00:00باشم نمیادن قد از مدرسه دور شدیم باورم نمیشن
00:03سرکان ببینه اینجا مدرسه ده کلومت فاصل است
00:06میتونی یه آدم ده کلومتر رو تو چند دقیقه میتونه بوده؟
00:09با موشه یه دقیقه راهه
00:10آقا سرکان
00:12پینا
00:14یه خواهشی از شما داشتم
00:16گوشم با توی پینا بگو
00:18میشه واسه این تراحیهی که به کرم دادید یکم دیگه بهش زمان بدین
00:22یعنی چی؟ برای این کار تو رو فرستاد؟
00:25نه اصلا اون نمیدونه من اینجا
00:27من نمیتونم بهش دسترسی بیدو کنم
00:29یعنی چی دسترسی نداری؟
00:31نمیتونم
00:31یه خواهی گفت من برمیکردم شیله و رفت
00:34پس اون موقع پینا کاری که باید بکنی اینه که بری دنبالش
00:38یعنی حالا که توی پروژه شریک بودید باید بری دنبالش
00:41همکارتو نمیتونه وسط راه تو رو ویل کنه
00:44نباید این اجازه رو بهش بدی
00:45زود باش برا
00:46برا
00:47باشی آقوزک
00:48کیرا ساعت چند از مدرسه تحتیل میشه
00:54یعنی باورم نمیشه
00:56گوشی هم ندادیم
00:57حتی اقل گوشی منو میدادیم بهش
00:59دیگه دست هر بچه
01:00من مطمئنم که کیرا سالش خوبه
01:04حمیدی تو هم یکم آروم باش
01:06آره حق داری
01:09لیدر بودن تو خونه اونه
01:10به من رفته
01:11برای همین الان مطمئنم
01:13همه رو جمع کرده
01:13همه رو رو انگوش داره میچرخونه
01:15ولی شماره منو دادی دیگه
01:17یعنی هممال من
01:20هممال خودتو
01:20ها به نظرم نورچشمی معلم شده
01:26دختر من یه فرشتگ باهوشه
01:28آره
01:29حتماً عزیزم
01:30با اون زبون شیرینش
01:32دیل همه رو به دستو برده
01:33حتماً میخوام بگم
01:34که تو شیرین زبونی به مامانش رفته
01:36ولی زبون تو یه چاقوی خیلی تیزه
01:39زبون تو چاقوی ساموراییه
01:41آره
01:42واقعاً که
01:45من از زبونی میشم
01:46اجول میشم
01:47اگر نه زبونم مشکلی ندینم
01:49خف اگه میشه ندینم
01:50اگه میشه ندینم
01:52به نظرت کیراز شجور دانش آموزی میشه
01:55خب
01:55با توجه به پدار و مادرش که
01:59دوتاشونم خیلی معفقن
02:00و با توجه به این که دوتاشونم خیلی باهوشن
02:03اونم همینطوری میشه
02:04هره شاید تا این سن خود سر بزرگ شده باشه
02:07ولی دیگه قراره با باباش باشه
02:09و منظمتر میشه
02:11مطمئنم
02:11سرکو
02:12نه بله
02:13از مدرسه زمین میزنم
02:14از مدرسه کیراز
02:15زود باش جواب بده
02:16زود باش جواب بده
02:18الو ملی که خانوم بفرمایی
02:19چی؟
02:21چی؟
02:22باشه
02:23حتماً مو همین الان جا میافتیم
02:25چی؟
02:26افتاده؟ افتادا؟
02:28نه
02:28چی شده؟
02:29ادا چی شده؟
02:31میشه به من بگی این چی شده؟
02:32باشه آرون باش
02:32با جان تو دست شویین
02:34در رو قفل کردن
02:35هیچ کس نمیتونه اونا رو بیاره بیاره
02:37اون جان هست و من پدرشو
02:39عزیزم تو بودو برو محتک کدک
02:45من بهت سر میزنم
02:47بیا اینجا بینم
02:48بیا بیا ببینم
02:49ببین
02:50من اینجا و هر وقتی خاصی میتونی بیایی پیشم
02:53در باره گه اتفاوت امروز هم با هم حرف میزنیم
02:57من که هیچ کار اشتبایی نکردم
02:59تو مدرسه قیامت بپا کردی
03:04خودتو تو دست شوی زندونی کردی
03:07منو سکته داری
03:08بازم بشمارم
03:08به منش مخصیه توه
03:09چرا به بابات بابا نمیگی؟
03:12خیلی مسخرست
03:13کراس
03:16اون موضوع به من و اون آقا رب داره
03:19کدوم مرد رو میگی؟
03:21کدوم مرده؟
03:22آقا کمال
03:24این موضوع به من و آقا کمال مربوط میشه
03:28آقا کمال نه
03:29بابا بزرگم
03:30آقا کمال
03:31بابات
03:33آقا کمال
03:35آقا کمال
03:36همینقدر
03:36همینقدر آقا کمال
03:39مثل بچه ها رفتار نکنی
03:40یکم بزرگ شد
03:41آقا کمال
03:43آقا کمال
03:45بابا
03:47دوتا تانم حق ندانین اینطوری نگام کنین
03:49ببین اشقم
03:51بابا دیکم به زمان احتیاش داره
03:53یادتو تو همش میخواستی بگی سر کند بولاتو
03:56نمیتونستی بگی بابا
03:57اونم الان میخواد بگی آقا کمال
03:59موان باید درکش کنی باشه؟
04:01باشه
04:02باشه
04:03باشه
04:04چوشه یا آقل امال بادو بارو چو سالم
04:06بادو
04:07من بهت فر میزنم باشه
04:09بادو بادو
04:14خسته نباشی
04:16هم هم
04:21خوابه دایلدز
04:24یه خبر بد برات دارم
04:26باید مجازت بشی
04:28اره
04:29میدونی چیه مجازتت؟
04:30من هر جا که نگاه کنم
04:32نگاه کنم باید اونجا باشی
04:34یعنی این که همهش باید جلای چشم باشی
04:36که محدوده چشم من
04:37دویسه هفتاد درجه هست
04:39نه سد و هشتاد درجه
04:41همه جا باید باشی
04:42و به علاوه بر اون هر موقع بخوام
04:46باید بوس به من بدی
04:48همون لحظه
04:49بوس میخوام
04:52باشه
04:53قبوله
04:54ولی مثلا تو شرکت نمیشه
04:59باشه
05:00آکه
05:01آکه
05:02ولی الان واقعا جدید دارم میگم
05:04واقعا
05:07این موضوع شام برای چیه؟
05:09ادا
05:10من نمیخوام آقا کمال و مامانم رو ببینم
05:12نمیخوام حرفاشون رو بشنوم و باهاشون حرف بزنم
05:15چرا اینا نمیفهمی؟
05:16ربطی به این موضوع نداره که
05:18پس به چی ربط داره؟
05:19یعنی هیچ ربطی به اونا نداره
05:21هدفم اینه که وقتی داریم قضا میخوریم
05:24بهشون بگیم که ما با هم دیگه
05:26من نمیخوام اونا رو ببینم
05:29ولی اگه میخواییم
05:30میتونیم یه پیغام برای همه بفرستیم
05:33و بگیم که ما دوست دختر دوست پسریم
05:35میشه؟
05:36میخوای اصلا نه یا
05:38نمیخواد اونطوری نگام کنی
05:40چون من سرم کلا نمیره
05:41من باهوشم اصلا سرم کلا نمیره
05:44من برای شام نمیام
05:46نمیام
05:48نمیام
05:49نمیام
05:50نمیام
05:51هرطور راحتی سر کن
05:53نمیام دو اله کی داری خودتو خسته میکنیم
05:55اگه شام نیای از بوزم خبری نیست
05:59واقعا که تو
06:01آه
06:02یه
06:03یه ساعت برای بالغ داری
06:05یه ساعت هم برای بچه ها
06:07تو الان تو اون حدود هاشنا مری
06:09میخوای نیا هرطور راحتی
06:11نایی خودت میتونی پس میبینمت
06:13باشه خودت بدون لبها به این قشنگی را ات دست میده
06:16میبینمت
06:18میبینمت
06:19میبینمت
06:28که راز ببین چی برات درست کردم
06:36خواهش میکنم با هم قهر نکن بیا اشتی کنی
06:38من با تو اشتی نمی کنم
06:40تو به من کمک نکردی
06:42قول میدم دیگه تکرار نشه بابر کن
06:44مامانم به هم گفته بود که پرانس و کلن ترسون
06:54این منم؟
06:55آره
06:56پس اون وقت منم با تو قهر میکنم
06:59مامانم
07:09پس این حکومت بزرگ به هم خدا؟
07:13ولی کلره از چشمای شما کینه میباره
07:16ای بابای شما چه بدونین دوستی چی آقا؟
07:19چه بدونین خدایشا؟
07:22برای چه بهتر
07:27به قول قدیمیه ها که میگن تفرقه بنداز و حکومت کن
07:29یا چقدر میکنه؟
07:31ای بابا نگه باه نگه باه نیم
07:33نکه باه نیم
07:33که آر می کنی
07:36آمه
07:38که اینطور ا ti همه منو برای شام دعوت کرده
07:41باشه کمالچی بگیم خوب می شه به نظرت
07:43باشه لگ هاتز داره سعی می کنه رابطه تو
07:46سرکان را درست کنه
07:47دستش در نکنه
07:49باشه بعدا می بینمت
07:52بای بای
07:53چی شده
07:54هنوز یه خوای سرکان آب نشده
07:57سرکان ب monkeys بدونه بر فکر
07:59پس اون موقع
08:29باز دوباره آشوب به کاروب دار
08:31ایشالا این سری به خیر بگذاره
08:34خیلی ببخشید
08:37الو فینا جان
08:44بفرما خاله
08:45سریع میخوام یه سوال ازت بپرسم
08:48خاله لطفاً اصلا جاسوسی و دروق و اینجور چیزو نخواه
08:52اصلا حاصل ندارم تو رو خود
08:55جاسوسی و دروق چیه دیگه چه ربطی داره
08:58آخه من که ایتا حالا همچین کاری کردم
09:00با خالت درست صحبت کن
09:01این اواخر سرکان رو چه پروژهی بیشتر تمرکاز میکنه پینا جان
09:07برای چی میپرسی؟
09:09میشه لطفاً زودتر جواب بدی من مادرشم
09:13خب
09:14یه کار از قطر داره
09:17قطر؟ نه اون حتماً برامون بزرگ میشه
09:21خیلی هم هوا گرمه
09:22پروژهی لیمان هم هست چون تازه برامون اومده
09:25زیاد روش کار میکنیم
09:26پروژه جدید پروژهی لیمان آلیه چه کاری هم وقت؟
09:30دینیس خانم چازه آورتتش
09:31دنبال سرمایه گذار میگردم
09:33به زودی هم خرار شروع کنم
09:35دینیس خانم داره دنبال سرمایه گذار میگرده
09:38خیلی هم خوبه
09:39ولی بار دیگه با خالت درست صحبت کن باشه
09:44خیلی خوب میبوسمت
09:46کاتاگوری ماتاگوری
09:48من همچین کاری میکنم آخه
09:50نمیش نسته تون که هنوز بدش نست
09:52آره داره سعی میکنه
09:54عدای محصوم ها رو در بیاره و به پسران نزدیک بشه
09:56آره جونما هر کاری میکنیم
09:57از روی نیتی خوب ببونه
09:58خواب ادایل دست
10:06میشه بوس منو به هم بدی دیگه
10:09چیکار میکنی یکی میبینه
10:11اشکالی نداره میتونو بوس هم کنیم
10:13من و تو صاحب این شرکتیم و به همین خاطر میتونیم همو بوس کنیم
10:16برایشان میای
10:18بیا من با کسی حرف نمیزن
10:25باشه حل
10:26همین که کنارم باشه کافیه میخواد حرف بزن
10:28حالیه
10:29پس اون موگه
10:30بوس
10:31بوس
10:31بوس
10:31دادش سر کن
10:33من یک کاری داشت
10:35الان پینا واقعا الان
10:37واقعا باورم نمیشه
10:39بگو پینا
10:39چیزش شما مگه با همین
10:42آره چی میخواستی بگی
10:44همونطور که گفتی من رفتم کرم و پیجو کردم
10:48ولی کرم نخواست برگرده سر
10:50حالیه خودش میدونه ممنونم پینا
10:53ممنونم
10:54ممنونم پینا
10:55یه نحس زهنم درگیری شد
10:58چرا کرم نمیستن کار
11:00چرا؟
11:01سرکان چیزی بهش گفتی؟
11:02چیز بدی بهش گفتی؟
11:05الان واقعا مشکل من کرمه؟
11:06آره
11:07هیچ نظری ندارم
11:09نظری نداشته باشی
11:10یعنی حتما یه چیزی گفتی
11:12اوف سرکان
11:13اوف سرکان
11:14حرف بدی نزدم
11:15حرف بدی نزدم
11:17کرم اینجوری نمی کنه
11:18آدم رو بیخبر نمیذاره
11:20حتما یه کاری کردی دلشو شکستی
11:23کارشو نپسندیدید نمیدونم
11:24من داری سنگ میزنم
11:26توان به هم
11:27هیچی نگو
11:28باید باش حرف بزنی
11:30نیست
11:32نیست که نیست
11:34اصبامش دارم سفر رو چک میکنم
11:36حتما یه ایمیلم از کترینگ برام نگیمده
11:38عزیزم لابا چون کترینگ من شروع نشده تموم میشه
11:42گیر دادن که گزاتون زیادی چربه
11:44خب شرب باشه
11:45ولی اینطوری گزا لذیستر میشه
11:47اینجوری به نظرم داری
11:53ببین پیری لگر بگی بچه داری مطمئن باش داد میسنم
11:56میگم اینجا عتیش توسی شده
11:57نه اینو نمیگم
11:58جان میخواست بره مدرسه
12:00وقت آزادش هم میاد اینجا با کیراز بازی میکنه
12:03اینگین تو واقعا یه کار داری
12:05شرکت الان بهت احتیاج داره
12:07تو شریعت حساسیه بهت نیاز داره
12:09چطور تو دورگه حساسیه ما که ده ها پروژه داریم
12:12مشکلمون همین ده تو پروژه است دیگه
12:14اونقدر پروژه گرفتیم که
12:16وقتی با همهایی که گرفتیم و
12:17حساب کتاب میکنه اصلا از پسش بره نمیام
12:20اینگین
12:20این چیه
12:23اردم
12:25چی شدی؟
12:29مادو بین
12:30بچه ها خوب هن؟
12:33بلهی که سر بچه ها نهی بردیم
12:35بچه کجا بود؟
12:36اونا عرازل کوچه و بازار هن
12:38بابا اونا عرازل او باشن
12:40حال روز منو ببین
12:41حال روز رو ببین آخه
12:43بعد قضاوت کن
12:44بگو ببینم اردم
12:46باز وقت چایی ما رو عذیت کردیم
12:47خدا ببین چه سوالی میپرسه
12:49اینم سوال آخه میکنیم
12:51مگه من چی کارشون کردم
12:52اونا دست بیکی کردن
12:54منو به این روز انداختن
12:56آخه این چه وضعه شبیه تطلو شدم
12:58ببینم اگه کیراز با جان قهر نبود
13:00قهر؟
13:02قهرن
13:03با هم قهرن
13:05بعد هم قهرن
13:07ولی ببین
13:07یه هدف مشترک داشتن
13:09یه پیشنهاد ناب دارن
13:14اگه
13:16ما هم دست بیکی کنیم
13:18میتونیم اونا رو زمین بزنیم
13:21نرتم
13:23برو بیرون
13:24برو بیرون
13:26برو بیرون
13:27بزین جای خودمو گرفتم
13:28نرتم
13:28برو بیرون بیرون
13:29برو بیرون کیادگاری نبشیم
13:30جای رو خدا نگاه کنیم
13:32من این رو بلخره میکوشمش
13:35مطمئن باشه من گروز این رو بلخره میکوشمش
13:36مطمئن باشه من گروز
13:38آخش؟
13:40کجایی تو؟
13:44آب جیه ده
13:45داری شوخی میکنه دیگه نه؟
13:46من اونقدام شخص مهمی نیستم
13:48ایدونی
13:48آره کرم فیلن نیستی
13:50آب جیه ده اونجوری نیگا نکن راست میگه
13:54باشه کرم مشکل چیه؟
13:59چرا کار تو بیر کردی؟
14:00بهش عادت نکردم
14:01بس پسش بر نایمدم
14:02خوشم نایمد
14:02اگه دنبال یه دلیل میکردین
14:03یکی از اینا رو انتخاب کنی
14:05سرکان چیزی بهت گفته؟
14:07میچونی به هم بگی؟
14:08اینجا بودنش چیزی رو عوض نمی کنه
14:10راحت به هم بگو
14:11چیزی گفته که دلت شکسته
14:13یک کاری کرده که
14:14اعتماد به نفس تو از دست بدی؟
14:18خب درسته که با آقا سرکان
14:19به عنوان یه رئیس از هم خوشمون نمیاد
14:21بلی
14:21موضوعی نیست
14:23پس شیه موردم از کنچکاوی
14:26آب جیه ده
14:26من نمیتونم تو این شرکت کار کنم
14:28نمیتازه به هم
14:29قلبم میگیره
14:30زخمی میشم نمیتونم
14:32آشق شده
14:35آره؟
14:40چی؟
14:40اشق چی بابا؟
14:43این کار نکن
14:44سرخ شدی
14:45خب چرا داری از اشق فرار میکنی؟
14:49فرار نکن
14:51یه جوری میتونی بین اشق و کار
14:53تعدال برقرار کنی آسونه
14:55کی داره اینو میگه
14:57اونقدرام راحت نباشه
15:03به امتحانش میارزه
15:05اگه نه
15:06که؟
15:07برای کسی که عرضشش رو داره
15:09مسیرت رو تغییر بده
15:10حق داری
15:13شاید هم نمیارزه
15:14ولی من چرا فرار میکنم؟
15:17آره؟
15:19خب باشه
15:20پس فردا سر صبح اینجایی
15:22الان هرگاری دوست داری
15:24میتونی انجام بدی
15:25ولی فردا میخوام همینجا ببینمه
15:26در باره ترها حرف میزنیم
15:28باشه
15:29ولی دیگه نمیری و به خبرمون نمیذاری
15:31باشه
15:33باشه
15:34پس فرا عاشق
15:36خب
15:41ادایلدز
15:42دیدی که مشکل از سرکان بلاد نبود
15:45دیدی؟
15:46ها؟
15:46توقع مدال افتخار داری؟
15:48اگه مدال افتخار بوزه باشه من توقع پنج تا مدال دارم
15:52اصلا فرصتو از دست نمیده
15:54بذاریم به حساب فرصتهایی که از دست رفته
15:56خب آمادم
15:57پس چشماتو ببند
15:59اینجوری دوست ندارم
16:00ببند
16:00دلم میخواد نگاه کنم
16:01ببند چشماتو
16:02ببند چشماتو
16:06میبوسی نه؟
16:08اه
16:08بیا
16:09پس
16:18مثل بچه های تازه به سن بلوغ رسیده میشیم
16:23باشه دایلدز
16:25میبینم چوب خطت
Comments