00:00فلیس اصلا دوست ندارم تنهاد بذارم
00:02اما متاسفانه این شفت کفتی صبح برام گذاشتن
00:04فرمانده با خیلی سخت کرد
00:06باشه برونه گران نباش تنها نیستم حکمت اینجاست
00:09باشه بس من را بی خبر نزار
00:10اومدن
00:14عزیزم
00:17سلام
00:17چه خبر خوبی؟
00:26آب جی ما خوبی
00:28بابا چطوره؟
00:29بابا خوبه همونطوری
00:31پس ما چرا اومدیم؟
00:34یعنی چی چرا؟
00:35خوالی راستشو میگی دیگه آره
00:37تو معمولا نیمیزونیم و از مدرسه قیبت کنیم
00:41برای بابا اتفاقی افتاده؟
00:43حالا سر را بایی نستیم بیاییم بریم بالا
00:52برو بیاییم
00:54خب
01:09کبده بابا دیگه اصلا کار نمی کنیم
01:11چی؟
01:13یعنی چی؟
01:14یعنی نمیره؟
01:16خیلا اوکی
01:19چیزی نیست تو برو من میام
01:27دکتور گفت برای هر اتفاقی باید آماده باشیم
01:33باییم چی؟ آقا چرا؟
01:36عزیزم آروم باش
01:37ددش بریش
01:51فکرت؟
01:56چی شده فکرت؟
01:59ددش بریش
02:00تو را خوده کمک کن
02:02باشه بسر
02:03باشه چیزی نمیشه همه چی درست میشه
02:06ددش بریش
02:08تو را خوده کمکش کن
02:09تو را خوده نرزار بمیره
02:11چیزی نمیشه نترس
02:12بابا تالش خوب نیشه
02:13تو را خوده خوب بده
02:16ددش بریش
02:25درو خوده خود بده
02:26قول میدم
02:27قول میدم
02:28خوبه
02:29منو ببین
02:30گوش کن
02:31گریه دیگه نگاه
02:36خب؟
02:36ببین چی میگم
02:37نگاه که
02:38تو دیگه بزرگ شدی
02:40مگه نه؟
02:41گریه نداری
02:42باید به خوهرت کمک کنی
02:44شمیدیشی گفتم؟
02:45میشنه بیچی میگم
02:48باشه
02:50اما تو به این قول دادی
02:52قول مردونه دادی دیگه
02:54نه؟
02:55درسته
02:56من قول مردونه دادم
02:57باش
02:58خب دیگه
02:59برو فیلن پیش خوهرتینا
03:01بودو
03:15خب
03:23بچه ها من میرم براتون ساندویچ بگیرم
03:26گوش
03:28گلاس عزیزم تو دست اسمتو بگیر
03:36شما ها جلوتر بری
03:37بیا
03:37رحمت بیا اینجا
03:40چی شده؟
03:43در باره یه موضوعی میخواستم باها ترکیزم
03:46چی شده؟
03:48حکمت اینجا
03:49اینجاست؟
03:50دیشب اومد
03:51رحمت این بچه انگار یه جوری شده
03:54انگار یه بلایی سرش اومده
03:56یه جور عجیبی شده نمیفهمم چرا
03:58انگار جن رفته تو تنش
03:59انگار دیگه نمیشناسمش
04:01حالا هرچی
04:04فقط اینجا دبا نکنین باشه
04:07من چی کار اون دارم آخه
04:08باشه
04:10کلی گفتم
04:11خب
04:22همه ساندویچ میخورن؟
04:25خیلی خواه شما بیشینی من میگیرم
04:27نه با با زحمت نکش خودم میگیرم
04:29اسمت جون ساندویچه چی برات بگیرم؟
04:31پانیر گردو
04:32شما ها؟
04:34فرقی نمی...
04:35برای منم فرقی نداره
04:37باشه
04:38تو چی میخوری؟
04:39نه نمیخور
04:39باشه
04:41سلام
04:45لطفا ستا توست پانیری با ستا پرتغال
04:48باشه
04:49باشه
04:52لطفا ساده
04:54سلام خانم دکتر چی میل داریم؟
04:57یه قهوه لطفا
04:58همین الان میارم
04:58خانم دکتر به احتمال زیادی احتاکاننده داریم
05:03این که از مریضای مرگ مغزیمون کارت احتای عصف دارن
05:06خونه باتش هم همینجا؟
05:07بله هستم
05:07گروه خونیش چی؟
05:08اویه مصبت
05:09ممکنه کبدش به فکری ایلی بول بخوره
05:11رحمت
05:15چی شده؟
05:15بچه ها رو بیار بخش مراقبت های ویژه
05:17کجا میری؟
05:24بسرم
05:27بسرم
05:29حالا به لبه هم چی بگم؟
05:32بگم باباتون کجا رفته؟
05:35بگم کجا رفته؟
05:40ببخش
05:42میدونم الان یکم زوده
05:45من دکتر هولیا آکسو هستم
05:46حسول بخش و احتای عضو بیمارستم
05:48به سر شما قبلا اعضای بدنش رو احتا کرده
05:50اگه شما قبول کنیم میتونیم همین الان کارش شروع کنیم
05:53ما هم الان شنیدیم
05:54شما نه انصاف داری نه ویژه
05:56ما هم دل ما میخواد یک کم صحب کنیم
05:58اما متاسفانه در این مورد خواست زمان نقش حیاتی رو داره
06:00مجبوریم به صورت عضای بدنش رو خارج کنیم
06:02دبینید خانم ما احتای و این چیز رو سرمون نمیشه
06:04ما نمیخواییم
06:05نمیخواییم بدن بچه من رو تی که پاره تحبیلمون بدیم
06:08من میخوایم پسرمون دفت کنم
06:09چه نظره به ما تحبیل بدین و بذارید ما از اینجا بریم
06:11اما گوش کنیم
06:12پسرتون میخواست حضای بدنش احدا بشه
06:15با این کار جونه چند تا مریض دیگر رو از مرک نجات میدین
06:17به خانواده های بیماران در حال مرک امید میدین
06:21خانم دکتر
06:22ما رو به حال خوادمون بذار
06:24شما از تن وجدان نداریم
06:26حال روز ما رو نمیبینی؟
06:28آقا ترو خدا
06:29بابامون داره میمیده
06:31که بده پسرتون زندگیشون نجات میده
06:33خواهش میکنم
06:34ببین دخترم
06:36امیدوارم خدا شفا بده
06:37ولی من نمیزرم
06:38ترو خدا
06:39فیلیس خانم شما اجازه ندارین بهشون بسرار
06:41اجازه بدین بهاشون حرف بزن
06:43متاسفم ولی شما اجازه صحبت به خانواده یه احتاکننده رو ندارین
06:46لطفا بریم
06:47بریم
06:48شندین که خانم دکتر چی بفت
06:50نباید اینجا باشین
06:51چه خبر شد؟
06:53پسرشون کار تا احتای عضو داره
06:56الان که پود کرده خانوادهش اجازه نمیده
06:59پا فیلیز الیبول اینجا چی کار میکنه
07:03نمیدونم یه ها پرید وسط شروع کرد با خانواده پسر حرف زدن
07:06ولی انتظامات اومد قضیه رو جمع کرد
07:09من باشون حرف بزنم
07:11خودت میدونی ولی خیلی تحت فشارشون نه سر
07:14بعدن در بسره
07:15خیلی تکس نگره نباش
07:16خدا رحمتیشون کار
07:19امنون
07:20اگر شما میخوایید دربای احتای عضو اینجسا حرف بزنید
07:23بهتر شروع نکنید
07:24من همشترا فید میکنم به نباهم چی بگم
07:27اون وقت شماهیی میاین میگین
07:29بذارم بچه نازلینم رو تیک پاره کنید
07:32بس کنین دیگه
07:34دیگه بس بخواهش میکنم
07:36میدونم
07:37واقعا درک میکنم درد بزرگی
07:39ولی
07:40ولی من میدونم که به نباها تون چی بگیم
07:44میشه لطفاً با من بیایید؟
07:49میخوایم یه چیزی بهتون نشون بدم
07:52خوال برادرت کجا
08:00تو بخش مراقبت های بیجا
08:03بیز احمد تشریف بیایید از این طرف
08:19این بچه ها رو میبینیم؟
08:32تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خوابیده
08:34در آستانه مرگه
08:35اینا بچه هاشم
08:37هر شیشتاشون
08:43حسین من آوردی اینجا؟
08:46بله
08:47خواستم ببینین که خواسته پسرتون چی بوده
08:50اون میخواست به این بچه ها نبید خوب شدن پدرشون و برگشتنشون به خونه رو بده
08:56شاید به خانواده های دیگه همین مجدر بده
08:59همه ی اون خانواده ها برای آرامش پسرتون دعا میکنن
09:02همه ی اون بیمار ها که خوب بشن زندگیشون و مدیونه پسر شما
09:07به نظر من به خواسته پسرتون عمل کنیم
09:11اون وقت میتونیم به نواهاتون بگین که پدرشون یه قهرمان بود
09:15خب چی میگیم؟
09:21اجازه میدین؟
09:26موسیقی
09:56موسیقی
Comments