- 2 days ago
عشق مشروط
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
Category
📺
TVTranscript
00:00وای چقدر دیشب خوب خوابیدم
00:03من هم دیشب خیلی خوب خوابیدم
00:05ولی چه مشکلاتی رو پشت سر گذاشتی ندا؟
00:09آره واقعا
00:10من باوردارم این آخری مشکلی بود که پشت سر گذاشتیم
00:14وقتی ما اینم پشت سر گذاشتیم دیگه هیچی نمیتونه جدامون کنه
00:18هیچی نمیشه دیگه
00:20آیدان خانم داره زهی میزنه
00:30یه پاکت برای آقای سر کامبولات از خارج کشور اومده
00:36باشه من تحویل میگیرم
00:37بعدا دوستان تحویل میدم به ایشون
00:39خیلی ممنون
00:45خستا نباشی
00:46چه خبر جانان؟
00:48سلام هردم
00:49چیزه یه خواهشی ازت دارم
00:52میشه اینا رو بدی به لیلا؟ خواهش میکنم
00:54سلام دادیم به دهکار شدیم
00:58اینجوری نگیم اینم مهمه
01:00اینم بده به لیلا
01:01ممنونم ازد
01:02لیلا
01:09این جبه ها و پاکت ها رو از ورودی دادن
01:13باشه بذارو میزه من
01:14یاله آقا سرکان گفته بریم جلسه
01:16شکار کرده؟
01:19گفته بریم جلسه
01:20در رابطه با چی؟
01:21حتما در برای اتفاقات دیشم
01:23یاله هردم ببین هنوز هم داریم مثل خینگا نگاه میکنی
01:26یاله زود باش
01:27آقا سرکان
01:29آمه
01:33بله عزیزم
01:34آیدان خالیم تو خونش منتظر ما از برای آمادگی های روسی
01:38هی وای
01:39الان ما رو عصبانی میکنه
01:41آمه باید بریم میخوام به سرکان خبر بدن
01:43مجبوریم خوب البته که باید بریم
01:45یاله بلند شو
01:46یاله ما کار باید بکنیم
01:48خیلی کار داریم
01:50عجله داریم
01:51داریم
01:51عجله داریم
01:52عجله داریم
01:54منو خیلی خجالت زده کردین
02:00منو بد جوری نامید کردین آقا سیمن
02:02ناغوش نمیدم
02:04ببینید
02:06اگه بفهمم شما
02:08تو این شهر یا حتی تو این کشور پا گذاشتید
02:11همه اطرافیانمو
02:14از هر چی که دارم و ندارم
02:16از همه استروت هم استفاده میکنم
02:18برای نابود کردن شما
02:20الان میخوید چکار کنید سمی آخرون
02:24فقط یه چیز دیگه مونده
02:26چه گل قندی بود این آخه
02:34به خاطر شم مونده بود سرم به باد بره
02:36فکر میکنم
02:38ولی نمیتونم دلیلش را پیدا کنم
02:41چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه
02:42میدونی ممکنه چه اتفاقی آخه افتاده باشه
02:45مثلا ممکنه که اونجای که شربت بوده
02:48یکی از در پشتی اومده و داروی خواباور ریخته
02:51مثلا این ممکنه؟
02:53ببین به خدا ممکنه
02:55این ممکنه چون من وقتی داشتم به آقا سرکان حرف میزدم
02:58ممکنه این اتفاق افتاده باشه
03:00دوستان لطفا مزخراف نگید
03:02جایی که شربت بود هیچ کس نبود
03:04حتی اونجا درم نبود
03:06امکان نداره کسی بتونه بیادو بره
03:08همه جلای در بودن غیر ممکنه
03:10یعنی میگی اینجوریه
03:13پس همیچی افتاد گردن اونایی که تو بودن
03:17یه دقیقه بایستا
03:20یه دقیقه
03:21بالجا از شربت نخورد ولی بالجا هم بیهوش شده بود
03:25نخورد من اونجا بودم شربت تموم شده بود
03:28ولی اونم بیهوش شده بود اینجوری
03:29یه دقیقه یه دقیقه بایستا
03:31بالجا یعنی اصلا شربت نخورد
03:34نخورد من اونجا بودم نخورد تموم شده بود
03:36نه
03:37بالجا از شربت نخورد
03:39بالجا شربت رو پخش کرد ولی خودش نخورد
03:43پس
03:44بیهوش نشد
03:46اون فیلم بازی کرد که از حال ربط عجبادمیه
03:50این چطور به ذهن خودم نرسید
03:52ولی
03:56پولیس پولیس حلش میکنه
03:58وقتی پولیس بازجوی کنه همه چی مشخص میشه مطمئنم
04:01میگم که اینجوری بهتره به مردم تومد نزنی
04:06مثلا گناهه
04:07مدرکی نداری که
04:09داری؟
04:10خب احلان اینم درست به نظر میرسه ملو
04:13به نظرم قبل از این که مطمئن بشیم
04:15بهتره به کسی چیزی نگیم
04:17دوستان شما چی دارید میگید من
04:19تا امروز
04:20مگه به کسی تهمت زدم ای بابا
04:23عجب آدم هایی هستن و اتحام میزنن به من
04:26من تا حالا کهی به کسی تهمت زدم عجبا
04:28حتما میگه
04:30میگه
04:32حتما میگه
04:33خیلی خوابه
04:38مراسم عرستی ما تداروک میبینیم
04:40یعنی خانواده پسر
04:41امنیتم در نظر میگیریم
04:43آیدان این اتفاقاتی که تو مراسم هنابندون افتاد
04:46کاخه تخصیر ما نبود
04:48بگذریم لطفا این موضوع کشش ندیم
04:50تمرکزمون به آینده باشه
04:52لیست کاره که باید انجام بشه رو آماده کردم
04:54همش اینجاست
04:55یه لیست طولنی لطفا یه نگو بش منداز
04:57مرای عقد نوبت گرفتید
05:00سرکان
05:01نوبت عقد
05:02یعنی جمعه نه
05:05واسه جمعه با آقه تمه هنگ کرد
05:06جمعه؟
05:07سه روز فقط مونده
05:08سه روز؟
05:09آهام
05:10چی دارید میگید؟
05:11نخواستیم دیگه سب کنیم
05:13واسه چی باید سب کنید؟
05:14باشه اداجون دیگه سب نکنید
05:15اما خب سه روز بعد دیگه با هم زندگی خواهید کرد
05:19باید خونه سرکان اینجا آماده کنیم
05:22یعنی چی؟
05:23ادا باید اینجا بمونه؟
05:25با مادر شوهرش؟
05:26آهام
05:27چه ربطی داره
05:29با مادر شوهرش و اینا
05:31خونه سرکان گوشه یه حیات به چه بزرگیه
05:34خب اونم دلش نمیخواد حالا که
05:37آر تکین نیست منو تنها بذاره
05:40اهام
05:41اینجوری که
05:42موضوع خونه رو بعدا حلش میکنیم
05:45مکنه؟
05:45بعدا
05:46فیلان تو خونهی که سرکان الان زندگی میکنه میمونیم
05:50تا بعدش پبینیم چی میشه
05:51آهام خیلی خوبه
05:52بعدش هم تو محله خودمون یه جایی رو پیدا میکنین که مطابقه میلتون باشه
05:56اهام
05:57من فکر نمی کنم سرکان از خونه خانوادگیش بکسره
06:00اهام
06:01دیگه با خونواده یه چدیده یه زندگی میکنم
06:04میشه بعدا در مورد این حرف بزنیم
06:06و الان تمرکازمون رو رولیست بزنیم
06:08نه همین الان در موردش حرف میزنیم
06:10من آیفر باید این موضوع رو حلش کنیم
06:12با بخشی دایدان خانم
06:13میخوای موضوع خونه ای ما رو
06:15خونه ای که قرار ما توی زندگی کنیم
06:17و شما بین خودتون حلش کنیم
06:19فقط قسمتی که من توش میشینم
06:20هشت در سیست
06:21مساحت زمین سی هکتار مربعه
06:25کلی عصب داری دیگه با همونها بسازه ای بابا
06:28مامان لطفا لطفا
06:30برگردیم سر موضوع خودمون
06:32گفتم که موضوع خونه رو بده
06:33باشه باشه
06:34باشه
06:35از این به بعد با یه برنامه ریز حرفی
06:38مراسم عروضی ها ادامه میدیم
06:40باشه
06:41آلیه
06:41آلیه پس ما دیگه میتونیم بریم
06:43چه نیازی به برنامه ریز و اینا هست
06:45یعنی چی؟
06:46یعنی چی که نیازی نیست
06:47عروضی ادا و سرکان
06:49نباید به این شکل آماتور برگذار بشه
06:52میرا خانم اومد
06:55سلام
06:56خوش اومدید
06:58سلام
06:59خوش اومدید
07:00اینا مال تو
07:09تقدیم با عشقه
07:11ای خدا
07:12آره خوب
07:13چرا میاد تو حلق ما میشینی
07:15داره میاد
07:19عادی رفتر کن
07:20چی شده؟
07:21داره رد میشه
07:22خیلی خواب
07:23یه چیزی
07:24ما یه کاری میکنیم
07:25سوال پیچش میکنیم
07:26اینجوری
07:27میفهمیم دیشب چی شده
07:30تو پولیس خوبه باشت
07:31تو پولیس بده باشه
07:32یه لحظه یه لحظه
07:34من سوال پیش کردنو
07:35ولد نیستم
07:35خوال میکنم
07:36نمیتونم نه
07:37منم اصلا نمیتونم
07:38این های جانو تحمل کنم
07:39از شما ها خیلی نمیرسه
07:42خودم هم پولیس خوبه هم بده باشه
07:44لیلا
07:45تو هم دنبالم بیا
07:46تو شاهدی
07:47شاهد
07:47شاهد
07:48شاهد
07:49باییه چی کار کنم
07:51تو شاهدی
07:52نمیتونم
07:53تو اینجا چی کار میکنی
08:05آی ملو
08:06خودت داری چی کار میکنی
08:08چرا داد میزنی ترسید
08:09آخه یعزیزم
08:10ترسیدی
08:11چرا ترسیدی
08:12چرا میترسی
08:13چیش ترسناک بود
08:14آخه
08:15بیا ببو سامد
08:17چرا میترسی
08:20البته منم ترسیدم
08:22چند روز پیش منم خیلی ترسیدم
08:24بیهوش شدم و افتادم
08:25اما تو خوب بودی
08:26بیهوش نشدی
08:27نه خوردی بیهوشم نشدی
08:29خیلی عجیبه
08:30نه عزیزم
08:31چی میگی
08:32منم خوردم
08:33خوردم
08:33حال هممون خیلی بد شد
08:35منم واقعا
08:36حالم بد شده بود
08:37ولی
08:38شاهد من یه چیز دیگه میگه
08:40شاهد منم
08:41نه خوردی
08:43تموم شده بود
08:44دیدم
08:45تو دیگ تموم شده بود
08:48اما من در طول مرسم
08:49چند تا لیوان آب نزده دیدم
08:51و سر کشیدم
08:53واقعا
08:54حالمون بد شد
08:55نوشه جون
08:56خیلی هم خوش تعم بود
08:58وقتی خوش مزه باشه
08:59خب آدم میخوره
09:00بگو ببینم
09:01تعمش چطور بود
09:02خوشت اومد
09:03والا ملو جان
09:05من معمولا
09:05از اینجور چیزای شیرین
09:06اصلا خوشم نمیاد
09:07اما اون عالی بود
09:09نوشه جون
09:11خسته نباشید
09:13خسته نباشید
09:17خورده دیگه
09:24میگه خورده
09:25خورده دیگه
09:26لیلی آخه چی داری میگی
09:28خوردن کدومه
09:29مگه نشنیدی چی گفت
09:30چی گفت
09:31میگه شیرین بود
09:32شیرین
09:33من پنشتا خوردم
09:34همش ملس بود
09:36ملس
09:37یعنی نخورده
09:40و داره دروق میگه
09:41من الان به صورت خلاصه
09:45از شرکت برگزار کننده
09:47مجلسمون بهتون گفتم
09:48تو لندن به اسم خانوادی سلطنتی
09:51با چایی مخصوص پذیرهی میکنیم
09:53تو نیویورک هم برای جوونه
09:54تو اقامتکاه ها پارتی میگیریم
09:56یا این که
09:57وسط اقیانوس آرام
09:58پارتی های ساحلی برگزار میکنیم
10:01شما چی تو ذهنتون هست
10:02چی مد نظرتونه
10:04مایه عروسی درست سابی تو ذهنمون بودم
10:09در مورد تیم پرسیدم
10:10احا
10:11اونطور که فهمیدم وقتمون کمه
10:13برای همین
10:14هاوایی
10:16مالی با بارابا
10:18اینا رو که دیگه بیخیال میشی
10:19آره متاسفانه آره
10:22ما میخواییم تو استانبول برگذار کنیم
10:24استانبولم جایی قشنگی داره
10:25پس یک کاری کنیم
10:30یکم به نظرتتون گوش میکنم
10:32بعدش خیلی سری بهتون خبر میدم
10:34آره هرچقدر زودتر همونقدر بهتر
10:36چون که وقت تلاست
10:37برای همین زودتر باید بریم
10:39من آیدن خانومه از طریق انجامن میشنسم
10:42برای همین کموبیش میتونم حدس بزنم
10:44توقعاتشون چجوریه
10:46اگه دوست دارید با خانمادی عروس شروع کنیم
10:49آی
10:49خب خیلی حوی شد
10:51نمیدونم چی بگم
10:53چه میدونم من یه خیالاتی داشتم
10:56گل باشه
10:57همه جا پر از گل باشه
10:58عروسی پر از گلی باشه
11:00آره آیفر خانوم تر روح گلن
11:04دلش میخواد همش گل ببینه
11:05نه بابا خب گل فروش هم دیگه
11:08یعنی همه چیزو خودمون درست میکنیم
11:10پس اگه میخوایین این کارو بکنیم
11:12گذینه های عروسی تو فضای باز
11:14و با آقا برسی کنیم
11:16عروسی تو فضای باز؟
11:18عروسی تو فضای باز
11:21یکم سطح پایین به نظر میاد
11:23و سطح خوک و کود و سبزه
11:25نمیشه اونجوری
11:26آه درست میگین آیدن خانوم
11:27در واقع چون بختمونم کمه
11:30پرصد نمی کنیم عروسی که
11:31مناسب شما باشه برگذار کنیم
11:33خوبه مگه نه
11:34اصلا نمیشه که بیرون بارون و گل و
11:37این چیزا هست نمیشه اصلا نه
11:39در واقعی یه سری چادورایی بزرگ و بخاری های
11:41مناسب فضای باز هست
11:42ولی مناسب محیط شما نیست
11:44نه نه بخاری نباشه بهتره
11:46نه بدون بخاری
11:47من یعنی ما
11:50یه حروسی ساده و بیزرگ و برگ میخواییم
11:53آخیره نه این که حروسی ماه
11:56قراره ما در این مورد حرف بزن
11:58ولی منظورمون یه سادگی با کلاسه
12:00مگه نه ایداجون
12:01همچین با کلاس و شیک
12:03من میخوام یکم عباحت و احتشامم داشته باشه
12:06مامان مامان
12:08آه ساده یه ساده است دیگه
12:10ساده یه ساده
12:11پس این کارو میکنیم
12:13چون که ما باید بریم
12:15جلسه دارم
12:15من باید برم دیرم شده
12:17مثلا این که شما متوجه منظور ما شدین دیگه
12:20درسته به خاطر همین
12:21چند تا گذینه مناسب برامون آماده کنید
12:23بعدش شاید شما آمادین دفتر
12:25و ما اونجا ترهمون رو به شما ارائه میدیم
12:27خوبه البته هر طوری که شما بکنیم
12:29حالیه ادا بریم
12:31آه شد بریم خدافز
12:33آره آره فرار کن
12:35میبینم اتون خدافز
12:37هسته نباشین خدافز
12:38ممنونم
12:39بله یه عروسی ساده
12:43ولی میراجون تم عروسی باید جوری باشه
12:45که مناسب ظاهره با استالت سرکان بولت باشه
12:48اصلا فراموش نکنیم که تم عروسیمون سرکان بولته
12:52خیلی معذرت میخوام
12:54ولی باید مناسب ظاهر زریف و زیبای ادام باشه
12:58خب بلاخره فقط سرکان بولت قرار نیست که عروسی کنه که
13:01اون ظاهر زیبا و زریف میتونه که گوشت و حاله سرکان بولت باشه
13:07تو متوجه شدی دیگه
13:09آره متوجه میشه
13:11اصلا نگران نباشیم پس این کار رو میکنیم
13:14در حالی که من روی تم مکان عروسی کار میکنم
13:17دوستامم روی منوی غذا و کارت عروسی کار میکنن
13:20و توطولی روز با شما تماس میگیرن و بهتون خبر میدنم
13:23واقعا که چه شغل خوبی داریم
13:25عروسی تو فضای باز نداریم
13:26آره تو فضای باز نداریم
13:28باشه خیلی ممنونه میبینم
13:30خدا فرس
13:31چه خوبه همه شیز رو حل میکنن
13:34همچه چیزایی هم هسته
13:35لباس های عروس لباس عروس
13:42چقدر بامزه
13:48دیدنم چی هست
13:49خوش اومدین بچه ها
13:55ممنونم
13:56اول از همه خدا به هممون بد نده دیگه
13:59اداجون میشه حرف بزنیم
14:02البته حرف بزنیم
14:05خیلی کوتا لطفا تنها
14:07باشه
14:10الو
14:19آقای کامیسر
14:22بله
14:25فرار کرده به خارج از کشور
14:27باشه
14:29بله
14:30الانم میخوای تحدیدهای جدید رو کنی
14:33نه
14:34این بار خیلی کوتا صحبت میکنیم
14:37بهترین کار رو میکنیم
14:38ببین اتفاقات دیشاب منو به خودم آورد
14:42دیگه تو زندگی تو دخالت نمیکنم
14:44هر چقدرم فکر کنم اشتباهه
14:47تو ازدواجت با سرکان مداخله نمیکنم
14:52ممنونم
14:56میدونی
14:57بعد از این همه مدت جدائی
15:01دلم نمیخواست این طور بشه
15:05متاسفونه این طور شد
15:10اگه بخوای بیایی عروسی
15:16برای من مشکلی نداره
15:18بهش فکر میکنم
15:21بهش فکر میکنم
15:23سمیه خانم خواستهی دارین؟
15:43اجازه بدیم شور و حیجان عروسی شو با دل خوش تجربه کنه
15:48منم در این هین آمادگیامو انجام بدم
15:50تاهر
15:52یه کاری قراره بکنم که
15:55همه یه نظم و تا عادلات شرکت و عوض خواهد کرد
15:58ببین
16:00الان یه چیزی هست که منو خیلی گیچ کرده
16:03بلجا میگه من از شربت نخوردم
16:05خوب
16:06بسته دیگه لیلا
16:07کافیه
16:08دارم خفه میشم
16:10اون دختر خودش شربته
16:11دیوونم نکنین
16:13پولیس خودش همه چی رو میکنه
16:15خرام کار اصلی رفته
16:17هیچ کس هم چیزیش نشده
16:19میگم نظرتون چیه ما هم کام خودمونو تلخ نکنیم
16:22تو هم که همیشه طرف بالجا
16:23آمد ساکت
16:25آقا سرکان خوش اومدین
16:26ممنونم بالجا
16:27اگه فرصت دارین گذرشی که آماده کردم و بررسی کنیم
16:30بده
16:30بده ببینم ممنونم
16:32آقا سرکان
16:33شوهر خوهر
16:34من باید یه چیزی بهت بگم
16:36باشه
16:37بالجا داره دروق میگه
16:41اون روز بیهوش نشده و نقش بازی کرده
16:44میدونم
16:48میدونید
16:51ساب با پولیس ها صحبت کردم
16:54اونام دوربینا رو چک کردن و گفتن که
16:57یک نفر شربت نخورده
16:58ولی در این حال نقش بیهوش شدن رو بازی کرده
17:01خودش بوده دیگه
17:02آقا سرکان شربت رو نخوردم ولی
17:04وقتی دیدم همه بیهوش شدن برای اینکه صحب تفاهم نشد
17:07نه درد میکنم راستش چی همچین مسئلهی هم هست
17:10امکان نداره که کسی اون شب اون داروی خواباور رو توی اون شربت ریخته باشه
17:15به خاطر همین یعنی کسی گناهکار نیست ولی
17:18این که به جای این که واکانشی نشون بدی و
17:22به همون کمک کنی ترجیح دادی خودت رو به بیهوشی بزنی
17:26یکم عجیبه بالجا بخاطر همین من موظفم کاری رو که لازمه انجام بدم
17:30اخراج شدی
17:32لطفا هرچه زودتر وسیلاتو جمع کن و هر وقت که بخوایی میتونی بری
17:39ممنونم
17:46شوهر خوهر عزیزم
17:48خیلی خوبی واقعا که مردی خیلی دوست دارم
17:51منم تو رو دوست دارم ملک
17:52الان سه کیلو وزن کم کردم سه کیلو عب شدم
17:57پس این موضوع تموم شد مگه نه
18:02اردم
18:03تو چرا اینجایی
18:07من باید یه چیزی بهتون بگم
18:10یه دقیقه یه دقیقه ببخشید
18:13باید به این جواب بدم اردم بعدم حرف بزنیم
18:15جانم
18:16هی تو هم همیشه همه چیزو خراب کن باشه
18:19بله الان قراره با توجه به لیست میرا خانم گلای رومیزو انتخاب کنیم باشه
18:24از بین این گذینه ها میتونید انتخاب کنید
18:26لازم نیست که خودم انجام میدم
18:29اه عمرن نمیشه
18:31چرا مثلا؟
18:32چون که میزا باید پرزرگ و برق باشه
18:34تو نمیتونی انجام بدید
18:36میخواد بگه که با استرس و حیجان عروسی خیلی خسته میشین
18:39شما نمیخواد خسته بشید منظورش اینه
18:41بله ایشون خیلی با فکر و ملاحظن
18:43ولی عزیزم چرا من باید خسته بشم آخه
18:45عروسی برادر زادن نه
18:47نه آخه تو قراره چند تا بابونه ساده بچینی رومیزا نمیشه
18:50که آخه اینجوری
18:51خب تو هم قراره به هوای اینکه پرزرگ و برق باشه
18:53عروسی رو تبدیل به بازار گولفروشی کنیم
18:55ولی خانماده ما یه عباحتی داره که باید متناسب با اون باشه
18:59خب خانماده ما هم یه جذابیت و کاریزمای خاصه خودشون
19:02باشه
19:02چی داره میگه
19:03خیلی میبخشید
19:04ولی همینجوریش هم وقتمون کم نظرتون چه دعوانه کنیم توافق کنیم
19:08چطوری قراره توافق کنیم
19:09مثلا ببین آیدان خانم آیفر خانم درست میگن
19:11خب هم امه ی عروسه هم یه گولفروشی حرفیه دیگه
19:14اجازه بدیم گولار رو اون انتخاب کنه
19:16ولی آیفر خانم بعدا یه چیزی دیگر رو آیدان خانم انتخاب میکنه
19:19مگه نه آیدان خانم
19:20خیلی خب باشه
19:23من به خاطر اینکه خسته نشه میگم
19:25آخه چقدر این با ملاحظت ناراحت نشد
19:27اختر اون یکی رو هم تو انتخاب میکنیم
19:29خب خوبه دیگه این رو انتخاب کردین
19:32حالا لیست بعدی رو بازش میکنیم
19:34سرکان واقعا باورم نمیشه
19:37تو فهمیدی بالجا چه کارایی کرده اخراجش کردی
19:41بعد نشستی در کمال آرامش داری کار میدونی
19:43چه کار کنم اتا خبرش رو شنیدم
19:45کاری که لازم بود رو انجام دادم
19:46من نمیدونستم باید چی کار کنم
19:48ولی قبل از این که منو ببینه جم کرده رفته
19:51چرا واقعا؟
19:53واقعیتش فکر نمی کنم این اتفاق
19:54به کار ربطی داشته باشه
19:56ولی چی میشد کرد؟
19:58ببخشید
19:59این چرا به من زنی میزنه؟
20:01بفرمایید میره خانم
20:03اوکی
20:04اهم باشه
20:07ببینید این کار رو میکنیم
20:09من سرم شلوقه
20:11نمیتونم از دفتر خارج بشم
20:12شما میتونید کارتون رو حاضر کنید
20:14بعد داخل دفتر به هم نشون بدین؟
20:17آره
20:18نه نمیتونم خارج شم
20:21اوکی باشه باشه ممنونم
20:23چرا به من زنی میزنه؟
20:26چون دوست مادره توه
20:28خب چی میگه؟
20:29میاد اینجا؟
20:29اینجا کارشون رو ارائه میدن
20:31در زمنگران نباش زیاد به بالجا فکر نکن
20:34اون تموم شد
20:35تموم شد رفت
20:36حال انگار بهش فکر میکردم
20:38خب؟
20:41که میاد؟
20:42مطمئن نیستم میاد دیگه
20:44ادا؟
20:45میشه اون کار رو نکنی؟
20:47حیجان ستم مثل تو نیستم
20:49ادا؟
20:53برا بیلیاردی چیزی بازی کن
20:57سرکن عروسی داری؟
21:00متوجهی؟
21:01عروسی ما
21:02باشه پس من وقتتو نگیرم
21:05نه نباگد وارده این کار میشدیم
21:11اینا چقدر خوشگله؟
21:17من هنوز چیزی که بدنم بشینه پیدا نکردم که
21:21اگه چیزی دیگه هم مد نظرتونه برای حدیه دادن
21:23اونا رو هم میتونیم انجام بدیم
21:25واقعیتش یه چیزی توی ذهنمه که همیشه خیالشو داشتم انجامش بدیم
21:29توی اون بوتی های کچیک بزرگیاه منکشر و سرکان و ادا بین مهمونا پخش کنن چطوره؟
21:34منکشه؟
21:35چشه مگه؟
21:36منکشه سمبول عشق صاف و ساده است؟
21:39ایوای این صاف و سادگی منو میکشه
21:42هرچان که من یه فکر خیلی بهتری دارم
21:44منظر من به مهمونامون یه سنگ زینتی هدیه بدیم
21:48مزخر بازی در نیار سنگ زینتی خیلی گرونه چه لزومی داره این کارا؟
21:53بله پولشو دارم سنگ با عرضشو شفا بخشیه
21:56از دستتو آیده
21:58شانس و برکت هم میاره هیچی نکن
21:59هم که انرژه منفی و دفت میکنه
22:01ای بابا چه لزومی داره؟
22:03همش یه قند سر عقده چه لزومی داره که سنگ زینتی بذاری؟
22:07ای بابا چه قندی آیفر
22:08همین مندل هایی تور قند بذاریم بدیم به مردم
22:11این یه گیفته هدیه یه عروسی عزیزم
22:14چی؟
22:15آیده میگم
22:16تو دختر لوردی چیز نمودی واسه تحتیلات اومده باشین ترکیه تو رو جا گذاشته باشن؟
22:21ها
22:22میبی
22:23لطفا بهش یاد آوری میکنین آبت کیه؟
22:26آها
22:27خیلی خوب
22:28سنگ زینتی هدیه میدیم
22:30تصمیم گرفته شد بعدی
22:32آلی
22:33خواهش میکنم به اینا به صورت کلی نگاه کنین
22:36البته که شما خودتونم تراحین و با اینجور چیز ها عشنایی دارین
22:41اگه میخواید یه کم گذینه های
22:45که که عروسی رو بهتون نشون بدم
22:47مهمونی چند نفر برنامه ریزی کردید
22:53الان یه عدد دقیقی دارید
22:54سی ست چار ست یا شایدم پون ست
22:56باشه
22:57سی ست نفر؟
22:59سی ست نفر کیه؟
23:00خانواده تو خانواده من آشنا همون دوستان
23:03سر کن من ازم سی ست نفر آدم نمیشنست
23:05باشه مامانم میخواد بارو با مامانم حرف بزن
23:07سر کن عروسی مادرت نیست عروسی منست
23:15باورم نمیشه
23:24واقعا رسمن که هنوز دیگه عروسی میکنید
23:27انقدر همه چی سریع پیش رفت که انگار
23:30یه نفر زمانو گذاشته رو دورتون
23:32واقعا عجیب بود
23:33سرعت نو
23:35اما یه چیزی بکم به نظرم اینطوری بهتر شد
23:37من یه عالم دوست رفیق دارم که تو همون استرس قبل از عروسی
23:40از هم جدا شدن اینجوری خیلی بهتر
23:42مثلا خودت
23:43فرید ما الان در باری این چیز رو صحبت نمی کنیم
23:47و این انرژی ها رو به سمتمون جزد نمی کنیم
23:50باشه عزیزم من که چیزی نگفتم
23:51کار خیلی خوبی کردین
23:53بعدشم اسمش روشه دیگه دوری قبل از عروسی
23:55دوری پر استرسیه مگه نه
23:57خیلی حق داری به نظر من
23:58تازه خونواده ها وارده ما جرام میشن
24:00تازه آیدان خانی ما بکنم
24:02ادا
24:02ببخشید
24:03حالا شما به این چیز رو فکر نکنید
24:05ادا مهمترینش بعد از عروسی عزیزم
24:08یه لذه وایسا
24:10یعنی تو الان طور آلمان رو میتونی بیایی دیگه
24:14مگه نه سر کن درسته
24:15نه فکر نمی کنم
24:22یعنی واقعیتش نمیخوام دیگه
24:23میخوام با همسرم وقت بگذرونم
24:26میتونی بری
24:27واسه من بحرنامتو به هم نرید
24:30مگه چند روز میخوایید برید
24:32راستش ما بعد از فینال میخواستیم
24:35تور پونزروزی دوچرخ سواری اروپا رو بریم
24:38یه چیز خیلی باحاله
24:40یعنی
24:44من واقعیتش فرید
24:46الان تمرکزم فقط به همسرمه
24:49به خاطر همین اون هر کاری بخواد اونو انجام
24:52نه عزیزم میتونی بری
24:53میگم ما هم تور دوچرخ سواری خیلی دوست داریم
24:56و مگه نه اتو جون
24:57همه با هم تور میریم دیگه چطور؟
24:59یعنی این که با هم بریم
25:01چه برنامه خوبی میشه
25:04نه نه حالا ما تابستونو با هم بگذرونیم
25:11خب پس این کارو بکنیم
25:13شما عروسی و تابستون بگیرید و
25:15برید مالدیو ما هم تورمونو بریم
25:17اینجوری کلی زمان برای کارای عروسیتون هم دارید
25:20فریدم شوخی های بی نمک میکنه
25:23چیز ما قهوه بخوریم
25:25الان وقت قهوه خوردن منه
25:26میدونی که دقیقا
25:27ما باید بریم قهوه بخوریم ببخشید بچو
25:30باشه شوخی کردم بریم
25:33بازم بیایید
25:35جران من داشتم شوخی میکردم
25:37جران
25:38اشکان برای که من شیر دریز
25:40نریختم میدونم چجور قهوه میخوریم
25:43واقعا که فرید
25:44بعدم میگی عروسیو بندسین تابستون
25:46چقدر نظری بیخوریم
25:47جران من داشتم شوخی میکردم
25:49تو فکر میکنی داشتم جدی عرف میزدم
25:51واقعا که
25:52بعدش هم من خیلی حیاجان زده ی عروسیه
25:54عروسیه دو سرکن
25:55ما هم خیلی حیاجان زدهیم
25:57به نظر من بهترین عروسی عروسی دوسته
26:00حراسی بچه
26:03یه نقشه که خفن
26:04تو زهنم دارم
26:06درست میخواستم سپرایز بشه
26:07ولی بهتون میکم
26:08چه سپرایزی؟
26:10چند وقت بیش توی اینترنت که
26:12میگشتم که
26:13ویدیو یه جساب دیدم
26:14میگم وقتی سرکان پشت میزه
26:17عق نشست و آگد ازش میپرسه
26:18وکیلم و اینا قبل از این که بله بگه
26:20من و فرید زود میدویم پشت سرش
26:23و میریم و اونو انگه مشهور هستش
26:24که میگه پشتیمونم
26:25اونا اونجا برش میخودیم
26:32تو همونه این صورت سرکان رو تصمار کنید بجا
26:34همینطوری مونده
26:41خنددار بود
26:43چیز خندداری بود
26:44نیست
26:45این مردا چرا فکر میکنن ازدواج
26:47این عذابیه که بینشون تحمیل شده
26:49میفهمی چی میگننم
26:50میفهمم
26:51آره
26:52اصاب اصاب اصاب از کچه ترمت
26:53من اصاب نگفتم که سندگی
26:55حق ما پیلوله
26:55انگاری ازدواج لطف مردا به زناست
26:58دقیقا همینطوره
26:59این چه وضعیه
27:00نه اشکم تو اشتواه متوجه شده
27:03اینطور نیست
27:04خب چیز دیگه
27:06انگین شخی کرد که بخندیم با هم دیگه
27:09که به امون خوش بگذاره
27:10یعنی همین
27:11خنددار نیست
27:12به نظرت خندداره فرید
27:14اصلا به این فکر کردی
27:16ادا اون لحظه چه حالی میشه
27:17یا تو اصلا فکر میکنی
27:18میخنده دیگه
27:20ادا هم خب چی کار کنه
27:21نمیخنده
27:22من باشم نمیخندم
27:23مثلا اگه انگین همچین کاری میکرد
27:25من نمیخندیدم
27:26حتی فکر کردم به شوخیشم منو عصبی میکنه
27:28ما به بدنم سیخ میشه
27:29جرن
27:30داداش
27:43چطور اینگرد بدبخش شد
27:45خب منم
27:45نفهمیدم چجوری به این حال افتادم
27:48واقعا عجیب بود
27:49از دست منم عصبی شد
27:50سرکن
27:52من میخوام
27:56یکم حرف بزنیم
27:58البته
27:58اگه وقت جلی و کار نمی کنی
28:00حرف بزنیم
28:01اگه کار میکنی میتونم بگه
28:02دادا لطفاً بشین
28:03من میگم که
28:09وسایله جدید
28:10برای خونه درست کنیم
28:11میگم وسایله جدید با آدم انرژی میده
28:13هر طور بخواییم
28:15باشه
28:15یه
28:17کتاب خونه تو زهنم دارم
28:19میشه ترراییش کنی؟
28:21برای توضیحش میده
28:22با پرل حرف بزنیم
28:23اون خیلی چیزای خوبی تررایی میکنه
28:25سرکان خونه ای ماست
28:27چرا نمیشه تو تررایی کنی؟
28:29من نمیتونم کتاب خونه تررایی کنم
28:34ادا من خونه تررایی میکنم
28:37باشه
28:41پس
28:44حد اقل
28:46آهنگ عروسیمونو
28:48یعنی لیست آهنگمونو
28:50ما انتخاب کنم
28:50مخصوص هر دومونه
28:53خب پس چرا میرا کار میکنه؟
28:56چون که خیلی کار هست سرکان
28:58یعنی میرا خیلی کار داره
29:00حد اقل ما بتونیم یک کار مخصوص انجام بدیم
29:02برای عروسیمون
29:02میگه هشتاد و شیش
29:05باشه انجام میدیم
29:08گلای عروسی رو امم قراره
29:12آماده کنیم
29:13باشه
29:13حد اقل ما بریم
29:15یه نگاهی بندازیم
29:17من به اممت اعتماد دارم
29:19چطور میشه؟
29:22یعنی این آدم ها
29:23عقلشون از دست دادن
29:25من میگم که
29:27که یکی عروسی
29:29با چمه توت فرنگی باشه
29:31به نظرم فکر خوبیه
29:32یعنی
29:36یه محیط جنگلی اینجا
29:38خونه نسازید دیکه
29:40یه محیط باشه
29:41یه محیط باشه
29:42یه محیط باشه
29:43میگه کن
29:49بهم بهت
29:51بهت میگم روش حساسم
29:52آره خوب اونو میبینی
29:54دیونه است این بابا
30:02است کم
30:04ببینصی سم با این عصبانیت
30:06که نمیتونیم جلسه برگذار کنیم
30:08چرا آخه اینقدر دستم بیشت
30:09باشه خوب آهنگ رو فرموشش کن
30:12حرف اگه منم فرموشش کن
30:14من فقط برای اینکه شوخی کنیم گفتم اینطور چیزی رو بگیم
30:17موضوع فقط شوخی نیست
30:20از تو درباره یه ازدواج اینطوری فکر میکنی
30:22یکی ندونه فکر میکنه من دنبالت دوییدم
30:24انگار من اصرار کردم ازدواج کنیم
30:26یه خورده راجبه این میشه حرف بزنیم
30:27من این کار رو کردم
30:28عزیزم چرا ربطی داره مگه من اینطور چیزی بهت گفتم
30:31مردا از ازدواج میترسن
30:33ای جونم عزیز دلم ای جانم
30:35مگه فقط شما میترسین از ازدواج
30:37ازدواج باید بکنیم بچه داشتیم
30:39با آیندنمون برسیم
30:40فکر کردیم ما نمیترسیم
30:41یعنی هیچ کدوم از زندان نمیترسن
30:42راجبین باید یه خورده حرف بزنیم
30:44میدونی که چی میگم
30:45پیریل مگه من گفتم بچه دار بشید
30:46آها اونم نمیخواد
30:47نه گفتم نمیخوام عزیزم
30:49ولی نگفتم هم که میخوام بهت
30:50من اونطور برنامه این ندارم
30:52معلومه که نداری
30:52معلومه که نداری
30:54چون تو تنها برنامهی که داری
30:55اینه که با دوستاد بری تو رای اروپایی
30:57اونم به مدت پونزه روز مگه نه انگیم
30:59نبینم تو اینو از کچا فهمیدی
31:01پیریل من اینو نخواستم خودم بهت بگم
31:03اسیزم
31:03فکر کردیم چیز خوب یه دیگه برنامه هم اینم
31:05یه برنامه چیده فکرد
31:06پس ماه هست هم اونم افتاد ساله بعد
31:08آخه عشقم این چه حرفی
31:10البته که با تو هم میرون
31:12شیلی آرشانتین برسیل
31:14همه جا میریم ولی تو ماه مهرب
31:16چی؟ پاییز میریم
31:18من نمیدونم درست فهمیدم یا نه
31:19باسه هم این باز دارم دوباره ازد میپرسم
31:21شما سه تا مرد در یه تحتیلات میرید اروپا
31:23بعدشم من رو تو تو پاییز بیریم
31:25ماه اصل درسته؟
31:26من درست فهمیدم الان
31:27چطور تونستی اینجوری برنامه بچینی
31:29عالیه محشره تنهایی تصمیم گرفتیم
31:31البته یاسیزم معلوم نیست سه تا مرد
31:32باشیم شاید زرکان کار داشته باشه نتونه بیاد
31:34ولی من رو فرید اطمان میریم
31:38ریل کن
31:40خیلی فکر خوبیه
31:42خیلی برنامه خوبیه
31:43ولی یه خورده بیشترش کنید
31:44باشه
31:45پونزه روز ندید اینگین
31:47یه ماه برید
31:48حتی یه سال برید
31:50اصلا کلن برید
31:52اما چرا هی میسنی و بعدش میریش
31:54شون اصابو نمتونم میرم
32:10خیلی باشه
32:11نکنه بعد از تور دوچه اخی سفاری
32:13الانم تور موتر سفاری قرار شروع بشه
32:16از بچگی یکی از رویاه ها موتر سفاری بود
32:19همیشه میخواستم که یکی از اینا رو داشته باشم
32:21گفتم دیگه شاید زمانش رسیده باشه
32:23موتر میخورده خطرناکی بناسه
32:25خب اگه همه رعایت کنن زیادم خطرناک نیست
32:27بعدشم خیلی از کارها رو باید تو یه زمان مجردی انجام بدیم
32:31چون دیگه وقتش میگذره
32:33نمیدونستم موتر چیزیه که تو مجردی ازش استفاده میشه
32:36نه جرن میگم وقتی ازدواج میکنی یه شرایطی دیگه پیش میاد
32:39منظورم اون بود
32:40چه شرایطی؟
32:42خب یعنی به عنوان یه مرد بعد از ازدواج کارهایی هست که دیگه نباید انجام بدی
32:48یعنی تا صبح نمیتونی پارتی بگیری و اینجوری فکر کنی
32:50آره دیگه اینجور حرفا دیگه
32:52ولی با دوستات پونزده روز میتونی بری تحتیلات اینطور چیزیه
32:56خب این به نظر من دیگه داستانش خیلی فرق میگونه
33:00البته اگه زنم بتونه با دوستاش تحتیلات پونزده روزه داشته باشه چرا نشی؟
33:05من واقعا نمیدونم چرا داریم مثل زن و شوهرها با هم دوام میکنیم
33:09ما حتی یه چیز ساده هم بینمون نیست انگار هیچ رابطه ای نداریم
33:13خب چیزی بین ما نیست
33:15نیست انگار
33:17از این به بعدم فکر نکنم رابطه ای باشه فرید
33:21جرن، جرن اینجوری نیست یه لعظه سب کن
33:24چرا من اینقدر بدشانسم همیشه من رو اشتباه میفهمن
33:30اینگین آدم ایمیل فرستاده میگه که نمیتونیم کار تراغی فضای سبز رو تموم کنیم
33:37واقعا خیلی پشیمونم که این کار رو قبول کردم
33:40واقعا نمیدونم باید چی کار کنم
33:42خسته شدم
33:43خسته شدم، خسته شدم یعنی نباید اینقدر اجاله میکردیم
33:48نمیدونیم چرا همچین اشتباهی کردیم
33:52به اداد چی میتونم بگم؟
33:54هیچی نمیتونم بگم
33:55خیلی حیجان زده است رو عروسی تمرکز داره
33:58نه، نمیتونم باش این کار رو بکنم
34:01فقط اشتباه کردم
34:03نه، نه، تخصیر منه، تخصیر منه
34:06نباید اینقدر اجاله میکردم
34:11نمیدونم این مدت خیلی خسته شدم
34:13ولی واقعاً نمیدونستم قرار اینجوری بشه
34:15نه، راست میگی حق با توه
34:17گیر نمیدم، نه، فقط رو عروسی و اداد تمرکز میکنن
34:21باشه، پس میسپارمش به تو
34:24جمع جورش کن باشه
34:26میبینم ات
34:31سلام استاد
34:33میخواستم یه سوال ازتون بپرسم
34:35ببینم میتونم همچین کاری کنم
34:37میخوام پروشم و بندازم آخر ترم بعدی
34:40آره، تو انتخاب پروش خیلی بیردی
34:43میخوام پروشم و بایدیم
34:45بایدیم
34:47میخوام پروشم و بایدیم
34:49برنامه خیلی شلق شد
34:51آره، واقعیتش پشمونه
34:53خوب، این بلاخره ی موضوعیه که تمام زندگیمو تحت تحصیل میذاره
34:59هم زندگی کاری، هم زندگی شخصی
35:03زندگی شخصی
35:07باشه
35:08خیلی ممنونم
35:09درزم میخواستم یه خبر خوب بهتون بدن
35:12دارم ازدواج میکنم
35:17ممنونم استاد خدا نگه دارد
35:21به نظرم بیخیال این بشین که هی پشت سرمون بیایید
35:23بشتباطی که کردید فکر کنید
35:25تو هم اصلا جلوی چشمم نباشه انگین
35:27ولی سوال اندری سیادی بزرگش میکنی پیری
35:29من بزرگش میکنم
35:30تو اینجا هیچ مشکل دیگه نمیبینی انگین؟
35:33یعنی
35:35اگر منظورتون هنگست که توی عروسی میخواییم بسنیم بخونیم
35:37خب نمیسنیم فکرش
35:39یه شوخی دیگه باشونه چا میدیم؟
35:41این به شوخی او اینا ربطی ندارنگین
35:43تو بشی فکر کن ببین به چی رب داره
35:45شاید یادت بیا زود باش
35:47خب اقی مشکل چیه اینجا دادش؟
35:49ماه اصل یا مسافرات مرتونه؟
35:51خب چیه اقی پیریل؟
35:55جرن، جرن
35:57بله فرید
35:59خب اقیم
36:01خب اقیم که مشکل بین ما اینقدران بزرگ نیست
36:03مطمئنی
36:05چون که به نظر من
36:07مشکل بین ما از مال اونان بزرگتره
36:09ببین، اگه به این جرگان مسافرات گیر دادی که
36:13آره، با جرگان مسافرات هم مشکل دارم
36:15ولی ببخشید به من چه نه؟
36:17بلاخره بین ما که چیزی نیست
36:19تو اینو همین الان گفتی؟
36:21نه، جرن، من اونو نگفتم
36:23نه، جرن، تو داری اشتباه برداشت میکنی
36:25از روی تمی که ادا خانم انتخاب کرده بود پیش رفتیم
36:29برای همین از تراحی های ساده استفاده کردیم
36:31از تراحی های که ساده ولی با تزینات کل بودن
36:39چطور بود؟
36:41خوبه؟
36:43بهتر این تراحی رو برای آخر نگرداشتم
36:45مطمئنم ادا خانم خیلی خوشش میاد
36:47خوبه
36:55واقعا خوشگله
36:57فکر کنم به گول میزه هم عمتون رسیدیگه میکنه
36:59اگه بخوایید ما هم ست غذا خوری رو انتخاب کنیم
37:03الان از ذریفترین وسایلمون برای شما نمونه آوردم
37:07میخوایین اونا رو بهتون نشون بدم؟
37:09اجاله نیست، بعدنم میتونم انتخاب کنیم
37:11فکر کردم شکل میزه همون برای شما نمونه آوردم
37:13میخوایین اونا رو بهتون نشون بدم؟
37:15فکر کردم شکل میزه هایجان زدتون میکنه ولی
37:19باشه نگاه کنیم
37:23نگاه کنیم
37:25همشون خوشگله
37:27یکیشو انتخاب میکنیم
37:30باشه
37:31الان اگه بخوایید میتونم بهتون نمونه های از میزه عقد رو نشون بدم
37:36این موضوعیه که بیشتر به داماد مربوطه خوبه
37:39بلاخره این عقد با عکس هایی که سرین میز گرفته میشه سالها یاداوری میشه
37:43اینجوری
37:45چهار تا نمونه رو توی عکس نشون میدم
37:49همشون خوشگلند به نظر هم این کار رو بکنیم
37:51شما در واقع فهمیدید سلیقه ایما چیه برای همین
37:53اگه برای تو هم مشکلی نباشه شما تصمیم بگیرید
37:57همین اگه برای تو هم مشکلی نباشه شما تصمیم بگیرید
38:01البته
38:03این هم میست باریم به شما
38:05پس اگه میخواید فردا خیلی زود نمونه های مکان عروسی رو هم ببینیم
38:11چون خیلی زمانی نمونده
38:13نظرتون چیه؟
38:15میشه من نیام
38:17خب چون به دخترا قول دادم
38:20شما حلش کنید
38:23آره من هم فردا یه عالم جلسه دارم
38:26برای همین اگه بخواید فردا میتونید با آیفر خانم یا با مادرم
38:30انجام بدید
38:33خیلی ببخشید ولی دیگه مجبورم بپرسم
38:39شما مطمئنید برای این ازدواج آماده اید؟
38:42خب
38:43به نظرم اگه کچیکترین شکی دارین
38:46باید یه بار دیگه بهش فکر کنید
38:48ببینید من به خاطر کارم با زوجه زیادی کار میکنم برای همین
38:52به نظرم به حرف زدن در مورد کار ادامه بدیم
38:57البته
38:59پس در مورد مکانم با هم حرف میزنیم
39:02هر موقع بختشید با هم تماس بگیرید
39:06با مادرم حرف میزنید باشه؟
39:08بله
39:09پس من با آیدان خانم حرف میزنم
39:12خیلی ممنونم
39:13خیلی ممنون
39:14روز بخیر
39:15پس من بایدس
39:17پس من برورد
39:19تا موند
39:21در مورد
39:22میخونم
39:23باید پس من باید
39:25که زوجه ممنونم
39:27باید
39:29باید
39:31باید
39:33دارم
39:35ادامه
39:36باید
39:37باید
39:39نامه
39:41مورد
39:43یکم آروم باش اونم یکم آروم بشه بعد حرف میزنید
39:46آخه مگه نمیشنسیش
39:48این دفعه میگه وقتی من نرسابانی بودم چرا به انتوجه نکردی برای اگه همینم حتما گرمی کنه
39:55تو چه ته ددش بیحالی
39:59ادا
40:01انگار فکر میکنه که یکم تند پیش رفتیم
40:08واقعا یعنی همینجوری گفت یعنی دقیقا همینها رو گفت داره
40:11آره حرفشو شنیدم خیلی خسته شده
40:17گفت خسته شدم
40:19یعنی چی؟
40:21مطمئنی به نظر میامد که خیلی مشتن
40:23نه منم همینجوری فکر میکردم ولی
40:25وقتی داشت با یکی از دوستاش حرف میزد شنیدم
40:28گفت نمیخوام اشتباه کنم
40:30گفت شاید دارم اجله میکنم همچین چیزایی گفت
40:33خب وقتی اینجوری گفته منم چیزی پیدا نکردم که بگم
40:38حق داره ملو
40:39سرکون حق داره خسته بشه
40:41کارایی مدر بزرگم اتفاقای شبه هنو بندون
40:45تو خودتو زیاد تحت فشار نذار باشه
40:47اینو به تو ربطی نداره
40:49منم عذیتش کردم
40:51میگم لازم نیست بشینید رو در رو با هم دیگه فاسه حرف بزنید
40:55نه نیازی نیست
40:56نیازی نیست
40:58خب گفتن کارای عروسی رو باید انجام بدیم
41:01منم وارد عمل شدم
41:03خب حیجان زده شدم
41:04بعدش خب موضوع ست غذا خوری
41:07گلو اینو اونو همه چیه پرسیدم
41:09خب منم تحت فشارش گذاشتم
41:11بهتره به اون تحت فشار گذاشتن نگیم
41:14ممکنه خسته شده باشه
41:18خب مرد ها از اینجور چیزا خسته میشن
41:21ولی باور کن شوهر خوهرم
41:23اصلا همچین رفتاری نداره
41:25نه بابا
41:26همه ی اینا ساخته زهن تو سر کن
41:28مگه میشخ همچی چیزی؟
41:29بعدشم داداشتو بگرد ذهنتو آروم کنی
41:32یعنی خب من اینو درونت میبینم
41:34حالا میخوایی چی کار کنی؟
41:35نمیدونم
41:36نمیتونم بهش بگم حرفات
41:39با انگینو شنیدم
41:40خب منم چی کار کنم
41:41آروم آروم بیش میرم
41:43عجله نکنم که فکر نکنه
41:45خیلی عجله دارم
41:46خب بعدشم که معاهر خوبه
41:48به نظر منم میدونیم و چی کار کنیم
41:49به رسم قبل از عروسی عمل کنیم
41:52اون دیگه چیه؟
41:52یعنی چی که اون چیه دیگه
41:54پارتی خداحافظی با مجردی؟
41:57آه
41:57به نظرم اصلا وارد این موضوعات نشیم
41:59چون بعد این اتفاقات
42:00از کجا معلومه که ازدواج کنیم یا نه
42:03آی سرکان اینطوری نگودادش
42:04شما که وارد این راه شدی
42:05دیگه راه برگشتیم وجود نداره
42:07بعدشم منم که با عجله استباش کردم
42:09نتونستم برای که خودم پارتی نبگیرم
42:11درسه این من برنامه ریزی هم کرده؟
42:13برنامه ریزی کردی؟
42:14چه برنامه ریزی؟
42:15آی سرکان بولند
42:17یه گود بای پارتی فراموش نشدنی
42:20برای سامده کردم
42:21تو تنشگارو چی کار کردی؟
42:26میدونه که یه پروشه داشت
42:27با اصدادم حرف زدم
42:29عقبش انداختم
42:30نمیخوام این ماه تموم کنم
42:31یعنی خوب
42:32میخوام تمرکز کنم
42:33و یک کار خوب اصاب در بیاد
42:35خوب خیلی خوبه
42:36مگه چی میشه توی بحار
42:38فرا تحصیل بشی؟
42:40اون معلوم نمیشه
42:41میبینم ات ملو
42:42شب خدافزی با مجردی آره؟
42:47آره آره
42:48همه این مرد ها با هم
42:50من البته خوب
42:51خب طبیعیه
42:52خوبه
42:55خب چی کار میکنین؟
42:56کجا میرین؟
42:57یکی از دوستای فرید
42:58توی سب پنجه هوتل داره
42:59اونجا
43:00اونجا تو هوتل
43:01هوتل؟
43:03تو هوتل میمونین دیگه مردونه
43:04آره از اونجایی که قرار نیست
43:06تو جنگل بمونیم؟
43:07درسته خب
43:08پس بریم دیگه
43:10میتونین حسابی خوش بکسرونیم
43:13یعنی خب وضیعتی نیست که
43:14بخواییم دیوونوار خوش بکسرونیم
43:16خب مردونه با هم حرف میزنیم
43:18شوخی میکنیم
43:19بعدشم شاید بازی کنیم
43:21چه میدونم؟
43:22حتما میخوای
43:25یکم دور بشی از اینجا
43:27به نظرم فاصله گرفتم ممکنه
43:30برای دوتامونم خوب باشه
43:32اینطور نیست؟
43:34فکراتو جمع جور میکنی
43:35دوتامون ذهنمون آروم میشه
43:37آره حق داری
43:38این واخر همه چیز سریع اتفاق افتاد
43:42آره
43:42چیزایی هست که منم باید بهشون فکر کنم
43:45خسته شدم
43:46در واقع متوجه شده بودم
43:49ببینم
43:52خب امیدوارم این جدایی برامو خوب بشه
43:55گفتی جدایی؟
43:57حتی یه روزم باشه
44:00قرار از هم جدا بمونیم
44:02باشه سر کن
44:06امیدوارم جداییمون برات خوب باشه
44:08بهت خوش بگذره
44:09ممنونم نترم
44:11هنوزم از دستم نراحت یاره؟
44:18عشقم
44:18فردم میریم سپانچه
44:20خواهش میکنم آخرین شبه منو اینطوری نکسرم
44:23وقتی ما با همینجوری هستیم تو منو اینجا تنها میذاری و میریس سپانچه؟
44:26زندگیم چی کار کنم سرکان داره استباش میکنه پارتیشی چی کار کنم که اصلش کنه؟
44:30چما همین اطراف نمیتونید با هم باشین داره؟
44:33اسیزم گفتیم یه تفاوتی ایجاد کنیم برای اگر حالی؟
44:35دبی من اینکین
44:35برو اینکین
44:36متفاوت باش اروپا برو سپانچه برو هر جا دلت میخواد برو
44:40خیلی عذیت شدی خیلی خسته شدی برو هر جا دلت میخواد
44:43عشقم
44:44اینطوری نکنه
44:45ببین وقتی تو اینطوری میکنه اصلا بهم خوش نمیگذره اسیزم
44:48خوب خوش نگذره
44:49در واقع من همینو میخوام دیگه فکرت بمونه اینجا
44:51فکرت بمونه پیش من
44:52بعد بشینی یکم فکر کنی که من چیگار کردم
44:54فکر کنی تا یادت بیاد
44:56من رفتم
44:57در مورده این حرف زده بودیم قرار نبود دیگه اینطوری
44:59برو کنار اردم
45:00آقا انگین
45:10فکر کنم یه مشکلی هست
45:12به تو چه اردم
45:13به تو چه
45:14پس داریم میریم سپانچه
45:18تو نمیگردم
45:22شما اینطور فکر کنین
45:24آقا سرکان شخصا منو دعوت کرده
45:27سرکان دعوتت کرده؟
45:31آره
45:32تو رو؟
45:32آره خب
45:33حتی رزروم کردن
45:36اونجا میبینم اتون
45:37آخه
45:44چطوری؟
45:54ادا؟
45:57حالت چطوره؟
45:57خوبم
45:58تو
45:59هنوز تو شرکتی؟
46:01آره
46:02باگر دیگه کاره رو تموم میکردم
46:05بعدش میرم خونه چمدون آماده میکنم
46:07فهمیدم
46:08امیدوارم همه چی خوب پیش بره اونجا
46:11هم خوش بگذره
46:13هم استراحت کنی
46:14آمیدوارم
46:16خیلی وقت بود به همچین چیزی نیاز داشتم
46:18خب خسته شدی
46:21کاره عروسی خستت کرد
46:24از یه بر سمیه خانوم
46:25از یه طرف امم
46:26مامانم هم از یه طرف دیگه
46:28تو خودت خسته نمیشی؟
46:29خسته شدم
46:30البته که خسته شدم
46:32یعنی تو این طور شرایط آدم دوست داره دور بشه
46:35و همه چی رو بررسی کنه
46:37آره حق و توه
46:38من وقت تو نگیرم دیگه
46:41آره مرسی
46:42بسیدم زنگ میزنم بهت
46:44باشه
46:48آقا سرکان
46:58هردم
46:59قراره بریم سا پانچا
47:01آره میریم
47:05ولی تا جایی که میدونم تو قرار نیست
47:07اشتباه نکنین
47:09چون آقا انگین خودش به شخصه منو دعوت کرده
47:12این کارو کرده؟
47:14آره این کارو کرده
47:15و من حتی جایم رزلف کردم
47:17خوبه باشه پس
47:19پس تو سا پانچا میبینم ات
47:22آلی
47:23یه چیزی میخواستم بهتون بگم
47:25یادتون میاد آقا سرکان
47:26آره
47:28میشه الان بگم؟
47:30نه
47:30چون الان باید برم کنه
47:32بعدا به هم بگو
47:33باشه بعدا
47:34ممنونم
47:35دخترها ببخشیدیه ها سرزده اومدم اصلن عادت ندارم
47:41ولی امروز انگین خیلی عصبیم کرده
47:44چی میشه مگه؟
47:45سیسم خوب شد که اومدی
47:47ممنون
47:47مگم
47:48سابانجا دیگه از کجا در اومد؟
47:50چه هوتلی؟
47:51یعنی
47:52تو اسطانبول دیگه جایی نمونده بود که اینا بخوان مهمونی بگیرن؟
47:56آها
47:56دقیقا منم همینو گفتم
47:58آخه خدافزی با مجردی یعنی چی؟
48:01همین که انقدر جای دوری انتخاب کردن خیلی شک برنگیزه
48:04انگین و فریدم قراره اونجا باشن میدونی که
48:07مشکل اون نیست
48:09مشکل اینه که سرکان میخواد دور بشه
48:11فکر میکنه داریم اجله میکنیم
48:13اگه اونطوری باشه چرا میخواد گودبای پارتی بگیره؟
48:16ای بابا اسمش گودبای پارتیه
48:18اون میره تو طبیعت استراحت میکنه
48:21فکر میکنه
48:22از هم دور میشه
48:23همه چیزو بررسی میکنه که ببینه
48:26برای ازدواج آماده است یا نه
48:27به خاطر همینم با هم سرد رفتار میکنه
48:30ای بابا ایدو جونم چرا اینجوری میکنی؟
48:33از این به بعد دیگه شوهر خوهرم
48:35راه برگشتی نداره بفهم
48:37بعدشم آره درسته حق داری
48:39همش اتفاقه ی بد برای تو نفت داده
48:41وقتی هم اینطور چیزا پیش میاد
48:43آدم فکر میکنه قراره یه چیز بد از زیرش در بیاد
48:46ولی مطمئن باش اونطور نمیشه
48:47همه چی خوب میشه
48:48به نظر منم درست میگه
48:50تو هم با فرید قهری نه؟
48:52آره
48:53خب اگه اینطوره که پیریلم با انگیم بحث کرده
48:56آره
48:57دعبا کردیم و قهریم
48:59دخترو
48:59ستا مرز میرن سا پانچا
49:01برای گود بای پارتی
49:03به نظرتون این شدنیه
49:04ای خورده تو طبیعت میچرخن
49:06بعدشم برمیگردن خونشون پایان
49:08نه خیل
49:09به ستا دختر خوشگیری که تو جنگل میبینن
49:12میگن بریم تو اسدخ خوش بگذارونیم
49:14آخه تو چرا همش داری؟
49:16چرا تو پرت میگی؟
49:18آتیش میندازیم و سرته ای بابا بسته دیگه
49:20ببینین برای این که اینو خوب بفهمیم
49:23باید مثل مردو فکر کنیم
49:25من به فرید زنگ بزنم ازش حرف بگشتم
49:28تو چرا به فرید زنگ میزنی؟
49:30بزار اون بهت زنگ بزنی
49:31ملو
49:32چی خوب داشتم هش یاد میدادم
49:33آره معلومه چقدر به دردت خورده؟
49:35چی میگه؟
49:38جواب نداد
49:40خب آخرین بار که حرف زد این چی گفت؟
49:42گفت میریم هوا بخوریم و استراحت کنم
49:44و یه علمه غذا بخوریم چی بگه ها؟
49:46سر کنم همینو گفت
49:48آره انگینم همینو گفت
49:50دخترها ستاشونم همینو گفتن
49:52و دروق گفتن حتما توانی کردن
49:54پس تو داری میگی خطری هست؟
49:58فیفی آره زنگ هشداره
50:00نه پس باید یه کاری بکنیم
50:02باشه اعتماد داریم
50:03ولی خب اینا آدم هست دیگه
50:05نه بابا اصلا این طور نیست
50:07چرا جفت میدی؟
50:07الکه داری اینا رو میترسونیشون
50:09باشه
50:10باشه
50:12خب ما ها میریم
50:13کجا میریم؟
50:14سپانجا
50:15ما نمیریم اونا میرم
50:17باشه
50:18همه با هم دیگه میریم
50:19یعنی همه با هم میریم؟
50:21میریم غزه هم میریم
50:22بریم
50:23یعنی همین الان میریم
50:25بلنشیم دیگه
50:26اینجوری میخوای بریم
50:27ملی
Comments