- 4 months ago
Category
📺
TVTranscript
00:00:30همه درگاه تو جویم
00:00:35همه از فضل تو پویم
00:00:40همه توحید تو گویم
00:00:46که به توحید سزایی
00:00:51همه عزی و جلالی
00:00:54همه علمی و یقینی
00:00:58همه نوری و سروری
00:01:01همه جویم و جزایی
00:01:05همه قیدی تو بدانی
00:01:08همه عیبی تو بپوشی
00:01:12همه بیشی تو بکایی
00:01:16همه کمی تو فضایی
00:01:19ندوان نوازه تو گفتن
00:01:23که تو در فهر نگانگی
00:01:26ندوان شبه تو گفتن
00:01:30که تو در فهر نگانگی
00:01:33با صورت رفتم روی بالشتم
00:01:51میسه های رنگا رنگ
00:01:55با نوشیدنی های مختلف
00:01:57این به پهنای صورت
00:01:59زار زار عشق میریخ
00:02:00تو نمیدونه اینا
00:02:01چی رو از من گرفتن
00:02:02این رو دادن به من
00:02:03چی رو از زست داده بود؟
00:02:05بهشت رو
00:02:05به جرات میگم
00:02:07بدترین کاری که من
00:02:08توی زندگی من جام دادم
00:02:09سخت جنین بود
00:02:10و لحظه به لحظه
00:02:12بزرگ شدنشو
00:02:13قد کشیدنشو به من نشون دادم
00:02:16هرچقدر
00:02:17اون نورها می اومد
00:02:18به سمت این درخت
00:02:19این درخت وجود من
00:02:21رشت میکرد
00:02:23گوی نورانی دیگه هم بود
00:02:24که در بالاترین نقطه
00:02:26اون درخت قرار داشت
00:02:27اون اختصاص داشت
00:02:28به یاری من
00:02:30نسبت به امام زمانم
00:02:31این نیت خیلی مهمه
00:02:33انگیزه انجام کارها
00:02:34خیلی مهمه
00:02:35و همین حالا هوا که بودم
00:02:43ضعیف شده بودم
00:02:44نمیتونستم
00:02:45با سرعت حرکت کنم
00:02:48دیدم که
00:02:50از سمت راست
00:02:51اون درخت
00:02:51یه دروازه
00:02:52بزرگی باز شده
00:02:54دکتر
00:02:54این دروازه
00:02:55که خدمتون
00:02:56ارز میکنم
00:02:56برخلاف بقیه
00:02:58که مثلا شاید
00:02:58دو متر در دو متر بود
00:03:00این شاید
00:03:01پنج شیش متر
00:03:02طول و ارز داشت
00:03:03بزرگ بود
00:03:04این دروازه
00:03:05شاید بانرازه
00:03:09چند متر بود
00:03:10و خیلی بوها و نورهای زیبای
00:03:13ازش ساته میشد
00:03:14منشه اون نور داخل اون
00:03:16دروازه بود
00:03:18و من ناخداگاه جزب شدم
00:03:20و وارد اون دروازه شدم
00:03:23وقتی که وارد اون دروازه شدم
00:03:25یک فضایی بسیار زیبا رو دیدم
00:03:28یک فضایی که
00:03:30بی نهایت بی نهایت زیبا بود
00:03:33فقط میتونم بگم بی نهایت زیبا بود
00:03:35و هیچ جمله حق مطلب رو از من
00:03:38واقعا ادا نمی کنه
00:03:40یعنی هر چقدر بخوام تعریف کنم
00:03:42بگم زیبا بود
00:03:43حد نداره
00:03:45این زیبایی تا بی نهایت بود
00:03:47و من افرادی رو اونجا میدیدم
00:03:49که سرشار از نور بودن
00:03:52و شروع عذاب من از همونجا شروع شد
00:04:03زمانی که من وارد اونجا شدم
00:04:05آی دکتر
00:04:05زیبایی بی نهایت
00:04:10زیبایی که اصلا
00:04:12اصلا نمیشه در موردش صحبت کرد
00:04:17اصلا نمیشه در موردش مثال زد
00:04:19و اونجا
00:04:20یه سری گلهایی رو میدیدم
00:04:23اینهایی که مثال داره رو فقط دارم خدمتون ارز میکنم
00:04:26خیلی هاش اصلا مثال نداره
00:04:28اصلا نمیدونم چی بگم که بتونم حرفم رو برسونم
00:04:33اصلا این نیست
00:04:34مثلا دارم خدمتون بگم
00:04:36این که میگم بازگل گلم نبود
00:04:38مشابه گل بود
00:04:40و این گلهای دکتر
00:04:42بوی زیبا داشتن
00:04:44رنگهای زیبا داشتن
00:04:46نور زیبا داشتن
00:04:48اینها انگار که نوازشت میکردن
00:04:51نگاهشون که میکردی انگار که تو رو نوازشت میکردن
00:04:55از خودشون موسیقی داشتن آی دکتر
00:04:57گلها
00:04:58بله
00:04:59همه چیزهایی که من اونجا دیدم
00:05:04گل
00:05:04رودخانه
00:05:05آبشار
00:05:06جنگل
00:05:07درخت
00:05:07همه اینها آی دکتر
00:05:09زنده بودن
00:05:10این موسیقی رو میتونید بفرمایید که
00:05:14صدایی چه سازی
00:05:15ساز نبود
00:05:17اصلا بگم ساز در حقش ظلم کردم
00:05:21بگم این که مثلا من میشنیدم
00:05:23حتی این هم نبود
00:05:24درکش میکردم با تمام وجود
00:05:27این موسیقی من رو نوازش میکرد
00:05:30آی دکتر
00:05:31و
00:05:31آبشارهایی رو میدیدم آی دکتر
00:05:34این هم به همون صورت
00:05:36اینها انگار که تمام حواس پنجگانه ما رو
00:05:41اینها داشتن و در این حال انتقال میدادن به سمت من
00:05:44نور
00:05:46رنگ
00:05:47بو
00:05:48نوازش
00:05:50حتی تم
00:05:51تعم
00:05:52رنگ
00:05:53نور
00:05:54بو
00:05:54نوازش
00:05:55اینها همه راجب گله
00:05:57نه راجب آبشار
00:05:59راجب رودخانه
00:06:01راجب هر چیزی که من اونجا میدیدم
00:06:03نوازش میشه لامسه
00:06:06تعم میشه چشایی
00:06:07بو میشه
00:06:08بویایی
00:06:09دیدنم که میشه اون رنگ
00:06:11گورهای زیده
00:06:12مفصولی همشه شنیدار
00:06:13خب
00:06:13پنج تا
00:06:14حس رو حواس رو
00:06:16شما
00:06:17فرمودین
00:06:18میخوام بپرسم که
00:06:20همین پنج تا بود
00:06:21بیشتر بود
00:06:21خیلی بیشتر بود
00:06:23دریافت ها
00:06:24بله
00:06:25اصلا
00:06:26پس یک حواس جدیدی داشتین شما
00:06:29این زبان قاسه رو به این که
00:06:32بتونم بیانش کنم شید
00:06:33بتونم به زبان بیارم که چی هست
00:06:36دریافتا بیشتر بیشتر پنج حس بود
00:06:38بله
00:06:38بیشتر بی نهایت بود
00:06:39دایی دکتر
00:06:40بی نهایت هر کدوم ویژگی های خودشون
00:06:43این طور نبود که شما یک گل رو نگاه کنی
00:06:45گل کناریش هم همون باشه
00:06:47این ها هر کدوم مجزا
00:06:49حس های جدیدی رو منتقل می کرد
00:06:53اما مشکل اینجا بود
00:06:55دایی دکتر
00:06:55که من فقط اینها رو متوجه می شدم
00:06:58نمی تونستم ازش لذت ببرم
00:07:01انگار که قبلن اونجا بودم
00:07:04همه اونها رو چشیدم
00:07:07همه اون حس ها رو درک کردم
00:07:08الان من رو بردن
00:07:11و یک مانعی
00:07:12بین من و اون همه زیبایی هست
00:07:15اون مانع همین حلقه ها بود
00:07:17دایی دکتر
00:07:17افرادی رو می دیدم
00:07:18آیی دکتر
00:07:19اینها به شدت نورانی بودن
00:07:23افرادی رو می دیدم
00:07:26آیی دکتر
00:07:27که
00:07:28آنچنان اشقی بین اینها
00:07:30جریان داشت
00:07:31آیی دکتر
00:07:32که انگار در لحظه
00:07:33هر کدوم می خواست
00:07:34فدای اون یکی دیگه بشه
00:07:35تا این حد اشق پاک
00:07:37کوچکترین تاریکی
00:07:39اونجا معنا نداشت
00:07:40آیی دکتر
00:07:41اینها آشق هم بودن
00:07:43اینها دوستار هم بودن
00:07:45کنار هم بودن
00:07:47می رفتن
00:07:49می اومدن
00:07:49و چهره های نورانی
00:07:51هر کدومشون هم
00:07:53یه سری درجاتی داشتن
00:07:55این درجاتی که
00:07:57خدمتون عرض می کنم
00:07:58بر می گشت
00:08:01به اون درخت وجودشون
00:08:02یعنی من نگاهشون
00:08:04که می کردم
00:08:04در این حال که دارم
00:08:05نگاهشون می کنم
00:08:06درخت وجودشون رو می دیدم
00:08:08این درخت وجود
00:08:11آیی دکتر
00:08:11باز من بخوام
00:08:12نورهاشو
00:08:13اگه دو تا دستبندی بکنم
00:08:15یه بخشش بر می گشت
00:08:18به علم
00:08:19و دانشی که اونها داشتن
00:08:21یه بخشش بر می گشت
00:08:23به اعمالی که انجام داده بودن
00:08:25عمل اونها
00:08:26علم عمل
00:08:27این علم رو من بخوام
00:08:29امروزیشو بگم
00:08:30دنیایشو بهتون بگم
00:08:32که چه تأثیری در درجات اونها داشت
00:08:34در موقعیت اونها
00:08:36توی اون بهشت زیبا داشت
00:08:38این علم آی دکتر
00:08:39به اینها سروت می داد
00:08:41اینها قنی بودن
00:08:43سروتمند بودن
00:08:45نه به این معنا که مثلا
00:08:47گنج داشته باشن
00:08:48تلا داشته باشن
00:08:48حساب بانکیشون پرپول باشه
00:08:50به این معنا که اینها بی نیاز بودن
00:08:54از هر چیزی که شما بخوای فکرش رو بکنید
00:08:56قنی بودن آی دکتر
00:08:58عمل اینها
00:09:00قدرت اینها بود آی دکتر
00:09:02اعمالی که انجام داده بودن
00:09:05کارهای مصبتی که انجام داده بودن
00:09:07آی دکتر قدرت اینها بود
00:09:09و این عمل و علمی که دارم خدمتون میگم
00:09:13علمش این نبود که مثلا
00:09:15ما بریم دانشگاه
00:09:16درس بخونیم
00:09:17لیسانس بگیرم
00:09:18و مراتب بالاتر نه
00:09:20این طور بود که شما تا چه حد
00:09:23میتونی حق رو از باطل تشخیص بدید
00:09:25کار خوب و بد رو میتونی تشخیص بدید
00:09:28چقدر خدا رو میشناسی
00:09:30چقدر
00:09:32تاریخ بلدی
00:09:34چقدر
00:09:36میتونی یک نفر رو از گمراهی نجات بدید
00:09:39این میشد درجات علم اینها
00:09:41این بود که
00:09:44عذاب من شروع شد بایی دکتر
00:09:46من این زیبایی ها رو میدیدم
00:09:49حسرت بی انتها
00:09:51و در اون قفص
00:09:54و اون تاریکیی که من رو احاطه کرده بود
00:09:57و من نمیتونستم دسترسی داشته باشم به این همه زیبایی
00:10:00اون افراد من رو نمیدیدم
00:10:03من فقط اونها رو میدیدم
00:10:04ولی حسی که میتونستن اصبت به من داشته باشن
00:10:08رو لمسش میکردم
00:10:10درکش میکردم
00:10:12شما از تمام این زیبایی ها محروم بودید؟
00:10:15من کاملا توی اون حسار اون حلقه های تاریک قرار گرفته بودم
00:10:22به هیچ عنوان هیچ دسترسی به هیچ کدوم از اون زیبایی ها نداشتم
00:10:27یعنی فقط میتونستم بدونم که این چه حسی داره
00:10:32اما لذتی نمیتونستم به دست بیارم
00:10:35نمیتونستید اینها رو به خودتون منتقل کنید
00:10:39درک ها و لذت ها قابل انتقال نبود
00:10:44این که نمیشود گفت
00:10:47کسی که بیرون از کالبود رو تجربه میکنه
00:10:50نمیتونه با انها که ساکن کالبود بوده و هستن
00:10:53نمیتونه منتقل کنه
00:10:55علتش یکی از علتاش به وضوح اینه
00:10:58وقتی چیزی پدیده ای رو من تا پیش از این ندیده باشم
00:11:06اسمی برای او هم انتخاب نکردم
00:11:10اسمش رو نمیدونم
00:11:11وقتی همه فرزندان آدم همه با هم
00:11:17یک پدیده هایی رو ندیدن
00:11:20همه با هم برای اون پدیده اسم نگذاشتن
00:11:23حالا کسی که اون پدیده رو دیده
00:11:25میخواد بیاد در مورد اون صحبت کنه
00:11:28واجهی براش وجود نداره
00:11:30چون برای این قامت پیش از این لباسی دوخته نشده
00:11:33این لباس کلمه است
00:11:34قامت اون پدیده است
00:11:36چی بگم که اسم کلمه نداره
00:11:39مثل این که
00:11:41میگیم بویدن
00:11:42شنیدن
00:11:43دیدن
00:11:44چشیدن
00:11:46پسودن
00:11:47یا همون لمس کردن
00:11:49خب
00:11:49حالا این پنج حواست منه
00:11:51اگر یک حسه ششم وجود داشته باشه
00:11:54یه حسه شستم وجود داشته باشه
00:11:57چی بگم
00:11:59به این علته که شما
00:12:00و دیگر تجربهگران نمیدونید که
00:12:03چی بگید
00:12:03اون چی بود
00:12:04کاملا درست میفهم
00:12:06شاعر میگه که
00:12:07من گنگی هستم
00:12:10گنگم و خواب دیدم
00:12:13نمیتونم حرف بزنم
00:12:16یه خوابم دیدم
00:12:18حالا میخوام برای کسانی صحبت کنم
00:12:21که اتفاقا ناشنبام هستم
00:12:23من گنگ خواب دیده و
00:12:27خلقی همه کر
00:12:30من آجز از گفت و
00:12:32خلق از شنیدنش
00:12:35فاصله یکی و دوتا و ستا نیست
00:12:37که نمیدونم چی بگم
00:12:39یکم نفسگیر شد
00:12:41پری باز کنیم
00:12:42در آسمان زیبای ایران دلم
00:12:45نفسی تازه و برگرده
00:12:47موسیقی
00:13:17موسیقی
00:13:47این زیبایی ها را آی دکتر
00:13:50من که میدیدم
00:13:51و اجازه دسترسی بهش رو نداشتم
00:13:54یه حسرت بی نهایتی
00:13:56در وجود من ایجاد میشد
00:13:58این حسرت بی نهایت آی دکتر
00:14:02باعث میشد که من
00:14:04خودم خودم رو آتیش بزنم
00:14:07این طور خدمتون بگم که
00:14:10از درون داغ میشدم آی دکتر
00:14:13اینقدر حسرت میخوردم
00:14:15اینقدر این تکرار میشد
00:14:19اینقدر اون زیبایی ها رو میدیدم آی دکتر
00:14:21که از درون شعلور میشدم
00:14:24حسرت تکراری
00:14:25حسرت های بی نهایت
00:14:28یک حلقه بی پایان از حسرت
00:14:31دقیقا
00:14:31بی نهایت آی دکتر
00:14:33و از درون خودم
00:14:35شعلور میشدم
00:14:37انگار که یه آتش بشان
00:14:39وسط بدن من قرار داره
00:14:41این مضابها داره فوران میکنه
00:14:44و آتیش میگرفتم آی دکتر
00:14:48آتیش میگرفتم و میسختم
00:14:50این سختنه
00:14:52از جنس یخزدن بود
00:14:54این سختنه
00:14:56از جنس شکست شدن
00:14:58استخونه هم بود
00:14:59نه این که اونجا استخون داشته باشم
00:15:02دردی که حس میکردم
00:15:04و دارم توصیف میکنم
00:15:05این شکستنهای دکتر
00:15:08لح شدن بود
00:15:09آتش
00:15:11یخ
00:15:12شکستن و لح شدن
00:15:14همه اینا
00:15:15همونطور که زیبایی ها
00:15:17بی نهایت بود
00:15:18این آتیشه
00:15:20جنس دردش هم بی نهایت
00:15:22خب وقتی اون زیبایی ها بی نهایت
00:15:25و شما محروم از همه اونها استید
00:15:27یعنی محرومیت شما بی نهایت
00:15:30دقیقا
00:15:31شما بی نهایت محرومیتشه
00:15:33و خودم خودم رو سرزنش میکردم
00:15:37اونقدر این زیبایی ها فراتر رفت که من میسوختم
00:15:41از میزان حسرتی که میخوردم
00:15:44که چی رو دادم
00:15:46چی رو گرفتم
00:15:47چی رو با چی معامله کردم
00:15:49آتیش میگرفتم
00:15:51نگاه میکردم به این حلقه های تاریک
00:15:54کارهایی که کرده بودم
00:15:56کارهایی بدی که انجام داده بودم
00:15:58روی اون حلقه ها
00:16:00درون اون حلقه ها به نمایش گذاشته میشد
00:16:02و من
00:16:04وقتی نگاه میکردم
00:16:06که چه لذتی رو
00:16:07چه پوچی رو
00:16:09با چه لذتی عوض کردم
00:16:11این باعث میشد
00:16:14که اون آتیش ها
00:16:16شعله بکشن
00:16:17این آتیش ها
00:16:18تمام وجود من رو
00:16:20به مضاب تبدیل کنن
00:16:23میرفتم جلو
00:16:25ناخاسته میرفتم جلو آی دکتر
00:16:27اون زیبایی ها من رو
00:16:28به خودش جز میکرد
00:16:30من میره هر چقدر میرفتم جلو
00:16:33این زیبایی ها بیشتر میشد
00:16:34من بیشتر میسوختم
00:16:36اونقدر میسوختم
00:16:37و میسوختم آی دکتر
00:16:38که تموم میشدم
00:16:40وقتی که تموم میشدم
00:16:41باز برمیگشتم
00:16:43همون محیطی که اول درش قرار گرفته بودم
00:16:45نگاه به درخت وجودم میکردم
00:16:48نگاه به اون
00:16:50افراد کاتب میکردم
00:16:52و اون سمتی که اون دست
00:16:54اون شخص استاده بود
00:16:55و من اجازه نداشتم ببینمش
00:16:58اینا ها همه رو درک میکردم
00:17:00و باز وارد اون
00:17:02دروازه میشدم
00:17:04وارد اون بهشت میشدم
00:17:05میدونستم وارد بشم قرار بسوزم
00:17:07قرار عذاب بکشم
00:17:09اما باز هم میرفتم
00:17:10نمیتونستم اون احساس تعلق من رو
00:17:13میکشون آی دکتر
00:17:14اونجا همه وجود من بود
00:17:16همه زندگی من اونجا بود
00:17:18احساس تعلق شدید
00:17:20به تمام قسمت های اونجا داشتم
00:17:23به تک تک گلوگیه ها
00:17:25به تک تک ملوکول های آب
00:17:27به هر چیزی که اونجا شما فکر کنید
00:17:29من تعلق داشتم
00:17:30و
00:17:31این چرخه اینقدر ادامه داشت
00:17:35های دکتر
00:17:36هر چقدر که میگذش من حس میکردم
00:17:39راهش رو فهمیده بودم
00:17:40هر چقدر که من آتیش میگرفتم
00:17:42این تاریکی ها زعیف و زعیفتر میشدن
00:17:45تا حدی که تموم میشدن
00:17:47بزرگترین گناهی که خدمتون ارز کردم
00:17:50همون
00:17:51در رابطه با سخت جنین بود
00:17:54برای اون گناه
00:17:56من میگم
00:17:58پنجاه سال اونجا عذاب کشیدم
00:18:00این پنجاه سال های دکتر به این معنی نیست
00:18:02که شب روز شب روز
00:18:0424 ساعت
00:18:05این نیست
00:18:06من به نسبت سن خودم
00:18:08تخمین میزنم که چقدر این طول کشید
00:18:12دو برابر زندگی من
00:18:15که اونجا شاید مثلا من 25 سالم بود
00:18:17دو برابر زندگی من
00:18:19از صفر تا زمانی که آخرین نفسم رو کشیدم
00:18:22دو برابر اون زندگی من
00:18:25از آب کشیدم
00:18:26برای همین خدمتون ارز میکنم
00:18:28پنجاه سال من اونجا سوختم
00:18:29و این پنجاه سال های دکتر
00:18:32فقط حدود 20 سالش
00:18:34اختصاصاش به همون گناه سخت جنه
00:18:37قوی ترین حلقهی بود که من رو احاطه کرده بود
00:18:41دور پای من پیچیده بود
00:18:43ولم نمی کرده های دکتر
00:18:45هرچقدر می سختم
00:18:46هرچقدر یخ می زدم
00:18:48و می شکستم
00:18:49و لح می شدم
00:18:51این تموم نمی شد
00:18:5220 سال
00:18:53اونقدر برام سخت فکر کردن بهش های دکتر
00:18:56که خدا شاید تمام بدن هم داره می لرزن
00:19:00از درون دارم می لرزن
00:19:02حتی بهش فکر میکنم
00:19:04چقدر سخت بود
00:19:05این پنجاه سال های دکتر
00:19:08به هر
00:19:11صورتی که بود تیش شد
00:19:13و یه سری
00:19:16حلقه های دیگه موند توی پام
00:19:19این ها
00:19:21تاریک بود های دکتر
00:19:23اما تاریکیش جنسش فرق داشت با اون تاریکی های دیگه
00:19:27اگر بخوام براتون بگم
00:19:29این ها مثلا تاریکی ها
00:19:31از چه بابت اومده بود
00:19:34و به پای من
00:19:34حلقه زده بود
00:19:36این ها مثلا ارتباط داشت با این که من
00:19:39نماز نخونده بودم
00:19:42سباک شمورده بودم
00:19:44روزم رو نگرفته بودم
00:19:46کارهای واجبی که باید میکردم رو انجام ندادم
00:19:50نمیخوام بگم اون تاریکی ها سطحش پایین تر بودا
00:19:55میخوام بگم خدمتون جنسش فرق میکرد
00:19:57یعنی انگار که دوتا حالت داشت
00:20:00یه حالتش این بود که من داشتم میدیدم
00:20:02اون نمازی که من خوندم چه نوری رو آورده سمت من
00:20:06یعنی همین که نخونده بودم آی دکتر برای هفت پشتم بست بود
00:20:10اونقدر که حسرت داشت
00:20:11اونقدر که به خودم میگفتم
00:20:13کاش برگردی و یه دو رکت دیگه نماز دو بخونیم
00:20:16اون نبود اون نور آی دکتر
00:20:20به اندازه کافی زجراور بود
00:20:22به اندازه کافی عذابم میداد
00:20:24یه مورد دیگه ای که بود آی دکتر
00:20:27من در حابطه با
00:20:29اون مشروباتی که
00:20:31مشروبات علیکلیی که مصرف گرده بودم
00:20:34اون تاریکی درسته که دور پای من حلقه نبود
00:20:36اما من درون خودم یه تاریکی رو حس میکردم
00:20:40که ارتباط مستقیم داشت با همون
00:20:42مصرف مشروب
00:20:45درون من بود
00:20:46از دور پاهای من تموم شده بود
00:20:48اما من درون خودم حسش میکردم
00:20:51که این تاریکی هست
00:20:53یه جایی هست و گمه
00:20:55تو همین حال هوا بودم آی دکتر
00:20:58چرخه ادامه داشت
00:21:01و ادامه داشت
00:21:02و من هی میرفتم و میسختم و بر میگشتم
00:21:04تا این که
00:21:07یک بوی آی دکتر
00:21:09یک نور و یک بوی خاصی اومد
00:21:12یک بویی که
00:21:15خیلی میارزید به اون
00:21:17عطرو بویی که بهش داشت
00:21:19اونقدر
00:21:26این نور و این بو
00:21:29زیبا بود
00:21:32که اون بهشتی که خدمتون ارز کردم
00:21:35این همه توصیفش کردم
00:21:37این همه ازش حرف زدم و دم زدم
00:21:40اصلا من یادم رو اون دروازه رو کلن فراموش کردم
00:21:45آی دکتر
00:21:46برگشتم ببینم منشه این بو و این نور زیبا هست کجا هست
00:21:50سمت راست خودم رو که نگاه کردم
00:21:56آی دکتر یک دروازه نورانی دیدم باز شده
00:21:59انتهای اون دروازه رو که نگاه کردم
00:22:04انتهای اون دروازه رو که نگاه کردم دیدم یه آقای داره میاد
00:22:20یه آقای نورانی داره میاد
00:22:23اونقدر این آقا قرق نور بود و اونقدر جذاب بود که من محوش شدم
00:22:31فقط با خودم اونجا میگفتم خدا یا مگه میشه یک نفر اینقدر نورانی باشه
00:22:38کاملا محوش شدم آی دکتر
00:22:43فقط و فقط نگاه هم به این بود که اون آقای نورانی داره میاد
00:22:48و اون دروازهی که باز شده
00:22:50اصلا تعمیه اون زیبایی ها رو فراموش کردم
00:22:53بهشت من اونجا بود آی دکتر
00:22:55فقط نگاه کردن به اون آقا بود
00:22:59نگاهشون که کردم متحجه شدم ایشون
00:23:03لحظهی که ایشون نزدیک من شد
00:23:08شاید به فاصله پنج متری من قرار گرف
00:23:10من اومدم که سرم رو خم کنم
00:23:13و اومدم که خم بشم
00:23:16لبهام رو باز کنم آی دکتر
00:23:19بگم از سلام علیک
00:23:21یا علی ابن موسرده
00:23:23سرده اون دستی که خدمتتون ارز کردم
00:23:27آی دکتر با سرعت اومد رو محر زد به دهان من
00:23:32انگار تو اون لحظه هزار نفر در گوش من فریاد زدن
00:23:38تو حق نداری
00:23:42با این دهان
00:23:43اسم ولی مهمت ما رو حتی بیاری
00:23:46تو اجازه نداری
00:23:49تو حق نداری سلام کنی
00:23:53با این دهان نجست
00:23:54با این دهان آلوده نمیتونید
00:23:57سلام کنی با آقا
00:23:58اون لحظه های دکتر
00:24:01دنیا روی سر من خراب شد
00:24:04آلم روی سر من خراب شد
00:24:07اونقدر
00:24:08حالم بد شد
00:24:10که حس کردم خودم افتادم روی دوزانو
00:24:13سرم ها امداختم پایین و فقط عشق میلختم
00:24:17من دیگه هیچ چیز نداشتم های دکتر
00:24:20اون پنجاه سالی که خدمتون ارز کردم
00:24:23اون پنجاه سالی که من سختم
00:24:27حاضر بودم برگردم
00:24:29پونست سال به جاش آتیش بگیرم
00:24:31اما اون حس رو اون لحظه
00:24:34اون سلام رو من بتونم بکنم
00:24:38و اون تاریکی که درون من شکل گرفته بود
00:24:42فوران کرد
00:24:43و من متوجه همین بودم که اون تاریکی
00:24:47به خاطر همون
00:24:50مشروبات
00:24:52درون من بود
00:24:54و شعله ور شده بود این تاریکی
00:24:58اونقدر حالم بد شده بود آی دکتر
00:25:01که افتادم روی دوزانوم
00:25:02افتادم روی دوزانوم
00:25:07و دیگه انگار سست شده بودم
00:25:10هیچ اختیاری از خودم نداشتم
00:25:12یا اصلا هیچیز برام عرضش نداشت
00:25:15یعنی اگر تمام اون بهش رو هم به من میدادم
00:25:19برا من عرضش نداشت
00:25:20من فقط اون لحظه آرزون میکردم
00:25:23که نابود بشم
00:25:25از خدا میخواستم که من رو تموم کن
00:25:28من اینجا نباشم
00:25:30شرمنده بودم آی دکتر
00:25:32شرمسار بودم
00:25:33شرمندگی بی نهایت
00:25:35شرمساری بی نهایت
00:25:37دنیا رو سرم خراب شده بود
00:25:40و این تاریکی درون وجود من شعله ور شده بود
00:25:44و تمام وجود من رو داشت میگرف
00:25:47آقا همینطور نزدیک و نزدیکتر به من میشد
00:25:56و من روی دوزانوم افتاده بودم
00:25:58و سرم پایین بود
00:25:59اونقدر ضعیف شده بودم
00:26:03اونقدر احساس پوچ بودن میکردم
00:26:06که حتی نمیتونستم سرم رو بلند کنم
00:26:08تو همین حالت که بودم آقا رسید بالای سر من
00:26:12من چهره ایشون رو نمیتونستم ببینم
00:26:16اونقدر قرق نور بود که متوجه نمیشدم
00:26:18به محض این که آقا بالای سر من رسیدن
00:26:21اون تاریکی نابود شد
00:26:23اون تاریکی شعله هاش خابید
00:26:26و انگار که یک بار یز روی دوش من برداشته شد
00:26:32یک سنگینی عجیبی از من گرفته شد
00:26:35و اونجا من حس یه بچه ای رو داشتم
00:26:38که گم شدم وسط شلوقی ها
00:26:42هر کسی
00:26:44هر کسی به هر طریقی که شد من رو اذیت کرد
00:26:48و من الان بابامو پیدا کرد
00:26:51من اون بچه کچیک بودم که
00:26:57از پدرم دور بودم
00:27:00گم شده بودم
00:27:02الان بابامو پیدا کردم
00:27:03بابام داره به هم میگه
00:27:06دیگه نگران نباش
00:27:07دیگه قسی نگور
00:27:11دیگه من حسم
00:27:14موازه به تا
00:27:16دیگه قسی نمیذارم
00:27:20عذیتت کنه
00:27:22تموم شد
00:27:23من حس اون بچه رو داشتم
00:27:25بابامو پیدا کردم
00:27:28دیگه گم نیستم
00:27:38خب اونجا
00:27:39که اون بار سنگین
00:27:44از روی دوش من برداشته شد
00:27:45اون تاریکیه دیدم
00:27:47که از بین رفت
00:27:48اگر اون تاریکیه
00:27:49ادامه پیدا میکرد
00:27:50دایی دکتر شاید
00:27:51من واقعا نابود میشدم
00:27:53و تمام وجود من رو گرفت
00:27:57و اون تاریکیه فروکش شد
00:27:59از بین رفت
00:28:01و اونجا بود که من فهمیدم
00:28:03که آره این که
00:28:06اینقدر در مورد این
00:28:08صحبت میکنن که
00:28:09انجامش ندین
00:28:10چهل روز نماز ندارین
00:28:13روزه ندارین
00:28:14اونجا من متوجه شدم
00:28:16بزرگی این گناهم چقدر
00:28:19و نمی ارزایی دکتر
00:28:21توی همین حال بودم
00:28:22که با خودم
00:28:23یه لحظه سآل کردم
00:28:24گفتم
00:28:25نمی رسید
00:28:27توی حقیر کجا
00:28:28آقا کجا
00:28:30این همه
00:28:32جلال و شکوه کجا
00:28:35توی حقیر کجا
00:28:37این آقا چی کار میتونه
00:28:39با تو داشته باشه
00:28:40این سآل که توی ذهنم اومد
00:28:42آی دکتر
00:28:43در لحظه من
00:28:47جوابش رو باید میگرفتم
00:28:49اصلا قانون اونجایی بود
00:28:51یه چیزی رو که میخواستی بدونی
00:28:53در لحظه باید درکش میکردیم
00:28:55من اون لحظه حس کردم
00:28:57که دوتا شدم
00:28:58یک امیر حسین
00:29:00روی دوزانو افتاده
00:29:02یک امیر حسین دیگه
00:29:04اومد
00:29:06روی همین گوی خاکی هایی دکتر
00:29:09روی زمین اومدم
00:29:10دوتا شدم
00:29:12یه نفر اونجا
00:29:14تمام ادراکات هست
00:29:16همه چیز رو متوجه میشم
00:29:18روی دوزانوم افتادم
00:29:19امیر حسین آنجایی
00:29:21امیر حسین اینجایی
00:29:23اینی که اومده به زمین خاکی کجاست
00:29:26الان خدمتون ارزم
00:29:28به محض این که متوجه شدم
00:29:31من دوتا شدم
00:29:32دوتا حالت رو هم کامل درک میکردم
00:29:36خودم رو وسط حرم امام رضا
00:29:39وسط سحن امام رضا
00:29:41روبروی گمبت دیدم
00:29:42هرمونش پشم
00:29:45همزمان هر دو جور رو درک میکردیم
00:29:48برد
00:29:49انگار که میدونست چه حسرتی
00:29:51تو دل من مونده
00:29:52من وسط حرم
00:29:55دقیقا روبروی گمبت بودم
00:29:57چه حسرتی؟
00:29:59این که نتونستم سلام بدم
00:30:01من در همین حالت
00:30:05وسط حرم امام رضا
00:30:07روبروی گمبت بودم
00:30:09انگار که آقا میدونست
00:30:11تو چه حسرتی توی وجودت هست
00:30:13نمیخواست حتی این حسرت رو دل من ببون
00:30:16روبروی گمبت خودم رو دیدم
00:30:20اونجا سلام کردم بگونم
00:30:23سلام علیه که عالی بودم
00:30:26من سلام که دادم آی دکتر
00:30:36در فاصله
00:30:39نسبتا دوری از خودم
00:30:42یک نوری رو من میدیدم
00:30:45که از روی
00:30:47سطح زمین
00:30:48به سمت آسمان داره تابیده میشه
00:30:51یک نوری شما فرض بفردن
00:30:53مثل لیزر
00:30:54یک لیزر
00:30:56رنگی بود
00:30:58سبز بود
00:30:59یا آبی نبید
00:31:00بیادم میسته
00:31:01یا شاید هم هر دوش سبز آبی
00:31:03این از روی زمین آیا
00:31:06دکتر به سمت آسمان داشت تابیده میشد
00:31:09این نور یک خط نوری رو تولید کرده بود
00:31:12و من از حرم امام رزا داشتم
00:31:16اون نور رو میدیدم
00:31:17و انگار که به من میفهموندن
00:31:20که اگر جواب سآلت رو میخوای
00:31:22بروید سمت اون نور
00:31:23بروید ببین آقا چرا اومده بالای سرت
00:31:26چرا اومده به دادت رسیده
00:31:39موسیقی
00:31:55نور امودی بود؟
00:32:22برای از سطح زمین شما فرض بفنند
00:32:25یک لیزر رو گذاشتین روب آسمان
00:32:27و این لیزر رو روشنگ کردین
00:32:29همچین نوری از زمین به سمت آسمان تابیده میشد
00:32:33و نگاه من به اون جذب شد
00:32:35من میدونستم جواب سآلم اونجاست
00:32:38اگر میخوایم بدونم چه اتفاق افتاده
00:32:41باید برم اون نور رو ببینم
00:32:43دریابمش
00:32:44توی حرم که بودم آی دکتر
00:32:46بغیر از آدم هایی که میدیدم
00:32:51اونجا فضا طوری بود که انگار زمان مرده بود آی دکتر
00:32:56نسبت به قبل انگار اون زمان انگار تموم شده بود
00:33:02یه حالت سیاه سفیدی انگار داشت
00:33:06نه که بگم رنگی نبود
00:33:07حالت سیاه سفیدی اونجا من حس میکردم
00:33:11اطراف هم رو که میدیدم کامل متوجه میشدم
00:33:15خب این اتفاقات افتاده
00:33:16ما رو گذشته است
00:33:18و تو هیچ دخل و تصرفی نمیتونه اینجا داشته باشی
00:33:21تو فقط اومده جواب سآلت رو بگیری
00:33:23توی اون حرم آی دکتر
00:33:26من انسانهایی رو میدیدم
00:33:28که میان رو دارم میرم در این زیارت
00:33:31انسانهایی که نورانی بودن
00:33:34دقیقا مثل همونهایی که تو بهش دیدم
00:33:36میزان نورها رو من تشخیص میدادم آی دکتر
00:33:40یه عده میومدن نوری از خودشون نداشتن
00:33:43یه عده کم نور داشتن
00:33:45یه عده فوران نور بودن
00:33:49اینها رو من میدیدم و برام جالب بود
00:33:51چقدر فرقه بین آدمها
00:33:55لابلای آدمها موجودات دیگهی هم میدیدم آی دکتر
00:33:59موجوداتی راستقامت بودن
00:34:02و اینها انسان نبودن
00:34:07یعنی مشخص بود که انسان نیستن
00:34:10گوشهای کشیده
00:34:12بینیهای کشیده
00:34:14و صورت کشیدهی داشتن آی دکتر
00:34:16راستقامت هم بودن
00:34:18و مثل ما حالت عادی راه نمیرفتن
00:34:22اینها روی نک پنجه های پاشون راه میرفتن
00:34:25حالا این که بعضاً بعضی وقتا میگن
00:34:28مثلا سم
00:34:28من سم ندیدم
00:34:30اینها روی نک پنجه های پاشون حرکت میکردن
00:34:33و اینها هم داشتن میرفتن به سمت حرم
00:34:37و داشتن میرفتن به سمت زریح
00:34:39برای زیارت
00:34:41چهره هاشون رو که میدیدم آی دکتر
00:34:43اینها هم چهره های نورانیه داشتن
00:34:45یعنی اگر در این بدن من اونها رو ببینم
00:34:50شاید ترس تمام وجودم رو برداره
00:34:53اما اونجا
00:34:54چون من داشتم نورشون رو میدیدم
00:34:56لذت میبردم نگاهشون میکردم
00:34:59اینها چهره های بسیار نورانیه داشتن
00:35:02و برای زیارت اومده بودن
00:35:04تعدادشون هم خیلی زیاد نسبتاً نبود
00:35:07شاید هر مثلاً پنجه نفر ده نفر
00:35:09پنجه ها مثلاً آدم هم ده نفر هم لا بلا بود
00:35:12و اینها هیچ کدوم من رو نمیدیدن
00:35:14نه آدم ها نه اون موجوداتی که خدمتون عرض یاردم
00:35:17اینها هیچ کدوم من رو نمیدیدن
00:35:19و اگر هم برخوردی بود
00:35:22از درانه اینها من میتونستم رد بشم
00:35:24برام جالب بود اما
00:35:28اولویتم اون نور بود
00:35:30رفتم به سمت اون نور
00:35:32اومدم و از
00:35:33حرم
00:35:34از سمت فلکه آب
00:35:36اومدم بیرون
00:35:38باز توجه هم به یه چیزی دیگه جذب شد
00:35:41دیدم چقدر
00:35:43چیزهای جالبی من دارم میبینم
00:35:45چه موجودات جالبی من دارم میبینم
00:35:47اینا رو اصلا من خب اونجا خونه
00:35:49اوما فلکه زد بود یه زمان
00:35:51دو تا فلکه فرقشه تا فلکه آب
00:35:53من اینا رو هیچ وقت نمیدیدم
00:35:56بعد میدیدم که
00:35:58این دروازه های ورودی
00:36:00حرم که هست
00:36:01یک دیواره های بلندی هست
00:36:03روی این دیواره های دکتر
00:36:06یه سری افراد نورانی بودن
00:36:09یه سری افراد نورانی
00:36:12حالت زره پوش بودن
00:36:13اون چیزی که من یادم میاد
00:36:16سه مودل مثلا شاید لباس داشته
00:36:18ولی قالبا
00:36:19قالب پوششی که داشتم
00:36:21یک انگار که
00:36:23پوشش بلندی تا زیر زانه ها
00:36:25ولی انگار که از جنس فلز نبود
00:36:28ها ولی خب
00:36:29چیزی که بتونیم متوجه بشیم
00:36:31مثالا خدمتون رو ارز کنم
00:36:32انگار که از جنس تلا بود
00:36:34تلای محکم و زره بونه
00:36:37این که زره میگم خدمتون
00:36:39منظورم فلز نیست که مثلا
00:36:40فلز به تند بود
00:36:42من همچین چیزی رو درک میکردم
00:36:45که انگار یک لباس
00:36:47رزمی تنشونه
00:36:50این لباس
00:36:51تلایی رنگ بود
00:36:53و بسیار اینها نورانی و زیبا بودن
00:36:56قدهای بلندی داشتن
00:36:58آی دکتر
00:36:59شاید نزدیک به سه متر تا چار مترها قد داشتن
00:37:02بالای اون دیواره ها بودن
00:37:04بالهای بلندی داشتن آی دکتر
00:37:07بالهای سفید و نورانی بسیار بلندی داشتن
00:37:11و به فاصله مثلا چند متر
00:37:15چند متر
00:37:15پنشش متر پنشش متر
00:37:17اینا روی این دیواره ها استاده بودن
00:37:19باز بعضی هاشون مثلا
00:37:21بالاتر بودن و
00:37:23داشتن بال میزدن
00:37:25انگار که روی آسمون موندن
00:37:27این همه جو سابط رو آسمون بال میزدن
00:37:29و روی هوا انگار بودن
00:37:32نیستاده بودن
00:37:33اصلا من مونده بودم
00:37:35چقدر اینا خوشگلن
00:37:36چقدر اینا باوقارن
00:37:38حالا اصلا جنسیت درشون مطرح نبودا
00:37:41که میرین شما دنبال این بگیر
00:37:42یکی زنه یا مرده
00:37:43اصلا نمیرفت ذهنت اونجا
00:37:45ولی خب درقامت انگار که مرد بودن
00:37:50یک حالت مثل
00:37:52تناب یا شلاغی
00:37:54از جنس نور
00:37:55به کمرشون هم بود
00:37:57اینها خب مشغول یک کاری بودن
00:37:59بی خود پر اونجا نبودن
00:38:02اینها انگار داشتن
00:38:03حراست میکردن از یک چیزی
00:38:05از یک حریمی
00:38:07اینا مدافع یک حریمی بودن
00:38:09و هر کسی اجازه ورود به اون حریم رو نداشت
00:38:12نگاه هم به سمت مردم
00:38:14که اونا انسانهایی رو میدیدم
00:38:15کم نور پر نور
00:38:17بدون نور
00:38:19و بعضا تاریک
00:38:20انسانهایی رو میدیدم
00:38:22که های دکتر تاریکی داشتن
00:38:24یعنی علاوه بر این که نور نداشتن
00:38:27تاریکی هم از اینها ساته میشد
00:38:30این تاریکی های دکتر
00:38:35یه سری موجودات رو
00:38:38به سمت اینها جزب میکرد
00:38:40این موجودات که دارم میگم بهتون
00:38:43موجودات کچیکی بودن
00:38:45شاید شما حساب کنین
00:38:47نیم متر مثلا
00:38:48اینها بوی تأفن آوری داشتن
00:38:53بوی تأفن عجیب آی دکتر
00:38:55این یک تکه گوشت فاسد شده
00:38:59خیلی رقطه
00:39:01خیلی کسیف
00:39:03خیلی زشت
00:39:04و قلط میخوردن
00:39:07و به سمت این تاریکی ها میومدن
00:39:09این تاریکی هایی که از
00:39:11انسانها ساته میشد
00:39:13من اونجا یک خانومی رو دیدم آی دکتر
00:39:17ایشون در حال
00:39:18داشت این کار رو انجام میداد
00:39:21از داخل کیفش
00:39:21چادری رو داشت در میابرد
00:39:24که سرش مانه این چادر رو
00:39:26و بارد حرم بشه
00:39:27این خانوم متاسفانه آی دکتر
00:39:30پوشش مناسبی نداشت
00:39:34ببیند هم ایشون خانوم زیبایی بودن
00:39:37زیبارو بودن واقعا
00:39:38و هم این که
00:39:41پوشششون
00:39:42خیلی مناسب نبود
00:39:45لباس چسب و
00:39:48بدن نمایی داشتن
00:39:52اونقدر آی دکتر
00:39:55این تاریکی ها
00:39:57اطراف این خانوم پرسه میزد
00:40:00که اون نورهایی که درون اون خانوم هم بود
00:40:04محف میشد
00:40:05و این تاریکی هایی که
00:40:07اطراف این خانوم پرسه میزد
00:40:09این که میگم خدمتون
00:40:12تحلیل خودم نیست
00:40:13این چیزی بود که من درک کردم
00:40:15این تاریکی های دکتر
00:40:18حاصل نگاه های
00:40:19حرزه مردایی بود که
00:40:22به این خانوم
00:40:23نگاه کرده بودن
00:40:24یعنی تمام اون مرد هایی که
00:40:28به این خانوم نگاه میکردن
00:40:30چشمشون به این خانوم بود
00:40:31یه سری تاریکی ها رو
00:40:34به سمت این خانوم میفرستاد
00:40:36و این تاریکی ها دور تا دور
00:40:38این خانوم حلقه میزد
00:40:40انگار
00:40:40و باعث میشد
00:40:42اون نوری که درون این خانوم
00:40:44هستش هم
00:40:45محب بشه
00:40:46یا اگر نوری میخواد
00:40:48ساته بشه
00:40:48این تاریکی ها
00:40:49اون رو میبلید
00:40:50و این حاصل
00:40:52نگاه های
00:40:53حیز و حرزه
00:40:54مرد هایی بود
00:40:55که به این خانوم
00:40:56به چشم بد
00:40:59نگاه کرده بودن
00:41:00متاسفانه
00:41:01و نکته بدش اینجاست
00:41:04که اون تاریکی ها
00:41:05باعث جذب همون
00:41:07موجودات
00:41:08کوچک
00:41:09و چندش آور
00:41:10و تعفون آور
00:41:11و بدبوی بود
00:41:13که
00:41:14میومدن
00:41:15و انگار که
00:41:16تغذیه میکردن
00:41:17از این تاریکی ها
00:41:18هر جا اون تاریکی ها بود
00:41:20این ها به سمتش
00:41:21حجوم میبردن
00:41:22یک حالت
00:41:24مثل
00:41:25کرمهایی
00:41:26از بدن
00:41:27این موجودات
00:41:28مثلا
00:41:29زده بود بیرون
00:41:31اینها بزرگ و کچیگ میشد
00:41:32و من داشتم میدیدم
00:41:35که
00:41:35یکی از این موجودات
00:41:36به پای این خانوم چسبیده
00:41:38خودش نچسبیده
00:41:41بند ناف
00:41:42مثلا
00:41:42نوزار رو در نظر بگیرین
00:41:44یکی از اعضای بدنش
00:41:46مثل همون بند ناف
00:41:47یک لخته خونی
00:41:49انگار
00:41:49فشورده شدهی بود
00:41:51این لخته خونی
00:41:53رو وست کرده بود
00:41:54به دور پای این خانوم
00:41:56و هر جا که این خانوم
00:41:57قدم میذاش
00:41:58این انگار که خودش رو
00:42:00به واسه اون بند ناف
00:42:02چسبونده بود
00:42:02به پاهای این خانوم
00:42:04و هم باعث میشد
00:42:06که انگار
00:42:06اثر جسمانی داشت
00:42:08روی اون خانوم
00:42:08که ایشون اصلا انگار
00:42:10راه رفتنش دوچار
00:42:11مشکل میشد
00:42:12و هم این که این
00:42:13موجود چسبیده بود بهش
00:42:16و باعث میشد
00:42:17باز موجودات دیگهی هم بخوان
00:42:19مثلا به ایشون نزدیک بشن
00:42:21ایشون چهره خندانی داشتن
00:42:23خوشحال بودن
00:42:24خنده رو بودن
00:42:25اما درونش رو که نگاه میکردم
00:42:28روحش رو که میدیدم
00:42:29ناراحت بود
00:42:30های دکتر
00:42:31گریه میکرد
00:42:32از اون موجودی که بهش
00:42:34چسبیده
00:42:35و از اون تاریکی هایی
00:42:36که دور تا دور
00:42:37این خانوم حلقه زده
00:42:38و
00:42:40علاوه بر این که
00:42:42روی روحشون تأثیر داشت
00:42:44های دکتر
00:42:44باعث میشد که
00:42:46بدنشون هم
00:42:47حتی کبوت بشه
00:42:48یا یه سری بیماری هاییشون بگیرند
00:42:50یعنی
00:42:52میخوام بهتون بگم
00:42:53علاوه بر این که
00:42:55غیر مادی و غیر عادی بود
00:42:57این ها
00:42:58روی فیزیک انسان ها
00:43:00روی جسم انسان ها هم
00:43:02حتی این ها متاسفانه تأثیر داشتن
00:43:04و من میدیدم که
00:43:06این خانوم پاهاش کبوت شده
00:43:09تکتیکه کبوت میشه پاهاش
00:43:11و این به خاطر
00:43:13همون بند نافی بود
00:43:14که اون موجود دور پای ایشون
00:43:16پیچیده بود
00:43:17و این نمیدیدش
00:43:18اما باعث میشد که
00:43:20این سنگین تر حرکت کنه
00:43:22این درد میکشید
00:43:23من میفهمیدم که این خانوم داره
00:43:24درد میکشه
00:43:25اما نمیدونست علتش چیه
00:43:27و
00:43:28به محض این که
00:43:31آی دکتر
00:43:32این خانوم میرفت
00:43:33و نزدیک دروازه های حرم
00:43:36متحرم شد
00:43:36از این دروازه ها
00:43:38میخواست رد بشه
00:43:40اون ورودی های حرم
00:43:42رو که سپری میکرد
00:43:43این افراد نورانی
00:43:45و بالدار
00:43:46اینها بال میزدن
00:43:47آی دکتر
00:43:48یک بالی میزد
00:43:50اون بال یک موجی رو
00:43:52روی هوا ایجاد میکرد
00:43:53و اون موج که میرسید
00:43:55به سمت این خانوم
00:43:56اون موجودی که
00:43:58چسبیده بود به این خانوم
00:43:59توسط اون بال
00:44:00انگار که پرت میشد
00:44:02انگار که تو حق ورود نداری
00:44:04خود خانوم نها
00:44:06اون موجودی کریه
00:44:08چندشاور و تعفون
00:44:10خیلی زشت
00:44:12اینها جدا میشدن
00:44:13و اکثرشون که
00:44:15به این مردم چسبیده بودن
00:44:17به انسان ها چسبیده بودن
00:44:18که قبل از این که
00:44:19اصلا به ورودی
00:44:20به خواد برسه
00:44:21اونها میدیدن
00:44:22اون افراد رو
00:44:23سرار میکردن
00:44:25اما بعضی هاشون بود
00:44:26که مثلا
00:44:27همونجور چسبیده بودن
00:44:28این چسب ها
00:44:30بعضی وقتا
00:44:31با بال زدن ها
00:44:32اینها جدا میشدن
00:44:34و پرت میشدن
00:44:36و محف میشدن
00:44:37دود میشدن
00:44:38اینها توی هوا
00:44:38و یا این که
00:44:40اگر با بال زدن
00:44:41از بین نمیرفتن
00:44:42اون تنابی که گفتم
00:44:44حالت شلاغ مانند
00:44:46از جنس نور بود
00:44:47اون فرشته ها میامدن
00:44:49و با شلاغ
00:44:50اینها رو میزدن
00:44:51و اون حالت
00:44:52بند ناف رو قط میکردن
00:44:54و اینها باز هم
00:44:55نابود میشدن
00:44:56یعنی اینجوری
00:44:57خدمتون ارز کنم
00:44:59اینها وارد حرم
00:45:00که میخواستن بشن
00:45:02انسانهایی که میخواستن
00:45:03وارد حرم بشن
00:45:04آی دکتر
00:45:05پاک وارد میشدن
00:45:06اون تاریکیه همراهشون بود
00:45:08تا
00:45:08این موجودات
00:45:10زشت و کریه
00:45:11اینها از بین میرفتن
00:45:13اون افراد
00:45:15که بالای دیواره های حرم بودن
00:45:17آی دکتر
00:45:17حراست میکردن
00:45:19این مسیر و این رفت آمدها رو
00:45:21اجازه نمیدادن
00:45:22اون موجودات
00:45:23چندش بدبو
00:45:25وارد حرم متحر بشن
00:45:27انگار این یک حریم پاکیه
00:45:29و داره
00:45:30توسط این افراد
00:45:32حراست و حفاظت میشه
00:45:33هر چیزی
00:45:35نمیتونه وارده
00:45:36این حریم الهی بشه
00:45:38این طور خدمت رو نرس کنم
00:45:39بالی بزنیم
00:45:41پری باز کنیم
00:45:42در آسمانه
00:45:43زیبای ایران دلم
00:45:46و برگرده
00:45:47زیبای ایران دلم
00:46:17باز دوباره
00:46:27توجه هم جزد شد
00:46:28به همون نوری که خدمتون
00:46:30ارس کردم
00:46:30اون نوری که
00:46:31از سمت زمین
00:46:32به آسمان
00:46:33حالت یه خط لیزری
00:46:35مانندی بود
00:46:36و من برای جواب سؤالم
00:46:38باید میرفتم اونجا
00:46:39سؤال چی بود؟
00:46:41که چرا آقا اومدن
00:46:43و
00:46:43اومدن
00:46:45بالای سر من
00:46:47و من حقیر کجا
00:46:48و ایشون کجا
00:46:49چرا آقا اومدن
00:46:50و
00:46:50میخوان به من کمک کنن
00:46:52سؤال این بود
00:46:54من در
00:46:58آن واحد آی دکتر
00:47:00که این
00:47:01چیزهایی که میدیدم
00:47:03دیگه برام طبیعی شد
00:47:04دیگه برام جذابیت خاصی نداشت
00:47:07و باز
00:47:07هدفم شد
00:47:08اون نور
00:47:09در لحظه
00:47:11اراده کردم آی دکتر
00:47:12چون فرز بفرمید
00:47:13از در به خروجی حرم
00:47:15یا ورودی حرم
00:47:17فلکه آب
00:47:18تا اون قسمتی که
00:47:19اون نور بود
00:47:20فلکه زد
00:47:21این مسیر رو من
00:47:22در لحظه
00:47:24آی دکتر
00:47:25تی کردم
00:47:26یعنی اصلا
00:47:27این طور نبود
00:47:29که بگم
00:47:30من با سرعت رفتم
00:47:31در آن واحد
00:47:32اینجا در آن واحد
00:47:33اونجا ظاهر شده
00:47:35و بالا سر اون
00:47:36نوری که به سمت آسامون
00:47:38رفته بود
00:47:38منشه اون نورای
00:47:42دکتر خودم بودم
00:47:43این که میگم خودم
00:47:45خود امیر حسینی بود
00:47:47که پونزده سالش بود
00:47:49و کنار خیابون
00:47:51دور همون میدون
00:47:53فلکه زد
00:47:54وایستاده بودم
00:47:55یه برگه دستم بود
00:47:58روش نوشته شده بود
00:47:59منزل
00:48:00سویت هوتل
00:48:01این برگه دست من بود
00:48:03و من
00:48:03دنبال مسافر میگشتم
00:48:05دنبال زایر میگشتم
00:48:07چرا اینو به شما نشون دادن
00:48:08مگه شما چون این کاری کرده بودین
00:48:10بله
00:48:10من
00:48:11همونطور که خدمتون ارز کردم
00:48:13هر راهی که
00:48:14حلال بود
00:48:15و
00:48:16به قول خودمون پول توش بود
00:48:18من میرفتم سمتش
00:48:20این
00:48:21شغل راه نمایی ظاهر
00:48:23طوری بودش که
00:48:23هر موقع که دوست داشتی میرفته دیگه
00:48:25دست خودت بود
00:48:26و
00:48:27هر موقع که من
00:48:28درسی نداشتم
00:48:30سرم خلوت تر بود
00:48:32برگه رو بر میداشتم
00:48:33برو فلکه زد
00:48:34کنار خیابون وایسا
00:48:36بقول خودمون
00:48:37سنگ مفت
00:48:37و گنجشگم مفت
00:48:39وایی میستادم
00:48:40و
00:48:41ظاهر پیدا میکردم
00:48:42اینها رو راه نمایی میکردم
00:48:43میبردم
00:48:44اشون به سویت
00:48:45یا هوتل معرفی میکردم
00:48:46و کمیسیون خودم رو میگرفتم
00:48:48اونجا من خود
00:48:50پونزه سالم رو دیدم
00:48:51کنار خیابون
00:48:52به همین ترتیب
00:48:53که خدمتون گفتم
00:48:54برام اول خیلی جالب بود
00:48:57که خودم رو
00:48:58تو اون سن میدیدم
00:48:59یکم
00:49:01کیف میکردم
00:49:02مثلا
00:49:03های چقدر
00:49:03کچیک بودی
00:49:04انوز مثلا
00:49:05تحریشم نداری
00:49:07و
00:49:07موها چقدر پر پشته
00:49:09مثلا
00:49:09از اینجور چیزا
00:49:10همینطور که داشتم
00:49:12نگاش میکردم
00:49:13خودم رو
00:49:14خود پونزه سالم رو
00:49:15دیدم
00:49:15یه ماشین
00:49:16مزدا
00:49:17مزدای باری
00:49:19رنگش نقرابی بود
00:49:21ارزم به حضورتون
00:49:23تکابینم بود
00:49:24آیه دکتر
00:49:25اومد
00:49:26و اینها
00:49:27مسافر بودن
00:49:28بندهای خدا
00:49:28اون فصلم
00:49:31فصل زائر خیزی نبود
00:49:32یعنی زائر
00:49:33به اون صورت
00:49:33مسافر به اون صورت
00:49:34مشد نداشت
00:49:35فهم میکنم
00:49:36پاییز بود
00:49:37چون هوا سرد بود
00:49:38لباسی که تن من بود
00:49:39کت بود
00:49:39و مشخص بود
00:49:40یه لباس گرمی بود
00:49:41بنده در
00:49:44ماهای گذشته
00:49:45اطلاع رسانی کردم
00:49:47در
00:49:48صفحه شخصی خودم
00:49:51در انترنت
00:49:52و اعلام کردم
00:49:54که
00:49:55در چونین تاریخی
00:49:57چونان ماشینی
00:49:58با چونین مشخصاتی
00:49:59چونان خانوادهی
00:50:00آمدن مشهد
00:50:02مشخصات دادم
00:50:04و فراخان زدم که
00:50:06این خانواده
00:50:07پیدا بشن
00:50:09و اگر بتونیم با هشون
00:50:10گفتگو کنیم
00:50:12به هر حال هنوز
00:50:14موافق نشدم
00:50:15و
00:50:16این خانواده
00:50:19عزیز
00:50:19الان
00:50:20اگر از طریقه
00:50:22برنامه ما
00:50:24متوجه
00:50:25این جستجوی ما
00:50:26میشن
00:50:27لطفا
00:50:28پیام بدن
00:50:30ارتباط بگیرن
00:50:31و شاید بتونیم
00:50:33تا پیش
00:50:33از پایین ماه رمزان
00:50:34گفتگوی کتاهی
00:50:36هم با این خانواده
00:50:37عزیز
00:50:37داشته باشیم
00:50:38بله
00:50:39یه آقا و یه خانومی بودن
00:50:41تقریبا
00:50:42سی سال بودن اینها
00:50:43آقا یک
00:50:45چهره لاغر
00:50:46و سبز روی
00:50:48تقریبا داشتن
00:50:49سیویل داشتن
00:50:50قد متوسط
00:50:51و خانومشون هم
00:50:53چادوری بودن
00:50:54من خانومشون
00:50:54حقیقتا ندیدم
00:50:55ایشون یک همراه
00:50:57دیگه هم داشتن
00:50:58آی دکتر
00:50:59این که من
00:51:00ارز میکنم
00:51:01خدمتون
00:51:01تحکید میکنم
00:51:02که اون مزداد
00:51:03دو
00:51:03تکابین بود
00:51:04به خاطر این بود
00:51:05اون قسمت
00:51:06بار
00:51:07این ماشین
00:51:09این خود رو
00:51:09یه حالت
00:51:11مثلا
00:51:13از این چادورهای
00:51:14برزنتی کشیده بودن
00:51:15زیر اون
00:51:16یه فضایی رو
00:51:17یه
00:51:17لافت و شکی
00:51:19به قول خودمون
00:51:19پند کرده بودن
00:51:20یک
00:51:21خاشخانوم
00:51:21موسینی
00:51:22اونجا دراست کشیده بود
00:51:25و
00:51:26در اون قسمت بار
00:51:27ایشون
00:51:28مریض بودن
00:51:29هم جهت
00:51:30مداواه
00:51:31اومده بودن
00:51:31انگار مشد
00:51:32چون
00:51:32مطمئنی
00:51:35مریض بودن
00:51:35یا حدس میزنی
00:51:36نه مریض بودن
00:51:37مطمئنی
00:51:38این خودشون گفتن
00:51:39خودشون
00:51:39خود اون آقا
00:51:40به من گفتن
00:51:41چون
00:51:42توی اون فصل
00:51:43اصلا زوار
00:51:44خیلی کم بودایی دکتر
00:51:45و این که زوارم میومد
00:51:47معمولا
00:51:48یه شب دو شب بود
00:51:49اینها ده شب
00:51:50میخواستن
00:51:51اقامت بکنن
00:51:51یعنی به من
00:51:52اما اول گفتن
00:51:53که
00:51:53ما میخواییم
00:51:54ده شب بمونیم
00:51:55چون
00:51:55هاچخانه ما میخواییم
00:51:56ببریم برای دوادرمون
00:51:58آوردیمشم
00:51:59که حرم امام رزا
00:52:00هم بره زیارت
00:52:02و انشالله
00:52:02که امام رزا
00:52:03شفاشو بده
00:52:04این
00:52:05چادر برزنتی
00:52:06که کشیده بودن
00:52:07پاسش پایه
00:52:09و سخف زده بودن
00:52:10یا این که
00:52:11رو لب لب دیلارها
00:52:12لب لب بود
00:52:13لب لب دیلارها
00:52:14حالت فنس مانند
00:52:16و اینها هم نداشت
00:52:17این صاف بود
00:52:18و یه قسمتی
00:52:19از این چادر
00:52:20انگار برداشته میشد
00:52:21و انگار اون آقا
00:52:23و اون خانم
00:52:23با این
00:52:24هاچخانم
00:52:24صحبت میکردن
00:52:25به تجربه
00:52:26به بنده
00:52:27ثابت شده
00:52:28بسیاری از افراد
00:52:30سبز رو
00:52:30سبز رو بودن
00:52:32خودشون رو
00:52:32قبول ندارن
00:52:33میگن من
00:52:34پوست هم سفیده
00:52:35سبزه نیستم
00:52:36علتش هم
00:52:38گناهی هم ندارن
00:52:39علتش این هست که
00:52:42واقعا
00:52:43پوستشون سفیده
00:52:44و اینها
00:52:44آفتاب سخته شدن
00:52:45ممکنه فت
00:52:46زیر آفتاب
00:52:47زیاد کار میکنه
00:52:48و
00:52:49سبزه نیست
00:52:51پوست سبزه
00:52:52نداره
00:52:52بنابراین
00:52:54راننده محترم
00:52:55اگر به سبز رو بودن
00:52:56قبول دارید
00:52:57خودتون رو
00:52:57که همین
00:52:58اگر هم قبول ندارید
00:52:59باز هم همین
00:53:00یعنی
00:53:00اون رو ملاک
00:53:01قرار ندید
00:53:02بفرمین
00:53:02من با این آقا
00:53:05صحبت کردم
00:53:06چقدر میخوایین
00:53:09تشریف داشته باشین
00:53:10مشهد و
00:53:10اینشون گفتن
00:53:11و توضیح دادن
00:53:12و ملاکشون این بود
00:53:14که
00:53:15مناسبترین قیمت
00:53:16ممکن رو
00:53:17در همون حوالی
00:53:19فلکیزه
00:53:19برای من پیدا کن
00:53:21من گفتم
00:53:22با خودم
00:53:23خب اون موقع
00:53:24تقریبا
00:53:25اکثر
00:53:26سویت ها
00:53:28اوتل ها این ها
00:53:29مثلا
00:53:30آپارتمان
00:53:30یک خوابشو
00:53:31تقریبا
00:53:32سی تا سی و پندزار تومن
00:53:33هر شب میدادن
00:53:35بالاتر از این ها بود
00:53:37ولی چون فصل
00:53:38زوار نبود
00:53:40مسافر کم بود
00:53:41قیمت ها میشکست
00:53:42میامد پایین
00:53:43من گفتم
00:53:44خب این
00:53:44سی تومن هستش
00:53:45گفت
00:53:45نه آقا
00:53:46ما نصف این هم
00:53:47به زور میتونیم بدیم
00:53:48گفتم
00:53:49پس بذار میبرم
00:53:50و دیجا
00:53:50این بند خدا
00:53:52از همه مناسبتره
00:53:58از این که حرم باشه
00:53:59هم تر و تمیز
00:54:00باشه سویتش
00:54:01و این بابا
00:54:02خیلی بند خدا
00:54:03منصفه
00:54:03حقیقت شو بگم خدمتون
00:54:05یعنی من هر وقت
00:54:06اینجا ظاهر بردم
00:54:07بر نگشته دیگه
00:54:08چون انقدر
00:54:09سویتش تر و تمیز
00:54:10و قیمت مناسبه
00:54:11معمولا همه قبول میکنن
00:54:12همه اول
00:54:13این سویتی که
00:54:16خدمتون ارز میکنم
00:54:17خیلی هم از فلکزه
00:54:18دور نبود
00:54:19این آقا رو
00:54:21برحال من
00:54:21تا اون محلی
00:54:23که خدمتون ارز کردم
00:54:25که قیمت سویتش
00:54:26خیلی هم مناسب بود
00:54:27برد
00:54:27گفتم
00:54:28واقعا این بند خدا
00:54:29قیمت سویتش
00:54:31شبیه بیستومن گفته
00:54:32ولی خب من همین
00:54:33چند شب قبل
00:54:33بردم براش مسافر
00:54:35چون مسافر کمه
00:54:36تا شبیه
00:54:37شموزه اتوان
00:54:37هفته اتوانم
00:54:38راه میاد
00:54:39اون طور نیستش
00:54:40که کتاه نیاد
00:54:41معمولا
00:54:41کتاه میاد
00:54:43آدم منصفی هم هست
00:54:51این آی داوودیان
00:54:53هست فاملشون
00:54:53خدا افتشون کنه
00:54:55این آی داوودیان
00:54:56واقعا منصف بودن
00:54:57در این بابت
00:54:58و من
00:54:59به هر نحوی که بود
00:55:01ایشون رو
00:55:02به امراه خانواده شون
00:55:03بردم
00:55:04و اون سویت رو نشون دادم
00:55:05ایشون رو هم که
00:55:07رفتن و سویت رو دیدن
00:55:08پسند دیدن
00:55:09دیگه گفتم
00:55:10ما فقط اومدیم که
00:55:11هاشخانه ما ببریم
00:55:12دکتر خیلی هم سخت نگرفتن
00:55:14دقیقا همونی بود که میخواستن
00:55:15هم نزدیک به اون منطقهی بود که میخواستن
00:55:18هم قیمتشم مناسب ترین بود
00:55:20منم به اونوان شخصی که کنچکاف بودم
00:55:25یعنی اون امیر حسین پونزه ساله
00:55:27تحت اختیار من نبود
00:55:28من اون شخصی بودم که
00:55:32اومده بودم جواب سآلم رو بگیرم
00:55:34منم به دنبال اینها
00:55:35میرفتم که ببینم خب چی قراره بشن
00:55:38الان اینها رو دارم به شما نشون میدن
00:55:41که متوجه بشید که چرا
00:55:44حضرت و مادن کمک کنن بشن
00:55:46علت کمک این اتفاق هست
00:55:48دقیقا بله همین اتفاق
00:55:50من وارد سویت شدم
00:55:52به همراه اون آقای مسافر
00:55:55و خودم هم
00:55:57این که میگم من منظرم اون پونزه ساله هست
00:56:00و خودم هم که دنبال اینها میرفتم
00:56:01ببینم چه خبره چی میخواد بشه
00:56:04ارزم بحضورتون
00:56:06این قسمت رو هم من داخل اون تونل
00:56:08اون تونل زندگیم دیده بودم
00:56:10های دکتر
00:56:11اما به خاطر این کاری که کرده بودم
00:56:15خیلی آنچنان نور خاص
00:56:17نیومده بود سمت من
00:56:18یعنی کارم جز کارهای خوب بود
00:56:20ولی برای من خیلی مهم نبود
00:56:23چون خیلی کارهای نورانی تر از اون هم داشتم من
00:56:25یعنی این که برم روش ریز بشم
00:56:27ببینم چه اتفاق بود
00:56:29دقیق نه از روش رد شده بودم
00:56:31یعنی این رو تو اون تونل هم به من نشون داده بودن
00:56:33که داشتی زوار کشی میگردی
00:56:35و زایر رو بردی
00:56:36یعنی از نگاه خودتون
00:56:39یک کار خوب معمولی بود
00:56:40خیلی معمولی
00:56:42اصلا برای مهم نبود با اون صورت
00:56:45حالا جلوتر متوجه میشین
00:56:47چون جلوتر متوجه میشین
00:56:49یه جورای من اصلا
00:56:51روغن ریختر رو از نظر امامزاده
00:56:53کرده بودم
00:56:54و الان این سحنه رو از حدقه چشمه
00:56:58از نقطه نگاه اون امیر حسین پونزه ساله میدیدید
00:57:03یا از نقطه نگاه امیر حسینی که الان
00:57:06هر دوش
00:57:07یعنی اگر میخواستم میرفتم درون خود پونزه سالم
00:57:12و از اون قاب زاویه رو میدیدم
00:57:14از اون قاب نگاه میکردم
00:57:16اگر هم نه میومدم دورتر میستدم
00:57:19و از دور نگاه میکردم به این اتفاوات میدارم
00:57:22امیر حسینی چند ساله؟
00:57:24پونزه ساله
00:57:25و اونی که خودم هم
00:57:27چند ساله؟
00:57:28بیست و پنج یا شیش سال
00:57:31بیست و شش ساله
00:57:32دو نگاه
00:57:33امیر حسین پونزه ساله و بیست و شیش ساله
00:57:35بله
00:57:36خب
00:57:36بلاخره ایشون هم
00:57:38ما رفتیم وارد این اتاق مدیریت سویت شدیم
00:57:42و با این آقای داوودیان
00:57:43یه مذاکره یه بسلا بکنیم
00:57:45و ببینیم
00:57:46میتونیم بیشتر از این با اشون تخفیف بگیرم یا نه
00:57:50خب معمولا این کار انجام میشد
00:57:51و ایشون قبول میکردن
00:57:53اونجا ما
00:57:56با این آقای داوودیان
00:57:57عزیز
00:57:58من و پونزه ساله که صحبت میکردم
00:58:00اول مثلا صحبت کردم گفتم
00:58:02این آقا ده شب میخوان بمونن
00:58:04خب ایشون طبیعتا خوشحال شد
00:58:06چون بازار خراب بود
00:58:08سسل مسافر نبود
00:58:10و ده شب اصلا خیلی کم
00:58:12خیلی نادر بود این اتفاق
00:58:13اول خوشحال شد و گفت بله هست
00:58:16و اینا
00:58:16گفتم فقط آیا داوودیان
00:58:18این بند خدا
00:58:19نظرش مثلا
00:58:20شونزه تومنه
00:58:21برای ده شب میگه
00:58:22تایش من صد و شست و پنج میدم
00:58:24بعد ایشون گفتش که نه
00:58:26من دیویست تومن کمتر نمیدم
00:58:29هموشایی بیست تومن که صحبت کردم
00:58:31بعد هی من با اش مثلا صحبت میکردم
00:58:34آقا این بند خدا مثلا
00:58:35ده شب میخواد بمونه
00:58:37الان ظاهر نیستش
00:58:39اینا
00:58:39ایشون قبول نمیکرد
00:58:41اصلا برخلاف همیشه
00:58:44همیشه
00:58:45که من ظاهر میبردم
00:58:47و ایشون
00:58:47همونجور عادی سریع قبول میکردن
00:58:50اصلا هم چکوچونه برشون نبود
00:58:52فقط میگفتن
00:58:53اب نداره
00:58:54بذار مثلا مسافر
00:58:55بره
00:58:56مستقر بشه
00:58:58اونجا
00:58:59اصلا عجیب غریب بود
00:59:01آی دکتر
00:59:01با این که میگم ده شب بود
00:59:03و
00:59:04سود خوبی هم نسبتن
00:59:05یعنی ده شب شما خیالت راحتی که سویتت پره
00:59:08اونجایشون قبول نمیکرد
00:59:10من امیر حسین
00:59:1226 ساله
00:59:13از دور که داشتم این ماجره را نگاه میکردم
00:59:17آی دکتر
00:59:17یک موجودی را اونجا دیدم
00:59:20یک موجود
00:59:22بسیار زشت
00:59:24کری
00:59:25و
00:59:26بدقیافه
00:59:28وحشدناک نبود
00:59:30این که بگم بخوام ازش بترسم
00:59:31این طور نبود
00:59:32خیلی ازش
00:59:34بدم میومد
00:59:35خیلی چندشاور بود
00:59:37کریح بود
00:59:38چهره این
00:59:38من به محضه ای که اون رو دیدم
00:59:41آی دکتر
00:59:41متوجه شدم
00:59:43که این موجود
00:59:45از گونه همون موجودی بود
00:59:47که من داخل حرم دیده بودم
00:59:49که ارز کردم خدمتون
00:59:50راست قامت بود
00:59:52و روی پنجه های پاش راه میرفت
00:59:54این از همون گونه بود
00:59:56اما فرقی که داشت
00:59:58اینه میمونه که
01:00:00شما فرض بفرده
01:00:00مثلا ببر و این گربه های خیابونی
01:00:03ببر هم شما ببینیم
01:00:04متوجه میشین
01:00:05این گونهش از گربه هاست
01:00:06اون گربه خیابونی هم همینطور
01:00:08اون مثل اون ببره بود
01:00:11اونی که تو هرم من دیده بودم
01:00:12با اون عباهت و زیبایی
01:00:14و بزرگی
01:00:16این نه
01:00:16این مثل اون بچه گربه بود
01:00:18مثل گربه خیابونی بود
01:00:20کچکتر بود
01:00:22و چهرش
01:00:23زشت و کریح بود
01:00:25اما از همون گونه بودن
01:00:26یعنی مشخصات ظاهری همونطوری بود
01:00:28اما من که میدینمش
01:00:30از این دستم بدم میامد
01:00:31چندشم میشود
01:00:32اصلا نور که نداشت
01:00:33هیچی تاریک بود
01:00:34چندش آور
01:00:35بخوام مثلا
01:00:38دقیقترش رو خدمتون ارز کنم
01:00:40یک جوجه مثلا
01:00:42شما کبوتر در نظر بگین
01:00:43تازه از تخ اومده بیرون
01:00:45پوستش چه حالتی داره
01:00:47یه چیزی مثل کبود مانند
01:00:49هستش
01:00:49این مثل همون جوجه
01:00:51یه حالت کبود آبی
01:00:53یه تیرهی مثلا
01:00:54یک حالت گاف صندوق
01:00:57یا یک فایل فلزی
01:00:59اونجا یه گوشه اون سویت بود
01:01:01اون اتاق مدیری سویت بود
01:01:03این روی اون می نشست
01:01:05مثل یه میمون هم می نشست
01:01:07به جایی که صاف وایسه
01:01:09مثل میمون بود
01:01:10این شبیه یه میمون بود
01:01:13و با یه سرعت بی نهایت
01:01:15در یک حد مثلا
01:01:16یک بشکن زدن
01:01:18این از اونجا می اومد
01:01:19روی میز کار این مدیر هوتل
01:01:21و در گوشش صحبت میکرد
01:01:23نه این که دستشو بیارا
01:01:24خودشو نزدیک میکرد
01:01:25نمیزاش صحبت هایی دیگه بهش برسن
01:01:27این هیست صحبت میکرد در گوشه
01:01:29اون مسئول هوتل
01:01:30که لچ کرده بود
01:01:31نمیزاش انگار ما تخفیف بگیریم
01:01:33در گوشش یه سی صحبت ها میکرد
01:01:35باز بر میگشت
01:01:36سرجای اولش روی همون
01:01:37گاف صندوق فلزی
01:01:39و میخندید
01:01:40خنده هایی که این میزد
01:01:42من حالم به هم میخورد
01:01:44هایی دکتر
01:01:45صدای خنده های این رو که من میشنیدم
01:01:47حالم به هم میخورد
01:01:48و توی اون محیط فقط من بودم
01:01:50من امیر حسین 26 ساله بودم
01:01:52که اون رو میدیدم
01:01:53بقیه نمیدیدنش
01:01:55امیر حسین 15 ساله
01:01:5715 سالم هست دیگه
01:01:59بله
01:01:59نمیبینه
01:02:01نه
01:02:02هیچ کس اونجا نمیدید
01:02:03فقط من 26 ساله میدیدمش
01:02:05و ریز به ریز کارهایی که این میکرد
01:02:09رو من آنالیز میکردم هایی دکتر
01:02:11در گوش اون فردی که
01:02:13مهمان دار بود
01:02:14صاحب مهمان سرابود
01:02:16صحبت میکرد
01:02:17بله
01:02:17صدای او
01:02:19صدای او چطور بود
01:02:21الان خب منتونست
01:02:21یک قابلیتی که این موجود داشت هایی دکتر
01:02:26تقلید میکرد صدا رو
01:02:28نه
01:02:29این تقلید کردنه
01:02:32طوری بود که مونه میزد
01:02:34انگار که اون آقای داودیان
01:02:36خودش داره فکر میکنه
01:02:37نه
01:02:38خودش داشت فکر میکرد
01:02:40و اینها فکر اونه
01:02:42تو زهنشه
01:02:42حالا این که چی میگفت
01:02:44در گوشش من میشنیدم
01:02:46که میگفت
01:02:47الان خانوم فلانی
01:02:50که نظافتچی اونجا بود
01:02:51پنج شب حقوقشو ندادی
01:02:53این بند خدا
01:02:55ندادی یا ندادم
01:02:56نه
01:02:57این بهش میگفت که ندادم
01:02:59این از به عنوان خود اون آقای داودیان صحبت میگن
01:03:03من اینجوری دارم خدمتون عرض میکنم
01:03:05انگار که اون موجود
01:03:07سواره بر ذهن ایشون میشد
01:03:09و به جای ایشون فکر میکرد
01:03:11اما در گوشش اینها رو میگفت
01:03:12با صدای خود
01:03:13با صدای خود آی داودیان
01:03:15فعلشم اول شخص مفرد بکنم
01:03:17دقیقا اول شخص مفرد
01:03:18خودش میگفت من
01:03:19الان من حقوق این خانوم نظافتچی رو ندادم
01:03:24اومده به من گفته
01:03:25من پنج شب جلوترم حقوقم رو میخوام
01:03:28نداری بدی
01:03:30تخفیف نده بهشا
01:03:32الان اینقدر میخوای
01:03:34پول آب بدی
01:03:34پول برق بدی
01:03:36پول گاز بدی
01:03:37ندی بهشا
01:03:38این تخفیف رو ندی
01:03:39که سرت کلاه رفته
01:03:41این موجود های دکتر
01:03:43حوشمند بود
01:03:44استدلال هایی که میابرد
01:03:47از روی حقیقت بود
01:03:49یعنی از خودش
01:03:50حرف درنه میابرد
01:03:51اطلاعات داشت
01:03:53واقعا راست میگفت
01:03:54اون خانوم
01:03:55پنج شب حقوقش
01:03:56اقعب افتاده بود
01:03:57و پنج شب هم جلوتر
01:03:58میخواست حقوقشو
01:03:59واقعا راست میگفت
01:04:01قبضای اون سویت
01:04:02اقعب افتاده بود
01:04:03و این منو خدا میخواست
01:04:04قبضاشو پرداخت کنه
01:04:05اما نکته اینجا بود
01:04:08که کاری که میکرد
01:04:10اون موجود های دکتر
01:04:11روی فقط نیمه خالی لیوان
01:04:13مانوف میداد
01:04:14فقط منفیه رو میگفت
01:04:16نمی اومد بگه
01:04:17مثلا اونجا تکرار کنه
01:04:19بگه که
01:04:20خب این دهشب
01:04:21اگر خالی بمونه چی
01:04:22اصلا همین هم که نداری که
01:04:25اینها رو نمیگفت
01:04:26روی اون نیمه خالی
01:04:27مانوف میداد فقط
01:04:28فقط منفی نگری میکرد
01:04:31و ذهن اون بند خدا
01:04:32آی داودیان رو
01:04:33این موجود پلید و زشت
01:04:36تحت شها قرار میداد
01:04:37با سرعت بی نهایت
01:04:39من ریز بریزه
01:04:41این که
01:04:42پیشتر خدمتون عرض کردم
01:04:44گفتم من
01:04:44از لحاظ حس بینایی
01:04:46فوقلاد زیاد بودم
01:04:48به حدی که الان میگم
01:04:49من نسبت به اون امیر حسین
01:04:51نابینام
01:04:53من اصلا الان نمیبینم
01:04:54من با این که
01:04:56آی دکتر
01:04:57اون موجود
01:04:58شما فرض بفرمایید
01:04:59این محیط مثلا
01:05:01چهار متری رو
01:05:02در عرض یک صدومه ثانیه
01:05:05تی میکرد
01:05:06میرفت و شروع میکرد
01:05:07در گوشش صحبت کردن
01:05:09این تی کردن
01:05:10این مسیر چهار متری
01:05:12شاید یک صدومه ثانیه
01:05:13طول میکشید
01:05:14من برای خودم چالش بود
01:05:16خب این چقدر سرعتش زیاده
01:05:19اون لحظه چالش بود
01:05:21و گفتم بذار من امتحان کنم
01:05:22ببینم من چقدر میتونم
01:05:23سرعت داشته باشم
01:05:25با هرتون نمیشه های دکتر
01:05:26این که میگم
01:05:27شاید یک مقدار چالبم باشه
01:05:28برای خودم
01:05:30چون از اون موجود
01:05:31بعدم میومد
01:05:32چالش درست شده
01:05:33اگر این موجود
01:05:34در یک صدومه ثانیه
01:05:36این محیط چار متری رو
01:05:37تیمی کرد
01:05:39من هزار بار
01:05:40شاید ده هزار بار
01:05:41این مسیر رو تیمی کردم
01:05:43رفت و برگشت ازه
01:05:44نه که فقط برم
01:05:45میرفتم برگشت
01:05:46توی یک بار رفتن اون
01:05:48شما بارها رفت برگشت
01:05:49من بعدای ده هزار بار
01:05:50میرفتم و برمیگشتم
01:05:52و این که میگم
01:05:54بینایی بی نهایتی داشتم
01:05:55این سرعت شما
01:05:56چند هزار برابر اون بود
01:05:57اصلا اون در مقابل من
01:05:59پوچ بود
01:06:00هیچ بودای دکتر
01:06:02یعنی میخوام بگم
01:06:03این قدر روحای ما
01:06:04انسان ها قدرتمنده
01:06:06و از لحاظ بینایی
01:06:07میخوام خدمتون ارز کنم
01:06:09من ریز به ریز
01:06:10فعل و انفعالاتی
01:06:14که در بدن اون موجود
01:06:15اتفاق میافتاد
01:06:16رو درک میکردم
01:06:18و متوجه میشدم
01:06:19چطور بود؟
01:06:20لحظه ای که این میخواست
01:06:22سرعت بگیره
01:06:23و جا به جا بشه
01:06:24به خودش حرارت میدادای دکتر
01:06:26این حرارت باعث میشد
01:06:28که این تبدیل به دود بشه
01:06:30من ریز این رو میدیدم
01:06:32و یعنی این در صدومه ثانیه
01:06:36دیگه دارم میگم
01:06:37این در صدومه ثانیه هم
01:06:38اتفاق نمیافتاد
01:06:39اما من ریزش رو داشتم
01:06:41میدیدم و آنالیز میکردم
01:06:42این به خودش حرارت میداد
01:06:44داغ میشد
01:06:45این داغ باعث میشد
01:06:47که این گرما باعث میشد
01:06:48این تبدیل به
01:06:49دود سیاه بشه
01:06:51و این دود سیاه میرفت
01:06:53اون جایی که میخواست
01:06:55قرار میگرفت
01:06:56و باز این خودش رو فشورده میکرد
01:06:58فشورده میکرد
01:06:59و میشد همون موجود کریح و زشت
01:07:02این فعل و اینفعالاتی
01:07:04که ایجاد میشد
01:07:05از این طریق بود
01:07:06برای همون اینقدر سرعتش بالا بود
01:07:08سرعتش به حدی بود
01:07:11که اصلا برای یک انسان
01:07:12در این کال بود
01:07:13غیرقابل توصیفه
01:07:14دلیل این که اون آقای
01:07:17مسئول سویت
01:07:19قبول نمیکرد
01:07:20هرچقدر من صحبت میکردم
01:07:22هرچقدر
01:07:23اون بند خدا صحبت میکرد
01:07:25هرچقدر ما استدلال میعوردیم
01:07:27براش این بند خدا قبول نمیکرد
01:07:29میگفت نه آقا من خودم ندارم
01:07:31مجبورم راستم میگفت
01:07:33حقیقتن راستاش میگفت
01:07:35یعنی این تو نبود که بگیم
01:07:36داره از خودش درمیرد
01:07:37هم وضعشون
01:07:39حرفای اونو میشنید
01:07:41بل
01:07:42تصمیم بیان میکرد
01:07:43میگفت نمیتونم
01:07:44نتیجه گیری میکرد
01:07:45نتیجه گیری رو بیان میکرد
01:07:46بل
01:07:47این خنده هایی که این میکرد
01:07:49دلی دکتر
01:07:50تمام وجود من
01:07:53نسبت به این پر از نفرت میشد
01:07:55اصلا حالم به هم میخورد
01:07:57از این خنده ها
01:07:58من دیدم خب من که
01:07:59قدرت زیادی دارم
01:08:02بذار برم و این حالش رو بگیرم
01:08:04لهش کنم اصلا
01:08:05یعنی چهرش خیلی کریه بود
01:08:07میخواستم بهش نزدیک بشم
01:08:09چندشم میشد
01:08:10ولی اینقدر این خنده هاش
01:08:12روی احصاب من بود
01:08:13که من گفتم
01:08:14بذار برم حد دقیقه اینو لهش کنم
01:08:16بذار برم خالی کنم خودمو
01:08:18اینقدر نسبت بهش قیز داشتم
01:08:20نفرت داشتم
01:08:21اومدم که برم نزدیکش
01:08:23هایی دکتر
01:08:24شما فرض بفرمید
01:08:25در یه فاصله چند سانتیمتری
01:08:27که از این قرار گرفتم
01:08:29یک حائلی ایجاد شد
01:08:31یه صفحهی ایجاد شد
01:08:32ایجاد شد
01:08:33یا وجود داشت و نمیدیدیم
01:08:35ایجاد شد
01:08:36من هر موقع
01:08:37میخواستم که
01:08:40برم به سمتش
01:08:41و یک تداخلی انگار
01:08:43توی اون روند ایجاد کنم
01:08:44این
01:08:45حائل
01:08:46این دیواری که
01:08:47حتی با همون چشمه
01:08:49من نمیدیدمش
01:08:50یک دیوار نامرئی
01:08:51من که
01:08:53حجوم بردم به سمتش
01:08:54گلوشو بگیرم
01:08:55یعنی خفش کنم
01:08:56بهش میگم
01:08:57خفشو اینقدر چرتوپرت
01:08:59نگو بذاری کارشو بکنه
01:09:00اون دیواره مانه من
01:09:02من برخورد کردم
01:09:03با اون دیواره
01:09:03و اون دیواره منو پرد کرد
01:09:05حولم داد باقید
01:09:06گذشته رو نمیشه تغییر داد
01:09:08دقیقا
01:09:09می اومدم داد بزنم
01:09:10فریاد میزدم
01:09:11آقای داودیان
01:09:13اینه نگاش کن
01:09:14این داره حرف مف میزنه
01:09:16به این فکر کن که قراره
01:09:18ده شب سویتت خالی بود
01:09:20داد میزدم آی دکتر
01:09:21داد زدن من مثل این بود
01:09:23که توی سخ شما بینید
01:09:25زیر آب
01:09:26زیر آب تا حالا نمیدونم
01:09:27کسی رفته
01:09:27من خودم امتحانش کردم
01:09:29صدایی که
01:09:30فریادی که شما میزنین
01:09:31تبدیل به حباب میشه
01:09:32و میره بالا
01:09:33این حرکت نمی کنه
01:09:35که بخواد برسه به مقصد
01:09:36انگار که من دارم
01:09:38تو خودم فریاد میزنم
01:09:39این زیر آب من دارم
01:09:41فریاد میزنم
01:09:42اصلا صدایی من نمیرفت
01:09:44اصلا
01:09:44کسی نمیشنیدش
01:09:46هرچی داد میزدم
01:09:47هرچی میخواستم
01:09:48من زیر آب انگار دارم
01:09:50فریاد میزنم
01:09:51یه صدایی ریزی میومد
01:09:53که خودتو خسته نکن
01:09:55تلاش نکن
01:09:56تلاشت بیفاید است
01:09:58یه گفتم
01:09:59ویلش کن دیگه
01:09:59چه کار کن
01:10:00اونجا برام سآل پیش اومد
01:10:03خب این مرض این موجود چیه
01:10:06هدف این چیه
01:10:08اصلا چرا داره این کارها رو میکنه
01:10:10چه نفعی اصلا برای این داره
01:10:13اون لحظه که من برام سآل پیش اومد
01:10:15ارز کردم
01:10:16روال اون سمت به چه نحویه
01:10:18شما تو زهنت که یه چیزی میومد
01:10:21در لحظه درکش میکردی جواب رو
01:10:23اون لحظه که من به این فکر کردم
01:10:26خب مرض این موجود چیه
01:10:28چرا داره دشمنی میکنه
01:10:30یه پرده انگار
01:10:32از جلوی چشم من برداشته شده داری دکتر
01:10:34و من درون آدم ها رو میدیدم
01:10:37درون بدن اون آقای داودیان
01:10:41درون بدن خود پونزه سالم
01:10:43و اون آقای زائر رو من میدیدم
01:10:45وسط قفصه سینمای دکتر
01:10:49یه گوی تلایی رنگ
01:10:52نورانی
01:10:54به حدی زیبا قرار داشت
01:10:57که اصلا کیف میکردی فقط این رو نگاه کنی
01:11:00یه گوی نورانی و تلایی رنگ
01:11:04وسط قفصه سینه همه انسان ها بود
01:11:07همه
01:11:08بلا استثناء
01:11:10یک نفر نبود که این گوی رو نداشته باشه
01:11:12همه یک اندازه
01:11:14همه به یک میزان هم نور داشتن
01:11:16اون نوری که درون این محوض ها بود
01:11:19را آی دکتر من لذت میبردم
01:11:21نگاهش میکردم
01:11:22اصلا خسته نمیشدم
01:11:24هرچقدر که به این گوی
01:11:25و اون نور درون این گوی خیره میشدم
01:11:28لذت میبردم
01:11:29و من متوجه شدم که اون نور درون اون محوضه
01:11:49اون نور تلایی رنگ
01:11:50اون نور از جانب خداست
01:11:53نه این که نعوض به الله بگم که
01:11:56اون نور خدا بود
01:11:57نه
01:11:58اون نور
01:11:58از سمت خدا تابیده شده بود
01:12:02اون نور نور خدا بود
01:12:03اون تجلیه
01:12:05نور خدا بود
01:12:07هدف اون موجود های دکتر
01:12:09اون گوی تلایی رنگ بود
01:12:11اون نور درون انسان ها بود
01:12:13اون پرده که از جلوی چشمای من رفعی دکتر
01:12:17علاوه بر صدای خنده های چندشاور اون موجود
01:12:22من صدای خنده های دیگه هم میشینیدم
01:12:25اصلا انگار که
01:12:27صدها هزار نفر
01:12:29مثل اون موجود هستن
01:12:31و همین طور دارن قهقهه میزنن
01:12:33برای این که ببینم
01:12:35این قهقه ها از کجا سایی دکتر
01:12:37ارتفاع گرفتم
01:12:40از همون محیطی که بودم
01:12:42اراده کردم
01:12:43در لحظه شما فرض بفرمید
01:12:46که من حدود صد متر رفتم
01:12:48روب آسمون
01:12:49رفتم ارتفاع بگیرم ببینم
01:12:51این صدای خنده ها
01:12:53از کجا داره میاد
01:12:55بابرتو نمیشاهی دکتر
01:12:57اون لحظه ای که من
01:12:59به اون ارتفاع رسیدم و نگاه کردم
01:13:02بدون اراده خودم
01:13:06به زبون اومد گفتم
01:13:07یا حضرت عباس
01:13:09فقط همین
01:13:10نه از شدت ترس
01:13:13نه از
01:13:14از شدت تعجب آی دکتر
01:13:17جنگ بود آی دکتر
01:13:19یک جنگی بود که اصلا
01:13:21ماها نمی بینیم
01:13:23همین الان هم که من و شما داریم صحبت میکنیم
01:13:26این جنگ ادامه داره
01:13:28اینقدر از این موجودات زیاد بودن آی دکتر
01:13:33همه جا بودن
01:13:34هر جا که شما فکرشو بکنید
01:13:36اینها بودن
01:13:38به جاید یک جا که جلو تر خدمتون ارز میکنم
01:13:41و تعدادشون خیلی زیاد بود آی دکتر
01:13:45شاید به ازای هر یک آدم
01:13:48دو سه تا از اینا وجود داشت
01:13:50و اینها یک شبکه ای رو ایجاد کرده بودن
01:13:53من اون شبکه
01:13:55اون پرده که از جلوی چشم من کنار رفت
01:13:57آی دکتر
01:13:58من این شبکه رو میدیدم
01:13:59مثل تار انکبوت بود
01:14:01این تار انکبوت نامرئی
01:14:04بین تمام این موجودات وصل شده بود
01:14:08و اینها از اون طریق اطلاعات رو جا به جا میکردن
01:14:12و بین خودشون به قولی به اشتراک میذاشتن
01:14:15یک شبکه عظیم و بزرگ و بی نهایت
01:14:21از این موجودات و همه اونها
01:14:23هدفشون فقط اون گوی نورانی درون انسان ها بود
01:14:27که با اون گوی چکنن؟
01:14:30انسان رو ببرن به سمتی که آی دکتر
01:14:35اون نور درون انسان ها
01:14:38محفظه ای که اون نور قرار گرفته درش
01:14:41کدر و تاریک میشه
01:14:43اون نور که تاریک نمیشد آی دکتر
01:14:45اون نور تجلیه خدا بود
01:14:47تجلیه نور خدا بود
01:14:49اون نور به هیچ عنوان خاموش نمیشد
01:14:51اما اون محفظه ای که اون نور درش قرار گرفته بود
01:14:56با کارهایی که من انسان انجام میدادم
01:15:01کسیف میشد
01:15:04کدر میشد
01:15:05و لک میگرفت
01:15:06اینطور خدمت رو میگه
01:15:07مثل یکه فانوس که روشنه شعله اون تو هست شیشه درش دوده بگیره
01:15:14دوده بگیره احسن
01:15:15مثال کاملا دقیقی زنای دکتر
01:15:19و حالا چطور میشد که این کدر میشد
01:15:25و دوده میگرفت
01:15:28تمام ورودی های بدن انسان های دکتر
01:15:33شنوایی
01:15:34چشایی
01:15:35بویایی
01:15:36و حتی دیدن
01:15:38ورودی بدن های ما
01:15:40هدف اصلی اونها بود
01:15:43این ها میخواستن
01:15:45یک کاری رو انجام بدن
01:15:47که خواسته یا نخواسته
01:15:49این نفس ما رو
01:15:51قلقلکش بدن بقولی
01:15:53وسفسش کنن
01:15:54بره به سمتی که نباید
01:15:56هرچقدر
01:15:58این ورودی های بدن ما
01:16:00از حرام تغذیه میکرد های دکتر
01:16:02اون نور و اون گوی بلورین درون قفصه سینه ها
01:16:06کدر و تاریک میشد
01:16:08این موردی که
01:16:10گفتید
01:16:12شبکه ای از این ها بودن که
01:16:16در سطح شهر پراکنده
01:16:18برای هر انسانی دو سه نفر
01:16:22مطلبی بسیار شبیه
01:16:24و همین رو از تجربه گری در یکی از کشورهای غربی شنیدم
01:16:30که ایشون
01:16:32از
01:16:34کره زمین فاصله گرفتن
01:16:36و تمام مردم دنیا رو میدیدن
01:16:39و ازایه هر یکی از مردم دنیا
01:16:42لاغل یک موجود بود
01:16:44که شبیه به دود
01:16:46حالا این که شما گفتید
01:16:48اون موجود تبدیل به دود میشد
01:16:50و هرکتی میکرد
01:16:52تیره و
01:16:54دود مانند
01:16:56یه جورایی یارگیری کرده بودن
01:16:58و
01:17:00ادامه ماجرا ماجرا مفصله
01:17:02خب متاسفانه ایشون هنوز حاضر نشدن در برنامه ما بیان
01:17:08و اون تجربه بسیار آموزنده خودشون رو بیان کنن
01:17:12چیزی که از ایشون میشنون بسیار شبیه به شنیده های بنده از اون تجربهگر هست
01:17:18دو نفری که از هم بی خبر هستن و همدیگر رو نمیشنسن
01:17:24ورودی بعدی های دکتر
01:17:30دهان بود
01:17:32نه صحبت کردن و تکلم
01:17:34خوردن
01:17:36نوشیدن
01:17:38اون مالی که
01:17:40اون قضایی که اون نوشیدنی که ما به دست میاریم
01:17:42از چه طریقی به دست اومده
01:17:44اون سروتی که اندخته شده
01:17:46و اون
01:17:48مواد قضایی باش تهیه شده
01:17:50مواد قضایی باش تهیه شده
01:17:52آیا از راه حلال بوده یا حرام
01:17:54من میدیدم اینها
01:17:56به کسبه
01:17:58دور تا دور کسبه ها رو
01:18:00حلقه میزدن
01:18:02و صحبت میکردن باشون
01:18:04استلال براشون میاوردن
01:18:06از این که مثلا شما اجارت رفته بالا
01:18:08از این که نمیدونم
01:18:10پول کارگر اینقدر شده
01:18:12بیا این کار رو انجام بده
01:18:14نمیدونم گران فروشی کن
01:18:16کم فروشی کن
01:18:18و این طریق باز
01:18:20دنبال همون هدفشون بودن
01:18:22که مال حرام رو بیارن
01:18:24توی صفره
01:18:26و ورودی بدن رو
01:18:28با حرام آقشته کنن
01:18:30و اون ورودی وقتی که
01:18:32با حرام آقشته میشد
01:18:34آقای دکتر
01:18:36اون زرف
01:18:38گوی بلورین
01:18:40ما از اونجا که داشتیم
01:18:42میومدیم با این آقاد ناؤمید بیرون
01:18:44دیگه من دیدم
01:18:46نمیتونم کاری بکنم از اشون اصخایی کردم
01:18:48من پونزه ساله از
01:18:50اون آقای زاهر اصخایی کردم
01:18:52گفتم اقا شرمنده وقت تا میگرفتم
01:18:54من فکر نمیکردم اینطوری بشه
01:18:56دیگه با حالت ناؤمیدی
01:18:58این بند خدا برگشت و رفت سوار ماشینش بشه که بره
01:19:00من هم همونطور داشتم بر میگشتم
01:19:02این ورودی سویت
01:19:06یه حالت مثلا راه روی داشت که ماشینها رو میاوردم پارک میکردم
01:19:10من تو همون راه روی که داشتم دنبال خود 16 سالم میرفتم
01:19:14یه لحظه خود 16 سالم
01:19:16استاد
01:19:18استاد یه چیز اومد تو ذهنش
01:19:20من فکر امیر حسین پونزه ساله رو اونجا داشتم میخوندم های دکتر
01:19:24هرچی امیر حسین پونزه ساله فکر بهش میکرد انگار من داشتم بهش فکر میکردم
01:19:28کاملا متوجه بودم که داره به چی فکر میکنه
01:19:32فکرش رو داشتم میخوندم
01:19:34امیر حسین پونزه ساله داشت با خودش فکر میکرد که
01:19:37خب این بند خدا ظاهره که میگه من تا 17 تومن را میام
01:19:41من هم که کومیسیونم صدی پونزهه
01:19:45یه دوتا چهارتا کردم ببیتن خب این میشه دهشبش دیویس هزار تومن کومیسیونم هم میشه سی هزار تومن
01:19:51من برم بهش بگم آقا من اصلا کومیسیون نخواستم
01:19:54بزن این بند خدا مالا خون بالا خون نشه شو فکر اصلا زبار نره برده اینجا
01:20:00من یه لحظه اون بند خدا رو صدا کردم
01:20:02گفتم آقا وایستا من برم با آقای داوودیان یه صحبت دیگه بکنم
01:20:06دویدم برگشتم رفتم تو اتاق مدیر سویت آقای داوودیان بهش کنم آقای داوودیان
01:20:12این بند خدا که داره میره اگه دهشب میخواست بمونه دیویس هزار تومن میشد
01:20:18هزینه دهشبش از این دیویس هزار تومن سی هزار تومن کومیسیون منه درسته ایشون گفاره درسته
01:20:24گفتم آقا من اون سی هزار تومن نمیخوام
01:20:26اون سی هزار تومن باشه برای خودتون همون شبیه افتحت همان بهشون بده
01:20:32ایشون میگه شون زونیم شما بیا قبول کن
01:20:34سد و شست و پنج برای این دهشب بگیر ازش ایشون هم استقبال کرده
01:20:38یعنی من سی تومن خودمان نمیخوام شما هم یک پنج تومن کم کتا بیا
01:20:44کتا بیا این بند خودم دیگه اون لحظه قبول کرد
01:20:48گفت خوب چقدر خوب قبول کرد گفت باشه برو بگو بیاد
01:20:52امیر حسین پونزه ساله آی دکتر دووید از در بره بیرون منم با اش داخل اون سویت اتاق مدیر بودم
01:21:00یعنی امیر حسین 26 ساله بله من اونجا بودم
01:21:03امیر حسین پونزه ساله که دووید رفت بیرون به اون زائر بگه برگرد این حل شد
01:21:09همون 165 قبوله معامله جوش هرد این موجود رو من داشتم میدیدم آی دکتر
01:21:16این دیوانه شد اصلا سرشو میکروید به در و دیوار جودی سرشو میکروید به در دیوار که یعنی اگه آدم و کار رو بکنه در جا مرده
01:21:24میزد خودشو جیغ میزد خودشو میزد سر دیوار هرچی خنده داشت میکرد اونجا دیگه تبدیل به ناله شده جیغ های ناله بار
01:21:33و یک جورای من باعث شده بودم که این اتفاق بیافته و از اون سی هزار تومان کومیسیونم که شما فرض بفرم که اصلا وجود نداشت من گذشتم
01:21:47چون برحال معامله که جوش نمیخورد همون که خدمتون عرض کردم روغن و ایخته رو نظره امام زاده کردم
01:21:54آقا سرم عرض میکنم
01:21:56سرم
01:21:56خدا قبط
01:21:57بباشم آزرم
01:21:58بباشم آزرم خدمتون عرض
01:21:59ایشون حدود ده سال پیش
01:22:02میگن که زائر میاوردن اینجا
01:22:06معرفی میکردن یا جاهای دیگه
01:22:07آمده این خدمت شما مطالبی که ایشون میگن و بشنوید
01:22:12و ببینید که به خاطر میارد ایشون رو و مطالبشون رو تأیید میکنید یا نه
01:22:17بفرمیم
01:22:18خدا شمارم
01:22:19من همون حدود ده یادزه سال پیش بود
01:22:23برای این محدوده کلند زائر میاوردم
01:22:26حالا یکی از جاهایی که براشون زائر میاوردم
01:22:30و قیمتشون هم خیلی پایین تر بود
01:22:33این سویتی بود که ایشون مدیرشون هستن
01:22:36و اون بند خدایی هم که خدمتون پیشتر عرض کرده بودم
01:22:42دنبال کف قیمت میگشد
01:22:44یعنی پایین ترین قیمت ممکن توی بازار رو میخواست
01:22:47و من اولین گذینه که تو زهن اومد
01:22:49همین سویت آپارتمان ایشون بود
01:22:51و آوردمش رو تقریبا همون مدود فیلم کنم
01:22:55یازده تا شاید دوازده شاید هم ده سال پیش بود
01:22:58و اون آقایی که مدیر اینجا بودن
01:23:02و همچنان هم هستن ایشون بودن
01:23:04و مشخصات اون زائر رو به هم خدمتون ارز کنم
01:23:07یک مزدادو تکابین هم بود
01:23:09دوکابین نبود
01:23:10مزدادو تکابین رنگش نقرابی بود
01:23:13یا آقای تقریبا قد متوسط
01:23:17و چهره سبزه سیبیل هم داشتن نشون
01:23:21و تعداد روزایی هم که میخواستن
01:23:23این جای قامت داشته باشن
01:23:25ده روز بود
01:23:26و آوردمش رو حالا دیگه ولی متاسفانه
01:23:29اون موقع قیمت سویت ها شبیه بیست هم بود
01:23:32آی دکتر
01:23:33ولی این بند خدا بازم دنبال ارزون تر بود
01:23:36یعنی میگفتش من بیست هم نمیتونم بدم
01:23:38بیاریم پایین تر برام
01:23:39مثلا ده شب میخواهم بایست هم میشه دیویست هم
01:23:42من تش دیگه صده هفته
01:23:43صده شسپن اینا اینقدر میتونم
01:23:45تقبل کنم
01:23:47و دیگه ادامه ماجره و اون اتفاقه
01:23:49که کامل خدمت رو شده
01:23:51بله شروع که یادم هستش
01:23:54برای اون مسافر میابرد
01:23:55زوار میابرد
01:23:57ولی که
01:23:58این زائر روی یادتون میاد
01:24:00این زائری که داره میگر و یادم نیست حقیقتا
01:24:02نشونی های دیگه میتونیم بدیم
01:24:04از این محیطی ها
01:24:06آره این فضایی که داریم میبینیم
01:24:09که دو تا راه
01:24:10یه راه رو هستش
01:24:11قبلا اینجوری نبود
01:24:13اینجا کلا اصلا میگید
01:24:14این قسمت
01:24:15اصلا وجود نداشت
01:24:16ما از اون در پشت میامدیم
01:24:18بله
01:24:18ما از در پشت میامدیم
01:24:20آره قسمت پارکینگ وارد میشدیم
01:24:22زائر رو من میاوردم
01:24:23و در ورودیش اینجا بود
01:24:24یه فضای شیشه ایمانند
01:24:26یه فضای شیشه ایمانند بود
01:24:31که از اینجا که وارد میشدیم
01:24:33میز مدیریت این هم اینس هم بود
01:24:35اینجا اینگار دیوار مانند
01:24:36اینجا راه رو نبودش
01:24:38درسته
01:24:39تا اون قسمت بود
01:24:40اون مغازه بود
01:24:41مغازه بود
01:24:42مغازه که گرفتید
01:24:43بایین یه سرش کردید
01:24:44از این مره
01:24:45قبلن از اونجا بود
01:24:47آره
01:24:47در پارکینگ میامدیم
01:24:49داخلی دوتاش یکی بود
01:24:50اون
01:24:51زائب
01:24:53روی پل گذاشن
01:24:54روی پل در و برودی
01:24:55ماشینشون همونجا پاک کردن
01:24:57راجبه یه جعبه ی صحبت
01:24:58چیز گفتید؟
01:24:58آره
01:24:59اون خدمت شما ارز کنم
01:25:00اون موجودی که
01:25:02بهشون یاد آوری کنم
01:25:02آره
01:25:03اون موجودی که
01:25:03شما موجودی که نمیدونم
01:25:05آره
01:25:05شما اون جعبه رو فهمید
01:25:08یه
01:25:08حالت جعبه فلزی
01:25:11مثل مثلا فایل
01:25:12یا گاف صندوقی
01:25:13یه گوشه اینجا بود
01:25:21این جعبه
01:25:22سکونج این گوشه بوده
01:25:24که
01:25:25دفتر میز پذیرش جلو بوده
01:25:27اعتمادن
01:25:30میز تلویزیون کنار
01:25:32یه فایلی بوده
01:25:33اونجا
01:25:33بوده؟
01:25:34روی فایل هم تقریبا خالی بود
01:25:36یعنی چیزیم
01:25:37گلدون و اینا نبود
01:25:38مثلا روشون
01:25:38یه فایلی بود مثل
01:25:40یه گاف صندوق
01:25:41یه فلزی بود
01:25:42یادمه
01:25:43این اون موجودی که خدمتون رس کردن
01:25:45اما یه دکتر روی همون بود
01:25:46هی از روی همون میومد
01:25:48اینس هم ظاهر میشد
01:25:49باز برمیگشت
01:25:49همونجا اون قهقه های بلندو میزد
01:25:51روی همون فایله بود
01:25:53حالا
01:25:53آقا رو نترس روید
01:25:55این قضیه من ندیدم
01:25:58این قضیه موجود
01:26:01ما بعدا تو برنامه پشمون
01:26:03شما متوجه میشید چی هست
01:26:04وزیهش
01:26:05اون موجود
01:26:06با هم صدای اشون
01:26:07یعنی تقلید کامل میکرد
01:26:09و
01:26:09مثلا میومد در گوش اشون
01:26:12میگفتش
01:26:13الان میخوای کم کنی
01:26:14هزی نشو
01:26:15پول برق رو چی جوری
01:26:16میخوای پرداخت کنی
01:26:17پول گاز رو چی جوری
01:26:18پول آب چی
01:26:19باز مثلا یه استدلالی
01:26:20اگر میاورد
01:26:21میگفت خانوم فلانی
01:26:23که نظافت میکنه
01:26:24حق خواسته
01:26:25ایماه پول بیشتری خواسته
01:26:27گفته قرض دارم
01:26:28به دهی دارم
01:26:28باید
01:26:29یک مقداری بیشتر
01:26:30مثلا ایماه بدین
01:26:31که من دستم جلو بیافته
01:26:32باز ماه بد میام
01:26:33مثلا جبران میکنم
01:26:34یه همچی استدلالای
01:26:36میابرد
01:26:36یه خانوم درمارد
01:26:37یه خانوم نظافتچی
01:26:38هم صحبت میکردش
01:26:39اینطوره
01:26:40شما نظافتچی خانوم دارد
01:26:42اینجا همون موقع
01:26:43یعنیمون دستاله بیشت
01:26:44آره
01:26:45ما نظافتچی همون
01:26:46کلن خانوم بودم
01:26:48من اومد
01:26:48یعنی شما در هر دو صورت
01:26:50یه چیدگیرم نمیومد
01:26:51چیزی گیرتون نمیومد
01:26:52دقیقا
01:26:53فقط اینجا ها یک
01:26:54تیزهوشی به خراج دادین
01:26:56همین
01:26:56کاملا درست
01:26:57از فکرتون استفاده کردم
01:26:59دقیقا
01:26:59یعنی اصلا انگار که
01:27:00من اون پول رو اصلا نداشتم
01:27:02چون به هر حال
01:27:03اون معامله که جوش نمیخورد دیگه
01:27:06ولی این کار من
01:27:07پس یکی نمیشه گفت
01:27:09گذشت خواستی بوده
01:27:10یه
01:27:10برای همون میگم
01:27:11یک تیزهوشی بوده
01:27:13دقیقا خدمتون
01:27:14برای همین عرصیرم
01:27:15توی اون تونل
01:27:16زمان
01:27:17که زندگی من رو نشون دادن
01:27:19اصلا این حایز اهمیت نبود
01:27:21به اون صورت
01:27:22بله در جز و اعمال خوب من بود
01:27:24اما نوران چنانی نداشت
01:27:26مسئله اینجا بود
01:27:29که کی میخواست اینو بخر از من
01:27:30اومدم بیرون
01:27:35همراه اون همین رو
01:27:36سینه پونزه ساله
01:27:37خوشحال بودم
01:27:39که اون موجود
01:27:40داره خودش رو میزنه
01:27:42و ناله میکنه
01:27:43رسیدم
01:27:45به نزدیکی
01:27:47اون
01:27:48ماشینی که روی پولپارک شده بود
01:27:51و اون
01:27:52خانم موسین
01:27:54که مریض احوال بود
01:27:55داخل بار اون ماشین بود
01:27:57اولین کسی که من رو اونجا دید
01:28:00رو دیدم
01:28:01ملکا
01:28:04ذکر تو گویم
01:28:06که تو پاکی
01:28:08و خدایی
01:28:10موسیقی
01:28:12نروم
01:28:14جز به همان ره
01:28:16که تو امراه نمایی
01:28:20موسیقی
01:28:24همه درگاه تو جویم
01:28:27همه از فضل تو پویم
01:28:31موسیقی
01:28:33همه تو حید تو گویم
01:28:37که به تو حید سزایی
01:28:42نتوان وصف تو گفتن
01:28:46که تو در فهم نگنجی
01:28:50نتوان شبه تو گفتن
01:28:53که تو در وح نیاری
01:28:57نبودی رو خلقا تو بودی
01:29:00نبود خلقا تو باشی
01:29:03نبه جمعی
01:29:05نبه گردی
01:29:07نبه کاهی
01:29:09نبه فضایی
01:29:11همه ازی و جلالی
01:29:14همه علمی و یقینی
01:29:17همه نوری و سروری
01:29:21همه بجودی
01:29:23یا جزاهایای
01:29:24نتوان وصف تو گفتن
01:29:27که تو در فهم نگنج
01:29:32نتوان شبه تو گفتان
01:29:35که تو در روح نیاری
01:29:38نتوان وصف تو گفتند
01:29:40که تو در فهم نگنجی
01:29:46نتوان شبه تو گفتان
Comments