00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00PYM JBZ
01:02PYM JBZ
01:04PYM JBZ
01:06PYM JBZ
01:08PYM JBZ
01:10PYM JBZ
01:12PYM JBZ
01:14PYM JBZ
01:16PYM JBZ
01:18PYM JBZ
01:20PYM JBZ
01:22PYM JBZ
01:24PYM JBZ
01:26PYM JBZ
01:28PYM JBZ
01:30PYM JBZ
01:32خانم دکتر به احتمال زیادی احتاکاننده داریم
01:35این که از مریضای مرگ مغزیمون کارت احتای عصف دارن
01:37خونه بودش هم همینجا
01:38بله هستم
01:39گروه خونیش چی؟
01:40اویه مصفت
01:41ممکنه کبدش به فکری ایلی بول بخوره
01:43رحمت
01:46چی شده؟
01:47بچه ها رو بیار بخش مراقبت های ویژه
01:49کجا میری؟
01:51وایی خیر باشه
01:52بگه اسمت
01:55بسرم
01:58بسرم
02:01خلابه نبه هم چی بگم؟
02:04بگم باباتون کجا رفته؟
02:07بگم کجا رفته؟
02:10وایی الهه بلیرم عزیزم برای
02:15میدونم الان یکم زوده
02:16من دکتر هولیا آکسو هستم
02:18مسئول بخش و احتای عضو بیمارستم
02:20نسر شما قبلا اعضای بدنش رو احتای کرده
02:22اگه شما قبول کنیم میتونیم همین الان کارشو شروع کنیم
02:24ما هم الان شنیدیم
02:26شما نه انصاف داری نه ویژه
02:28ما هم دل ما میخواد یک کم صحب کنیم
02:29اما متاسفانه در این مورد خواست زمان نخش حیاتی رو داره
02:32مجبوریم به صورت عضای بدنش رو خارج کنیم
02:34ببینید خانم ما احتای و این چیز رو سرمون نمیشه
02:36ما نمیخواییم
02:37نمیخواییم بدن بچهم رو تیکه پاره تحبیلمون بدیم
02:39من میخوایم پسرمون دفت کنم
02:41چه نظره به ما تحبیل بدین و بذارید ما از اینجا بریم
02:43اما گوش کنیم
02:44پسرتون میخواست حضای بدنش احدا بشه
02:46با این کار جونه چند تا مریض دیگر رو از مرک نجات میدین
02:49به خانواده های بیماران در حال مرک امید میدین
02:52خانم دکتر
02:53ما رو به حال خوادامون بذار
02:56شما از تن وجدان نداریم
02:58حال روز ما رو نمیبینی
02:59آقا تو رو خدا
03:01بابامون داره میمیده
03:02کبد پسرتون زندگیش رو نجات میده
03:04خواهش میکنم
03:06ببین دخترم
03:07امیدوارم خدا شبها بده
03:09ولی من نمیذارم
03:10ترخ خدا
03:11فیلیز خانم شما اجازه نداریم بهشون
03:13باشو بریم خانم
03:13اجازه بدین به هاشون حرف بزن
03:15متاسفم ولی شما اجازه صحبت به خانواده یه احتاکننده رو ندارین
03:18لطفا بریم
03:19بریم
03:20شندین که خانم دکتر چی باید
03:22نباید اینجا باشین
03:23چه خبر شده
03:24پسرشون کار تا احتایی عضو داره
03:28الان که پود کرده خانواده اجازه نمیده
03:30پا فیلیز الیبول اینجا چی کار میکنه
03:34نمیدونم یه ها پرید وسط شروع کرد با خانواده پسر حرف زده
03:38ولی انتظامات اومد قضیه رو جمع کرد
03:40من باشون حرف بزنم
03:42خودت میدونی ولی خیلی تحت فشارشون نه سر
03:46بعدن در بسرش
03:47نگره نباش
03:47خدا رحمتشون کاری
03:50نمیدونم
03:52اگر شما میخوایید دربایی احتای عضو اینجسا حرف بزنید
03:55بهتر شروع نکنید
03:56من همش درافید میکنم به نباهام
03:58چی بگم اون بخش ماهیی میاین میگین
04:00بذارم بچه این نازلین اما تیک پاره کنید
04:03بس کنین دیگه
04:06دیگه بس مخواهش میکنم
04:08میدونم
04:09واقعا درک میکنم درد بزرگی
04:11ولی
04:11ولی من میدونم که به نباهاتون چی بگیم
04:15میشه لطفاً با من بیایی؟
04:21چرا؟
04:22میخوایم یه چیزی بهتون نشون بدم
04:23خوار برادرت کجا؟
04:32تو بخش مراقبت هاییی جن
04:34باشه
04:35بی زحمت تشریف بیانید از این طرف
04:51این بچه ها رو میبینیم؟
05:04تو اتاق یه مردی به نام فکری الی بول خوابیده
05:06در آستانه مرگه
05:07اینا بچه هاشم
05:09هر شیشتشون
05:14حسین من آوردی اینجا؟
05:18بله
05:18خواستم ببینین که خواسته پسرتون چی بوده
05:22اون میخواست به این بچه ها نوید خوب شدن پدرشون و برگشتنشون به خونه رو بده
05:27شاید به خانواده هایی دیگه همین مجدر رو بده
05:31همه ی اون خانواده ها برای آرامش پسرتون دعا میکنن
05:34همه ی اون بیمار ها که خوب بشن زندگیشون و مدیونه پسر شما
05:38به نظر من به خواسته پسرتون عمل کنیم
05:42اون وقت میتونیم به نواهاتون بگین که پدرشون یه قهرمان بود
05:47خوب چی میگین؟
05:53اجازه میدین؟
06:08موسیقی
06:24موسیقی
06:28موسیقی
Comments