Skip to playerSkip to main content
  • 1 day ago

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım
Transcript
00:00ترجمة نانسي قنقر
00:30ادا
00:37ادا کجا ای؟
00:40ادا
01:00ترجمة نانسي قنقر
01:30ترجمة نانسي قنقر
02:00ترجمة نانسي قنقر
02:30ادا؟
02:32خوبی؟
02:33سرکر
02:34خوبی؟
02:35خوبم فقط یکم ترسیده
02:36چیزید نشده که؟
02:38ادا تو خوبی؟
02:39خوبم ده نیست
02:42افتادم
02:47چطور افتادی آقا چی شد؟
02:49پاملیز خورد
02:50آقا کمال منو هینه افتادن دیده
02:53زد منو سواره کشتیش کرد
02:55یه چیزای داد گرمم کرد دستش درد نکنه
02:57به هر حال مهم اینه که الان حالت خوبه
02:59شكرا
03:29شكرا
03:59شكرا
04:29شكرا
04:59شكرا
05:29شكرا
05:59شكرا
06:29شكرا
06:31شكرا
06:33شكرا
06:35شكرا
06:37شكرا
06:39شكرا
06:41شكرا
06:43شكرا
06:45شكرا
06:47شكرا
06:49شكرا
06:51شكرا
06:53شكرا
06:55شكرا
06:57ترجمة نانسي قنقر
07:27ترجمة نانسي قنقر
07:57ترجمة نانسي قنقر
08:26ترجمة نانسي قنقر
08:56ترجمة نانسي قنقر
09:26ترجمة نانسي قنقر
09:56ترجمة نانسي قنقر
10:26ترجمة نانسي قنقر
10:56ترجمة نانسي قنقر
10:58ترجمة نانسي قنقر
11:00ترجمة نانسي قنقر
11:02ترجمة نانسي قنقر
11:06ترجمة نانسي قنقر
11:08ترجمة نانسي قنقر
11:10ترجمة نانسي قنقر
11:12ترجمة نانسي قنقر
11:16ترجمة نانسي قنقر
11:18ترجمة نانسي قنقر
11:20ترجمة نانسي قنقر
11:24ترجمة نانسي قنقر
11:26ترجمة نانسي قنقر
11:30ترجمة نانسي قنقر
11:34ترجمة نانسي قنقر
12:04ترجمة نانسي قنقر
14:42شكرا
15:16شكرا
17:42هكذا
18:12حملاً شيست خوبیه، اوکی، كشش نده باشه
18:15درسم نینم بخشی از کار ماسته داشت
18:17تبلیغ و هاشی بخشی از کار ماست باشه
18:19داداشت خواهشن این طور فکر نکن
18:21سنتگیم یا لا، ما بریم اصلا
18:22هنچ سر کنم
18:24طرف با این کار طرفدار پیدا کرداش کم طرفدار میفهمی؟
18:30خب آخه، چرا انقدر عذیتت کرد؟
18:32چرا عذیت شدم ها؟
18:34چون ما مماری، من ممارم و تو هم ممار منظر حسی باشه
18:37این چرنده، تو دنیا همچین چیزی وجود نداره
18:40یکی خیال بافی کنه، همچین خیالی نمی بافه
18:43فهمیدی؟ آخه این یعنی چی؟
18:44تو بیل بورد ها و مجاله ها هستیم
18:46همچین چیزی واقعیت نداره
18:47این توی یه سالی که به یاد نمیاریم اتفاق افتده بود
18:50همچین چیزی توی این یک سال نبوده
18:51من همچین کاری نمی کنم
18:53همچین چیزی را قبول نمی کنم
18:55صرفم به خاطر این که
18:56توی یه شوه لباس را رفتم همچین چیزی وجود داره
18:58هر چیز قشنگ عذیتت می کنه
19:00قشنگ نیست، چیز قشنگی نیست
19:02من رو عذیت نمی کنه
19:03من به فکر آینده این شرکتم
19:04نمی دونم چیز قشنگ عذیتت می کنه
19:06تو من رو عذیت می کنی
19:07می خوایی همه چی طبق خواستهی تو باشه
19:09آره ادا، آره
19:11می خوایی همه چی طبق نظم تو باشه
19:13ولی زندگی اینجوری نیست
19:14تو روند زندگی این وجود نداره
19:16خودتو راحت بذار
19:17زندگی چهاریان داره
19:19ولی تو اهمیت نمی شید
19:21چی رو ویل کنم؟
19:22ببخشید درباره یه هر چیزی حرف زده می شه
19:25الا کارمون
19:26نه شما نمی تونید بری داخل
19:28سب کنید
19:29سب کنید
19:30اونجا چه خبره؟
19:31لیلینه رو ساکت کن
19:33واقعا قصم می خورم اینجا شرکت نیست
19:35سب کنید
19:36نه نه نه نه
19:37نکنید
19:38اصلا نکنید
19:39سندوزی بیدتر
19:40آخی نکنید با این قشنگه
19:42این فاقال آدست ناغو
19:44تا این آبیه
19:45آخی نکنید
19:45آخی نکنید بسفورش بیر
19:47یه چندید
19:48بس دیگه برو اقعب برو بیرون
19:49بیرون بیرون بیرون بیرون بیرون
19:51برو اقعب اقعب تن
19:53پاسدیر کردی
19:59ادا جون اگه می خوایی کارتو پرینط بگیریم
20:02لازم نمی شه اینجوری دمه در منتظر وایسی
20:05اگه به جایی تو بودم
20:07مجاله می کردم
20:08بس دیگه
20:12برو اقعب
20:13بیرون بیرون بیرون بیرون
20:16سریع
20:18اینجا چه خبره
20:20مرسی لیلا
20:23تو برای من زبونتو در آوردی
20:25چه خبره اینجا سر کن
20:27یعنی چی چه خبره
20:28بگیر اینم خبر نگاه کن
20:30که این موضوع تموم می شه
20:32تو مسئول مطبوعاتی نیستی
20:33من مسئول مطبوعاتیش نیستم
20:35خب مسئول مطبوعاتی من که هستی
20:36من به این شوی لباس رسیدگی نمی کنم
20:38می خوایی چی کار کنی پیشنهاده شوی لباسای دیگرم قبول کنی
20:41چه رفتی به شوی لباسای دیگر داره
20:43ببخشی دو وقتی خواهش کردم
20:45به خاطر اینکه شوی لباس خیری هست
20:46منم
20:47تو همیشه یه بحونه ای داری
20:48خیلی خوب می دونی به اونه آوردن رو دوست ندارم
20:51برای همین واقعیت رو می گم
20:52همچنین از جواب پستدن هم زیاد خوشم نمیاد
20:55ببین دارم به هیچی می گم
20:56من برای این چیزا پیش تو بر نگشتم
20:58لایق این حرفا هم نیستم
20:59اگه تصمیم می گرفتی پاش وایستا
21:01سلین الان چه ربطی داره
21:02سلین سلین وایستا
21:04سلین
21:05آه سلینجون
21:07اینجا بودی؟
21:08خوش اومدید
21:09من هم دنبال تو بودم
21:10سلام
21:11آه انگشترامون دستمون کردیم
21:14آخه تو خیلی کنچکاف بودی
21:15گفتم تو دستم ببینی خیالت راحت می شه
21:18خیالم راحت شد
21:19نالیم پبریک می گم
21:20موچکرم
21:22آه سرکان گفته بودی
21:24برای پروژه باستازی جلسه بذاری
21:26من هم با سمین اومده
21:27پس من با اینگین حرف بزنم
21:30اون جلسه رو زود برگذار کنیم
21:32تیدی قیافشو ادا
21:40به خاطر انگشتر انقدر حالش گرفته شده بود
21:43آره حالش گرفته شد
21:50ادا
21:51باید از این فرصت خیلی خوب استفاده کنیم
21:54نباید اشتباه کنیم
21:55نباید چیزی رو لو بدیم
21:56حتی اگه لازم باشه
21:57باید پشنیم سر صفره عقد
21:58منم فکر می کنم همین کار رو کنیم
22:02برای اینکه این عقد واقعی به نظر برسه
22:04هر کاری از دستان بر بیاد انجام می دم ادا
22:06امیدوارم کار به عقد نکشم
22:08منم امیدوارم اینجوری نشه ولی
22:10سود باش ادا
22:13بیا برای مهمونامون رو دعوت کنیم
22:15یالا
22:16واقعا دارن ازدواج می کنن
22:23بهت گفته باشم بازی نیستینا
22:25واقعا دارن ازدواج می کنن
22:26یعنی تو واقعا مطمئنی دادش
22:28انگشتر و این حرفا
22:30یعنی انگشتر داره به امن اشون می ده
22:32یعنی تموم شد؟
22:35نه دیگه انگین تموم شد
22:37نمی خواهم اسم ادار رو بشنوهم
22:39تموم شد دیگه تموم شد بازیم تموم شد
22:41ادارا نمی خواهم
22:42خیل خب دادش ولی بازیگر رو یه جدید بارده بازی کردیم
22:45دنیز رو چی کار کنیم
22:46دنیز رو چی کار کنم
22:48خواهش می کنم تو یک کاریش بکن
22:50چون من دیگه نمی تونم تمومش کنم
22:52هل خب دهتش من یه کار ايش میکنم ولی
22:54از ذهنم درگیره چیز سرگم
22:56چی؟
22:57ميگم یه موقع انگوشتر و این عرف ها علاقی نباشه
23:00چی کار داریم میکنیم؟
23:05یه اینجا ببینم سیفی
23:06داری کجا میبینی؟
23:08چی کار داریم میکنی؟
23:08چه چطور میتینی منو گذرش بدی؟
23:10چی کار میکرم؟ وقتی شما میرفتی میفتدم تو کوچه ها
23:12در واقع به خاطر شما این کار رو کردن؟
23:14دهونش هم از گناهش بدتره باورم نمیشه
23:17بیویجی ببینم
23:18خب میپرسید منم جواب بیدم دیگه
23:21علاقی جایی دیگه دنبال آدم بده میگشتم
23:23مار بین خودمون بوده
23:25من مار نگید به من تهمت مار بودن نزنید
23:27چما مار دوست ندارید من بخاطر خوبی شما این کار رو کردم
23:30به خدا قصد بدی نداشتم
23:31اگه خوبی کردنت این دیگه نمیتونم فکرشو بکنم که بدی کردن چجوریه
23:35مذارت بخوام منو ببخشید
23:37بخشیدن؟
23:39زود چمه دونتو جمع کنه عزیجا برو
23:42شما چی گفتین؟
23:43اخراج شدی
23:44نه عزیزم
23:45آره عزیزم اخراج شدی
23:47به خاطر این آدم ها اخراج میکنن؟
23:48دقیقا برای همین اخراج میکنن یالا از اینجا برو
23:51ببینید میرم ها
23:52منم گفتم برو دیگه
23:53باشه من آدم مغروریم میرم
23:55یکم قبل شندیدید چی گفتم؟
23:58گفتم میرم
23:59دو جمله قبلش هم گفتم برو
24:01تا اینجا که رفتم
24:04ببین از این به بعدش هم میرم
24:06فقط دو قدم رفتی بیشتر برو
24:08اینجوری میرن دیگه
24:10اگه ناراحت شدین زنگ بزنین
24:15قبل از این که بیشتر از این برم
24:18میتونید بگید پشتی مو شدید
24:19برو دیگه برو
24:21من واسه یه بعد عقد اینجا رو پیش نهاد میکنم
24:29هم خیلی شیکه
24:30هم منظرش خوبه
24:32خب قضا چی؟
24:34من و دنیز منوی گوشت میخوایم
24:36آره همین هم میخوایم
24:37گوشتاشون هم خیلی خوبه
24:39خودشون مزرعه دارن
24:41منم مزرعه قضاهاشون رو تزمین میکنم
24:43آره رقص چی؟
24:45دنیز برقصیم
24:46تانگو برقصیم
24:48آره البته
24:49شما تانگو بلدید؟
24:52آره جفتمون بلدیم
24:53خیلی هم محارت داریم
24:54خیلی هم خوبه
24:55در واقع ارکسترم که دارید
24:57منم آمادیگه لازم
24:59واسه رقص تانگو انجام میدم
25:00سرکان تو تانگو میرقصی؟
25:04نه
25:05چرا؟
25:05دوست ندارم رقصم
25:07ولی تانگو رقص عشقه
25:09رقص احساسه
25:10یعنی خیلی چیز را از دستیدیم
25:12خیلی برم مهم نیست
25:13خودت میدونی
25:15آقا سرکان مزهر میشم
25:19ولی آقا تاریخ زنگ زده بود
25:21پروژه یه مشکلی داره
25:22میخواد یه سری بزنید بهش
25:24مشکل
25:25مشکل
25:27آره اندازه ها اشتباه
25:34اشتباه
25:36تو اشتباه کردی؟
25:39تو اشتباهی که کردی را قبول کردی؟
25:43این اشتباه تقصیر من نیست
25:45هرکی تو این محیط شلوغ کار کنه
25:48اشتباه میکنه
25:50نمیتونم تمرکز کنم
25:52نمیتونم کار کنم
25:53اینا چندین هفته است که دارم بهت میگم
25:56یعنی من حواستو پرست میکنم؟
25:58آره یکم
25:59آره یکم یکم نم
26:00خیلی زیاد
26:01خیلی زیاده
26:02ما خیلی جدی داریم کار میکنیم
26:05تانگو هم کاره
26:06تانگو تانگو
26:07اینجا شرکت معماریه نه تانگو
26:09سرکن
26:10تانگو یه رقص خیلی مهمه
26:12آره ممکنه اینطوری باشه
26:14ولی ربطی به مماری نداره
26:15کاری که ما میکنیم
26:17یه چیز
26:17اصلا من یه جای دیگه کار میکنم
26:19مانه مسائل غیرکاری شما نمیشن
26:22راحت باشین شما
26:24خب پس منم یه کاری بکنم
26:26آقا سرکان
26:27حقم بود آدم با کسی که دوستش داره
26:30این کارو میکنه
26:31نباید این کارو میکردم
26:33من الان کجا باید برم
26:35برم خونه اقا سرکان
26:37نه مادرشو لوده دادم
26:38من راه نمیده که آخه
26:40آیفر خانم آیفر خانم هم نمیشه
26:42برم پیش دوست دوران ابتداییم
26:45نه اونم چون تقلب کرده بود
26:47لوده ده بودم
26:48ایچ دوستی برای خودم نگه نداشتن
26:52جایی برای که رفتن ندارم
26:53من الان تو کوچه ها چی کار باید بکنم
26:56یعنی واقعا راه
27:01کجا میخواد بره آخه
27:04مثل گربه مونده اونجا
27:09تو هنوز نرفتی؟
27:19دوستان پهی پیام میدن که بیا پیش مادرم
27:21سعی میکنم تصمیم بگیرم که پیش کدومشون برم
27:24بلاخره دل آدم هارو شکستن جیز خیلی بدیه
27:26تو رو هیچ وقت نمیبخشم سیفی
27:29وقتی واقعیت رو بفهمید خیلی پشتی موم نشید
27:31یاد میگیری منو به پولیس محرفی کردن یعنی چی
27:35یالو برو
27:35مثل گربه موندم تو کوچه
27:39همشتو مغزمی
27:41تو هر فکرم هستی
27:43ذهنم رو گرفتی
27:45همشتو مغزمی
27:47تو هر فکرم هستی
27:49همشتو مغزمی
28:04همشتو مغزمی
28:06تو هر فکرم هستی
28:08ذهنم رو گرفتی توی دست زندگیم رو گرفتی توی دستت
28:11موسیقی
28:33موسیقی
28:35موسیقی
28:37موسیقی
28:39موسیقی
28:41موسیقی
28:43موسیقی
28:45موسیقی
28:47موسیقی
28:49موسیقی
28:51موسیقی
28:53موسیقی
28:55موسیقی
28:57موسیقی
28:59موسیقی
29:01موسیقی
29:03ترجمة نانسي قنقر
29:33یه چیزی ریخ رو پیرانم
29:35برای همین خواستم عوضش کنم همین
29:37چطور مگه؟
29:40متفجه شدم
29:42تو چی کار میکنی اینجا؟ اینجا چی کار داری؟
29:45پرونده هایی مربوط به پروشه بندر اینجا سومادم اونها رو بردارم
29:49یعنی میخوایی کار کنی؟ باریکاله
29:52آره من همزمان میتونم دوتا کار کنم
29:54مگه تو نگفتی که داری میری؟
29:57گفتم من از اتاق دارم میرم بیرون
29:59به خاطر کار کردن اتا
30:01حالا اگه اجازه بدی میخوام کار کنم
30:03تو
30:06واسه چی به هم نگاه نمی کنی؟
30:10جان؟
30:11نمیتونی تو چشم نگاه کنی
30:13خودت متوجه ای؟
30:15از صبح تو چشم نگاه نکردی
30:17این مدیر برنامه
30:19مگه پایی نیست؟ میخوایی زیاد مطلش نذار
30:22آه تو فکرت اونجاست
30:24تو به هم حسودی کردی؟
30:27حسودی
30:29دیگه چی نه؟
30:30نه حسودی
30:32نه
30:33نه خیالتی شدی
30:35اینطور یه هست؟
30:36هره؟
30:37مطمئنی؟
30:37اه هم؟
30:38چون هنوزم نمیتونی تو چشم نگاه کنی؟
30:40دارم سعی میکنم دکممو ببندم
30:44تو چشمم نگاه نمی کنی؟
30:45ولی من میتونم صدای قلبتو بشنوم سرخم
30:48آره واقعا آدم جالبی هستی؟
30:51نمیفهمم داری چی کار میکنی چون یکم قبل
30:53یکم قبل
30:55با این شوهر آگندت داشتی برای عروسیت برنامه ریزی میکردی
30:59با همین دنیز همونی که قرارباش ازدواج کنی
31:01چون قرار با سلین ازدواج کنی؟
31:03آره اونطوری
31:04ولی نمیتونی صدای قلبتو ساکت کنی
31:08ادا اگه تو منا میشنختی
31:10میدونستی که من کسیم که سر قولم وای میستم
31:14و وقتی حرف میزنم انجام میدم
31:16میفهمی؟
31:18سر کنی که من میشناسم
31:20همچنین کسی نیست
31:22سر کنی که من میشناسم به حرف کسی گوش نمیده
31:25هر کاری بخواد میکنه و هر کاری هم نخواد نمیکنه
31:28کاری که بخوام رو انجام میدم ادا
31:32متاسفانه نتونستی قانعم کنی
31:36امیدفورم که یه روزی حقیقتا رو ببینی سر کن
31:39موسیقی
31:53موسیقی
31:55يعني این رازه پنهان؟
31:57واسه این که سرکان برگرده پیش ادا كافی نبود
32:00درست میگم؟
32:02دنیز من قبلا به توضیح دادم
32:04كيف رو اینا رو بهش گفتم
32:05آره توضیح دادی اینو میدونم
32:07ولی این دلیل نمیشه که
32:09یه رازه پنهانت دیگم نداشته باشی
32:11یه رازه پنهانیه دیگه که دلیل بشه
32:13سرکان سلینو رحا کن و برگرده دوباره پیش ادا
32:16تو جوری سعی میکنی چیو بفهمی
32:18من دیگه چیزی واسه گفتن ندارم
32:20مطمئنی
32:21مطمئن؟
32:23دنیز به نصرم این تویی که
32:25رازه دل تو پنهان کردی
32:26چیزی واسه پنهان کردن نیست
32:28پس تو به ادا گفتی که رفتی
32:30با سرکان حرف زدی درسته؟
32:34تو خودت چی؟
32:35به ادا اعتراف کردی که آشقشی آره؟
32:38حالا که رفاقت بین من و ادا رو زیر سآل میبری
32:41کاری خودتو چرا نمیبینی؟
32:43اگه تو آدم خوبی هستی
32:47خیلی رفیق خوبی هستی؟
32:49پاشو برو به ادا بگو که آشقشی
32:51چرا نمیگی؟
32:52چرا سکوت کردی؟
33:02انقدر
33:03انقدر تو رو تو ذهنم بزرگ کردم
33:05انقدر به خاطرت اشتباه کردم
33:07که خیلی پشتی مونم خیلی
33:08الان داری ازم حضر خواهی میکنی؟
33:10حضر خواهی؟
33:11عمرن نمی کنم
33:12دارم میگم خرابکاری خودتو نمیتونی با من پاک کنی
33:16قبل از این که کاری انجام بدی
33:18بشین دوباره فیل کن تا اشتباه نکنی
33:21تا چه رنگت پریشونیه دا چته؟
33:29میترسم ملو میترسم
33:30هر کاری کردم که منو یادش بیاد
33:34ولی هنوزم مثل دیوار جلومبایی میسته
33:37تازه دو روز دیگه قراره سر صفره عقب بشیدم
33:40هرچان ساختگی باشه
33:41دارم با زندگی قمار میکنم
33:43بلکه بگیره
33:44میگیره؟
33:45سرکان امکان نداره اجازه بده تو ازدواج کنی؟
33:48نمیدونم
33:49ولی مثلا میدونم نسبت به من یه حسایی داره
33:54دختر بعضی وقتا صده تپش قلبشو میشنمم
33:57ریتمشو حس میکنم
33:59ولی این وسط یه سلیلی هم هست که اونو علاقه من پر میکنه
34:03سر کنم که خب هرچی باشه بهشو اعتماد داره
34:06باشه داد جونم
34:08چی گفته بودیم؟
34:09آخرین گلوله یه عشقو آوردیم
34:11یعنی من اعلام بستیج میکنم
34:13حالا دیگه توی میدونه جنگ میجنگیم
34:15تو خط مقدم
34:16و اصلا میدونه خیلی نمیکنیم
34:18این عشق بلاخره به سمر میرسه تموم شده رفت
34:21جرد؟
34:24من هم میتونم بستیج بشم
34:27دختر رو من عذر میخوام
34:34من خیلی چیزای بدی تجربه کردم
34:37شما و اطرافیانمو خیلی ازیاد کردم
34:40خودمم ازیاد کردم
34:41خیلی نراحت شدم اما هیچ کدوم هم دی نکردم
34:45مصرف دروامو قد کرده بودم
34:47چه میدونم خیلی خیلی مصرست میخوام
34:52دیگه جزیاتشو هستم نپرسین
34:54باشه
34:56نمیپرسیم
34:59الانم فرید یه دکتوری به محرفی کرده
35:02قراره مرتب برم پیشش
35:03دوباره به رویه های قبلیم رو میارم
35:07ادا
35:11تو رو خیلی عذیت کردم
35:14خیلی مصرست میخوام
35:15من هیچ کدوم رو عمدن نکردم
35:17من مذرت میخوام
35:21چون درگیر مشکل خودم شدم
35:24نتونستم دردای تو رو ببینیم
35:26مذرت میخوام
35:27مذرت میخوام خیلی دوسته دارم
35:29من بیشتر دوسته دارم
35:31بس دیگه
35:36خب الان باید چی کار کنیم
35:37خب بس دیگه الان باید چی کار کنیم
35:39تو هم کشه قد مشکل داریسی
35:43بعدش هم که تاشنید چماره لودادام اخراجم کرد
35:47تاشی
35:50وقتی شنید چماره لودادام
35:52چی
35:52تو ماره لودادی
35:59در این چی کار میکنی
36:04الان میبینی
36:06وای سایی دقیقه
36:08آیدان
36:08همین الان باید پاشی بیایی اینجا
36:10همین الان
36:11چی شده بازم اتفاقای بدی افتده
36:13باز زدی تو سر یکی چی کار کردیم
36:15نه خیر نه زدم تو سر کسی
36:17مربوط به بچه هاست
36:18همین الان باید بیایی
36:20چه اتفاقی برای بچه ها افتده
36:21حالش بابا چیزی نیست
36:23پاشو بیا دیگه
36:24سیفی رو هم بردار بیار
36:25چی میکید
36:27سیفی
36:28بلش کنون مار صفتو
36:30سیفی میفی
36:31با من بود
36:32واقعا
36:33باشه
36:34حالا تو زود باش بیا
36:35شنیدیم
36:36به من گفت مار
36:37یعنی واقعا حقیقت بود
36:40مارا رو اصلا دوست ندارون
36:41میدونم ولی تو هم مار صفتی
36:43چطور دلت اومدی این کار رو کنی
36:46اگه من میافتدم تو کچه ها شما هم برم میکردیم میرفتیم
36:49گفتی کچه؟
36:50نه اصلا
36:51چیزی نمونده بود مو هم بیوفتیم سندان
36:53حالا هرچی
36:55چایی
36:56پاشو یه چایی بذار پاشو
36:58خودتون بذاریم دیگه
36:59من
37:20این چه بوییه
37:22چه چه بوییه این
37:24لیلا
37:25چیز
37:26اتر منه
37:30شکر از افتاد زمین
37:31بده؟
37:33یه کم زیادی قلیزه
37:35و هر چیز زیادیش بده
37:38چطوری میتونی اینجا بمونی نمیفهمم
37:40به نظر من که باییه
37:44نه نه نه اینجا نمیشه کار کرد
37:49اینجا چرا
37:53ملک
37:58داری چی کار میکنی؟
38:01دارم لیبانه خالی رو بر میدارم
38:02لازم نبود همچین کاری بکنی
38:05چی شد؟ چی دیدی؟
38:07داشتم میبردمش که یه لحظه
38:09چشمم خورد به یه سری تور سفید که تکو میخورن
38:13تورای سفید
38:15یه میزه بزرگ اینجا هست
38:17تو هم میبینی یه میزه تزین شده
38:19و سرکان
38:20سرکان این قهوهی شما بود درسته؟
38:23آره خودشه
38:24این شما این
38:25یه خانم همونجا هست
38:26اون خانم همیشه همونجا بوده
38:28انگار که نشسته
38:30پشت یه میز
38:31وای هم دیگر رو بغل میکنین
38:33خیلی هم بغل میکنین
38:35تازه اون خانم ها بغل میکنید که هیچ تا آخر عمرتون هم ولش نمی کنید
38:57فالو نگاه کن
38:59خیلی واضحه
39:01چقدم خانم خوشگله
39:04ببینم
39:07خیلی خوشگله ها دوروبرشم پرست پرنده هست
39:09من ملک ملک ملک
39:11ملک
39:12اون فالو باید چی کارش کنم
39:15باید اینو زیر آب بگیرید و درشو بذارید
39:17اون وقت تعبیر میشه دیگر
39:18آره میشه
39:19از این دازم سطلاش کنم
39:21این کار به خاطر نیته
39:24نیت کنید
39:25باسم نشد
39:27باسم یادش نایمد
39:29ات کلو زدم و همه جزدم
39:30ولی یادش نایمد
39:31کار به جایی نمید
39:32سهیرام تسلیم شدن نداریم
39:34یه لحظه آروم باش ببینم
39:35آقا سرکان سلام
39:37آسویم خانم اینجا چی کار میکنیم
39:40لباس عروس ادا جونه
39:41مخصوص خودش تر رایی کردم
39:43اومدیم برای پرو
39:43لباس عروس ادا خانم
39:51بله
39:51بفرماییم
39:57خیلی ممنونم
39:58آه فا فا فا ف
40:10سرکان حالت خوبه؟
40:12نیستم نیستم
40:13بذار بهت آب بدم
40:15واقعا چطور ممکنه توی دفتر
40:22ممنونم
40:25چیزی بهت استرس داده
40:29اتفاقی افتاده
40:30چیزی یاده کنیده
40:31نه همه چیز همینطوریه
40:32همونجوریه
40:33یعنی ببین
40:36یکم پیش
40:36تقصیر من شد
40:39من باید شدم
40:39سرین ببین
40:40یکم پیش
40:41یه گفتگوی نخوشیندی داشتیم
40:42دیگه دلم نمیخواد تکرار بشه
40:44باشه
40:44یعنی تصمیم گرفتن و اینا
40:45من خودم خوب میدونم
40:47چی کار میکنم
40:47باشه
40:48باشه
40:50ببین
40:52چی میخوام بهت بگم
40:53دفترمون توی عزمی بود
40:54درخواست های جدید من اومده
40:55میخوام همه اونا رو بررسی کنم
40:57پس لطفاً یه پرونده تدارک ببین
40:59فردا با هم نگاش میکنی
41:00باشه فوراً آمادش میکنم
41:02ممنونم
41:05ایتا جونشغم
41:08لباسه عروس و طبق لباسه فشنشو
41:09آماده کردیم برات
41:11ممکنه اشتبات جزی داشته باشه
41:13اما الان بررسی میکنیم
41:14ممنونم
41:15فکر نمیکردم
41:16توی این زمانه کم آمادش کنیم
41:17منو دست کم گرفتی
41:19یا لازم بشه یه شب آمادش میکنم
41:20آماده کردید دیگه
41:22آماده کردید
41:23اون بهترین تر روحی این کشوری میلو
41:25آماده کردید
41:26ایداجون
41:27یه لباس عروس بی نقصه
41:29خیلی خوشگل میشید
41:30هیچ ایرادی نداره
41:31یکی از بهتری لباس عروسیه
41:33یکی تا حاله آماده کرده
41:34خیلی ممنونم
41:35خب دیگه بهتر نیست بپوشیش
41:38تو تنت ببینیمش
41:39تو دفتر که نمیتونم بپوشم
41:42اما اگه امروز نتونی پرووش کنی
41:45دیگه امکان نداره واسه فردا تکمیل بشه
41:47پس لطفا اگه جای مناسبی تو دفتر هست بپوشش
41:50طبقه بالا هست
41:51سود باش برو بپوشش که خوشگلی تو ببینیم دلیه
41:53ایدو یه جایی پیدا میکنی
41:55سود باش دیگه
41:56سود باش منتظری
41:57باشه میپوشم
41:58خب سبیم خانوم
42:01همگی خسته نباشیم
42:05عروسی شما هم نزدیکه درسته
42:07بله همینطوره
42:09عالیه
42:10سلینجون تو میخوای کیلی باسه عروسی تو تراحی کنه
42:12چیزی من به نظرت هم
42:13به نظرم شما تراحی کنید
42:16خب خیلی بای صدا تستید
42:17ما هم که خیلی دوستتون داریم
42:19چرا که نه ها؟
42:20مگه نه سلین
42:20من که خیلی خوشحال میشم
42:22چون سلینجون رو واقعا دوست دارم
42:24عالیه پس من با اینگین یه صحبتی کنم
42:26این دفتر رو دیگه به محل برگزاری عروسی
42:29تبدیل کنیم
42:30مگه نه اینطوری بهتره
42:32باشه پس بعدن قرار میزنیم
42:33عالیه خیلی خوب میشه
42:35خب دیگه ادابا رو بپوشگه ایکم خوشگلی تو ببینم
42:39بعدش یکم بچرخ ببینم چطوره
42:41شیطوره
Be the first to comment
Add your comment

Recommended