00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00PYM JBZ
01:29PYM JBZ
01:59PYM JBZ
02:05Yanlışlarımdan ders alacak kadar olgun değilim.
02:11Bu yalan bir mecburiyet yoksa sana vurgun değilim.
02:17ama gözlerinde bir ışık kalbimin tıkırtısı içim içime sığmıyor ya bu neyin kıpırtısı.
02:29PYM JBZ
02:31PYM JBZ
02:35PYM JBZ
02:37PYM JBZ
02:41PYM JBZ
02:43PYM JBZ
02:45PYM JBZ
02:47PYM JBZ
02:49PYM JBZ
02:51PYM JBZ
02:53PYM JBZ
02:57PYM JBZ
02:59PYM JBZ
03:01PYM JBZ
03:03PYM JBZ
03:05PYM JBZ
03:07PYM JBZ
03:09PYM JBZ
03:11PYM JBZ
03:13PYM JBZ
03:15PYM JBZ
03:17PYM JBZ
03:19PYM JBZ
03:20PYM JBZ
03:21PYM JBZ
03:45PYM JBZ
03:47موسیقی
04:17موسیقی
04:47موسیقی
04:49موسیقی
04:50موسیقی
04:51موسیقی
04:52موسیقی
04:53موسیقی
04:54موسیقی
04:55موسیقی
04:56موسیقی
04:57موسیقی
04:58موسیقی
04:59موسیقی
05:00موسیقی
05:01موسیقی
05:02موسیقی
05:03موسیقی
05:04موسیقی
05:05موسیقی
05:06موسیقی
05:07موسیقی
05:08موسیقی
05:09موسیقی
05:10موسیقی
05:11موسیقی
05:12موسیقی
05:13موسیقی
05:14موسیقی
05:15موسیقی
05:16سلیم منتظره
05:46سلیم منتظره
06:16موسیقی
06:46سلیم منتظره
07:16بسیار بسنی
07:18موسیقی
07:24موسیقی
07:26بسی اینه که بچه ها با قصه هایی خوب بزرگ بشن
07:29البته خوب تا اینو نمیفهمی
07:31اوی خیلی خوبی میده
07:56چیه؟
08:20چی؟
08:21چیه؟
08:23چرا اینجوری نگاه میکنی؟
08:25ما کار اشتباهی نکردیم
08:26یعنی اونجا اتفاق اشتباهی نیفتن
08:28من همچین چیزی نگفتن
08:30چشمت میگم
08:31چی کار کردیم مگه؟
08:33خب سردمون شد خوابمون باریم که چیز اشتباهی نیست
08:36آره خب
08:37آره
08:38دو تا آدم بالغی هستیم که در شروف ازدواجیم
08:43دو تا آدم بالغیم
08:45در شروف ازدواج
08:46دقیقا دارست
08:47ازدواج میکنیم
08:48خیلی خوشبخت میشیم ازدواج میکنیم
08:50ازدواج میکنیم
08:52زود
08:52که
08:54اگه میخوایی در مورد این موضوع با جزیات حرف بزنیم
08:59بله اردم
09:05میتونم برم
09:07اگه بخوایید من الان میتونم برم
09:09ولی میخواستم این چیزی بگم
09:10من چی میخواستم بگم؟
09:12باشه اردم ماهم نیست
09:14میشه فرید و صدا کنیم
09:15میخواییم یه جلسه حیات مدیوره تشکیل بدن
09:17البته باشه
09:19یعنی واقعا
09:24آره
09:24سیلین داری چی کار میکنی؟
09:36دارم جم و جور میکنم عزیزم
09:38دقیقا چرا داری جم و جور میکنی؟
09:41انگار نمیدونی چی شده
09:43عزیزم من درکت میکنم
09:45ولی تنارهایت اینه؟
09:46رفتن بازم میری؟
09:48پیرل چیز دیگهی به ذهنم نمیرسه
09:50نمیتونم تحمل کنم
09:52وایسته
09:59خیلی خواب باشه قبضای شرکت رو بفرستید من میفرستم حساب دارید
10:09باشه خیلی ممنونه هم سلامت بشید ممنونه
10:11اشکام؟
10:15چی شدی؟
10:15تو چرا داری گرگه میکنی؟
10:17تو برگشی نراحت شدی اشکام؟
10:19سلین
10:19سلین چش شده؟
10:22میخواد استفا بده بره
10:24یعنی چی برگشی؟
10:26انگار نمیدونی چه اتفاقی افتاده نه؟
10:28باشه اشکام ولی نباید به خاطر این نراحت بشی
10:31تو نباید این کار رو با خودت بکنی
10:33ازیزم؟
10:33میتونم ولی نراحت میشم دیگه نمیتونم خودم رو کنفرل کنم
10:36به خاطر هرمون است
10:36چون واقع دیگه نمیتونم خودم رو کنفرل کنم
10:39آهênciasم
10:41میتونم شدم
10:42آی
10:45توی این شرکت همه چیمون تکمیل بود
10:47فقط بامب هرمونی مون کم بود
10:48ای ای ای آی
10:51بامب هرمون بامب
10:54وید من
10:58اشکم اونطوری نگافته.
10:59ازیزم آرومش.
11:00این طرق میخواد بگه که مثل به ازیزم.
11:02ازیزم.
11:03پیرید آرومش.
11:04پیرید آرومش.
11:05ازیزم.
11:06خواهش میکنم.
11:07ازیزم.
11:08نکن این کار.
11:09ازیزم نکن.
11:12هردم.
11:14آی من باید دارم سر جلسه.
11:16باید دارم.
11:17من سر رو میکشم.
11:19میکشمت.
11:20میکشمت هردم.
11:21که جلسه داری.
11:22آن جلسه داری.
11:23اصلا آده آماده هست.
11:24درسته؟
11:25خیلی خوبه.
11:26عالیه.
11:27باز دنبوله.
11:28چی هستی؟
11:29بایسته حاله ها میبینی.
11:31صبح خیر.
11:32صبح خیر.
11:35یه جلسه ترتیب دادی.
11:36میخوام تو هم اونجا باشی.
11:38باشه؟
11:39سرکامات.
11:40اسفانه من نمیتونم بیام.
11:41تمبلیت میاد؟
11:42تو هم باید باشی.
11:43چونکه این جلسه رو به خاطر تو ترتیب دادن.
11:46بهتره من وقتتون رو نگیرم.
11:48بفرماید.
11:49این چیه؟
11:51درخواست استفا.
11:53قبول میکنم.
11:56خواهش میکنم ادا.
12:01بذار اول بریم جلسه.
12:03بعدش تصمیم میکیریم.
12:04سرکام.
12:05من فکر نمی کنم.
12:06بیشتر از این بتونم اینجا مفید باشم.
12:08ازت خواهش میکنم.
12:12باشه.
12:13عالیه.
12:18با توجه به این که خیلی کار داریم.
12:20با توجه به این که خیلی کار داریم.
12:22بهتره بگین این جلسه برای چی تشکیل شده.
12:24اصناد آمادن؟
12:25بله آقا سرکان آمادن.
12:28ممنونم.
12:29بفرمید.
12:33خب دوستان اصولا شما باید شاهده این باشین.
12:35چون میخواستم این کار رو روز تولد سلین انجام بدم.
12:38ولی متاسفانه.
12:43فرصت نشد.
12:44و برای همینم این برای تو هست.
12:49یعنی میخوایی بگی ما رو اینجا جمع کردی که بگی روز تولد شادت رفته بوده و هدیهش رو نشونمون بدی؟
12:54سرکان این یعنی چی؟
12:55این یعنی این که از این به بعد پنج درصد از سهم شرکت مال تو هست.
12:59چی؟
13:01این یعنی چی؟ چطور؟ چطور ممکنه اون وقت؟
13:12این موضوع یعنی که آقا سرکان پنج درصد از سهم خودشون رو به سلین خانوم داده.
13:17سرکان لطف داری ولی من قبول نمی کنم.
13:19برای چی نمیتونی به پذیری؟
13:21لطفا منو با بقیه اشتباه نگیر.
13:24من اینجا چون تو ازم خواستی. برای همین نمی پذیرم.
13:34من متوجهم که چی میگی سلین ولی من خیلی وقت اینو میخوام به تو بدم. لطفا امزاش کن.
13:43سرکان خیلی ممنون خیلی لطف داری ولی قبول نمی کنم.
13:48میشه لطفا بشینی سلین؟ ببین.
13:50مداره که این یک سال اخیر رو بررسی کردم و دیدم که تو به اندازه این سهم که دارم بهت میدم قبل تر به ما دادی.
14:02پس زهماتی هم که برای شرکت کشیدی قابل چشم پوشی نیست.
14:06میبینی که نمیخواد.
14:08نمیخواد. خب برای چی اصرار میکنی؟
14:12باشه.
14:16نراحتت نمی کنم.
14:23حالیه.
14:25تو نمیتونی هرطور که دلت میخواد تو این شرکت رفتار کنی.
14:28وقتی میخوای یه تصمیمی بگیری باید قبلش از ما هم بپرسی لاغل یه مشورت بکنی.
14:32الان حرف زدن.
14:34بهتره که آرون باشیم. کاری نیست که انشه با حرف زدن درستش کرد. پس لطفا آرون باشیم.
14:39این سهم روی کاغذ مال منن ولی میخوام همه رو تو برا مدیریت کنی.
14:45باشه.
14:46حسله اینجور درگیری ها رو ندارم.
14:48حله پس...
14:52حله پس...
14:55خب سرکن منتظر توضیح تستم. برای چی با ما مشورت نکردی؟
14:59از سهم خودم دادم.
15:01هر کسی میتونه سهم خودشو آزادانه بفروشه. از نظر حقوقی هم هیچ اشکالی نداره.
15:06آفرین جرم.
15:09لاقل از روی عدب هم که باشه باید به ما میگفتی. درسته ممکنه این حق داشته باشی ولی لاقل از روی عدب باید به ما میگفتی.
15:16وقت نکردم.
15:18ولی وقت کردی مدارکشو آماده کنی.
15:20سرکان، ادا داره درست میکه. بهتر بود که با ما هم یه مشورتی میکردی.
15:26دوستان سلین غریبه نیست. قبلا هم تو این شرکت کار کرده و قبلا اینجا سهم دارود.
15:33علاوه بر این، بابای سلین و هم بابای من از مؤسسان این شرکت هستن.
15:39طوری نیست. کاریش هم نمیشه کرد. پس بهتره که بگیم مبارکه.
15:44و به این فکر کنیم که چجوری میتونیم آینده شرکتو بهتر کنیم.
15:47خوبه. خیلی ممنونم دوستان. آلیه. برخلاف بعضی ها از این که سنجیده رفتار کردین، خیلی ازتون ممنونم.
15:54پس ختم جلسه رو اعلام میکنم.
15:57چطور میتونین انقدر مردون رفتار کنین؟
16:00در موردش بدن حرف میزنیم. واقعا که همچنشیزی قابل قبول نیست.
16:04تو بخوای یه آب لیمو بخور. امروز یه لیمو بخور. ادا.
16:10خسته نباشین.
16:17سرکان.
16:20بله. فرید.
16:22نخواستم سر جلسه طولش بدم ولی حق بایده است.
16:24من اینطور فکر نمیکنم.
16:26یعنی برات سخت بود که قبلش به همون خبر میداد یا در مورد شرص میزده؟
16:29حق داری. ما در کل در تصمیم گیری با هم مشورت میکنیم.
16:32فقط این که من دارم از صحام خودم بهش میدم فرید.
16:36مشکلی نیست نه؟
16:37یعنی؟
16:38یعنی به هیچ کس ربطی نداره.
16:40باشه.
16:42پس خسته نباشی.
16:44ممنونم فرید.
16:57خیر باشه.
16:58نه اینگین. چیز مهمی نیست.
17:00ببینم باسم قصه یک درسده؟
17:02خب اصلا به نظرم موضوع فقط درسد نیست.
17:05یعنی هیچ ربطی به درسد نداره.
17:07کسی نباید سر خود رفدار کنه.
17:09ما هممون با هم شرکت رو اداره میکنیم.
17:11حق داریم.
17:13تا منم به اتحق میدم داداشت.
17:15ولی خب دوتاشونم خیلی سخت گذاردن.
17:18فکر کنم باید یه ذره درکشون کنیم؟
17:20صد درصد این طوره.
17:22ولی مهم اینه که درک متقابل باشه.
17:24نمیدونم. شاید من اشتباه کرده باشم.
17:26نه باسم حق داری.
17:28اگر میخوای بیا با هم با سرکان حرف داشت.
17:30نه والا. من حرف زدم.
17:31سرکان تصمیم گرفته خود سر رفدار کنه.
17:33نمیشه کاریش کرد.
17:34ازت ممنونم انگین.
17:36خسته نباشه.
17:37شربانت.
17:38تصمیم گرفتی؟
17:40های بابا.
17:41الان پنی درصد سرکانو گرفته مگه نه؟
17:44حتما یک کاری میکنه بهش بگیم رئیس.
17:46اون حتی وقتی امزا میکرد راضی نبود ملو.
17:49جرن. تو نمیدونه اون چه افریته ایه.
17:52ولی ادام خیلی عصبونی شده.
17:55آها. حلال زاده هم که اومد.
17:59تو چطور این قضیه رو بهم نگفتی؟
18:01چون که توی کار من خبردادن به تو درست نیست.
18:05جوابت اینه؟
18:08جرن. ما دوستیم. ما رفیقیم. حتی اقل باید به ما حشدار میدادیم.
18:12برای چی باید حشدار میدادم که مانش بشی؟
18:15ببین قضیه این نیست.
18:17یه لحظه. جرن. تو چیزی به ادا نگفتی؟
18:20نه نگفتم. مجبورم نیستم که بگم.
18:23بچه ها یارو از پنجا درصدش پنج درصدو به دختره داده.
18:26من باید چی کار کنم. ها به من چه؟
18:28جرن. تو هیچی متوجه نشدی تا امروز.
18:31جرن. ما این همه نقشه کشیدیم برای اینکه سرکان به ادا حسودیش بشه.
18:35برای اینکه اصلین جدا بشه و بازم همه چی یادش بیا.
18:38باشی. ولی من مجبور نیستم وارد این بازی بشم.
18:41من مجبور نیستم وارد این بازی بشم.
18:43میخواستین چی کار کنید؟ میخواستید مانه بشید؟
18:45میخواستید بازم یه نقشه دیگه بکشید؟ ببخشید.
18:47بابرم نمیشه واقعا. بابرم نمیشه.
18:52ملو یا این به خودش میاد یا دوستی ما تموم میشه.
Comments