Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
ماه کامل - نازلی و فریت شماره 33
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00باشیم بریم خیلی دیر شده سود باشیم
00:03تایی جون بیا به تو بگیر
00:06تاروخ پس بیا خانمه رو ما برسونیم
00:08باشو
00:13من میرم بار یه مشکلی تو سندوق بیش اومده میبینم اتون
00:17دنیس بایست ما هم داریم میریم با هم بریم
00:20نه آخه من الان باید برم
00:23اقا به بلند پرواز به امید دیدار موازه به خودت باش
00:27خدا فیز احمد شد
00:28چی شد یهو
00:35خشم سربتمندار و دیکشم
00:41بریم بخابونمیت
00:44نه نازلی ببره
00:47به امیقای سم میگه
00:51بولو جون من فردا باید زود بیدارشم
00:55خیلی دیرم شدی
00:56لطفاً دارو نازلی
01:00آخه بولود جون ما امروز خیلی خسته شدیم
01:03اجازه میدی بریم خونمون یکم استراحت کنیم
01:05نازلی طور خدا
01:06توز امروز مگه روز من نیست
01:12این کارم میشه کرد
01:14ماهایی که خیلی خسته شدیم میریم خونه
01:16نازلی هم میمونه پیش بولود براش قصه میگه وقتی بولود خوابید
01:20بعدش میره خونه دختر به این گندگی خودش میره دیگه
01:27نازلی طور خدا
01:29به خاطر من
01:30خیلی خوب باشه پس من میمونم
01:33شما معطلم نشین بریم
01:37ستاره ها رو ببین
01:38بولود جون
01:40هنوز نخوابیدی
01:43خوابم پرید
01:45بولود جون خوابش پریده
01:47هرچی کتاب داستان داشت خوندم
01:48اصلا انگار نه انگار
01:50میگه شاید تو حیات زیر نور ستاره ها خوابش ببره
01:53انگار که اون یه سرخ بسته واقعیه
01:56دوی بیا رو چمنه دراز بگشی
01:58باشه
02:00بولود جان میگم دایی تو حضیحت نکن
02:02من پیشت میمونم خب؟
02:05بیا دیده دایی چی میشه
02:07نمیشه اینجا بشینیم
02:08نمیشه؟
02:11باشه دیگه امروز روز توه هرچی تو بگی قبوله
02:14بده پهنش کنم
02:17باشه
02:25میا اینجا
02:39نازری تو هم بیا بیا
02:40باشه بلاخره منم که میخوام بخوام
02:55خب حالا میخویم چی کار کنی؟
02:57داری تو برامون قصه بگو
02:59آره آره قصه بگو
03:01همه یک کتابات تو اتاقتن
03:03عب نداره
03:04تو خیلی قصه های خوبی از خودت میگی
03:06یه بار دیگر میتونیم به قصهات گوشیم
03:08راست میگیم؟
03:09قبلن چند بار براش قصه گفتن
03:15ساکت لطفاً
03:17شروع میکنیم
03:21خیلی وقت پیشا یه پرانسس زندگی میکرده
03:25هر شبیه که برس ما کامل میشده
03:27پرانسس یواشکی از قله میومد بیرون
03:29میرفته رو تپر
03:31تا صبح اونجا میشه سوال زیر نور ما به آرازواش فکر میکرده
03:35پرانسگل خوشگل بوده
03:36پوستش سفید بوده
03:38چشم و عبرومشگی موهای بلند
03:40چشاش درش بوده و همینطور
03:42یه دونه پرانس بوده
03:44دخترها عاشقش بودن
03:46چون که این پرانس خوشتیب بوده
03:48زورش زیاد بوده
03:50قد بلند و با کلاس بوده
03:52مهربون و زرنگ
03:54خیلی هم خاکی بوده
03:55عجب پرانسی بوده
03:57این پرانس اصلا با هیچ کس دوست نمیشده
04:00پاس این کسا به اصلی قلبش را پیدا کنه
04:03راهی جا دعا میشه
04:04با عصبه؟ معلومه که با عصبه
04:06با یه عصبه سفید
04:08بگذاریم این پرانس ما
04:09کلی راه میره
04:11کوها را پشت سر میذاره
04:12یه شب وقتی خیلی خسته میشه میره روی یه تپه که استرات کنه
04:15یه هم میبینه که یه پرانسیس خیلی خوشکل اونجاست که داره ماهو نگاه میکنه
04:22با نگاه اول عاشق همدیگه میشن
04:24اما هیچ کدومشون هیچی به همدیگه نگفتن
04:27بازم یه شب که قرص ماه بوده اونجا با هم قرار میذارن
04:30اون شب بینشون یه چیزایی اتفاق میفته
04:32هرچند بعدش پرانسیس هیچی یادش نمونده بود
04:35و بدون هیچ دلیلی این پرانسیس ما از پرانس فراری میشه
04:41اما یه شب پرانسیس رو توی چادرش پیدا میکنه و ازش همه چی رو میپرسه
04:55چرا فرار میکنی؟
05:12خوابید سرما میخوره ببریمش داخل
05:16خوابید سرما میخوره ببریمش داخل
05:51دنیز؟ برادر چی کار کردی؟
05:54خیر باشه
05:55دوستای بشیر تو بار بودن همه چی رو دیدن
06:00به بشیر زنگ زدن بشیرم به من زنگ زد منم سریع اومدم
06:04خیر باشه دنیز چی کار کردی که به این روز افتادی؟
06:09چیزی نشد بابا استا بامو خورد کردن
06:11ای بابا باید بیخیال باشی
06:14پسر داغونشون کردی
06:16همه چی رو داغون کردی؟ همه دارن در مورد تو عرف میزنن
06:19چی شد تا یه های اینجوری شدی؟
06:21یعنی تو الان به خاطر اون دو نفر اینجایی پشت اینا
06:25آره بیخیال بابا
06:39قضیه عشقیه مگه نه؟
06:43بله
06:45پای عشق در میانه
06:48عاشق شدی تو پسر
06:50بد جوری عاشق شدی
06:53دنیز تو را خدا بگو عاشق کی هستی؟
06:56کیه این دختر ها؟
06:57کیه این دختر؟
Comments

Recommended