Skip to playerSkip to main content
  • 11 hours ago
جوانه زدن - 109# صلح & حکایت ما
فیلیز که برای ۵ خواهر و برادرش هم پدری و هم مادری میکند، روز خود را با قبض پرداخت نشده شروع میکند. فیلیز که برای پرداختن قبض ها و خرج خانه چند جا همزمان کار میکند، با اصرار دوست صمیمیش تولای به مراسم حنابندان یکی از همسایه هایشان می رود که صفحه جدیدی در زندگی او باز میکند.
اتفاق بدی که آن شب برای فیلیز می افتد باعث میشود که او با باریش آشنا شود. ‎ به لطف این اتفاق، باریش متوجه می‌شود دختری که مدتی است می‌خواهد دوباره ملاقات کند، فیلیز است و این بار نمی‌گذارد دختر از زندگی‌اش خارج شود. اگرچه او سعی می کند تمام تلاش خود را بکند تا در زندگی فیلیز اثری بگذارد ، اما واضح است که فیلیز این اجازه را به راحتی نخواهد داد.

بازیگران: هازال کایا، بوراک دنیز، رها اوزجان، یاعیز جان کنیالی، نجات اویگور، زینب سلیم اوعلو، آلپ آکار، عمر سوگی، مهمت کورهان فیرات، نسرین جوادزاده، ملیسا دونگل، برن گوک‌ییلدیز.

فیلمنامه: ابرو کجا اوعلو، وردا پارس
کارگردان: کورای کریم‌اوعلو
تهیه کننده اجرایی : دیرنچ آکسوی سیدار
شرکت تولید کننده: Medyapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00فلیس اصلا دوست ندارم تنهاد بذارم
00:02اما متاسفانه این شفت کفتی صبح برام گذاشتن
00:04فرمانده با خیلی سخت کرد
00:06باشه برونه گران نباش تنها نیستم حکمت اینجاست
00:09باشه بس من را بی خبر نزار
00:10اومدن
00:14عزیزم
00:17سلام
00:17چه خبر خوبی؟
00:26آب جی ما خوبی
00:28بابا چطوره؟
00:29بابا خوبه همونطوری
00:31پس ما چرا اومدیم؟
00:34یعنی چی چرا؟
00:35خوالی راستشو میگی دیگه آره
00:37تو معمولا نیمیزونیم و از مدرسه قیبت کنیم
00:41برای بابا اتفاقی افتاده؟
00:43حالا سر را بایی نستیم بیاییم بریم بالا
00:52برو بیاییم
00:54خب
01:09کبده بابا دیگه اصلا کار نمی کنیم
01:11چی؟
01:13یعنی چی؟
01:14یعنی نمیره؟
01:16خیلا اوکی
01:19چیزی نیست تو برو من میام
01:27دکتور گفت برای هر اتفاقی باید آماده باشیم
01:33باییم چی؟ آقا چرا؟
01:36عزیزم آروم باش
01:37ددش بریش
01:51فکرت؟
01:56چی شده فکرت؟
01:59ددش بریش
02:00تو را خوده کمک کن
02:02باشه بسر
02:03باشه چیزی نمیشه همه چی درست میشه
02:06ددش بریش
02:08تو را خوده کمکش کن
02:09تو را خوده نرزار بمیره
02:11چیزی نمیشه نترس
02:12بابا تالش خوب نیشه
02:13تو را خوده خوب بده
02:16ددش بریش
02:25درو خوده خود بده
02:26قول میدم
02:27قول میدم
02:28خوبه
02:29منو ببین
02:30گوش کن
02:31گریه دیگه نگاه
02:36خب؟
02:36ببین چی میگم
02:37نگاه که
02:38تو دیگه بزرگ شدی
02:40مگه نه؟
02:41گریه نداری
02:42باید به خوهرت کمک کنی
02:44شمیدیشی گفتم؟
02:45میشنه بیچی میگم
02:48باشه
02:50اما تو به این قول دادی
02:52قول مردونه دادی دیگه
02:54نه؟
02:55درسته
02:56من قول مردونه دادم
02:57باش
02:58خب دیگه
02:59برو فیلن پیش خوهرتینا
03:01بودو
03:15خب
03:23بچه ها من میرم براتون ساندویچ بگیرم
03:26گوش
03:28گلاس عزیزم تو دست اسمتو بگیر
03:36شما ها جلوتر بری
03:37بیا
03:37رحمت بیا اینجا
03:40چی شده؟
03:43در باره یه موضوعی میخواستم باها ترکیزم
03:46چی شده؟
03:48حکمت اینجا
03:49اینجاست؟
03:50دیشب اومد
03:51رحمت این بچه انگار یه جوری شده
03:54انگار یه بلایی سرش اومده
03:56یه جور عجیبی شده نمیفهمم چرا
03:58انگار جن رفته تو تنش
03:59انگار دیگه نمیشناسمش
04:01حالا هرچی
04:04فقط اینجا دبا نکنین باشه
04:07من چی کار اون دارم آخه
04:08باشه
04:10کلی گفتم
04:11خب
04:22همه ساندویچ میخورن؟
04:25خیلی خواه شما بیشینی من میگیرم
04:27نه با با زحمت نکش خودم میگیرم
04:29اسمت جون ساندویچه چی برات بگیرم؟
04:31پانیر گردو
04:32شما ها؟
04:34فرقی نمی...
04:35برای منم فرقی نداره
04:37باشه
04:38تو چی میخوری؟
04:39نه نمیخور
04:39باشه
04:41سلام
04:45لطفا ستا توست پانیری با ستا پرتغال
04:48باشه
04:50این فرقی نمیخور
04:52باشه
04:54سلام خانم دکتر چی میل داری؟
04:56یه قحول اطفا
04:58همین همین هم میارم
04:59خانم دکتر به احتمال زیاد یه احتاکاننده داریم
05:02اینکه از مریضای مرگ مغزیمون کارت احتای اصف دارن
05:04خونه بودش هم همینجا؟
05:05بله هستم
05:06گروه خونیش چی؟
05:07آیا مصبت
05:08ممکنه کبدش به فکریه الیبول بخوره
05:10رحمت
05:12چی شده؟
05:14بچه ها رو بیار بخش مراقبت های ویژه
05:16کجا میری؟
05:18وای خیرو باشه
05:22بگه اسمت
05:24بسرم
05:26بسرم
05:28بسرم
05:30حالا به لبه هم چی بگم؟
05:32بگم بابا تون کجا رفته؟
05:34بگم کجا رفته؟
05:36بگم کجا رفته؟
05:38ببخش
05:40ببخش
05:42ببخش
05:43میدونم الان یکم زوده
05:44من دکتر هولیا آکسو هستم
05:46حصول بخش و احتای عضوه بیمارستم
05:48به سر شما قبلا اعضای بدنشو احتا کرده
05:50اگه شما قبول کنیم میتونیم همین الان کارشو شروع کنیم
05:52ما هم الان شنیدیم
05:54شما نه انصاف داری نه وجداریم
05:56ما هم دل ما میخواد یکم سب کنیم
05:58اما متاسفانه در این مورد خواست زمان نقش حیاتی رو داره
06:00مجبوریم به صورت عضای بدنشو خارج کنیم
06:02ببینید خانم ما احتای و این چیزو سرمون نمیشه
06:04ما نمیخواییم
06:06نمیخواییم بدن بچهم رو تی که پاره تحبیلمون بدهیم
06:08من بخوام پسرمون دفت کنم
06:10جنازه رو به ما تحبیل بدین و بذارید ما از اینجا بریم
06:12اما گوش کنیم پسرتون میخواست عضای بدنش احتا بشه
06:14با این کار جونه چند تا مریض دیگر رو از مرک نجات میدین
06:16به خانواده های بیماران در حال مرک امید میدین
06:18به خانواده های بیماران در حال مرک امید میدین
06:20خانم دکتر
06:22ما رو به حال خوادمان بذار
06:24شما از تن وجدان نداریم؟
06:26حال روز ما رو نمیبینی؟
06:28آقا تو رو خدا
06:30بابامون داره میمیده
06:32کبد پسرتون زندگیشو نجات میده
06:34خواهش میکنم
06:36ببین دخترم امیدوارم خدا شباه بده
06:38ولی من نمیذارم
06:40تو رو خدا
06:42مرک نمیدین به هاشون حرف بزنم
06:44متاسفم ولی شما اجازه صحبت به خانواده احتاکننده رو نداریم
06:46لطفا بریم
06:48شندین که خانم دکتر چی بفت
06:50نباید اینجا باشین
06:52چه خبر شد؟
06:54پسرشون کار تا احتای عضو داره
06:56الان که پود کرده خانواده اجازه نمیده
07:00خب فیلیزلیبول اینجا چی کار میکنه؟
07:02نمیدونم یه ها پرید وسط شروع کرد
07:04با خانواده پسر حرف زدن
07:06ولی انتظامات اومد قضیه رو جمع کرد
07:08من باشون حرف بزنم؟
07:10خودت میدونی
07:12ولی خیلی تحت فشارشو نزار
07:14بعدن در بزاریش
07:16خدا رحمتیشون کنیم
07:18نمیدونم
07:20اگه شما میخوایین دربای احتاق و ازبینچتا حرف بزنیم
07:22بهتر شروع نکنیم
07:24من همشترا فید میکنم به نبایم
07:26چی بگم اون بخش ماهی میاین میگین
07:28بذارم بچه این نازلین
07:30اما تیک پاره کنیم
07:32بست کنین دیگه
07:34دیگه بست میخوایش میکنم
07:36میدونم
07:38واقعا درک میکنم درد بزرگی ولی
07:40ولی من میدونم
07:42که به نبایتون چی بگیم
07:48میشه لطفاً با من بیان؟
07:50چرا؟
07:52میخوام یه چیزی بهتون نشون بدم
07:58خوال برادرت کجا؟
08:00تو بخش مراقبت های ریجن
08:02باشه
08:03بی زحمه تشریف بیانیم از این طرف
08:04این بچه ها رو میبینیم؟
08:06تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خواهد
08:10این بچه ها رو میبینیم؟
08:14تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خواهده
08:16در آستانه مرگه
08:18اینا بچه هاش هم
08:20این بچه ها رو میبینیم؟
08:30تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خواهده
08:34در آستانه مرگه
08:35اینا بچه هاش هم
08:37هر شیشتشون
08:43حسین من آورده اینجا؟
08:46بله
08:47خواستم ببینین که خواسته پسرتون چی بوده
08:51اون میخواست به این بچه ها نوید خوب شدن پدرشون و برگشتنشون به خونه رو بده
08:56شاید به خانواده های دیگه هم همین مجدر رو بده
08:59همه ی اون خانواده ها برای آرامش پسرتون دعا میکنن
09:02همه ی اون بیمار ها که خوب بشن زندگیشون و مدیونه پسر شما
09:06به نظر من به خواسته پسرتون عمل کنیم
09:11اون وقت میتونیم به نواهاتون بگین که پدرشون یه قهرمان بود
09:16خوب چی میگین؟ اجازه میدین؟
09:36موسیقی
09:48موسیقی
09:56موسیقی
09:58موسیقی
Comments

Recommended