Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
(Farsi Dubbed)

ضربان قلب خلاصه قسمت ایلول به خاطر پدر و نامادری‌اش دوران کودکی پر دردسری داشت و در سن دبیرستان توسط پدرش در خانه مادربزرگش که در مارماریس زندگی می‌کرد، رها شد. آمدن نزد مادربزرگش، گلیشه، فرصتی برای او خواهد بود تا زندگی را از صفر شروع کند. وقتی او با معلمش علی آصاف دنیز اوغلو آشنا می شود، تصمیم می گیرد زندگی خود را اصلاح کند. با این حال، دوستی های ایجاد شده در آن سال، حوادثی که او تجربه کرد و خصومت هایی که به دست آورد، نقاط شکست بسیار مهمی هستند که آینده او را تعیین می کنند. با از دست دادن مادربزرگش، دنیای جدید او که با امیدهای فراوان پایه گذاری کرده بود، در یک لحظه فرو می ریزد. همچنین منادی گسیختگی و جدایی است. از طرفی علی آصاف فهمید که ایلول که در ابتدا شاگرد او بود چقدر با بقیه فرق دارد و صمیمانه تلاش کرد تا این دختر باهوش را به دست آورد. او خیلی دیرتر متوجه خواهد شد که احساساتی نسبت به ایلول دارد، که در تلاش برای بردن آن است و برای درک آنها خیلی دیر شده است. بنابراین آن لحظه عدم اطمینان باعث می شود که راه دو نفر برای سیزده سال از هم جدا شوند. تا اینکه یک روز آنها به عنوان دو پزشک روی پشت بام یک بیمارستان ملاقات می کنند.


بازیگران : گوکهان آلکان
اویکو کارایل
علی بوراک جیلان
هاکان گرچک
فاتح دونمز
مروه چاعیران
بورجو تورون
باشار دوعوسوی
صلاح الدین پاشالی

کارگردان : آیتاچ چیچک
فیلمنامه : ابرو حاجی‌اعلو و وردا پارس

Category

📺
TV
Transcript
00:00سینا خان
00:30به نظر من اینجا زیادی هست
00:31تو رو علی آسف فرستاد
00:35تو خبرچینی
00:38اگه اینجوریه
00:41برو بهش بگو
00:42اجازه نمیدم این بیمارستان رو نابود کنه
00:45سینان خان
00:46ما با هم هم فکریم
00:54اما تاکتیک جنگتون اشتباهه
01:00میخواستم اینه بهتون بگم
01:01بهتاره به جلستتون برسین
01:06بعدن حرف میزنیم
01:10وضعیتش بهتری
01:21اوکان خان شما یکم استراحت کن
01:30اوکان جون چرا به من خبار ندادی؟
01:39سود باشتم و جورکان
01:41آمبولانس رو عدیف کردم
01:42میریم بیمارستان خادمون
01:43پیسال تو از کجا پیدر شد
01:46تو از کجا فهمیدی من اینجا؟
01:47تو شبکای مجازیه که اکستو به اشتراک کذاشت
01:49عزیزم بیمارستانم تک کرده
01:51تا دیدم سری خودم رسوندم اینجا
01:53اسما عزیزم من چیز این میسه؟
01:56باشه باشه خیلی خوب
01:57میشه یکیتون اطلاعات مریض رو به من بدین لطفا؟
02:00اطلاعات
02:04بلی اطلاعات
02:05حتما
02:05فیضی خانم اگه بخواییم وضعیت بیمار رو شهر بدیم
02:08اینطوریه که روبوت های طبی و فیبیولار و طال و فیبیولار بیمار آسیب دیده
02:12ما با یه جراحی روبوت طبی و فیبیولار رو بخیه زدیم
02:15برای همین باید یکم پاش بالا نگه داره
02:17اما جایی برای نگرانی نیست
02:18به زودی ایشون رو مرخصشون میکنی
02:20خیلی خوب
02:21پس هلون این کار رو میکنیم
02:22من یه سری لباسا بردم اونا رو میارم
02:25این اتاق خیلی گرمه
02:26به پرستار بکین دمار رو بیاره پایین تل لطفا
02:28شما اتاقی دارین اینجا که آفتاب گیر باشه
02:32مرزمون رو ببریم اونجا
02:33اما اونه سبر کنین
02:34اول من باید قضاهای اینجا رو کنترول کنم
02:36به سر اونم از بیرون سفارش بدین
02:38فهمیدین
02:40باشه عزیزم
02:43باشه عزیزم
02:44ما ندیوش میکنم
03:06داداشون داخل چی شد؟
03:09من هم هیچی نفهمیدم
03:10عجیب بود
03:11چیزهایی که اصلا بهشون عادت نداریم
03:13بهتره تا زن ما رو ندید از اینجا بریم
03:16باده باده باده باده باده
03:17پسرم
03:19فدوت بشم
03:21چرا اینطوری میکنی اون بابای توه
03:23طرف میخواست هر دوتامون رو بکشه
03:26اون وقت رو هنوز میگی اون باباته
03:27این همه کتک خوردی کافی نبود
03:29این مریضی اونو به این حال روز انداخته
03:31عصبیش گرده
03:33بزار خوب بشه
03:34میبینی چقدر خوب رفتار میکنه
03:36بابای تو مثل فرشتاز پسرم
03:38چه فرشته ای مامان
03:39داری شوخی میکنی؟
03:41خودتو گول نزن مامان خودتو گول نزن
03:44اون بمیرم من حتی نخونم هم بهش نمیدم
03:46اینجوری نگو پسرم
03:48تو بکن
03:49اون ستون خونمونه
03:51بدون اون چی کار کنیم کجا بریم
03:54در ذهب چطوری دلت میام
03:56میخوای قاتل بابایت بشی؟
03:57میشم مامان میشم
03:58بذار بمیره تو خراس بشیم
04:00و اگر نه جور دیگه ای تو نمیتونی از دست اون خراس بشی
04:02فهمیدی؟
04:13تو رو خدا نگاش کن
04:15داره از شوهرش که کتکش میزنی دفاع میکنه
04:17چی کار کنه خوب؟
04:19راستش به نظرم پسر حق داره
04:20بهتر کبدش رو نده
04:22چه ایر تو نگویی پک؟
04:24بعدا خیلی پشیمون میشه
04:25باید یه چور قانعش کنیم
04:28بریم
04:30میتونم بشینا؟
04:54بفرمایی
04:55بابای منم خیلی کتک میزد
05:04هم من و هم مامانم و
05:09اونم هم میزد هم میگفت دوست دارم؟
05:12میگفت
05:13اما همیشه ما رو به گریه میدهد
05:17گریه میدهد
05:18مشکل بابام نیست
05:20مامانم دست بردار نیست
05:21برای همین مردن اون هیچی رو عوض نمی کنه
05:24لاغل مادرم از شر اون خلص میشه
05:27راه خلص شدن از دست اون قاتل شدنه؟
05:31چه قاتلی؟
05:32من قاتل هم؟
05:34چون کبدم رو نمیدم
05:35الان قاتل هم؟
05:36در آینده اینطوری حس میکنی
05:38باور کن
05:39میگی میتونستم نجاتش بدم
05:42اما این کار رو نکردم
05:43مادر تو فقط یه قربانیه
05:52از دست اون اصابانی نشد
05:54یه آدم بیچاره و عاشبه
06:02بهش نشون بده که بیچاره نیست
06:05یعنی از اون روز به بد
06:13فاتحو اصلا ندیدیم درست؟
06:15راستش دکتور من یه چند بار بهش زنگ زدم
06:16اما جواب ندار
06:17وقتی دیدم زنگ نمیزنه
06:18من هم دیگه بخیاله شدم
06:20باشه بچه ها
06:22باشه
06:23اگه بازخبری شد
06:25اول به من بگین باشه
06:27البته دکتور نگره نباشید
06:29خب دیگه برید سر کارتون
06:30محفظ بشید
06:32ممنون
06:35نظرتون چیه دکتور؟
06:38یعنی این کار فاتحه؟
06:40نمیدونم زینم
06:42اما به نظرم داریم
06:45زود قضاوت میکنیم
06:47یه دوست دوران سربازی دارم
06:49که تو اداره پولیس
06:50ازش کمک میگیرم
06:52باید یه جوری اون فیلم های مدار بستر رو پیدا کنم
06:55باشه همین کار رو بکنیم
06:56تو نمی کنی
06:59من انجامش میدم
07:00بابا تو کمکت خیلی ممنونم
07:02اما تو باید برگردی کار بود جد
07:04باشه؟
07:05دکتور به هیچ وش تنها تون نمیذارم
07:07در زم خانومتونم نیست
07:10که بهتون کمک کنه
07:12من یه قولی بهتون دادم
07:14من همیشه کنارتونم
07:16بیاتون موویز
07:21حال
07:27یعنی ممکنه فاتح ما رو مسموم کرده باشه؟
07:30نمیدونم داداش
07:31اما فاتح یه همچین آدمی نبود که به خود از این کار رو بکنه
07:34آدم وقتی عشقش رو از دست میده خیلی عوض میشه به سر
07:37خودت میدینی که چقدر به هارو دوست داشته و عاشقش بود
07:40وقتی هم به هارو اونطوری مرد خب
07:41یعنی میگی ممکنه روانی شده باشه؟
07:43دقیقا همینطور داداش دقیقا
07:44سمد
07:54خیلی باشه تو این دختره رو میشنسی؟
07:57میشنسیش چه پسر ما کم منده بود باشه ازدواج کنم
08:00با این دختره
08:01آره
08:01خب چی شد چرا ازدواج نکردیم؟
08:05یعنی این فهمیده ما مسموم شدیم برای همین اومده؟
08:10یا این که اومده ایادت ما
08:11اگه برای اون اومده باشه میرم فاتح رو فیدا میکنم
08:14و دستش رو میبوسم که ما رو مسموم کرد
08:16باقا ایکلیم اومده
08:19به خدا خودشه
08:28تمومه جونم؟
08:29اوکی
08:30ایکلیم؟
08:32آآه
08:33سمد؟
08:35تو اینجا چی کار میکنی؟
08:37من دکترم
08:38بیمارستان
08:39مریضا
08:40کاتاتر
08:40اکسیجن
08:41خودت اینجا چی کار میکنی؟
08:43نکنه مریض شدی؟
08:44نه جونم
08:45مگه تو نمیدونی من به این راحت یا مریض نمیشم؟
08:48جونم
08:49نکنه برای فراموش کردی؟
08:53شوقی کردم
08:55بای فرندم حالش بد شده
08:56واسه همین اومده
08:58بای فرند
08:59فکر کنم از اینجای سرد اومدید
09:03چون اینجا هم سرد شد
09:05من آلپم
09:06دوست سمیمی سمد
09:08پس داره میگیره شکوهای آل
09:12قلبم به تپش افته
09:14از آلپا خوشم میاد
09:16من هم دو هفته تو کمپ یوگا بودم
09:18تو کوهسان بوش
09:20خیلی خوشگذش
09:22تازه برگشتم میدونستی؟
09:23گفتی بای فرنده
09:24تو که مخالف این چیزا بودی
09:26گفتی جلی آزدی تو میگیره
09:28حالا دیگه
09:30خیلی همونطوری نمیشد سمد جم
09:33آدم
09:34وقت به این سین میرسه
09:36هم میتونه عاشق باشه
09:38هم آزد
09:38البته همینطوره درسته
09:41خب بگذریم
09:43بهتره دیگه وقته هم دیگه رو نگیریم
09:45من رفتم
09:46شاید موقع رفتم
09:47یه چایی هم با هم بخوریم
09:48شاید
09:49بخیاله داشت
09:57این نمیشه
09:58یه جوری بود
09:58یه تیپ حجیبی هم داشت
10:00نظر چی؟
10:00یعنی دوست بسرش که؟
10:02حتما یه آدم موردنی
10:04یه چیزیه
10:05داری به بابامون فکر میکنی؟
10:14چه میدونم آره همینجوری
10:16وقتی بچه بودی
10:17تو رو کتک نمیزد مگه نه؟
10:19نه کتک هم میزد
10:21تو رو کتک نمیزد؟
10:24نه
10:25اگه رو من دست بلند میکرد
10:28مامانم پدرش رو در میوورد
10:30معلومه مامان من نتونسته
10:33تو چرا نمیخوای بچه دار بشی؟
10:37ایلول
10:37میترسی مثل مادرت خودکشی کنی؟
10:41اسما اینو بهت گفت؟
10:43آره
10:43یعنی من با بچه دار شدنیت کاری ندارم
10:50اما
10:50خب اینجوری هم خیلی مزخر است
10:53تو که مثل اون خودخواه نیستی آبجی جون
10:56منظورت از خودخواه چی؟
11:00یعنی میگم مثل مادرت نیستی
11:02اگه بچه دار بشی خودتون نمی کشی
11:05و تنهاش نمیذاری؟
11:05تو چی داری میگی پک؟
11:09مامان من به خاطر خودخواهی نمورد
11:11به خاطر مادر تو خودکشی کنی
11:13ببخشید
11:14فکر میکنی بابام چرا ما رو کتک میزد
11:17میخواست مادرم خسته بشه
11:19بری تا بتونه با مادرتو ازدواج کنه
11:21ببخشید
11:23ولی مادرتو هم خیلی پاک نبود
11:24دنش به پدرمون خیانت میکرد
11:26تو دختر همون زنی
11:28تو هم شابیه مادرتی
11:30به نظر منم بچه دار نشو
11:31آره مراد
11:44فیلم دوربینای مدار بسته اطراف کارابوجاکو میخوام
11:47دبینم میتونی برام پیداشون کنیم؟
11:52باشه
11:53منتظرم
11:54خیلی خب پس بگم خبر بده
12:00فیلا
12:00نسخم
12:09چی شده
12:16چی شده عزیزم؟
12:26خوبه که این جایی
12:29دیگه جایی نرو باشه
12:32تو اصلا نگران نباش
12:35من همیشه کنارتم
12:37بگو ببینم چی شده
12:42هیچی پک اصابمو خورد کرد
12:45این وظیفه اصلی خوهرهای کوچیکه
12:49البته منم باشه بد حرف زدم
12:52وقتی عصبانی میشم نمیتونم جل دهنمو بگیرم
12:55تو بد حرف زدی
12:57عمرن اگه بابر کنم
12:58مگه تو بدم حرف میزنی؟
13:00اخ نکن عزیزم
13:02قهوه ها رو آوردم
13:04ای وای نمیدونستم شما میاین برای شما نگرفتم
13:08نه
13:10من وقتی قهوه میخورم تپش قلب میگیرم
13:13دکتر ادامه بدین؟
13:19خیلی خوب شما ادامه بدین
13:24منم برم به مریضام سر بزن
13:26باشش
13:26این هم مثل آدامس چسبیده بهم
13:30دکتر سلطان رو پیدا کنین بفرستین اتاقا
13:44ایشون تو اتاقتون منتظرتونه
13:46نتونستین قانایشون کنین رو نه؟
14:04گفتم تاکتیکتون اشتباهه
14:10خیلی خیلی خواهر باشه دکتر
14:16اون چیه که نمیتونی به زبون بیاری؟
14:19فقط میخوام کمک کنم
14:20چرا؟
14:22شاید منم تو کادر پزشکیتون قرار بدین
14:25با هم بزرگتاری مرکز جراحی ترکیه رو راهندوزی می کنیم
14:29و این که شما رئیس اینجا بشین
14:32وای تو چقدر خوبی دکتر
14:35اصلا چیزی بروز ندادی
14:37واقعا با هم توی جبه ایم
14:40من و شما نکات مشترک زیادی داریم سینال خواهد
14:42مثلا چی؟
14:46به مرور زمان می فهمیم
14:49خوب حرف می زنی اما
14:50سحام ایلول و علی آسف از من بیشتره
14:55سحام دارا رسم جدا کن
15:03بهترین تکتیک همینه
15:04می خواهی اونا رسم جدا کنی
15:06اونا مثل دو گلوها بهم چسبیدن
15:08علش میکنی
15:09مرگ بابای ایلول
15:13گردن علی آسف افتاد
15:14بازم جدا نشدن
15:16زن سابق طرف اومد اینجا
15:18بازم جدا نشدن
15:20اینا جدا نمیشن
15:21حلش میکنی
15:25تا بسورش به من
15:26ببینیم
15:29ببین بسرم
15:36بابایت نباشه کی میخواهد
15:38به ما برسه
15:39چطوری باید زندگی کنی؟
15:41مامان من هستم
15:42من میرم کار میکنم
15:43باشه
15:44فقط بذار اون بمیره
15:45این طوری نگو بسرم
15:47این کار رو
15:48بابایی خودت نکنی؟
15:50پس باید ازش جدا بشیم
15:52مامان
15:52باشه
15:52باید طلاق بگیری
15:53دوتامون از اینجا میریم
15:56نظر چیه مامان؟
15:58طلاق بگیر
15:59لطفا
15:59پس بریم روستا پیش مامان بزرگ
16:05باشه
16:06الان قبول کردی
16:08بعد از عمل ازش جدا میشی آره؟
16:09باشه
16:10باشه پسر خوشگله
16:11باشه
16:12باشه
16:14طلاق میگیری
16:15قول بده
16:16چطوری خوبی؟
16:26خوبم
16:27خانم دکتر
16:31خودو ازتون راضی باشه
16:33امرن قانه کردی
16:35باباشو نجات میده
16:37آفریم
16:39تصمیم درست دیگه رفتی
16:41مامانم ازش طلاق میگیره و
16:42از اینجا میریم
16:44خوشحال شدم
16:47میدونستم یه راهی پیدا میکنی
16:49اکن خان پرستار گفتش که
17:01عشقت اینه؟
17:07آره
17:08خوششانس هم
17:09زود باش
17:10برای یه چیزی بیار بخوریم
17:12زود باش
17:12مردی که عوضی تو دیگه چه آدمی هستی؟
17:27پس اون یکی دختری چی شد داری؟
17:28بش خیانت میکنی؟
17:30آروم بشتداش
17:31اونا منو دوست دارن
17:33منم اونا رو دوست دارم
17:34تو کمکم کن
17:35پسر من حتی نمیتونم یه نفر آشق خودم کنم
17:37وقتا چطاری تونست اینا رو آشق خودت کنی؟
17:39میدیری من چقدر دمال این دختری دویدم؟
17:41ایک لیما میگی؟
17:42آره؟
17:43داداشون به تو نمیخور آخه
17:45چرا نمیخوره؟
17:47چرا نمیخوره؟
17:49ببین داداش
17:50تو کمکم کن
17:52من یاد میدم چطوری مخه دختره رو بزنی
17:55خال میدم
17:57حالا آروم باش
17:58عشقم
18:03من اومدم
18:04قضا هم آوردم
18:06میشه بری کنار
18:08بری کنار بری کنار
18:09آخه
18:14الان قضا ها رو هم اومده میکنم برات
18:16قولت یادت نره
18:30فیزی خانم
18:31فیزی خانم
18:33چی کار میکنین شما؟
18:34ما باید اول قضایی رو که آوردین
18:36چیک بکنیم
18:36باید ببریمشون آزمایشکا
18:38لطفا پاکیتاتون رو بردارین
18:39بردارین؟
18:40بله
18:40باید ببینیم برای مریض خوبه یه نه؟
18:43مگه نه؟
18:44لطفا تشریف بیارین
18:45ای بابا
18:45بفرمیم
18:46بفرمیم
18:46من آن هماییتون میکنم
18:47من خودم اینا رو خریدم
18:49خیلی خوبه فقط ترس میشه
18:50ای بابا نکنین این کارو
18:51کبد تازه از راه رسید
19:06محمد خان چطوری؟
19:16برای جیگر تازه آوردین
19:18این الان چی کار کرد؟
19:21یعنی داره شوخی میکنه؟
19:22چون میخواد ما رو بیرون کنی
19:24کیفش کوکه
19:25چی داری میگی؟
19:27نمیتونه این کارو میکنه
19:28چون جگر طرف رو در آورده
19:31برای همین خوشحاله
19:32دلم برای جهرناهی خیلی تنک شده
19:38وقتی این طوری تماشا میکنم
19:41دستام میدرسه
19:43دوست دارم اونجا باشم
19:45درست میشه درست میشه
19:47همه چی درست میشه
19:49چی شد؟
19:56کبده لطف خوندوزی کرد
19:57اونجایی که بایدین خوندوزی کرده
20:00بخوش که شانس
20:00من دارم پیوند میزنم
20:02شما جلو خوندوزی رو بگیریم
20:03نمیدونم از کجا خوندوزی کرده
20:05درست نگاه کنین
20:06تمیزش کنین
20:07یه کاری کنین
20:08نمیشه
20:09دکتر
20:10خیلی خوندوزی داره
20:11خوب همه جا رو نگاه کنین
20:14جلوی خوندوزی رو بگیریم
20:16نباید بذارم جون اون بچه به خطر بیافته
20:19بایسا بایسا بشین
20:20از درست تو پری بر نبیاد
20:23دارو باشم
20:23من گانیش کردم
20:25کبده شو بده دادش سلیم
20:26زود باشه امره
20:33تا قطع بیار پسر
20:36تا قطع بیار
20:37بهتره بیاین
21:01اینجا دکتره
21:02نبیزن جلو خوندوزی رو بگیرن
21:03گازستریل بیار
21:04موسیقی
21:34قانون پنج ثانیه
21:36سینان خان قانون پنج ثانیه
21:39سینان خان
21:40پنج ثانیه
21:41زود تمیزش کنین
21:43بذارینش تویخ
21:44زود باش زود باش
21:45زود باش
21:46زود بذارینش تویخ
21:48برو کنر برو کنر برو کنر
21:57تو برو کنر
21:58اسپانجو بده
22:00اسپانجو بده
22:02زود باش
22:02بیمار برگشت
22:20خدا رو شکر حل شد
22:25بعدش دیگه راحت
22:27دوبه شده در
22:28اسپدیو جم
22:29ادامه بریم
22:30کارتونو درستان جمبه دیم
22:34البته باید از پسرم
22:48تقدیر بشه
22:49با این که این همه ازش
22:51تنفر داشت
22:52بازم کبدشو به باباش دار
22:54به خاطر اون این کارو نکرد
22:56داشت سلیم
22:57فقط به خاطر این که در آینده
22:59عذاب وجدان نداشته باشه
23:00این کارو کرد
23:01حق داری
23:01طرف زندگی پسر رو
23:04زن خودشو نابود کرد
23:07این پسر توه می فهمی
23:12وقتی یه بچه از خونه خودت داری
23:14چرا داری برای یه بچه دیگه
23:15که معلوم نیست
23:16از که پدری می کنی
23:17در مورد پسر من درست افبسان
23:19این پسر توه که معلوم نیست
23:21از کجا اومده
23:21خدا می دونه
23:22بچه کیو داری به من نسبت داری
23:24عوضی
23:24کسا فت
23:25خدا ازت نگذره
23:28خدا ازت نگذره
23:29خود دکتری
23:31می تونی بری تست بگیری
23:32برو تست بگیر
23:34ببین بچه کیه
23:35این پولو بگیر
23:38دیگه این بچه رو نیار پیش من
23:42وگر نه
23:43اینم بید نمی دم
23:45بابا
23:51بچه
23:54من بابایتو نیستم
23:57من موسیقی
24:03امه خیلی بچه یا قلیه ازش خوشم اومد
24:07به خاطر مادرش هر کاری میکنه
24:09میگه کار میکنم خودم ازت مراقبت میکنم
24:15یه بچه یه جوان رو به خاطر یادم بی مصرف تیکه پاره کردیم
24:19ببخشی؟
24:22اون حق نداره زندگی کنه
24:24لایق جگر بچهش تو بدنش هم نیست
24:27به همه باید یه فرصت دیگه داده بشه سلطان خان
24:31طرف بابا یه اونه
24:32به کسی که پدری نکرده بابا نمیگن
24:34شما رو خیلی اینجا میبینیم
24:38استخدام بیمارستان شدین ما خبر نداریم
24:46به خاطر جراحی دو غلوها اومده بودم
24:48اما انگار یکم زیاده رو بیکرده
24:52ببخشید
24:52بگذاریم من میرم
24:57این دیگه چی میگه؟
25:07تو همه چی دخالت میکنه؟
25:09شما هم به این بدبخت گیرده دیده
25:10دارم ناراحت بشم
25:13و میگم من زمانتش میکنم
25:14خیلی خوب دادش سلیم چیزی نگفتم که
25:19فقط ازش خوشم نمیتن
25:21هره یکم رفتاره عجیبی داره
25:23اما جراح خوبیه
25:24نگران نباش
25:26یعنی
25:26هاگه بره پایین
25:28کارش از این سینانخان خیلی بهتره
25:31مطمئن باش
25:32طرف کب دو انداخت رو زمین
25:35پس که این طور سمد
25:42اما من که بهت گفته بودم اینا یه جور دیگه
25:45ببین
25:45خودت داری میبینی
25:47پس طرف دوتاشون با هم داره
25:50ای بابا
25:52من چی دارم میگم وقت تو چی میگی
25:54پسر من به خاطر منفعت خودم
25:56علیه اکلیمی کاری کردم
25:57یعنی به نظرم باید یه جوری بهش بگیم اینو
26:00تو دخالت نکن دادش
26:02به تو چه
26:03اگه آدم بود تو رو ول نمیکرد
26:05لیاغتش همینه
26:06ولش کن
26:07تو به کار خودت برس
26:09اینطوری میگی؟
26:10اینطوری میگم سمد
26:11بذار همدیگر رو باخورن
26:12تو به کار خودت برس
26:13من اصلا نمیتونم قبول کنم
26:30که همه این کارها رو فاتح کرده
26:32تو چی کار کردی؟
26:42چی کار کرده؟
26:43بفرمایی خانوم دکتر
26:47ممنون اقوی دکتر
26:49خب کی کار کنیم؟
27:00برای خوب کردن زنمون هر کاری از دستمون بر بیاد انجام میدیم
27:05اعتراف کن برای این که دست بخت من رو نخوره این کار رو کردی؟
27:09نه جونم این چه حرفیه؟
27:10بیانصافی نکن
27:11من قضاهای خاموز سخطای تو رو با هیچ چی عوض نمیکنم
27:16دارم برای تلیم در زمین اینم یه هنره هم خام هم سخته
27:21دقیقا یه هنره هنره ایلول
27:25ببینم الان دارن دنبال فاتح کجا میگردن؟
27:29عزیزم چه فاتحی؟
27:31فاتحو بیخیال از غذاب بزد ببر حالشو ببر؟
27:34درسته ببخشید
27:35پس دیگه با سلیمان خانم حرف نمیزنیم
27:39ایلول
27:41آقای دکتور
27:44خوبه
27:45نوشه جون
27:48مامان ایلول به خاطر تو خودکشی کرد؟
28:06من میخوابم شب بخیر
28:09شب بخیر
28:10ازت سؤال پرسیدم
28:14تو باعثش شدی؟
28:17چون این کارو میکنی نه؟
28:19من چی کار کردم ها؟
28:21زنش مشکل داشت
28:22به خاطر اینکه روانی بود خودکشی کرد
28:24به من چه ربطی داره؟
28:27به سؤال من جواب بده اینا رو
28:29ویل کنزود باش جواب بده
28:30ازت سؤال پرسیدم
28:32وقتی شما با هم بودین
28:33اونا هنوز زن و شوهر بودن یا نه؟
28:35من چه میدونم؟
28:37این چرتا پرتا چیه که میپرسی؟
28:39حتما اون نیلول جادوگر اینا رو کرده تو مغزتاره
28:47خواهرم درست حرف بزن
28:48آه نیگاش کن هنوز داره ازاش دفاع میکنه
28:51خواهری درکار نیست دختر درکار نیست
28:53دیگه چیزی از خواهرت نمونده
28:55دیگه بابایی هم درکار نیست
28:56تو همش منو پر میکنی
28:58یه بارم شده حرفای خوب بهم بزن مامان
29:01برای یه بارم که شده یه چیز خوب بکن
29:06بزرد دوست داشته باشم
29:10یه چیز خوب بهم بزن
29:14ببینم تو چی داری میگه؟
29:16بیا خوب بشنبیم
29:18بیا بگیر نگاه کن آدم هایی که ازاشون دفاع میکنی کی هست
29:38باز بری چی کار میکنی مامان
29:40نامی خودکشی مادرشه
29:43بین وسائل بابات پیداشون کردم
29:46بخون ببین که چقدر دیوونه بوده
29:49خوب من بالا سرتون بودم
29:52اونجوری به هم زل نده
29:55میگم بخون دختر
29:58اما کار ای پک زشت بوده
30:09کار منم زشت بود
30:12بد حرف زدم
30:15هممون میدونیم نصر این بده ولی دخترش گناهی نداره
30:20گفتم شبیه مادرتی این مادرتی
30:23براستش تو هم خیلی کار زشتی کردی
30:29تو این دنیا هیچ کس شبیه نصری نمیشه
30:33جدی میگی؟
30:37یعنی ما شبیه مامان بابامون نیستی؟
30:41من اینو نمیدونم
30:45اما یه چیزی رو میدونم
30:49بچه ما باید حتما شبیه ما بشه
30:53بیشترم شبیه تو بشه
30:56یعنی من میدونم
31:00آره قبول دارم
31:01بدک نیستم
31:02اما شبیه تو بشه
31:05همه ی اینا رو تو درست کردی؟
31:08کهی درست کردی؟
31:10آره عزیزم من درست کردم
31:12همه ی اینا رو من درست کردم
31:13به خاطر خودمون درست کردم
31:15ببین
31:16قبول داری بحث رو عوض میکنی
31:19باز داری میپیچونی
31:20میخوام درکت کنم
31:23اما یه چیزی رو نمیفهمم
31:26چرا نمیخوای؟
31:28دلیلی ندارم نمیخوایم
31:29یعنی چی دلیلی نداری؟
31:30یعنی من بیدلیل نمیتونم بابا بشم؟
31:32تو میتونی بابا بشی علی
31:34اما نه از من
31:35عجب
31:42باش
31:47نوش جونت
31:51علی
31:59قبول
32:11یکم بد حرف زدم
32:13میشه نشنیده بگیریش
32:14بد بود ایلول
32:15آره بد بود
32:16چطوری من اینا نشنیده بگیرم؟
32:19تو لطفا اینو به من بگو
32:20ما بچه دار میشیم یا نمیشیم
32:23ببینداری خیلی به هم فشار میری
32:25خب به هم فرصت بده
32:26برای چی فرصت میخوای عزیزم؟
32:28میشه بگی برای چی از من فرصت میخوای؟
32:31من برات احترام قائل هم
32:32اما تو هم به من احترام بذار
32:34ببین من چلو یک سالمه
32:36تو منو دوست نداری؟
32:38البته که دوستت دارم
32:39علی این چه حرفیه میزنی؟
32:41من میکدارم
32:41از چرا نمیتونیم بچه دار بشی؟
32:43ببخشید اما من اینو نمیفهمم
32:45ببین باور کنید موضوع ربطی به تو نداره
32:47نداره
32:48عزیزم یعنی چی به من ربطی نداره؟
32:51اگه به من ربط نداره پس به کی ربط داره؟
32:53من شوهرت هم درسته؟
32:55باشه
32:56باشه من سرت میخوام
33:01باشه
33:06بهت فرصت میدم
33:09منتظر میمونم
33:11اما خیلی منتظرم نذار باشه
33:15من میخوام یه خانواده واقعی بشیم
33:20میخوام بچه دار بشیم
33:22به همین سادگی
Be the first to comment
Add your comment

Recommended