Skip to playerSkip to main content
  • 9 hours ago
(Farsi Dubbed)

ضربان قلب خلاصه قسمت ایلول به خاطر پدر و نامادری‌اش دوران کودکی پر دردسری داشت و در سن دبیرستان توسط پدرش در خانه مادربزرگش که در مارماریس زندگی می‌کرد، رها شد. آمدن نزد مادربزرگش، گلیشه، فرصتی برای او خواهد بود تا زندگی را از صفر شروع کند. وقتی او با معلمش علی آصاف دنیز اوغلو آشنا می شود، تصمیم می گیرد زندگی خود را اصلاح کند. با این حال، دوستی های ایجاد شده در آن سال، حوادثی که او تجربه کرد و خصومت هایی که به دست آورد، نقاط شکست بسیار مهمی هستند که آینده او را تعیین می کنند. با از دست دادن مادربزرگش، دنیای جدید او که با امیدهای فراوان پایه گذاری کرده بود، در یک لحظه فرو می ریزد. همچنین منادی گسیختگی و جدایی است. از طرفی علی آصاف فهمید که ایلول که در ابتدا شاگرد او بود چقدر با بقیه فرق دارد و صمیمانه تلاش کرد تا این دختر باهوش را به دست آورد. او خیلی دیرتر متوجه خواهد شد که احساساتی نسبت به ایلول دارد، که در تلاش برای بردن آن است و برای درک آنها خیلی دیر شده است. بنابراین آن لحظه عدم اطمینان باعث می شود که راه دو نفر برای سیزده سال از هم جدا شوند. تا اینکه یک روز آنها به عنوان دو پزشک روی پشت بام یک بیمارستان ملاقات می کنند.


بازیگران : گوکهان آلکان
اویکو کارایل
علی بوراک جیلان
هاکان گرچک
فاتح دونمز
مروه چاعیران
بورجو تورون
باشار دوعوسوی
صلاح الدین پاشالی

کارگردان : آیتاچ چیچک
فیلمنامه : ابرو حاجی‌اعلو و وردا پارس

Category

📺
TV
Transcript
00:00بیاتون موویز
00:30بیاتون موویز
01:00چه حسی داری؟
01:06سردمه
01:07یکم دیگه تهمل کن
01:09دیگه هیچ چیو حس نمی کنیم
01:12این دیبونگیه
01:16بیخیال شدم
01:17چه نیست
01:18اگه تو نباشی من دیگه هیچ انگیزی برای زندگی ندارم
01:22چرا نیمیخوای بفهمی؟
01:24نه
01:25یه دلیلی داری
01:27میتونی یه عالم خوهر و بردر داشته باشی که با اعضای بدن من زنده میمونم
01:32تو زنده میمونی
01:33و هر وقت خوشحالی اونا رو دیدی یاد من میافتی باشه
01:38برای اولین بار تو زندگی به یه دردی میخوریم
01:41پشت سرمون همه میگن چه آدم های خوبی بودن
01:44برای اولین بار نه به چشم عجوبه
01:47بلکه به چشم موجزه نگامون میکنن
01:50هر اتفاقی هم بیافته
01:53من میخوام برای یه بارم که شده صورت خوهرمو ببینم
01:58ای بابا
02:16یعنی این کجا رفتن؟
02:19دکتر
02:21من اومدم داروهاشونو بهشون بتن
02:23اونا رفتم باید پشت بودن
02:24پشت بودن؟
02:25تو این سرما؟
02:26گفتم میرن هوا بخورن نتونستم مخالفت کنن
02:29باشی ممنونم
02:30دختره تو این سرما دارین چی کار میکنی؟
02:48داریم از آخرین لحظات پشت به هم بودن لذت بیبریم
02:51یعنی شما الان قبول کردین که جدا بشین؟
02:56ما اصلا جدا نمیشیم
02:58هیچ وقت
02:59زود باشید بریم پایین خیلی سرده
03:02یه چای داغ مهمون من باشه
03:04بریم
03:05بیان با هم نیشیم
03:23بیان با هم نیشیم
03:24سوچنران حالا باشیم
03:26اشما موسیقی
Comments

Recommended