Skip to playerSkip to main content
  • 1 day ago
جوانه زدن - 107# صلح & حکایت ما
فیلیز که برای ۵ خواهر و برادرش هم پدری و هم مادری میکند، روز خود را با قبض پرداخت نشده شروع میکند. فیلیز که برای پرداختن قبض ها و خرج خانه چند جا همزمان کار میکند، با اصرار دوست صمیمیش تولای به مراسم حنابندان یکی از همسایه هایشان می رود که صفحه جدیدی در زندگی او باز میکند.
اتفاق بدی که آن شب برای فیلیز می افتد باعث میشود که او با باریش آشنا شود. ‎ به لطف این اتفاق، باریش متوجه می‌شود دختری که مدتی است می‌خواهد دوباره ملاقات کند، فیلیز است و این بار نمی‌گذارد دختر از زندگی‌اش خارج شود. اگرچه او سعی می کند تمام تلاش خود را بکند تا در زندگی فیلیز اثری بگذارد ، اما واضح است که فیلیز این اجازه را به راحتی نخواهد داد.

بازیگران: هازال کایا، بوراک دنیز، رها اوزجان، یاعیز جان کنیالی، نجات اویگور، زینب سلیم اوعلو، آلپ آکار، عمر سوگی، مهمت کورهان فیرات، نسرین جوادزاده، ملیسا دونگل، برن گوک‌ییلدیز.

فیلمنامه: ابرو کجا اوعلو، وردا پارس
کارگردان: کورای کریم‌اوعلو
تهیه کننده اجرایی : دیرنچ آکسوی سیدار
شرکت تولید کننده: Medyapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00فلیس اصلا دوست ندارم تنهاد بذارم
00:02اما متاسفانه این شفت کفتی صبح برام گذاشتن
00:04فرمانده با خیلی سخت کرد
00:06باشه برونه گران نباش تنها نیستم حکمت اینجاست
00:09باشه بس من را بی خبر نزار
00:10اومدن
00:14عزیزم
00:17سلام
00:17چه خبر خوبی؟
00:26آب جی ما خوبی
00:28بابا چطوره؟
00:29بابا خوبه همونطوری
00:31پس ما چرا اومدیم؟
00:34یعنی چی چرا؟
00:35خوالی راستشو میگی دیگه آره
00:37تو معمولا نیمیزونیم و از مدرسه قیبت کنیم
00:41برای بابا اتفاقی افتاده؟
00:43حالا سر را بایی نستیم بیاییم بریم بالا
00:52برو بیاییم
00:54خب
01:09کبده بابا دیگه اصلا کار نمی کنیم
01:11چی؟
01:13یعنی چی؟
01:14یعنی نمیره؟
01:16خیلا اوکی
01:19چیزی نیست تو برو من میام
01:27دکتور گفت برای هر اتفاقی باید آماده باشیم
01:33باییم چی؟ آقا چرا؟
01:36عزیزم آروم باش
01:37ددش بریش
01:51فکرت؟
01:56چی شده فکرت؟
01:59ددش بریش
02:00تو را خوده کمک کن
02:02باشه بسر
02:03باشه چیزی نمیشه همه چی درست میشه
02:06ددش بریش
02:08تو را خوده کمکش کن
02:09تو را خوده نرزار بمیره
02:11چیزی نمیشه نترس
02:12بابا تالش خوب نیشه
02:13تو را خوده خوب بده
02:16ددش بریش
02:25درو خوده خود بده
02:26قول میدم
02:27قول میدم
02:28خوبه
02:29منو ببین
02:30گوش کن
02:31گریه دیگه نگاه
02:36خب؟
02:36ببین چی میگم
02:37نگاه که
02:38تو دیگه بزرگ شدی
02:40مگه نه؟
02:41گریه نداری
02:42باید به خوهرت کمک کنی
02:44شمیدیشی گفتم؟
02:45میشنه بیچی میگم
02:48باشه
02:50اما تو به این قول دادی
02:52قول مردونه دادی دیگه
02:54نه؟
02:55درسته
02:56من قول مردونه دادم
02:57باش
02:58خب دیگه
02:59برو فیلن پیش خوهرتینا
03:01بودو
03:15خب
03:23بچه ها من میرم براتون ساندویچ بگیرم
03:26گوش
03:28گلاس عزیزم تو دست اسمتو بگیر
03:36شما ها جلوتر بری
03:37بیا
03:37رحمت بیا اینجا
03:40چی شده؟
03:43در باره یه موضوعی میخواستم باها ترکیزم
03:46چی شده؟
03:48حکمت اینجا
03:49اینجاست؟
03:50دیشب اومد
03:51رحمت این بچه انگار یه جوری شده
03:54انگار یه بلایی سرش اومده
03:56یه جور عجیبی شده نمیفهمم چرا
03:58انگار جن رفته تو تنش
03:59انگار دیگه نمیشناسمش
04:01حالا هرچی
04:04فقط اینجا دبا نکنین باشه
04:07من چی کار اون دارم آخه
04:08باشه
04:10کلی گفتم
04:11خب
04:22همه ساندویچ میخورن؟
04:25خیلی خواه شما بیشینی من میگیرم
04:27نه با با زحمت نکش خودم میگیرم
04:29اسمت جون ساندویچه چی برات بگیرم؟
04:31پانیر گردو
04:32شما ها؟
04:34فرقی نمی...
04:35برای منم فرقی نداره
04:37باشه
04:38تو چی میخوری؟
04:39نه نمیخور
04:39باشه
04:41سلام
04:45لطفا ستا توست پانیری با ستا پرتغال
04:48درسته
04:50درسته
04:51درسته
04:52که
04:54درسته
04:56چی میل داری؟
04:57یه بحول درسته
04:58همینه همینه میارم
04:59خانم دکتر به احتمال زیادی احتاکننده داریم
05:02اینکه از مریضای مرگ مغزیمون کارت احتای اصف دارن
05:05خونه بتش هم همینجا؟
05:06بله هستم
05:07گروه خونیش چی؟
05:08اویه مصبت
05:09ممکنه کبدش به فکری الی بال بخوره
05:10ممکنه کبدش به فکری الی بال بخوره
05:14رحمت
05:15چی شده؟
05:16بچه ها رو بیار بخش مراقبت های ویژه
05:17کجا میری؟
05:19واهی خیرو باشه
05:23بگه اسمت
05:25بسرم
05:27بسرم
05:29حالا به لبه هم چی بگم؟
05:31بگم بابا تون کجا رفته؟
05:35بگم کجا رفته؟
05:37ببخش
05:40ببخش
05:41ببخش
05:42ببخش
05:43میدونم الان یکم زوده
05:44من دکتر هولیا آکسو هستم
05:46حصول بخش و احتای عضو بیمارستم
05:47به سر شما قبلا اعضای بدنشو احتا کرده
05:49اگه شما قبول کنیم میتونیم همین الان کارشو شروع کنیم
05:52ما هم الان شنیدیم
05:53شما نه انصاف داری نه ویژه داریم
05:55ما هم دل ما میخواد یک کم سب کنیم
05:57اما متاسفانه در این مورد خواست زمان نقش حیاتی رو داره
06:00مجبوریم به صورت اعضای بدنشو خارج کنیم
06:02ببینید خانم ما احتای و این چیزو سرمون نمیشه
06:04ما نمیخواییم
06:05نمیخواییم بدن بچه من رو تی که پاره تحبیلمون بدهیم
06:07من میخوام پسرمون دفت کنم
06:09جنازه رو به ما تحبیل بدین و بذارید ما از اینجا بریم
06:11اما گوش کنیم
06:12پسرتون میخواست اعضای بدنش احدا بشه
06:14با این کار جونه چند تا مریض دیگر رو از مرک نجات میدین
06:17به خانواده های بیماران در حال مرک امید میدیم
06:20خانم دکتر
06:22ما رو به حال خوادمون بذار
06:24شما از تن وجدان نداریم
06:26حال روز ما رو نمیبینیم
06:27آقا تو رو خدا
06:29بابامون داره میمیده
06:30کبد پسرتون زندگیشو نجات میده
06:32خواهش میکنم
06:34ببین دخترم
06:35امیدوارم خدا شفاه بده
06:37ولی من نمیزرم
06:38ترا خدا
06:39فیلیز خانم شما اجازه نداریم بهشون بسرار
06:41اجازه بدین به هاشون حرف بزن
06:43متاسفم ولی شما اجازه صحبت به خانواده ی احتاکننده رو نداریم لطفا بریم
06:47بریم
06:48شندین که خانم دکتر چی بفت نباید اینجا باشین
06:51چه خبر شده
06:53پسرشون کار تا احتای عضو داره
06:55الان که پود کرده خانوادش اجازه نمیده
06:57پا فیلیز الیبول اینجا چی کار میکنه؟
06:59نمیدونم یه ها پرید وسط شروع کرد با خانواده ی پسر حرف زدن
07:01ولی انتظامات اومد قضیه رو جمع کرد
07:03من باشون حرف بزنم؟
07:05خودت میدونی ولی خیلی تحت فشارشون نسار
07:07بعدا در بسراریش
07:09نمیدونم
07:11نمیدونم
07:13نمیدونم
07:15خدا رحمتشون کاری
07:17نمیدونم
07:19اگه شما میخوایید دربای احتاق و ازبینجتا حرف بزنید
07:21بهتر شروع نکنید
07:23من همشترا فید میکنم به نباهام چی بگم؟
07:27اون بخش ماهی میاین میگین بذارم
07:29بچه این نازلین اما تیک پاره کنید
07:31بس کنین دیگه
07:33دیگه بس بخواهش میکنم
07:35میدونم
07:37واقعا درک میکنم درد بزرگی ولی
07:39ولی
07:41ولی من میدونم که به نباهاتون چی بگید
07:43میشه لطفاً با من بیاین؟
07:45چرا؟
07:47میخوایید
07:49چرا؟
07:51میخوایم یه چیزی بهتون نشون بدم
07:59خوال برادرت کجا؟
08:01تو بخش مراقبت های ریجا
08:03بیز احمد تشریف بیانید از این طرف
08:19این بچه ها رو میبینیم؟
08:31تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خوابیده
08:33در آستانه مرگه
08:35اینا بچه هاش هم
08:37هر شیشتاشون
08:43حسین من آورده اینجا؟
08:45بله
08:47خواستم ببینین که خواسته ای پسرتون چی بوده
08:51اون میخواست به این بچه ها نبیده خوب شدن پدرشون و برگشتنشون به خونه رو بده
08:55شاید به خانواده های دیگه هم همین مجدر رو بده
08:59همه ی اون خانواده ها برای آرامش پسرتون دعا میکنن
09:03همه ی اون بیمار ها که خوب بشن زندگیشون و مدیونه پسر شما
09:07به نظر من به خواسته پسرتون عمل کنیم
09:11اون وقت میتونیم به نواهاتون بگین که پدرشون یه قهرمان بود
09:19خب چی میگین؟
09:21اجازه میدین؟
09:29موسیقی
Comments

Recommended