- 8 hours ago
عشق مشروط
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
Category
📺
TVTranscript
00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00PYM JBZ
01:29PYM JBZ
01:31PYM JBZ
01:33PYM JBZ
01:35PYM JBZ
01:37PYM JBZ
01:39PYM JBZ
01:45PYM JBZ
01:51PYM JBZ
01:55PYM JBZ
01:57PYM JBZ
01:59PYM JBZ
02:03PYM JBZ
02:09PYM JBZ
02:11PYM JBZ
02:13PYM JBZ
02:15PYM JBZ
02:17PYM JBZ
02:19PYM JBZ
02:21PYM JBZ
02:23PYM JBZ
02:25PYM JBZ
02:27PYM JBZ
02:29PYM JBZ
02:31PYM JBZ
02:33PYM JBZ
02:35PYM JBZ
02:37PYM JBZ
02:39دستشو گرفت
02:41حالا من به آیدان خانم چی بگم
02:44خدا بگم چی کارت کنه آقا البتکین
02:48فیفی من اصلا نتونستم به این تیپ مجلسی تو آدست کنم
02:56هر وقت میهی پیشم فکر میکنم یه قریبه اومده
02:59حتیقل کشین رومیزیو رو حفظ کنیم
03:03خیلی افتیزا
03:03اصلا هیچی نگو
03:05من دو ساعت رومیزیش هم میکنم
03:07تو اصلا میدونه من چند روزه دارم چی میکشم
03:10آه جران خوش اومدی
03:12خب نظرت چیه؟
03:14آبچی های فیر در یک کلمه همیچی منش
03:16خیلی خوبه
03:16آیا جونزاده
03:20این اینجا چی کار میکنه؟
03:22روز به خیر
03:23همیگی خسته نباشین
03:24چه خبر جران خوبی؟
03:26مثل کسی هستم که مرده و دوباره زنده شده
03:29یعنی مثل زامبی هم
03:30نزدیک نشوازه خرابه دور شو
03:33دور شو دور شو
03:35باش
03:35ممنون فرید ممنون
03:37دختر چرا پشت سرتو نگاه میکنی؟
03:41اگه برگردی میبینه
03:42چی کار کنم؟
03:44بس هم میخورم که مثل بچه ها هستی
03:47مثل بچه ها
03:48خب داشتیم از که کار حرف نزدیم؟
03:49همش خیلی خوشمزه به نظر میاد
03:51توی این ماشین داری چیزی میخونی؟
03:57حرف هایی که میخوام بزنم
03:59اما دارم مرور میکنم
04:00ممکنه بهونه برای این باشه که با من حرف نزنی؟
04:05چرا که نه؟
04:10اگه بخوایی میتونم بهت کمک کنم
04:12نه خودم حلش میکنم ممنون
04:15باشه؟
04:17آها رستی
04:17وقتی که من دارم با بچه ها حرف نزنم نمیخوام که تو توی اتاق باشی؟
04:22چرا؟
04:23به هم میبیسم
04:24هر دار که تو بخوایی
04:27واقعاً
04:32سعی میکنی تغییر کنی؟
04:35یا نقش بازی میکنی؟
04:36چه نقشی مثلا؟
04:38برای خیریه مامان تینا کاروبارتو بل میکنی؟
04:41کمک میکنی؟
04:44من زردم و عذر خواهی میکنی؟
04:47سرایش کس داد نزدی؟
04:50به مرور زمان خواهی فهمیده دار؟
04:53کاری نیست که به خاطر تو انجامش ندن؟
04:55کجایی سعیفی از صبح تا حالا دارم دنبالت میگردم؟
05:08چیزه، گفتم لباسها را مرتبه شون کنم
05:12تو چه ته؟
05:14چیزیم نیست، یعنی چیزه، نکه امروز روزه خیلی مهمیه، یکم مستربم، ولی نه الان خیلی خوبم آره
05:20عجیب قریب به نظر میایی، رفته پیش آکتاکی؟
05:21نه رفتم، ولی خب چیزه، چون سرم شلوق بود، نتونستن برم، ولی حتما میرم
05:27باشه، خب الان، این لباس ها همش به عنوان تراحیه یه تراح مشهور، امشب تو مزایده به فروش گذاشته میشه، همش خیلی با ارزشه، یه ذر خاک بگیره، میفرستم اتون داریم
05:38نگرام نباشین اون بابن
05:39باش، خیلی خوبه، عالیه، های
05:42های، های
05:44آیدانجون، خیلی نراحت شدم، خبرهای خیلی زیادی درباره سرکان ها ادا پخش شده، زشته به خدا چرا نگفتی که جدا شدن؟
05:52نسرینجون میگم نکنه دلیل بیرون اومدن این خبرها قیبت های بیشماره تو باشه
05:57واقعا، خیلی دلم شکست
05:59چیزی که نمیدونم و چه جوری میتونم همه جا پخش کنم
06:02مثلا با قیبت کردم
06:03مثلا
06:04نمیدونم
06:06نمیدونم
06:08یعنی چی؟
06:10نمیدونم
06:12یعنی چی؟
06:14نرباره این موضوعی که نمیدونم الان چطور میتونم نظر بدم اگه نه سیفی؟
06:18سیفی؟
06:20امانتیا با تو، بیا یالله
06:22با اجازتون
06:24با اجازتون
06:34امام
06:36امام
06:37من میرم پیش امام
06:38باشه
06:40امام چون؟
06:41اوی عزیز دلم، من خیلی دلم برای تنگ شده بود
06:45عزیز دلم چطوری؟
06:47خوب، منم دلتنگ تو بودم
06:49با توجه به شنیده هم کسی بوده که ظرفیت بخت شیستت تا کیکو داشته
06:53امام چه جورم که بوده؟
06:55ببینم اینا رو
06:56آه
06:57چطوره؟
06:58حویچی گذاشتی؟
06:59چارت حویچی؟
07:00نیست؟
07:01الان میارم، الان
07:02الان میارم
07:07نگرا نباش، ما اصلا ازش جدا نمیشیم
07:09نمیذاریم که آیدین خانومم بیاد پیشش که چیزی بگه
07:13تو دیگه شب باش، حرف بزن
07:15ممنون، ولی چیزی که الان همیت داره این نیست
07:17شوید اگه حقیقت تو بدونه، حتی نخواد که اینجا باشه
07:20نخواد که آیدان خانومو ببینه
07:22این کار از کجا در اومد دیگه؟
07:25من از کجا اینو جور کردم
07:27همه چی هزاره؟
07:28حاضری؟
07:29نیستی نیست، همه چی اوکیه داداش
07:31این کارا رو هم گد گرفتیم
07:32همه چی اینگار آمده است، دیگه منتظرین وقتش برسیم
07:35البته فضا، مودلا، و زندگی های رنگا رنگ
07:38نره، دقیقا، خیلی کشنگه
07:40داداش، ما داریم با خاک و سیما سرکله بسنیم
07:42این کار خیلی بیخوته، باید به همچین کاره ای سرکله بسنیم
07:45سرکان، این مرد یه چشترون بود و من خبر نداشتم
07:49وله پرول، میتونه اینجوری باشد
07:54زشته، داداش؟ زشته این کاری که می کنی، واقعا زشته
07:56افه، سلام
07:59راستش من هم، دوست داشتم که سهمه کچیکی داشته باشم
08:03راستی؟
08:05در کنار شما بودن، واقعا برای من لذت بخش بودن
08:09بخاطر همه چیز ممنونم، بخاطر زمانی که اینجا گذارونتم واقعا مودشکرم
08:13این یعنی چی؟
08:14دارم برمیگردم یطلیا؟
08:15موسیقی
08:45موسیقی
09:15من شب بهش میگم
09:18امروز رو به خیر بگذرونیم
09:20بعدا بهش میگم
09:21هر جور که تو بخوایی
09:24تو بهتر میدونی
09:26ادا من از تو یه کمک درخواست میکنم
09:31چطور کمکی
09:32برنامه ریزی اینجا رو که همش من انجام میدم
09:35با نصرین دوتامون برای سرپرست شدن کاندید هستیم
09:39برای همین در این موضوع به کمکت نیاز دارم
09:42البته هر کمکی که بهتونم میکنم
09:44یه کچیلو
09:45چقدر کچیلو
09:47وقتش که برسته میگم باشه
09:50میبینم اتون
09:51میبینم اتون
09:52سلام
09:57همکنون اداییلدیس
09:59تجربه های خودشو با دختران موفقی که برسی گرفتن به اشتراک میذاره
10:03اون در این واحد با دیویست و پنجاه دانش آموز ملاقات میکنه
10:08ادا جون
10:08سلام
10:16نمیدونم به دانش آموزایی با استعداد خود ساخته ای مثل شما چی میشه گفت
10:21ولی فقط میتونم اینو بگم که
10:23میدونم که چقدر سخت هر روستو بازون تخت گرم و نرمتون بلند بشین و به این مدرسه
10:28ولی چشیدن حس این که روپای خودتون بایسین به همه اینا میارزه مطمئن باشین
10:33و از اشتباه نترسیم
10:36اشتباه کردن ما رو مجبور میکنه که آدم بهتری بشیم
10:40گوشتادن به منطقتون خوبه ولی دلاتونم فراموش نکنین به احساستون اعتماد کنین
10:47قلب همیشه با قدرت تره
10:49ممنونم
10:50آیدان جون؟ مودلا کجان؟
11:08برای شب میان همه چی تحت کنتروله
11:10ببین عزیزم
11:12اصلا خوشم نمیاد اینجوری بی خبر از من یه کارای میکنی
11:16من به عنوان سرپرست این اتحادی
11:18یه لحظه یه لحظه یه لحظه
11:21تو اینجا یه سرپرست میبینی سیفی؟
11:23نه من اینجا فقط دو کاندیت برای سرپرستی میبینم
11:26بله
11:27باورم نمیشه
11:28چرا؟
11:29کاندیت میشی؟
11:30یعنی رقیب من میشی اینجوریه ها؟
11:32ولی یکم پیش همچین حرفایی نمیزدی
11:35آخ نسرین جون این چه حرفیه؟
11:37چه رقیبی؟
11:39هرکی بهتره برنده بشه همیشی به خاطر اتحادی هست مگه نه؟
11:43تا امروز تو با این کار را سر و کل زدی
11:45از این به بعدم من بزنم ها؟
11:47امشبا به خیل بگذرونیم
11:49تصویه حساب میکنیم عزیزم
11:51حساب کتاب از مورد علاقه هامه
11:53مثل اینکه هنوز نایمده و وزاره به هم ریخ دید
11:59آره مثل اینکه
12:01تونستی گوشبدی؟
12:27چیو؟
12:29خیلی خوب بود
12:33تبریک میکن
12:34سخن روانی فوقالدهی بود
12:36درست نمیدونم چی گفتم اما ممنونم
12:40خواب به نظر چطوره؟
12:49کدومش کارگاهه؟
12:51این طبقه بالا
12:52خیلی خوب شده
12:53واقعا؟
12:56اینم
12:58اینم همون کاروانیه که میخواییم
13:02به مدرسه سیار هدیه کنیم
13:04همون که تو ترایی کردیم
13:05آره
13:06ترایی منه
13:08ببخشید
13:20تادولم به هم خورد
13:21اگه من یه همچین کاری کرده بودم
13:26مجازاتی که به هم میدادی حد و حساب نداشت
13:30اگه بخوایی میتونی قرار داد و فسخ کنی
13:32نه انی از اینیست
13:35سرکان
13:44چی کار میکنید
13:46ای چونگی
13:48داشتیم حرف میزن
13:49خیلی خب داداشت
13:49ما همیه کارارا حلش کردیم
13:51همه چی آماده استیش مشکلی نیست
13:53ما هم بریم آماده شیم برمیگردیم
13:54خب میبینم این
13:55باشه
13:56خیلی خب
13:57خیلی خوب شده
14:02البته هر وقت که بخوایید
14:07من برم
14:10خیلی خوش بخش شدم
14:11باشه عزیزم
14:12خود پیز
14:12میبینم ایت
14:13فرید
14:17این دختر مثل آب زلال میمونه
14:21هم با حوشه هم خوشگله
14:22هم سرزنده است
14:24تازه وکیلم هست
14:25پسرم تو چجوری به اون سلیم پیله کرده بودی آخه
14:28خودم هم نمیدونم مامان
14:31همش این سوالو از خودم میپرسم
14:32خیلی خوشمزه شده
14:36دسته درد نکنه
14:37نوشه جون
14:39ملو جونم
14:40ملو یه قشنگم
14:42میشه اینو با سمپوس بگیری؟
14:48البته
14:50خوب
14:52خوبه آروم آروم
14:55آلیه
14:57بگو ببینم
14:58بین سرکان و ادا چه اتفاقی افتاده؟
15:02ادا چرا اینقدر نراحته؟
15:05من
15:07باید در جوابه
15:09این سوال بگم نمیدونم
15:12اما
15:13نه
15:20نه
15:20نه
15:21دنبال دختران نباشه
15:22هیشکی نیست
15:23هیشکی نیست
15:24هیشکی نمیتونه نجاتت بده
15:25باید بگی چی خود
15:26کاری خلی زشتیه
15:27تو یه سنی ازت گذشته
15:29آخه چرا این کار رو با من میکنی؟
15:30بگو دیگه
15:32لطفا
15:33بگو یالا بگو
15:35بگو یالا بگو
15:38امه چون
15:38کیکا داره میرسه برای فروش
15:43بیا فروش برو
15:44باشه باشه
15:45بعدا درباره شرف میزنیم
15:47یالا ببینم
15:50کیکایی که برای سمبول بخششتون آماده کردیم
16:02امشب با پیک به آدرستتون میفرستیم
16:05امشب ساعت هشت
16:08کمپین بانوان اینجی گلوشمون
16:10هزینه های سی ساختمونی که سرکان بولاد تراحی کرده رو
16:16هلدین به احده میگیره
16:18برای ساخت سی مکان باقی مونده
16:20منتظر کمکاتون هستیم
16:22شب میبینم اتون
16:23ممنونم
16:25میبینم اتون
16:26ممنونم
16:28فقط از تو تشکر نکردم
16:36اسما چی اهمیتی داره عزیزم
16:38از هرکی میخواستن تشکر کردم
16:40اما هیشکی به خاطر کار خیل
16:42شیستت و کیک درست نمی کنم
16:43ای بابایی تو بی خیال
16:45میتونستن یه تشکر کنن
16:47درامدت از پذیرویی و به انجامن بخشیدی
16:51آخه در برابر کارهایی که اونا کردن
16:53کار من هیچ بود
16:55آره انگار یکم کچیک بود اما
16:57این کارها که کچیک و بزرگ نداره
16:59بیاییت میخیال این قضای ها بشیم
17:01آیفر خانم
17:03بازم بهتون تبریک میگم من
17:05باید برم که آمادشم
17:06خیلی ممنونم فرید یعنی اگه تو نبودی ما اصلاً نمیتونستیم این کار رو انجام بدیم واقعاً باید ازت ممنون باشیم
17:12استغفارولا این چه عرفیه
17:14میبینمت
17:14میبینمت
17:15خیلی خوب ما هم بریم
17:19شما برید من باید حالا اینجا رو بسته بندی کنم بذارم تو جعبه و بفرستم
17:24خوب منم میمونم تا بهت کمک کنه
17:26آره تو میمونی
17:27باشه میبینم اتون
17:29میدونی چرا این بچه اینقدر باب جعای فر خوبی میکنه
17:33چرا؟
17:33به خاطر عشقش بتون
17:35نه احسیست هم چرتو پرت نکلات
17:38خبیا بریم
17:39ای بابا چیمی آلا بریم منتظرشو نذاریم
17:42چطور شدم سیفی؟
17:55میدونید که از شما زیباتر هستن وجود نداره
17:58یکم پیش به آلتکین زنگ زدم جواب نداد
18:01باش حرف زدم آره
18:03گفت که خیلی خسته سوسود میخواد بخوابه
18:06آه
18:07خونم تنها گذاشتیمش گوشه هوتل
18:10گوشه هوتل؟
18:12اون تو لوکسترین هوتل استانبوله یه سوییت مجزاست
18:15هیچه خونه خود آدم نمیشه سیفی
18:17اما از یه ورم میگم
18:19یکم اونجا بمونه شاید عدب بشه
18:21تنبیه شه
18:22آره تنبیه میشه
18:25اما از یه برم دلم نمیاد اینطوری عذیت شه
18:28نه ولش کنید حقشه
18:30جدی؟
18:32خب بیاین گردم اندم و بنداز
18:34شما موهاتون رو جمع کنین
18:37اون روشا بده به من
18:44ممنون
18:46دخترا
18:50وقت شب میخوام با امم حرف بزنم شما بیشم هستین؟
18:54البته که میه
18:55معلومی که هستین
18:56من چندهای نمیتونم
18:57پیشتیم عزیزم چرا نباشین؟
19:00اداتا هم انقدر خودتون مقصر ندون
19:02هرشی باشه فقط شیش سرت بوده
19:05آره خب همینجوره
19:08اما نمیدونم خیلی نراحتش میکنم
19:11اف
19:12زودتر امشب تموم بشه
19:14حق داری واقعا سخته
19:17تو چشایی یه نفر نگاه کنی
19:18و همچین چیزی بهش بگی
19:20منم اصلا این رو نمیخوام
19:21حتی جرعتش هم ندارم
19:24خیلی دلش میشکنه
19:26آدم وقتی همچین چیزایی رو
19:29میفهمه دوست داره تنها بمونه
19:31برای این که بفهمه چه حسی داره
19:34میخواد با قمش
19:35خودش تنهایی سر کنه
19:37دست سلین درد نکنه
19:40همچین فرصتی به هم نداد
19:42تو این فرصت رو به عمت بده
19:44آره
19:45دختر چطوری باید این کارو بکنم
19:48من باید بهش بیکم
19:49چطوری تنها بمونه
19:50نامه بنویسه تو
19:51داره
19:54راست میگه
19:56آفری
19:56فکر خیلی خوبیه
19:58قبل رفتن هم این کارو بکنم
20:01بنویسم
20:01از اونجو کاغذ بده
20:03پرام
20:30انگین
20:31بیا بریم اونتره
20:50همه جا رو پر از نور کردی
20:55اداییلدس
20:56تو مثل همیشه هستی
20:58خیلی شیک و خوشتیب
20:59آه
21:00چی میخواستم بگم
21:04داشتم میرفتم خون ساخنرانیه
21:06تو رو یه بار دیگه گوش کنم
21:07چرا؟
21:08چرا حرفایی که برای بچه ها زدم
21:11انقدر جلبه توجه کرده؟
21:12یه چیزی گفتی خیلی خوشم اومد
21:14گفتی اشتباهات از ما انسان های بهتری میسازم
21:17واقعا به این باور داری؟
21:19اگه باور نداشته باشم
21:21چرا این حرفو بزنم؟
21:23خب چرا باور نداری که من میتونم آدم بهتری بشم؟
21:26سر کن
21:28این با اون یکی نیست
21:30ادا
21:33اینقدر نسبت به من بیره هم نباش
21:37خودتو بذار جای من
21:43آی خودم
21:54آیدان جون
21:56غیر ممکنه
21:57فرید به هیچ وش قبول نمی کنه
21:59سر کنم قبول نمی کنه
22:00ما امتحان میکنیم نسرین جون
22:02من به عنوان رئیس میگم
22:04که امتحان نکنیم
22:06منم میگم
22:07امتحان میکنیم
22:08آیدان
22:09از بچه فراتر میدی
22:10خب تو مشکل مالی نداری
22:12دلم یه جوری شخت
22:14آقاییون
22:16میشه یه لحظه بیاین
22:18کاری که برای خلاهی فیر کردی
22:21خیلی با عرزشه
22:22از طرف دخترها از از ممنونم
22:24از طرف دخترها
22:25یعنی از طرف خودت نمیخوایی چیزی بگی
22:29چون فقط گفتی از طرف دخترها
22:30از این به بعد اینطوریه
22:32آقاییون
22:33میشه یه لحظه بیاین
22:34خب دیگه من باید برم به سمت مرده
22:38فیلهم با اجازه
22:39نه
22:45میشه میشه
22:46خیلی هم خوب میشه
22:48مامان
22:49همچین چیزی غیر ممکنه
22:51چه طرز حرف زدن با مادرته ممکنه
22:53مگه چه اشکالی داره
22:54تو اروپا توی همچین مراسمایی همیشه همین کار انجام میشه
22:57من خیلی از این کارو کردم
22:58خیلی هم کار شماییه
23:00پس آیدان خانوم
23:01با افرادی انجام بدین که رازیه هستم
23:03مثلا با افوین
23:05انگین هم لازم داریم
23:08انگین میشه بیای
23:09مامان
23:10مامان همچین چیزی نمیشه
23:12چه خبر اینجا؟
23:14اینجا چه خبره؟
23:16مامانم میخواد ما تو هراجی شرکت کنیم
23:18چی؟
23:18آره
23:19دادش نمیشه که
23:22یعنی ما
23:23ما
23:23یعنی ساعت ماهت نه
23:25ما
23:25به خاطر یک کار خیره
23:27آیدان خانوم من واقعا دوست ندارم که شرکت کنم
23:30میشه من شرکت نکنم
23:31خواهش میکنم
23:33ایدا
23:34میشه یه دقیق بیای پیش من؟
23:37چه اتیاجی به ما هست مامان؟
23:42شما هم اینجا یه وظیفهی داریم
23:44بفرماین آیدان خانون
23:45ایدو جون
23:46این آقایون خوشتیب
23:48نمیخوان تو هر راجع امشب شرکت کنن
23:51مخصوصا سرکن
23:53ببین همه چیگه حد و حدودی داره
23:56و این ماجرات داره از حد و مرزش خارج میشه
23:59آه
24:00نه
24:01انجام بده پسرم تو میتونه
24:03خیره ممکن انجام نمیدم
24:05اینگین انجام نمیده
24:05یه داشت افلا نمیشه
24:07نه
24:07سرکن
24:10چیه؟
24:12خب دوستان خیلی خوش اومدین
24:15همتونو به خاطر این آقایون فوق و لده
24:17به کمک مالی دوت میکنم
24:20من نمیفهمم سرکن همچین چیزیو چطوری قبول کرد
24:25منم
24:26منم همینطور
24:27چطوری روزش کردی؟
24:29از قرارداد استفده کردم
24:31کدوم قرارداد؟
24:32بعدم میگم
24:33ببین پول چی کار میکنه
24:38من اگه پول دار بودم
24:40همه پولمو میدادم پای اون پسر سیا سخته
24:43من چرا دوره اون میز نیستم؟
24:57من واسه چی نیستم؟
24:58میدونی چرا نیستی اردم؟
25:00الان برای آقا سرکن داره کمک مالی میباره
25:02آدم ها نمیدونن چه کار کنن برای بردن جایزه بزرگ
25:05لیا
25:07جایزه چیه؟
25:10هرکی برنده بشه با آقا سرکن میره شان بیرون
25:12چی؟
25:13تو نمیدونی؟
25:16حسودی کردی؟
25:18چرد نگو چرا حسودیم بشه؟
25:22اونجا یسپی نوشته شده؟
25:24نفقه شمار تلفن ها نوشته شده
25:26اونو فهمیدم
25:27خب هر راج همینجا تموم شد
25:38همتونو با عشق بدرقه میکنیم
25:41حل همین بود
25:42خب الان از پریل خانم دوت میکنیم
25:49اطلاعاتشونو در باره یه بناها
25:51در اختیار این دانشجوی هاینه
25:53با استعداد بذارن
25:54پریل جان
25:55سیفی
26:00یکم دیگه میایی پیش من
26:03میگی مانکن ها مسموم شدن
26:05نمیتونن بیان
26:06اه مانکن قراره بیاد
26:08نه نمیاد
26:09خب پس وقتی اونا قرار نیست که بیان
26:11چرا من باید بیان پیشتون رو بگم
26:13که اونا نمیان
26:14مجبوری اینو بگی
26:17اما این باید یه دلیلی داشته باشه
26:19هر چیزی باید دلیلی داشته باشه
26:23و تو باید ازش خبردار بشی
26:25برو به کارت برس
26:28تو بیشتر از همه کمک مالی جمع کردی
26:47آره مثل این کمچه چیزی شده
26:50خب معلوم شد
26:52اونی که بیشتر این کمک مالی رو میکنه
26:54اونی که باید قضا میخوره
26:56نره
26:57فهمیدم
27:00میخوایی ببینم
27:12چی فکر کردی؟
27:15فکر کردی هنوزم بهت حسودی میکنم؟
27:18نه
27:18میخوایم با تو قضا بخورم
27:22دقیقا کاری که بهت میاد
27:26چیه یه کمک مالی نجومی به خودت کردی
27:29تو با کسی قضا نخوری؟
27:30ادرس رستوران تو پاکت هست
27:36منتظرت میمونم
27:40ادا
27:52اون چیه؟
27:55نامه یه که واسه همه نوشتی؟
27:57نه
27:57سرکن داد
27:58سرکن واسهت نامه نوشته؟
28:01همه موقع که میخوایم اصابانی بشم
28:02یه حرکت رومانتیک میکنی
28:04باشه
28:05خب
28:06به نظرت امم نامه رو دیده؟
28:09نمیدونم
28:10ولی اگه میدید زنگ میزد
28:12آی
28:18این مانکن ها کجا موندن؟
28:21مگه از امریکا میخوان بیان آخه؟
28:24وقتی اومدن ازشون میپرسی از کجا میاد
28:26آیده خانم
28:26متاسفانه مانکن ها نمیتونن بیان
28:29یعنی چی نمیتونن بیان؟
28:31مسموم شدن
28:32چه طور مسموم شدن؟
28:34قضا خوردن همبرگر خوردن و مسموم شدن
28:36مگه مانکن هم همبرگر میخوردن؟
28:38خب چرا نخورم مگه آدم نیستن؟
28:40اونام گوش نمیشن
28:41اینا از کجا میامدن؟
28:43همش میپرسی اینا از کجا میان
28:45برای کاراگایی هم نامزد چده نسر اینجون
28:48باید یه راهی پیدا کنیم دیگه
28:49خب راهی نداریم
28:51بعد از این ساعت دیگه مجبوریم کنسلش کنیم
28:53چرا کنسل کنیم سلیم؟
28:55یه عالم لباس دادم ترراهای معروف دوختن
28:58به همه هزار تا ایمیل فرستدم تا کمک مالی کنن
29:02کارای بزرگتر از حدت انجام دادی آیدانجون
29:05کارا هم که بزرگتر شدن کنترولش رو از دست دادیم
29:08الانم برو کنسلش کن
29:09کاش تو با اونقدر بلنده یک و پنج و هفت انجام میدادی
29:12من الان زود یه رایی پیدا میکنم
29:14میکم یه کاری کنیم
29:17لباسا رو
29:18معافیزون کنیم
29:19اونجوری بذاریم
29:20آیدانجورست خوبیش
29:21آی فکر خیلی خوبیه
29:23به نظر من اصلا هم فکر خوبی نیست
29:32شیرین و خوشکل احتیاج دارم
29:34از کجور میخوان پیدا کنن
29:35شیرین و خوشکل میخوانن
29:36یه دقیقه
29:38یک
29:38دو
29:39سه
29:40چار
29:41پن
29:42شیش
29:43خودشه
29:45شیش تا دختر خوشکل
29:47نه نه نه نه نه نه
29:49کجوری
29:51آیدان میشون
29:52آیدانجوری نمیشه
29:53هم نمیشه
29:53نمیشه
29:54احسن شدنی نیست
29:55نه آیدانگو
29:56خانون میشون
29:57نمیشون
29:57این همچنین چیزی از ما بخواییم
29:59یه قال کچیک برای خوبی کردن به هم داده بودیم
30:02این یه بود
30:03این
30:04هل نمیتونم نه
30:05من نمیتونم
30:06هل نمیتونم این کارو بکنم
30:08دخترا باید انجام بدون
30:09ادا
30:09خیلی خوب میشه
30:27PYM JBZ
30:57PYM JBZ
31:27PYM JBZ
31:57ببینم تو خوبی
31:58از دسته ادا خیلی حسابم خود میشه
32:03واقعا به زور جلومو میگیرم
32:05سلین تو همچین آدمی نبودی
32:08ببین من درکت میکنم
32:11چیزایی تجربه کردی که سخت بوده ولی
32:14باید سعی کنی که خودتو جمع جور کنی
32:19منم فکر میکردم که تا منو درک میکنی
32:21ندیدی تو چجوری داشت نگام میکرد
32:25آیدان جون
32:36آشق این راهلایی یهویت هم
32:38دخترها هم که یکی از یکی خوشگلتر
32:41بیشترشون هم که بین جمعیت معروفن
32:43خیلی جلب توجه میکنیم
32:45اگه من خبر داشتم بهتر برنامه ریزی میکردم
32:48برای نمایش لباسا
32:49نسلین جون تو چرا باید خبر داشتی
32:53من چیزه خواستم یه مسئولیتی به اهده بگیرم
32:56اگه دخترها قبول نمیکردن چی تو بدنام نشو
32:59این کار و قصد خوب آیدان
33:01به خاطر نام زدی برای ریاست حییت مدیره هست
33:04ای بابا
33:07اینو از کجا در اووردی
33:09وقتی یه دنه نام زد مثل تو هست
33:11من چرا رئیس حییت مدیره بشم مگه نه
33:14من فقط سعی میکنم
33:15وابستگیم به انجام نونشون بدم
33:17در واقع میتونی نام زد بشی آیدان جون
33:20انتخاب دموقراتیک تری میشه
33:22نه نه نه
33:24نسلین به عنوان نام زد بمانه
33:26نسلین جون
33:27یعنی تو چیز نکن
33:29فکر کنم ایکم ناراحت شد
33:41نیو سوری نیو
33:47در اینو
33:49در اینو
33:49موسیقی زد نمیدی
33:52همینه
33:52باشین
33:53باشین
33:54نمیدی
33:56باشین
33:57باشین
33:58موسیقی
34:28موسیقی
34:58موسیقی
35:28موسیقی
35:34موسیقی
35:38موسیقی
35:48موسیقی
35:50موسیقی
36:00موسیقی
36:02موسیقی
36:06موسیقی
36:18موسیقی
36:28موسیقی
36:30موسیقی
36:58موسیقی
37:00موسیقی
37:02موسیقی
37:04موسیقی
37:10موسیقی
37:12موسیقی
37:14موسیقی
37:24موسیقی
37:26موسیقی
37:28موسیقی
37:30موسیقی
37:32موسیقی
37:42موسیقی
37:44موسیقی
37:46موسیقی
37:52کمک مالی میکردم و رد میشدم
37:54خب همیشه
37:55یه چیز جدیدی به همگاد میده
37:58تو اصلا نگره نباش
38:01کنار میاد و تو رو میبخشه
38:02مطمئن باش
38:03آمیدوارم
38:05اونو امشب برای شام دوت کردم
38:08اگه بیاد پس یعنی اومدنیه
38:12اگه نیاد
38:13اون موقع منم دیگه ولش میکنم
38:16خیلی خواه باشه پس به هم خبر بدم
38:19باشه
38:20به پرول سلام برسون
38:22یالا دیگه میریم
38:33گفتم ماشونتون رو آماده کنن
38:35آماده ایم تا بریم خونه
38:36خونه نمیریم
38:39پس کجا میریم
38:40میریم پیسه آلتکی
38:50بدون این که بگی سلام رد میشی؟
38:54سلام
38:58سلام
39:00مثل همیشه تو از همه خوشگل تر بودی
39:06ممنونم
39:10ولی گفته بودم به ام نگاه نکن
39:12چه چاری نگاه نکنم؟
39:14با من میایی رسطوران؟
39:18نمیدونم
39:22منتظرت میمونم
39:26آیدان خانم خوب حتماً بیچار خوابیده دیگه
39:37فردا میاییم
39:38آی سیفی نمیدونه میام بیرون
39:42میخوام سپرایزش کنم
39:43ببینید خوابه دیگه باز نکرد بریم دیگه
39:47وایسا
39:48الان از خوشحالی قش میکنه نگاه کن
39:50آه
39:51شکر شده
39:58آیدان
40:03آل تکی
40:04تو
40:07میبینم که اومدی بیرون
40:11اومدم بیرون
40:13دیگه آزادم آل تکی
40:14آلیه
40:16رسی از که میایی بیرون
40:18خیلی وقته
40:19همش رو تعریف میکنم
40:20نمیخوایی ما رو دعوت کنه بیاییم تو
40:22تو انقدر به هم ریخت است که بیخیال شد
40:25اصلا چرا بریم تو
40:26آیدان
40:26تو دیگه میتونی بیایی بیرون
40:28یالا
40:29یالا بریم جشن بگیریم
40:30زود باش باید بریم جشن بگیریم
40:32تو هم یکم به هم ریختی
40:33این دکمه اینجا اشتمابست شده
40:35چه چده آل تکی
40:37وقتی یا از سخت بلند شدم این جری شد
40:40این کجاست
40:42آه دو تخل باتش رو در میاری
40:44تو اینجیری نمیخوابی خیلی سردت میشه
40:47آره آره
40:48ولی تو انقدر حال به همزم بود که
40:50نمیتونم تازی بدم
40:51خب بریم جشن بگیریم
40:53بریم بریم پایین
40:55گرمای داخل و اندازه بگیریم سیفی
40:58البته
40:59نه نه عزیزم
41:01دو عدد لیوان
41:13آره دو بار سرویز خواستم
41:17آره دیگه
41:18دو تو باش خواب غذا
41:21همون غذا
41:22آره
41:24عدنان اومده بود که به هم دلداری بده
41:27خیلی دوست خوبیه منگه نه
41:29ببینم وسایل کموده خوب جا به جا کردی یا نه
41:35نه نه همه وسایل ها تو چم دون آیدن
41:39بایست من یه نگاه بندازم
41:42وسایل هم توی چم دونه
41:51از اون کموده کلیشهی انتظار داشتم
41:55خیلی خیلی
42:02ببخشید آلتک اینطورم خسته کردم
42:05مهم نیست
42:07اتاق خوبیه
42:10چقدر خوبه
42:13آره
42:15این گیره برای که آلتکی
42:26برای این من نیست
42:28به نظر منم
42:30آه
42:33کارت خیلی زشته آیدن
42:36حتما خدمتکار این طبقه یادش رفته
42:39تمیزش کنه چه میدونم
42:41شایدم
42:43خیلی حق داری
42:45مگه میشه همون موقع که پسرت بیرونت کرد
42:48بری و بهم خیانت کنی
42:50ببخشید
42:52بگذریم ما بریم تو هم آماده شو
42:55بیرون منتظرتیم
42:57آره آره
42:58آی آلتکین
42:59آه
43:00تو حسوسیت داری
43:01نکنه زیر تخت گرد و غابار باشه
43:03وایسه یه نگاه بکنم
43:05اسما
43:09اسما
43:11آآ
43:13آیدم خانم
43:14ها
43:15پاهم خیلی درد گرفته دیگه بلنشید بریم خونه
43:31منم به خدا
43:33بخوام کفشو محوض کنم
43:34من اینجا رو میشنسم
43:36یعنی یه درد سر دیگه
43:38به خدا من
43:40میتونستم از خوشالی گریه کنم
43:42همه ی چشما رو من بود
43:44شما فهمیدی؟
43:46اما
43:48یه نفر به من نگاه نمیکرد
43:50چی میگی؟
43:51آقا فرید
43:52چشم اون رو تو بود
43:54فوق هم میگی؟
43:56آره
43:57بعدش هم انگار
43:58یه جف چشم رو من کم بود
44:00یه جف چشم رو من کم بود
44:02آه چشم کی بود؟
44:04شوهر خوهر قبلیم
44:06کجا بود؟
44:07به نظر تو رو کی بود؟
44:09رو تو بود؟
44:10نمیدونم ممکنه از سودی هم کرده باشه منظورم همون مهمته کنجو پشتیه
44:14آقا فزن مورد اون از دونستیم حرف بزن
44:16تو به اون بچاره چی گفتی؟
44:17گفتی برو سانو بزن یک کاری با کن؟
44:19گفتی برو عشق تو اطراف کن؟
44:21خب باقی بود چون میخوام از سوقش کم کنم
44:24باسته محله خیلی مزخره بود
44:30خید کنم بود
44:31یا لپس بریم دیگه
44:33خودش اندخته بود رو زمین؟
44:34اندخته بود
44:35خودش اندخته بود
45:05موسیقی گوشنی به بڈه کنم
45:35PYM JBZ
46:05PYM JBZ
46:35PYM JBZ
47:05PYM JBZ
47:35PYM JBZ
48:05PYM JBZ
Comments