Skip to playerSkip to main content
  • 12 hours ago
جوانه زدن - 117# صلح & حکایت ما
فیلیز که برای ۵ خواهر و برادرش هم پدری و هم مادری میکند، روز خود را با قبض پرداخت نشده شروع میکند. فیلیز که برای پرداختن قبض ها و خرج خانه چند جا همزمان کار میکند، با اصرار دوست صمیمیش تولای به مراسم حنابندان یکی از همسایه هایشان می رود که صفحه جدیدی در زندگی او باز میکند.
اتفاق بدی که آن شب برای فیلیز می افتد باعث میشود که او با باریش آشنا شود. ‎ به لطف این اتفاق، باریش متوجه می‌شود دختری که مدتی است می‌خواهد دوباره ملاقات کند، فیلیز است و این بار نمی‌گذارد دختر از زندگی‌اش خارج شود. اگرچه او سعی می کند تمام تلاش خود را بکند تا در زندگی فیلیز اثری بگذارد ، اما واضح است که فیلیز این اجازه را به راحتی نخواهد داد.

بازیگران: هازال کایا، بوراک دنیز، رها اوزجان، یاعیز جان کنیالی، نجات اویگور، زینب سلیم اوعلو، آلپ آکار، عمر سوگی، مهمت کورهان فیرات، نسرین جوادزاده، ملیسا دونگل، برن گوک‌ییلدیز.

فیلمنامه: ابرو کجا اوعلو، وردا پارس
کارگردان: کورای کریم‌اوعلو
تهیه کننده اجرایی : دیرنچ آکسوی سیدار
شرکت تولید کننده: Medyapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00فلیس اصلا دوست ندارم تنهاد بذارم
00:02اما متاسفانه این شفت کفتی صبح برام گذاشتن
00:04فرمانده با خیلی سخت کرد
00:06باشه برونه گران نباش تنها نیستم حکمت اینجاست
00:09باشه بس من را بی خبر نزار
00:10اومدن
00:14عزیزم
00:17سلام
00:17چه خبر خوبی؟
00:26آب جی ما خوبی
00:28بابا چطوره؟
00:29بابا خوبه همونطوری
00:31پس ما چرا اومدیم؟
00:34یعنی چی چرا؟
00:35خوالی راستشو میگی دیگه آره
00:37تو معمولا نیمیزونیم و از مدرسه قیبت کنیم
00:41برای بابا اتفاقی افتاده؟
00:43حالا سر را بایی نستیم بیاییم بریم بالا
00:52برو بیاییم
00:54خب
01:09کبده بابا دیگه اصلا کار نمی کنیم
01:11چی؟
01:13یعنی چی؟
01:14یعنی نمیره؟
01:16خیلا اوکی
01:19چیزی نیست تو برو من میام
01:27دکتور گفت برای هر اتفاقی باید آماده باشیم
01:33باییم چی؟ آقا چرا؟
01:36عزیزم آروم باش
01:37ددش بریش
01:51فکرت؟
01:56چی شده فکرت؟
01:59ددش بریش
02:00تو را خوده کمک کن
02:02باشه بسر
02:03باشه چیزی نمیشه همه چی درست میشه
02:06ددش بریش
02:08تو را خوده کمکش کن
02:09تو را خوده نرزار بمیره
02:11چیزی نمیشه نترس
02:12بابا تالش خوب نیشه
02:13تو را خوده خوب بده
02:16ددش بریش
02:25درو خوده خود بده
02:26قول میدم
02:27قول میدم
02:28خوبه
02:29منو ببین
02:30گوش کن
02:31گریه دیگه نگاه
02:36خب؟
02:36ببین چی میگم
02:37نگاه که
02:38تو دیگه بزرگ شدی
02:40مگه نه؟
02:41گریه نداری
02:42باید به خوهرت کمک کنی
02:44شمیدیشی گفتم؟
02:45میشنه بیچی میگم
02:48باشه
02:50اما تو به این قول دادی
02:52قول مردونه دادی دیگه
02:54نه؟
02:55درسته
02:56من قول مردونه دادم
02:57باش
02:58خب دیگه
02:59برو فیلن پیش خوهرتینا
03:01بودو
03:15خب
03:23بچه ها من میرم براتون ساندویچ بگیرم
03:26گوش
03:28گلاس عزیزم تو دست اسمتو بگیر
03:36شما ها جلوتر بری
03:37بیا
03:37رحمت بیا اینجا
03:40چی شده؟
03:43در باره یه موضوعی میخواستم باها ترکیزم
03:46چی شده؟
03:48حکمت اینجا
03:49اینجاست؟
03:50دیشب اومد
03:51رحمت این بچه انگار یه جوری شده
03:54انگار یه بلایی سرش اومده
03:56یه جور عجیبی شده نمیفهمم چرا
03:58انگار جن رفته تو تنش
03:59انگار دیگه نمیشناسمش
04:01حالا هرچی
04:04فقط اینجا دبا نکنین باشه
04:07من چی کار اون دارم آخه
04:08باشه
04:10کلی گفتم
04:11خب
04:22همه ساندویچ میخورن؟
04:25خیلی خواه شما بیشینی من میگیرم
04:27نه با با زحمت نکش خودم میگیرم
04:29اسمت جون ساندویچه چی برات بگیرم؟
04:31پانیر گردو
04:32شما ها؟
04:34فرقی نمی...
04:35برای منم فرقی نداره
04:37باشه
04:38تو چی میخوری؟
04:39نه نمیخور
04:39باشه
04:41سلام
04:45لطفا ستا توست پانیری با ستا پرتغال
04:48باشه
04:49باشه
04:52لطفا ساده
04:54سلام خانم دکتر چی میل داریم؟
04:57یه قهوه لطفا
04:58همین الان میارم
04:58خانم دکتر به احتمال زیادی احتاکاننده داریم
05:03این که از مریضای مرگ مغزیمون کارت احتای عصف دارن
05:06خونه باتش هم همینجا؟
05:07بله هستم
05:07گروه خونیش چی؟
05:08اویه مصبت
05:09ممکنه کبدش به فکری ایلی بول بخوره
05:11رحمت
05:15چی شده؟
05:15بچه ها رو بیار بخش مراقبت های ویژه
05:17کجا میری؟
05:24بسرم
05:27بسرم
05:29حالا به لبه هم چی بگم؟
05:32بگم باباتون کجا رفته؟
05:35بگم کجا رفته؟
05:40ببخش
05:42میدونم الان یکم زوده
05:45من دکتر هولیا آکسو هستم
05:46حسول بخش و احتای عضو بیمارستم
05:48به سر شما قبلا اعضای بدنش رو احتا کرده
05:50اگه شما قبول کنیم میتونیم همین الان کارش شروع کنیم
05:53ما هم الان شنیدیم
05:54شما نه انصاف داری نه ویژه
05:56ما هم دل ما میخواد یک کم صحب کنیم
05:58اما متاسفانه در این مورد خواست زمان نقش حیاتی رو داره
06:00مجبوریم به صورت عضای بدنش رو خارج کنیم
06:02دبینید خانم ما احتای و این چیز رو سرمون نمیشه
06:04ما نمیخواییم
06:05نمیخواییم بدن بچه من رو تی که پاره تحبیلمون بدیم
06:08من میخوایم پسرمون دفت کنم
06:09چه نظره به ما تحبیل بدین و بذارید ما از اینجا بریم
06:11اما گوش کنیم
06:12پسرتون میخواست حضای بدنش احدا بشه
06:15با این کار جونه چند تا مریض دیگر رو از مرک نجات میدین
06:17به خانواده های بیماران در حال مرک امید میدین
06:21خانم دکتر
06:22ما رو به حال خوادمون بذار
06:24شما از تن وجدان نداریم
06:26حال روز ما رو نمیبینی؟
06:28آقا ترو خدا
06:29بابامون داره میمیده
06:31که بده پسرتون زندگیشون نجات میده
06:33خواهش میکنم
06:34ببین دخترم
06:36امیدوارم خدا شفا بده
06:37ولی من نمیزرم
06:38ترو خدا
06:39فیلیس خانم شما اجازه ندارین بهشون بسرار
06:41اجازه بدین بهاشون حرف بزن
06:43متاسفم ولی شما اجازه صحبت به خانواده یه احتاکننده رو ندارین
06:46لطفا بریم
06:47بریم
06:48شندین که خانم دکتر چی بفت
06:50نباید اینجا باشین
06:51چه خبر شد؟
06:53پسرشون کار تا احتای عضو داره
06:56الان که پود کرده خانوادهش اجازه نمیده
06:59پا فیلیز الیبول اینجا چی کار میکنه
07:03نمیدونم یه ها پرید وسط شروع کرد با خانواده پسر حرف زدن
07:06ولی انتظامات اومد قضیه رو جمع کرد
07:09من باشون حرف بزنم
07:11خودت میدونی ولی خیلی تحت فشارشون نه سر
07:14بعدن در بسره
07:15خیلی تکس نگره نباش
07:16خدا رحمتیشون کار
07:19امنون
07:20اگر شما میخوایید دربای احتای عضو اینجسا حرف بزنید
07:23بهتر شروع نکنید
07:24من همشترا فید میکنم به نباهم چی بگم
07:27اون وقت شماهیی میاین میگین
07:29بذارم بچه نازلینم رو تیک پاره کنید
07:32بس کنین دیگه
07:34دیگه بس بخواهش میکنم
07:36میدونم
07:37واقعا درک میکنم درد بزرگی
07:39ولی
07:40ولی من میدونم که به نباها تون چی بگیم
07:44میشه لطفاً با من بیایید؟
07:49میخوایم یه چیزی بهتون نشون بدم
07:52خوال برادرت کجا
08:00تو بخش مراقبت های بیجا
08:03بیز احمد تشریف بیایید از این طرف
08:19این بچه ها رو میبینیم؟
08:32تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خوابیده
08:34در آستانه مرگه
08:35اینا بچه هاشم
08:37هر شیشتاشون
08:43حسین من آوردی اینجا؟
08:46بله
08:47خواستم ببینین که خواسته پسرتون چی بوده
08:50اون میخواست به این بچه ها نبید خوب شدن پدرشون و برگشتنشون به خونه رو بده
08:56شاید به خانواده های دیگه همین مجدر بده
08:59همه ی اون خانواده ها برای آرامش پسرتون دعا میکنن
09:02همه ی اون بیمار ها که خوب بشن زندگیشون و مدیونه پسر شما
09:07به نظر من به خواسته پسرتون عمل کنیم
09:11اون وقت میتونیم به نواهاتون بگین که پدرشون یه قهرمان بود
09:15خب چی میگیم؟
09:21اجازه میدین؟
09:26موسیقی
09:56موسیقی
Comments

Recommended