دوستش ناشتم
00:48:37گفتم دیدم
00:48:38به مادر شوهرتم خبر بده
00:48:40بگو که سمایه شفاعت چه از امام رضا گرفته
00:48:43بعد رو به شوهرم کردم
00:48:46به علی آقا گفتم که
00:48:48وای چقدر تو ذهنت پر مشغله هست
00:48:50چقدر حرفه
00:48:52اینقدر نگران نباش
00:48:54اجازه نمیدم کسی بگه که تو مغسری
00:48:59چون فکر میکرد که
00:49:01همه در مورد اون غذاوت میکنم
00:49:03این مغسره بیماری منه و مریضی منه
00:49:05گفتم نه اجازه نمیدم بگم که
00:49:08تو مغسری
00:49:09وقتی اینشون به من گفت من خیلی جا خوردم
00:49:12یک دفعه انگار یک شکی به انوارد شد
00:49:15خدای این است کجا فهمینه
00:49:17این کیبش من کسیم با کش حرف نزدم
00:49:20من یه حرفا تو ذهنم مرور میشده
00:49:23که شایرم دستش گذاشت رو صورتش شروع کرد به گریه کردن
00:49:27و همونجا دو اتاقم سجاده پنک کرد و
00:49:31سجده شکر گذاشت که خدای شکریت برگشته
00:49:34بعدم به پزشکم مراجعه کردن
00:49:37پزشکمم گفته که ما تحجب میکنیم
00:49:40واقعا یه معجزه شد
00:49:41که یک شبه داروها به بدن این نشست
00:49:45و افونتشو آورد پاین
00:49:47تبش قرد شد
00:49:49انشالله تا 15 روز یا 20 روز دیگه
00:49:52ایشون مرخص میشه نگران نباشین
00:49:53جای نگرانی نیست و دیگه هم فعلا عمل ندارن
00:49:56اون دکتری که گفته بود نامیت کرده بود ما رو
00:49:59اون دکتری که گفت نه داره خوب میشه
00:50:01انگار ورق برگشت
00:50:03دو مرتبه سمایه حالش رو به بهبود شد
00:50:05بهتر شد
00:50:16من شرمنده پدر مادرمم
00:50:19به خصوص مادرم
00:50:21که خیلی عزیتش کردم
00:50:23به خصوص بعد عملم که
00:50:26درکش نگردم
00:50:27چون وقتی تو آیسیو بودم
00:50:29دوست داشتم با مورم برام دعا کنه
00:50:31ولی با صدای داداش و جیغاش
00:50:34نیم ترستم برام سمتش
00:50:37ولی بعد عملم
00:50:39که اومدم تو آیسیو
00:50:41اومدم تو بخش
00:50:44رو ما همش کردم اون طرم
00:50:47نگاش نمک
00:50:49بخاطر همین خیلی شرمنده شد
00:50:59شرمنده شد
00:51:01بابا همین تو
00:51:03خواهش میکنم
00:51:09ببخشید
00:51:10و از لطف خدا ممنونم
00:51:12که الان تو کنار ما هستی
00:51:14خدا هرچه مریضیه
00:51:16خدا همه رو شفا بده
00:51:17و حق محمد و آل محمد
00:51:20تو رو خدا شفا داد
00:51:22از لطف خدا ممنونم
00:51:24امیدوارم که انشاءالله
00:51:25همه شفا پیدا کنن
00:51:27قدرشون رو ندونستم
00:51:29خب مادر بود
00:51:30حق داره
00:51:31وقتی که بچهش دو اون شرایطی داره
00:51:33با مرگ دست پنجه نرم میکنه
00:51:35خب حقشه
00:51:37داد بزنه
00:51:38جیغ بزنه
00:51:38خدا خدا کنه
00:51:40ولی من اینو اصلا درک نکردم
00:51:42اصلا
00:51:43ولی از زمانی که دخترم مریض شد
00:51:45ریحانه مریض شد
00:51:46که وجود پرپر میزنم
00:51:48پشت در آی سیو
00:51:50نبینونستم چی کار کنم
00:51:51اونجا درکش کردم
00:51:52که خدا
00:51:54ریحانه رو مریض کرد
00:51:55ریحانه رو گذاشت جلوم
00:51:57که بفهمم
00:51:58بفهمم
00:51:58مادر یعنی چی
00:52:13در این حینی که تو بخش
00:52:15من بودم
00:52:18خیلی حالم بد بود
00:52:19اللحاز روحی
00:52:21اللحاز روانی
00:52:22اللحازی که این چیزهایو که دیده بودم
00:52:24و دوست داشتم به همه بگم
00:52:26ولی همه باور نمی کردن
00:52:28مادر خودم مثلا
00:52:30وقت اومد دیدنم بهش گفتم
00:52:32گفتم مامان
00:52:33اینقدر جیغ زدی سرم درد میکنه
00:52:35اینقدر رنگ سفیده
00:52:37واقعا رنگ سفیدیشو میدیدم
00:52:38عصبی میشدم
00:52:40اینگر وقتی این خبر مرخص شدنشو به من دادن
00:52:43من خونه بودم
00:52:44خب از دو روز قبل
00:52:46مثلا میگفتن
00:52:47هی مامان فردا مرخص میشه
00:52:48فردا مرخص میشه
00:52:50من هم آماده کرده بودم
00:52:51خونه رو نمیدونم
00:52:53کابینت ها رو به هم بریز تمیز کند
00:52:55که مهمون میاد
00:52:56میان عیادت
00:52:57کلی مثلا به سرواز خونه رسیده بودم
00:53:00همه چیز رو آماده کرده بودم
00:53:02واسه اینکه مثلا مامانم داره میاد
00:53:04خوهرام بغل کردن
00:53:05دختراموامو بغل کردن
00:53:08جالب بدونی دختراموامو خیلی بغل کردن
00:53:10بوستشون کردن
00:53:11ولی منو نه
00:53:13یک سلام خوبی مامان
00:53:16خیلی عادی
00:53:18یک رو دیدم
00:53:19مردم چای بیارم واسه مامانم و مامان بزرگم
00:53:22میدنم دارن میگن که
00:53:23مامانم برگشت
00:53:25مامان بزرگم میشاری که گفت
00:53:27این
00:53:28اصلا هوای منو نگاشت
00:53:30تو اون دنیا که بودم
00:53:32حالا تو اون شرایط که بودم
00:53:34من توضیح داشتم میگفتم
00:53:35چی داره میگه
00:53:36مثلا جریان چی از اون شرایط چیه
00:53:39تای دل خودم
00:53:41رفتم گوشیشو نگاه کردم
00:53:43دیدم که مثلا
00:53:44یک پیام نداشته که
00:53:46مثلا واسه مامان من دعا کنین
00:53:48مریضه
00:53:49توی تجربه شما گوشیو برداشتین؟
00:53:51نه نه
00:53:52اصلا نگاه کردم
00:53:55گوشی اون جایی که میخواستم
00:53:57برام دیده میشد
00:53:59اصلا نیاز نبود من
00:54:00اصلا دستی نداشتم که دست بزنم
00:54:03من فقط به گوشی رومیز نگاه کردم
00:54:06دو تا چش
00:54:07به گوشی رومیز نگاه کرد
00:54:09و تمام اینا دیده شد
00:54:10اول دوست داشتم تو وضیعت واتسابش
00:54:13برای مثلا به نیسته که مامانم مریضه
00:54:15براش دعا کنین
00:54:16خیلی دوست داشتم این کار رو بکنه
00:54:18دیدم چیزی ننوشته
00:54:19اصلا چیزی ننوشته که مامان من مریضه
00:54:22واسهش دعا کنین
00:54:23ناراحت شدم گفتم نگاه کنین چی بیخیاله
00:54:25دیگه از آب و گل تقریبا در اومده
00:54:2818 سالش شده
00:54:29میتونه واسه خودش قضا درست کنه
00:54:31کاری بکنه از من یادش نمیاد
00:54:33یه خورده دلم شکست
00:54:35بعد دیدم که مامانم اونجا داشت به مام بزرگیم
00:54:37میگفت من توقع داشتم
00:54:39مثلا دخترم همچین کاری برای من بکنه
00:54:41و من اونجا حرفم وزدم
00:54:44گفتم نه مامان
00:54:46شاید از نظرتو کار درستی باشه
00:54:47ولی از نظر من نبوده
00:54:49من حتی خودم هم اگه در حال مرگ باشم
00:54:52نمیخوام کسی این کار رو برام بکنه
00:54:54به من هم میگم که خاله استوری نکن
00:54:55توی واتساب استوری نکن
00:54:57من دوست ندارم
00:54:57باید از خدا بخوای
00:55:00بندش گیر
00:55:00ولی من نظرم این بود
00:55:02میگفتم شاید نفس یه نفس حق باشه
00:55:04این شفا پیدا کنه
00:55:06من اینجوری بودم که من خدا رو دارم
00:55:09من نیاز ندارم که
00:55:10بیام استوری قمگین بذارم
00:55:13بیام این رفتارو بکنم
00:55:15که
00:55:16بقیه بخوان دل بسوزونن
00:55:19یا ترحوم بکنن
00:55:20که مثلا مامان من بخواد شفا پیدا کنه
00:55:23من شفا با خدا حرف میزدم
00:55:26میگفتم با من
00:55:27تمام پشتوارم توی این دنیا مامانمه
00:55:31نمیگم بقیه پشتم نبودم
00:55:33چرا بودم
00:55:34ولی مامانم میچورو چرا پشتم بوده همیشه
00:55:37تا سه ماه من با ویلچر بودم
00:55:40بعد از سه ماه من تونستم
00:55:43با اصار را برم
00:55:44همین که با اصار را افتادم
00:55:46در حد توانم رسید
00:55:48رفتم مدرسه دخترم
00:55:50از خانوم معاونشون پرسیدم که
00:55:53هنانه چطوره؟
00:55:55هنانه از هنانه به هم بگین
00:55:57گفتن که
00:55:59خانوم زارنیا
00:56:00هنانه خودش خیلی خوبه
00:56:02ولی دوستای نابابی داره
00:56:05یک چند دفعه ما از دست
00:56:07همین دخترهی که داره را میره
00:56:09بایش انگاری یک سر زنگ تفریه ها هست
00:56:12و با هم خیلی مچند
00:56:16یک مواد دیگه رفتیم
00:56:18یک چند مورد خودکشی داشته این دختر
00:56:22خودزنی داشته
00:56:23اون دختر
00:56:25به خاطر شرایط زندگی پدر مادر
00:56:29پدر مادر در حال جدا شدنن
00:56:31و این بچه
00:56:32در سن 13 سالگی
00:56:35و 14 سالگی
00:56:36اوجه نوجوانی
00:56:37و مورد آسیب قرار گرفته
00:56:40و متاسفانه
00:56:41هنانه شما
00:56:42خیلی با این دوسته
00:56:44و هر جا هم میره با همن
00:56:47هر کارم میکنم که
00:56:49این دو نفر را از هم جدا کنم
00:56:52نمیشه
00:56:52یک هفته گذشت
00:56:54دیدم هنانه اومد
00:56:55با چشم گریون
00:56:56و خیلی ناراحت
00:56:58و خیلی شرمنده
00:56:59اومد گفت
00:57:01مامون ببخشید
00:57:02حق با تو بوده
00:57:04گفتم که
00:57:05چی را حق با من بوده
00:57:07گفتش که
00:57:08آره دوستم
00:57:09یک دفعه برای من سیگار آورده
00:57:11و مواد مخطره دیگه
00:57:15دو سه دفعه برای من آورده
00:57:17که با هم استفاده کنیم
00:57:19گفتم خب حالا
00:57:21تو استفاده کردی یا نکردی
00:57:22راستشو به من بگو
00:57:23اشکال نداره
00:57:24تجربه مال شمای مامون
00:57:27ولی اگر استفاده کردی
00:57:28به هم راستشو بگو
00:57:29گفت مامون باور کن نه
00:57:31من استفاده نکردم
00:57:32خیلی دوست داشتم تجربه کنم
00:57:34چون خیلی برام تعریف کرده
00:57:36ولی مامون حق با شمایه
00:57:39من اینقدر
00:57:40این دوستم و دوست دارم
00:57:42که اگه به هم بگه
00:57:43این چاهه
00:57:44خودتو بنداز تو چاه
00:57:45رو حرفش نه نمیگم
00:57:47و مندازم تو چاه
00:57:48به شما اونجا گفته بودن
00:57:50اگر شما بر نگردید
00:57:52هنانه
00:57:54این آیندشه که
00:57:55معتاد میشه
00:57:56بله
00:57:56شما برگشتید
00:57:58پیگیری کردید
00:57:59و دقیقا این موضوع رو
00:58:01پیشگیری کردید
00:58:02بله
00:58:04اگر نبودید
00:58:05میشد
00:58:06معتاد میشد
00:58:07بله
00:58:07حتما معتاد میشد
00:58:09شکل نمی کنم
00:58:10چون که
00:58:12تو شرایطش قرار گرفته بود
00:58:14خب پس شما به همون دلیلی که
00:58:16برگشتید
00:58:17با همون انگیزهی که برگشتید
00:58:20به هدفتون رسیدید
00:58:21بله
00:58:21الان راضی هستید
00:58:23شکل نیم کنم
00:58:25شکل ندارم که
00:58:26اگر بر نمیگشتم
00:58:29این بچه افسردگیش
00:58:31و اون دوست ناباب
00:58:33صد درصد میرفت
00:58:35و برای اون بچه هم
00:58:37آرزو میکنم که
00:58:38ایشالا پدر مادرش
00:58:40با هم خوب باشن
00:58:42و هوای بچهشونو داشته باشن
00:58:43که بچه به این راه کشیده نشد
00:58:45دعا کنیم
00:58:46از لحظهی که شما در باری
00:58:48اون دختر خانم
00:58:50صحبت کردید
00:58:51غم سنگین روی سینه من افتاد
00:58:54و من مدام
00:58:56در فکر ایشون هستم
00:58:57دعا کنیم برای
00:58:59این دخترمون
00:59:02هر که هستند
00:59:03هر کجا هستند
00:59:04و جوانان
00:59:06و نوع جوانان مشابه ایشون
00:59:08پسر دختر
00:59:10این ها همه
00:59:11فرزندان من و شما
00:59:14خوهر و بردره
00:59:15کچکتر بنده و شما
00:59:17هستند
00:59:18و خدا دعا رو گوشیم کنه
00:59:21دعا کنیم
00:59:23تخییر نندازیم
00:59:25همین الان
00:59:26دعا کنیم
00:59:42من خیلی
00:59:44اخلاقم متفاوت تره
00:59:46نسبت به افراد خانواده
00:59:47یه خورده لجباز سرم
00:59:50یه خورده
00:59:51بیشتر کار خودم رو میکنم
00:59:53یعنی
00:59:54اگرم کسی به این چیزی بگه
00:59:56اینطور نیستم بگم
00:59:57چشم
00:59:57میرم
00:59:58حالا راجبش فکر میکنم
01:00:00که
01:00:01حالا طرف درست میگه
01:00:02حتی مامانم
01:00:03مامانم خیلی سرین قضیه
01:00:06حساس بود
01:00:07که تو
01:00:07خیلی لجبازی
01:00:08سرکشی
01:00:09کار خودتو میکنی
01:00:10آینده نداری
01:00:12نمیدونم
01:00:13همه اخلاقات بده
01:00:15مامان قبلا یه اخلاق داشتن
01:00:16من هر کار میکردم
01:00:18بد بودم
01:00:19و اونتان واقعا
01:00:21ما مشکلات داشتیم
01:00:22بین مامانم و خوهرم
01:00:24من این یک
01:00:25پل بودم
01:00:27بین این دو نفر
01:00:28حرفای خوهرم گوش میدادم
01:00:30خیلی منطقی بهش میگفتم
01:00:31از این اشتباهاتی که داره مامان به تو میگه
01:00:34به نظر من از این دهتاش دوتاش واقعا اشتباه توه
01:00:37از طرفی میرفتم
01:00:39کش مامانم میگفتم
01:00:40مامان مثلا
01:00:41من حال اختلاف سنی خیلی زیادی با هندانه ندارم
01:00:44درکش میکنم
01:00:45بلی سخت میگیری
01:00:47مامان نمیدونم اینطوری نکن
01:00:50یکم مثلا
01:00:51ملایمتر برخورد کن
01:00:53و مامان من جوابی که من میداد این بود که
01:00:57اگه بخوام ملایمتر رفتار کنم
01:01:00ممکنه که رفتارشو تغییر نده
01:01:03من میدونستم که به خاطر این بود که من اخلاق خوبی داشته باشم
01:01:09ولی من خیلی ازش هستیت میشدم
01:01:11به خاطر همینم
01:01:13با این که خب اصابانی میشدم
01:01:14با آمان دوام کرد
01:01:15ولی بازم
01:01:17نمیتونستم
01:01:18یک کاری کنم که مامان متوجهش بود
01:01:20به خاطر همین از خدا میخواستم که
01:01:22یه جوری مامانو متوجه کنه
01:01:24بعد اون شیش ما من یه عمل دیگه داشتم
01:01:28موقعی که رفتم و عمل سنگین انجام بودم
01:01:31که کیسمو برداشتن
01:01:32گفتم خدای من خیلی چیزا فهمیدم توی موضوع
01:01:36یا ظلم و ظالمی نداری
01:01:39ظلمیتی نداری
01:01:41یا که به من نشون ندادی
01:01:44اگر نشون ندادی نشونم بده
01:01:46یکی از اون گناه هایی که کردم
01:01:49یا اون قرار اون کاری که باید بکنی نشونم بده
01:01:53عمل اومدم
01:01:55بهوش اومدم و مجدد بهوش شدم
01:01:58دیدم که راجع به دخترم هننه دارم با مادرم صحبت میکنم
01:02:03و بهش میگم که
01:02:06مامان نگاه این هننه اصلا به حرف من گوش نمیده
01:02:09همش داره عذیت هم میکنه
01:02:12و هننه میخواست ثابت کنه به من
01:02:14که نه من عذیت نمیکنم مامان
01:02:17تو فکر میکنی این فکر اشتباه توه
01:02:20و همش میپریدم تو حرفش میکنم
01:02:22ساکت باش چرا تو منو عذیت میکنی
01:02:25همش میگو مامان تو داری فکر میکنی
01:02:27به خدا داری اشتباه میکنی
01:02:28اینطوری نیست
01:02:29این فکری که تو میکنی نیست
01:02:31هننه همش این حرف رو بمیزد
01:02:33و من حرف خودم رو با مادرم داشتم
01:02:35راجع بهش صحبت میکردم
01:02:36در خیلی موقعا فکر میکردم
01:02:38که خب مامان اینقدر از من بدی میگه
01:02:40منو دوست نداره
01:02:41یا مثلا چون من رفتارم خوب نیست
01:02:44من دختر خوبی نیستم
01:02:46هیچ وقت قرنس امیدی به من داشته باشه
01:02:49رفتم تو عالم دیدم که
01:02:51گشنمه خیلی گشنمه
01:02:54توی یه بشقاب
01:02:56برام یک دستی آوردن
01:02:58از اینجا بود
01:02:59دسته از اینجا بود
01:03:00مثل یکی که گوشت ور میداری
01:03:03اون دستو میخواری از گشنگی
01:03:05اون دستو برداشتم
01:03:06شروع کردم به جویدم
01:03:08یک گاز زدم
01:03:09اون گازی که زدم
01:03:12یه هنانه جلوم ظاهر شد
01:03:14هنانه ظاهر شد
01:03:16نگاه کردم دیدم دست نداره
01:03:19نگاه کردم گفتم
01:03:21دست چی کار شده
01:03:23چرا دستت نیست
01:03:24زیر دهنم و دندونمو نگاه کردم
01:03:27اونو که در آوردم دیدم
01:03:29این انگوشت کچیکی دست هنانه است
01:03:31باز زجری کشیدم
01:03:34یه ها به خوشون
01:03:35این قسمت که مامانم رفتن
01:03:38برای عمل دوم دیدن منو
01:03:40دوبرتبه
01:03:42وقتی که پیش بدیه منو پیش بقیه میگن
01:03:45اینو به من نگفته بودن
01:03:47این قضیه عمل دومو
01:03:49من تاله نشده بودم
01:03:50همین الان شنیدم
01:03:51بعد این خیلی
01:03:53منو تحت تحصیل قرار داد
01:03:55که چجوری
01:03:57فهمیدن که
01:03:59من از این موضوع عذیت میشم
01:04:01که هرچقدر خودم را تغییر میدم
01:04:05متوجه نمیشم
01:04:06تحجب کردم که
01:04:08یعنی بازم اینجا خدا منو دوست داشته
01:04:10که
01:04:11یه بار دیگه
01:04:12منو نشون داده
01:04:14احساسات منو
01:04:16چیزی که به خاطرش عذیت میشم
01:04:17و اومدم
01:04:18یک تغییراتی تو زندگی انجام دادم
01:04:21چون اصلا گوش به حرف اون بچه نمی کردم
01:04:23وقتی که گوش به حرفش کردم
01:04:25دیدم نه
01:04:26اونقدرهی که من فکر میکردم
01:04:27بد نیست و
01:04:28واقعا
01:04:29فکر اشتباه خودم دادم
01:04:31الان هر دقل واقعا اشتباه هایی که دارم و
01:04:34میبینن
01:04:34یا
01:04:36همونایی هم که دارم
01:04:37باز بهه میگن
01:04:37ولی این که بهتر شدن هم در نظر میگن
01:04:40این که بهتر شدی ها
01:04:41ولی هنوز اینجوری
01:04:43این که بهتر شدی ها
01:04:45خیلی
01:04:47امید میده
01:04:47که من باز بخوام بهتر بشم
01:04:49بخوام ادامه بدم
01:04:50این که ماما منو دوست داره
01:04:52که ماما منو میبینه
01:05:13از این که مهمان این تجربه بودیم
01:05:16قدردان شما هستیم
01:05:17و خب سر این
01:05:20قرار با بینندگان
01:05:22حاضر شدید
01:05:24قرار دیگری تنظیم کنیم
01:05:26همه ی ما
01:05:26قرار بگذاریم
01:05:29طوری زندگانی کنیم
01:05:30که
01:05:32وقتی به زندگانی اصلی وارد شدیم
01:05:34همه از ما خیل بگن
01:05:36راضی باشن
01:05:38و دنبال فرد ناراضی نگردیم
01:05:41که
01:05:42بخواییم ازش
01:05:44رضایت بگیریم
01:05:46و شاید دیگه دستمون نرسه
01:05:48اینشالله با رضایت
01:05:50بندگان خدا
01:05:51به نزد خدایی برویم
01:05:54که از ما رضایت دارد
01:05:55رضایت خدا
01:05:57رضایت بندگان خدا
01:05:58این
01:05:59شیوه زندگانی ما باشد
01:06:02قرار ما
01:06:02برای این که
01:06:04در جای دیگری
01:06:05ملاقات کنیم همه گی
01:06:06که درانجا
01:06:07رضایتگاه
01:06:08جاوقدانه به همیشگیست
01:06:11رضایتگاه پروردگاه
01:06:12قرار
01:06:14برقرار
01:06:15برقرار بمانید
01:06:17و بیقرارین
01:06:18تا
01:06:19وقت قرار
01:06:20چنان که
01:06:21در پایان بر شما
01:06:23سلام باشد
01:06:24و
01:06:24نور مهربانی خداوند
01:06:26تاوند تر از همیشه
01:06:28خیلی خوش آمدید
01:06:34ملکا
01:06:35ذکر تو گویم
01:06:37که تو پاکی
01:06:39و خدایی
01:06:44نروم
01:06:45جز به همان ره
01:06:48که تو امراه
01:06:50نمایی
01:06:51ملکایی
01:06:54همه درگاه
01:06:57تو جویم
01:06:58همه از فضل
01:07:00تو پویم
01:07:05همه تو هید
01:07:08تو گویم
01:07:09که به تو هید سزایی
01:07:12ملکایی
01:07:13نتوان مصبه تو گفتن
01:07:18که تو در فهم نگنجی
01:07:21نتوان شبه تو گفتن
01:07:25که تو در وح نیانی
01:07:28نبودین خلقا تو بودی
01:07:31نبود خلقا تو باشی
01:07:35نبه جنگی
01:07:37نبه گردی
01:07:39نبه کاخی
01:07:41همه لوگur
01:07:51نبوده
01:07:55ازهایی
01:07:56نبودین خلقا تو بودی
01:08:04نبودین شبه تو
01:08:06که تو در
01:08:09ساییه
01:08:10نبودین خلقا
01:08:11نتمان نصف تو گفتن
01:08:14كتو در رفع نگنجي
01:08:18نتمان
Comments