Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
ماه کامل - نازلی و فریت شماره 22
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:28نازلی
00:31میخورم آره
00:32قهوه
00:33شما میخوایین درست کنی؟
00:36آره درست میکنم
00:38باشه منم قهوه میخور همشکل نداره
00:42باشه
00:50قهوه هم چطوره؟
00:53داقه ولی خیلی خوشمس است
00:55عدویه مخصوص داره توش
00:57آره یادم نبود خوراک شناسی خوندی
00:59نه نخوندم سرش بزن
01:01رسی نه چست کافه این نداره خوابت نمیپره
01:04تا این روزا زیاد خوابم نمیبره
01:07برای چی؟
01:09کار درست دانشگاه
01:14بلوت
01:15فکرم پیش بلوته
01:18این که عادت کرده یا نه حالش خوبه یا نه
01:21نگران نباش اون قضیه به زودی از ریشه حل میشه
01:25خیلی خوشحال شدم به خاطر بلوت
01:29هاکان به کنار چون هر کاری ازش برمیاد
01:32ولی الان پای بچه برادر دمت در میونه
01:35نمیدونم چطوری میتونه تا این حد به هاکان کمک کنه
01:38یه زربور مسئله جاپانی هست که میگه
01:40از سنگ سیاه تو برنج نترس
01:44از سنگ سفید بترس
01:45خیلی جالبه
01:48واقعا راز گفتن
01:55چرا اینقدر به جاپانی ها و غذا هاشون و فرهنگشون علاقه داری؟
02:00این که به آداب و رسومشون اینقدر احترام میذارم
02:03خیلی باسم جالبه
02:04تازه خیلی درست کارن
02:07آدلن
02:08با صداقتن
02:10کارین
02:10ببخشی طرفتو قط میکنم
02:12فکر کنم لیوانت خیلی داره
02:14بدش ببن
02:16خیلی من میدم
02:20خیلی درست کارن
02:22صادقن
02:22کارین
02:23آشپس خونه هاشونم حرف نداره
02:25واقعا خیلی کامل و قشنگه
02:27به جز اینا
02:29از یه عباد دیگه هم بازم دوست داشتنی هن
02:32مثلا تو جاپان
02:33خیلی از حیبونا شهرهی محصوص خودشون رو دارن
02:36مثل گربه ها خرگوش ها روبا ها
02:38فکر این که جاپانی ها همچین آدم هایی هستن
02:41خیلی حیجان ستم میکنه
02:43فکر کنم وقتی
02:45در مورد علاقم حرف میزنم
02:47از خودم بیخود میشم
02:48باید منو خیلی ببخشید
02:50مذارت میخوام
02:52نیازی به حسخایی نیست
02:54این که آدم قلبان چیزی دوست داشته باشه
02:57قابل تقدیره
02:59یعنی منو تقدیر کردین؟
03:01واقعا تقدیرم کردین؟
03:02دلم میخواد انو جشن مگیرم
03:04منبته اگه جلوی زبونمو نگیرم
03:07دیگه تقدیرم نمی کنین
03:08اینو میدونم مطمئنم
03:17ماه کامله
03:18خیلی قشنگه
03:20این فانوس میدرخشه
03:25فانوس؟
03:26من ماهو دیدم فقط مسابقه خرگوشه یادم افتاده
03:29کدوم از اینو مال منبو؟
03:36راستیه
03:37مسابقه یه خرگوشه رو یادتون هست
03:46دردت مید بلود جانم؟
03:48گفتم که درد نمی کنه
03:49خب پس آقا بلود
03:51من برم اکس پاتو نگاه کنم
03:53و بعد بیام با همدیگه صحبت کنیم
03:55باشه؟
03:56باشه
03:56حساس من ما چه کرم؟
04:01بلود
04:02حالت خوب عزیزم؟
04:03نازلی
04:04دایی جان
04:05خوبی عزیزم چایی درد نمی کنه؟
04:08خوبم خوبم نگران نشد
04:10دایی جانم میدونه سی از پام اکس گرفتن؟
04:17چی شد که افتاد؟
04:19یه اتفاق کچولوه بی اهمیت
04:22پاش سر خورده افتاد
04:24یعنی اتفاق خاصی نی افتاد
04:26اما چون اصرار کرد زنگ ستم به نازلی
04:30گفتم چی شد که افتاد؟
04:35باشه
04:35الان میگم
04:36تو سلون داشت بازی میکرد
04:38و از اونجای که خونه ما نهی اومده نمیدونیم
04:41نازلی شاید یادش بیاد
04:43آخه زحمت کشیده چند بار اومده؟
04:47نازلی اگه یادت باشه خونم اون دو سه تا پله داشت
04:51اونجا داشت بازی میکرد که دیدم خورد زمین افتاد
04:54یعنی چی خورد زمین؟
04:55پس تو کجا بودی؟
04:57چرا کسی کنارش نبود؟
04:58این چه زرز بچه نگه داشتنه؟
05:01فرید
05:02میگم بلود چیزیش نشده
05:04از پاش عکس گرفتن الان منتظر جوابم
05:07این چجور بچه نگه داشتنه؟
05:09میخوایی هزانت بچه ها رو بگیری که این بلا ها سرش بیاد؟
05:11به تو مربوطی نیست
05:13راجبه بلوده خیلی هم مربوطه
05:14میشه لصفاً بریم بیرون دوا کنین؟
05:36بگو ببینم چطور شد افتادی بلود ها؟
05:43تو عوض این که منو محاکمه کنی
05:45اول خودت جواب بده
05:46نصف شب زنگ میزنم نازلی
05:49بعدش ببینم دست دو دست با هم میایی
05:51نکنه دیشب با هم بودی
05:53به چیزایی که بد مربوط نیست دخالت نکن
05:55وظایفتا درست انجام بده
05:57اونقدر بزرگ شدی که بخوایی باید چرا نگه داری؟
05:59یا هنوزم همون دختر لوس و نونوره گذشته ای؟
06:05عشقم
06:13بلا به دور
06:17خبه سه تا پله بود
06:20خواستم ازشون بیان پایین
06:22اما نتونستم
06:25یکم دیگه بزرگ شی
06:26اون سه تا پله رو سه تا یکی میایی پایین بهت قول میدم
06:29اما یکم باید سب کنی
06:31اونطوری میتونی
06:31نازلی خوب شد اینجوری شد
06:35کجاش خوب بود ها؟
06:37خوبه
06:38چون من خیلی دارم برای تنگ میشه
06:41اینجوری تو گریه میکنم یا میافتم زمین تو زودی میایی پیشم
06:46لازم نیست واسه که من بیام کشه تو بیافتی زمین عزیزم
06:49تو هر وقت بخوای من زودی میام کشه
06:52باشه
06:53قول میدی مواثب خودت باشی؟
06:56قول میدم
06:57خوب
06:58وضعیت بلود چطوره؟
07:00بلود حالش خوبه
07:01همینجوری هم وقتی ماهنده کردم چیزی ندیدم
07:04تو اکسم چیزی نبود
07:06خود رو شکر آروم خورده زمین
07:08یعنی شکستگی وجود نداره
07:10خوبه پس میتونیم بریم خونه؟
07:12بله ولی خیلی مواثب باشیم
07:14بلود پیشتبته خیلی خوبی داشته
07:16کوچکترین اشتوایی ما رو چند ماه عقب میدازه
07:18کاملا متوجه هم آقای دکتر
07:20از خنجایی نگرانی نیست
07:21بلود در بهترین شرعیت نگهدنی میشه
07:23بچه هست دیگه
07:25بازی میکنه
07:26میپره
07:26میشینه
07:27میفته
07:28شما بازم حواستون بهش باشه
07:31بسلامت
07:32مچکرم
07:33خیلی ممنون
07:40یه مو از سر بلود کم بشه
07:42خونتون روز سرتون خراب میکنه
07:45خواستون باشه
07:58بریم یک کم حوا بخور
08:05خدا رو شکی بلود چیزیش نشده بلود
08:09آره دیگه
08:10تو هم مثل دمت بگو
08:11بلود بچه هست
08:11رو از این اتفاقا ممکنه بیفته
08:13و کاملا طبیعیه
08:15تو هم بگو
08:15من اصلا منظورم این نبود
08:18حتی
08:19باید بگم
08:20واقعا ازشون خوشم نمیاد
08:22خب پس انرژی منفیشون به تو هم رسید
08:26میخوان از طریقه هزانت بلود
08:28سهم پدر مادر بلودو
08:29تو شرکت صاحب بشن
08:30هنوز دادگاشون تمام نشده
08:32رفتن راهوچایشو یاد گرفتن
08:34امروزم آمده بودن شرکت
08:35آی خدایا
08:35همچین کاری میشه کرد
08:37تا مشخص شدن رعی نایی دادگاه
08:39دمت برای زاینه شدن حق و حقوق بلودو
08:41شرکت و کلک کرده
08:42کی میخواد حق و حقوق بلودو بالا بکشه
08:44هدفشون که حفظه داره یای بلود نیست
08:46اونا میخوان شرکت رو ساید بشن
08:47اینام آخر با این کاراشو منو میکشن
08:49آخه چرا آدم باید دنبال تصاب شرکت شما باشه
08:52من خودم خونتون از چنگتون در میابردم
08:56خب به هم حق بدین
08:58شرکت سونی چجوری بگم
09:00اینگار تلسو شده استادم وقتی میره
09:01تو شرکت دلش میگیره
09:03اما خونتون دقیقا برعکسه
09:06آشق خونتونم
09:07من جای شما بودم
09:08اصلا نمیرفتم شرکت
09:10تو خونه کار میکردم
09:11هر وقتم خسته میشدم
09:12میرفتم اسکل هوای تازه بخورم
09:27رسیدیم
09:33رسیدیم
09:34یه چیزی میخواستم بگم
09:37بلود دیر یا زود بر میگرده جایی که باید باشه
09:40فقط یه ذر سبر داشته باشی
09:42به امید خودم
09:44من مطمئنم شما
09:45بلود رو پس میکنیم
09:49هر کس
09:50یه بارم شما دوتا رو با هم ببینی
09:52متوجه رویطه ای که بینتون هست میشه
09:55وقتی بلود رو نگاه میکنین
09:56چشوتون میگه که چقدر دوستش دارین
10:00من دیگه برم
10:02خیلی ممنون که من رو رسندین
10:03من تشکر میکنم
10:05به خاطر این که بلود رو انگر دوست دارین
10:19موسیقی
10:20موسیقی
Comments

Recommended